راسخون

چند عدد شعر زیبا

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

نمی دانم کدامین لحظه در من

به لطف عشق با من نشستی

فروغ لحظه ی دیدار من را

به خاموشی شبها می شکستی

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

ای لحظه ها من ادمی دل خسته ام ترکم کنید

ای زندگی من ادمی دل مرده ام ترکه کنید

ای اشک گرم ارام ریز بر گونه ی بیمار من

لذت ببر ای غم توهم از این همه ازار من

ای لحضه ی پایان من هی امشب و فردا نکن

درد بزرگ بودنم را این همه هاشا نکن
mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

بها ر با تو

تا به کی باید رفت از دیاری به دیاری دیگر

از بهاری به بهار دیگر

نتوانم نتوانم جستن .......... هر زمان عشقی و یاری دیگر 

ای کاش ما ان دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر می کردیم

از بهاری به بهار دیگر

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

                     اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

تو نیز به من آموختی چگونه دوستت بدارم

                      اما به من نیاموختی چگونه فراموشت کنم
mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

گیرم بازم بیایی

از عاشقی بخونی

گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پشم بمونی...

روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود ...

منو به کی فروختی؟...

اون از ما بهترون بود...

میای بیا ولی حیف ...

حیف دیگه خیلی دیره ...

حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره...

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم ...

بازم میگم بدونی منم خدایی دارم...

برگشتی اما انگار  تو باختی توی بازی ...

غرورتم شکستن به چیت داری می نازی؟...

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

رهام نکن

رهام نکن عزیزم دلتنگتم همیشه

زندگی بی تو گلم، تنهایی که نمی شه

قشنگه من می دونی، دیوونه ی تو هستم

خدای قلبمی تو، عشقتو می پرستم

سکوت نکن که حرفت راه غمو می بنده

برده دلم بازی رو، به طالعش می خنده

بمون زندگیم، تا آخرش باهام باش

سر می ذارم روی شونه هات فقط تو تکیه گاهم باش

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

روز تولد تو

روز تولد تو یه روز بارونیه

مردن برات تو اون روز یه رسم مجنونیه

تولد تو مثل تولد یه نوره

بین دلامون امسال یه راه خیلی دوره

روز تولد تو یه روز خیلی نابه

یه رنگ خیلی روشن به وسعت یه خوابه

تولد تو یعنی تولد فرشته

خدا تو سرنوشتم اسم تو رو نوشته

تولد تو یعنی علت شعر شاعر

به پاس این همه عشق بمون یه بارمسافر

روز تولد تو واسه همه عزیزه

اسمونم تو اون روز ستاره پات می ریزه

تولدت واسه من تولد یه درده

نیستی و بی تو چشمام غرق سکوتی سرده

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

تنها با او ...

وقتی که در ایوان دلتنگی هایت می نشینی

وقتی که پشت یک پنجره بارونی، بی هوا شره می شوی

وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت

به اندازه ای فرصت نمی گذارد

کسی هست که می شود به او پناه برد

کسی که شب دلتنگی ها را با او می توان قسمت کرد

یک نفر هست، یک نفر که تا خواب دوباره ی چشم هایت با توست

شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن ، تنها با او

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

هزار سال به سوی تو آمدم،

افسوس!

هنوز دوری! دور از من، ای امید محال

هنوز دوری، آه، از همیشه دورتری!

همیشه، اما، در من کسی نوید دهد

که می رسم به تو!

شاید هزار سال دگر

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

۞ خوب کردی ۞

خانه عشق مرا، ویرانه کردی خوب کردی

دل بیچاره ام، دیوانه کردی خوب کردی

مرا دیوانه عالم نمودی از محبتها

بهر جامی مرا پیمانه کردی خوب کردی

من از عشقت چنان پروانه ای کشتم

میان شهرها، افسانه کردی خوب کردی

مرا از خانه ام آواره کردی ای عزیز دل

مرا همسایه ی میخانه کردی خوب کردی

تو زیبایی دریغ از عهد و پیمانت نمی دانم

چو زندانی قفس را خانه کردی خوب کردی

شگفتا عاقبت ما را پریشان کرد زلفانت

اسیر طره ی جانانه کردی خوب کردی

که "تنها" از پریشانی، نمی داند کجا گوید

مرا از دوستان بیگانه کردی خوب کردی

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

ساده نبود قصه بی تو بودن
چه ساده دل بردی اشک منو ندیدی
خطی رو خاطرات قشنگمون کشیدی
اما به انتظار برگشتنت می مونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل می خونم
چه عاشقونه خوندم چه بی بهونه رفتی
ناباورانه موندم که بی نشونه رفتی
من بی تو خیلی تنهام از تو چی مونده بر جا
جز مشتی خاطرات همرنگ خواب و رویا

mahsa021 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 833
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

آخ چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن

رفتن یه راه دشوار، واسه هرگز نرسیدن

می دونم دوستم نداری مثه روزای گذشته

من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته

می دونم فرقی نداره واست، عاشق بودن من

می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من