شرط حیات ما لایك
زنده شویم با لایك

فلسفه‌ی وجود است
بود و نبود ما لایك

غایت زندگانی است
چند هزارتا لایك

عامل اتّحاد است
بین من و شما لایك

هر كه مرا پسندد
می‌كند او مرا لایك

مهر طلب نمودم
گفت به من: بیا! لایك

(این همه چیز داری
دلبر من! چرا لایك؟!)

لندن و بمبئی لایك
قبرس و آنگولا لایك

مشرق و مغرب از او،
پر شده؛ هر كجا لایك

نیست به علم، حاجت
هست همیشه تا لایك

داده به هر هویجی
مدرك دكترا، لایك

جای گدایی پول
می‌طلبد گدا لایك

راز و نیازهامان:
یا بده مرگ، یا لایك

لایك كه داد، گوییم:
شكر، خدا! خدا! لایك!

رضا احسان‌پور