پاورچین...پاورچین...
وقتی در حین عملیات، دشمن شیمیایی زد، نعمتالله ماسکش را به یکی از رزمندهها داد و خودش بدون ماسک ماند؛
وقتی در بیمارستان از او سوال کردند چرا ماسک نزدی؟ در جواب نوشت: ماسک و لباس تا حدی دوام دارند، جائی که خدا دارد، ماسک چه کار؟
شهید «نعمتالله ملیحی»، از شهدای گردان حمزه سیدالشهدا (ع) لشکر ویژه 25 کربلا است که در روز هشتم عملیات والفجر 8 بر اثر حمله ناجوانمردانه شیمیایی دشمن بعثی به شدت مصدوم شد به طوری که هشت روز بعد در تاریخ 6 اسفند 1364 در بیمارستان به شهادت رسید.
این شهید هنگام شهادت قادر به تکلم نبود و حرفهای خود را مینوشت.
پزشکان این شهید را به خاطر جراحات وارده، از خوردن آب منع کرده بودند .....
از شدت تشنگی، نوشت :
جگرم سوخت، آب نیست...؟
((فدای لب تشنه ات یا حسین))
جزیزه مجنون ، قهرمانان وطن زیر آتش دشمن ...
دکتر ابوالقاسم بختیاری (۱۲۵۰- ۱۳۴۹ هجری شمسی) اولین ایرانی بود که در آمریکا دکتری گرفت.
"مصدق در دادگاه لاهه"
مصدق وارد شد و رفت روی صندلی نماینده انگلستان نشست! هر چی نماینده انگلیس بالا و پایین دوید و داد و بیداد که اینجا جایگاه ماست و شما باید اونطرف بشینی, مصدق بی اعتنا دستش رو روی میز گذاشت و سرش رو روی دستش!
همه از این حرکت مصدق حیرت زده بودن!! تا اینکه قاضی وارد شد و نماینده انگلیس با تظلم خواهی به این حرکت مصدق اعتراض کرد! قاضی از مصدق توضیح خواست و مصدق سرش رو بلند کرد و گفت:
جناب قاضی من تنها چند دقیقه بر جایگاه این انگلیسیها نشستم و اینها اینچنین برافروخته اند!! پس ملت من چه باید بگویند که اینها عمریست در سرزمین و جایگاه آنها چمبره زده اند و نمیروند!!
.
.
.
پاسخ زیبا و ویرانگر مصدق چنان تا پایان دادگاه بر فضا سیطره پیدا کرده بود که در نهایت رای به نفع ایران صادر شد و نفت ایران ملی گشت!
.
.
.
بعدها خبرنگاری از "چرچیل" پرسید آیا از خود زیرک تر و سیاستمدار تر میشناسید؟
و چرچیل پاسخ داد: فقط یک ایرانی هست که استاد من در سیاست است "مصدق" !
.
.
.
روحش شاد...