پاورچین...پاورچین...
نامه نوشته بود :
" برادر رزمنده سلام ، من یک دانش آموز دبستانی هستم . خانم معلم گفته بود که برای کمک به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل نفری یک کمپوت هدیه بفرستیم . با مادرم رفتم از مغازه بقالی کمپوت بخرم . قیمت هر کدام از کمپوت ها رو پرسیدم ، اما قیمت آنها خیلی گران بود ، حتی کمپوت گلابی که قیمتش 25 تومان بود و از همه ارزان تر بود را نمی توانستم بخرم . آخر پول ما به اندازه سیر کردن شکم خانواده هم نیست . در راه برگشت کنار خیابان این قوطی خالی کمپوت را دیدم برداشتم و چند بار با دقت ان را شستم تا تمیز تمیز شد . حالا یک خواهش از شما برادر رزمنده دارم ، هر وقت که تشنه شدید با این قوطی آب بخورید تا من هم خوشحال بشوم و فکر کنم که توانستم به جبهه ها کمکی کنم."
بچه ها تو سنگر برای خوردن آب توی این قوطی نوبت می گرفتند ، آب خوردنی که همراهش ریختن چند قطره اشک بود .
بــاز بــاران با تــرانه می خـــــورد بر سقف خــانه
قطره قطره ز آسمان ها با خـود آرنـد ایـن نشانـه
می رســـد آخــر به قــرآن صـــاحب خـوب زمـانه
♥•٠·
صاحبالزمان، مهدی موعود(عج) میفرمایند؛
ظهوری نیست مگر به اجازه خداوند متعال، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.
(الإحتجاج للطبرسی، ج 2، ص 478)
اِی خـدا . . ،
♡❤
اَگَر کـِنـارِ لــحظـه هآیـَم ،
تــورا ندارَم . . . ،
تــو خــود دَر کـِنارِ لحــظِه هایَــم بـآش . . . ،
آخـَر مـَن هـَربـآر،
شبیــهِ طِفلــی کـِه جـُز آغوش مادَر سَرپنـآهـی ندارَد . . . ،
بـآز بـِه تــو بَرمیــگَردَم . . .
+ " اَللّهُمَّ اجْعَلْ لی فیهِ نَصیباً مِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَةِ " . . .
♡❤
آقا جان تمام این سالها که درس خواندیم;
دبیر ریاضی به ما نگفت که حد غربت تو وقتی شیعیانت به گناه نزدیک می شوند بی نهایت است!
دبیر شیمی نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند شرایط ظهور تو مهیا می شود... !
دبیر زیست نگفت که این صدای تپش قلب نیست... صدای بی قراری دل برای مهدیست.. !
دبیر فیزیک نگفت که جاذبه ی زمین اشک های غریبانه ی توست...
جاذبه ی زمین به همان سمتی ست که تو هستی...!
دبیر ادبیات از عشق مجنون به لیلی,از غیرت فرهاد نسبت به شیرین گفت،
اما از عشق شیعه به مهدی, از غیرتش به زهرا(س) نگفت.. !
دبیر تاریخ نگفت که اماممان امسال سال چندم غربتش است؟!
نگفت غربت اهل بیت علی(ع) از کی شروع شد و تا کی ادامه دارد..
.
دبیر دینی فقط گفت که انتظار فرج از بهترین اعمال است
اما نگفت که انتظار فرج یعنی گناه نکنیم و یعنی گناه نکردن از بهترین اعمال است!
دبیر عربی به ما یاد داد که مهدی اسم خاصی است که تنوین پذیر است!
اما نگفت که مهدی خاص ترین اسم خاص است که تمام غربت و تنهایی را پذیرا شده است...
فدای غربتت یابن الحسن ♡
هر چه از یار رسد، نیکوست ...
♡❤
امام صادق (علیه السلام) را آنقدر آزار دادند که یک نفر می گوید در اواخر عمرشان من رفتم خدمت ایشان، دیدم یک پوست و استخوان است.
گریه کردم.
حضرت فرمودند: به حال من گریه می کنی؟
گفتم: بله.
حضرت یک بیانی دارند که خیلی حائز اهمیت است،
فرمودند: "مومن اگر مالک شرق و غرب عالم بشود به خیر اوست، قطعه قطعه هم بشود به خیر او است."...
بعضی ها می گویند کسی که پولدار است بد است، آن که فقیر است خوب است.
این ها چه حرفی است؟
این ها را ما خودمان درآورده ایم، این ها اصلا ملاک نیست، بندگی خدا ملاک است، بنده خدا در هر حال برنده است.
استاد فاطمی نیا
10 توصیه به خانمها و 10 توصیه به آقایان (حاج آقا قرائتی )
❤♡
خانم عزیز :
♡ به شوهرت افتخار کن.
♡ کسی را با او مقایسه نکن.
♡ اقتدار و غرور او را نشکن.
♡ دلبری و فریبایی و طنازی پیشه کن و در خواست هاتو با ناز و دلبری برآورده کن.
♡ پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه.
♡ هیچگاه بدون آرایش مقابل شوهرت نشین.
♡ لبخند قشنگت را در هیچ شرایطی با اخم معاوضه نکن.
♡ برای شوهرت هدیه بخر و همیشه روزای خاص زندگی تو جشن بگیر.
♡ وقتی وارد خونه می شه، به پیشوازش برو. دستشو بگیر. بِزار روی صورتت.
♡ وقتی غذا رو سر سفره می ذاری به او بگو : نمی دونم خوشت میاد یا نه ؟!
آقای عزیز:
❤ واژه « دوست داشتن »را فقط برای او هزینه کن!
❤ از عشقت برای او هزینه کن ، نه فقط از ثروتت!
❤ زیبایی همسرت را ستایش کن!
❤ از دست پختش تعریف کن !
❤ اقتدار و صلابت را جایگزین خشونت کن!
❤ هر وقت بهت شک کرد ، با صداقت و مهربانی مطمئنش کن!
❤ اگه گفت : دلم گرفته تو این خونه !
بگو : در اولین فرصت روی دوشم سوارت می کنم تو آسمونا میگردونمت !
❤ اگه گریه کرد ، خیلی دستپاچه نشو ! فقط نوازشش کن!
❤ اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم !
بگو : بهت حق می دم ! تو خیلی صبوری ! ازت متشکرم !
❤ اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه !
اشتباهی خونه یه خانم مُسنی رو گرفتم،
اومدم معذرتخواهی کنم هی میگفت مینا جان تویی؟
هی میگفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم،
باز میگفت مینا جان تویی مادر؟
می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید!
اسم سوم رو که گفت دلم شکست...
گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.
اون قدر ذوق کرد که چشام خیس شد.
چه مادر و پدرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ما هستن..
ازشون دریغ نکنیم!
نان حلال بر سر هیچ سفره ای بیات نمیشود...
پیـــــرمردی موبایلشو بـرد تعمیر کنه . . .
بـعداز مدتی آقایی که موبایل تعمیر میکرد گفـت :
موبایلت سالمه پدرجـان ، چیزیش نیست …
پیـــــرمرد با صدای غمگین گفت :
پس چـرا بـچه هام زنگ نمیزنن؟؟
بعضی وقتا رو بعضیا یه حساب خاص باز می کنی
بعد یه مرتبه
سر یه مساله بیهوده و بی ارزش حرکتی نشون میدن که اصلا باورت نمیشه
اینطور وقتا یه حس خیلی بد نسبت به آدما پیدا می کنی ...
که ممکنه این حست روزها طول بکشه
سر مسائل کم ارزش و پوچ ... جدل کردن با کسی که قبلا اسمش دوست بوده ...
آدمو از خودش خسته می کنه !