پرتگاه زندگی
پرتگاه زندگی
اینجا نشسته ام بر لبهء پرتگاه
مرگ را احساس می کنم
تمام خاطره ها را یک به یک از یاد می گذرانم
نه جراتی برای پریدن دارم
و نه میلی برای عقب کشیدن و ادامه
نمی دانم چه خواهد شد
بودنم را که کسی یاد نکرد
شاید این بار رفتنم را همگی یاد کنند