راسخون

پندها

a_mazaheri کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 2011
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
لطفا پندهای آموزنده خود را برای استفاده دیگران بگذارید
a_mazaheri کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 2011
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

مردی از دست روزگار سخت می نالید .

 پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟

 فرد شاکی تف کرده و گفت :خیلی شور و غیر قابل تحمل است.

استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟

فرد شاکی گفت "خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری اب همان سختی های زندگی است .شوری  این دو اب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود.سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.لیوان مباش دریا باش


moltazam کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 169
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
گنجشک به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم،سر پناه بی کسیم بود،طوفان تو آن را از من گرفت،کجای دنیای تو را گرفته بودم؟
خدا گفت:ماری در لانه ات بود،تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی!چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم بر خاستی. 
mashhadizadeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25019
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

جالب بود