0

بحث و گفتگو در مورد غیبت

 
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

بحث و گفتگو در مورد غیبت

کاربران گرامی خواهشا به دو سوال زیر با توجه به اطلاعات خودتان جواب بدهید.

1- اگردریه جمع خودمونی نشستید و فردی پشت سرکسی غیبت میکنه شماعکس العملتون چیست؟

2- از نظر شرعی موارد جواز غیبت کردن  کدامند. به عبارت دیگر(درچه صورتی غیبت کردن اشکال ندارد)؟

منتظر جواب شما هستم؟

 

 

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 5 آذر 1393  12:42 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon nezarat_ravabet omiddeymi1368 hessamnice salma57 shayesteh2000 mohammad98 alirezaHmzezadh moradi92
hessamnice
hessamnice
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1392 
تعداد پست ها : 4099
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

1) من خودمو به نشنیدن میزنم و خودمو به کاری مشغول میکنم ولی با خودم حرفهایی که شنیدم رو مرور میکنم تا ببینم راست هست یا نه. در کل سعی میکنم حرفی نزنم مگر اینکه بخوام از طرف، دفاع کنم. البته خدا رو شکر در جمع هایی که هستم کسی، غیبت نمیکنه. حداقل من ندیدم.

 

2) فکر میکنم اگر صحبت از روی دوستی و دلسوزی باشه غیبت به حساب نیاد.

 

راستش خیلی وقت بود درباره غیبت بحثی نداشتم و ذهنیتم نسبت به غیبت رو فراموش کردم!

واقعا یه لحظه تو جواب دادن به این سوالات، موندم. این چیزایی که نوشتم واسه آخرای ذهنیتم بود که فراموش کردم

بهتره برم مطالعه کنم. ممنون بابت این بحثتون.

 

.: آخر ای مولای من چندی به درگاهت شدم / در طریقت، از دل و جان پیرو راهت شدم :.


.: محو روی آن جمال پاک چون ماهت شدم / ذره ای گشتم ز خاک و زیر پاهایت شدم :.

چهارشنبه 5 آذر 1393  4:13 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 salma57 shayesteh2000 nezarat_ravabet mohammad98 farshon moradi92
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

در مورد غیبت نباید بحث کرد که

پشت سر غیبت ، غیبت میکنی

تمام هفته گناه و غروب جمعه دعا             کمی خجالت از این انتظار هم خوب است           الهم عجل لولیک الفرج

چهارشنبه 5 آذر 1393  5:12 PM
تشکرات از این پست
salma57 shayesteh2000 nezarat_ravabet farshon moradi92
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

یاد شعر سعدی افتادم. در دوران تحصیل می خوندیم. اولش رو حفظ بودم بقیه رو سرچ زدم.

سه کس را شنیدم که غیبت رواست

وز این درگذشتی چهارم خطاست

یکی پادشاهی ملامت پسند

کز او بر دل خلق بینی گزند

حلال است از او نقل کردن خبر

مگر خلق باشند از او بر حذر

دوم پرده بر بی حیائی متن

که خود می‌درد پرده بر خویشتن

ز حوضش مدار ای برادر نگاه

که او می‌درافتد به گردن به چاه

سوم کژ ترازوی ناراست خوی

ز فعل بدش هرچه دانی بگوی

 

 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 5 آذر 1393  5:39 PM
تشکرات از این پست
shayesteh2000 shirdel2 nezarat_ravabet mohammad98 farshon moradi92
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت


نقل قول hessamnice

1) من خودمو به نشنیدن میزنم و خودمو به کاری مشغول میکنم ولی با خودم حرفهایی که شنیدم رو مرور میکنم تا ببینم راست هست یا نه. در کل سعی میکنم حرفی نزنم مگر اینکه بخوام از طرف، دفاع کنم. البته خدا رو شکر در جمع هایی که هستم کسی، غیبت نمیکنه. حداقل من ندیدم.

 

2) فکر میکنم اگر صحبت از روی دوستی و دلسوزی باشه غیبت به حساب نیاد.

 

راستش خیلی وقت بود درباره غیبت بحثی نداشتم و ذهنیتم نسبت به غیبت رو فراموش کردم!

واقعا یه لحظه تو جواب دادن به این سوالات، موندم. این چیزایی که نوشتم واسه آخرای ذهنیتم بود که فراموش کردم

بهتره برم مطالعه کنم. ممنون بابت این بحثتون.

فکر کنم باید بریم دوباره غیبت رو تعریف کنیم. غیبت هرگونه گفتگویی پشت سر برادر دینی در صورتی که خود فرد دوست نداشته باشه. (اگه واقعیت داشته باشه که میشه غیبت، ولی اگه واقعیت نداشته باشه میشه تهمت)

خیلی از ما خواه ناخواه درگیر این مساله میشیم، وقتی خودمون داریم پشت سر دیگری حرف می زنیم و بهمون بگن چرا غیبت می کنی، میگیم راست میگم، یا حتی بدتر میگیم نمیدونم من هم شنیدم.

خیلی وقتها شاید ناخواسته ما هم گرفتار این گناه میشیم. از روی دلسوزی باشه یا از روی تنفر، یا حتی بی تفاوتی! فرقی نمی کنه. مهم اینه وقتی همون حرف رو بخواهیم تو روی همون فرد بزنیم، یا بخوان حرفی که ما زدیم رو به طرف بگیم، ناراحت میشه، شاید هم به روی خودش نیاره. ولی همین میشه غیبت. 

تازه بعضی مواقع اسمش رو هم میذاریم ذکر خیر!

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 5 آذر 1393  5:46 PM
تشکرات از این پست
hessamnice nezarat_ravabet mohammad98 farshon moradi92
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

مجموعه احادیث غیبت.

 
1- پيامبر صلى الله عليه و آله:

أَتَدرونَ مَا الغيبَةُ؟ قالوا: اَللّه  وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ قيلَ: أَرَأَيتَ إِن كانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن كانَ فيهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم يَكُن فيهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛

آيا مى دانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى گويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى گويى در او باشد، غيبتش كرده اى و اگر آنچه مى گويى در او نباشد، به او تهمت زده اى.

(الترغيب و الترهيب، ج3، ص515، ح31)

2- پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه  صَلاتَهُ وَ لا صيامَهُ أَربَعينَ يَوما وَ لَيلَةً إِلاّ أَن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛

هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.

(بحارالأنوار، ج75، ص 258، ح53)

3-امام صادق عليه السلام:

اَلغيبَةُ أَن تَقولَ فى أَخيكَ ما سَتَرَهُ اللّه  عَلَيهِ وَ أَمَّا المرُ الظّاهِرُ فيهِ مِثلُ الحِدَّةِ وَ العَجَلَةِ فَلا؛

غيبت آن است كه درباره برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پوشيده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهاى آشكارى چون تندخويى و شتابزدگى غيبت نيست.

(بحارالأنوار، ج75، ص246، ح7)

4- امام صادق عليه السلام:

إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَ لا غيبَةَ؛

هرگاه شخص فاسق و گنهكار آشكارا گناه كند، نه حرمتى دارد و نه غيبتى.

(بحارالأنوار، ج75، ص253، ح32)

5- امام على عليه السلام :

اَلسامِعُ لِلغيبَةِ كَالمُغتابِ؛

شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است.

(غررالحكم، ج1، ص 307، ح1171)

6- پيامبر صلى الله عليه و آله:

كَفّارَةُ الاِغتيابِ أَن تَستَغفِرَ لِمَنِ اغتَبتَهُ؛

كفّاره غيبت اين است كه براى شخصى كه از او غيبت كرده اى، آمرزش بطلبى.

(امالى طوسى، ص 192)

7- پيامبر صلى الله عليه و آله:

إِذا وُقِعَ فِى الرَّجُلِ و َأَنتَ فى مَلأٍ، فَكُن لِلرَّجُلِ ناصِرا و َلِلقَومِ زاجِرا وَقَمُ عَنهُم؛

اگر در ميان جمعى بودى و از كسى غيبت شد، او را يارى كن و آن جمع را از غيبت كردن بازدار و از ميانشان برخيز و برو.

(كنزالعمال، ج3، ص586، ح8028)

8-پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلغيبَةُ اَسرَعُ فى دينِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الكِلَةِ فى جَوفِهِ؛

غيبت كردن در (نابودى) دين مسلمان مؤثرتر از خوره در درون اوست.

(كافى، ج2، ص357، ح1)

9- امام باقر عليه السلام:

مَنِ اغتيبَ عِندَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَنَصَرَهُ و َأَعانَهُ نَصَرَهُ اللّه  فِى الدُّنيا و آلخِرَةِ وَ مَنِ اغتيبَ عِندَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَلَم يَنصُرهُ (وَلَم يُعِنهُ) و َلَم يَدفَع عَنهُ و َهُوَ يَقدِرُ عَلى نُصرَتِهِ وَ عَونِهِ إِلاّخَفَضَهُ اللّه  فِى الدُّنيا و آخِرَةِ؛

كسى كه در حضور او از برادر مؤمنش غيبت شود و او به ياريش برخيزد، خداوند در دنيا و آخرت او را يارى دهد و كسى كه در حضور او از برادر مؤمنش غيبت شود و او ـ با آن كه مى تواند ياريش كند ـ به يارى او برنخيزد و از وى دفاع نكند، خداوند او را در دنيا و آخرت پَست گرداند.

(ثواب الاعمال، ص 148)

10- پيامبر صلى الله عليه و آله:

يُؤتى بِأَحَدٍ يَومَ القيامَةِ يوقَفُ بَينَ يَدَىِ اللّه  وَيُدفَعُ إِلَيهِ كِتابُهُ فَلايَرى حَسَناتِهِ فَيَقولُ: إِلهى، لَيسَ هذا كِتابى فَإِنّى لاأَرى فيها طاعَتى؟! فَيُقالُ لَهُ: إِنَّ رَبَّكَ لايَضِلُّ وَلايَنسى ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغتيابِ النّاسِ ثُمَّ يُؤتى بِآخَرَ وَيُدفَعُ إِلَيهِ كِتابُهُ فَيَرى فيهِ طاعاتٍ كَثيرَةً فَيَقولُ: إِلهى ما هذا كِتابى فَإِنّى ما عَمِلتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَيُقالُ: لأَِنَّ فُلانا اغتابَكَ فَدُفِعَت حَسَناتُهُ إِلَيكَ؛

روز قيامت فردى را مى آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مى دارند و كارنامه اش را به او مى دهند، اما حسنات خود را در آن نمى بيند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من در آن طاعات خود را نمى بينم! به او گفته مى شود: پروردگار تو نه خطا مى كند و نه فراموش. عمل تو به سبب غيبت كردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد ديگرى را مى آورند و كارنامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى كند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من اين طاعات را بجا نياورده ام! گفته مى شود: فلانى از تو غيبت كرد و من حسنات او را به تو دادم.

(جامع الأخبار، ص 412)

11- پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم يَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛

هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است.

(خصال، ص 208، ح 28)

12-پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلذَّنبُ شومٌ عَلى غَيرِ فاعِلِهِ اِن عَيَّرَهُ ابتُلِىَ بِهِ وَ اِن اَغتابَهُ أَثِمَ وَ اِن رَضىَ بِهِ شارَكَهُ؛

گناه براى غير گناهكار نيز شوم است، اگر گنهكار را سرزنش كند به آن مبتلا مى شود، اگر از او غيبت كند گنهكار شود و اگر به گناه او راضى باشد، شريك وى است.

(نهج الفصاحه، ح 1623)

13- امام صادق عليه السلام:

قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: وَلِلحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَغتابُ إِذا غابَ وَيَتَمَلَّقُ إِذا شَهِدَ وَيَشمَتُ بِالمُصيبَةِ؛

لقمان به فرزندش گفت: حسود را سه نشانه است: پشت سر غيبت مى كند، روبه رو تملّق مى گويد و از گرفتارى ديگران شاد مى شود.

(خصال، ص 121)

14- امام على عليه السلام :

اَدَّبْتُ نَفْسى فَما وَجَدْتُ لَها                      بِغَيرِ تَقْوَى الاْلهِ مِنْ اَدَبِ
فى كُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَتْ                       اَفْضَلَ مِنْ صَمْتِها عَنِ الْكَذِبِ
وَ غيبَةِ النّاسِ اَن غيبَتَهُم                         حَرَّمَها ذُوالْجَلالِ فِى الْكُتُبِ
اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا                        نَفْسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛

به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى ‏آن  /  ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم
و اگر از پس اين امر برنيامد                         /  براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم
و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را          /  خداوند با عظمت در كتاب‏ها حرام كرده است
اى نفس، اگر سخن تو                              /  نقره است، سكوت طلاست

(اعلام الدين، ص 273)

15- پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَن تَطَوَّلَ عَلَی أخیهِ فی غیبَةٍ سَمِعَها فیهِ فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنهُ رَدَّ اللهُ عَنهُ ألفَ بابٍ مِنَ الشَّرِّ فی الدُّنیا وَ الاخِرةِ؛

هر که در مجلسی بشنود که از برادرش غیبت می شود و آن غیبت را از او دفع کند خداوند هزار باب بدی را در دنیا و آخرت از او دفع می کند.

(من لا یحضره الفقیه، ج4، ص15)

 

 

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 5 آذر 1393  5:47 PM
تشکرات از این پست
hessamnice shirdel2 mohammad98 farshon omiddeymi1368 nezarat_ravabet moradi92
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 35499
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

اَلغيبَةُ أَن تَقولَ فى أَخيكَ ما سَتَرَهُ اللّه  عَلَيهِ وَ أَمَّا المرُ الظّاهِرُ فيهِ مِثلُ الحِدَّةِ وَ العَجَلَةِ فَلا؛

غيبت آن است كه درباره برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پوشيده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهاى آشكارى چون تندخويى و شتابزدگى غيبت نيست.

(بحارالأنوار، ج75، ص246، ح7)

این حدیث رو الان دیدم.
چیزی که در رفتار یک فرد عیان باشه، و یا موضوعی باشه که دو طرف صحبت کننده در جریانش باشند غیبت حساب نمیشه. ولی اگه موردی باشه که دوست نداره برای دیگران آشکار بشه حتی اگر واقعیت داشته باشه غیبت حساب میشه.

در زندگی بکوش. لباس صبر بر تن بپوش. با دانایان بجوش. عزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 5 آذر 1393  5:50 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 mohammad98 farshon omiddeymi1368 moradi92
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

من که سعی می کنم غیبت نکنم ولی در این صورت کلا از اون مجلس میرم بیرون

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

چهارشنبه 5 آذر 1393  6:19 PM
تشکرات از این پست
fateme74 mohammad98 salma57 farshon omiddeymi1368 nezarat_ravabet moradi92
hessamnice
hessamnice
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1392 
تعداد پست ها : 4099
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

امام صادق عليه السلام:

اَلغيبَةُ أَن تَقولَ فى أَخيكَ ما سَتَرَهُ اللّه  عَلَيهِ وَ أَمَّا المرُ الظّاهِرُ فيهِ مِثلُ الحِدَّةِ وَ العَجَلَةِ فَلا؛

غيبت آن است كه درباره برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پوشيده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهاى آشكارى چون تندخويى و شتابزدگى غيبت نيست.

(بحارالأنوار، ج75، ص246، ح7)

 

 

این فکر کنم بهترین و ساده ترین تعریف غیبت باشه. ممنون.

 

.: آخر ای مولای من چندی به درگاهت شدم / در طریقت، از دل و جان پیرو راهت شدم :.


.: محو روی آن جمال پاک چون ماهت شدم / ذره ای گشتم ز خاک و زیر پاهایت شدم :.

چهارشنبه 5 آذر 1393  6:42 PM
تشکرات از این پست
shirdel2 nezarat_ravabet mohammad98 salma57 farshon omiddeymi1368 moradi92
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت


نقل قول fatemexry

من که سعی می کنم غیبت نکنم ولی در این صورت کلا از اون مجلس میرم بیرون

سلام اجی شاید یه جایی باشه که نشه بیرون بریم به این هم فکر کردین چکار کنید
 

چهارشنبه 5 آذر 1393  8:28 PM
تشکرات از این پست
hessamnice nezarat_ravabet mohammad98 salma57 omiddeymi1368 moradi92
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

 

غيبت آن است كه در غياب كسي سخني گويند، منتهي سخني كه عيبي از عيوب او را فاش سازد. خواه اين عيب جسماني باشد، يا اخلاقي، در اعمال او باشد يا در سخنش. بنابراين، اگر كسي صفات ظاهر و آشكار ديگري را بيان كند، غيبت نخواهد بود، مگر اين‌كه قصد مذمّت و عيبجويي داشته باشد. اگر صفتي در شخصي وجود نداشته باشد و گفته شود داخل در عنوان "تهمت" خواهد بود كه گناه آن به مراتب شديدتر و سنگين‌تر است. امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ مي فرمايد: "الغيبة أن تقول في أخيك ما ستره الله عليه و امّا الامر الظاهر فيه، مثل الحدة و العجلة، فلا، و البهتان أن تقول ما ليس فيه؛ غيبت آن است كه دربارة برادر مسلمانت چيزي را بگويي كه خداوند پنهان داشته، و امّا چيزي كه ظاهر است مانند تندخوئي و عجله داخل در غيبت نيست بهتان اين است كه چيزي را بگويي كه در او وجود ندارد. "[1]

برخي آيات درباره نکوهش غيبت عبارتند از:

 

1. آية "و لا يغتب بعضكم بعضاً أيحب أحدكم أنْ يأكل لحم اخيه ميتاً فكرهتموه، و اتقوا الله، إن الله توّابٌ رحيمٌ...؛ و هيچ يك از شما ديگري را غيبت نكند، آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردة خود را بخورد؟ (به يقين) همة شما از اين امر كراهت داريد. تقواي الهي پيشه كنيد كه خداوند توبه‌پذير و مهربان است. "[2]
 

و در جملة أيحب أحدكم...؛ نخست استفهام انكاري به كار برده، و حب منفي را به "أحد"، يعني يكي از مسلمانان نسبت داده و نه به بعضي از مسلمانان، يعني نفرموده: "أيحب بعضكم" تا مشمول نفي واضح‌تر شود؛ يعني اين‌كه حتي يك نفر از شما نيز حاضر نخواهد شد كه گوشت برادر مردة خود را بخورد چه رسد به بعضي يا همه مردم و باز به همين منظور نفي مذكور را با جملة "كرهتموه" تأكيد کرده است؛ يعني اين‌كه همة شما اين امر را زشت مي‌دانيد. حاصل معناي آيه اين كه: غيبت كردن مؤمن به منزلة خوردن گوشت برادر خود در حالي كه او مرده است مي باشد.
 

آيه ياد شده اشاره به نكات اخلاقي و تربيتي دارد، از جمله:
 

1. فرد غائب همچون مرده است كه قدرت بر دفاع از خويش ندارد و هجوم بردن بر كسي كه قادر بر دفاع از خويش نيست، بدترين نوع ناجوان‌مردي است.
 

2. بي‌شك خوردن گوشت مرده سبب سلامت جسم و جان نمي‌شود، بلكه سرچشمة انواع بيماري‌ها است، بنابراين، غيبت‌كننده اگر آتش كينه و حسد خود را با غيبت به طور موقت فرو نشاند، به يقين چيزي نمي‌گذرد كه همان بذرهاي نهفتة مفاسد اخلاقي در درون جان او سر مي‌كشد و همچون خارهاي مغيلان او را آزار مي‌دهد.
 

3. غيبت‌كننده انسان ضعيف و ناتواني است كه شهامت رويارويي با مسائل را ندارد و به همين دليل به مردة برادر خويش هجوم مي‌برد.

همان‌گونه كه يك حيوان يا انسان مردارخوار، سبب انتشار انواع ميكروب‌هاي بيماري‌زا مي‌گردد، شخص غيبت‌كننده نيز با ذكر گناهان و عيوب پنهاني برادران مسلمان عوامل اشاعة فحشاء را فراهم مي‌سازد.

قرآن مجيد با ذكر اين مثال و ريزه‌كارهايي كه در آن نهفته شده به تحريك وجدان و فطرت انسان‌ها در برابر اين گناه بزرگ مي‌پردازد و شايد به همين دليل جمله را با سؤال شروع مي‌كند، تا پاسخ آن از درون انسان‌ها برخيزد و تأثير آن قوي‌تر شود، مي‌فرمايد: "آيا هيچ يك از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟"

در ضمن آيه مي‌تواند اشاره‌اي به اين نكته نيز باشد، كه موارد جواز غيبت (مانند تظلّم و رفع ستم و مشورت و اصلاح ذات البين در واقع مانند موارد اضطرار به اكل ميته است كه انسان بايد به حداقل قناعت كند. )

 

2. آية ديگري كه بر مذمت غيبت‌كنندگان نازل شده؛ آية: "ويلٌ لكل همزة لمزة"[3] مي باشد.

خداوند متعال در آيه ياد شده، با تهديد كوبنده‌اي به سراغ عيب‌جويان و غيبت‌كنندگان مي‌رود و مي‌فرمايد: "واي بر هر عيب‌جوي غيبت‌كننده‌اي كه مردم با ايمان را به سخريه مي‌گيرند، و با نيش زبان و حركات دست و چشم و ابرو، در پشت سر و پيش رو، مؤمنان را هدف تيرهاي طعن و تهمت قرار مي‌دهند.

واژة "لمزة" و "همزة" كه هر دو صيغة مبالغه، به يك معني است، و اشاره به غيبت‌كنندگان و عيب‌جويان دارد.

تعبير به "ويل" كه در آغاز اين آيه آمده است، در 27 مورد از قرآن مجيد ديده مي‌شود، كه در مقام نفرين و به معني هلاكت و يا به معني انواع عذاب است، و با توجه به موارد استعمال ويل در قرآن به خوبي روشن مي‌شود كه اين واژه در مواردي به كار مي‌رود كه كارهاي بسيار زشتي انجام گرفته است، و از اينجا روشن مي‌شود كه غيبت و عيب‌جويي از ديدگاه قرآن مجيد از زشت‌ترين كارهاست.

 

3. آية: "إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا و الآخرة؛ [4] كساني كه دوست دارند زشتي‌ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناكي براي آنان در دنيا و آخرت است.

در آيه ياد شده خداوند متعال به طور مستقيم سخن از نكوهش اشاعة فحشاء و تهديد شديد مرتكب‌شوندگان به ميان مي‌آورد و به طور ضمني، از غيبت کردن مذمت مي‌كند، زيرا اشاعة فحشاء غالباً از راه غيبت يا تهمت است. البته شأن نزول آيه در مورد تهمتي است كه از سوي منافقان به يكي از همسران پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ زده شده بود، ولي مسألة اشاعة فحشاء مفهوم عام دارد كه به ويژه غيبت را در بسياري از موارد شامل مي‌شود و هرگاه كارهاي خلافي را مردم در پنهاني انجام داده‌اند و كسي از آن آگاه نيست برملا شود، بسياري از افرادي که ايمانشان ضعيف است تشويق به انجام آن مي‌شوند. آخرين سخن دربارة تفسير آية ياد شده اين‌كه قرآن مجيد براي تأكيد بر اين مسأله مي‌گويد كساني كه دوست دارند، اشاعة فحشاء در ميان مؤمنان شود چنين سرنوشتي دارند.

 

4. آيه: "لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و كان الله سميعاً عليماً؛ [5] خداوند دوست ندارد كسي با سخنان خود بدي‌ها (ي ديگران) را اظهار كند، مگر آن كسي كه مورد ستم واقع شده باشد، خداوند شنوا و دانا است. "
 

در آيه ياد شده سخن از جواز غيبت کردن براي مظلوماني كه به دادخواهي برمي‌خيزند آمده كه از آن به خوبي غيبت بدون مجوز جايز نيست، و براي اين‌كه افرادي از اين استثناء سوءاستفاده نكنند، و به بهانة اين‌كه مظلوم واقع شده‌اند، هرجا بنشينند و به غيبت اين و آن بپردازند، در پايان آيه مي‌فرمايد: خداوند سخنان را مي‌شنود و از نيّات آگاه است. (و كان الله سميعاً عليماً).
 

از آنچه در آية مورد نظر آمد، زشتي فراوان غيبت و عواقب دردناك آن در دنيا و آخرت، به خوبي روشن مي‌شود. [6]
 

تعبيراتي كه در آيات شريفه و روايات اسلامي به كار رفته نشان مي‌دهد كه آبرو و حيثيت افراد مانند مال و جان آن ها، بلكه از بعضي جهات مهم‌تر است. همچنين بيانگر اين مطلب است كه غيبت از بزرگترين گناهان شمرده مي‌شود، حتي بزرگتر از عمل شنيع زنا؛ چنانكه رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: "الغيبة اشدّ من الزّنا؛ [7] (گناه) غيبت شديدتر از زنا است". و امام علي ـ عليه‌السّلام ـ مي فرمايد: "ابغض الخلائق إلي الله المغتاب؛ [8] منفورترين بندگان نزد خداوند غيبت‌كننده است. "


 

 

آثار زيان‌بار غيبت:

سرماية بزرگ انسان در زندگي، حيثيت و آبرو و شخصيت اوست و هر چه آن را به خطر اندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته، بلكه گاه ترور شخصيت از ترور شخص مهم‌تر است. يكي از فلسفه‌هاي تحريم غيبت اين است كه اين سرماية بزرگ بر باد نرود، و حرمت اشخاص درهم نشكند، نكتة ديگر اين‌كه غيبت، بدبيني مي‌آورد، پيوندهاي اجتماعي را سُست، بذر كينه و عداوت را در دل‌ها مي‌پاشد و گاه سرچشمة نزاع‌هاي خونين و قتل و كشتار مي‌گردد.
 

پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: "درهمي كه انسان از ربا به دست مي‌آورد گناهش نزد خدا از سي و شش زنا بزرگتر است و از هر ربا بالاتر آبروي مسلمان است. "[9]
 

و در حديث ديگري آمده است كه خداوند به حضرت موسي ـ عليه‌السّلام ـ وحي فرستاد: "كسي كه بميرد در حالي كه از غيبت توبه كرده باشد آخرين كسي است كه وارد بهشت مي‌شود و كسي كه بميرد در حاليكه اصرار بر آن داشته باشد اولين كسي است كه وارد دوزخ مي‌گردد. "[10]
 

و نيز در حديثي از پيغمبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌خوانيم: "الغيبة أسرع في دين الرجل المسلم من الاكلة في جوفه؛ تأثير غيبت در دين مسلمان از خوره در جسم او سريع‌تر است. "[11]
 

كسي كه به منظور عيبجوئي و آبروريزي مؤمني سخني نقل كند تا او را از نظر مردم بيندازد، خداوند او را از ولايت خودش بيرون كرده، به سوي ولايت شيطان مي‌فرستد و شيطان هم او را نمي‌پذيرد. [12]

 

علاج غيبت و توبة از آن
 

غيبت به تدريج به صورت يك بيماري رواني در مي‌آيد، به گونه‌اي كه غيبت‌كننده از كار خود لذت مي‌برد، و از اين‌كه پيوسته آبروي اين و آن را بريزد احساس رضا و خشنودي مي‌كند، و اين يكي از مراحل بسيار خطرناك اخلاقي است.
 

اينجا است كه غيبت‌كننده بايد قبل از هر چيز به درمان انگيزه‌هاي دروني غيبت كه در اعماق روح او است و به اين گناه دامن مي‌زند بپردازد، انگيزه‌هايي مانند "بخل" و "حسد" و "كينه‌توزي" و "عداوت" و "خودبرتربيني" و مي توانند زمينه ساز غيبت و تهمت باشد.
 

بايد از طريق خودسازي و تفكر در عواقب سوء اين صفات زشت و نتايج شومي كه ببار مي‌آورد و همچنين از طريق رياضت نفس اين آلودگي‌ها را از جان و دل شست، تا بتوان زبان را از آلودگي به غيبت باز داشت، سپس در مقام توبه برآمد و از آنجا كه غيبت جنبة حق الناس دارد اگر دسترسي به صاحب غيبت دارد و مشكل تازه‌اي ايجاد نمي‌كند از او عذرخواهي كرد، هرچند بصورت سربسته باشد، و اگر دسترسي به وي نيست براي او استغفار نمود و عمل نيك انجام داد، شايد به بركت آن خداوند متعال غيبت کننده را ببخشد و طرف مقابل را راضي سازد. [13] اميد است كه خداوند به ما توفيق ترك گناهان و انجام اعمال صالح را عنايت فرمايد. آمين

 

چهارشنبه 5 آذر 1393  8:32 PM
تشکرات از این پست
nezarat_ravabet mohammad98 salma57 farshon omiddeymi1368 moradi92
shirdel2
shirdel2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1393 
تعداد پست ها : 5535
محل سکونت : یزد

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

بنام خدا

باید اقرار نمود که متاسفانه این روزها در اکثر مجالس و دورهم نشستن ها غیبت انجام میشه و چه ما بخواهیم و یا نخواهیم مطالبی را می شنویم که مشکل آفرین هستند.اما ما با تعدادی از دوستان خود تصمیم گرفته ایم بمحض اینکه کسی در جمع ما بخواهد در مورد دیگری غیبت کند بقیه با فرستادن صلوات او را متوجه نمایند و یا با صراحت از او بخواهند که در مورد دیگران غیبت نکند.

اما به نظر میرسد در بعضی موارد گفتن مطالب در مورد دیگران مجاز دانسته شده که اسمش هم غیبت نمی باشد و برخی از آنها عبارتند از:

1- وقتی کسی در حال تحقیق در مورد فردیست که شما او را خوب می شناسید مثل تحقیق در مورد ازدواج یا استخدام و....در این جور مواقع باید بعنوان خیر خواهی دانسته ها را گفت تا بدلیل نگفتن حقایق بعدها فرد دچار مشکل نشود.

2- در مورد ظالم و ستمگر شکایت کردن و صحبت کردن اشکالی ندارد.در قرآن آمده:خداوند دوست ندارد که آشکارابدی کسی گفته شود مگر در مورد مظلوم و ستمدیده.

3-- در مورد کسی که علنا فسق و فجور انجام میدهد(البته باید هدف از صحبت کردن در مورد او جلوگیری و بازداشتن فرد از عملش باشد).

4- کسی که حرف باطلی در مورد دین اسلام میزند و به نشر اکاذیب و بدعت گذاشتن در دین اقدام می کند.

                  

چهارشنبه 5 آذر 1393  9:04 PM
تشکرات از این پست
hessamnice nezarat_ravabet mohammad98 salma57 farshon omiddeymi1368 moradi92
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 25070
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

موارد جواز غیبت عبارت است از:


1- دادخواهی: اگر انسان براى دادخواهى نزد کسى که مى تواند حق او را بگیرد از دیگرى که بر او ظلم نموده،‌ تظلّم و دادخواهى کند به گونه اى که مستلزم ذکر نام او باشد اشکال ندارد.قرآن مجید به کسانی که مظلوم واقع شده اند اجازه داده است که فریاد بکشند و حق خود را بگیرند.(1)
بنابراین اگرغیبت ظالم ، باعث رفع ظلم شود (شنونده ، قاضی یا شخصی باشد که بتواند مثلا با نصیحت ظالم رفع ظلم کند) اشکال ندارد.
2- غیبت کردن از کسى که فسقش آشکار باشد نه پنهانی، مثل این که ظرف شراب را آشکارا در خیابان و بازار به دست گرفته، بیاشامد،‌ همچنین کسى که پرده حیا را انداخته، در حضور مردم از گناه کردن حیا نمى کند، مثلاً کسى که ریش تراش است بگوییم ریش تراش است. قدر مسلّم جواز غیبت، گناهى است که آشکارا به جا مى آورد. امام صادق (ع)می فرماید: هرگاه فاسق به فسق خود تظاهر نماید احترامی ندارد وغیبت او جایز است. (2)
3- جرح شاهد یا راوی: هنگامى که انسان ببیند شخص فاسقى در دادگاه بر امرى شهادت مى دهد یا روایتى نقل مى کند، براى حفظ حقوق مسلمانان و احکام شرع باید هر چه درباره او مى داند، بیان کند.(3)
4- غیبت در مقام مشورت: هرگاه مسلمانى با کسى در خصوص معامله اى یا شناخت شخص دیگرى مشورت نمود، و طرف مشورت، عیبى از شخص مى داند که اگر نگوید معامله صورت مى گیرد و مسلمان به ضرر مى افتد یا این که امرى تحقق مى شود که مشورت کننده لطمه جبران ناپذیرى مى بیند، ذکر عیب مانعى ندارد.(4)
5- غیبت کردن به قصد نهى از منکر، با شرایط آن مانعى ندارد؛ به این معنا که هر گاه منکرى را از مسلمانى ببیند و بداند اگر غیبتش را بکند، آن را ترک مى کند جایز است، ولى اگر احتمال بدهد آن را ترک کرده، ذکر آن جایز نیست.
اگر مفسده هتک آبروى مسلمان، بیشتر از مفسده منکرى که مشغول آن است باشد، غیبت کردنش جایز نیست، هر چند یقین داشته باشد که به واسطه غیبت کردن، آن گناه را ترک خواهد کرد.
6- ذکر کردن کسى به عیب و نقصى که به آن مشهور و نشانه اش شده است مانند احول (چشم چپ) و اعرج (شل)، لیکن در صورتى که قصد عیب جویى نداشته و فقط به منظور معرفى و شناساندن شخص باشد و طرف از ذکر این القاب ناراحت نباشد. در غیر این صورت باید از این القاب استفاده نکند چون موجب رنجش و آزار برادر دینى مى شود.(5)
7- ردّ ادعاى کسى که به دروغ به خود نسبتى مى دهد: رد کردن کسى که به دروغ ادعاى نسبتى کند، زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده ها، مقدّم بر مفسده هتک ادعا کننده است.(6)

8- به طور کلى هر موردى که مصلحت غیبت کردن،‌ از مفسده هتک احترام مؤمن بیشتر باشد، مانند شهادت دادن در مواردى که لازم است.(7)

پی نوشت:

1. نسا آیه 148
2. وسایل الشیعه ج 8ص605.
3. سید عبدالله شبّر، اخلاق، ترجمة محمد رضا جباران، ص 240.
4. آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج 2، ص 281.
5. همان، ص 282.
6. همان.
7. همان.

پنج شنبه 6 آذر 1393  10:03 AM
تشکرات از این پست
moradi92 mohammad98 salma57 farshon omiddeymi1368 nezarat_ravabet
mohammad98
mohammad98
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 6815
محل سکونت : خراسان

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

سلام خدمت دوستان عزیز

بحث بسیار خوب و مفیدی است و از مطالب خیلی استفاده می کنیم.

ممنون

هر که دارد هوس کربُــبَـــلا بسم الله

پنج شنبه 6 آذر 1393  12:17 PM
تشکرات از این پست
salma57 farshon omiddeymi1368 moradi92
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:بحث و گفتگو در مورد غیبت

خودم هم مطلبی روخدمتتون هم کلام شم واون اینکه:

بزرگان دین وروحانیت می گوینداینطورمواقع که درمحفل ویامجلس خودمونی ای که هستیدسعی کنید"ردغیبت"نمایید.که به کسی هم برنخوره وگاهی مجبورهستیدکه مجلس روبخاطربرخی ترک نکنید.به چه صورت:

به اینصورت که بفرمایید:

نه اینطورنیست

من چیزی دراین خصوص درموردفلان شخص نشنیدم

یابگیم:حتما"سوء تفاهمی پیش اومده

یاجملاتی اینگونه.ممنون ازمشارکت همگی دراین بحث

بازهم منتظرسایرعقایدونظراتتون دراین رابطه هستم:

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 6 آذر 1393  2:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad98 salma57 omiddeymi1368 nezarat_ravabet moradi92
دسترسی سریع به انجمن ها