0

کوئلیو یک نویسنده بدون انگیزه خاص یا ....؟

 
haj114
haj114
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 3991

کوئلیو یک نویسنده بدون انگیزه خاص یا ....؟

کوئلیو یک نویسنده بدون انگیزه خاص یا ....؟

 

دفاعی که پاره‌ای از هواداران کوئلیو از وی دارند و او را فقط یک نویسنده و به دور از انگیزه خاص معرفی می‌کنند،

با مأموریتی که کوئلیو برای تبلیغ معنویت مورد نظر خود در پیش گرفته، ناسازگار است، چرا که هواداران کوئلیو این اشکال را وارد می‌کنند که ایشان بدون انگیزه‌ای خاص و هدفی این سخنان را به میان می‌آورد، واین موضع‌گیری در مقابل نظریات او بی معناست.

نکته: روشن است که نویسنده ممکن است شخصا با بعضی از دیالوگ‌های رمان موافق نباشد؛ اما این با مأموریت‌مداری وی ارتباطی ندارد.

خلق رمان با خیال‌پردازی عجین است؛

اگر چه نویسنده حتی می‌تواند ادعا کند که دیالوگ‌های داستان مورد قبول او نیست و جذابیت و پیچید‌گی مورد نظر است، اما حقیقت این است‌که رمان می‌تواند به « تثبیت شنیده‌ها » کمک کند و زمینه « پذیرش فرضیه‌ها » را فراهم آورد؛ یعنی آنچه توهم به حساب می‌آید با چیره‌دستی یک نویسنده می‌تواند با ذهن مخاطب انس بگیرد، و قبولش آسان و از حالت ایده و تئوری به شکل یک نظریه جلوه کند؛ در این‌صورت نیاز به صغری و کبری منطقی برای اثبات فرضیه‌اش ندارد و همین که بتواند مخاطب را با داستان همراهی کند، می‌تواند ایده‌اش را به اثبات برساند.

در مورد کوئلیو باید دانست‌که وی، خود را به عنوان قهرمان داستان به آثارش وارد کرده، و تجربیات معنوی خویش را به شکل مضامین مذهبی و با برچسب عرفان مطرح ساخته است.

البته در حد توان آن را دلپذیر کرده و خواننده نآگاه را در یک رفت برگشت داستان‌ها با « شکل و قالب » سرگرم می‌کند و از تشخیص درست از نادرست دور نگه می‌دارد.

در مصاحبه‌ها و مقدمه‌های کتاب خود مفاهیم و مؤلفه‌های اخلاقی آثارش را به عنوان « برنامه » مطرح کرده و ایده‌های خود را با نشان « نسخۀ درمانگری » و « طرح » برای بازگشت بشر امروز به معنویت سخن گفته است.

فراموش نکنیم هیچ‌گاه تمام گفته‌های یک گوینده و یا ایده‌های یک نویسنده اشتباه نیست و اشکال کار جایی است که بخشی از سخن، زیبا و منطقی، و بخش دیگر، زیبا اما مغالطه آمیز باشد و کلام مخدوش، عموما پشت کلمات منطقی و روشن پنهان می‌شود. مثلا وی به صورت منطقی تاکید می‌کند که « معنویت، رفتاری از روی عشق است » [۱] اما در کنار این جمله صحیح، دچار لغزش فاحش می‌شود و تکالیف دینی در ادیان الهی را ضد عشق توصیف می‌کند.

و یکی دیگر از نقاط تاریک اندیشه کوئلیو، پیوند عشق زمینی با عرفان و معنویت است؛ وی قدم را فراتر گذاشته، س-ک-س را نیز با عرفان پیوند می‌زند و این عمل را همچون جادو، راه ورود به عالم معنا معرفی می‌کند.

مطلب بالا در مورد کوئلیو روشن است، با توجه به این‌که وی انگیزه و قصد خود را در تالیفاتش با صراحت اعلام داشته است؛ اما اگر فرض شود نویسنده‌ای در خلق اثر، هدفی خاص را تعقیب نمی‌کند و صرفا برای سرگرمی می‌نویسد، باز انگیزه صاحب اثر مسئله‌ای حاشیه‌ای است که چندان نقشی در اثر پذیری مخاطب ندارد، و آنچه در « فرایند تاثیرگذاری » تمام علت است، خود اثر است و متن و محتوی در این‌باره کاملا مستقل عمل می‌کند.[۲]

 

عناوین اندیشه‌های کوئلیو:

الف) افسانه شخصی.

ب) روح کیهانی.

ج) فرمان قلب.

د) جادو و جادوگری.

ه) خدای عاجز و پیامبر عاصی.

و) س-ک-س و عشق.

ی) شیطان.

دوشنبه 19 آبان 1393  1:24 AM
تشکرات از این پست
alirezaHmzezadh
دسترسی سریع به انجمن ها