0

مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

 
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

على از عدالت مى گويد:   

يكى از خصوصيات حضرت على اين بود كه بيت المال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم مى كرد و بين مسلمانان تبعيض قائل نمى شد؛ اين امر باعث شده بود، برخى از طرفداران تبعيض و انحصار طلب ها به معاويه بپيوندند.
عده اى از دوستان على به حضور حضرت رسيدند و گفتند: چنانچه افراد سياس و انحصار طلبها را با پول راضى كنى، براى پيشرفت امور شايسته تر است امام على از اين پيشنهاد خشمگين شد و فرمود: آيا نظرتان اين است به كسانى كه تحت حكومت من هستند ظلم كنم و حق آنان را به ديگران بدهم و با تضيع حقوق آنان يارانى دور خود جمع نمايم؟ به خدا سوگند! تا دنيا وجود دارد و تا آفتاب مى تابد و ستارگان در آسمان مى درخشند، اين كار را نخواهم كرد. اگر مال، از آن خودم بود آن را به طور مساوى تقسيم مى كردم ، چه رسد به اينكه مال، مال خداست .
سپس فرمود: اى مردم! كسى كه كار نيك را در جاى نادرست انجام داد، چند روزى نزد افراد نا اهل و تاريك دل مورد ستايش قرار مى گيرد و در دل ايشان محبت و دوستى مى آفريند؛ ولى اگر روزى حادثه بدى براى وى پيش ‍ بيايد و به ياريشان نيازمند شود، آنان بدترين و سرزنش كننده ترين دوستان خواهند شد.


بحارالانوار، ج 41، ص 108 و 111.

سه شنبه 8 مهر 1393  8:31 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

على و بيت المال   

زاذان نقل مى كند: من با قنبر غلام امام على محضر اميرالمؤ منين وارد شديم قنبر گفت :يا اميرالمؤ منين چيزى براى شما ذخيره كرده ام ! حضرت فرمود: آن چيست ؟
عرض كرد: تعدادى ظرف طلا و نقره ! چون ديدم تمام اموال غنائم را تقسيم كردى و از آنها براى خود بر نداشتى! من اين ظرف ها را براى شما ذخيره كرده ام .
حضرت على شمشير خود را كشيد و به قنبر فرمود: واى بر تو! دوست دارى كه به خانه ام آتش بياورى ! خانه ام را بسوزانى ! سپس آن ظرف ها را قطعه قطعه كرد و نمايندگان قبايل را طلبيد، و آنها را به آنان داد، تا عادلانه بين مردم تقسيم كنند.


بحارالانوار، ج 41، ص 135.



 

سه شنبه 8 مهر 1393  8:33 PM
تشکرات از این پست
ehsan007060
ehsan007060
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1393 
تعداد پست ها : 10952
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

بى ارزشى حكومت از نظر على   

امام على با سپاهيان اسلام براى سركوبى پيمان شكنان به سوى بصره حركت مى كردند در نزديكى بصره به محل ذى قار رسيدند. در آنجا براى رفع خستگى و آماده سازى سپاه توقف نمودند.
عبدالله بن عباس مى گويد: من در آنجا به حضور اميرالمؤمنين على رسيدم، ديدم خود كفش خويش را وصله مى زند.
حضرت روى به من كرد و فرمود: ابن عباس، اين كفش چه قدر مى ارزد؟ قيمت آن چقدر است؟
گفتم: ارزشى ندارد.
فرمود: سوگند به خدا، همين كفش بى ارزش از رياست و حكومت بر شما براى من محبوبتر است مگر اين كه بتوانم با اين حكومت و رياست حق را زنده كنم و باطل را براندازم.


بحارالانوار، ج 32، ص 76؛ داستانهاى بحارالانوار، ج 3، ص 50.

 



 

سه شنبه 8 مهر 1393  8:34 PM
تشکرات از این پست
morteza237
morteza237
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 1979
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

پرتوى از فضايل حضرت زهرا(س)در تفسير روض‏الجنان

فاطمه زهراعليهاالسلام دختر پيامبر اكرم، سيماى پرفروغ ايمان، نمونه روشن تقوا، و اسوه تمام‏عيار زن مسلمان است. در فضيلت آن بانوى بزرگوار نويسندگان مذاهب اسلامى روايتها آورده‏اند كه هر يك بيانگر گوشه‏اى از عظمت روحى آن نور مبين و گوهر ثمين است. مسلمانان نيك‏نهاد عموما و شيعيان شيفته‏جان خصوصا عشق محمد و آل محمد را پيوسته در سويداى دل نهفته داشته‏اند. در طول قرون با دل و جان به خاندان رسالت عشق ورزيده و جلوه‏هاى اين مهرورزى را با خامه اخلاص رقم زده‏اند.

از جمله عالم نامور شيعه حسين بن على بن محمد بن احمد الخزاعى در تفسير روض‏الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن علاوه بر مطالب متنوع لغوى، فقهى، كلامى، ادبى در فضيلت‏خاتون دو جهان حضرت صديقه كبرى روايتها آورده است، همچنين ذكر و نقل روايت از امامان «امام على، امام حسن، امام حسين، على‏بن الحسين، ابوجعفر محمدبن على، جعفربن محمد الصادق، على‏بن موسى الرضاعليهم‏السلام‏»  در تفسير گرانقدر كشف الاسرار و عدة الابرار بيانگر علاقه و گرايش ابوالفضل رشيدالدين ميبدى به آن انوار پاك است.

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خوشنود باشی و ما رستگار

چهارشنبه 9 مهر 1393  1:23 PM
تشکرات از این پست
morteza237
morteza237
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 1979
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

حضرت محمدصلى الله عليه وآله و فاطمه‏عليهاالسلام

از سخنان و شيوه رفتار پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله با فاطمه زهراى مرضيه‏عليهاالسلام پى مى‏بريم كه علاوه بر محبت فطرى پدر و فرزندى، ملكات انسانى و فضايل معنوى، ديندارى و پارسايى ام‏الائمه حضرت فاطمه‏عليهاالسلام موجب اصلى جلالت و عظمت قدر آن بزرگوار نزد پدر بوده است. محدثان و مفسران قرآن در باب عظمت كفو ولايت و مصداق روشن: «انا اعطيناك الكوثر». روايات متعددى نقل كرده‏اند كه در اين جا به ذكر چند نمونه از تفسير روض‏الجنان (ابوالفتوح رازى) و تفسير كشف‏الاسرار ميبدى اكتفا مى‏شود.

1 - حضرت فاطمه مادر امامان

در خبر است كه رسول شبى به نزديك خديجه‏عليهاالسلام بود و او سخن مى‏گفت: رسول گفت: يا خديجه من تكلمين؟ با كى سخن مى‏گويى؟ گفت: اى رسول‏الله با اين جنين كه در شكم دارم. رسول گفت: بشارت باد تو را كه جبرئيل مرا بشارت داد كه مادينه است و مادر امامان است.»

2 - خانه فاطمه‏عليهاالسلام

اتاقى گلين و كوچك با معنويتى بى‏كرانه است كه تجليگاه نور الهى و مصداق بارز آيت قرآنى «فى بيوت اذن الله‏» است. «يك روز رسول -عليه‏السلام- اين آيت مى‏خواند مردى برخاست و گفت: اين خانه‏ها كدام است؟ گفت: بيوت الانبياء، خانه‏هاى پيغامبران است. ابوبكر برخاست و گفت: يا رسول‏الله خانه فاطمه و على از اين جمله هست؟ گفت: هو من افاضلها، خانه ايشان فاضلترين خانه‏هاى ايشان است.» (25)

3 - محبت‏حضرت محمدصلى الله عليه وآله و اطاعت فاطمه‏عليهاالسلام

علاقه و احترامى كه رسول‏الله نسبت‏به فاطمه‏عليهاالسلام اظهار مى‏داشتند در تاريخ رابطه پدر و فرزندى بى‏نظير است. از جمله عادت‏هاى پيامبر اكرم چنان بود كه در ابتدا و بازگشت از سفر به ديدار فاطمه‏عليهاالسلام مى‏رفتند، روزى پيامبر اكرم به ديدار فاطمه‏عليهاالسلام رفتند و آن روز بر در سراى گليمى خيبرى آويخته بود، چون آن را ديدند، بازگشتند، فاطمه‏عليهاالسلام برخاست و به حجره رسول آمد و از سبب پرسيد؟ حضرت فرمودند: «يا فاطمه من بر عادت آن‏جا آمدم و لكن در سراى تو بر رسم جباران ديدم پرده فروگذاشته بازگشتم [فاطمه‏عليهاالسلام] برفت پرده از در سراى دور كرد.» (26)

4 - فاطمه‏عليهاالسلام و سجود پيامبرصلى الله عليه وآله

در ابتداى دعوت پيامبر اكرم به اسلام كفار دندان مبارك حضرت را شكستند و خاك و پليدى بر او مى‏ريختند و حضرتش را ساحر و كاهن و مجنون مى‏خواندند. در تفسير آيه مباركه «ان الذين يؤذون الله ورسوله‏». (سوره احزاب /57) از قول عبدالله مسعود نقل شده است كه گفت: «ديدم رسول خدا را در مسجدالحرام سر به سجود نهاده كه كافرى شكنبه شتر ميان دو كتف وى فروگذاشت رسول سر از زمين برنداشت تا آن گه كه فاطمه زهراعليهاالسلام بيامد و آن از كتف وى بينداخت.» (27)

5 - فاطمه زهراعليهاالسلام و اندوه پيامبر اكرم (ص)

آن روز كه جبرئيل آيه «ان جهنم لموعدهم اجمعين‏» (سوره حجر /43) را آورد حضرت اندوهناك شدند و بسيار گريستند و هيچ كس از صحابه زهره نداشت كه از سر آن تاثر شديد جويا شود. عبدالرحمن عوف مى‏دانست كه رسول خدا به ديدار فاطمه آسايش مى‏يابد از حضرت فاطمه درخواست نمود تا از پيامبر اكرم سبب اين اندوه بزرگ را بپرسد. پيامبر در جواب به فاطمه‏عليهاالسلام فرمودند: چه پرسى از آنچه وهم و فهم هيچ كس بدان نرسد؟ چون حضرت اشاره‏اى به ابواب جهنم و چگونگى دركات دوزخ كردند «فاطمه‏عليهاالسلام بيفتاد و بيهوش شد چون به هوش باز آمد گفت: «الويل الويل لمن دخل النار». (28)

6 - دوستى فاطمه‏عليهاالسلام

چون قريش پيمان حديبيه را شكستند ابوسفيان را براى عذرخواهى نزد پيامبر فرستادند. او خواست از علاقه پيامبر به حضرت فاطمه به نفع خود سود جويد اين بود كه به در خانه فاطمه‏عليهاالسلام رفت و ماجرا را گفت، آن حضرت به او گفتند: «اين كار بزرگتر از آن است كه حديث زنان در آن گنجد.» (29)

7 - فاطمه‏عليهاالسلام و نوازش يتيم

مفسران قرآن كريم آيه «ويسئلونك عن اليتامى‏» (سوره بقره /55) را تاكيدى به «اصلاح كار و مال‏» (30) و نيكى به يتيمان دانسته‏اند. «روزى مهتر عالم يتيمى را ديدند كه كودكان او را سرزنش مى‏كنند و او مى‏گريد و در خاك مى‏غلتد، چون حضرت سبب درماندگى او را پرسيدند. گفت: پدرم روز احد كشته شد، خواهرم فرمان يافت و مادرم شوهر كرد و مرا براند حضرت رسول گفتند: اى غلام اندوه مدار من كه محمدم پدر توام و فاطمه خواهر تو و عايشه مادر تو... آن گاه مصطفى دست وى گرفت و به خانه فاطمه برد و گفت: يا فاطمه‏عليهاالسلام اين فرزند ماست و برادر تو، فاطمه‏عليهاالسلام برخاست و او را بنواخت‏خرما پيش وى بنهاد...» (31)

8 - حجاب حضرت زهراعليهاالسلام

پوشيدگى زن از ديد نامحرم يك فرمان قرآنى است. در گذشته براى بيان اين مفهوم خصوصا در فقه واژه «ستر» (32) را به كار مى‏بردند. سعدى شاعر خوش‏سخن هم در معرفى زن پارسا چنين گفته است:

«چو مستور باشد زن و خوبروى به ديدار او در بهشت است‏شوى‏» (33)

و در تفسير هم‏چنين مى‏خوانيم:

«در خبر است كه روزى رسول در حجره فاطمه -عليهاالسلام- بود. مردى نابيناى مادرزاد در بزد. رسول گفت: درآى، او درآمد فاطمه‏عليهاالسلام برخاست و در خانه رفت و تا او بنرفت از خانه بيرون نيامد. رسول بر سبيل امتحان گفت: يا فاطمه چرا از او پنهان شدى و او چيزى نبيند؟ گفت: يا رسول‏الله اگر مرا نبيند، من او را بينم. اليس الله تعالى قال: «وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن‏». رسول -عليه‏السلام- گفت: الحمدلله اراني في اهل بيتي ما سرني; سپاس آن خداى را كه با من نمود در اهل‏البيت من آنچه مرا خرم بكرد.» (34)

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خوشنود باشی و ما رستگار

چهارشنبه 9 مهر 1393  1:24 PM
تشکرات از این پست
morteza237
morteza237
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 1979
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

حضرت على‏عليه‏السلام و فاطمه‏عليهاالسلام

بزرگان علم و عالمان دين در شناخت‏شانى از شؤون حضرت على‏عليه‏السلام و فاطمه زهراعليهاالسلام درمانده‏اند. ما از طريق رواياتى چون: «احب النساء الى رسول الله فاطمة و من الرجال علي‏عليه‏السلام) و (... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرك ليلة القدر و انما سميت فاطمة لان الخلق فطموا عن معرفتها» (35) گوشه‏اى از عظمت اين دو عزيز را باز مى‏نماييم و از ميان انبوه روايات تنها به ذكر چند روايت از تفسير روض‏الجنان و كشف‏الاسرار اكتفا مى‏نماييم.

1 - يارى و پرستارى فاطمه‏عليهاالسلام

در جنگ احد كه رسول اكرم و حضرت على‏عليه‏السلام جراحاتى برداشتند حضرت فاطمه‏عليهاالسلام چهره مبارك پدر و روى نازنين همسر را شست. در همين غزوه شجاعت و فداكارى على‏عليه‏السلام تا آنجا جلوه نمود كه جبرئيل از آسمان آواز داد: «لاسيف الا ذوالفقار ولافتى الا على‏» پس از جنگ آن تيغ را به فاطمه‏عليهاالسلام داد و گفت: «بستان اين شمشير را كه امروز با من وفا كرد.» (36)

2 - دعاى حضرت محمدصلى الله عليه وآله

پيامبر اكرم در پاسخ به طعنه زنان قريش كه به حضرت زهراعليهاالسلام گفته بودند: پدرت تو را به مردى درويش داده است چنين فرمودند: «بدان كه اين زنان كه اين گفتند نه بر طريق شفقت گفتند. من تو را به مردى دادم كه «اقدمهم سلما و اكثرهم علما واعظمهم حلما» به اسلام از همه پيشتر است و به علم از همه بيشتر و به حلم از همه عظيمتر. آن‏گه دعا كرد ايشان را و گفت: بار خدايا جمع ايشان مجتمع دار و دلهاشان به هم آر و فرزندان ايشان را وارثان بهشت نعيم كن.» (37)

3 - شمه‏اى از فضايل حضرت على‏عليه‏السلام و فاطمه‏عليهاالسلام

در وجود مبارك حضرت فاطمه فضايل بيشمارى جمع است و زندگانى آن بانوى دوسراى در همه ابعاد نمونه است، از جمله پايدارى آن اسوه كامل در تنگدستى و هجوم فقر مادى است; آورده‏اند:

«يك روز اميرالمؤمنين -عليه‏السلام- در حجره فاطمه شد او را يافت كه حسن و حسين را مى‏خوابانيد و ايشان نمى‏خفتند از گرسنگى، فاطمه گفت: يابن عم رسول‏الله! بنگر تا چيزكى به دست آرى براى اين كودكان كه از گرسنگى بنمى‏خسبند و سه روز است تا طعام نخورده‏اند؟

اميرالمؤمنين از خانه به در آمد و بنزديك عبدالرحمن عوف شد و او را گفت: دينارى زر به قرض مرا ده. عبدالرحمن دست در كيسه كرد و دينارى از آن برداشت و به اميرالمؤمنين داد او بستد. اميرالمؤمنين به بازار آمد تا چيزى بخرد مقداد را بر سر راه ديد از حالش جويا شد، دينارى كه به قرض گرفته بود به او داد و گفت: تو اوليترى كه تو چهار روز است كه چيز نيافته‏اى و ما سه روز. مقداد آن بستد و برفت، اميرالمؤمنين به مسجد رسول آمد. در شان او و اين قصه، آيت آمده بود كه: «ويؤثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصة و...» (حشر /9) (38)

4 - پيوستن دو دريا

بعضى از اهل اشارت در تفسير: مرج البحرين يلتقيان (سورة الرحمن /19) نوشته‏اند مقصود از بحرين، فاطمه‏عليهاالسلام و على‏عليه‏السلام است. و بينهما برزخ (محمدصلى الله عليه وآله) «يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان،» الحسن والحسين‏عليهماالسلام است.

و نيز گفته‏اند: از تخصيصات و تشريفات آدمى يكى آن است كه در نهاد وى دو بحر آفريده‏اند يكى بحر سر، ديگر بحر دل، اين اشاره است‏به آيه مرج‏البحرين و بحرين اين جا خوف و رجاست عامه مسلمانان را و بحر قبض و بسط خواص مؤمنان را و بحر هيبت و انس انبياء و صديقان را.» (39)

5 - حضرت فاطمه‏عليهاالسلام خاتون قيامت

ميبدى در تفسير آيه شريفه: «انما وليكم الله و رسوله‏» (سوره مائده /55) با استناد به حديث: «من كنت مولاه فعلى مولاه‏» ولايت دين را اجل ولايات مى‏داند و در فضيلت على‏عليه‏السلام چنين مى‏نويسد: «على مرتضى ابن عم مصطفى شوهر خاتون قيامت فاطمه زهراعليهاالسلام كه خلافت را حارس بود و اولياء را صدر و بدر بود...» (40)

در تفسير كشف‏الاسرار علاوه بر آنچه گذشت نام و ياد حضرت فاطمه‏عليهاالسلام مكرر (41) آمده است، براى كوتاهى سخن به ذكر پاره‏اى بسنده شده است.

تاكيد احاديث و همآوازى علماى اهل سنت‏با شيعيان در دوستى اهل‏بيت موجب پيدايش اشعارى در مدح حبيبه خدا حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام شده است كه گزيده اى از آن اشعار را مى‏توان در كتاب مناقب فاطمى (42) مشاهده نمود، البته انعكاس انوار ولايت از مشكوة وجود حضرت زهراعليهاالسلام در لابه‏لاى ديوان شاعران نيك‏نهاد ما به چشم مى‏خورد. از آن شمار است‏شعر عطار نيشابورى كه در آن ماجراى بيان احوال فاطمه‏عليهاالسلام به رسول اكرم و تعليم تسبيح نماز به صديقه كبرى آمده است پاره‏اى از آن ابيات چنين است:

«فاطمه خاتون جنت ناگهى پيش سيد رفت در خلوتگهى گفت كرد از آس دستم آبله يك كنيزك از تو مى‏خواهم صله تا مرا از آس رنجى كم رسد تا كى‏ام از آس چندين غم رسد؟ آس گردونم چو يك ارزن بود آس كردن خود چه كار من بود وى عجب در پيش صدر روزگار بود آن ساعت غنيمت‏بى‏شمار دست‏بگشاد و ببخشيد آن همه هيچ نگذاشت از براى فاطمه يك دعاش آموخت زيبا و عزيز گفت اين بهتر تو را زآن جمله چيز انس حضرت جانفزايت‏بس بود تا كه تو هستى خدايت‏بس بود» (43)

در تعليم تسبيح حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام نوشته‏اند: پس از مراسم باشكوه شب ازدواج آن حضرت كه همسران پيامبر و زنان مهاجر و انصار همه به خانه‏هاى خود برگشتند فقط اسماء نزد آن حضرت ماند، چون حضرت فاطمه از خدمت چندين روزه اسماء شرمگين بود تقاضاى خادمه‏اى كرد، پيامبر فرمود: خادمه‏اى خواهى يا چيزى كه از خادمه بهتر باشد؟ گفت: و آن چيست‏يا رسول‏الله؟ گفت: آن كه به عقب هر نماز سى‏وچهار بار تكبير كنى و سى‏وسه بار تسبيح و سى‏وسه بار تحميد اين بر زبان صد است و در ترازو هزار يا فاطمه هيچ كس نباشد كه هر بامداد و شبنگاه اين تسبيح بكند و الا خداى تعالى او را مهمات دنيايى و آخرتى كفايت كند.» (44)

آنچه براى ما پس از سپرى شدن قرنها شايان توجه مى‏باشد اين است كه رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله بجاى بخشش خادمه تسبيحى تعليم فرزندش نمود كه فيض آن جاودانه است چنان كه هم اكنون، امت اسلام تسبيح حضرت زهراعليهاالسلام را بعد از هر نماز مى‏خوانند و نام آن دخت پارسا و انسيه حورا تا آفتاب مى‏درخشد و مسلمانى نماز گزارد برجاست و از بركات آن تسبيح و تحميد روح مقدسش بهره‏مند مى‏گردد. زندگانى كوتاه حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام نمودار نورانى صفات حسنه است انعكاس احاديث نبوى و سخنان ائمه هدى در تفسير روض‏الجنان و كشف‏الاسرار نمايانگر گوشه‏اى از فضايل زهراى مرضيه است و اين سخن درست است كه بزرگان علم و ادب و عرفان و كلام... از بيان شانى از شؤون اين گوهر تابناك و اسوه راستين اسلام ناتوانند و در اين مقام ابيات زير بيان حال همگان است كه گفت:

«وصف تو بگذشت از قدر عقول عقل در شرح شما شد بوالفضول گرچه عاجز آمد اين عقل از بيان عاجزانه جنبشى بايد در آن‏» (45)

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خوشنود باشی و ما رستگار

چهارشنبه 9 مهر 1393  1:26 PM
تشکرات از این پست
morteza237
morteza237
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1391 
تعداد پست ها : 1979
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکيه، که در مسجد النبي(ص) ايراد شد، با زيباترين کلمات، فضايل و مناقب اميرالمؤمنين(ع) را بيان کردند. متأسفانه اين کلمات نوراني و گهربار کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته  است. بررسي فرازهاي خطبه فدکيه حضرت فاطمه(س) نشان مي دهد که بخش مهمي از بيانات اين بانوي بزرگوار، در آن هنگامه، به تشريح ويژگي ها و فضايل امام علي(ع) اختصاص يافته است.

 حضرت زهرا(س) در اين خطبه حدود دوازده فضيلت برجسته اميرالمؤمنين(ع) را ذکر کرده اند. نخستين فضيلت مورد اشاره ايشان، فضيلتي بي مانند است که تنها امير المؤمنين(ع) از آن برخوردار بوده اند. اين فضيلت بي مانند و منحصر به فرد، برادري رسول خدا(ص) است؛ افتخاري که امير مؤمنان(ع) نيز بارها به آن مباهات کرده اند.

 امام علي(ع) با وجود دارا بودن فضايل و ويژگي هاي برجسته و منحصر به فرد فراوان، بر موضوع برادري رسول خدا(ص) بيش از همه تأکيد مي کردند. دومين ويژگي مورد اشاره حضرت زهرا(س) شجاعت و دلاوري اميرالمؤمنين(ع) است. ايشان مي فرمايند: در سخت ترين شرايط، که هيچ سرداري حاضر به خطرپذيري نبود، اميرالمؤمنين(ع) هراسي به دل راه نمي دادند و در راه خدا پيکار مي کردند. اين از امتيازات ويژه امام علي(ع) است که پس از رسول خدا(ص)، در شجاعت و دلاوري مثل و مانندي نداشتند.

حضرت فاطمه(س) مي فرمايند:« اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّيْطانِ، اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِکينَ، قَذَفَ اَخاهُ في لَهَواتِها، فَلا يَنْکَفِي حَتَّى يَطَأَ جِناحَها بِأَخْمَصِهِ، وَ يَخْمِدَ لَهَبَها بِسَيْفِهِ؛ هرگاه که شيطاني سر برآورد يا اژدهايى از مشرکين دهان بازکرد، پيامبر برادرش را در کام آن افکند و او تا زمانى که سرآنان را به زمين نمى کوفت و آتش آنها را به آب شمشيرش خاموش نمى کرد، باز نمى گشت.» اين از ويژگي هاي اميرمؤمنان، امام علي(ع) است که هيچ گاه از زير بار مسئوليتي که پيامبراکرم(ص) برعهده ايشان مي گذاشتند، شانه خالي نمي کردند.

افزون بر اين، آن حضرت در تمامي ميدان هاي جهاد در راه خدا پرچم فتح و ظفر را برافراشتند و بدون پيروزي نزد رسول خدا(ص) بازنگشتند. حضرت زهرا(س) در اين باره ادامه مي دهند:« مَکْدُوداً في ذاتِ ا...» امام علي(ع) خود را در راه خداي متعال به رنج و سختي مي انداختند و از مصيبت هايي که گاه در اين راه پيش مي آمد، باکي نداشتند؛ «مُجْتَهِداً في اَمْرِ ا...» ايشان براي اجراي فرمان الهي، از هيچ کوشش و تلاشي فروگذار نمي کردند و تمام توان و قدرتشان در راه مقدس رسول ا...(ص) صرف مي شد. حضرت فاطمه(س) در بيان فضايل اميرمؤمنان(ع)، همچنين نزديک بودن ايشان به پيامبراکرم(ص) را مورد تأکيد قرار مي دهند:« قَريباً مِنْ رَسُول ِا...»؛ اميرالمؤمنين(ع) در تمامي لحظات، در جنگ، در تبليغ و در سفر، بيش از هر کسي به رسول خدا(ص) نزديک بودند.

 آن حضرت امين ترين فرد نزد پيامبراکرم(ص) بودند. «سَيِّداً في اَوْلِياءِ ا...، مُشَمِّراً ناصِحاً مُجِدّاً کادِحاً، لا تَأْخُذُهُ فِي ا... لَوْمَةَ لائِمٍ»، حضرت زهرا(س)، امام علي(ع) را سرور تمام اولياي الهي معرفي مي کنند و مي فرمايند: اميرالمؤمنين(ع) همواره کمر به خدمت در راه خدا بسته و براي بندگان خدا و امت اسلامي، نصيحت کننده اي خيرخواه و مهربان بودند که در اين مسير دشوار از طعنه ها و سرزنش سرزنش کنندگان نمي هراسيدند. امام علي(ع) در راه خدا از صلابت و قاطعيت بي مانندي برخوردار بودند. آن حضرت براي اجراي فرمان هاي الهي، با کسي رو در بايستي و تعارف نداشتند. اين ها فضايل و ويژگي هايي است که توسط حضرت زهرا(س) در خطبه فدکيه بيان شده است.

ظاهراً حضرت فاطمه(س) در خطبه اي که براي زنان مهاجر و انصار در منزلشان ايراد کرده اند نيز، به بخشي از فضايل منحصر به فرد امام علي(ع) اشاره مي کنند.

يکي از مهم ترين سخنراني هاي حضرت فاطمه(س) پس از رحلت پيامبرخدا(ص) همين سخنراني است. آن حضرت در اين خطبه غراء نيز بارها درباره فضايل و ويژگي هاي اميرالمؤمنين(ع) سخن گفته اند. از جمله مي فرمايند:«رَواسِي الرِّسالَةِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّةِ وَ الدِّلالَةِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْاَمينِ»، تعبير ايشان اين است که اميرالمؤمنين(ع) در دفاع از حريم رسالت و صيانت از نبوت، همچون کوهي استوار بودند. آن حضرت کسي هستند که، به فرموده رسول خدا(ص)، بر آنچه ايشان مي ديدند و مي شنيدند، بينا و شنوا بودند.

 پيامبر گرامي اسلام(ص) خطاب به امام علي(ع) مي فرمايند:«انَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَي مَا أَرَي إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ» اين از ويژگي هاي بارز امام علي (ع) است که کمتر به آن اشاره مي شود. پيامبرخدا(ص) خطاب به آن حضرت فرموده اند:«تو هرآنچه را من مي شنوم، مي شنوي و هر چيزي که من مي بينم، مشاهده مي کني، جز اينکه تو پيامبر نيستي». منظور اين است که امام علي(ع) شاهد و ناظر نزول وحي بر پيامبراکرم(ص) بودند؛ پيام الهي را مي شنيدند و با تمام وجود حس مي کردند. وجود مقدس حضرت فاطمه(س) در اين خطبه همچنين مي فرمايند:« نَکيرَ سَيْفِهِ، وَ قِلَّةَ مُبالاتِهِ لِحَتْفِهِ، وَ شِدَّةَ وَ طْأَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ في ذاتِ ا... »

 از فضايل بي مانند اميرالمؤمنين(ع) اين بود که شمشير برّان آن حضرت براي عدالت بلند مي شد و فرود مي آمد؛ شمشير مقدسي که جز براي اجراي عدالت و حاکميت توحيد، از نيام بيرون کشيده نشد؛ شمشيري که امين وحي در وصف آن نداي «لا سيف الا ذوالفقار» را سر داد.

بانوي دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)، امام علي(ع) را بي باک ترين انسان نسبت به شهادت معرفي مي کنند. اميرمؤمنان(ع) هيچ گاه از شهادت نهراسيدند. ايشان در هيچ جبهه اي به دشمن پشت نکردند. دوست و دشمن، مسلمان و غير مسلمان، به اين فضيلت برجسته و بزرگ امام علي(ع) معترفند. به تعبير حضرت زهرا(س)، اميرمؤمنان(ع) در مقابله با دشمنان و ستمگران برخوردي قاطعانه داشتند. ضربات به غايت توفنده و کوبنده آن حضرت، فرصت هر نوع عکس العملي را از دشمن مي گرفت.

 امام علي(ع) در ميدان جهاد فوق العاده هوشيار و تيزبين بودند. ايشان در هيچ شرايطي فريب دشمن را نمي خوردند. امام علي(ع) در منصب مديريت و اداره جامعه نيز، آنچنان هوشيارانه و با ذکاوت عمل مي کردند، که دشمن مجالي براي نفوذ و سوءاستفاده از شرايط پيدا نمي کرد. اين مختصري از فضايل پرشماري است که دختر گرامي پيامبراکرم(ص)، حضرت زهرا(س) درباره اميرمؤمنان(ع)، در بيانات و خطبه هايشان، مطرح فرموده اند.

خدایا چنان کن سرانجام کار                              تو خوشنود باشی و ما رستگار

چهارشنبه 9 مهر 1393  1:28 PM
تشکرات از این پست
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی
چهارشنبه 9 مهر 1393  1:42 PM
تشکرات از این پست
maryamjoon
maryamjoon
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1178
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

پرتوی از فضایل حضرت زهرا علیه السلام در تفسیر روض الجنان و کشف الاسرار

سید محمود خسروانی شریعتی

فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیامبر اکرم، سیمای پرفروغ ایمان، نمونه روشن تقوا، و اسوه تمام‏عیار زن مسلمان است. در فضیلت آن بانوی بزرگوار نویسندگان مذاهب اسلامی روایتها آورده‏اند که هر یک بیانگر گوشه‏ای از عظمت روحی آن نور مبین و گوهر ثمین است. مسلمانان نیک‏نهاد عموما و شیعیان شیفته‏جان خصوصا عشق محمّد و آل محمّد را پیوسته در سویدای دل نهفته داشته‏اند. در طول قرون با دل و جان به خاندان رسالت عشق ورزیده و جلوه‏های این مهرورزی را با خامه اخلاص رقم زده‏اند.
از جمله عالم نامور شیعه حسین بن علی بن محمّد بن احمد الخزاعی در تفسیر رَوض‏الجنان و رَوح الجَنان فی تفسیر القرآن علاوه بر مطالب متنوّع لغوی، فقهی، کلامی، ادبی در فضیلت خاتون دو جهان حضرت صدّیقه کبری روایتها آورده است، همچنین ذکر و نقل روایت از امامان «امام علی، امام حسن، امام حسین، علی‏بن الحسین، ابوجعفر محمدبن علی، جعفربن محمّد الصادق، علی‏بن موسی الرضا علیهم‏السلام »1 در تفسیر گرانقدر کشف الاسرار و عدّة الأبرار بیانگر علاقه و گرایش ابوالفضل رشیدالدین میبدی به آن انوار پاک است. در این جا برای نشان دادن هم‏آوایی مفسّران شیعی و سنّی در ذکر مناقب و فضایل حضرت فاطمه، به عنوان نمونه شواهدی از دو تفسیر فوق ارائه می‏گردد.

حضرت فاطمه علیهاالسلام و توبه حضرت آدم علیه‏السلام

می‏دانیم که اندیشه جاودانگی به قدمت حیات بشر است. نخستین وسوسه شیطان نیز از همین روزنه و بدین‏شکل صورت می‏پذیرد که ابتدا شیطان با سوگند خود را خیرخواه آدم و حوا می‏نمایاند2 و سپس سبب نهی پروردگار را از نزدیک شدن به شجره خلد، فرشته شدن یا جاودانگی آن دو القا می‏کند3 چون آن دو مبتلا به ترک مندوب شدند توبه کردند و ندای «رَبَّنا ظَلَمْنا» از جان برآوردند تا رحمتِ حق در کسوت «کلمات»4 و تماثیل نور متجلّی شد. در این باب صاحب تفسیر عظیم روض‏الجنان چنین آورده است: «چون خدای تعالی آدم را بیافرید و حیات در او آفرید... بر ساق عرش اشباحی و تماثیلی از نور دید که بر بالای سر هر یک نوشته بود: محمّد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین. آدم گفت: بار خدایا پیش از من بر صورت من خلقی آفریدی؟ گفت: نه. گفت: اینان که‏اند؟ گفت: فرزندان تواند وَلَوْلاهُمْ لَما خَلَقْتُکَ و اگر نه ایشانندی تو را خود نیافریدی. گفت: بار خدایا گرامی بندگانند بَرِ تو. گفت: ای آدم این نامها یاد گیر تا در وقت درماندگی مرا به این نامها بخوانی تا فریادت رسم. آدم این نامها یاد گرفت. چون این ترک مندوب کرد و خواست تا از آن توبه کند، گفت: بار خدایا به حق محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام والحسن علیه‏السلام والحسین علیه‏السلام به حق این بزرگان که توبه من قبول کنی. خدای تعالی توبه آدم قبول کرد فَهذِهِ هِیَ الکَلمات».5
علمای اهل سنّت همانند علمای شیعه به دوستی اهل‏بیت مباهات کرده و در این خصوص به روایات متعدد استناد کرده‏اند. زمخشری در تفسیر کشاف ذیل آیه‏ای که مودت ذوی‏القربی را اجر رسالت شمرده، (شوری /23) حدیث مفصّلی از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل می‏کند که مطلع آن چنین است: «من ماتَ عَلی حُبّ آل محمّد مات شهیدا».6 از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز سؤال شد محبت چه کسانی به موجب آیه «قُلْ لا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرا اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربی» (شوری /23) بر ما واجب شده؟ حضرت بیان فرمودند: علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام و ابناهُما»7.

حدیث کساء و حضرت فاطمه علیهاالسلام

مراد از اهل‏بیت در آیه تطهیر (سوره احزاب/33) پنج تن آل عباست در این خصوص قول پیامبر که از منابع اهل سنت نیز نقل شده است کافی است که فرمود: «این آیه درباره من و علی و حسن و حسین و فاطمه نازل شده است»8 میبدی نقل می‏کند که: «رب‏العالمین منت می‏نهد بر مصطفی عربی که خواستِ ما و حکم ما آن است که اهل‏بیت تو پاک باشند از هر چه آلایش خلقیّت است و اوساخ بشریت تا «از خانه به کدخدای ماند همه چیز». الطیّبات للطَّیِّبین والطیّبون للطیّبات و در همان تفسیر از قول اُمّ‏سلمه آورده است: چون آیه تطهیر نازل شد «فأرسل رسول اللّه‏ الی فاطمة و علی والحسن والحسین فقال هؤُلاءِ اَهْل بَیْتی»9 در تفسیر روض‏الجنان هم می‏خوانیم: «رسول ـ علیه‏السّلام ـ حسن علیه‏السلام را بر دست راست خود نشاند و حسین را بر دست چپ و علی را و فاطمه را در پیش روی، آن گه گلیمی خیبری بر ایشان افکند و گفت: اللّهُمَّ لِکُلّ نَبِیٍّ اَهْلٌ وَ هؤُلاءِ اَهْلی، در حال خدای تعالی این آیت فرستاد (.. اِنَّما یُریدُ اللّه‏ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»10
با وجود قدر و شأن عظیم اُمّ‏سلمه و تأیید نیک‏نهادی او توسط پیامبر از همراهی با پنج تن منع می‏شود ولی جبرئیل با حُسن قبول «اَنْتَ مِنّا»11 با نورانیتی مضاعف به ملکوت پرواز می‏نماید و در آسمانها می‏نازد و فخر می‏کرد و می‏گفت: «مَنْ مِثْلی وَأَنَا فی السماء طاووس الملائکة و فی الاَْرْض‏من اهل بیت محمّد» یعنی چون من کیست که در آسمان رئیس فرشتگانم و در زمین از اهل‏بیت محمّد خاتم پیغامبرانم؟»12

مباهله و حضرت فاطمه علیهاالسلام

چون سران مسیحی شهر نجران از قبول حقیقت سرباز زدند و بر این پندار که عیسی علیه‏السلام فرزند خداست پای فشردند به پیامبر اکرم وحی شد تا با آنان مباهله کند، ماجرای مباهله با حضور باشکوه پیامبر و چهار نور پاک به شرح زیر صورت پذیرفت:
«حضرت پیامبر و علی و حسنین از پیش می‏رفتند و فاطمه ـ علیهاالسّلام ـ بر اثر ایشان می‏رفت تا به صحرا شدند. ترسایان بیامدند و اسقف ایشان از پیش ایستاد. اسقف گفت: اینان که‏اند از محمّد. گفتند: آن بُرنا پسر عمّ و داماد اوست بر دخترش و آن زن دختر اوست و آن کودکان دخترزادگان اویند. اسقف به ترسایان نگرید و گفت: بنگرید که محمّد چگونه واثق است که به مباهله فرزندان و خاصّگان خود را آورده است. از مباهله او حذر کنید که اگر نه مکان قیصر بودی من اسلام آوردمی، رویها دیدم که اگر از خدا بخواستندی تا کوهها را از جای برکند اجابت کردی».13
رشیدالدین فضل‏اللّه‏ میبدی در ذیل آیه مبارکه: «فَقُل تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنائَنا وَاَبْناءَکُمْ وَنِسائَنا وَنِسائَکُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَکُمْ» (آل‏عمران /61) ماجرای مباهله را چنین یاد می‏کند:
«آن روز که حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای مباهله به صحرا رفتند دست حسن و حسین علیهماالسلام را گرفته و فاطمه علیهاالسلام و علی علیه‏السلام از پس ایشان به راه افتادند «رسول ایشان را با پناه خود گرفت و گلیم بر ایشان پوشانید و گفت: اللّهُمّ اِنّ هؤْلاءِ أَهلی، جبرئیل آمد و گفت: یا محمّد وَ اَنَا مِنْ أَهْلِکُمْ چه باشد یا محمّد اگر مرا بپذیری و در شمار اهل بیت خویش آری؟ رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله گفت: یا جبرئیل وَ اَنْتَ مِنّا.»14

پیوند ملکوتی

ازدواج سیّده عالم یعنی پیوند نور با نور و انتقال زهره زهرا علیهاالسلام از بیت نبوّت به منزل امامت در واقع سرآغاز ظهور انوار پاک یازده گوهر تابناک برج امامت بود که باشکوهی الهی در زمین و شوری ملکوتی در آسمان برگزار گردید. در فضیلت حضرت علی علیه‏السلام بر دیگر خواستگاران فاطمه علیهاالسلام پیامبر اکرم فرمود: «لَوْلا عَلیٌ لَمْ یَکُنْ لِفاطِمَة کُفو».15
پیام ملکوتی همسری حضرت علی و فاطمه را فرشته‏ای شگرف به نام محمود به رسول اکرم رسانید. پیامبر پرسید: «یا محمود چه کار را آمده‏ای؟ گفت: جئتک لِتزویج النور مِن النور. آمده‏ام تا نور را به نور دهی. گفتم: آن نور کدام است که او را به نور دهم. گفت: تزویج فاطمةَ مِنْ علیّ فاطمه علیهاالسلام را به علی علیه‏السلام دهی که خدای تعالی این عقد را در آسمان ببست.»16
آن گاه فرمان آمد، ای مقرّبان درگاه ای خاصّگیان پادشاه سوره «هل اتی علی الانسان» برخوانید . ایشان همه به آوازی دلربای و الحان طرب‏فزای سوره «هل اتی» خواندن گرفتند و درخت طوبی بر خود بلرزید و در بهشت گوهر و مروارید و حلّه‏ها باریدن گرفت.»17
روز بعد از ازدواج وقتی زنان قریش برای تهنیت آمدند حضرت فاطمه جامه‏ای فاخر بر تن داشت که آنان متحیّر بماندند گفتند: «یا فاطمه این حلّه از کجا آوردی که همانا در دنیا نباشد و ما ندیدیم و نشنیده؟ گفت: هذا مِنْ عِنْداللّه‏ از نزد خداست.»18
رشیدالدین فضل‏اللّه‏ میبدی در پیوند همسری حضرت علی علیه‏السلام با حضرت فاطمه علیهاالسلام سخنان زیر را نیز می‏افزاید: فرشته‏ای فصیح به نام راحیل بر منبری سپید برآمد و خدای را ثنا گفت آن گاه خداوند ذوالجلال بی‏واسطه ندا کرد که: ای جبرئیل و ای میکائیل شما دو گواه باشید که من فاطمه زهرا علیهاالسلام را به زنی به علی مرتضی دادم.»19 چون فرشته این بشارت را به حبیب خدا داد آن حضرت مهاجر و انصار را خواندند و روی به علی علیه‏السلام کردند و فرمودند: «یا علی چنین حکمی در آسمان رفت اکنون من فاطمه علیهاالسلام دخترم را به چهارصد20 درم کاوین به زنی به تو دادم.»21

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام سیّدة النّساء العالمین

حضرت زهرای مرضیّه در خانه نبوّت و مرکز وحی تربیت شد پدری چون پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، همسری چون علی مرتضی، و فرزندانی چون حسنین داشت. روزی زنان قریش با همسران رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از حَسَب و نَسَب خویش و مفاخرت قوم خود سخن می‏گفتند. چون فاطمه علیهاالسلام وارد جمع شد همه ساکت شدند یکی از ایشان گفت: «چرا حدیث رها کردی؟ گفتند: برای آن که در پیش او حدیث حَسَب و نَسَب کردن محال باشد، دیگری گفت: ما بالَکُمْ یا بنی‏هاشم... چیست ای بنی‏هاشم که همه سیادت جمع کردی خود را و گوی سیادت از همه عالم بربودی، امّا پدرت سیّد وُلدِ آدم است. و امّا تو سیّده زنان جهانی. امّا شوهرت سیّد عرب است و اما فرزندانت سیّدان جوانان بهشتند و امّا عمّت حمزه سیّد شهیدان است.»22 بدین‏جهت پاره‏ای از مفسّران آیه «نَسَبا وَ صِهْرا» را در شأن حضرت علی علیه‏السلام دانسته‏اند که امیرالمؤمنین جامع سَبَب و نَسَب بود «و هیچ کس را از صحابه این هر دو بیک جای نبود.

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:41 PM
تشکرات از این پست
sajjadez
sajjadez
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 249
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

حرام بودن آتش بر فاطمه زهرا (س)

 

  روزى عايشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى كه آن حضرت براى حسن و حسين (ع) با آرد و شير و روغن در ديگى غذاى حريره درست مى‏كرد. ديگ بر روى اجاق و آتش مى‏جوشيد و بالا مى‏آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مى‏زد. 
عايشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بيرون آمده، نزد پدرش ابوبكر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چيز شگفت‏آورى ديدم، و آن اينكه دست به درون ديگى كه بر روى آتش مى‏جوشيد برده، آن را به هم مى‏زد. 
گفت: دختركم! اين را پنهان كن كه كار مهمى است. 

اين خبر كه به گوش پيامبر اكرم (ص) رسيد، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود: 
همانا مردم ديدن ديگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مى‏كنند. سوگند به آن كسى كه مرا به پيامبرى برگزيد، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پيوند فاطمه حرام كرده است، فرزندان و شيعيان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى هستند كه آتش و خورشيد و ماه از آنها فرمانبردارى كرده در پيش رويش جنيان شمشير زده، پيامبران به پيمان و عهد خود درباره‏ى او وفا مى‏كنند، زمين گنجينه‏هاى خودش را تسليم او نموده، آسمان بركاتش را بر او نازل مى‏كند. 

واى، واى، واى به حال كسى كه در فضيلت و برترى فاطمه شك و ترديد به خود راه دهد، و لعنت و نفرين خدا بر كسى كه شوهر او، على بن ابى‏طالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جايگاهى است و شيعيانش نيز بهترين جايگاه‏ها را خواهند داشت. همانا فاطمه پيش از من دعا مى‏كند و شفاعت مى‏نمايد و شفاعتش على‏رغم ميل كسانى كه با او مخالفت مى‏كنند، پذيرفته مى‏شود.

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:47 PM
تشکرات از این پست
sajjadez
sajjadez
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 249
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

 - درخشيدن نور از ملحفه فاطمه

روايت شده است : كه على (عليه السلام) از يك نفر يهودى مقدارى جو قرض كرد و در مقابل آن ، ملحفه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را كه از پشم بود، گرو گذاشت . يهودى آن را برد و در خانه اش گذاشت . هنگام شب زن يهودى براى كارى به آن اطاقى كه ملحفه در آن بود رفت . ناگهان نورى را در حال درخشش ديد كه اطاق را روشن كرده بود. به سوى شوهرش برگشت و به او گفت : در آن اطاق ، روشنايى بزرگى را ديدم .
شوهرش نيز تعجب كرد و فراموش كرده بود كه ملحفه فاطمه (سلام الله عليها) را در آن جا گذاشته است . سريع برخاست و وارد آن اطاق شده ، ديد شعاع نور ملحفه ، پخش شده و مانند نور ماهى است كه از نزديك طلوع كرده باشد. از اين مسئله در شگفت شد. به جايى كه ملحفه را گذاشته بود، دقت كرد و فهميد كه اين نور از همان ملحفه است . يهودى رفت و قوم و خويشانش را فرا خواند و همسرش نيز قوم و خويشان خود را حاضر ساخت . بيش از هشتاد هزار نفر از يهوديان جمع شدند. همه آنان وقتى اين امر را ديدند، مسلمان شدند

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:48 PM
تشکرات از این پست
sajjadez
sajjadez
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 249
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

چرخيدن آسياى دستى به خودى خود

جناب ابوذر مى گويد: پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) مرا به دنبال على (عليه السلام) فرستاد. به خانه اش رفتم و او را خواندم ، ولى پاسخ مرا نداد. و آسياب دستى را ديدم كه بدون اينكه كسى باشد به خودى خود، مى گردد. دوباره او را خواندم ، بيرون آمد و با هم نزد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) رفتيم و پيامبر متوجه على (عليه السلام) شد و چيزى به او گفت كه من نفهميدم .
گفتم : شگفتا! از دستاسى كه بدون كه بدون گرداننده مى گردد.
آن گاه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعظا و جوارحش را پر از ايمان و يقين كرده و چون خداوند ضعف او را دانست ، پس در روزگار سختى به او كمك كرد و كفايتش ‍ نمود. مگر نمى دانى كه خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را يارى دهند

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:49 PM
تشکرات از این پست
sajjadez
sajjadez
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 249
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

تهيه غذا

قطب راوندى به سند معتبر از جابر انصارى چنين روايت كرده است :
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) چند روزى گذشت كه طعامى تناول نفرمود، تا آن كه گرسنگى بر آن حضرت بسيار غالب شد. به حجره هاى زنان خود وارد گرديد و طعامى نيافت ، پس به حجره طاهره جناب فاطمه (سلام الله عليها) در آمد و فرمود: اى دخترك گرامى ! آيا نزد تو طعامى هست نتاول نمايم ؟ زيرا گرسنگى بر من زور آورده است .
فاطمه زهرا(سلام الله عليها) عرض كرد: نه ، به خدا سوگند كه طعامى نزد من نيست ، جانم فداى تو باد.
چون حضرت از خانه بيرون رفت ، يكى از كنيزكان فاطمه (سلام الله عليها) دو گرده نان و پارچه گوشتى از براى آن حضرت به هديه آورد. پس ‍ فاطمه (سلام الله عليها) آن را گرفت و زير كاسه پنهان كرد و جامه بر روى آن پوشانيد و گفت : به خدا سوگند كه حضرت رسالت را اختيار مى كنم برخود و بر فرزندان خود، همه گرسنه بودند و محتاج به طعام .
پس امام حسن و امام حسين (عليه السلام) را به خدمت پدر بزرگوار خود فرستاد و آن حضرت را طلبيد، چون تشريف آوردند گفت : اى پدر! بعد از رفتن شما حق تعالى طعامى از براى من رسانيد و از براى تو پنهان كرده ام از فرزندان خود فرمود: بياور اى دختر! چون سر برداشت ، به قدرت حق تعالى آن كاسه پر از نان و گوشت شده بود.
چون فاطمه زهرا(سلام الله عليها) آن حالت را مشاهده كرد، متحير شد. دانست كه از جانب حق تعالى است . پس حمد الهى را به جاى آورد و صلوات بر حضرت رسالت (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرستاد، آن طعام را به نزد آن حضرت آورد.
چون رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) آن كاسه پر از طعام را ديد، شكر حق تعالى به تقديم رسانيد، پرسيد: اين طعام را از كجا آورده اى ؟
فاطمه (سلام الله عليها) گفت : از نزد حق تعالى آمده است ، به درستى كه حق تعالى هر كه را مى خواهد بى حساب روزى مى دهد.
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) اميرمؤمنان على (عليه السلام) را طلبيد. پس حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين (عليه السلام) و جميع زنان آن حضرت از آن طعام تناول كردند تا سير شدند.
فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمود: آن كاسه به حال خود ماند و هيچ كم نشد تا آن كه جميع همسايگان خود را از آن سير كردم ، و حق تعالى در آن خير و بركت بسيار كرامت فرمود

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:49 PM
تشکرات از این پست
sajjadez
sajjadez
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 249
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

زنده شدن عروس

روزى رسول خدا، خاتم انبياء، محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مسجد الحرام در كنار (كعبه ) خانه خدا نشسته و مشغول راز و نياز با خداى بى نياز بود كه جمعى از بزرگان و شرفاء شهر (مكه ) به حضورش آمده و سلام كردند، پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) با خوشرويى و خوشخويى جواب سلام آنها را داد، گفتند:
اى رسول گرامى اسلام و اى افتخار عالميان ! ما به خدمت شما رسيديم تا عرضه داريم كه دختر فلان را پسر فلانى ، كه هر دو از مشاهير و اشراف عرب هستند، عقد بسته و مجلس عروسى برپا كرده ايم ، آمده ايم دختر گرامى شما فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را به آن جشن دعوت كنيم . اجازه بفرماييد آنان به جشن عروسى آمده و با قدوم مباركشان مجلس ما را مزين فرموده و كلبه ما را منور كنند.
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: صبر كنيد، من به خانه دخترم فاطمه (سلام الله عليها) روم و او را از اين دعوت خبردار كنم ، اگر مايل شدند بيايند به شما اطلاع مى دهم .
آن حضرت به سوى خانه دختر گرامى اش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) راه افتاد، وقتى به حرم و حريم فاطمه ، يعنى به خانه او رسيد، سلامش ‍ كرده و جريان دعوت اكابر عرب را به عروسى شان به فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمود و از او نظر خواهى كرد كه آيا حاضر است به جشن عروسى آنها برود يا نه ؟!
صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) لحظاتى به فكر فرو رفت ، سپس عرض كرد: جانم فدايت باد اى حبيب حضرت عزت و اى شفاعت گر جمله امت ! من فكر مى كنم دعوت آنان از من به عروسى شان براى سخريه و استهزاء من است ، چون زنان و دختران اشراف عرب در آن جشن همه لباسهاى فاخر گران قيمت از طلا و حرير و جواهر به تن كرده و خود را به هر آرايشى زينت داده ، با حشمت و جلال در كنار عروس جمع شده اند، ولى من لباسى غير از اين پيراهن كهنه و چادر وصله دار و موزه (كفش ) وصله دار چيزى ندارم بپوشم و به آن جا بروم ، اگر با همين وضعيت بروم آنها مرا استهزاء و مسخره و شماتت خواهند كرد.
وقتى كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) سخنان دخترش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را شنيد، غمگين شده و آهى از دل كشيد و چشمان مباركش پر از اشك شد.
در همان حال جبرئيل امين از سوى رب العالمين به حضورش رسيد عرض : يا رسول الله ! خداى جل و علا بر شما و فاطمه سلام مى رساند و مى فرمايد: به فاطمه بگو همان لباسهايى كه دارد بپوشد و عازم رفتن عروسى باشد كه ما را در اين كار (حكمتى ) است .
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيغام خداى تبارك و تعالى را به دخترش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) رسانيد، صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) عرض كرد: هر چه خداى عزوجل فرمايد، همان را مى كنم و حكم و فرمان او را از جان و دل مى پذيرم .
سجده شكرى كرد و برخاست جامه هاى كهنه وصله دار خود را پوشيده و از پدر بزرگوارش اجازه رفتن به عروسى گرفت و همت به رفتن نمود؛ در همان حال فرشتگان هفت آسمان ناله سر داده و سر نياز به درگاه خداى تعالى نهاده و گفتند: بار خدايا، خداوندا، دختر پيغمبر آخر الزمان كه محبوبه توست و او را بر ديگر عالم برگزيده اى در ميان زنان خجالت زده و دل شكسته نكن كه ما تحمل ديدن افسردگى او را نداريم .
همان لحظه از طرف خداى تبارك و تعالى به جبرئيل امر شد هر چه زودتر با هزاران حورى مه لقا از لباسهاى بهشتى برداريد و بر زمين نازل شويد و آنها را بر فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بپوشانيد و او را با عزت و احترام به مجلس عروسى ببريد.
جبرئيل (عليه السلام) به فرمان خدا از لباسهاى سندس و استبراق بهشتى با هزار حوريه به خدمت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) آمده و سلام خداى تعالى را رساند و آن بانوى محترمه لباسهاى بهشتى را پوشيد، با جلال و عزت به سوى جشن عروسى حركت كرد. حوريان خاك قدمهاى آن عليا مخدره را به عنوان تبرك بر چشمهايشان مى ماليدند و از اين كه در كنار خيرة النساء العالمين حركت مى كردند، خوشحال بودند و هر يك به نوعى محبت و علاقه اى به آن معصومه پاك نشان مى دادند و عطرهاى بهشتى بر وجود اقدس حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) مى زدند و بر اين كار فخر و مباهات مى كردند.
فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از ديدن اين همه عزت و جلال و لباسها و عطرهاى بهشتى خوشحال شده ، شكر خداوند تعالى را به جاى آورده و زبانش بر ثناى حضرت ذوالجلال گويا بود.
وقتى نزديكى خانه عروسى رسيدند و نور مقدسشان بر جمع زنان كه آن جا بودند تابيد، همگى با حالت شگفت و تعجب به چهره نورانى و لباسهاى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) نظر كرده و متحير شدند و بى اختيار به استقبال آن بانوى دو عالم شتافتند، تا آن جا كه هيچ زنى در كنار عروس نماند. بعضى از آنها دست و پاى صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را بوسيده و آن بانوى بانوان را با احترام و عزت وارد مجلس جشن و عروسى كردند.
زنان اشراف با اين كه لباسهاى فاخر و گران قيمت پوشيده بودند، ولى لباسهاى آن عليا مكرمه را ديده و بر آن حضرت غبطه و حسد مى بردند، تا جايى كه عروس خانم تحمل ننموده و از صندلى كه بر روى آن نشسته بود، به زمين افتاد و مدهوش شد. وقتى به كنارش آمدند، ديدند جان به جان آفرين تسليم كرده و مرده است . صداى فرياد و شيون از زنان بلند شد كه همه زنها به سوى او توجه كنند و عروس از غصه دق مرگ شود و بميرد (عروسى مبدل به عزا شد).
حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از مشاهده آن واقعه خيلى متاءثر و از مردن عروس مكدر شد. بلادرنگ برخاسته و تجديد وضو كرد، در جلو چشمان زنان عرب دو ركعت نماز (حاجت ) خواند و سر بر سجده نهاده و گفت :
بار الها! بنده نوازا! به عزت و جلال لايزال تو، و به حرمت شرف پدرم رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) و شوهرم اميرالمؤمنين على مرتضى (عليه السلام) و به فضيلت طاعات و عبادات بندگان خاصت ((عروس )) را زنده بگردان و مرا از طعن و شرمسارى نجات بخش !
هنوز سر فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در سجده بود و لبانش در مناجات حق ، ديدند كه عروس حركتى كرده و عطسه اى زد و به اذن خدا از جا برخاست و به دست و پاى عزت ده زنان ، بانوى بانوان ، محبوبه خداى لامكان ، دختر پيامبر ختم رسولان همسر امير مؤمنان ، مادر امامان ، فاطمه زهرا(سلام الله عليها) افتاد و گفت :
السلام عليك يا بنت رسول الله ، السلام عليك يا زوجة ولى الله اميرالمؤمنين على عليه السلام ؛ شهادت مى دهم كه خدا يكى است همتا و شريكى ندارد، و پدر تو حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسول و فرستاده او است ، تو و شوهر تو و فرزندان تو همه برحقند و كسانى كه راه كفر و شرك و بت پرستى را پيش گرفته ، همه باطل اند و من با دست مبارك شما مسلمان مى شوم .
نقل كرده اند: آن روز هفتصد نفر مرد و زن از خويشان و فاميلهاى (عروس ‍ و داماد) دين مقدس اسلام را پذيرفته و از شرك و كفر بيرون آمدند و اين قضيه و معجزه حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در شهرهاى ديگر شهرت پيدا كرد و بسيارى مسلمان شدند.
وقتى مجلس عروسى به پايان رسيد، صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها) به منزل برگشته و تمامى حالات مجلس را به پدر بزرگوارش نقل كرد.
رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) پس از شنيدن ماجرا، از زبان صديقه كبرى فاطمه (سلام الله عليها) سر به سجده شكر نهاده و خداى عزوجل را سپاس و ثنا گفت و دخترش را به سينه چسباند و فرمود: اى نور ديده ! از آنچه گفتى هزاران بار بيشتر و بهترش را از درگاه خداوند تبارك و تعالى بر تو اميدوارم 

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:49 PM
تشکرات از این پست
sajjadez
sajjadez
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 249
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:مبحث 67 طرح صالحین: فضایل حضرت علی و حضرت فاطمه

طعام غيبى

هنگامى چنان اتفاق افتاد كه حسنين (عليه السلام) سه روز هيچ چيزى از خوراكى نخورده بودند، از گرسنگى بى تاب شده ، از مادر چيزى طلب كردند. چون در خانه از جنس خوردنى چيزى نبود، هر دم ايشان را به بهانه اى تسلى داده كه جد بزرگوارتان مى آيد و چيزى برايتان مى آورد. باز آنان زارى مى كردند، به حدى كه جناب فاطمه (سلام الله عليها) دلگير شد و اشكش جارى گرديد برخاسته قدرى سنگ ريزه جمع نمود، در ديگى كرد و بالاى آن آب ريخت ، سر ديگ را پوشانيده ، آتش در زير آن روشن كرد تا جوش آمد و به فرزندان دلبندش فرمود: اى جانان مادر! اينك صبر كنيد، طعام بار كرده ام ، هنوز پخته نشده است .
ايشان بيرون مى رفتند و بعد از زمانى مى آمدند و به مادر مى گفتند: اگر آن پخته است جهت ما بياور. آن بانو مى فرمود: هنوز خام است ، ساعتى صبر كنيد تا پخته شود.
امام حسن (عليه السلام) بر سر ديگ رفته و سرپوش را برداشت و گفت : اى مادر! اگر پخته يا خام ، قدرى براى ما بردار تا بخوريم .
فاطمه (سلام الله عليها) كاسه برداشت و فرمود: عجب كه پخته باد. چون بر سر ديگ آمد طعامى در كمال خوبى و خوشبويى است . پس بيرون آورد و نزد آنان نهاد. آنان مشغول خوردن شدند. فاطمه زهرا(سلام الله عليها) وضو تازه نمود شكر به جاى آورد و بعد از آن در وقت ضرورت چنان مى كرد.
چون اين خبر به پيامبر رسيد، فرمود: الحمدلله ، تو اى فاطمه چنان هستى كه در ذريه انبياء و اولياء سابق بوده 

چهارشنبه 9 مهر 1393  3:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها