موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

 
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 34856
محل سکونت : قم

موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

سلام سلام سلام.

یه انشا بنویسد با موضوع تابستان خود را چگونه گذراندید.

در اول پست خودتون به امضای نفر قبل هم نمره بدین.

 

پارتی بازی هم نباشه. wink

 

یک شنبه 30 شهریور 1393  10:18 ق.ظ
تشکرات از این پست
borkhar tahmores farshon sayyed13737373 amirali123 architect0811 rasekhoon_m hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran mehdi0014 ravabet_rasekhoon mohsen_alavi
borkhar
borkhar
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 17801
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

                                                                                       

به نام خدا

 

موضوع انشا:تابستان خودراچگونه گذرانده اید؟امسال تابستان به من خیلی خوش گذشت وچقدرهم زودتمام شد!!!تابستان امسال برخلاف بقیه ی تابسانهامابیشترتعطیل بودیم به خاطرمسابقات جام جهانی.یعنی اواسط خردادماه ولی خیلی خیلی خوش گذشت.چیزی که بیش ازهمه من راخوشحال کرددرتابستان امسال روزه گرفتنم بود.من چون روزه اولی بودم ماه رمضان نیزخیلی به من دراین تابستان خوش گذشت.چون بیشترازهرموقعی دیگربه مهمانی میرفتیم وبابچه هابازی میکردیم.پدرومادرم هم چون من سال اولی بودکه روزه میگرفتم خیلی به من توجه میکردند.ماامسال قراربودتابستان به مسافرت هم برویم ولی به دلیل شغل پدرم نتوانستیم به مسافرت برویم ولی پدرم به من قول دادکه حتمادرایام عیدشمارابه مسافرت خواهم بردمن هم خیلی خوشحال شدم.اواخرتابستان من دلم خیلی برای دوستان مدرسه ای ام تنگ شده بودوهرروزلحظه شماری میکردم تامدارس بازشودومن دوباره بتوانم معلمان ودوستانم راببینم.الانم خیلی خوشحال هستم که دوباره توانستم دوستان خودراببینم.این بودانشای من درباره ی تابستان خودراچگونه گذرانده اید.

خدایا دلم به سان قبله نماست...وقتی عقربه اش به سمت "تو"می ایستد آرام می شود

"ان الله مع الصابرین ...همانا خداوند با صابرین است"

یک شنبه 30 شهریور 1393  10:31 ق.ظ
تشکرات از این پست
salma57 tahmores fatemexry farshon sayyed13737373 rasekhoon_m hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran ali201355
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5422
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

خیلی سخت گذشت ...

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

دوشنبه 31 شهریور 1393  07:50 ب.ظ
تشکرات از این پست
salma57 farshon rasekhoon_m hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran tahmores ali201355
zare58
zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

به سختي گذشت....

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

چهارشنبه 2 مهر 1393  11:16 ق.ظ
تشکرات از این پست
salma57 farshon rasekhoon_m sayyed13737373 hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran ali201355
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 39623
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

من به امضاء نفرقبلی نمره 18میدم.

موضوع جالبیه یادش بخیرجوونیها.خخخخ

تابستان امسال خیلی هواگرم بودکه هنوزم آثارش پیداست من دراین فصل سال وامسال تونستم کتابهاورمانهایی رومطالعه کنم وازاوقات فراغتم کمال استفاده روببرم همچنین باشرکت درکلاسهای شناوآمادگی جسمانی تونستم دل خودم وسلامتی خودموتضمین کنم.البته متوجه بیماری ای ازخودم شدم که اونم خالی ازلطف نبودچون پی به این بیماری بردم ومجبورشدم تاهرچندوقت یکبارخودمودربوته آزمایشگاه قراردهم وچک کنم دراین فصل من باگرمای زیادتابستون وشرایط روزه گرفتن مواجهه بودم هرچندکه علمامی گویندصواب اون بیشتره نمی دونم خلاصه براتون بگم که درفصل تابستون من درجشنواره قرآنی برنده شدم وقرارشدکه ماروببرندساری منطقه گهرباران دانشگاه علوم پزشکی امابدلیل ثبت نامهای دانشجویان تاتاریخ جاری که هنوزموفق به اینکارنشده ام.من درتابستان امسال دوتاازکاربران خوب راسخونوملاقات کردم واحساس شعف می کردم .من دراین فصل تاجائیکه تونستم به یک مجموعه فرهنگی ونگهداری کودکان وامورخیریه مانندی کمک کردم وپیش خدای خودم راضیم امیدوارم که تونسته باشم گام کوچکی دراین راه برداشته باشم درضمن درطول ایام ماه مبارک رمضان وهنگام دعاهای شبانه ازطریق شرکت درحسینیه های مذهبی متوجه احساس کمکی شدم که برادران حسینی درحسینیه احساس نمودندبنابراین هرچندازنظرمالی درمضیغه هستم اماکمک مالی نمودم البته ناگفته نمونه که فقط انحصارا"کمک مالی نیست بلکه ماهرقدمی که برای حسینیه یاهرمرکزدیگه ای برمی داریم درجایگاه خودش نوشته میشه.همچنین من درفصل تابستان به دیدارکودکان معلول شهیدفیاض بخش مشهدرفتم وچندجعبه میوه برای اونهاخریدم وازآنجائیکه دردوران دبیرستان معلممون یادداده بودندکه بایدباآنهابه نرمی رفتارکنیدبراشون میوه پوست کندم وبه دستشون دادم چون بعضیهاشون اصلا"توان پوست کندن میوه رونداشتندویاخیلی سنشون کوچک بود.البته قصدم ازبه تصویرکشوندن اعمالم به هیچ عنوان نبودفقط خاطراتی داشتم که خواستم دراینجاثبت نمایم.ازایجادکننده این پست کمال تشکررادارم.

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

چهارشنبه 9 مهر 1393  11:48 ق.ظ
تشکرات از این پست
salma57 sayyed13737373 borkhar amirali123 rasekhoon_m hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran tahmores ali201355 architect0811
amirali123
amirali123
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 14537
محل سکونت : آذربایجان شرقی

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟


نقل قول farshon

من به امضاء نفرقبلی نمره 18میدم.

موضوع جالبیه یادش بخیرجوونیها.خخخخ

تابستان امسال خیلی هواگرم بودکه هنوزم آثارش پیداست من دراین فصل سال وامسال تونستم کتابهاورمانهایی رومطالعه کنم وازاوقات فراغتم کمال استفاده روببرم همچنین باشرکت درکلاسهای شناوآمادگی جسمانی تونستم دل خودم وسلامتی خودموتضمین کنم.البته متوجه بیماری ای ازخودم شدم که اونم خالی ازلطف نبودچون پی به این بیماری بردم ومجبورشدم تاهرچندوقت یکبارخودمودربوته آزمایشگاه قراردهم وچک کنم دراین فصل من باگرمای زیادتابستون وشرایط روزه گرفتن مواجهه بودم هرچندکه علمامی گویندصواب اون بیشتره نمی دونم خلاصه براتون بگم که درفصل تابستون من درجشنواره قرآنی برنده شدم وقرارشدکه ماروببرندساری منطقه گهرباران دانشگاه علوم پزشکی امابدلیل ثبت نامهای دانشجویان تاتاریخ جاری که هنوزموفق به اینکارنشده ام.من درتابستان امسال دوتاازکاربران خوب راسخونوملاقات کردم واحساس شعف می کردم خاطراتم ازاین فصل خیلیه که متاسفانه دریک پست نمی گنجدحال اگرمورددیگه ای رویادم اومدحتما"درخدمتتون خواهم بود.ازایجادکننده این پست نیزکمال تشکررادارم.موفق باشید


چيزه داداش فرزاد يه سوال ميخوام بپرسنم خجالت ميكشم در مورد اون جمله آخر ..........كه گفته ايجاد كننده پست كي ميشه ميخوام بدونم ؟؟؟؟؟؟خخcheeky
 

 

غزال خوش صدا توئی ، راسخون

شیرین تر از عسل توئی ، راسخون

بین تموم سایتهای اینترنت

 نگین بی بدل توئی ، راسخون

چهارشنبه 9 مهر 1393  02:00 ب.ظ
تشکرات از این پست
salma57 rasekhoon_m sayyed13737373 borkhar hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 farshon namebaran tahmores ali201355
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

سلام

یادش بخیر ، من معمولا سعی میکردم دفتر انشام کوچکترین سایز باشه و خطوط اون کم تر باشه ، علاوه بر اینکه خیلی بزرگ مینوشتم ، مدام هم نقطه سر خط بود و جالبه که تا چند خط به تفصیل موضوع انشاء میپرداختیم و می گفتیم امروز معلممون به ما انشایی داده تحت عنوان اینکه تابستون خودتون ور چطور گذروندید و من الان میخوام در انشای خودم توضیح بدم که تابستونم چطور بود و . .. . . .. .

اما انشاء :

غروب بیستم تیر شهرستان رامسر . غروب نزدیک میشد و انوار طلایی خود را بر بیکران  دریا و انبوه درختان سر به فلک کشیده شده می تاباند ، قایق ران پیری که با قایق کهنه و شکسته ی خود در کنار تک درختی خزه دار نشسته بود فضا را گرم و دلنشین کرده بود ، هوا آکنده از نم باران است ، نسیمی ملایم صورتم را نوازش می کنم ، قدم آهسته آهسته بر میدارم و با تحیر به دریا می نگرم ، گویی جذر و مد دریا با آدمی سخن می گوید و نویدی از شروع مجدد را به ارمغان می آورد . . . . .

( تا اینجاشم کلی به مغزم فشار آوردم ، این هم خاطره ای نصف و نیمه از سفر به رامسر )

 

 

چهارشنبه 9 مهر 1393  03:04 ب.ظ
تشکرات از این پست
salma57 sayyed13737373 hossein201273 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran tahmores amirali123 ali201355
salma57
salma57
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 34856
محل سکونت : قم

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

تا اینجا انشاهای همه به نظرم بیست بود. به جز چند نفری که کاغذ سفید دادن و از حفظ انشاهاشون رو میخونن. شاید هم وقتی صداشون بزنم برای خوندن کلی توضیح بدن. از همه ممنون. آقای مهندس تا همین جا هم لذت بردم از انشاتون. ممنون. منتظر شنیدن ادامه اش هستن. شاید زنگ بعدی اتشا نوبت شما باشه انشاتون رو بلند برای راسخونی ها بخونید.

در زندگی بکوشلباس صبر بر تن بپوشبا دانایان بجوشعزت نفس را به هیچ قیمتی مفروش

چهارشنبه 9 مهر 1393  03:16 ب.ظ
تشکرات از این پست
sayyed13737373 borkhar hossein201273 architect0811 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran tahmores amirali123
maryamjoon
maryamjoon
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1124

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

کاریکاتور/ تابستان خود را چگونه گذراندید؟

 

 

چهارشنبه 9 مهر 1393  03:38 ب.ظ
تشکرات از این پست
salma57 sayyed13737373 borkhar architect0811 omiddeymi1368 khodaeem1 namebaran tahmores amirali123
sayyed13737373
sayyed13737373
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1392 
تعداد پست ها : 6507
محل سکونت : گیلان

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

 

سلام.

 انشا من در مورد تابستون سال 89 هست

 

سال 89 بود بار چهارمی بود که مشهد رفته بودم .اون سال  با موسسه یاران موعود سبز(عج) همراه با دوستام رفته بودیم .

محل اسکانمون ساعت 11 شب تا 3 صبح درشو می بستند به همه ی بچه ها گفته بودند. ولی کو گوش شنوا مگه وقتی بچه ها حرم میرفتن می شد برشون گردوند همه عاشق امام رضا بودند.

اون سال قرار بود به بهترین عکسی که از دوستامون موقع خواب گرفتیم جایزه بدن .

خیلی ها تو قطار عکس گرفته بودن و واقعا خیلی جالب بود.

من و یکی از دوستای صمیمیم با هم قرار گذاشته بودیم که نه عکس بگیریم و نه بزاریم کسی عکس بگیره و به همه گفته بودیم که ما راضی نیستیم از ما عکس بگیرین.

من همراه همون دوستم قرار بود یکی از  شبا تو حرم بمونیم و نماز بخونیم و دعا کنیم تا اذان صبح و قرار نبود بخوابیم.

بالاخره یه شب که خوابمون نمیومد رفتیم حرم و رفتیم صحن انقلاب هوا  سرد بود ما هم جز یه چفیه سیاه رنگ چیزی نداشتیم و هر دو تا با آستین کوتاه بودیم یکم موندیم صحن انقلاب و نماز خوندیم بعدش دیدیم از سرما دندونامون بهم میخوره که دوستم گفت امام رضا به فکر ما نیست اصلا ما رو نمیبینه الان از سرما یخ میزنیم گفتم بهش بیا بریم تو یکی از رواق ها . پاشدیم رفتیم داخل یکی از رواق ها تا دعا و زیارتو اونجا بخونیم وقتی وارد شدیم دیدیم بیشتر زائرین خواب هستن ما هم خیلی آروم یجا نشستیم و شروع کردیم به خوندن زیارت که هر دومونو خواب برده بود بدونه این که بفهمیم 

یه چند تا زائر جوون هم کنارمون بودن که وقتی ما رفتیم تو رواق اونا خواب بودن که وقتی اذان صبح داد اونا ما رو بلند کردن از خواب و کلی حلالیت گرفتن ما اولش هر دوتامون تعجب کرده بودیم که چه خبره بعدش که پرسیدیم گفتن ما زود تر از شما پاشدیم و قتی شما رو دیدیم چه با آرامش بهم تکیه دادین در حالی که زیارت نامه ها دستتونه و با آرامش کامل خوابیدین چند تا عکس ازتون گرفتیم و هر عکسی که میگرفتیم   خراب می افتاد و با چند تا موبایل امتحان کردیم ولی همش خراب افتاد.

من و دوستم هر دو تا فقط بهم نگاه میکردیم و تعجب کرده بودیم که یهو دوستم گفت یا امام رضا اشتباه کردم از حزفم پشیمونم .

اونا پرسیدن چرا این طوری میشد و دوستت چرا هی میگه امام رضا اشتباه کردم ببخش منو

من قضیه راضی نبودن و همچنین حرف دوستم تو صحن انقلاب و رو  بهشون گفتیم اونا تعجب کرده بودن و فقط به ما نگاه میکردند  و اصلا باورشون نمی شد.

بعدش هر 6 نفر شروع کردیم به گریه کردن.الانم یادم می افته گریم می گیره.

از اون روز به بعد من میدونم که همیشه و همه جا امام رضا به یاد همه ی کسانی که دوستش دارن هست.

و ایمان و باور من و دوستم و اون جوونا به امام رضا چندین برابر قبل شد.

 

*هر وقت که سرت به درد آید    نالان شوی و سوی من آیی

چون درد سرت شفا بدادم    یاغی شوی و دگر نیایی*

*پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب    تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم*

چهارشنبه 9 مهر 1393  07:59 ب.ظ
تشکرات از این پست
borkhar salma57 hossein201273 architect0811 omiddeymi1368 khodaeem1 farshon namebaran tahmores amirali123
hossein201273
hossein201273
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1392 
تعداد پست ها : 26863
محل سکونت : سپاهان ایران

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

با سلام

من به امضای نفر قبلیم 19/95می دهم

وما تابستان امسال ،برای من خیلی سخت بود اولش که عفونت ادراری گرفتم ودرگیر دکتر بودم ونتونستم روزه هام را بگیرم بعدشم 8تیرماه رفتم مشهد از مشهد که برگشتم یک هفته بعدش بهم زنگ زدند گفتند برای 14شهریور هم بلیت هست می روید ،ما هم از خدا خواسته گفتیم بعلهcheekyجا تون خالی امسال دوبار رفتم مشهد ،خیلی هم خوش گذشت واما اواخر تابستان طلاق برادرم که هنوز به نتیجه ای نرسیده ونه دادگاهی رفتند ونه هنوز توافقی حل شده

وبازهم خداراشکر که نود روز تابستان هم سپری شد ولی بسیار بد بود متاسفانه اینم از تابستان من

 

مهربان همیشگی من... خودت گفتی:ادعونی استجب لکم... بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا...
گوش کن... این منم که اینروزها بیش از همیشه میخوانمت... اجابت کن مرا...

 

چهارشنبه 9 مهر 1393  09:26 ب.ظ
تشکرات از این پست
architect0811 salma57 omiddeymi1368 khodaeem1 farshon borkhar namebaran tahmores amirali123 sayyed13737373
alirezaHmzezadh
alirezaHmzezadh
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 2470
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

به سختی یه روز کلاس یه روز مسابقه همینطور تکرار میشد خوب شد مدرسه ها باز شد ومهر اومد حالا فقط درس می خونم و راحتتر هستم.cheeky

خداوندا من در کلبه حقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرشه کبریایی خود نداری! من خدایی چون تو دارم و تو چون خودی نداری!

تالار های اسلام شناسی وشیعه شناسی

 

 

پنج شنبه 10 مهر 1393  09:33 ق.ظ
تشکرات از این پست
borkhar salma57 namebaran tahmores sayyed13737373 khodaeem1
namebaran
namebaran
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1392 
تعداد پست ها : 4155
محل سکونت : تهران

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

به امضاء کاربر قبلی 15 میدم.

و اما تابستون امسال...
امسال تابستون خاصی داشت... یعنی از خیلی لحاظ ها برام خاص بود. تجربه هاش، شکست هاش، موفقیت هاش، همه خنده ها و گریه هاش، دعاهاش و غصه ها و شادی و خوشیهاش و ... ... ...
تابستون امسالم شاید زیاد خوب شروع نشد ولی به لطف مسلم خدا، خوب به نیمه رسید، و شکر خدا خوبتر تموم شد ...
تغییر خاصی توی روال زندگیم نداشتم و همه چی خوب بود خداروشکر.
از لحاظ کاری یه تغییرات کوچیکی داشتم ... ماه پایانی تابستون امسال، ماه ابتدایی تجربه ی کاری من، در مسئولیت جدید و جدی تر مدیریت فنی تمام پروژه های شرکتمون بود... الحمدلله بد نبود، و به امید خدا در ادامه خیلی بهتر باشه...
در کل فصل پربرکتی بود، پر از خوشی و ازدواج دوستان و نزدیکان، سفرهای خوب، امیدهای خوب، و تجربه های خوب و...
میدونید ... به نظرم یه وقتایی هست که توی یه دوره ای از زندگی(حتی یه دوره کوتاه و شاید عادی زندگی)، آدم مطمئنه بعد از تموم شدن این دوره، بیشتر از زمان های مشابه قبل، بزرگ تر و پخته تر شده... انگار که این پخته شدن روحی و ذهنی کاملا براش محسوسه و با همه وجودش درک میکنه.
حس میکنم یه همچین دوره ای رو اخیرا و تقریبا بخشیش رو مقارن با همین تابستون، گذروندم...
حس خوبیه ... : )

الانم که رسیدیم به ماه خیلی دوست داشتنی مهر دیگه، خیلی هم عالی

ان شاءالله ماه جاری و فصل جاری و سال جاری و سالهای بعدی، پر از برکت و خوبی و خوشی و موفقیت باشه برا همه کاربران راسخونی

چشم برندار ازم می پاشه زندگیم

پنج شنبه 10 مهر 1393  09:55 ق.ظ
تشکرات از این پست
borkhar tahmores amirali123 aftabm sayyed13737373 salma57 khodaeem1 architect0811
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

سخت یا اسان گذشت اما خوبیها شو هم نباید فراموش کنیم بهترین روزم سفر به مشهد مقدس بود

پنج شنبه 10 مهر 1393  02:46 ب.ظ
تشکرات از این پست
salma57 tahmores borkhar sayyed13737373 khodaeem1
ali201355
ali201355
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 792
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذراندید؟

تابستان امسال بمن خیلی سخت و بد گذشت زیرا................

دوشنبه 14 مهر 1393  08:15 ق.ظ
تشکرات از این پست
salma57 borkhar aftabm khodaeem1
دسترسی سریع به انجمن ها