0

مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

 
fasihi1380
fasihi1380
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 157
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

  مي خواست برگرده جبهه.بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ي سنّت خدمت کرديبذار اونايي برن جبهه که نرفته اند.چيزي نگفت و ساکت يه گوشه نشست.وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم.ديدم اومد و جانمازم رو جمع کردخواستم بهش اعتراض کنم که گفت:اين همه بي نماز هست!اجازه بديد کمي هم بي نمازا ، نماز بخونند.ديگه حرفي برا گفتن نداشتم.خيلي زيبا ، بجا و سنجيده جواب حرف بي منطقي من رو داد.
 

منبع   www.valfajrha.blogfa.com

نور است خمینی و عدویش ظلمات 

بر خامنه ای حسین دوران صلوات

دوشنبه 31 شهریور 1393  6:23 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

افسران - سلام بر شهیدان

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

دوشنبه 31 شهریور 1393  6:49 PM
تشکرات از این پست
kuoroshss omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

سلام

ما آدما همیشه دنبال بهونه می گردیم. با شنیدن صدای ربنا یاد ماه رمضان و روزه و افطاری و سحری میوفتیم. یا الآن که فصل شروع مدارسه حال و هوای مدرسه پیدا می کنیم و یاد دوران مدرسه میوفتیم. با دیدن عکس یه شهید، شنیدن یه سرود از جنگ، دیدن یه فیلم یاد جنگ و دفاع مقدس میوفتیم. در نبودش اگه یادمون هم باشه زیاد بهش توجه نمی کنیم مثل کسی که بغضی داره معطل یه حرفه که بغضش بترکه. که اگه نباشه شاید اصلاً یادش بره.

ما مناسبت های زیادی داریم مخصوصاً الآن که تقریباً هر روزمون یه مناسبتی داره. ولی یه سریاش مهمتره. مربوط به کشور و سرنوشتش می شه. فقط تو روزای خاصی برگزار می شه حالا خیلی پر اهمیت باشه یه هفته بهش اختصاص میدن. به نظر من خیلی کمه. حالا نه اینکه همیشه از جنگ و خونریزی صحبت بشه و باعث ناامیدی بشه. میشه درباره شهید، مقامش، خانواده هاشون، اصل دفاع؛ که دفاع برای چی بود؟ یا از چی بود. که الآن فراموش شده. داره ارزش همه شهدا از قبل از انقلاب تا حالا که جانبازان عزیز شاملش می شن رو از بین می بره. حالا هم دفاع هست از جان و مال و ناموس ولی هیچ کدوم دیده نمی شه. یا انقدر کمرنگ شده که با زحمت دیده میشه. بعضی ها می گن به خاطر مشکلات زندگیه خُب تا حدی درست، ولی مگه این مشکلات فقط حالا هست. اون روزها نبوده. اون روزها که مشکلات زاد بوده امکانات هم کمتر بوده. مردم عزیز با امکانات کم با کمک رهبری تونستن رژیم شاهنشاهی رو برکنار و حکومت اسلامی رو ایجاد کنن. ولی خداوکیلی چقدر از اون ارزش ها الآن پابرجاست. الآن هم مشکلات زیاده مردم و رهبری هم تلاش خودشون رو می کنن ولی موفق نمیشن.

به نظرم باید همیشه از ارزش های خوب اسلامی صحبت کرد و با عمل خوبی اون رو نشون داد. مثلاً درباره شهدا، زندگیشون و خوانواده هاشون و محیطی که توش بزرگ شدن تحقیق بشه و به اطلاع همه برسه. تا هم درس زندگی باشه هم درس اجتماعی و سیاسی و نظامی و دفاعی.و......

امروزه خیلی ها از اسم شهید و جانباز سوءاستفاده می کنن. خیلی از خانواده های شهدا هم هستن که مثل خیلی از شهدا گمنام زندگی می کنن، یعنی انقدر الکی ادعاشون نمیشه. ولی خیلی ها هم هستن با پارتی بازی جانباز شدن و از سهمیه استفاده می کنن. آخه به خاطر چی؟  آدم این چیزا رو که می بینه به جنگ و جهاد و شهادت هم بدبین می شه.

من جنگ رو تجربه نکردم ولی هروقت یه فیلمی از اون موقع ها می بینم توخیالاتم (رؤیاهام) میرم تو اون موقع ها و به خیال خودم تواناییشو دارم که برم بجنگم و به رزمنده ها کمک کنم البته اگه اونجا طاقت بیارم چون وقتی فیلمشو می بینم گریم می گیره وای به حالی که از نزدیک ببینم. من انقلاب و جنگ و دفاع رو از تلویزیون و کتاب و روزنامه و حرف و تعریف های اطرافیان دیدم و شنیدم و شناختم مثل خیلی های دیگه. همیشه سعی می کنم قدر امنیتی که کشور و شهرم به برکت رشادت های رزمندگان داره کسانی که خودشون و خانواده هاشون هزارتا آرزو داشتن، بدونم و در پیشرفت بیشترش تلاش کنم. انشاالله موفق بشم هم خودم و هم تمام کسانی که این آرزو رو دارن.

البته همین هم که همه از هر ارگانی به نوبه خودش تو یه هفته همه تلاششون رو می کنن و البته باز هم وقت کم میارن بازم جای شکرش باقیه. خیلی خوبه که هر سال نسل جدید رو آشنا و آشناتر و بیدار و بیدارتر می کنن.

دوشنبه 31 شهریور 1393  7:25 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

سال دوم دبیرستان یه درس به اسم آمادگی دفاعی داشتیم، یه قسمتیش تئوری بود و از روی کتاب می خوندیم. یه قسمتی هم یه مأمور سپاه میومد و آموزش عملی می داد. درباره اسلحه، اجزاش و باز و بسته کردنش. یه روز یه سوالی پرسید. پرسید چرا می گن 8 سال جنگ تحمیلی؟ خیلی فکر کردیم همه دنبال یه جواب خوب می گشتن. یکی از بچه ها گفت جنگی که به ما تحمیل کردن. به زور. خودش ادامه داد درسته ما خواهان جنگ نبودیم. وقتی به ما حمله کردن ما از خودمون دفاع کردیم با دست خالی.

دوشنبه 31 شهریور 1393  7:28 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

اون روزها منظورم چند سال پیشه. برای اینکه کارت فعال بسیج بگیریم حتماً باید می رفتیم میدون تیر، اجباری بود. ولی حالا یه جوری با کدوره و کلاس و این ها حلش می کنن. ما رفتیم میدون تیر بعد از آموزش عملی یه اسلحه دادن دستمون که شلیک کنیم به سمت هدف. هرچی بود و هرجا زدیم بالاخره به خیر گذشت. دوران خوبی بود. حال و هوای جنگ و جبهه داشت. مربی ها از خاطراتشون تعریف می کردن که یه روز به یک بسیجی یه اسلحه دادن شلیک کنه زده روی تیربار و مربی حرفه ای بوده جاخالی داده وگرنه.......  

دانشگاه که بودیم می بردن راهیان نور. من خیلی دوست داشتم برم ولی قسمت نشد. حالا هم می برن. انشاالله قسمت بشه بریم از نزدیک لااقل مکان های جنگ رو ببینیم و بیشتر با اون حال و هواها آشنا بشیم. تا بیشتر قدر خون ریخته شهدا رو بدونیم.

دوشنبه 31 شهریور 1393  7:30 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

یه روز تلویزیون یه خانم آزاده ای خاطره ای تعریف کردن تا اونجایی که بادمه انشالله منافاتی با اصلش نداشته باشه. اینکه اسیر که بودن یه شب خواب مادرشون رو میبینن و می گن که وضع غذا خوب نیست بعد  مادرشون براشون نون میارن و بهشون می دادن تا بخورن. این خانم هم مرتب چونه می زده و بیشتر می گرفته تا به هم سلولیهاشم بده. تا 40 تا. دیگه مادرشون میگن بسه و میرن. خانم اسیر و هم سلولیهاشون 40 روز بعد آزاد میشن.

دوشنبه 31 شهریور 1393  7:31 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

شاید شنیده باشید یا از تلویزیون دیده باشید.

یه اسیر از استان اصفهان شهرستان اردستان موقعی که یه خبرنگار زن هندی (که بی حجاب بوده) برای مصاحبه رفته بوده اردوگاهشون اصلً باهاش حرف نمی زه و جوابشم نمی داده. گفته بوده اگه حجابشو حفظ کنه جوابشو می دم. اون خانوم هم قسمتی از ساری همون لباسش رو روی سرش میندازه و اسیر بهش میگه:

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است                                زیبنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

بعد باهاش مصاحبه می کنه.

دوشنبه 31 شهریور 1393  7:32 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

%281%29.jpg

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

دوشنبه 31 شهریور 1393  7:42 PM
تشکرات از این پست
kuoroshss omiddeymi1368 ryhaneh_khanoom
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ای پیش­پرواز کبوتر های زخمی 
بابای مفقود الاثر! بابای زخمی! 
دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر 
پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟ 
تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی 
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی 
توی کتابم هر چه بابا آب میداد 
مادر نشانم عکس توی قاب میداد 
اینجا کنار قاب عکست جان سپردم 
از بس که از این هفته ها سر کوفت خوردم 
من بیست سالم شد هنوزم توی قابی 
خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی! 
یک بار هم از گیر و دار قاب رد شو 
از سیم های خاردار قاب رد شو 
برگرد تنها یک بغل بابای من باش 
ها! یک بغل برگرد، تنها جای من باش
ای دستهایت آرزوی دستهایم 
ناز و ادایم مانده روی دستهایم 
شاید تو هم شرمندۀ یک مشت خاکی
یک مشت خاک بی نشان و بی پلاکی 
عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است
یک چفیه و یک ساک هم باشی قبول است!! 
امشب عروسی میکنم جای تو خالی 
پای قباله جای امضای تو خالی
ای عکسهایت روی زخم دل نمک پاش
یک بار هم بابای معلوم الاثر باش 


دوشنبه 31 شهریور 1393  10:40 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

وطن اصلی سرباز مسلمان، خاکش نیست،کشورش نیست، عقیده اش است، من به خاطر عقیده ام می جنگم نه چیز دیگر.
شهید حسن آبشناسان

 

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

سه شنبه 1 مهر 1393  1:57 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

نمازی که بعد از آن مرگ بر اسراییل گفته نشود و در آن برائت از صهیونیزم مطرح نباشد مورد رضایت خداوند نیست. شهید حسین الحوثی؛ رهبر مبارزان یمن

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

سه شنبه 1 مهر 1393  1:58 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
fatemexry
fatemexry
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1393 
تعداد پست ها : 5428
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

عکس اول را گذاشت روی میز: این پسر اولم محسن است
عکس دوم را درآورد و گفت: این پسر دومم محمد، دوسال از محسن کوچکتر بود
عکس سوم را در آورد رفت بگوید این پسرسومم... دید شانه های امام میلرزد.
فوری عکسها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت: 4 تا پسرمو دادم که اشک شما رو نبینم.

بس که دل‌تنگم اگر گریه کنم، می‌گویند:

قطره‌ای قصدِ نشان‌دادنِ دریا دارد

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

سه شنبه 1 مهر 1393  1:58 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
zare58
zare58
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1393 
تعداد پست ها : 2180
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

.

.

.

شهیدان از می توحید مستند / شهیدان سرخوش از جام الستند

نمردند و نمی میرند هرگز / شهیدان زنده ی جاوید هستند . . .

هفته دفاع مقدس گرامی باد

 

 

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست . . .
(حضرت علی علیه‌السلام)

 

سه شنبه 1 مهر 1393  12:04 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

سلام

جَوونای اون زمان دنبال بهترین ها بودن. دنبال دفاع از مرزوبوم کشور، دفاع از جان و مال و ناموسشون. ولی جوونای امروز دنبال مُد هستن.یه چیز نو، یه چیز جدید. کاری ندارن اون چیز خوبه یا بده، به صلاحشونه یا به ضررشون. در همه زمینه ای دنبال یه چیز جدید می گردن حتی تو عزاداری ها و جشن ها. با شنیدن یه مداحی نو و جدید هیئتی میشن. یا با دیدن یه فیلم جدید از جنگ به رزمنده ها علاقمند مثل اخراجی ها و معراجی ها و از این قبیل فیلم ها.

اون زمان جوونا و نوجوونا درس و مدرسه و دانشگاه رو به خاطر جنگ دفاع کنار گذاشتن. فکر همه چی رو می کردن از شهادت گرفته تا جانبازی و یا اسارت. ولی الآن درس و مدرسه رو به خاطر پارتی ها و مهمونی های آنچنانی و خرید و گردش و تفریح کنار می گذارن.

اون زمان برا رهبر و حرف رهبرشون جون می دادن البته الآن هم کسانی هستن که این کار رو بکنن ولی ......

اون زمان قدر همه چی رو بهتر و بیشتر می دونستن چون جنگ بود. صرفه جویی ها بیشتر بود. اسراف ها کمتر بود. حالا چرا. مگه همیشه باید جنگ باشه. یه جنگ آشکار. الآن هم جنگه پشت پرده. جنگ نرم. باید بیشتر مراقب باشیم. باید از رزمنده ها و فرمانده های اون زمان یاد بگیریم چکار کنیم. توقع هامون رو بیاریم پایین تر تا ارزش های اون ها پایمال نشه. تا افسوس نخورن که ما چکار کردیم و شما چکار. ما چطور زحمت کشیدیم و شما چطور مزد زحمات ما رو دادید. البته اون ها که از ما توقع نداشتن رفتن بی توقع چه می دونستن بعدها به خاطر این کارشون برای خودشون و خانواده هاشون سهمیه درنظر گرفته میشه. ولی ما هم نباید بی چشم و رو باشیم و بگیم اون ها رفتن شهید شدن خانواده هاشون سهمیه شون رو می گیرن یا اصلاً می خواستن نرن کی بهشون گفته بود برن نهایت پُروییه. اون ها رفتن چون فکر می کردن باید برن، چون فرمان رهبر بود که برن از کشور و مردمش و ارزش هاش دفاع کنن. بِلا تشبیه خدا به ما نعمت داده نه برای تشکر برای اینکه ما بندگانش هستیم و ما رو دوست داره چون ما هر کاری کنیم نمی تونیم شکر نعمت های خدا رو به جا بیاریم. مسلمه که این شهدا و جانبازان هم نعمتی بوده از طرف خدا، تا ما الآن در کشورمون آزاد و با امنیت زندگی کنیم. البته اگه این آزادگی و امنیت رو به بهای اندکی نفروشیم.

از حق نگذریم الآن هم جوون ها و نوجوون های خوب و عالیی داریم از هر نظر. خُب استثناعاتی هم هست که بیشتر خودشون رو نشون می دن.

توجه: این ها همه نظر شخصی بنده است.

سه شنبه 1 مهر 1393  5:48 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث شصت و ششم طرح صالحين: دفاع مقدّس

اون زمان ها زن ها پابه پای مردان در جنگ شرکت می کردن. یه سری تو جنگ امدادگر بودن یه سری حتی رزمنده. خیلی ها هم پشت جبهه حامی و پشتیبان رزمنده ها بودن. البته اون زمان هم استثناهایی وجود داشته. ولی الآن ......اگر هم چند نفری دور هم جمع بشن کمترین گناهشون غیبت کردنه بقیش بماند.

از حق نگذریم الآن هم خانم های خوب و عالیی داریم از هر نظر. خُب استثناعاتی هم هست که بیشتر خودشون رو نشون می دن.

توجه: این ها همه نظر شخصی بنده است.

سه شنبه 1 مهر 1393  5:49 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها