پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
مزارت عشق را بی تاب كرده فلك را بنده ی سرداب كرده گواهی می دهد این قبر كوچك كه مَردی را خجالت آب كرده
هیچ کس در نزد خود چیزی نشد
هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هیچ قناد نشد استاد کار
تا که شاگرد شکر ریزی نشد
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
امام حسين عليه السلام
قناعت، مايه آسايش تن است القُنوعُ راحَةُ الأبدانِ
ميزان الحكمه جلد9 صفحه585
تا به فراق خو كنم صبر من و قرار كو؟
وعده ي وصل اگر دهد طاقت اتظار كو؟
كلجاري
وه که دامن میکشد آن سروناز از من هنوز
ریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوز
ناز بر من کنم که نازت میکشم تا زنده ام
نیم جانی هست و می آید نیاز از من هنو.ز
زهی خجسته زمانی که یار بازآید به کام غمزدگان غمگسار بازآید
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
حافظ
تا نفس هست و ز الطاف شما دم باقی ست دل ما می تپد و یاد تو هر دم باقی ست دم روح القدسی خاص "حسین" گفتن ماست تا مسیحا بشود عیسی مریم باقی ست
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم
محرم آمد و آفاق مات و محزون شد
غبار محنت ایام تاب گردون شد
به جامه های سیه کودکان کو دیدم
دلم به یاد اسیران کربلا خون شد
شهریار
سلام
بودسوزی در نوای اهنگم خدایا .
تو میدانی که دلتنگم خدایا .
دگر تاب پریشانی ندارم .
نه از اهن نه ازسنگم خدایا .
انگار نه انگار نه انگار نه انگار یک بار نه ده بار نه صد بار که بسیار
بر ما تو وفا کرده ولی خیر ندیدی از جانب همسایه دیوار به دیوار
روزی که پیکرم را بر روی ناقه بستند در یک لحظه جدایی قلب مرا شکستند
آنجا غریب و تنها بودم میان اعدا دیدم که عمه ام را به تازیانه بستند
در مذهب عاشقان قرار دگر است
وین باده ناب را خمار دگر است
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کار دگر است و عشق کار دگر است