پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
درونها تیره شد باشد که از غیب
چراغی برکند خلوت نشینی
حافظ
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
سرزنشم مكن اگر از همه پا كشيده ام طبع لطيف آدمي با همه سر نمي كند
مهدي سهيلي
دوست نباشد به حقیقت که او
دوست فراموش کند در بلا
سعدی
او آمده تا نور به شب ها بخشد
روح شرف و عشق به دنيا بخشد
او آمده تا باور وايمان و صفا
همراه دو صد عاطفه برما بخشد
دورم اگر ز صحن و سرای بقیع تو
چشمم بود به پنجره های بقیع تو
ورای مدرسه ای شیخ درس حال آموز بر آن مباش که تنها به اجتهاد رسی
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
در دشت عطش لاله صفت سوخت حسین (ع)
تا مشعل آزادگی افروخت حسین (ع)
بر لوح فلق ، تا به قیامت ، نقش است
درسی که ز خون ، به خلق آموخت حسین (ع)
نردبان این جهان ما و منی ست
عاقبت این نردبان افتادنی ست
لا جرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
تو آفتاب و من آن ذرّه ام ز پرتو مهرت
كه از دريچه در آيم گرم ز كوچه برانی
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری که مرا یاد کند
فروغ فرخزاد
دولت پیر مغان باد كه باقی سهل است
دیگری گو برو و نام من از یاد ببر
راز دلت را مکن فاش به نامحرمان
در بر ما محرمان راز گشودن خطاست
احمد کمالی
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه