پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
قدر اهل درد، صاحب درد می داند که چیست
مرد صاحب درد، درد مرد می داند که چیست!
وحشی بافقی
تو كز محنت ديگران بى غمى
نشايند كه نامت نهند آدمى
یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم ویران شود این شهر که میخوانه ندارد
دف از كف دست آيد، نى از دم دست آيد
با نى همه پست آيد، تا روز مشين از پا
مولوى
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
اگر كسى بتواند حقّ كسى را بپردازد و تعلّل ورزد، هر روز كه بگذرد، گناه باجگير برايش نوشته مى شود
بحارالأنوار ج 103 ص 146
در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه
مشو غره به امروزت که از فردا نیی اگه
همه کس طالب یارند چه هشیار چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
حافظ
تو از آن دگری رو که مرا یاد توبس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
مادر موسیقی بهشت همانا صدای توست
گوش دلم به زمزمه لای لای توست
شهریار
تا من بديدم روي تو اي ماه و شمع روشنم
هر جا بشينم خرمم هر جا روم در گلشنم
مرو راهى كه بر پا سنگت آيو
جهان با اين فراخى تنگت آيو
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو را از نامه خواندن ننگت آيو
باباطاهر
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
از دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل است
چون توان کردن دو یکدل را ز یکدیگر جدا؟
صائب_تبریزی
آن همه شوکت و ناموس شهان آخر کار
چند سطریست که بر صفحه دفتر گذرد
عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک
آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد
دهد آن كان ملاحت قدحى وقت صباحت
به از آن صد قدح مى كه بخوردى شب دوشت