پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
من اگر کام روا گشتم وخوشدل چه عجب مستحق بودم اینها به زکاتم دادند
دلا بسوز که سوز تو کار ها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز وشب منتظر یار باش
شکفته ام به تماشای چشم شهلا یی که جز به چشم دلم نشکفد تماشایی
در جهان بال وپر خویش گشودن آموز که پریدن نتوان آموز با پر وبال دگران
نالم و ترسم که او باور کند وز کرم آن جور را کم تر کند
در مذهب ما باده حلال است به روی تو ای سرو گل اندام حرام است
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
وفایی نیست در گلها منال ای بلبل مسکین کزین گلها هم پس از ما فراوان روید از گل ها
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را خبر از سرزنش خار وفا نیست تو را
از کیمیای آدمی قطمیر مردم می شوم ما خولیای مهتری سگی می کند بلعام را