پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
تو را به بسمل من گر رضاست، بسمالله
بیا بیا که قضا تابع رضای تو باد
هلالی جغتایی
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است،
شیشه ی بشکسته راپیوندکردن مشکل است،
کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد،
حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است
مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه
تا ابد پشت به دیوار سلامت ننهد
دردمندی که در آن سایهٔ دیوار افتاد
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
هر که در آتش سوداي تو امروز بسوخت ظاهر آنست که فردا بود ايمن ز عذاب خواجوي کرماني
برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز
زان لحظه که ديده بر رخت وا کردم دل دادم و شعر عشق انشا کردم
حميد مصدق
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
حافظ
تو را گهی که نظر بر من خراب افتد
دلم بس که تپد در من اضطراب افتد
درختی کز جوانی کوژ برخاست
چو خشک و پیر گردد کی شود راست؟
نظامی
تو چون شرابخواری با رقیب خندهزنان
ز خندهٔ تو نمک در دل کباب افتد
درمان دل نخواهم،تا درد مهر هستم
صبح خرد نجویم،تا شام عشق باشد
دانايان، هماره آماج تير خشم و كين جاهلانند، اما همين كه يكي از آنان بميرد، مردمان به آه و ناله پردازند و به نامش پول گرد آرند تا بنايي به يادبودش بسازند و نامش را جاوداني كنند.((گوته))
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل به نسیم سحری می آشفت
تو رفتی و روی چمن زرد شد
دل باغبانِ تو پر درد شد