پاسخ به:بزرگترین مشاعره آنلاین اینترنتی جهان
در هر شرايط، خود را نبازيد و دو ريسمان اميد و ايمان را رها نكنيد.((زيگ زيگلار))
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
حافظ
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی
بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش
شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
به روی تو سرو گل اندام حرام است
تا کی آن چاه ذقن را نگرم با لب خشک؟
این همه تشنه مرا بر لب چه نتوان داشت
هلالی جغتایی
تا نگريد طفلك حلوا فروش
ديگ بخشايش كجا آيد به جوش
مولوي
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند بُوَد که پرتو نوری به بام ما افتد
دل می رود ز دستم, صاحب دلان خدا را
دردا ک راز پنهان, خواهد شد اشکارا
دل تنگی بخشی از وجودم شده است...
از هوس ها دور باش و از خدا غافل مباش زانكه نبود جز خدا اندر دو گيتي ياوري
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب
کز هر زبان که می شنوم نامکرر است
تاب خیل و سپه زلف و رخی نیست مرا
روز و شب معرکه با خیل و سپه نتوان داشت
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
راز ی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است