0

مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

 
aghjeh
aghjeh
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1389 
تعداد پست ها : 230
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

با توجه به فرا رسيدن فصل تابستان و برپايي مراسمهاي عروسي در اين فصل بر آن شديم تا پاره اي از مشكلات پيش روي جوانان شهرمان در خصوص ازدواج كه براساس تجربه بدست آورده ایم را در اختيار همشهريان عزيز قرار دهیم.

اميدوارم با درايت و فعاليت مجدانه مسئولان امر و آگاهي دادن به مردم و فرهنگ سازي در اين خصوص هر روز شاهد برطرف شدن اين مشكلات باشيم. مايه مسرت و خوشحالي است كه با نظرات دوستان عزيز درباره اين موضوع آشنا شويم.

1. مشكلات پيش از ازدواج مثل خواستگاري.
2. مشكلات حين مراسم عروسي.
1. مشكلات خواستگاري
- تعصب زياد روي اينكه داماد يا عروس از اقوام نزديك باشد. اين مشكل زماني بروز مي نمايد كه فردي از خانواده اي دور كه از خصوصيات اخلاقي و اجتماعي بارزي برخوردار است به خواستگاري دختري رفته ، اما بخاطر اينكه يكي از اقوام نزديك هم به خواستگاري آمده و با وجود اينكه بين دختر و پسر غير اقوام علاقه زيادي وجود دارد اما خانواده دختر اصرار بر ازدواج با اقوام نزديك دارند و اين شرايط منجر به دادن جواب رد به غير خويشاوند شده و يا با اكراه جواب مثبت به غير خويشاوند داده مي شود كه همراه نيش و كنايه زدن اقوام و خويشاوندان به دختر در طول نامزدي شده كه زندگي را بر دختر تنگ مي كند.
- حتي زمانيكه يك خويشاوند نزديك نيز به خواستگاري دختري مي رود بدليل اينكه مادر و يا پدر دختر كسان ديگري مثلاً پسر خواهر يا پسر برادر را در نظر داشته اند كه به خواستگاري بيايد و به همين خاطر در دادن جواب مثبت تعلل زياد صورت گرفته كه موجب وارد ضربات روحي زيادي به فرد موردنظر مي شود(به تعبيري ديگر در برزخ مانده است).
- تغيير معيارهاي انتخاب در بين دختران و مقدم شدن معيارهايي مثل تحصيلات و پول بر اخلاق و ايمان و تقوي ، بگونه اي كه برخي دختران با داشتن مدرك ليسانس از دانشگاههاي رتبه چندم كشور جواب منفي به جواناني با اخلاق و شخصيت اجتماعي قوي داده اند غافل از اينكه درس خواندن و مدرك گرفتن براي اصلاح و بكار بردن آن در زندگي است نه براي افتخار كردن و كلاس گذاشتن است. اين در حالي است كه نمونه هاي از ازدواج خواهران تحصيل كرده با جوانان با خصوصيت بالا به عنوان يك الگوي يك زندگي موفق و با تفاهم بالا به شمار مي رود.
- مقاومت بسياري از خانواده ها در مقابل عقد شرعي بين پسر و دختر بعد از خواستگاري ، غافل از اينكه خانواده ها با اين مقاومت و مخالفتشان ، گناه كارهاي غير شرعي فرزندانشان (گفتگوي دو نامحرم با هم) را بدوش مي كشند.
- و مشكلات ديگر............

2. مشكلات حين عروسي
- نگاه كردن به عروسي به عنوان يك هدف نه به عنوان يك وسيله كه يك دختر و پسر جوان بهم برسند. بخاطر اين نگرش است كه خانواده ها براي عروسي فرزندانشان شديدترين اسرافها را انجام مي دهند تا به قول خودشان سنگ تمام گذاشته باشند.
- از بين رفتن اختيار عروس و داماد با دخالتهاي بي مورد اقوام در برنامه هاي عروسي علي الخصوص خانمهاي اقوام بگونه اي كه اگر عروس و داماد از قبل برنامه هايي براي مراسم داشته اند با اين دخالتها برهم ميخورد و بجاي خوشحالي از مراسم عروسيشان متاسفانه موجب ناراحتي آنها را فراهم مي كنند.
- شب نشينيهاي بي مورد در عروسيها كه باعث بروز مشكلات امنيتي و اخلاقي مي شود.
- هزينه هاي سرسام آوري كه در عروسيها مي شود. قسمتي از اين هزينه ها كه بازگشت ناپذير هستند عبارتند از :
هزينه غذا (گوشت و برنج) : حداقل 4 ميليون تومان و حداكثر 8 ميليون تومان
دستمزد آرايشگر جهت آرايش عروس: 300 هزار تومان
كرايه لباس عروس براي يك شب : 300 هزار تومان
هزينه دسته هاي موسيقي و ساز و نقاره: حدقل 200 هزار تومان و حداكثر يك ميليون تومان و هزينه هاي ديگر كه فقط اين پولها دور ريخته مي شود. در حالي كه اگر اين هزينه ها كه معادل 10 ميليون تومان است را در اختيار اين زوج قرار دهند بسياري از مشكلات مالي آنها در ابتداي زندگي رفع مي گردد

- See more at: http://www.maidehchekhabar.com/najva/archives/1388/03/000670.php#sthash.0AsaiY6T.dpuf

با توجه به فرا رسيدن فصل تابستان و برپايي مراسمهاي عروسي در اين فصل بر آن شديم تا پاره اي از مشكلات پيش روي جوانان شهرمان در خصوص ازدواج كه براساس تجربه بدست آورده ایم را در اختيار همشهريان عزيز قرار دهیم.

اميدوارم با درايت و فعاليت مجدانه مسئولان امر و آگاهي دادن به مردم و فرهنگ سازي در اين خصوص هر روز شاهد برطرف شدن اين مشكلات باشيم. مايه مسرت و خوشحالي است كه با نظرات دوستان عزيز درباره اين موضوع آشنا شويم.

1. مشكلات پيش از ازدواج مثل خواستگاري.
2. مشكلات حين مراسم عروسي.
1. مشكلات خواستگاري
- تعصب زياد روي اينكه داماد يا عروس از اقوام نزديك باشد. اين مشكل زماني بروز مي نمايد كه فردي از خانواده اي دور كه از خصوصيات اخلاقي و اجتماعي بارزي برخوردار است به خواستگاري دختري رفته ، اما بخاطر اينكه يكي از اقوام نزديك هم به خواستگاري آمده و با وجود اينكه بين دختر و پسر غير اقوام علاقه زيادي وجود دارد اما خانواده دختر اصرار بر ازدواج با اقوام نزديك دارند و اين شرايط منجر به دادن جواب رد به غير خويشاوند شده و يا با اكراه جواب مثبت به غير خويشاوند داده مي شود كه همراه نيش و كنايه زدن اقوام و خويشاوندان به دختر در طول نامزدي شده كه زندگي را بر دختر تنگ مي كند.
- حتي زمانيكه يك خويشاوند نزديك نيز به خواستگاري دختري مي رود بدليل اينكه مادر و يا پدر دختر كسان ديگري مثلاً پسر خواهر يا پسر برادر را در نظر داشته اند كه به خواستگاري بيايد و به همين خاطر در دادن جواب مثبت تعلل زياد صورت گرفته كه موجب وارد ضربات روحي زيادي به فرد موردنظر مي شود(به تعبيري ديگر در برزخ مانده است).
- تغيير معيارهاي انتخاب در بين دختران و مقدم شدن معيارهايي مثل تحصيلات و پول بر اخلاق و ايمان و تقوي ، بگونه اي كه برخي دختران با داشتن مدرك ليسانس از دانشگاههاي رتبه چندم كشور جواب منفي به جواناني با اخلاق و شخصيت اجتماعي قوي داده اند غافل از اينكه درس خواندن و مدرك گرفتن براي اصلاح و بكار بردن آن در زندگي است نه براي افتخار كردن و كلاس گذاشتن است. اين در حالي است كه نمونه هاي از ازدواج خواهران تحصيل كرده با جوانان با خصوصيت بالا به عنوان يك الگوي يك زندگي موفق و با تفاهم بالا به شمار مي رود.
- مقاومت بسياري از خانواده ها در مقابل عقد شرعي بين پسر و دختر بعد از خواستگاري ، غافل از اينكه خانواده ها با اين مقاومت و مخالفتشان ، گناه كارهاي غير شرعي فرزندانشان (گفتگوي دو نامحرم با هم) را بدوش مي كشند.
- و مشكلات ديگر............

2. مشكلات حين عروسي
- نگاه كردن به عروسي به عنوان يك هدف نه به عنوان يك وسيله كه يك دختر و پسر جوان بهم برسند. بخاطر اين نگرش است كه خانواده ها براي عروسي فرزندانشان شديدترين اسرافها را انجام مي دهند تا به قول خودشان سنگ تمام گذاشته باشند.
- از بين رفتن اختيار عروس و داماد با دخالتهاي بي مورد اقوام در برنامه هاي عروسي علي الخصوص خانمهاي اقوام بگونه اي كه اگر عروس و داماد از قبل برنامه هايي براي مراسم داشته اند با اين دخالتها برهم ميخورد و بجاي خوشحالي از مراسم عروسيشان متاسفانه موجب ناراحتي آنها را فراهم مي كنند.
- شب نشينيهاي بي مورد در عروسيها كه باعث بروز مشكلات امنيتي و اخلاقي مي شود.
- هزينه هاي سرسام آوري كه در عروسيها مي شود. قسمتي از اين هزينه ها كه بازگشت ناپذير هستند عبارتند از :
هزينه غذا (گوشت و برنج) : حداقل 4 ميليون تومان و حداكثر 8 ميليون تومان
دستمزد آرايشگر جهت آرايش عروس: 300 هزار تومان
كرايه لباس عروس براي يك شب : 300 هزار تومان
هزينه دسته هاي موسيقي و ساز و نقاره: حدقل 200 هزار تومان و حداكثر يك ميليون تومان و هزينه هاي ديگر كه فقط اين پولها دور ريخته مي شود. در حالي كه اگر اين هزينه ها كه معادل 10 ميليون تومان است را در اختيار اين زوج قرار دهند بسياري از مشكلات مالي آنها در ابتداي زندگي رفع مي گردد

- See more at: http://www.maidehchekhabar.com/najva/archives/1388/03/000670.php#sthash.0AsaiY6T.dpuf

با توجه به فرا رسيدن فصل تابستان و برپايي مراسمهاي عروسي در اين فصل بر آن شديم تا پاره اي از مشكلات پيش روي جوانان  در خصوص ازدواج كه براساس تجربه بدست آورده ایم را در اختيار همشهريان عزيز قرار دهیم. َ

اميدوارم با درايت و فعاليت مجدانه مسئولان امر و آگاهي دادن به مردم و فرهنگ سازي در اين خصوص هر روز شاهد برطرف شدن اين مشكلات باشيم. مايه مسرت و خوشحالي است كه با نظرات دوستان عزيز درباره اين موضوع آشنا شويم.

1. مشكلات پيش از ازدواج مثل خواستگاري.
2. مشكلات حين مراسم عروسي.
1. مشكلات خواستگاري
- تعصب زياد روي اينكه داماد يا عروس از اقوام نزديك باشد. اين مشكل زماني بروز مي نمايد كه فردي از خانواده اي دور كه از خصوصيات اخلاقي و اجتماعي بارزي برخوردار است به خواستگاري دختري رفته ، اما بخاطر اينكه يكي از اقوام نزديك هم به خواستگاري آمده و با وجود اينكه بين دختر و پسر غير اقوام علاقه زيادي وجود دارد اما خانواده دختر اصرار بر ازدواج با اقوام نزديك دارند و اين شرايط منجر به دادن جواب رد به غير خويشاوند شده و يا با اكراه جواب مثبت به غير خويشاوند داده مي شود كه همراه نيش و كنايه زدن اقوام و خويشاوندان به دختر در طول نامزدي شده كه زندگي را بر دختر تنگ مي كند.
- حتي زمانيكه يك خويشاوند نزديك نيز به خواستگاري دختري مي رود بدليل اينكه مادر و يا پدر دختر كسان ديگري مثلاً پسر خواهر يا پسر برادر را در نظر داشته اند كه به خواستگاري بيايد و به همين خاطر در دادن جواب مثبت تعلل زياد صورت گرفته كه موجب وارد ضربات روحي زيادي به فرد موردنظر مي شود(به تعبيري ديگر در برزخ مانده است).
- تغيير معيارهاي انتخاب در بين دختران و مقدم شدن معيارهايي مثل تحصيلات و پول بر اخلاق و ايمان و تقوي ، بگونه اي كه برخي دختران با داشتن مدرك ليسانس از دانشگاههاي رتبه چندم كشور جواب منفي به جواناني با اخلاق و شخصيت اجتماعي قوي داده اند غافل از اينكه درس خواندن و مدرك گرفتن براي اصلاح و بكار بردن آن در زندگي است نه براي افتخار كردن و كلاس گذاشتن است. اين در حالي است كه نمونه هاي از ازدواج خواهران تحصيل كرده با جوانان با خصوصيت بالا به عنوان يك الگوي يك زندگي موفق و با تفاهم بالا به شمار مي رود.
- مقاومت بسياري از خانواده ها در مقابل عقد شرعي بين پسر و دختر بعد از خواستگاري ، غافل از اينكه خانواده ها با اين مقاومت و مخالفتشان ، گناه كارهاي غير شرعي فرزندانشان (گفتگوي دو نامحرم با هم) را بدوش مي كشند.
- و مشكلات ديگر............

2. مشكلات حين عروسي
- نگاه كردن به عروسي به عنوان يك هدف نه به عنوان يك وسيله كه يك دختر و پسر جوان بهم برسند. بخاطر اين نگرش است كه خانواده ها براي عروسي فرزندانشان شديدترين اسرافها را انجام مي دهند تا به قول خودشان سنگ تمام گذاشته باشند.
- از بين رفتن اختيار عروس و داماد با دخالتهاي بي مورد اقوام در برنامه هاي عروسي علي الخصوص خانمهاي اقوام بگونه اي كه اگر عروس و داماد از قبل برنامه هايي براي مراسم داشته اند با اين دخالتها برهم ميخورد و بجاي خوشحالي از مراسم عروسيشان متاسفانه موجب ناراحتي آنها را فراهم مي كنند.
- شب نشينيهاي بي مورد در عروسيها كه باعث بروز مشكلات امنيتي و اخلاقي مي شود.
- هزينه هاي سرسام آوري كه در عروسيها مي شود. قسمتي از اين هزينه ها كه بازگشت ناپذير هستند عبارتند از :(البته با یک حساب سرانگشتی و مراسم خیلی ساده)
هزينه غذا (گوشت و برنج) : حداقل 4 ميليون تومان و حداكثر 8 ميليون تومان
دستمزد آرايشگر جهت آرايش عروس: 300 هزار تومان
كرايه لباس عروس براي يك شب : 300 هزار تومان
هزينه دسته هاي موسيقي و ساز و نقاره: حدقل 200 هزار تومان و حداكثر يك ميليون تومان و هزينه هاي ديگر كه فقط اين پولها دور ريخته مي شود. در حالي كه اگر اين هزينه ها كه معادل 10 ميليون تومان است را در اختيار اين زوج قرار دهند بسياري از مشكلات مالي آنها در ابتداي زندگي رفع مي گردد
و..َ

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:24 AM
تشکرات از این پست
09303495228
rohallah
rohallah
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 220
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

***مشکلاتی پیش روی زوج های جوان

موارد مختلفی وجود دارد كه پس از ماه های اولیه ازدواج، گرمی زندگی زناشویی به سردی می گراید و ناسازگاری بروز می كند. واقعیت این است که بسیاری از مشكلات قابل حل است و بیشتر اختلافات، سطحی و ناشی از پیوند دو شخصیت متفاوت است كه به تدریج باید خود را با شرایط جدید هماهنگ سازند؛ ولی اگر مشكلات حاد و غیرقابل حلی در زندگی زناشویی پیدا شود، قبل از آن كه با گذشت زمان و تولد فرزند راه جدایی مشكل شود.

مشکلات زوج های جوان

باید چاره اندیشی شود. چاره حل مشكلات زناشویی متفاوت است و تنها زمانی كه به بن بست برسد گره گشا طلاق و جدایی است؛ این امر زمانی تجویز می شود كه شرایط زندگی زناشویی با شرایط طلاق مقایسه و چشم انداز آینده آن بررسی شود. چنانچه نتیجه حاصل طلاق و جدایی را چاره ساز دانست، این عمل هرچه سریع تر باید انجام گیرد.

مشکلات اقتصادی

مهریه های سنگین، تشریفات پرهزینه و جهیزیه های پر بها موانع مهمی در راه ازدواج است که گاهی موجب می شود زن و مرد تا مدت ها با كوله باری از قرض و قسط دست به گریبان باشند و همین مشکلات اقتصادی زمینه ساز ناسازگاری های آنها شود. برگزاری مراسم عروسی سنگین و پرهزینه می تواند تا مدت ها زوج ها را درگیر تبعات آن کند. از سوی دیگر، دلخوری های پیش آمده بر سر مسائل مادی مثل مهریه و جهیزیه هم گاهی زمینه ساز اختلافات ابتدای ازدواج هستند. باور غلط این است که ما فکر می کنیم مهریه پشتوانه است. یا مهریه حربه ای است در مقابل داماد. و چون فکر می کنیم مهریه یک اهرم فشار و حربه است همیشه به عنوان یک پتک علیه داماد استفاده می شود. در حالی که مهریه یک هدیه است. یک پیشکش است که داماد به دستور خدا به عروس هدیه می دهد.

کم و کاست جهیزیه هم، گاهی حرف و حدیث هایی به وجود می آورد که فشار مضاعفی را بر زوج جوان تحمیل می کنند. در حالی که جهیزیه صرفا مقدمات ضروری زندگی است و ارتقای کیفی زندگی زوج باید با تلاش خودشان و بعد از سال ها زندگی مشترک حاصل شود.

شناخت ناکافی قبل از ازدواج

ازدواج سرنوشت سازترین اقدام هر شخص است. نمی توان با فلسفه ''هرچه پیش آید خوش آید''، عمر را باخت. بخش مهمی از اختلافات ابتدای ازدواج مربوط به شناخت ناکافی زوج ها از یکدیگر قبل از رفتن زیر یک سقف است. به همین دلیل است که توصیه می شود تمام مراحلی كه برای ازدواج تعیین شده باید با كمال دقت طی شوند. مرحله بررسی و شناخت، برای انتخاب از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مرحله باید از روش های مستقیم و غیرمستقیم استفاده شود و زمان كافی برای آشنایی با دوستان و آشنایان دو طرف و تماس های مستقیم با فرد مورد نظر در اختیار باشد.

باید زمینه های اجتماعی، سطح تحصیلات، مسائل اقتصادی، سن، شغل، عوامل جسمانی و از همه مهم تر عوامل اخلاقی، روانی و فرهنگی در دو خانواده از دوستان و اقوام و بستگان دختر و پسر بررسی شود، و در صورت هماهنگی، مراحل بعدی ازدواج یعنی عقد و عروسی انجام گیرد. انتخاب از راه دور، یا انتخاب شتابزده سرنوشت زندگی را به دست شانس و اقبال می سپارد و احتمال یك ازدواج موفق را كاهش می دهد.

مشاوره قبل ازدواج

مهمترین مرحله ازدواج، مطالعه برای انتخاب است. در این مرحله مشاوران باید مراجعان خود را در زمینه شناخت خود و همسر آینده كمك كنند و به آنان تفهیم نمایند كه برای شناخت همسر از ابعاد مختلف و از كلیه امكانات استفاده کنند.
یكی از مواردی كه شخص ممكن است به انتخاب مناسب نرسد؛ نگرش یك بُعدی است. منظور حالتی است كه دختر یا پسر تحت تأثیر یك جنبه مثبت و شاخص به انتخاب بپردازد و سایر ابعاد را نادیده بگیرد. در این موارد مشاور باید توجه مراجع خود را به كلیه عوامل جلب نماید و او را در بررسی های لازم كمك كند.

بعضی از زوج ها در مرحله شناخت فقط به روش های غیرمستقیم اكتفا می كنند و در مرحله روش های مستقیم به علت اعتقادات خاص مذهبی یا حجب و حیای شخصی متوقف می شوند و بر اساس اطلاعات به دست آمده از روش های غیرمستقیم تصمیم گیری می کنند. چون روش های غیرمستقیم برای شناخت همسر كفایت نمی كند. بنابراین مشاوران می توانند مراجعان خود را برای مطالعات مستقیم توجیه و ترغیب کنند روش هایی را به آنها آموزش دهند تا یکدیگر را بهتر بشناسند و تناسب های میان خود را کشف کنند.

البته باید توجه داشته باشند كه طلاق رای خانواده هایی كه با مسائل مختلف ساخته و بچه دار شده اند، بسیار مشكل و دردناك است. بدیهی است چون پیامد طلاق پرداخت بهای گزافی را می طلبد، بنابراین تجویز آن زمانی انجام خواهد گرفت كه هیچ راه گریزی در بن بست زندگی وجود نداشته باشد

با توجه به این كه علاوه بر همسر، پدر و مادر و خویشاوندان نیز در زندگی زوجین نقش مهمی به عهده دارند، در مطالعات مراحل مختلف ازدواج، زوج ها با راهنمایی مشاور خود می توانند معاشرت های هدفمند و سازنده ای با پدر و مادر و خویشاوندان همسر آینده خود (برای شناسایی در حد روابط بعدی آنان) داشته باشند.

از ازدواج تا طلاق

در مراحل اولیه ازدواج و قبل از بچه دار شدن، چنانچه احساس شد شرایط ادامه زندگی سخت است و سازندگی و تفاهم وجود ندارد و در آینده نیز مشكلات به بن بست می رسد، مشاوران می توانند با بررسی های لازم مراجعان خود را قبل از ایجاد معضلات بعدی برای جدایی آماده نمایند. البته باید توجه داشته باشند كه  طلاق برای خانواده هایی كه با مسائل مختلف ساخته و بچه دار شده اند، بسیار مشكل و دردناك است. بدیهی است چون پیامد طلاق پرداخت بهای گزافی را می طلبد، بنابراین تجویز آن زمانی انجام خواهد گرفت كه هیچ راه گریزی در بن بست زندگی وجود نداشته باشد.

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:29 AM
تشکرات از این پست
09303495228
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان گل راسخونی.

 

بسیار مبحث به جایی است. به نظر من هم کفویت دو خانواده بسیار مهم است و این کفویت عبارتند از:

هم فرهنگ بودن یا حداقل نزدیکی فرهنگ دو خانواده، هم طبقه اقتصادی بودن.

هم فرهنگ بودن از آن جهت نیز اهمیت که سطح توقع دو خانواده از همدیگر تعریفی به جا پیدا می کند.

 

 

در ضمن درک متقابل طرفین هم بسیار مهم است و این درک متقابل نیز تعریفی این گونه باید داشته باشد:

درک روحیات و احوالات زوجین در همه حال و مختص به زوج یا زوجه نمی باشد چه بسا که به علت توجه نکردن به

این مهم بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک شکافی در زندکی به وقوع بپیوندد که جبران آن بسیار سخت است.

 

این ها تجربه خودم بوده که در سال پیش این را اعمال کردم و خدا را شکر نیز ازدواجی صورت گرفته که هم برای خود و هم برای همسرم مایه آرامش و برکت بوده است.

 

آرزومند آرزوهای تک تک دوستان

 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:30 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 09303495228
aboalfazlm
aboalfazlm
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 323
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

**مشکلات پیش روی جوانان

دوران جوانی دورانی بسیار حساس است و زندگی آینده هر فرد را شکل می دهد. جوانان با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند و نیاز به حمایت جامعه دارند.

 

دوران جوانی دورانی بسیار حساس است و زندگی آینده هر فرد را شکل می دهد. جوانان با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند و نیاز به حمایت جامعه دارند.

حقایق تلخ جهانی

۱ هر ساله میلیون ها جوان ۱۰ تا ۲۴ساله به علل قابل اجتناب جان خود را از دست می دهند.

۲ تعداد جوانان مبتلا به ایدز رو به افزایش است.

۳ حدود ۲۰درصد از نوجوانان هر ساله به بیماری های روحی به ویژه افسردگی و اضطراب دچار می شوند.

۴ حدود ۱۵۰میلیون جوان به مصرف دخانیات روی آورده اند.

۵ هر روز تعدادی از جوانان ۱۰ تا ۲۴ساله براثر خشونت جان خود را از دست می دهند.

۶ حوادث رانندگی هر روزه جان صدها جوان را می گیرد.

البته بیشتر جوانان از سلامت کافی برخوردارند ولی میلیون ها نفر از آنها هر سال جان خود را از دست می دهند و تعداد زیادی نیز به علت ابتلا به بیماری های مختلف نمی توانند تمام توانایی های خود را به نمایش بگذارند. از سوی دیگر تعدادی از جوانان با درگیر شدن در مسائل خطرناک آینده خود را به مخاطره می اندازند.

حدود دو سوم مرگ های زودرس و یک سوم بیماری ها نتیجه رفتار جوانان در سنین پائین تر است، مثل مصرف دخانیات، فقدان فعالیت بدنی، در معرض خشونت بودن و...

انجام فعالیت های سالم در دوران نوجوانی و حمایت بیشتر از جوانان، در پیشگیری از مشکلات و نیز آینده جوامع نقش مهمی ایفا می کند.

مشکلات پیش روی جوانان

برخی از مشکلات مهمی که آینده جوانان را تهدید می کند در زیر می آید:

ایدز

تحقیقات نشان می دهد تعداد زیادی از افراد مبتلا به ایدز ۱۵ تا ۲۴سال دارند. هر روز در جهان افراد بیشتری به این جمع می پیوندند. باید آموزش های لازم برای پیشگیری و درمان ایدز به جوانان داده شود.

در ضمن بناید عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ابتلای جوانان به ایدز را نادیده گرفت.

سوءتغذیه

بسیاری از جوانان از سوء تغذیه رنج می برند و در خطر ابتلا به انواع بیماری ها و مرگ زودرس قرار دارند. از سوی دیگر چاقی و اضافه وزن که شکل دیگری از سوءتغذیه محسوب می شود و پیامدهای خطرناکی دارد رو به گسترش است. تغذیه مناسب و فعالیت بدنی در جوانی یک زندگی سالم را پایه ریزی می کند.

از سوی دیگر اهمیت زیادی دارد که ضمن راهنمایی جوانان برای رعایت یک رژیم غذایی سالم به سرعت به درمان بیماری های آنها پرداخت.

بیماری ها روحی

حدود ۲۰درصد از نوجوانان، بیماری های روحی به ویژه افسردگی و اضطراب را تجربه می کنند. خشونت، تحقیر و فقر این مشکل را تشدید می کند آموختن مهارت های زندگی به کودکان و نوجوانان و حمایت روحی از آنها در جامعه، به کاهش این مشکلات می انجامد.

در صورت بروز مشکلات روحی باید بلافاصله جوانان توسط افراد متخصص تحت درمان قرار بگیرند.

مصرف دخانیات

کسانی که دخانیات مصرف می کنند این کار را از نوجوانی شروع کرده اند. امروزه حدود ۱۵۰میلیون جوان از تنباکو استفاده می کنند و این رقم روبه افزایش است. متأسفانه تعدادی از جوانان به علت مصرف دخانیات دچار مرگ زودرس می شوند. منع تبلیغات سیگار، افزایش قیمت فرآورده های تنباکو و وضع قوانین سختگیرانه برای منع مصرف دخانیات در اماکن عمومی نتایج بسیار خوبی خواهد داشت.

خشونت

خشونت یکی از عوامل اصلی مرگ در میان جوانان است، این معضل در ضمن هزینه زیادی را به سیستم درمانی جامعه تحمیل می کند.

تقویت رابطه والدین و کودکان و آموختن مهارت های زندگی به فرزندان، از میزان خشونت در جامعه می کاهد. از سوی دیگر قربانیان خشونت نیاز به حمایت مالی و روانی دارند.

مصدومیت

مصدومیت های قابل پیشگیری یکی از علل اصلی مرگ و معلولیت در میان جوانان محسوب می شود. مصدومیت های ناشی از حوادث رانندگی هر روز جان صدها جوان را می گیرد. به جوانان خود جداً توصیه کنید با احتیاط برانند. در ضمن باید قوانین رانندگی سختگیرانه تری اعمال شود و سیستم حمل ونقل عمومی گسترش یابد. نکته دیگر اینکه باید امکانات ضروری برای مصدومان حوادث رانندگی درنظر گرفته شود.

چه باید کرد؟

۱ باتوجه به آمار بالای مرگ و میر و بیماری و مصدومیت جوانان باید عوامل خطرزا را کاهش داد.

۲ باید بهترین راه حل های ممکن را برای پیشگیری از مشکلات سلامتی جوانان و درمان آنها پیدا کرد.

۳ باید روش ها و ابزار مناسب برای بهبود زندگی جوانان به کار گرفته شود.

۴ باید به تأسیس سازمان هایی بپردازیم که وظیفه آنها حمایت از جوانان است.

۵ باید سازمان های ذیربط حمایت از جوانان را جدی بگیرند.

۶ باید آموزش های لازم به زوجین جوان داده شود.

۷ باید برای حمایت از جوانان، تمام کشورها دست به دست یکدیگر بدهند.

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:33 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

سلام

من یه شرایطی برای ازدواج داشتم که از نظر خودم و خوانوادم منطقی بود. زیادی گیر نمی دادم. الکی بهونه نمی گرفتم.پول اصلاً برام مهم نبود. تحصیلات تا یه حدی، که بدونم طرف درس خوندس یه چیزی حالیشه. ولی افسوس. سرِ یه حرفی به قسمی که پدر طرف به پدر خودم داد اعتماد کردیم و از همون حرف هم ضربه خوردیم. از دو تا مسئله ای که می تونست امتیاز خوبی باشه براش و بود ولی در باطن نبود فقط وانمود می کرد. فکر می کردیم ساده هستن یعنی اهل دغل بازی و کلک زدن نیستن ولی بودن بدجوری هم بودن. از هرجای ممکن هم تحقیق کردیم ولی .... خیلی ها می گن قسمت بوده اینطوری بشه. من می گم بلا یود به سرم آوردن به چه علتی نمی دونم. هنوزم به هیچ عنوانی کوتاه نمیان. انقدر ازخودراضی هستن. ................. نمی دونم می شه کاری کرد که این مشکلات بوجود نیاد یعنی جلوش رو از اول بگیریم نه الآن که کار از کار گذشته به فکر درمانش باشیم. باز هم برای من خیلی دیر نشده ولی بالاخره شده و نمی شه کاریش هم کرد. همه ازدواج می کنن که امنیت و آرامش داشته باشن ولی امنیت و آرامشی هم که داشتیم رو از ما گرفتن. من هم فقط به خدا واگذارشون کردم. چون هیچ چیزی تو این دنیا نمی تونه بلایی که به سر من آوردن رو جبران کنه.

این مطالب که بیشتر درددل بود. انشاالله برای هیچ کس این مسائل پیش نیاد منی که کشیدم می دونم و می فهمم.

ببخشید اگه ناراحتتون کردم، خودم خیلی ناراحتم. خوب مسلمِ کسی که خودش ناراحت باشه نمی تونه بقیه رو خوشحال کنه.

التماس دعا. دعا کنید برام هرچه زودتر از دستشون راحت بشم هرچند بعدش اسم طلاق روم می مونه ولی خیلی بهتر از این چنین زندگیه.

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:34 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 09303495228 siryahya
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

برای اینکه بقیه جوانان ناامید نشن مطالب بقیه دوستان رو هم بخونن. من هم سعی می کنم مطالب مفید دیگه ای در اختیار اون ها قرار بدم.

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:36 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 09303495228
leilamm
leilamm
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1392 
تعداد پست ها : 144
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

موانعی که ازدواج جوانان را سخت کرده

 

موانع ازدواج,موانع ازدواج جوانان,سن ازدواج

چرا جوان های امروزی سخت ازدواج می کنند؟ چرا سن ازدواج بالا رفته؟ شاید فکر کنید مهم ترین دلیل آن مشکلات اقتصادی و اشتغال است. قبول داریم. اما چرا ازدواج بین خیلی از پسرهایی که وضع مالی خوبی دارند هم دیر اتفاق می افتد؟

شاید باید بخشی از این مساله را در تغییرات فرهنگی و اجتماعی جستجو کرد. تغییراتی که گاهی تبدیل به موانع می شوند. بگذارید این طور بگوییم، تغییر نگاه جوان های امروزی به زندگی مشترک، تحصیلات بیشتر و رفاه بالاتر به خودی خود تغییر نگاه مثبتی است اما وقتی مانع از یک هدف بزرگ به نام ازدواج شود، تبدیل به تغییری آسیب زا می شود که باید آن را مدیریت کرد. مدیریت کردن، به معنی حذف یک نگرش یا ایده آل نیست. بلکه باید طوری آن را به کار بست که به اهداف دیگر صدمه نزند.در ادامه به بعضی موانع فرهنگی و اجتماعی ازدواج جوان ها اشاره می کنیم که شناخت آنها اولین گام برطرف کردن شان است.
 
1 - مشکلات خانوادگی
مشکلات خانوادگی یکی از موانع مهم ازدواج است؛ مشکلاتی همچون تفاوت سطح فرهنگی خانواده ها، افزایش سطح توقع خانواده ها در انتخاب همسر، کفیل یا سرپرست خانواده بودن پسر، بیماری والدین، آسیب های اجتماعی خانواده مثل فوت، طلاق، اختلاف والدین، اعتیاد و سوء سابقه. در این مورد، باید گفت که مساله به گونه ای نیست که به سادگی از کنار آن بگذرید. مشکلات خانوادگی به طور جدی می توانند روی زندگی مشترک سایه بیندازند و روابط زوج ها را بحرانی کنند.
 
2- سخت گیری در انتخاب
معیارها مرتبا به روز می شوند و دیگر کسی به دنبال شخص مناسب نیست. همه بهترین را می خواهند. پسرانی که به 40سالگی رسیده اند، برای ازدواج دنبال دخترانی که سن متناسب با آنها داشته باشد نمی گردند. بلکه هنوز زنی بیست و چند ساله را انتخاب می کنند. پسرانی که تحصیلات عالیه ندارند، به دنبال زنانی تحصیل کرده، اجتماعی و موفق می گردند. دخترانی که وضع مالی خانواده شان متوسط بود، انتظار دارند خواستگار ثروتمندی از راه برسد و رفاهی را برای آنها فراهم کند که پدرشان بعد از سال ها تلاش و کار نتوانسته برایشان فراهم کند و....این یعنی معیارها جا به جا شده و افراد بدون توجه به تناسب، انتخاب های سختگیرانه و رویایی دارند. انتخاب هایی که شاید به سادگی محقق نشود و سن ازدواج را بالا ببرد.
انصراف از ازدواج با عواملی همچون افزایش سطح تحصیلات و... مرتبط است. نتایج بررسی در ایران نشان می دهد که گرایش به تحصیلات صرفاً 2 تا 3 سال به افزایش میانگین سن ازدواج منجر می شود

3 -نداشتن خواستگار مناسب
مسئله تحول زندگی های کنونی به خصوص در شهرهای بزرگ، مهاجرت ها، گسستگی های قومی و فرهنگی و نبود ارتباط های محلی، باعث شده که فرصت های شناخت خانوادگی در بین خانواده ها کم شود؛ بنابراین خواستگارهای مناسب با شرایط خانوادگی دختران کم می شود. به خصوص که دختران امروزی بیشتر اجتماعی، مستقل و تحصیل کرده هستند و دیگر نمی توانند با چهارچوب های سنتی قدیمی ازدواج کنند. بنابراین به دنبال پسرانی هم کفو خود می گردند که شاید به سادگی پیدا نشوند.

4- مانع انگاری تحصیلات
انصراف از ازدواج با عواملی همچون افزایش سطح تحصیلات و... مرتبط است. نتایج بررسی در ایران نشان می دهد که گرایش به تحصیلات صرفاً 2 تا 3 سال به افزایش میانگین سن ازدواج منجر می شود. اما تحصیل و ازدواج، هیچ کدام مانع دیگری نیست، بلکه نوع انتخاب مانع است. پس با انتخاب صحیح فردی که تمایل دارد، همسرش تحصیلات بالا کسب کند و درک شرایط موجود در زمان تحصیل -از قبیل بیکاری، شغل پاره وقت، کم بودن اوقات فراغت و ...- از جانب همسر و خانواده  او و نهایتاً پایین آوردن توقعات مادی و معنوی طرفین، می توان در زمان مناسب به ازدواجی پایدار دست یافت.

همچنین در دختران با تحصیلات بالا احتمال ازدواج با پسران هم ردیف -از لحاظ تحصیلی- پایین می آید و در صورت رعایت نکردن تناسب تحصیلی در انتخاب، ممکن است به تفاوت فکری و تفاهم کمتر در زندگی بینجامد. ازدواج های دانشجویی و ترغیب جوانان به ازدواج در دوران تحصیل، با تأکید بر تعدیل خواسته ها و توقعات فرد و خانواده از زندگی مشترک و اتخاذ تدابیر خاص می  تواند به حل عمده  این مشکل بینجامد....

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:38 AM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368 09303495228 siryahya
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

بررسی موانع اجتماعی ازدواج جوانان


بررسی موانع اجتماعی  ازدواج جواناندر سال های اخیر مسئله ازدواج و تشکیل خانواده برای جوانان بویژه قشر دانشجو بعنوانیکی از مسائل و پدیده های اجتماعی و فرهنگی مطرح شده است زیرا یک مسئله و مشکل اجتماعی در کشور است.
● طرح مسئله :
ازدواج بعنوان یک پدیده اجتماعی است که صاحبنظران تعاریف متعددی از آن کرده اند.کارلسون ازدواج را فرایندی از کنش متقابل بین دو فرد که یک مرد و یک زن که برخی شرایطقانونی را تحقق بخشیده اند و مراسمی برای برگزاری زناشویی خود بر پا داشته اند و بطور کلی عمل آنان مورد پذیرش قانون قرار گرفته است،می داند.در ایران مسئله ازدواج از مسائل اجتماعی و فرهنگی زمان معاصر تلقی می شود زیرا به نظر می رسد مشکلات،تنگناها و موانع بر سر راه جوانان بویژه قشر دانشجویان در طول سالهای اخیر افزایش یافته است.مشکلات و تنگناهای ازدواج پیچیده و ریشه در عوامل اقتصادی،اجتماعی،روانی (فردی)وتفاوت های دو جنسی دارد.
▪ هدف تحقیق:
هدف کلی،بررسی مشکلات و تنگناهای ازدواج بین دانشجویان دانشگاه های شهرستان های شهرضا و دهاقان است که شامل شناخت مشکلات اجتماعی و فرهنگی ،شناخت موانع اقتصادی و عوامل فردی می شود.
▪ روش تحقیق:
با توجه به مطالعه مقدماتی در این پژوهش،روش پیمایشی است بدلیل این که می توان نتایج بدست آمده از جامعه نمونه را به کل جامعه آماری تعمیم داد.همچنین برای جمع آوریاطلاعات از پرسشنامه استفاده می شود ولی از روش های دیگر از جمله اسناد و مدارک و ...بهره گرفته خواهد شد.
● موانع و تنگناهای ازدواج:
به نظر می رسد در امر ازدواج موانع و مشکلات متعددی وجود دارد که می توان در چهارمقوله و زیر مجموعه های آن به شرح ذیل بیان کرد:
۱) تغییر و دگرگونی ارزش ها:مصرف گرایی،تجمل گرایی،افزایش انتظارات و توقعات،گسترش تشریفات ازدواج،تاثیر جهیزیه و مهریهبر افزایش منزلت اجتماعی،تغییر ساختار خانواده ،ناسازگاری های اجتماعی ،سست شدن بنیادهای مذهبی و...
۲) فقدان اطمینان به آینده شغلی:فقدان فرصت های شغلی مناسب،مسئله مسکن،فقدان وضعیت اقتصادی مناسب،نگرانی نسبت به آینده شغلی و...
۳) تفاوت معیارهای دوجنس در امر ازدواج:تاثیر معیارهای پولدار بودن،با سواد بودن،مذهبی بودن،زیبایی ،اصالت خانوادگی ،تفاهم اخلاقی ،بومی بودن از نظر دو جنس،مشخصات همسر خوب از نظر پسر ودختر دانشجو
۴) کاهش تاهل بعنوان یک ارزش اجتماعی وضع تاهل ،محدودیت ها بر اساس متون اسلامی و اصول روانشناسی انسان گراست به لحاظ اهمیت تشکیل خانواده و به منظور ارائه راه حل های کاربردی برایرفع موانع ازدواج جوانان نخست فلسفه ازدواج در نیاز به أرامش یافتن زن و مرد در کنار یکدیگر ،مکمل بودن و رشد شخصیت أنها تبیین شده و سپس أسیب های روانی،موانع و مشکلات ازدواج جوانان از ابعاد زیست شناختی،روانشناختی و جامعه شناختی مورد مداقه و تحلیل قرار گرفته و سپس برای رفع موانع و تسهیل در امر ازدواج جوانان شش راه حل کاربردی اسلامی ارائه گردیده است.
 ازدواج پیمان مقدسی است که در آن زن و مرد بر اساس یک تعهد قانونی،شرعی و عاطفی پیمان می بندند تا با تشکیل خانواده در یک زندگی مشترک ،نیازهای همدیگر را تامین و درنشیب و فرازها و تلخی و شیرینی های زندگی یار و غمخوار هم باشند.با این وجود،خانواده یکی از ارکان جامعه بشمار می رود و دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانو ادهو تحقق خانواده سالم،مشروط به برخورداری معماران (زوجین)آن از سلامت روانی و داشتنرابطه ای مطلوب با یکدیگر است.
دراین راستا،مطالعه حاضر به بررسی موانع ازدواج بین دانشجویان دانشگاه های شهر یاسوج (دانشگاه یاسوج،آزاد اسلامی و علوم پزشکی)می پردازدو آسیب ها و موانع اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی،خانوادگی و فردی از دیدگاه دانشجویانارزیابی قرار می شود.
▪ روش:
این مطالعه به روش توصیفی -تحلیلی و مقطعی انجام گرفت و در آن ۴۱۰ نفر از دانشجویان دانشگاههای شره یاسوج در مقاطع و رشته های مختلف به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ،انتخاب و با پرسشنامه ارزیابی قرار شدند. ابزار پژوهش در این مطالعه ،چهار حیطه کلی موانع (اقتصادی،اجتماعی-فرهنگی،خانوادگیو فردی)،را از مجموعه سوالات استخراج و تجزیه و تحلیل کرد.
▪ نتایج: در تجزیه و تحلیل نتایج این مطالعه مشخص شد که مهمترین موانع ازدواج به ترتیب اولویت: موانع اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی فردی و خانوادگی بوده است.
همچنین مهمترین موانع اقتصادی برای دانشجویان نداشتن شغل مناسب،نداشتن مسکن و مخارج ازدواج در برگزاری جشن عروسی،مهمترین موانع فرهنگی-اجتماعی:
دوست پسر یا دوست دختر داشتن مشکلات اخلاقیبستگان درجه اول طرف مقابل و سیگاری بودن فرد عنوان شده است، همچنین نتایج این پژوهشنشان می دهد که بین دیدگاه دانشجویان پسر و دختر در مورد موانع ازدواج در بعضی گزینه ها تفاوت آماری معناداری وجود دارد.
این تفاوت ها در مورد وسواس در انتخاب شوهر مناسب،ترس از شکست در ازدواج ،وضع نامطلوب اقتصادی طرف مقابل و سیگاری بودن فرد،به نفع دانشجویان دختر و در مورد :ترس از جواب منفی طرف مقابل (دختر)،مخارج سنگین ازدواج،برگزاری جشن عروسی و نداشتن شغل مناسب ،به نفع دانشجویان پسر بوده است.
▪ بحث:
نظر به این که ازدواج موفق زمینه ساز خانواده ای سالم و در نهایت نویددهنده جامعهای سالم است،رفع موانع ازدواج مخصوصاً موانع شغلی با ایجاد شغل و فرصت های شغلی مناسب برای جوانان و دانشجویان توسط متولیان و برنامه ریزان جامعه می تواند آسیب ها وموانع ازدواج را به حداقل ممکن برساند.
واقعیت این است که تا پیش از دوران معاصر، ساماندهی فرآیند ازدواج جوانان به عنوان یکی از مهمترین کارکردهای خانواده در درون ساختار یاد شده از طریق دخالت مستقیم اعضای خانواده ـ با پرس و جو از اقوام، دوستان و آشنایان ـ یا با معرفی خیرین امر ازدواج تحقق می‌یافت؛ اما امروزه به دلیل تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی، ناکارآمدی شیوه‌های سنتی همسرگزینی و ... دیگر خانواده قادر نیست که به تنهایی این وظیفه خطیر خویش را عملی سازد و نیازمند یاری سایر نهادهای اجتماعی است
از این‌رو، سابقه هیچ‌گونه اقدام اجرایی در جهت ساماندهی ازدواج جوانان تا به حال وجود نداشته و فعالیت سازمان ملی جوانان در این راستا، اقدامی نوین و متناسب با شرایط کنونی است.
● مفهوم ازدواج در جامعه کنونی دستخوش برخی تغییرات است، این تغییرات چه سمت و سویی داشته و محصول چه شرایطی بوده است؟
ما می دانیم در جهان، اساساً هر پدیده و هر انگاره یی در چارچوب وضعیت ویژه منطقه جغرافیایی و مقطع تاریخی و شرایط اسطوره یی، تاریخی، اجتماعی، جامعه یی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، هنری و... خودش شکل گرفته و تعریف شده است.
بنابراین با تغییر هر یک از این مولفه ها، بی شک مفاهیمی که در زیرمجموعه این مولفه ها قرار دارند، که می تواند شامل هر پدیده یا انگاره یی از جمله ازدواج بشود، تغییر می کند. مسلم است که در صورت تغییر اشکال آن مولفه در جامعه، بدون شک شکل های آن که در مقوله ازدواج بیشتر مراسم، مناسک و آداب و رسوم و نحوه اجرای آن مفهوم می شود نیز تغییر پیدا خواهد کرد.
حال با این فرضیات، ازدواج در عین مساله یی اجتماعی بودن و پیروی از قوانین مصوب در اجتماع، امری کاملاî خصوصی، شخصی و فردی است، مشروط بر این که بپذیریم هر شخص انسانی، یک فرد است که فردیت، شخصیت، دانش، تجربه و آمال و آرزوها و خواسته های کاملاî خصوصی و شخصی خود را نه تنها به دست آورده بلکه حق استفاده بهینه انسانی از آن را هم دارد اگرچه حتی بخش عظیمی از آن امیال و خواسته ها ممکن است در شرایط اجتماعی جامعه اش به دلیل تابو بودن یا به دلیل سنت های قدیمی قابل انجام نباشد.
ازدواج حتی اگر بر همین فرض، یعنی زندگی مشترک دو انسان ماده و نر و در پی آن فرزند داشتن و ادامه نسل تعریف شود، باز هم مساله یی شخصی، خصوصی و فردی است که شهروند روشنفکر در جامعه مدنی، ناگزیر و ملزم به اطاعت و اجرای بخش های مصوبه قانونی و اجتماعی آن است، حتی اگر به آن قوانین و مصوبات باورمند و پایبند نباشد. در جامعه های شرقی و مسلمان و با حضور و وجود قانون های مدنی، دیگر این امر آزادانه و با تمایل و تراضی طرفین و بدون لحاظ کردن و دل سپردن به قوانین مدنی شهروندی انجام نمی گیرد. درحالی که امروزه در اروپا دو نفر با میل و علاقه خویش سال های فراوان، حتی حدود ۳۰ سال، با هم زندگی می کنند بی آنکه به کلیسا رفته یا در مراجع قانونی ازدواج شان را تثبیت کرده باشند، که مسلماً ناگزیر از پرداخت هزینه های پیامدهای مادی و شهروندی این عدم ثبت قانونی، که بعضاî مسائل اقتصادی، ارثی و مالی خود و فرزندان شان است، می شوند.
من به عنوان زنی فعال در این حوزه و باورمند به بازگرداندن حقوق برابر و عادلانه زن به او که در طول تاریخ حاکمیت نظام مرد - پدرسالارانه از او دریغ شده است، ازدواج را محصول مجموع تعاملات و ارتباطات عشقی، عاطفی، روحی، جسمی و جنسی دو انسان ماده و نری می دانم که بی هیچ چشمداشت سود برنده و منفعت جوینده و مصلحت اندیش، هریک دیگری را، آگاهانه و با نیت «عشق» و دوست داشتن که «شدن» انسانی هر دو را در کنار هم رقم می زند انتخاب کرده است.
بدیهی است در این انتخاب دوسویه و آگاهانه مسلماî امکانات و زمینه های آشنایی و دیدار و بحث و گفت وگو و تبادل اندیشه و نظر، پیش تر باید صورت گرفته باشد. با لحاظ کردن این که در پیشگامی این امر، جنس هیچ یک بر دیگری ارجحیت نداشته باشد. چه زن و چه مرد، زمانی که هر کدام احساس کردند نیازمند زندگی مشترک با یکدیگرند آن را با آن دیگر در میان گذاشته و به تبادل «عشق» و تبادل «نظر» بپردازند تا سرانجام به یک نقطه مشترک که همان ادامه رشد و باروری «عشق»، چه از وجه مادی و معنوی و چه از وجه جنسی و جسمی و روحانی و مینوی است، برسند.
بی شک، سنت ها و آداب و رسوم و تابوهایی که در جامعه ها وجود دارند می توانند سنگ های فراوانی را در این راه بیندازند، ولی می دانیم که سنت ها و آداب و رسوم در زیربنای فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی ویژه خودش شکل گرفته و نسل به نسل ما رسیده است، ولی متاسفانه حاکمیت مرد - پدرسالارانه فرصت ساختار شکنی از این سنت ها و روز آمدکردن آن را به ما نداده است و همین ساختار موجب شده است که هر کس گلیم خویش را از آب بیرون بکشد و کنار دستی اش را رها کند.
با همه این سنگ اندازی ها و با توجه به رشد و کمال و هستی، این آداب و رسوم چه بخواهیم و چه نخواهیم دچار تغییراتی اجتناب ناپذیر می شوند و عملاً شده اند. بنابراین، در این روند مفهوم ازدواج که اینک تبدیل به سنت شده، به شکل های گوناگونی درآمده است که پایه های اصلی آن در برخی اوقات متاسفانه، صرفاî به ارتباط بیشتر جنسی و نه عشقی و عاطفی میان زن و مرد نزول یافته است. البته این وضعیت در هر جامعه یی با توجه به شرایط تغییرات مولفه ها و ویژگی های اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، سنتی و از همه مهمتر سیاسی و اقتصادی آن جامعه روی داده است.
لذا ا ینجا است که در حال حاضر- و به ویژه در شهر های بزرگ کشور- ازدواج وضعیتی بحرانی پیدا کرده است، زیرا بخشی از تغییرات اشاره شده در جامعه ما اتفاق افتاده و بسیاری از ارزش ها را دچار دگرگونی و آشفتگی کرده است و این آشفتگی، بیشتر از هرچیز، گرچه ریشه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد، اما بحران بسیار سنگینی را برای زندگی جوانان و اساساً زنان و مردان رقم زده است.
● با توجه به بحران های ناشی از سخت شدن ازدواج و مشکلات پیش روی آنان، آیا ازدواج موقت که این روزها مانور بسیار هم بر آن می دهند، دردی از این معضل دوا می کند؟
باید از این گروه، آنانی که به روزآمد شدن دستورات دینی و به فقه پویا باورمندند به این مساله رسیدگی و تطبیق و قابلیت اجرای آن را در شرایط کنونی جهان و در شرایط کنونی ایران و از همه مهمتر با توجه به «تابو» بودن بسیاری مسائل ازجمله «دوشیزگی» در ایران، در اسلام و در مشرق زمین به بازتعریف آن اقدام کرده و راه حلی برای برون رفت از آن پیدا کنند.
در غیر این صورت دردی را که دوا نمی کند هیچ، دردهای دیگری بر بسیار دردهای دیگر جامعه می افزاید که مهمترین آنها آزادشدن حوزه ارتباط جنسی صرف مردان، چه مردان متاهل و چه مردان مجرد، با زنان بیوه و تامین و تحقق نیازهای جنسی مردان جوان به آنان و عدم کشش مردان جوان به ازدواج، به مفهوم «پایگاه دوستی و عشق و محبت و شدن انسان است.»
از سوی دیگر اجرای آن نیز در جامعه یی که به هنگام ازدواج دائم «دوشیزگی»، مهمترین ارزش دختر محسوب می شود، نتوانسته و نمی تواند گرهی از مشکل ازدواج به شیوه «حداقل» و معمولی اش باز کند، زیرا با تن دادن به ازدواج موقت دختران برای ازدواج دائم بعدی مساله و معضلی غیرقابل حل خواهند داشت.
بنابراین، با توجه به شرایط روز جامعه ایران، که بی شک و عملاî تحت تاثیر شرایط جامعه جهانی است، ازدواج نه به سبک سنتی نشستن در خانه و نه به گونه موقت قابل اجرا است.
● در سال های اخیر بسیاری از مردان و زنان جوان از ازدواج سر باز می زنند. ریشه ازدواج نکردن یا ازدواج های دیرهنگام مردان و به ویژه زنان را کجا باید پیدا کرد؟
یکی از مهمترین و بزرگ ترین مشکلاتی که از دوران پدرسالاری به این سو نصیب زن شد «آزاد نبودن» زن در انتخاب کردن انسانی همسر خود و مایملک تلقی شدن زن از سوی مرد بود که موجب اسیر شدن زن برای تمام عمر در زندگی با یک مرد شد، با ادامه این که مرد هنوز قادر به انجام ازدواج به صورت «پلی گامی» (چند همسری) بود. درحالی که ازدواج مرد نیز، باید به «مونوگامی» (تک همسری) تغییر شکل می داد. بنابراین، این قانونمند کردن زندگی مشترک جسمی - روانی زن و مرد چون در زیر مجموعه حاکمیت مردانه شکل گرفت، از مرد موجودی خودمحور ساخت و این ساختار نابرابر و ناعادلانه، سرنوشت زندگی انسان ها را رقم زد. اکنون که در روزگار «موج سوم» و در جهان پیشرفته IT و دهکده کوچک مک لوهان زندگی می کنیم هم وضعیت زنان به دلیل آگاه شدن از حق حیات انسانی و حقوق مادی و معنوی خود کاملاî تغییر کرده و هم وضعیت مردان در برابر این دگرگون شدن ارزش های ناشی از آگاهی زن نسبت به طبیعت انسانی خود و از جمله به امر «ازدواج» تغییر یافته است.
● در جامعه ایرانی ما هم همین دلایل صدق می کند؟
با توجه به توضیحات بالا و اشاراتی که به گرایش جوانان نسبت به ازدواج موقت کردم، ازدواج موقت، به این گونه اش، راه مشروعی برای فرار پسران و مردان جوان از ازدواج، و موجب تجرد آنان می شود، در حالی که دختران امکان چنین رهایی از مشکلات جسمی - جنسی خویش را ندارند.
علاوه بر این گزینه، تجرد در جامعه امروز ایران به ویژه در این بیست سی سال اخیر، معلول و محصول دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی، دینی، سنتی، سیاسی جامعه در حال گذار ایران است که گرچه در قرن ۲۱ از هزاره سوم و در دوران اطلاعات وسیع می زید ولی هنوز هم، در عین زندگی در این جهان مدرن و استفاده ناگزیر از ابزارها و از فرهنگ آن، در یک زندگی و جهان بسیار پیچیده و بسته سنتی، اساطیری، تابویی، ایمانی و اخلاقی دوران قبیله یی محصور است.
دیگر علت تجرد، شرایط «بحران اقتصادی» جامعه است که پس از انقلاب و پس از جنگ مانند بسیاری مقوله های دیگر دچار دگرگونی شده است. با توجه به این که همین بحران در این منطقه جغرافیایی و در این مقطع تاریخی شکل ویژه و متفاوت خودش را دارد که مشابه آن را در هیچ کجای جهان نمی توانیم پیدا کنیم.
این وضعیت اقتصادی، که وضعیت فرهنگی ویژه خود را نیز موجب شده است، یکی از مهمترین، اصلی ترین و بنیادی ترین عوامل عدم امکان زیستن مشترک طبیعی دختر و پسر در جامعه ما شده است. از یک سو، آزادی و بی بندو باری و لاابالی گری های فرهنگی بسیاری از آن سوی جهان خود را تحمیل جوانان این جامعه کرده است و از دیگر سو باورمندی به حوز ه هایی از سنت ها و تابو ها و عدم امکان باور و پذیرفتن آنها از سوی خانواده های جوانان و نیز از سوی جامعه، و از سوی دیگر وضعیت نابسامان اقتصادی، بیکاری و بسیار مهمتر از همه، گم شدن پدیده های گوهربار «عشق»، «دوست داشتن»، «ایثار»، «فداکاری»، «گذشت»، «سازش»، «وفاداری»، «رعایت حق دیگران»، «راستگویی»، «شفافیت» و... گم شدن بسیاری دیگر از این ارزش های والای انسانی- که زمان پذیر و امکان پذیر نیستند- در میان دختران و پسران و خانواده آنها و در آخر، از همه بدیع تر، اعلام راهکاری به نام «ازدواج موقت»، بدون توجه به مهمترین مساله تابویی جوامع دینی - سنتی شرقی مانند ایران، یعنی «دوشیزگی».
● یعنی شما ازدواج موقت را از مهمترین موانع ازدواج دائم می دانید؟
به طور کلی دوشیزگان که موفق به ازدواج دائم نمی شوند و زنان مطلقه یا همسر از دست داده فرصت این چنین ازدواجی را راحت تر و بی دردسرتر پیدا می کنند چون بیشتر به درد اطفای غرایزشان می خورد. بدیهی است در روند همین نوع «ازدواج موقت» مردان مجرد، به دلیل بهره گیری جنسی، جسمی و اطفای غرایز خود و راحتی خیال از ارتباط مشروع با زنانی که حتی همسن مادران شان هستند و از قبل آنان شاید بهره های اجتماعی نیز نصیب شان شود، دیگر از دردسرهای مادی و غیرمادی ازدواج طبیعی و دائم آسوده می شوند. اینجا باز هم مردان هستند که از زنان به عنوان متعه استفاده می کنند.
آن زنان هم چه به حوزه مقدس زن - مادرانه خود باور داشته باشند چه نداشته باشند، ناآگاهانه «و شاید بعضاî آگاهانه» موجب ازدواج نکردن طبیعی و رسمی دختران که از همجنسان خودشان هستند و نیز جوانانی می شوند که به آنان روی می آورند. این امر بدواî موجب فروپاشی بنیان خانواده که زیبا ترین پدیده یک جامعه سالم است می شود.
 
 
 
منبع : شبکه اطلاع رسانی کاوش

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:40 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

شریک زندگی خود را چگونه انتخاب کنید؟


شریک زندگی خود را چگونه انتخاب کنید؟ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ می دهد. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تاثیرآن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توأم با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت ، ضرورت دارد دختران و پسران هنگام ازدواج از خدمات مشاوره ای مناسبی بهره مند شوند و از این طریق با اهداف ، وظایف و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.
امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهره گیری از خدمات مشاوره ازدواج، می توانند با گامهای راسخ تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پرپیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند.
متأسفانه در جامعه ی ما ، در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق ، منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی ، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می کنند. پس از ازدواج نیز به دلیل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن می زنند.
●نکاتی چند جهت انتخاب همسر
۱) نسبت به کل ماجرا واقع بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج ، دوست داشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به سایر مسائل مهم نیز بپردازید. رؤیایی نیندیشید.
۲) درباره دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقیق کنید. اگر این تمایل بنا به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره است از آن صرفنظر کنید.
۳) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید. در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز می باشد، قبل از تصمیم گیری برای ازدواج ، شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسش های مستقیم حاصل می گردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد ، گاه برخی حقایق را پنهان می کنند. پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع به طور غیر مستقیم به پاسخ برسید . در مجموع شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواسته ها، عادات، دیدگاه ها، حساسیت ها، نوع برخوردها، توانایی های ارتباطی و... شناخت پیدا کنید.طرز برخورد فرد را در موقعیت های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.
۴) اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا با برداشت شما از دین سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیش بینی می شود. مگر آنکه در این زمینه انعطاف پذیرباشید و بتوانید خود را در چارچوب نظرات او قرار داده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارات خود را در مورد شما به عنوان همسر، بیان نماید.
۵) برخوردهای همسراحتمالی خود را در موقعیت های مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانه های بیشتری از طرز برخورد او با مردم و در موقعیت های مختلف خواهید یافت.
۶) خواسته ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسائل مهم زندگی به توافق برسید. به طور مثال شما باید بدانید:
- در چه شهر یا کشوری زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد.
- زندگی خود را با خانواده همسر آغازخواهید کرد یا به طور مستقل.
- زمان بچه دار شدنتان حدوداً چه مدت پس از ازدواج خواهد بود.
- نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیت های خارج از منزل چیست.
- نظر همسراحتمالی شما در مورد رابطه ها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست.
و ...
۷) درباره خانواده ی فرد مورد نظر تحقیق کنید. آنها را بیشتر بشناسید. با فرهنگ و باورهای آنها آشنا شوید . رابطه فرد مذکور را با والدین ، خواهران و برادرانش جویا شوید. بررسی کنید که تعهد وی در قبال این افراد چگونه است و در آینده چه تعهداتی نسبت به آنها دارد و تأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود . نسبت به احساس خانواده در مورد این ازدواج واقف باشید.
۸) با خود واقعی تان مشورت کنید. به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بوده ام . آیا می خواهم که این مرد یا زن، پدر و مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صریحی ندارید دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید وسعی کنید پاسخی قاطع برای آن بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسائل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحت الشعاع قرار می دهد.
۹) دلایل متناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان درمورد طرف مقابل کافی نیست، قلب و منطق شما نیز باید دراین کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان ، به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی ، تسلیم فشارهای اطرافیان نشوید.
۱۰) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید . به خاطر بسپارید که سلامت جسمانی و روانی و عدم گرایش به مواد مخدر یکی از فاکتورهای مهم درانتخاب همسر است. بنابر این پیش از تصمیم گیری درباره ی ازدواج ، در مورد نکات مذکور اطمینان حاصل کنید. مسلماً شریکی وابسته به مواد مخدر و یا دارای بیماری خاص جسمانی، آینده مبهمی را رقم می زند.
۱۱) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود درمواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانایی های هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید.
۱۲) عجله نکنید. با توجه به این که بسیاری از ازدواج ها به دلیل دستپاچگی و عجله کردن در تصمیم گیری درنهایت به شکست منتهی می شود ، در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که می خواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید . صرفاً به دلیل ناامید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید.
۱۳) از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید. با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا درانتخاب صحیح شریک زندگی ، شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهد. چنانچه پس از مطالعه نکات مذکور هنوز در تصمیم گیری خود دچار تردید هستید ، می توانید به مشاورین حاضر در مراکز مشاوره رجوع کرده و با آنها مشورت نمائید.
 
 
 
منبع : تبیان

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:42 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

توصیه به جوانان در آستانه ازدواج و خانواده های جوان


توصیه به جوانان در آستانه ازدواج و خانواده های جوانبرای یك زندگی مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقی ، مسئله مهم میزان آگاهی و تقیّد كسانی است كه می خواهند با تشكیل خانواده بهره مناسبی از گذران عمر بگیرند. به طور معمول برای دادن اطلاعات از بایدها استفاده می شود، ولی در این مقاله بنا براین داریم كه از نبایدها شروع كنیم و نتیجه گیری اصلی را به عهده شما بگذاریم.
۱- ازدواج نباید بدون توجه به شرایط و موقعیت های زوج جوان صورت گیرد.
این پسرو دخترند كه بایستی با تلفیق مجموعه ی توان ها و توانمندی های خود ، به یك زندگی سروسامان دهند نه دیگران . یكی از مشكلات اساسی زوج های جوان درجامعه ما این است كه جوان با یك فكر و اندیشه ی آرمانی در صدد رسیدن به یك مدینه فاضله است و این گونه تفكر به او اجازه نخواهد داد تا واقعیت های موجود را احساس ولمس كند. از سوی دیگرواقعیت های موجود درجامعه ، خود را به گونه ای دیگر جلوه می دهند واولین تضاد این گونه ایجاد می شود. ازاین رو بهترین زندگی را كسانی دارند كه بتوانند از این جدال و تضاد به عاقبت رهایی یابند.
ازجمله شرایط و موقعیت ها، شرایط اجتماعی و فرهنگی زوج جوان یعنی طبقه و پایگاه اجتماعی پسر ودختر است كه بایستی این شرایط همخوان باشد. از شرایط دیگر ، تناسب جسمی و سنی زوج است كه براساس دیدگاه ها ی بزرگان دین و همچنین روان شناسان ، بایستی به میزانی معین از رشد جسمی و سنی رسیده باشند و دقیق تر از رسیدن به این رشد، تناسب این دو با هم است . برای مثال اگر پسری همسری بزرگ تر از خود برگزیند ، یا فاصله سنی زوجین ده سال یا بیشتر باشد ، مشكلات عدیده ای برایشان رخ می نماید كه مجال طرح آنها نیست .
۲- انگیزه ازدواج نباید شهوت وخوش گذرانی باشد.
برای ازدواج انگیزه های عالی و ارزشمندی چون پاسخ به ندای فطرت ، تلاش دربقای نسل، عمل به سنت رسول الله ، تكمیل و تكامل ، و ازهمه قوی تر اطاعت فرمان خداوند وجود دارد كه چنانچه هر كدام از اینها به عنوان انگیزه ازدواج باشد، لذت و شهوت وغریزه و... را به همراه خواهد داشت تا جایی كه برای این لذت و شهوت ثواب هم خواهد بود. اما اگر این ارزش های عالی ملاك قرار نگیرد ، چون آن خواست ها مادی وهدف هایی سهل الوصل اند، مداومت برآنها انسان را خسته ، سرخورده ومحدود خواهد كرد.
۳- ازدواج نباید همراه با انگیزه های مادی و دنیوی باشد.
ازدواج هایی كه برای رسیدن به عشق ، جاذبه های مادی و قدرت ومال و موقعیت اجتماعی یا دستیابی به امكانات و بهره های دنیوی انجام شود، به علت مادی ونسبی بودن این اهداف و به ویژه این كه در كوران حوادث و اتفاقات تحت تأثیر شدید قرار می گیرند و از بین می روند، معمولاً به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.
۴- ازدواج نباید برای برآورده شدن خواست های دیگران باشد.
به طور معمول ، آرزوهای پدران و مادران ، ایده آل های آنان، خود سری ها و كج فكری های آنها یا حتی انتقام جویی آنان از زندگی ومحرومیت های قبلی شان ، فرزندان را به سوی ازدواج هایی سوق می دهد كه در آن یا بایستی یك طرف ، یك عمر مظلومیت و تحقیر را تحمل كند وگذشت وصبوری از خود نشان دهد وبه قول معروف بسوزد و بسازد یا این كه هر دو طرف ( زن وشوهر) خود را محكوم به پذیرش این تحكم بدانند یا با به دست آوردن اندك بهانه ای بخواهند خود را از این تحكم پذیری رها ساخته ، در نتیجه با طلاق یا جدایی یا ... زندگی را بر خود و خانواده ، ناگوار و تلخ كنند.ناگوارتر از این ، خواست های افراد دیگری به غیر از پدر و مادر است. در بعضی جوامع دیده شده است كه دختر خون بهای مقتول است یا دختر به همراه مادر در خانه ناپدری یا ... زندگی كرده ، برای امرار معاش تن به سرنوشتی می دهد كه خود در شكل گیری آن نقش ندارد.
۵- انگیزه ازدواج نباید چشم وهم چشمی ها ومقایسه های اجتماعی باشد.
چه بسا مشاهده شده است كه پسر یا دختری تنها به خاطراین كه مادر یا پدرش می خواهد فرزندشان از دیگر هم سن وسال ها وبستگان كمتر و... جلوه نكند ناخواسته درگیرسرنوشتی می شود كه نه به صلاح اوست و نه خود نقشی درشكل گیری آن داشته است .
۶- ازدواج نباید بدون جلب نظر و راهنمایی و هدایت والدین باشد .
هرچند كه درموارد بالا ، معمولاً گناه متوجه پدران و مادران و جامعه است ، لیكن توجه به این نكته نیز ضروری است كه والدین بایستی به طور حتم درزندگی وتشكیل خانواده فرزندانشان نقش داشته باشند. یعنی لازم است حد ومرزها رعایت شود و فرزندان خودسرانه برای رسیدن به آن چه امروز می بینند اقدام به ازدواج نكنند. تناسب میان زوج جوان ، چنانچه همراه با نظر و راهنمایی والدین باشد ، نتیجه بخش خواهد بود.۷- ازدواج نبایستی بدون مشورت وچاره اندیشی با بزرگترها صورت گیرد.
تجربه ای كه بزرگ ترها از زندگی خود آموخته اند در موقعیت هایی بایستی مورد استفاده كوچك ترها قرار گیرد. سخن بجایی است كه گفته شده است انسان باید دوبار زندگی كند ، باراول تجربه كسب كند و بار دوم با استفاده از آن تجارب گذشته ، یك زندگی سالم داشته باشد. انسان اندیشمند با كمی تأمل به این نتیجه می رسد كه از آن جا كه دو بار زندگی كردن ممكن نیست پس به جای زندگی اول می توان از تجربه دیگران و پیشینیان بهره جست . البته این امر در مسئله ازدواج بسیار ضروری است ، چرا كه آگاهی نسبت به مسائل اجتماعی از یك سو و شناخت اصل و نسب و نژاد و ویژگی های اخلاقی هر فرد با توجه به تعلقی كه به اصل و نژاد خود دارد از سوی دیگر، در مسئله ی همسر گزینی و توافق زن وشوهر در زندگی بسیار مهم و حساس است .
۸- ازدواج نباید بدون توجه به قوانین و دستورهای الهی اسلام باشد.
غریزه جنسی دربسیاری از موجودات زنده از جمله حیوانا ت وجود دارد وانسان نیز دراین ویژگی ، با حیوانات مشترك است . لیكن آن چیزی كه موجب تفاوت انسان از سایر حیوانات شده ، موقعیت ومقام ومنزلت انسان در نظام هستی است. به همان اندازه كه انسان در نظام هستی متمایز از سایر حیوانات ، از برتری و شرافت برخوردار است ، مسئله ی برآورده كردن غریزه نیز باید با شرافت ، ارزش و توجه همراه باشد. لذا مكتب حیات بخش اسلام برای رسیدن انسان به زمینه ای كه بتواند غریزه جنسی را ارضا نماید، دستورازدواج و زوجیت مرد و زن را مطرح كرده ، بر مشروعیت آن تأكید دارد. دستورها و آداب خاصی كه اسلام برای زن و شوهر قرار داده ، همه برای حفظ شرافت وجایگاه انسان است تا جایی كه تمّرد و سرپیچی زن از شوهر را به نوعی مستوجب عِقاب دانسته و افراط و تفریط در این موارد را بین زن و شوهر مورد ملامت و سرزنش قرار داده است . بنابراین توجه به قوانین اسلام موجب سعادت وپیشرفت خواهد بود ودر هیچ موردی تاكنون قانونی بهتر ومتعالی تر از اسلام ارائه نشده است.
۹- در ازدواج، انتخاب همسر نباید بدون معیار وملاك باشد.
مكتب انسان سازاسلام وهمچنین روان شناسان برانتخاب همسر وتوجهی كه دراین بحث مورد نظر است تأكید فراوان دارند. همه ی این تأكیدات برای به كارگیری ملاك ومعیار در انتخاب است . آنچه در اسلام به نام قانون كفویت مطرح است تعبیر بسیار جامع و پر محتوایی است كه بررسی آن درجایگاه خود نیاز به ارائه مقالات متعددی دارد كه در این جا به اختصار از آن خواهیم گذشت .
دركفویت همسران مسئله كفایت و جامعیت مطرح است وآن هم در ارتباط بین زن و شوهر ودر جنبه های جسمی ، جنسی ، عقلی ، فرهنگی ، علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، روحی وروانی ، دینی ، خانوادگی و ... مورد نظر است. آن دو باید همه این جنبه ها را به عنوان ملاك برای انتخاب همسر در نظر بگیرند.
۱۰- ازدواج نباید فقط تحت تأثیر عوامل اجتماعی صورت گیرد.
انگیزه های اجتماعی ، مخصوصاً آن دسته كه در ارتباط با گروه همسالان ، علت و انگیزه ی انجام فعالیتی می شوند، درازدواج بایستی بسیار كنترل شده ودقیق مورد تحلیل و توجه قرار گیرند. این انگیزه ها اغلب آنی و زودگذر است وبسیاری از اوقات هم فریبنده و كاذب . دوست یابی ها، محبت ها وعشق های خیابانی و كوچه بازاری كه معمولاً ازموارد منفی عوامل اجتماعی اند ومقبولیت عام اجتماعی نیز ندارند، باید در ازدواج كاملاً كنترل بشوند، زیرا اگر ازدواجی با این انگیزه ها وعوامل انجام شود دارای عاقبت و پایان خوبی نخواهد بود.
۱۱- ازدواج نباید مخالف امور ومقتضیات طبیعی باشد.
در نظام هستی كه نظامی دارای ضابطه وحساب دقیق است، مسئله زوجیت یكی از مسائل مهم است. زوجیت ، لازمه تكمیل وتكامل و ثمردهی هستی موجودات است و برای این امر مهم ، شرایط طبیعی نیز درنظر گرفته شده است . به عنوان مثال گرده افشانی گیاهان در زمانی معین به نتیجه خواهد رسید و ازدواج هم در كودكی یا میان سالی و پیری نتیجه خوبی نخواهد داشت . لذا لازم است در ازدواج به این گونه امور و موارد دقت و توجه كافی شود .
 
 
 
منبع : تبیان

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:44 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

شرایط لازم دختر و پسر برای ازدواج


شرایط لازم دختر و پسر برای ازدواجتفاهم در زندگی زناشوئی
تفاهم، عبارت است از همدیگر را فهمیدن و درک کردن. در زندگی برای نیل به تفاهم، باید عوامل و شرایطی مهیا باشد که قبل از ازدواج، زن و مرد با توجه به عنایت کافی به آنها زمینه تفاهم هر چه بیشتر را در زندگی فراهم آورند. پس دختر و پسر برای نیل به توافق و تفاهم هر چه بیشتر را در زندگی فراهم آورند.پس دختر و پسر برای نیل به توافق و تفاهم در ازدواج باید دارای ویژگی‌ها و شرایطی برای ازدواج باشند.
عوامل مؤثر در تفاهم و توافق در ازدواج:
ایمان و اعتقادات مذهبی
زن و مرد یک عمر شریک هم در زندگی هستند و اکثر اوقات را با هم می‌گذرانند، پس تحت‌تأثیر عقاید، افکار، رفتار و اخلاق یکدیگر قرار خواهند گرفت. بدون تردید مرد یا زن معتقد و دیندار نه تنها همسر خود را به دینداری، تقوا و عمل صالح تشویق می‌کند، بلکه می‌تواند فضای خانواده را به محیطی امن و دور از گناه تبدیل کند. علاوه بر این همسر با ایمان و با تقوا از هر جهت قابل اعتماد و برای تربیت فرزندان شایسته‌تر است.
تحصیلات
تشابه تحصیلی، یکی از عوامل مهم در ایجاد تفاهم بین زن و مرد است، ضمن آن‌که علم و دانش به‌خودی خود یک مزیت و کمال مطلوب برای انسان محسوب می‌شود. زن و مردی که یکدیگر را بهتر درک کنند، بیشتر قادر خواهند بود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و طبیعتاً وظایف و مسئولیت‌های خویش را بهتر انجام می‌دهند و در تعلیم و تربیت فرزندان خویش از تفاهم و توافق بیشتری برخوردارند. هر چند که تحصیلات به‌خودی خود نمی‌تواند عقل و درایت کافی را در زندگی تضمین کند، ولی به هر حال تشابه در سواد و تحصیلات زن و مرد، عامل مؤثری در تفاهم بین آن‌دو به حساب می‌آید.
سن
تناسب سن، میان زن و مرد، آن دو را از نظر نیازها و علایق به‌هم نزدیکتر می‌کند و طبیعتاً در چنین شرایطی توقعات و انتظاراتشان از یکدیگر واقع‌بینانه‌تر خواهد بود. در مورد تناسب سنی، معمولاً توصیه می‌شود که زن حدود دو تا چهار سال از مرد کوچکتر باشد.کارشناس خانواده برای دختران سنین ۲۲ ـ ۲۰ سال و برای پسران ۲۶ـ۲۴ سال را توصیه می‌کنند. به هر حال باید توصیه داشت که رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی الزاماً با سن تقویمی و شناسنامه‌ای هماهنگ نیست. به همین جهت نیز تناسب در سن را نباید یک شرط ضروری و الزامی برای تفاهم بین زن و مرد در نظر گرفت، مشروط بر آنکه عوامل دیگری که از ویژگی‌های یک فرد رشد یافته است، مورد توجه قرار گیرد.
زمینه‌های تربیتی و فرهنگی خانواده
تحقیقات نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر، تشابه در زمینه‌های تربیتی و فرهنگی خانواده‌های آن‌دو است.رفتار، اکتسابی است و خانواده همیشه مهمترین و مستحکم‌ترین نهاد تربیتی فرد است. بسیاری از عادات، سلوک، رفتار و اخلاق فرد حتی آداب غذا خوردن، معاشرت، حرف زدن و بسیاری از ارزش‌های فرد در زندگی، در بستر خانواده آموخته می‌شود. بنابراین تشابه در وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده دختر و پسر، از اهمیت والائی برخوردار است و عدم تشابه یا تضاد در شیوه‌های تربیتی در دو خانواده، می‌تواند منشأ بسیاری از اختلافات و درگیری‌های زن و مرد در زندگی زناشوئی شود.در بین عوامل مؤثر در طلاق، اختلاف و تفاوت در زمینه‌های فرهنگی و تربیتی خانواده زن و مرد، از فراوانی بالائی برخوردار بوده است.
وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده
کارشناسان خانواده توصیه می‌کنند که خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادی ـ اجتماعی مشابه باشند تا سازگاری بیشتری را در کنار هم تجربه کنند. لکن این مسئله عمومیت ندارد و هستند افرادی‌که با وجود تفاوت در طبقه اجتماعی و ثروت و دارائی در کنار هم زندگی سعادتمندی را می‌گذرانند. بنابراین آن‌چه برای سازگاری زن و مرد مهم‌تر و مؤثرتر است کمالاتی از قبیل ایمان و تقوا، اخلاق و رفتارنیک، هوش و درایت و تربیت و اصالت خانوادگی است.
تناسب و تفاهم به‌جای تطابق و تشابه
زن و مرد از نظر عواطف و احساسات و سلیقه و رفتار نمی‌توانند به یک وحدت دست یابند و تطابق و یکی بودن مطرح نیست، بلکه مراد توافق کلی زن و مرد در مسائل مختلف زندگی است که زیربنای آن تفکر و اندیشه است. هیچ دو نفری صددرصد مثل هم نیستند و هیچ دختر یا پسری با فتوکپی خویش ازدواج نمی‌کند، لکن هر اندازه نقاط مشترک و تشابه بین دختر و پسر باشد احتمال بهتر زیستن و سازگاری آنان بیشتر خواهد بود.در عین‌حال که زندگی‌های زناشوئی نیز همانند افراد با یکدیگر متفاوت است و زندگی هر زن و مرد بی‌همانند و در نوع خود بی‌نظیر است. زن و مرد باید به‌رغم تفاوت‌های فردی خود که حاصل عوامل ارثی، محیطی و رشد در طول زمان است یکدیگر را درک کنند، زبان یکدیگر را بفهمند. تفاوت در سلیقه‌ها را بشناسد و یکدیگر را آن‌گونه که هستند بپذیرند.پس هر دختر و پسری که می‌خواهند با یکدیگر ازدواج کنند باید با تکیه برتوان عقلی و قدرت اندیشیدن خود معیارهای اصولی همانندی را در نظر بگیرند و با توجه به نقاط مشترک و تشابه بیشتر، همسر خویش را برگزینند، با او پیمان ازدواج ببندند و برای یک زندگی سازنده، شاد و سعادتمند بر خداوند توکل کنند.اساس حفظ روابط در زندگی زناشوئی و خانوادگی، پیروی از ارزش‌های اخلاقی است و نه صرفاً اتکا به امتیازات و حقوقی که قانون برای مرد و زن یا فرزندان در نظر گرفته است. بحرانی که در جوامع امروز زندگی زناشوئی، کیان خانواده و حتی جوامع را تهدید می‌کند، عمدتاً معلول فقدان اخلاق و ارزش‌های اخلاقی است.از جلوه‌های تفاهم در خانواده و زندگی زناشوئی، روحیه گذشت و عفو، شکیبائی و بردباری، صمیمیت و صداقت، حسن خلق و پذیرش، تکریم و تواضع، محبت و روابط مطلوب و سازنده زن و مرد است.
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
به امید این‌که همه جوانان برای تشکیل زندگی مشترک با توکل به خدا، برترین گزینه‌ها را انتخاب کنند.
 

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:45 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

ازدواج شما می تواند بهترین باشد

ازدواج شما می تواند بهترین باشد

به اعتقاد یك روانپزشك خانواده ، ازدواج به دوصورت است . ازدواجهایی كه موفق نیستند وازدواجهایی كه بامشكلات وسختی دست به گریبان می باشند . درباره این موضوع فكركنید . ازدواج زنان ومردانی باتفكرات واندیشه های گوناگون ، سرشتهای متفاوت وبعضی اوقات با خلق وخوهای مغایر هم را به یكدیگر نزدیك می كند وآنها را دركنارهم قرارمی دهد
. اما نتیجه : اغلب نا سازگاری ، عصبانیت ، ناامیدی ودرنهایت درد ورنج است . نمی توانیم انكار كنیم كه ازدواج سخت است ویا اینكه بگوییم هیچ ازدواجی ناموفق نیست . اما می توانیم این را بگوییم كه ازدواجهای بد وناموفق می توانند بهتر شوند واین امر فقط مستلزم تلاش بسیارزیاد است .
ازدواج وزندگی مشترك آن طوری كه ما می شناختیم .
یك زوج جوان می گویند : ما به تجربه آموختیم كه زندگی مشترك چقدرسریع می تواند تلخ وناگوار شود . درست سه ماه بعد از ازدواجمان وارد مدرسه پزشكی شدم . زمانهایی كه می توانستیم با هم سپری كنیم بخاطربرنامه درسی من ، مطالعه مستمر وفشرده وشیفتهای كاری من دربیمارستان محدود شده بود . زندگی مشترك ما كه هنوزعمری از آن نگذشته بود دچار سختی وناهنجاری فراوان شد . فشارهای كاری من با آمدن فرزندمان دوچندان شده بود . همان موقع بود كه فهمیدم زندگی ما می توانست راحت تر وزیباتر باشد اگر با یك گروه ازدواج درمانی مشورت می كردم . بهرحال دوجا كاركردن ودوتا بجه – بله دراین فاصله ما صاحب فرزند دیگری شده بودیم – چیزی بود كه خودمان خواسته بودیم . درمدت ۱۰ سال ۳تا از والدینمان ا زدنیا رفتند وحسابی سرگرم مراسم عزاداری ومسافرتهای كوتا ه مدت شده بودیم . هم زندگی شخصی وهم زندگی مشتركمان حسابی خسته كننده ورنج آور شده بود . ارتباط ما دونفر روزبروز كمرنگتر می شد . چرا كه برای هر چیزی ، فقط جزمناسباتمان ، وقت وتوجه زیادی صرف می شد . چندكتاب برجسته كه توسط نویسندگان خبره ومذهبی درباره ازدواج نوشته شده بود را مطالعه كریم . درهركدام از این كتابها كاملا توضیح داده شده بود كه چه نكاتی اشتباه هستند وچطور می شود آنها رادفع كرد . اما هروقت كه خواستیم یكی از این دستورالعملها را عملی كنیم متوجه می شدیم كه چقدرفاصله گرفته ایم وهم چنان غرق درروشهای قدیمی خودمان هستیم . هربار امتحان می كردیم ، ناكامی وشكست دراین راه مانع از این می شد دوباره بتوانیم براحتی شروع كنیم .دیگر نمی توانستیم براحتی با هم ارتباط برقراركنیم ومن وهمسرم هردوگناه وتقصیر را برگردن دیگری می انداختیم وفكر می كردیم دیگری است كه نه می تواند طرف مقابلش را درك كند ونه می تواند آن را بفهمد .
باوجود ناسازگاریهای آشكاری كه بین ما ایجاد شده بود اما یك صمیمت اندكی هم حس می شد . مسائل ومشكلات حل نشده باضافه عصبانیت وخشمگین شدنمان باعث آزردگی مان از دست دیگری می شد . با اینكه هر دوی ما درزندگی مشتركمان بی تقصیر نبودیم ولی بی میل هم نبودیم كه این عشق وعلاقه را كه حالاداشت كم كم از دست می رفت دوباره زنده كنیم .
اما چه طور؟
زندگی مشترك آنطور كه ما آرزو داشتیم باشد :
وقتی به نزدیك پزشك خانواده رفتیم توانستیم راه حلی برای مشكلمان پیدا كنیم . این پزشك درباره انواع مشكلاتی كه پزشكان متأهل با آن روبرو هستند صحبت كرد وآنها را شرح داد . اوبه ما توصیه كرد برای اینكه روح تازه ای به زندگی مشتركمان دمیده شود باید كه به گوشه ای خلوت دردامنه طبیعت پناه ببریم. چیزی كه او بعنوان مشاوره درمانی یا حیاتی نو به زندگی مشترك بخشیدن یاد می كرد و گویا همان چیزی بود كه ما احتیاج داشتیم . پس پذیرفتم كه با همسرم همراه شوم .
اصول و قوانینی كه ما در خلوتمان رعایت كردیم ، عبارت بود از :
مراوده دوستانه ، متعهد بودن نسبت به هم ومشكلات را از پیش پابرداشتن . این پزشك مشاورما را تشویق كرد كه زندگی مشترك وخانواده خود را برهر چیز دیگر مقدم دانسته واجازه ندهیم كه كار وگرفتاریها جانشین اهداف ما بشوند . او توضبح داد كه زندگی مشترك و زناشویی نیازمند هر دو احساس عاطفی و جنسی است و شریك زندگی ما نمی تواند اهمال و غفلت در هیچكدام از این موارد را بپذیرد و نفاق و جدایی از آنجایی بوجود می آید كه هر كدام از زوجین برای جبران این كمبود به سمت و سویی دیگر كشیده می شوند . و حفظ و سلامتی این زندگی كه به این دو احساس وابسته است تنها با برنامه ریزی امكان پذیر است .
این دكتر تاكید كرد: اگر بنا به دلایلی كاری و گرفتاری برایتان پیش آمد برای جبرانش دنبال فرصتی باشید تا زمانی را با همسرتان سپری كنید و شانس با هم بودن را از دست ندهید.›
در طی این جلسات مشاوره ای خصوصی (انفرادی ) من و همسرم شرایط خانوادگی ای كه در آن رشد كرده و بزرگ شده بودیم را مرور كردیم . خانه ای كه پدرهای ما حس صمیمانه ای نداشتند و برای ما افرادی ناآشنا و ناملموس بودند هیچكدام از ما دو نفر عواطف صمیمانه و دوستانه ای را در زندگی زناشویی والدینمان ندیده بودیم . آنجا بود كه فهمیدم من از همسرم می خواستم و در واقع انتظار داشتم محبتی كه پدر و مادرم از من دریغ كرده بودند را برایم جبران كند. در عوض همسرم هم با احساسات ناخوشایند و خشونت باری كه در حین خدمت سربازی در جنگ روبرو شده بود دست به گریبان بود. بویژه اینكه چرا در آن جنگ او باید زنده بماند و خیلی های دیگر همچون بهترین دوستش از بین بروند. با حضور در این جلسات ،تمامی عواملی كه باعث كدورت و تیرگی روابط صمیمانه ما شده بود را یادداشت كردیم . هر دوی ما با كنترل كردن عصبانیت و خودداری از احساساتی شدن سعی كردیم تا از كشمكش و بحث دوری كنیم . به این ترتیب عشق و علاقه بین ما افزایش پیدا كرد و دیگر با مسائلی كه باعث تیرگی روابط ما شده بود روبرو نشدیم. بعضی از مسائل تا چندین سال باعث ناراحتی ما بود و اثرات نامطلوبی بر زندگی ما گذاشته بود چرا كه نتوانسته بودیم آنها را برای خودمان حل و فصل كنیم . همسرم قبول داشت كه هنوز هم از من دلخور و رنجیده بود. آنهم به علت غیبتهای مداوم من از منزل در طول دوره رزیدنتی من و اینكه مجبور بوده از پسر كوچكمان به تنهایی مراقبت كند. كم ظرفیت شدن و بی تفاوت بودن همسرم بخصوص زمانی كه مادرم بیمار و در آسایشگاه بستری شد باعث گردید تا بعد از آن حس نفرت و كینه ای از همسرم در من بوجود بیابد. با شركت در جلسات مشاوره توانستیم این مشكلات را بشناسیم.شروع كنیم به ترسیم لایه های صدمه دیده و آسیب دیده زندگیمان و قبل از اینكه همدیگر را فراموش كنیم یك زندگی جدید و زیبایی را بسازیم . این مسافرت و خلوت دو نفره به ما فرصتی داد تا با هم باشیم. بدون هیچ مزاحمی در اتاق ما حتی یك تلویزیون هم نبود. حالا بدون هیچ مزاحم و یا نگرانی و دلواپسی از زندگی روزمره فرصت بسیار زیادی داشتیم تا با هم صحبت كنیم و خوش باشیم و آنچه را كه این مدت آموخته بودیم عملی كنیم . خیلی راحت و ساده از اینكه با هم بودیم لذت می بردیم و می شود گفت كه تقریبا مانند یك ماه عسل بود.من وهمسرم بعد از بازگشت به خانه تصمیم گرفتیم تغییراتی دراخلاق ورفتار خود بدهیم وبه این منظور حق وحقوقی كه هركدام از ما بر دیگری داشت را روی كاغذی یادداشت كردیم تا هرچند وقت یكبار با مرورشان از فراموش شدن آنها جلوگیری كنیم وهم چنین برای دستیابی به اهدافمان كه نیازمندشان بودیم سعی كردیم برنامه وروش مشخصی را پیاده كنیم ومطمئنا برای این كار به زمان بیشتری احتیاج داشتیم . بطورمثال فهرستی از اوقات یك هفته راتهیه كردیم مانند ظهر سه شنبه ویاعصر پنج شنبه تا بتوانیم به طورمرتب فرصتی برای باهم بودن را داشته باشیم .
زندگی مشترك را آنطوركه باید باشد ساختیم .
بله ، ازدواج سخت است ، گاهی اوقات هم درگیر آن الگوهای قدیمی خودمان می شویم . سریعا اصول سه گانه زندگی رابخاطر می آوریم . مراوده دوستانه ، متعهد بودن نسبت به هم ومشكلات رااز پیش پا برداشتن ودوباره از نوشروع می كنیم ، یكدیگر را عفو می كنیم وبیشتر از همیشه به یكدیگر می رسیم وتوجه داریم . اخیرا درسمینار ‹‹ ازدواج ›› با پسرمان ونامزدش حضوریافتیم ازدواج آنها درآینده نزدیك برای ما انگیزه ای بود تا مناسبات خودمان را – كه حالا۲۶ سال از آن گذشته بود- هم چنان دوستانه ومطلوب نگهداریم . درست است . زندگی مشترك ما هیچ وقت عالی بدون نقص نبود . اما به كمك خدا دیگر هرگز بدنخواهد شد وامیدوارم كه برای همه همین گونه باشد .

از : دكتر آلتا اوگ لزبی
ترجمه : افضل دخت افضل پور

 

 
 
 
منبع : بنياد انديشه اسلامي

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:48 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

ازدواج جوانان و مشکلات پیش رو

ازدواج جوانان و مشکلات پیش رو

نیاز جوانان به ازدواج نیازی طبیعی و احتیاجی ذاتی است. خودداری طولانی از هجوم غریزه شهوت برای پسر و دختر امری مشکل به نظر می‌رسد و گاهی طول زمان موجب فساد و سرکشی غرایز و افتادن افراد در منجلاب گناه و معصیت شده است و آنان را به امراضی مختلف دچار می‌کند.
جوانانی که سرمایه‌های یک مملکت هستند از آسیب‌های آن مصون نخواهند بود و گرفتاری جوانان یک کشور در ورطه‌های روحی و روانی و بدرفتاری مشکلات گوناگونی را برای افراد آن به ارمغان خواهد آورد، لذا سختگیری بعضی از خانواده‌ها در مسئله ازدواج و پیشنهاد مسائل دست و پا گیر باعث می‌شوند زمان ازدواج جوانانشان بگذرد.
برخی اوقات مشاهده می‌شود جوانان در اثر تصمیمات نابجای پدران و مادران تن به ازدواج نمی‌دهند و از این طریق دچار خسارت می‌گردند یا خواسته‌های نامعقول دختر و پسر از یکدیگر مانع تحقق امر ازدواج می‌شود.
اسلام این سختگیری‌ها را خلاف انصاف و مروت و جدای از اخلاق انسانیت و امری غیرخدایی و غیرشرعی می‌داند، از این‌رو به سختگیران هشدار می‌دهد که عواقب این برنامه در دنیا و آخرت دامنشان را خواهد گرفت و خداوند مهربان با آنان که در همه امور آسان می‌گیرند آسان می‌گیرد و با آنان که سختگیر هستند سخت خواهد گرفت.یکی دیگر از عواملی که امر مقدس ازدواج را با مشکل روبه‌رو می‌کند گرفتن مهریه‌های سنگین است.
از آنجایی که مسئله مهر در اسلام بسیار مهم، ظریف، دقیق و قابل توجه است اسلام بر مهریه‌های سبک اصرار دارد و از مهریه‌های سنگین متنفر است. از طرفی آنچه دارای ارزش و قیمت باشد چه مال و چه عمل می‌تواند مهریه و صداق زن قرار بگیرد مانند باغ، مغازه، زمین، ساختمان، پول نقد، آموختن علم و امثال اینها لذا روایات عدیده‌ای از رسول خدا و امامان معصوم در معتبرترین کتاب‌ها وارد شده که این روایات پافشاری دارد مهر را سبک بگیرید و از صداق سنگین بپرهیزید زیرا مهر سنگین باعث روگردانی جوانان از ازدواج و ماندن دختران در خانه می‌شود. امیرمومنان در این زمینه می‌فرمایند: «مهرها را زیاد نگیرید که مایه دشمنی است» و نیز رسول خدا می‌فرمایند: «مهرها را سنگین نگیرید مهر و محبت را باید خداوند مهربان فراهم آورد، پول و مال عشق و محبت نمی‌آورد.»
یکی دیگر از اموری که امر ازدواج را مشکل و در بعضی از مواقع باعث بی‌میلی جوانان در این امر می‌شود نداشتن شغل و درآمد است، زیرا برای اداره امور زندگی علی‌الخصوص با مسئولیت سنگینی از جانب زن و فرزند بر عهده مرد است و باید مورد توجه مسئولین واقع شود چرا که کوچکترین مسامحه اثرات جبران‌ناپذیری را از خود به جای می‌گذارد. چه بسا در خیلی از موارد جوانان برای تامین معاش خانواده خود رو به شغل‌های کاذبی چون سیگارفروشی، دلالی و دستفروشی روی آورده‌اند و حتی در بعضی مواقع دیده شده جوانانی پاک به دلیل داشتن چنین شغل‌هایی در ورطه بسیاری از معضلات اجتماعی گرفتار شده‌اند که تاثیرات جبران‌ناپذیر بر روی خانواده‌هایشان گذاشته است.
برای اینکه دچار چنین نابسامانی اجتماعی نشویم می‌بایست جوانانی که دارای مدرک فنی هستند یا در این زمینه‌ مهارت دارند با ایجاد کارگاه‌هایی آنان را جذب کار کرد یا به جای اینکه یک فرد تا مرز سی سال کار کند این میزان را تقلیل داد تا جوانان فعال‌تر زودتر جذب کار شوند. در بعضی اوقات دیده شده جوانانی با دارا بودن مدارک عالیه نتوانستند شغل مناسبی را پیدا کنند. آیا بهتر نیست از قوانین دست و پاگیر کم کرد و کیفیت را در نظر گرفت تا افراد هر یک بنا به تخصصی که دارند در جامعه ایفای نقش نمایند. می‌توان با ایجاد شهرک‌هایی صنعتی در زمینه‌های مختلف و با به‌کارگیری جوانان فعال آنان را مشغول به کار کرد.از دیگر موانع ازدواج جوانان فقدان مسکن است.
جوانانی که در آستانه ازدواج هستند برای تهیه مسکن یا باید مبادرت به خرید کنند که تعدادی انگشت‌شمار که دارای تمکن مالی هستند می‌توانند خانه مورد علاقه خود را خریداری کنند و اکثریت آنان که توان خرید ندارند برای رهن یا اجاره، به دلیل دارا نبودن درآمد لازم نمی‌توانند هزینه‌های گزاف را پرداخت کنند. با در اختیار قرار دادن خانه‌های استیجاری با قیمتی مناسب در اختیار زوج‌های جوان می‌توان به این مهم کمک کرد البته افراد خیر هم می‌توانند در این امر دولت را یاری کنند.
ما بارها و بارها شاهد آن بودیم این خیرین در زمینه احداث مساجد، مدارس و بیمارستان فعالیتهای شایان توجهی داشته‌اند و امید است به امر مسکن زوج‌های جوان توجه لازم را مبذول دارند و با احداث خانه‌های استیجاری با قیمت مناسب، زوج‌های جوان را یاری کنند و از مبلغی که در ازای واگذاری این خانه‌ها دریافت می‌شود برای احداث بناهای جدید سرمایه‌گذاری و بعد از ده سال زوج‌های جوانی که از این خانه‌ها استفاده کرده‌اند و به تمکن مالی نسبتا خوبی در حد نسبی رسیده‌اند جای خود را به زوج‌های دیگر بدهند. ضمن آنکه هر یک از ما می‌توانیم با پرداخت خمس و زکات به این امر مهم، جامه عمل بپوشانیم.
از آنجا که منشا جامعه خانواده است لذا برای کاهش معضلات اجتماعی باید ضمن ایجاد زمینه ازدواج جوانان، آنان را در این راه یاری نمود.

 
اکرم بهرامی
 
منبع : روزنامه رسالت

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:50 AM
تشکرات از این پست
09303495228
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

آداب عاشقی


آداب عاشقی

از خواستگاری چه می دانید؟ خواستگاری همان خشت اول است كه اگر كج باشد......
● عبور از دریاچه یخ‌زده
گذشته از این كه همدیگر را در دانشگاه دیده باشند یا كلاس كنكور، جشن نامزدی دوستی مشترك یا نوه عموی خانم همسایه معرفی‌شان كرده باشد، به هرحال، ماجرا از جایی جدی می‌شود كه اسمش را می‌‌گذارند «خواستگاری».
خواستگاری همان خشت اول است كه اگر كج باشد، عالی‌قاپو هم كه رویش بسازی بالاخره می‌ریزد و خیلی چیزها را زیر آوار خودش له می‌كند. اول از همه، اعتماد به آدم‌ها و اعتقاد به عشق را. تصور كن بدون این دو تا دنیا چه جهنم هفت طبقه‌ای خواهد شد. این است كه خواستگاری، به گذشتن از دریاچه یخ‌زده می‌ماند؛ آهسته قدم بردار. آرام. با تأنی.
گوش‌هایت را تیز كن! یخ‌ها وقت شكستن صدا می‌كنند. همین كه صدای ترك خوردن یخ را شنیدی، بایست.
بگرد! اگر یك قدم دیگر برداری، این سطح صاف صیقلی قشنگ درخشان می‌شكند و تو در آب یخ زده فرو می‌روی، یخ می‌زنی و حتی اگر نجات پیدا كنی، همیشه از آب خواهی ترسید.
از روی یخ‌ها رد شو، اما با احتیاط، خیلی با احتیاط!
● جنگ اول
جنگل اول، نه با خواستگار كه جنگ آدم با خودش است. پیش از همه، سنگ‌هایت را باید با خودت وابكنی.
از خودت، زندگی‌ات چه می‌خواهی؟ البته كه خیلی امروزی، شیك و روشنفكرانه است. اگر بگویی: «واضح است كه زن باید آزاد باشد، كار كند، با دوستانش به مسافرت برود»، یا خودت هم حظ كنی وقتی می‌گویی: «معلوم است من از آن زن‌ها نیستم كه به رفت و آمد شوهرشان حساس باشند. مرد باید با دوستانش تفریح كند، تنهایی سفر برود یا هر وقت خواست به خانه برگردد، من كه زندان‌بانش نیستم!»
اما آیا واقعا همین را می‌خواهی؟ مطمئنی كه دلت نمی‌خواهد با زنی زندگی كنی كه خانه‌داری را به هر كار دیگری ترجیح می‌دهد و از لكه‌گیری، پختن یك غذای تازه یا گلدوزی لذت می‌برد؟ مطمئنی مردی ایده‌آل تو نیست كه سر وقت با چند پاكت میوه برگردد و معتقد باشد دوستان مجردش سر به هوا، بی‌مسوولیت و غیرقابل معاشرت‌اند؟ جنگ اول هر آدم، جنگ با خودش است. جلوی آینه بایست. ماسك قشنگت را بردار. صورت خودت را خوب نگاه كن، بشناسش، قبول كن.
حال، پیدا كردن كسی كه این صورت را دوست داشته باشد، آسان‌تر است. كسی كه خود این صورت را دوست داشته باشد. بی‌نقاب، بی‌بزك.
● میان ماه من تا ماه گردون
«خانه دختر پل است و مردم رهگذر». برای خیلی‌ها، این ضرب‌المثل كافی است تا تمام خواستگاران را به خانه راه بدهند. فلسفه‌شان هم خیلی بی‌راه نیست. می‌گویند همین آمد و رفت كمك می‌كند مردم را بشناسیم. دخترمان چند نفر را ببیند و محك بزند، هر كدام از این خواستگاری‌ها، نوعی تجربه است تا بالاخره نوبت به كسی برسد كه پیشانی نوشت دختر ماست.
دلیل دیگری هم دارد: اگر چند خواستگار را ندیده و نشناخته رد كنیم، می‌پیچد كه دخترشان قصد ازدواج ندارد یا شایعه می‌شود كه نكند عیب و علتی این وسط هست كه نمی‌خواهند كسی دخترشان را یا خانه و زندگی‌شان را ببیند. پس بگذار بیایند و بروند تا حرف و حدیثی نباشد.
البته علت سومی كه كمی هم پنهان‌تر است، نوعی غرور ساده و معصومانه است كه هر چه تعداد خواستگاران بیشتر باشد، یعنی دخترشان هواخواه بیشتری دارد و خیلی‌ها دل‌شان می‌خواهد با این خانواده وصلت كنند.
● نه خانه كاروان‌سراست نه دختر ماه آسمان
این هم فشرده فلسفه خانواده‌هایی است كه همه خواستگاران را به خانه راه نمی‌دهند. دلایل خودشان را هم دارند كه با نگاهی دیگر قابل قبول و درست است. اول این كه، هر خواستگاری را ندیده و نشناخته نباید به خانه راه داد. دوم این كه، فقط به كسانی باید اجازه داد به حد خواستگاری برسند كه حد معقولی از شرایط خانواده دختر را دارند و كسی كه زیر این حد و خط باشد، اصلا نباید حرفش را هم بزند.
سومی كه دلیل پنهان‌تری است، این كه اگر خواستگار خیلی از حد موردنظر پایین‌تر باشد، باعث تحقیر دختر می‌شود كه مثلا خواستگارانش فلانی‌ها هستند كه چنین و چنان عیب‌ها و ضعف‌هایی دارند، پس همان بهتر كه اصلا حرفش هم زده نشود.
شما از هر دسته كه باشید، به هر حال عرف مرحله دیدن داماد تقریبا یك جور است.
● رونمایی داماد
حرف اول، معمولا بین خانم‌های دو خانواده است. یا در ازدواج‌های امروزی‌تر، خود دختر و پسر خبر را به خانواده می‌رسانند. اما وقتی پای دیدن پسر (یا دختر) توسط خانواده مقابل برای اولین بار پیش می‌آید، به نظر می‌رسد معقول‌ترین شیوه، جمع و جورترین روش است؛ یعنی یك دیدار غیررسمی.
معمولا یكی از نزدیكان پسر، مادر، خواهر، خاله یا... دختر را در محل كار یا تحصیل به صورت غیررسمی و در ظاهر كاملا اتفاقی، ملاقات می‌كند، اما معمولا پسر خودش به دیدن پدر دختر می‌رود. البته باز در جایی جز خانه، مثلا پسر (كه لازم نیست وانمود كند اتفاقی سروكله‌اش در محل كار پدرزن آینده پیدا شده) قرار ملاقاتی با پدر دختر می‌گذارد و در جایی مثل محل كار به دیدن او می‌رود.
نكته ظریف این است كه حتی در این دیدارهای غیررسمی هم خانواده پسر به دیدن دختر می‌روند، اما پسر خود برای دیدن پدر، برادر یا هر یك از بستگان دختر خواهد رفت.
در خواستگاری‌های سنتی، این دیدار به شكل یك مهمانی عصرانه ساده و به بهانه دیدار و آشنایی با كسی كه دوست یا فامیلی از آن‌ها خیلی تعریف كرده برگزار می‌شود.
در شهرستان‌های جنوبی كشور بهانه ساده آب خوردن، باب دیدار دختر را می‌گشاید، آن‌قدر كه به جای آمدن به خواستگاری،‌ می‌گویند آمده‌اند آب بخورند! و در هر شهری، بهانه‌ای مثل پرسیدن آدرس، خواندن نمازی كه دارد قضا می‌شود، بریدن پارچه چادر نماز، یا به سادگی، دعوت برای یك چای عصرانه كه غروب‌ها خانه دل‌گیر است و آدم دلش می‌خواهد با دو آشنا، دو كلام درد دل كند! راستش هنوز هم در كشوری زندگی می‌كنیم كه بهانه‌های آشنایی‌اش خیلی ساده‌اند.
● لهجه عاریه‌ای، مبل‌های امانتی
در مجلس خواستگاری، همه نگران اولین نما هستند.
خانواده پسر با انتخاب لباس‌ها، حرف‌ها، كلمات و لهجه و سبد گل‌شان، خانواده دختر با لوازم منزل، نوع لباس، پذیرایی و البته كلمات‌شان. خیلی مهم است كه این‌جا، آن‌چه را كه هستیم با آن‌چه را كه آرزو داریم باشیم، اشتباه نكنیم. مبل‌های خانه ما، راحتی‌های صد و پنجاه هزار تومانی فنر در رفته‌ای هستند كه وقتی جابه‌جا می‌شویم جرق و جرق صدا می‌كنند، اما ما دل‌مان می‌خواهد مبل‌های استیل ایتالیایی ۱۵ میلیونی داشته باشیم. می‌شود برای حفظ آبرو مبل‌ها، سیلورهای پایه‌بلند و حتی لهجه و اطوار و رفتار را قرض كرد، امانت گرفت و البته كه یك شب هزار شب نمی‌شود.
اما اگر خواستگاری خوب بود و آن‌ها لهجه، رفتار و مبل‌های عاریه‌ای شما و شما لهجه، لباس و سبد گل عاریه‌ای آن‌ها را پسندید و وصلت سر گرفت، بعد چه؟ برای هر دروغ، باید دروغ بزرگ‌تری گفت و این برای یك عمر امكان ندارد. پس مبل‌ها را برای هر مهمانی دیگری عاریه بگیرید، اما برای خواستگاری نه، برای خواستگاری مطلقا نه!
● آن چای افسانه‌ای
اگر بعد از این قدم، با گوش‌های تیز گوش كردید و صدای ترك خوردن یخ‌ها نیامد، یعنی می‌شود قدم دوم را برداشت. آشنایی دو خانواده و دیدار رسمی.
این مجلس، همان خواستگاری معروف است با همان چای افسانه‌ای و ماجراهایش، اما هنوز هم بسیار خلوت و جمع و جور و بی‌سروصدا. یك مهمانی ساده كه از افراد درجه یك و دو خانواده تجاوز نمی‌كند. هنوز هیچ چیز قطعی نیست و بهتر است خبر نپیچد و یك كلاغ و چهارصد كلاغ نشود. هنوز هم، باید احتیاط كرد كه راه برگشت آسان باشد.
در این مجلس، آن‌چه پیش از همه حتی مادر معظم داماد آینده از در داخل می‌شود گل است. دسته گل یا سبد گل؟ بستگی به جیب شما و میزان امیدتان به جواب مثبت دارد، اما به هر حال، اولین نمایی است كه از خودتان به خانواده دختر نشان می‌دهید. پس مواظب باشید! دو سه شاخه گل گلایول نیمه پلاسیده، نمای خوبی از شما نشان نخواهد داد. سبد گل اركیده هم از همان اول سطح توقع خاصی ایجاد می‌كند كه باید فكر كنید آیا تا آخر خواهید توانست با همان سطح پیش بروید یا نه. سبد گل اركیده، فقط یك سبد گل نیست. شخصیت، میزان درآمد، سلیقه و نوع پول خرج كردن شما هم در آن هست.
پس حواس‌تان را جمع كنید. دروغ نگویید، نه با زبان، نه با گل!
● راستی هنوز هم باید دختر چای بیاورد؟
این منظره چای آوردن عروس با چادر سفید آن قدر تكراری شده كه اغلب دخترهای امروزی، در مقابلش جبهه سفت و سختی دارند.
اجبار نكنید. شاید دخترتان دلش نمی‌خواهد وقت خم شدن جلوی مادر داماد، دست‌هایش بلرزد یا پسر از دستپاچگی چای را روی شلوارش برگرداند. بگذارید این كار را برادر یا خواهر عروس یا هر كس دیگری انجام دهد. خود اضطراب مجلس برای عروس و داماد آینده كافی است تا رنگ‌شان بپرد و ناخن‌هایشان را در گوشت دست فرو كنند.
در پذیرایی افراط نكنید. همان حدی را نگه دارید كه در مهمانی‌های رسمی دارید وگرنه امكان سو‌ءتفاهم را بیشتر كرده‌اید.
● این نگاه پیر عزیز
اما مهم‌تر از همه، گوش‌های تیز و چشم‌های باز است. یادتان باشد حتی اگر فرزندتان با كسی كه برای ازدواج در نظر گرفته، سال‌ها در محل كار یا دانشگاه آشنا و همكار و همكلاس بوده، قضاوتش فقط قضاوت چشم‌های بی‌تجربه و جوانی است كه هنوز پر از خوش‌بینی‌ها و اعتماد سال‌های كودكی است. چیزی كه او ممكن است یك بی‌نزاكتی ساده تلقی كرده باشد، ‌در این مجلس پیش چشم كارآزموده شما ممكن است روزنه‌ای بر یك زخم عمیق عفونت كرده باشد. یك مشكل اساسی در اخلاق یا منش طرف مقابل، یا چیزی كه به نظر فرزندتان رفتاری بسیار امروزی و عالی است، می‌تواند نشان دهنده ریاكاری و دروغ باشد یا حتی برعكس. رفتار آزاردهنده‌ای كه فرزندتان را تا حد جنون عصبانی كرده، ممكن است فقط ناشی از یك بی‌توجهی كودكانه باشد.
خواستگاری پیش از هر چیز فرصتی برای شناخت است. حرف بزنید. محك بزنید. به نشانه‌ها توجه كنید و گوش‌هایتان را تیز كنید. صدای گسستن یخ‌ها نمی‌آید؟● بیایید باغچه را نشان‌تان بدهم!
معمولا آخر مجلس خواستگاری، اگر همه چیز خوب پیش برود، فرصتی برای گفت‌وگوی دختر و پسر فراهم می‌شود. بزرگ‌ترها، به بهانه‌ای اتاق را ترك می‌كنند؛ دیدن باغچه، نگاه كردن به تابلو، آلبوم یا حتی رادیاتور سوراخ ماشین و دختر و پسر جوان با هم تنها می‌مانند. معمولا دو صورت وجود دارد یا از قبل همدیگر را می‌شناسند، یا برای اولین بار فرصت می‌كنند تنها با هم حرف بزنند. خیلی عجیب است، اما راستش تفاوت زیادی ندارد. چون این‌جا، جای زدن حرف‌های خیلی جدی است.
حرف‌‌هایی كه حتی اگر از قبل هم همدیگر را می‌شناخته‌اند، جای گفتن‌شان نبوده.
وسط حرف از شعر و كتاب و سینما، یا دوستان و درس و كار یا حتی غزل و عاشقانه‌ها كه كسی حرف جدی نمی‌زند كه مثلا من دلم نمی‌خواهد همسرم با دوستان مجردش برود كوه! یا برای من خیلی مهم است كه همسرم بلد باشد آلو مسما درست كند یا لباس پوشیدنش این چنین باشد یا حرف زدنش آن چنان.
اما اگر آن نقاب قشنگ را برداشته باشید، می‌دانید این‌جا جای گفتن حرف‌های كمی زمخت‌تر است. سوال كنید. خواسته‌هایتان را صریح و روشن بگویید. جوری كه جای تردید در آن نباشد. باور كنید چیزی كه از نظر شما بدیهی است، (مثل حق كار كردن برای زنان، ازدواج مجدد یا مسافرت، ادامه تحصیل برای مردها) می‌تواند از نظر همسر آینده شما جای بحث داشته باشد یا حتی از نظر او هم بدیهی باشد، اما درست عكس نظر شما! مهم‌ترین سوال‌هایی كه باید پرسید و از جواب‌شان مطمئن بود و یا شرط‌هایی كه باید گذاشت، این‌ها هستند: حق كار، تحصیل، ارتباط با دوستان، فامیل، نوع درآمد، محل زندگی، امكانات مالی، علاقه‌های خاص مثل ورزش، سفر، فعالیت‌های جمعی و... هر چیزی كه باید برای آن وقت گذاشت و برای شما مهم است. این دیدار اولین خصوصیتش دستپاچگی است. پس حتما سوال‌هایتان را فراموش خواهید كرد. از قبل در آرامش و با فكر و مشورت فهرستی از سوال‌ها و خواسته‌هایتان بنویسید. خجالت نكشید. واضح است كه لیست سوال و شرط و خواسته به هیچ وجه رمانتیك، قشنگ و عاشقانه نیست، اما ماجرا جدی‌تر از این حرف‌هاست. یادتان باشد، آداب عاشقی گاهی سخت است، سخت و بی‌رحم. این سوال‌ها را بپرسید، به این سوال‌ها جواب بدهید. هر كسی باشید با هر رسم و رسوم، یك چیز خیلی مهم است. راست گفتن. جواب‌ها را بی‌تعارف بگویید، حتی اگر تلخ باشد. این را مثل یك ورد جادویی با خودتان تكرار كنید كه یك خواستگاری كوتاه و تلخ، هزاربار بهتر از یك زندگی زناشویی تلخ و پایان‌ناپذیر است.
● رسم بله، رسوم نه
جواب مثبت دادن رسمی دارد، جواب منفی دادن رسومی؛ كه دل كسی نشكند، غرور كسی له نشود، دل كسی را كدر نكنی.
«نه» گفتن، برای ایرانی‌ها سخت است، بس كه در فرهنگ ما به مدارا و رعایت احوال دیگران توصیه شده، اما اگر صدای شكستن یخ‌های زیر پا را شنیدی، نه بگو؛ محكم، بی‌تعارف، اما انسانی. شاید شرایط مالی، زیبایی، اصل و نسب خانوادگی، تحصیلات برای شما مهم باشد. هیچ حرفی نیست. این‌ها همه به شناخت شما از زندگی و روحیات خودتان ارتباط دارد؛ اما یادمان باشد، تمام مردم اهل بیت خدایند، الناس عیال‌الله، و خدا هر كدام را یك به یك دوست می‌دارد. پس مواظب باشیم، نه گفت نمان، معنی‌اش این نباشد كه شما در حد ما، در شان ما و لایق ما نیستند. شما كمید، كم دارید، كم می‌دانید، كم خوانده‌اید. «نه» مثبت، «نه» خوب، ‌یعنی شما خوبید. فقیرید، اما شرافت مندید، تحصیلات كافی ندارید، اما مهربانید. قشنگ نیستید، اما نجیب و باهوشید، و با این همه، ‌ما مناسب هم نیستیم. با هم، آن قدر كه می‌خواهیم خوشبخت نمی‌شویم. برای هم، آرزوی خوشبختی كنید. نه به تعارف كه از ته دل و از هم جدا شوید.
● اما رسم جواب بله
معمولا بعد از مجلس اول خواستگاری، خانواده دختر جواب را موكول به كمی تحقیق و كمی مشورت و پرسیدن نظر دختر می‌كنند.
درسته كه خانواده دختر باید جواب بدهند، اما رسم این است كه بعد از چند روز،‌ خانواده پسر از آن‌ها جویای جواب شوند.
این سوال و جواب آخر، معمولا با تلفن انجام می‌شود كه به دو دلیل بسیار بهتر از ملاقات حضوری است. دلیل واضح اول، كم زحمت بودن و سرعت است، اما دلیل دوم، رعایت ظریفی است كه اگر پاسخ منفی باشد گفتن و شنیدنش رو در رو بسیار مشكل است و تلفن كار را برای هر دو طرف آسان می‌كند. آن‌ها بدون این كه مجبور باشند چشم در چشم هم بدوزند، از هم خداحافظی می‌كنند و این باعث می‌شود دلخوری و سوءتفاهم كمتری ایجاد شود.
چه كسی یك قهرمان را تحقیر می‌كند؟
خواستگاری كردن، نوعی درخواست است و در فرهنگ ما، زن مغرورتر، محترم‌تر و عزیزتر از آن است كه درخواست‌كننده باشد. زن، ‌معشوق است و لازمه معشوقی دور از دست بودن.
انكار و امتناع است. این به جای خود درست، قشنگ و شاعرانه است، اما اگر دختری با تمام عقل و درایت و سلامتش، ببیند پسری كه از هر نظر مناسب اوست و می‌توانند با هم زوج كاملی شوند، به هر دلیلی او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد و ممكن است فرصت با هم بودن را برای همیشه از دست بدهند، باید چه كند؟ البته كه معمول نیست دختر خواستگار باشد.
● اما آیا هر چیز غیرمعمولی، ‌نادرست و نامعقول هم هست؟
چیزی كه بیشتر از همه دختر و خانواده دختر را از خواستگار بودن وحشت‌زده می‌كند، آن است كه بعدها، پسر یا خانواده‌اش دختر را به خاطر درخواست و پا پیش گذاشتنش تحقیر كنند، اما اگر انتخاب دختر واقعا درست باشد، واضح است كه پسر از آن اندازه فهم، درك و انصاف برخوردار خواهد بود كه به جای تحقیر، شجاعت همسرش را به خاطر شنا كردن در جهت خلاف معمول، برای هدفی درست تحسین كند. شجاعت عقیله قریش، حضرت خدیجه (س) وقتی محمد جوان تهیدست اما جوانمرد را خواستگاری كرد، هنوز هم بعد از این همه قرن، آدم را به تحسین وامی‌دارد. از این‌ها گذشته، وقتی آدمی برای چیزی كه می‌خواهد با تمام توان می‌جنگد، قهرمان است، چه كسی جرأت دارد یك قهرمان را تحقیر كند؟‌
● قومی دگر حواله به تقدیر می‌كنند
ازدواج ساده، گاهی با ساده ازدواج كردن اشتباه می‌شود. معمولا دختر و پسر را با چند مجلس رسمی مجلل اما كوتاه و یكی كردن خواستگاری و بله‌برون و نامزدی، دست به دست می‌دهیم و شاد از سروسامان گرفتن بچه‌هایمان، به پایكوبی می‌پردازیم و می‌گذاریم تا عروس و داماد سر فرصت پوست همدیگر را بكنند. بعد از چند ماه، وقتی عروس شكسته و خرد، با چمدان بسته به خانه پدر برگشت و داماد شب تا صبح در خیابان ماند و سینه پهلو كرد، تازه به صرافت شانس بد و اقبال كج می‌افتیم و خودمان را دلداری می‌دهیم كه ازدواج مثل هندوانه است و تا بازش نكنی نمی‌فهمی خوب است یا بد و هیچ‌كس، هیچ‌كس نمی‌گوید تو برای خریدن هندوانه هزار ترفند می‌زنی، بویش می‌كنی، تلنگر می‌زنی و صدایش را گوش می‌كنی، از فروشنده به هزار قسم و آیه قول می‌گیری كه خوب است و باز دست طاقت نمی‌آورد و دوباره و سه باره آن را سرجایش می‌گذاری و دوباره برمی‌داری، اما وقت ازدواج فرزند همه این‌ها یادمان می‌رود، تن می‌دهیم به قضا و قدر و فاجعه در راه را حواله به تقدیر می‌كنیم كه همیشه هم می‌گوییم با خوبان سر ناسازگاری دارد!
مراحل ازدواج، طبق رسوم قدیمی بسیار زیاد است. هدیه‌ بردن و آوردن‌ها، مهمانی دادن‌ها، دعوت كردن‌ها مجلس‌های آشنایی دو فامیل، پیش از این گمان می‌كردیم این‌ها از سر بیكاری اجداد ما بوده است كه وسیله‌ای برای سرگرمی و گذران اوقات فراغت می‌خواسته‌اند اما حالا با نگاهی به آمارهای هر دم افزون شونده طلاق، می‌فهمیم آن‌ها چقدر باهوش بوده‌اند. در این مجالس متعدد همسر آینده فرزندمان بالاخره جایی، زمانی و در شرایطی شخصیت واقعی‌اش را نشان خواهد داد. نقاب زیبایی كه همه ما در مواقع رسمی به چهره می‌زنیم. ادبیاتی كه با آن سخن می‌گوییم بالاخره در لحظه‌ای كنار می‌رود و آن وقت چشم‌های تیزبین و باتجربه افراد خانواده و بزرگ‌ترهای فامیل است كه آن را تشخیص می‌دهد. چیزی را كه چشم جوان و عاشق فرزندان‌مان، نمی‌تواند آن را ببیند. ازدواج ساده، معنایش كم كردن دیدارهای پیش از مراسم عقد (كه امكان دیدن نشانه‌ها را به خانواده‌ها می‌دهد) نیست، كم كردن تجملات است. مهمانی مادر دختر برای فامیل داماد آینده می‌شود با یك جور شیرینی برگزار شود. دعوت مادر پس از خانواده دختر می‌تواند یك غذای ساده بر سفره داشته باشد، اما باید باشد. این‌ها، ضامن سلامتی پیوندی است كه اگر با عجله انجام شود، قطعا جوش نمی‌خورد و جایی از هم باز می‌شود كه دیگر شاخه‌ها مجال سبز شدن ندارند. ساده‌ترین و آرمانی‌ترین ازدواج‌ها، پیوند دختر پیامبرص و امیرالمومنین ع است. علی ع در خانه پیامبرص، بزرگ شده. با وجود این، وقتی فاطمه س را خواستگاری می‌كند پیامبر نمی‌گوید: علی‌جان من كه تو را می‌شناسم، مجاهد و مهاجری و تهی‌دست. می‌گوید: زره‌ات را بفروش (قیمتی‌ترین چیزی كه علی داشت) و مهریه فاطمه كن. فاطمه س را عروس می‌كند، همه اهل شهر را به ولیمه فرامی‌خواند و او را هرچند ساده، اما با آداب تمام، به خانه علی می‌فرستد. رسم، حكمت تجربه شده مردان و زنانی است كه پیش از این، شكست‌ها خورده‌اند و به پشت سر نگاه كرده‌اند و گفته‌اند: اگر چنین كرده بودم، چنان شده بود. حكمت هزاران ساله‌ای پشت ماست، رو برنگردانیم.

 
مرجان فولادوند
 
منبع : روزنامه همشهری

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:51 AM
تشکرات از این پست
09303495228 siryahya
nargesza
nargesza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 10707
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مبحث 65 طرح صالحین: ازدواج( مشکلات پیش روی جوانان، تاثیر ازدواج و ...)

از نگاه کارشناس چه وقت ازدواج کنم؟

از نگاه کارشناس چه وقت ازدواج کنم؟

از تنهایی وحشت داشت و خوب می دانست که آرزوی پدر و مادر پیرش را تنها او می تواند برآورده سازد. ازهم سن و سالانش تقریباً تنها او مانده بود. دیگر هیچ بهانه ای نداشت، زیرا دوران سربازی اش را به اتمام رسانده بود و با درآمدی که داشت می توانست به راحتی خرج یک زندگی را بدهد. یکی از مهمترین دلایلش این بود که دلش نمی خواست اختلاف سنی اش با بچه هایش زیاد باشد. دلش می خواست مستقل شود و از طرفی از دست حرف و حدیث مردم راحت شود. به تازگی شنیده بود که اداره به متأهلها خانه یا زمین می دهد...
اینها همگی بخشی از معیارهای ناپخته اما قدرتمندی است که در جامعه امروز اصل انتخاب آگاهانه و هوشمندانه را کمرنگ کرده است. به راستی آیا می توان با قوانین از پیش تعیین شده، وارد سرنوشت و روحیات و خلقیات انسان دیگری شد؟ مگر نه این است که انسان از روحی بزرگ و نامحدود به وجود آمده است، پس چگونه می توان قوانین این روح نامحدود را با قوانین محدود و شرعی شده قیاس کرد و بر مبنای آن مهمترین و جدی ترین تصمیم زندگی را گرفت.
ازدواج موضوعی نیست که بتوان برای آن قانون و فرمول تعیین کرد و همه را وادار به رعایت این قانون کرد. بر این اساس، سن ازدواج را هم شرایط روحی و آمادگی و نیاز درونی هر فرد مشخص می کند. این که بخواهیم بدون در نظر گرفتن شرایط و آمادگی روحی و روانی، ازدواج کنیم به تبع آن باید شاهد هر گونه اتفاق و رویداد ناخوشایندی هم در زندگی مان باشیم.اگر به آمار طلاق و عوامل جدایی ها توجه کنیم، می بینیم که اکثر این ازدواجهای بی سرانجام با ظاهری ترین شباهتها و یا تفاهم بر مبناهای سست و در بعضی موارد، توهمی شکل گرفته است که پس از مدت زمانی کوتاه سطح شکافته و زوجین به عمق حقیقت وجودی فرد مقابل پی خواهند برد و متأسفانه در اکثر مواقع این شناخت زمانی اتفاق می افتد که تقریباً کار از کار گذشته است.همکلاس بودن، همکار بودن، هم رشته بودن، هم زبان و هم فرهنگ بودن، هم سطح و هم مذهب بودن، تنها رضایت داشتن خانواده ها و هزاران دلیل ریز و درشتی که همگی بر پایه ای از شرطی شدگی های ذهن بنا شده است، می تواند نمونه ای از معیارهایی باشد که تنها در سطح مانده است، اما آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که هدف نهایی از ازدواج چیست و چرا انسانها ازدواج می کنند؟
قرآن می فرماید: که ما زن و مرد را مایه آرامش هم قرار داده ایم تا در کنار هم آرامش یابند، اما آیا اصلاً چگونه می توان به آن آرامش دست یافت؟ این آرامش در کجای زندگی یافت می شود؟
در کنار موهبتهای بی انتهای خداوند، ازدواج کردن هم یکی از این نعمتهای بی شماری است که به جرأت می توان گفت، از مهمترین و اساسی ترین و حتی سرنوشت سازترین انتخابهای انسان است.
ازدواج یعنی پیوند دو روح که در دو جسم زندگی می کنند. ژرف اندیشان، ازدواج را تجربه یگانگی و یکی شدن دو فرد دانسته اند، بهتر است بگوییم یکی شدن دو روح و زمانی این آرامش به معنای حقیقی خود می رسد، که این یگانگی با تمام وجود اتفاق افتاده باشد.
یگانگی اتفاق نمی افتد جز با انتخاب هوشیارانه و همذات پنداری. اما این هوشیاری چه زمانی رخ می دهد و چگونه می توان با درایت و تیزبینی تن به ازدواج داد؟ عده ای معتقدند تا زمانی که زیر یک سقف زندگی نکنیم، نخواهیم توانست طرف مقابل را بشناسیم و دیده شده که بسیاری از زوجها زودتر از احساس نیاز به ازدواج، ازدواج کرده اند. البته منظور از نیاز، چیزی فراسوی نیازهای مادی و جسمانی شرطی شده است. کی و چه وقت ازدواج کردن، موضوعی است که افراد زیادی از جمله متخصصان تلاش کرده اند تا در این زمینه به یک جواب روشن و قاطع درباره سن ازدواج برسند. جوابی که برای همه کاربرد داشته باشد. چیزی شبیه یک فرمول یا معادله که بی قید و شرط برای همه یکسان باشد. حال در این میلان اصلاً فرقی نمی کند که کسی میل و نیاز به ازدواج را در خود احساس می کند و یا اینکه فردی دیگر اصلاً حس نمی کند، اما به محض اینکه سنش به فرمول معادله نزدیکتر شد، تحت فشار اطرافیان، مجبور است که تن به ازدواج بدهد و یا آنقدر ذهنش در دامهای شرطی شده گیر کرده است که در خیالات خود دچار خودفریبی می شود. اما در حقیقت ازدواج به سن و سال نیست، بلکه به حس و حال درونی است، به احساسی فرای احساسات زمینی. ازدواج تکامل یافتن و تعالی یافتن است. حال اگر این انتخاب آگاهانه و هوشیارانه صورت گیرد، می توان تقریباً به همان آرامشی رسید که قرآن کریم از آن یاد کرده است. زمانی که روح، آمادگی لازم را برای ازدواج کردن مشاهده کرد و این نیاز درونی آشکار شد، دیگر به هیچ قیمتی بیرون راندنی نیست؛ حتی اگر با آن بجنگی و بخواهی از فکرش رهایی یابی، زیرا دیگر جزیی از خودت می باشد...
چه کسی می تواند بگوید که دامنه و عمق تأثیر ازدواج و گستره دگرگونی و تغییری که می تواند در زندگی افراد ایجاد کند تا چه مرزهایی کشیده می شود؟ !پس بهتر است عمیقاً مراقب و هوشیار بود. زیرا به جز خودمان هیچ کس دیگری حاضر نیست تاوان سنگین بزرگترین و جدی ترین تصمیم زندگیمان را بدهد.
* الهام فتاحی

 
 
 
منبع : روزنامه قدس

 

چهارشنبه 26 شهریور 1393  10:53 AM
تشکرات از این پست
09303495228 siryahya ehsan007060
دسترسی سریع به انجمن ها