حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل "معصومه" ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است.
برخی از ویژگیهای کمالی حضرت معصومه (س) است که او را شایسته الگوگیری دختران و بانوان در همه زمانها و نسل ها می کند . سالها است که به دخترانمان می گوییم حضرت زهرا(س) اسوه تمام زنان مسلمان است و حضرت معصومه (س) الگوی دختران شیعه می باشد. بارها و بارها این جملات را گفته اند و گفته ایم ولی به این مسئله توجه نداشته ایم که باید به صورت عملی و کاربردی الگودهی کنیم. باید اعمال و رفتار آنان را به گونه ای که دخترانمان بتوانند سرمشق خود کنند به آن ها ارائه دهیم، تا موجب هدایت و رشد آنان شود. در این روزگار که رسانه ها هرکدام سعی در الگوسازی های مختل دارند، یافتن الگوی مناسب برای دختران و به طورکلی جوانان بیشترین کمک را به زندگی سالم آنان می کند.
دلایل الگو بودن این حضرت برای دختران :
1- علاقه و تبعیت از خانواده از صفات پسندیده و نیکوی این بانوی عظیم الشأن، علاقه و دوستی زایدالوصفی است که ایشان به خانواده، به خصوص به برادر محبوبشان امام رضا(ع) داشتند. ایشان ده ساله بودند که پدر بزرگوارشان در زندان هارون الرشید به شهادت رسید و از آن به بعد در آغوش پرمهر امامت و ولایت تربیت یافتند. بحث دیگری که می توان در این مجال بدان پرداخت، این موضوع است که حضرت معصومه (س) ازدواج نکرده اند. این سؤال برای خیلی ها پیش می آید که چرا؟
- دلیل اول اینکه در آن شرایط هیچ هم شأن و هم کفو برای ایشان وجود نداشته است، زیرا در کتب معتبری چون ناسخ التواریخ، ریاحین الشریع و بحارالانوار آمده که ایشان معصوم بوده اند، و بانوی معصوم، باید با معصوم ازدواج کند. پس می توان گفت که همسری شایسته و هم کفو برای حضرت معصومه(س) وجود نداشت. - دومین دلیل اینکه در زمان زندگی ایشان یعنی دوره حکومت بنی عباس، خفقان شدیدی حاکم بود. امکان ارتباط بین خانواده امام و دیگران بسیار سخت حاصل می شد. شیعیان جرأت نزدیک شدن به خانه امام را نداشتند، چه برسد به اینکه به فکر خواستگاری از حضرت معصومه(س) برآیند (کتاب کریمه اهل بیت- ص 491 و 492) ولی ایشان از این شرایط هیچ گله و شکایتی نداشتند و همواره شاکر خداوند و تابع خانواده خود بوده اند.
2- یک دانشمند واقعی از مشخصات بارز این الگوی به تمام معنا، علم و دانش ایشان بود.
3- شجاعت حضرت معصومه(س) محدثه و امینی برای پدرشان محسوب می شدند (انوار المشعشعین ج 1 ص 211) احادیث زیادی از قول ایشان به ما رسیده است از جمله: حدیث منزلت (الغدیر ج 1 ص 197)، حدیثی که قسمتی از معراج پیامبر را بیان می کند (بحار ج 68 ص 76 و 77) حدیثی در حالات تولد امام حسین(ع) (الامالی ص 82) و احادیث دیگری که همه در وصف شیعیان و حقانیت تشیع است. این امر نشانگر شجاعت و جرأت این شیرزن است. با وجود خفقان حاکم در زمان هارون، که نقل احادیث ممنوع بود، ایشان در همه حال از اسلام واقعی دفاع کردند و تا آنجا که توانستند پیام ولایت را به گوش مسلمانان رساندند. این درسی برای دختران ماست که همیشه و همه حال در فکر احیاء اسلام باشند.
4- حامی ولایت حضرت معصومه(س) تا پای جان از ولی خدا امام رضا(ع) دفاع کرد و در سن 28 سالگی پس از تحمل رنج های فراوان و دیدن داغ بیست و هشت تن از عزیزان خود، در قم مسموم شد.
5- تلاش و پشتکار فراوان درس دیگری که دختران ما می توانند از این بانوی ارجمند بگیرند این است که ایشان خود با تلاش و پشتکار خویش به این مقام دست یافته اند، زیرا امام کاظم(ع) دختران دیگری هم داشت ولی هیچ کدام شان به چنین درجه ای نرسیدند. عواملی همچون تابع خانواده بودن، علم و دانش بسیار، شجاعت و دلیری، حمایت از حریم ولایت، تلاش و پشتکار بی حد و حصر و صدها دلیل دیگر، ما را به سمت الگوپذیری از این بانوی یگانه می کشاند. به امید آنکه بتوانیم از ادامه دهندگان راهشان باشیم.
سرچشمه علم، تقوا و فضايل اخلاقي
اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکوسرشت به شمار مي رفت. حضرت معصومه(س) با آنچه که بيان شد در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا(ع)، عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم(ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ مالکي در اين باره مي گويد: هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد. بدون ترديد، بعد از حضرت رضا(ع)، در ميان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه(س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار(ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب(س)، «عالمه غير معلمه» بوده است.
برادر و خواهر نمونه:
در تاريخ انسان ها، خواهران و برادران فراوان يافت مي شوند که با تمام وجود يکديگر را دوست داشته باشند و در تمام عمر رشته محبت و مودتشان هرگز گسسته نشده و عشق و علاقه متقابلشان نقل مجالس و زبانزد خاص و عام بوده است. در اين ميان افراد نمونه اي پيدا مي شوند که کانون مهر و وفا بوده و محبت و مودت زايد الوصفشان در طول قرون و اعصار کم نظير است. بارزترين نمونه اين افراد امام حسين(ع) و زينب کبري(س) مي باشند که جامعه بشري با نکات برجسته اي از عشق و علاقه اين برادر و خواهر آشنا هستند و خاطرات تلخ و شيرين اين خواهر و برادر را در طول زندگي بويژه در سفر کربلا، کم و بيش مي دانند.
دومين نمونه بارز برادر و خواهر نمونه، خورشيد فروزان امامت، حضرت امام رضا(ع) و خواهر گرامي ايشان ماه تابان برج عصمت، حضرت معصومه(س) مي باشند. اگر چه فراق جانسوز پدر در سن ده سالگي براي حضرت معصومه(س) سخت بود و دريايي از غم و اندوه بر قلب شريفش از شهادت پدر بزرگوارش، وارد شد، ولي تنها مايه تسلي او وجود برادري همچون حضرت رضا(ع) بود که ثلمه پر درد آن فراق را جبران مي کرد؛ اما طولي نکشيد که حضرت معصومه(س) به فراق برادرش حضرت رضا(ع) نيز متبلا شد، تا آنجا که اين فراق تا آخر عمر حضرت معصومه(س) ادامه يافت. باحرکت امام رضا(ع) از مدينه به خراسان، حضرت معصومه(س) به فراق ديگري که از جهاتي جانسوزتر از فراق پدرش بود مبتلا شد و يگانه مونس و سرپرست و معلمش را از دست داد. اين فراق، بسيار جانگداز بود.
کمالات معنوي فاطمه معصومه(س):
کمال و شخصيت انسان بستگي به علم و پاکي او دارد. انسان هر قدر در اين راستا پيش رود، کاملتر و ممتازتر خواهد بود. حضرت فاطمه معصومه(س) از جمله زنان بسيار نادري است که بيشترين بخش از فروغ جاودان و نور ولايت را دريافت کرد و توانست خودش را در کمالات معنوي، همسان و همانند چهارده معصوم(ع) بسازد. بنابراين او يک بانوي عادي نيست بلکه از بانوان بسيار ارجمند و جلوه بسيار تابان آل محمد(ص) است. براي او بخصوص از امامان معصوم(ع) زيارتنامه نقل گرديده و در شان پاداش زيارت او مطالب بسيار ارجمندي گفته شده است. از جمله امام صادق(ع) فرمود: من زارها و جبهتاله الجنه: «کسي که او را زيارت کند، بهشت بر او واجب مي گردد.» کمالات آن حضرت در حدي است که از فرازهاي زيارتنامه اش که از حضرت رضا(ع) نقل شده، به دست مي آيد که او دختر روح و جسم پيامبر اکرم(ص) و حضرت زهرا(س) و امامان معصوم(ع) است. درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه(س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده . از جمله، هنگامي که يکي ازمحدثان برجسته قم، به نام «سعدبن سعد» به محضر مقدس امام رضا(ع) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايند: «اي سعد! از ما نزد شما قبري است.» سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر(ع) را مي فرماييد؟ مي فرمايند: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست. يکي از ويژگي هاي حضرت معصومه(س)، ورود زيارت نامه اي از سوي معصومان(ع) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه(س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت ماثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آنها نيست، هيچ کدام زيارت ماثور از سوي معصومان(ع) ندارند و اين، نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است.
جان کلام: حضرت فاطمه معصومه(س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل معصومه ناميدن اين بانوي جليل القدر، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا(س) در او تجلي يافته است.
كرامت كريمه اهل بيت (س
حضرت معصومه(س) در سنين كودكي به مقامي رسيد كه به راحتي ميتوانست به پرسشهاي فقهي و عقيدتي پاسخ بگويد و پاسخهايش مورد پذيرش و شگفت پدر بزرگوارش قرار بگيرد. حضرت معصومه(س) در پرتو تربيت خاص و عنايت ويژه پدر و برادر به مقامي رسيد كه امام صادق(ع) ده ها سال قبل از تولدش با الهام غيبي از شخصيت برجستهاش سخن گفته و در پايان فرموده است: تدخل بشفاعتها شيعتنا الجنة باجمعهم؛ همه شيعيان ما با شفاعت او وارد بهشت ميشوند(4) از حضرت معصومه (س) كرامات متعددي نقل شده از حضرت آيت الله العظمي اراکي (ره) نقل شده كه درباره خودشان فرمودند: «دستم ورم ميکرد و پوست آن ترک بر ميداشت به طوري که نميتوانستم وضو بگيرم و ناچار بودم براي نماز تيمم کنم و معالجات هم بياثر بود تا اينکه به حضرت معصومه (س) متوسل شدم و به من الهام شد که دستکش به دست کنم، همين کار را کردم؛ دستم خوب شد». ايشان فرمودند: «آقا حسن احتشام ( فرزند مرحوم سيد جعفر احتشام که هر دو از منبريهاي قم بودند) نقل ميکرد از شيخ ابراهيم صاحب الزماني تبريزي ( که مرد با اخلاصي بود ) که من شبي در خواب ديدم به حرم مشرف شدم خواستم وارد شوم گفتند: حرم قرق است براي اينکه فاطمه زهرا (س) و حضرت معصومه (س) در سر ضريح خلوت کردهاند. من گفتم: مادرم سيّده است و من محرم هستم، به من اجازه دادند، رفتم ديدم که بله اين دو نشستهاند و در بالاي ضريح با هم صحبت ميکنند
از جمله صحبتها اين بود که حضرت معصومه (س) به حضرت زهرا (س) عرض کرد: حاج سيد جعفر احتشام براي من مدحي گفته است و ظاهراً آن مدح را براي حضرت ميخواند. شيخ ابراهيم اين خواب را در جلسه دورهاي اهل منبر که حاج سيد جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل ميکند؛ حاج احتشام ميگويد: از آن شعرها چيزي يادت هست؟ گفت: بله در آخر شعر داشت(دخت موسي بن جعفر) تا اين را گفت، حاج احتشام شروع کرد به گريه کردن و گفت: بله توي اشعار من اين کلمه است.
حاج شيخ حسنعلي ( که در اواخر عمر در مشهد ساکن بودند) تلگرافي از فوت برادر مطلع ميشود، به حرم مشرف شده و به حضرت رضا عرض ميکنند: «من خدمت برادرم را يکبار هم نتوانستم جبران نمايم جز همين که بيايم اينجا و از شما خواهش کنم که به خواهرتان حضرت معصومه (س) سفارش ايشان را بفرماييد: تا کمک کاري، بکند از برادرم». همان شب يکي از تجارکه از قضيه اطلاع نداشت خواب ميبيند که به حرم حضرت معصومه (س) مشرف شده و آنجا ميگويند: که حضرت رضا (ع) هم به قم تشريف آوردند: يکي جهت زيارت خواهرشان ، و يکي جهت سفارش برادر حاج شيخ حسنعلي به حضرت معصومه (س). او معناي خواب را نميفهمد و آن را با حاج شيخ حسنعلي در ميان ميگذارد و ايشان ميفرمايند: همان شب که شما خواب ديدي من ( در رابطه با برادرم ) به حضرت رضا متوسل شدم و اين خواب شما درست است