نقل قول shayesteh2000
سلام بر فاطمه جون وبقیه دوستان
من معیارم اخلاق خوب و ایمان بود ....
اخلاق خوب یعنی انسانی رفتارکردن ..وقتی این خصوصیت رو داشته باشه باهر کسی که دوستش داره حداقل خوش رفتاری میکنه و سعی میکنه با رفتارش آزارش نده چه برسه همسرش باشه .....ولی بعضی افراد سطح خلقشون پایینه که یا قابل درمانه یا نیست ....ولی با سولات خواستگاری و تحقیق و تحقیق وتحقیق و مشاوره میشه طرف مقابل رو شناخت .....
افتتاحیه و اختتماییه بحث ازدواج با خود خداست
بنام خدا
معیارهائیکه انتخاب کردید بسیار خوب و اسلامی است و در این جامعه فعلی ما شاید کمتر کسی را بتوان پیدا کرد که معیار توانائی و قدرت مالی طرف مقابل خصوصا مرد را در نظر نگیرد و به صرف اخلاق خوب و ایمان با طرف مقابل ازدواج کنه.(البته تعدادی هستند اما کم). خیلی ایمان قوی و اعتقاد زیادی میخواد که یک دختر از خانواده و زندگی خوب و یا در حد خوب خودش بیاد بیرون و بره با یک پسر کم سواد ، بیکار و بدون امکانات مالی که فقط اخلاق خوب و ایمان داره ازدواج کنه. بنابراین این معیارها برای هر دوطرف خوب و لازم است اما کافی نیست و باید هم کفو بودن و داشتن شغل مناسب با شان خانواده به اندازه ای که بتواند هزینه زندگی را تامین نماید (برای مرد) و علاقه مند به کارکردن و زندگی مشترک و داشتن روحیه استقلال فردی داشتن و.... نیز باید وجود داشته باشد تا بعد از ازدواج هیچکدام از طرفین پشیمان نشوند.
ضمنا به نظر بنده در شرایط فعلی جامعه ما و .. که همه چیز ظاهر سازی شده و معیارها و ارزش های خوب اسلامی و اخلاقی در حال نابودی است و شاهد هستیم که خیلی از آنهائی که وجهه خوب و موجه داشتند و برای پیاده سازی قوانین و مقررات سینه چاک میدادند و خود را بهترین انسان روی زمین میدانستند بعد از مدتی سر از ناکجا آباد درآورده و طبل رسوائی آنها زده می شود، بسیار انسان با هوش و زکاوت و روانشناس میخواهد که بتواند با تحقیق و بررسی و سوالات خواستگاری به نتیجه درست برسد اما(غیر ممکن نیست ) و این موارد میتواند کمک زیادی به طرفین بکند مشروط بر اینکه هم دو طرف صادق و صریح باشند و هم منابع تحقیق و بررسی خدا را در نظر گرفته و به سوالات درست جواب بدهند نه مثل بعضی ها که فکر می کنند برای ازدواج دختر و پسر خیلی از مسائل افراد را نباید گفت ، زیرا ممکن است غیبت بشود و یا باعث جدائی و بهم نرسیدن دو نفر بشود.
بنده متاسفانه یک تجربه بسیار بد در این زمینه دارم . دختری از وابستگان با فردی که بعد از خواستگاری و چند ماه رفت و آمد پس را پسندید و گفت مناسب برای ازدواج است و البته در آن روزها و در ظاهر بود ، ازدواج کردند که خیلی از معیارها را در ظاهر داشت و یا در تحقیقات گفته بودند دارد و هیچ فردی و حتی خود فرد و خانواده اش در مورد وسواسها و حساسیت های پسر(که بعد از ازدواج بر ملا شد) چیزی به ما نگفتند و اکنون هم با وحود داشتن خانواده ای محترم و خوب و مذهبی متاسفانه زندگی خوب و در حد معمول هم برای همسرش نمی خواهد و حاضر هم نیست به حرف بزرگترها گوش کند و...... زندگی را برای همسرش بسیار سخت کرده است و دختر هم که خودش را تا اندازه ای مقصر میدند سعی بر تحمل دارد و فعلا با همه سختی ها می سازد، تاشاید فرجی حاصل شود و خداوند کمکش کند و....
باید ساخت و برای ادامه زندگی خیلی موارد را باید تحمل کرد وگرنه همین می شود که امروز در جامعه پیش آمده (طلاق) که باعث از هم پاشیدن خانواده ها شده است. که منفورترین کار حلال در نزد خداوند است .
در این مورد حرف برای گفتن زیاد است اما .....بماند برای آینده.