داستان «اتاق شماره‌ی 6»

 
forooghi73
forooghi73
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 212

داستان «اتاق شماره‌ی 6»

İmage

داستان «اتاق شماره‌ی 6»، نوشته «آنتون چخوف»، این‌بار به‌صورت مستقل در یک کتاب و با ترجمه‌ای جدید منتشر شد. این داستان پیشتر دو مرتبه (یک‌بار توسط «سروژ استپانیان» و یک‌بار توسط «کاظم انصاری») ترجمه شده بود و به‌همین خاطر بسیاری از خوانندگان ایرانی با آن آشنا هستند. «آبتین گلکار» که در سال‌های قبل نمایشنامه‌هایی از چخوف ترجمه کرده بود، به‌خاطر علاقه شخصی‌اش به این نویسنده داستان اتاق شماره 6 را ترجمه کرده و اصراری بر برتری ترجمه‌اش نسبت به دو ترجمه قدیمی ندارد. حتی در انتهای داستان درباره ترجمه خودش اشاره می‌کند: «من ترجمه‌ی خود را با برگردان مرحوم استپانیان مطابقت داده و در مواردی از عبارات و معادل‌های ایشان که به نظرم رساتر بود، استفاده کرده‌ام.» گلکار از جمله مترجمانی است که به‌طور تخصصی در حوزه ادبیات روسیه فعالیت می‌کنند. وی به زبان روسی تسلط دارد و این اثر چخوف را نیز از این زبان به فارسی ترجمه کرده است. مرحوم استپانیان مجموعه آثار چخوف را ترجمه کرده بود و این داستان نیز در این مجموعه‌ی چندجلدی منتشر شده بود؛ با این حساب اگر کسی بخواهد حالا تنها داستانِ اتاق شماره 6 را بخواند می‌تواند سراغ ترجمه کتاب گلکار برود.اتاق شماره 6 در یکی از اتاق‌های بیمارستانی می‌گذرد(اتاق شماره 6) که در آن پنج بیمار بستری هستند. در میان این پنج بیمار یکی از آنها از طبقه بالاست و دیگر بیماران پیشه‌ور و کاسب کار اند. یک‌روز که برف سنگینی آمده بود، در گودالی کنار گورستان دو جنازه‌ کهنه پیدا می‌شود. یکی از آن‌‌ها پیکر بی‌جان یک پیرزن و دیگری جسد بچه‌‌ای است. به نظر می‌رسد که این دو به مرگ غیر طبیعی مرده‌اند. شایعه‌ کشف این دو جنازه و وجود قاتلی ناشناس در شهر ورد زبان‌ ها می ‌شود و...
«آنتون پاولویچ چخوف»، نویسنده‌ی اتاق شماره 6، در 29 ژانویه 1960 متولد شده است. زادگاه او «تاگانروک» روسیه است. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه در 19سالگی، وارد دانشگاه مسکو شد. چخوف که مجبور بود هزینه‌ خانواده‌اش را هم تقبل کند، به نوشتن داستان‌های کوتاه و طنز درباره زندگی روزمره روسیه روی آورد. او در سال 1904 از دنیا رفت.

جمعه 27 تیر 1393  12:00 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها