موضوع امامت و رهبری امام عادل، پس از مسألهی توحید و نبوت، از حساسترین و سرنوشت سازترین مباحث در جهان اسلام بشمار میآید.
حجم گستردهای از معارف شیعی نیز به مبحث امامت اختصاص یافته است، اما به نظر میرسد که مسألهی امامت در صدر اسلام با ابعاد اعتقادی - سیاسی - عملی - اجتماعی مطرح بوده است، ولی به مرور زمان، بیشتر جنبهی اعتقادی یافته و سایر ابعاد آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در متون حدیثی شیعه، نکاتی دربارهی امامت و ولایت و رهبری دینی و اجتماعی یاد شده است که روشن میسازد: اصل رهبری و ولایت، از آن جهت مورد تأکید و اصرار قرار گرفته که اصولا بدون رهبری صالحان، صلاح و اصلاح فرد و جامعه عملی نخواهد بود و در جامعهای که زمام امور در دست جاهلان، ظالمان و عناصر ناشایست باشد، هرگونه تلاش اصلاحگرانه، خنثی و بیثمر خواهد گشت. اگر با این بینش به مسألهی امامت نگریسته شود، بسیاری از حقایق دیگر در زمینهی مواضع سیاسی ائمه معصومین (ع) و اهتمام آنان به احیای امر امامت، آشکار میگردد. امام باقر (ع) در بیان نیاز مردم به رهبری صالح میفرماید:
مردم از آن جهت به وجود پیامبر (ص) و امام، نیازمندند که استمرار صلاح (سامان نظام مادی و معنوی) جهان متکی به وجود آنان است؛ زیرا خداوند به وسیلهی پیامبر (ص) و امام است که عذاب را از زمینیان برطرف میسازد. [1] . رفع عذاب از مردم، به وسیلهی وجود پیامبر و امام، امری اعتباری نیست، بلکه حکایت از واقعیتی ملموس دارد؛ چه، پیامبر و امام در جامعه ساکت نمینشینند و گوشهی انزوا اختیار نمیکنند، بلکه با تمام قدرت در راه اصلاح جامعه و تعالی بخشیدن به آن میکوشند، و در پرتو تلاشهای آنان، مردم به صلاح میگرایند، از فساد پرهیز کرده، از کینه و عداوت دوری میکنند و به رحم و ایثار و انفاق رو میآورند.
چنین جامعهای از تباهی ستم و شعلههای فساد و زشتی اخلاق، در امان خواهد بود و مورد قهر و انتقام الهی قرار نخواهد گرفت. در حالی که اگر مردم به مبارزهی همه جانبه با ایشان برخیزند، ممکن است گرفتار عذاب الهی شوند، چنان که به دردهای خانمانسوز اجتماعی گرفتار میشوند. قوم نوح [2] لوط [3] و عاد [4] و ثمود [5] در روزگاری مورد قهر الهی قرار گرفتند و با طوفان بلا و سنگهای عذاب و صدای سهمگین آسمانی هلاک شدند، که پیامبر آنان بر روی زمین حضور داشت و یا در میان آنان زندگی میکرد. البته نمیتوان انکار کرد که وجود پیامبر و امام، رحمت بر زمینیان است و لازمهی اکمال این رحمت، فرصت یافتن خلق برای بهرهوری از پیامهای بحق آنان و هلاک نشدن به مجرد انکار و رویگردانی دانست. چنان که خداوند، خطاب به پیامبر فرموده است: تا زمانی که تو - ای پیامبر - در میان مشرکان مکه حضور داشته باشی، خداوند عذاب خویش را بر آنان نازل نخواهد کرد. [6] . به هر حال، این تأکید و اصرار که نسبت به مسألهی امامت و ولایت، در بیان معصومین (ع) مشاهده میشود، حکایت از نقش اصلاحی عمیق امام در جامعه دارد، به گونهای که اگر امام و رهبری صالح الهی از نظام عقیدتی و سیاسی جامعه حذف شود، دیگر هیچ چیزی جایگزین آن نمیگردد و نقش آن را ایفا نمیکند و خلأ آن را پر نمیسازد. با این نگرش، میتوان به ژرفای سخن امام باقر (ع) ره برد که میفرماید: از میان تکالیف اصولی اسلام، هیچ تکلیفی به اندازهی ولایت مورد دعوت و تأکید قرار نگرفته است [7] .
پی نوشت ها:
[1] سئل الباقر (ع) عن علة احتیاج الناس الی النبی (ص) و الامام (ع)؟ فقال: لبقاء العالم علی صلاحه، و ذلک ان الله عزوجل یرفع العذاب عن أهل الأرض اذا کان فیه نبی او امام. بحار 23 / 50؛ تفسیر نورالثقلین 2 / 152.
[2] فانجیناه و من معه فی الفلک المشحون، ثم اغرقنا بعد الباقین. شعراء 120-119.
[3] کذبت قوم لوط المرسلین... و امطرنا علیهم مطرا فساء مطر المنذرین. شعراء / 160 و 173.
[4] قال لهم أخوهم هود الا تتقون... فکذبوه فاهلکناهم... شعراء / 124 و 139.
[5] کذبت ثمود المرسلین... فأخذهم العذاب... شعراء / 141 و 158.
[6] ... و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم. انفال / 33.
[7] ... و لم یناد بشیء کمانودی بالولایة. اصول کافی 2 / 18.