علاوه بر حقیركه در عین مغز بودن هیچ ادعایی ندارد و هرگز در طول عمر شریفش دست به فرار مغزها هم نزده، بسیاری از دانشمندان علوم تغذیه و سلامتی با كوبیده اضافه، جملگی بر این باورند كه سلولهای خاكستری مغز انسان برای ارائه راندمان كاری بهتر نیاز به رسیدگی مبرم و مداوم دارد و این مطلب چیزی نیست كه فقط مربوط به افرادی مثل كارآگاه «پوارو»ی معروف با آن سبیل قیطانی معروفتر از خودش باشد.
حكایت مینی ماستمال: به شخصی گفتند این قدر باقلا نخور، برای عقلت ضرر دارد. نگاه عاقل اندر سفیهی كرد و خندید و گفت: آقا رو....!اصلاً هم این طور نیست. من خودم حتی خانهام را فروختم و با پول آن باقلا خریدم، اما كماكان عقلم سر جاش است.
چند خرابكار مغزی: وقتی مغز كل نمیتوان بود، لا اقل باید سعی كرد كه همین مقدار مغز موجود را به سلامت نگه داشت قبل از آن كه دچار آلزایمر شویم و راه خانه را هم گم كنیم تا چه رسد به سوراخ دعا را كه در زندگی انسان خیلی نقش بازی میكند. عجالتاً به چند عامل مهم كه میتوانند باعث و بانی تخریب مغز و تعطیلی آن شوند، به طور فشار داده شده، اشاره میشود:
1- جدی گرفتن عشق: انسان بدون عشق نمیتواند گلیمش را از آب زندگی به سلامت بیرون كشد؛ در عین حال اگر جوگیر شود و بیش از حد لازم و استاندارد، آن را جدی بگیرد؛ فاتحه مخ و مخچهاش خوانده است.
2- میل نفرمودن صبحانه: صبحانه نخوردن همان و قند و شكر خون پایین افتادن همان. واقعاً افت دارد برای آدم عاقل كه تنها منبع غذایی مغزش، یعنی قند شیرین را تأمین نكند. بیخود نبود كه حضرت حافظ به شاخ نباتش (یا هر شاخ شمشاد دیگری در عالم شعر و خیال ) به ضرس قاطع میفرمود: بگشای لب كه قند فراوانم آرزوست!
3-آلودگی تا این هوا: مغز بیشترین مصرف اكسیژن را در بدن دارد. اگر هوا آلوده باشد، اكسیژن كمتری به مغز میرسد و حال و حوصله كار كردنش كمتر میشود و شخص مجبور میشود گاهی بدون فكر یا با فكر كمتری كار كند.
4- كمبود منابع خوابی: خوابیدن باعث تفریح و استراحت مركز فرماندهی بدن، یعنی مغز میشود. اگر خواب نداشته باشیم، حتی باید از خارج وارد كنیم. باید از خارج بدن قرصهای خوابآور تأمین كرد و به ضرب آنها خود را به خواب زد. نوع رختخواب و تختخواب مهم نیست؛ نبود خود خواب منجر به مرگ سلولهای مغزی میشود. به مرگ تكتك سلولها! البته خواب هم اندازهاش خوب است؛ نه به سبك و سیاق آن برادر عزیز خوشخوابی كه گفت: خواب اصحاب كهف چرت من است!
5- آكبند گذاشتن مغز: بعضیها حیفشان میآید كه از مغزشان استفاده كنند. میترسند دچار استهلاك شود یا كه فردا پس فردا مواد اولیهاش گیرشان نیاید، بیچاره شوند. اینها غافلند كه اگر تفكر و تمركز را كم كنند، مغزشان بتدریج كوچك و كوچكتر میشود. طوری كه برای پیدا كردنش مجبورند در روزنامهها آگهی گمشدگی چاپ كنند. عین آن بنده خدایی كه در جنگ جهانی دوم گلولهای به مغزش خورد اما تا چند روز دیدند كه نمیمیرد. اطرافیان نگران حالش شدند. سرش را كه اطبا شكافتند، دیدند گلوله دارد در به در دنبال مغز طرف میگردد.
پایگاه فرهنگی تفریحی ایران ناز