انجمن یالغوزهای طرفدار ازدواج آسان!

 
mohsenshabani
mohsenshabani
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1392 
تعداد پست ها : 2227
محل سکونت : روی کره خاکی

انجمن یالغوزهای طرفدار ازدواج آسان!

سالروز تشکیل این گروه:
انجمن یالغوزهای طرفدار ازدواج آسان!

دقیقا دو ساعت و پانزده دقیقه مانده به آغاز مجلس خواستگاری آرش، آن حادثه بزرگ به وقوع پیوست. حادثه‌ای که هنوز بعد از گذشت ۹ سال و شش ماه و دو هفته و دو روز، هیچکدام از افراد فامیل بزرگ آدابی نتوانسته‌اند آن را فراموش کنند. حادثه‌ای که بزرگترهای فامیل از آن به" افتضاح عظیم "یاد می‌کنند و جوانترها در صحبتهای در گوشی‌شان آن را" بیگ‌بنگ" می‌نامند. حادثه چیزی نبود جز مفقود شدن - یا به زعم عمه خانم - به سرقت رفتن کتاب "رسومات‌‌الوصلت‌ فی‌قومنا" به قلم زرین تاج ملوک، بانوی اول خاندان آدابی! کتاب مذکور مکتوبی بس عظیم‌الجثه و کثیر‌الورق می‌باشد و در حواشی ازدواج به رشته تحریر در آمده که این حواشی عبارتند از: نحوه سلام و علیک خانواده دختر و پسر در مراسم خواستگاری، تا انتخاب نام فرزندان عروس و داماد  و از این منظر،" رسومات‌الوصلت... "حکم دایره‌المعارفی جامع و کامل را داشته و در همه اعصار و قرون در خاندان آدابی دست به دست گشته است. تا چندی پیش که از منزل عمه خانم نود و نه ساله این خاندان،"زرین تاج ششم" به سرقت رفت و آن افتضاح عظیم به وقوع پیوست.

 ماجرا از این قرار بود که بعد از گذشت دو سال و هشت ماه و ده روز از آشنایی آرش و دختری معمولی از همکلاسیهایش، بالاخره التماس‌های جگرخراش او به بار نشست و قرار بر این شد که با اجازه بزرگ خاندان عمه زرین تاج ششم، فامیل آدابی کلهم‌اجمعین برای آشنایی بیشتر با خانواده دختر - که نخستین دختر معمولی و خارج از خاندان آدابی به شمار می‌رفت به منزل آنها بروند. در حالی که همه حاضر و آماده با لباسهای مخصوص پلوخوری دم در منتظر عمه خانم ایستاده بودند ناگهان صدای جیییییغ بنفشی از اتاق زرین تاج ششم به هوا برخاست که:" دزدیدن!...بردن..!..کار از ما بهترونه! رسومات الوصلت‌مان به سرقت رفت!"  ناگهان عقربه‌های ساعت متوقف شد و زمان از حرکت ایستاد! خاندان آدابی با چشمان وحشت‌زده و از حدقه درآمده زل زدند به هم که:"بدبخت شدیم رفت! حالا تکلیف آداب و رسوم ازدواج چه می‌شه؟"

القصه! آرش بیچاره با دسته گل و شیرینی عینهو تیر چراغ برق دم در حیاط ایستاده و با چهره‌ای مظلوم که دل سنگ را آب می‌نمود، زیر لب تکرار می‌کرد: " حالا نمی‌شه بدون اون کتاب کذایی بریم؟ عمه زرین تاج که خط به خطش  رو حفظه!" غافل از اینکه عمه خانم به دلیل ابتلا به بیماری علاج‌ناپذیر زوال عقل، تمامی حفظیاتش را از یاد برده و مدتی است خواهر و برادرها و نوه نتیجه‌هایش را با اجداد در گذشته‌اش اشتباه می‌گیرد! با این اوصاف به نظر نمی‌رسید عمه زرین تاج ششم کلمه‌ای از مکتوبات" رسومات الوصلت ..." را به خاطر داشته باشد. از طرفی همه می‌دانستند خواستگاری بدون عمه زرین تاج و کتاب قطورش امکان‌ناپذیر است! سالهای سال، این کتاب در مجالس خواستگاری جوانان خاندان آدابی ورق خورده و همه‌چیز از میزان مهریه و شیربها گرفته تا نام افرادی که صلاحیت شرکت در مراسم خریدکنان را داشتند،که معمولا این تعداد بین بیست تا چهل نفر در نوسان بود، همچنین تعداد میهمانان حاضر سر میز شام، برآورد دقیق جهیزیه عروس و....به طور دقیق و مفصل و مبسوط در آن ذکر شده بود. بدون رسومات الوصلت... هیچ عروسی نمی‌دانست خلعتی و زیرلفظی و پا‌انداز چیست و هیچ دامادی نمی‌دانست دقیقا چند سکه کافیست و سر سفره عقد دقیقا کدام انگشت پای عروس را باید لگد کند و چطور گربه را دم حجله بکشد! بدون کتاب هر چیزی ممکن بود! مثل همین چند وقت پیش که دو تن از عموزاده‌های دور به دلیل فراموشی قوانین کتاب مذکور، از واژه حنابندان گذر کرده و در عوض برگزاری به ترتیب مراسم شیرینی‌خوران، بله‌بران، حنابندان، نامزدی، عقدکنان، عروسی و پاتختی، ناگهان از شیرینی‌خوران و بله‌بران به عقدکنان کات زده و باعث بوجود آمدن درگیریهای به غایت فرسودنی در کل خاندان آدابی شدند. طوری که کلهم اجمعین آدابیها جامه دریدند و سینه چاکیدند که:" وااسفا! واویلا! وصلت بدون حنابندان؟" القصه در آن روز تاریخی پرسشی همزمان ذهن تمام خاندان آدابی را به خود مشغول نمود که:"حالا بدون آن کتاب چه بلایی سر مابقی دخترهای دم‌بخت و پسرهای عزب خاندان آدابی می‌آید؟"
***
امروز دهمین سالگرد ازدواج آرش مصادف با بیگ‌بنگ یا همان افتضاح عظیم است. طبق روال هرسال، جوان‌ترهای خاندان آدابی در این روز تاریخی دور هم جمع شده و جشن کوچکی برپا کرده‌اند. در این جشن جمع و جور که در آپارتمان آرش و همسر "معمولی"‌اش برگزار شد پسرهای عزب و یالغوز و دخترهای دم‌بخت خاندان که حالا همه‌شان سر و سامان گرفته و به خانه بخت رفته‌اند حضور داشته و همه یک بار دیگر شجاعت آرش را پاس داشته و از او سپاسگزاری کردند که با به خطر انداختن جان و بلندکردن" رسومات‌الوصلت فی‌قومنا "به رنج چندین ساله‌ی مجردهای خاندان آدابی که جملگی فسیل شده یا در آستانه فسیل شدن بودند، پایان داده و باعث تشکیل گروه"یالطری‌‌ها"- مخفف یالغوزهای طرفدار ازدواج آسان"شد. گروهی که اعضای زیادی به آن پیوستند که اکثرا تشکیل شده از دخترهای دم‌بخت و پسرهای عزب و یالغوزی بودند که به دلیل قوانین سخت و دست و پا گیر کتاب رسومات‌الوصلت .... قادر به ازدواج نبودند."یالطری‌ها"به تبعیت از آرش و همسرش با قوانین ساده و معمولی‌شان ازدواج می‌کنند و خیلی هم خوشبختند. قوانینی نظیر: خرید حلقه ازدواج سبک، برگزاری یک مراسم ساده به جای چندین مراسم متعدد پرهزینه، پرهیز از خرید لوازم غیرضروری جهیزیه از قبیل تستر و باربی‌کیو و غذاساز ششصدکاره و ساندویچ‌ساز و تخم‌مرغ‌ساز و قهوه‌ساز و ....

چهارشنبه 6 فروردین 1393  12:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها