خاطره یک دختر چادری کلاس ششمی

 
maarej
maarej
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 1683
محل سکونت : خراسان رضوی

خاطره یک دختر چادری کلاس ششمی

سلام من الهه كلاس ششم هستم مي خواهم از خاطره هايم با چادر زيبايم بگويم:
يكي از خاطره هايم اين بود كه يك روز من و مادرم در روز قدس به راهپيمايي در روز جمعه رفتيم.در راهپيمايي كه من چادر زيبا و مقنعه ي زيبايي داشتم ،خانمي آمد و گفت به به چه دختر با حجابي!!
آن خانم به خاطر حجابم به من جايزه داد و من از آن خانم تشكر و خدا حافظي كردم.
خيلي خوش حال شده بودم و وقتي به خانه برگشتيم پدرم براي من جايزه خريد.
و يك خاطره ي ديگر من كه خيلي زيباست بگويم ...
يك روز من به حرم حضرت معصومه( س) رفتم ولي حيف چادر نپو شيده بودم و بعد كه وارد حرم شدم خانمي كه خادم حرم بود به من گفت كه دختر به اين زيبايي چرا چادر نپو شيدي؟
بعد به من چادري داد ومن سرم كردم . من خيلي شرمنده شده بودم كه چادر سرم نكرده بودم .
اگر مي خواهيد مرواريد باشيد چادر سر كنيد تا صدفي براي شما شود .

سه شنبه 27 اسفند 1392  1:29 PM
تشکرات از این پست
ali1404
ali1404
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 198
محل سکونت : tehran

پاسخ به:خاطره یک دختر چادری کلاس ششمی

تبارک الله احسن الخالقینطیبه الله دخترم

موفق و سربلند باشید انشاالله

یا علی مدد

.:رهپویان علی:.

چهارشنبه 28 اسفند 1392  2:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها