پاسخ به:سرگرمی "یـک شـعـر یـک شـاعـر"
امیر خسرو دهلوی
بنام خداوند خورشید و ماه
که دل را بنامش خرد داد راه
خداوند هستی و هم راستی
نخواهد ز تو کژی و کاستی
فردوسي
غزال خوش صدا توئی ، راسخون
شیرین تر از عسل توئی ، راسخون
بین تموم سایتهای اینترنت
نگین بی بدل توئی ، راسخون
سنایی
هر که دولت یافت، شست از لوح خاطر نام ما
اوج دولت، طاق نسیان است در ایام ما
میخورد چون خون دل هر کس به قدر دستگاه
باش کوچکتر ز جام دیگران، گو جام م
صائب تبریزی
ای نقطه ی عطف راز هستی برگیر ز دوست جام مستی
امام خميني (ره)
ياسر ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟ من راهِ آشیان خود از یاد برده ام. یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمرده ام! ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا ! زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز
بابا طاهر
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی های او
زر پایش پرنیان آید همی
رودکی
سگ علی ولی حیرتی که همچو نصیر
نبود در دل او جز محبت مولا
به دوستی علی رفت و بهر تاریخش
شفاعت علی آمد ز عالم بالا
محتشم کاشانی ::
محتشم کاشانی
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه :
از وادی خموشی راهی به نیكروزی است
ما روز به، از آنیم ما را تو میشناسی
امام خامنه ای
صبر در کارها چه نیک و چه بد
از علامات بخردی باشد
چون به تدیبر کار ناید راست
هر چه تقدیر ایزدی باشد
وحشي بافقي
رفتم از پله مذهب بالا. تا ته كوچه شك ، تا هواي خنك استغنا، تا شب خيس محبت رفتم. من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.
سهراب سپهری