منوچهری
ـــــــــــ
« زندگي » زيباست، كو چشمي كه « زيبائي » ببيند؟
كو « دل آگاهي » كه در « هستي » دل آرائي ببيند؟
شكوه ها از بخت دارد « بي خدا » در « بي كسي ها »
شادمان آن كو « خدا » را وقت « تنهائي » ببيند
« زشت بينان » را بگو در « ديده » خود عيب جويند
« زندگي » زيباست كو چشمي كه « زيبائي » ببيند؟