روزی حضرت عیسی علیه السلام با چند نفر از همراهان از راهی می گذشتند و به
جایی رسیدند که لاشه ی سگ مرده ای افتاده بود.
حضرت عیسی لحظه ای آنجا ایستاد و به همراهان گفت: "درباره ی این ، چه فکر
می کنید؟"
همراهان یکدیگر را نگاه کردند و نمی دانستند که منظور حضرت عیسی چیست.
یکی جواب داد: "لاشه ی سگی ست که مرده."
یکی گفت: "و چه بوی بدی دارد."
یکی گفت: "و چه منظره ی ناراحت کننده ای."
دیگری گفت: "و چقدر کثیف است."
دیگری گفت: "به آن نباید ست زد ، ممکن است بیماری او سرایت کند."
دیگری گفت: "وقتی هم که زنده بود تنش پاک نبود ، حالا که مرده هم هست."
دیگری گفت: "و این دهانش که باز مانده است ، مثل این است که باز می خواهد
پاچه بگیرد."
آن وقت حضرت عیسی فرمود: "این ها هست ، اما حیوان با وفایی بود ، خوب
پاسبانی می کرد و دوست و دشمن را می شناخت ، و چه دندان سفیدی دارد...
فقط بدی ها و زشتی را نباید دید. با هرچه رو به رو می شوید خوبی هایش را نیز
ببینید."
;)
:)