پاسخ به:مسابقه ی " ضرب المثل های شیرین فارسی "
دستی از دور بر آتش داشتن از حقیقت امری بی خبر بودن، قضاوتی سطحی از چیزی ، از رنج و سختی کار ، کاملا آگاه نبودن، صد تا مثل. ........................
صد تا مثل تو را لب چشمه میبرد ، تشنه بر می گرداند : بسیار مکار و حیله گر است گذر پوست ...............................
گذر پوست به دباغخانه ميافته : هر کسی باید روزی حساب اعمال خود را پس دهد. عاقل تا پی پل می گشت،..............................
عاقل تا پی پل می گشت، دیوانه پا برهنه از آب گذشت :هر مشکل چاره ای دارد، اگر از راه ملایمت نشدباید جسارت به خرج داد.
گربه آمد و ................................
گربه آمد و دنبه ربود یعنی
چیز با ارزشی دست نا اهل افتاد
بعدی :
رستم است و یکدست . . .
رستم است و یک دست اسلحه :در مورد کسانی گفته می شود که با یک دست لباس , فخر بفروشند قباله کهنه .............................
قباله کهنه جایی بودن
فکر نان کن که خربزه آب است : امور سطحی و کم ارزش را رها کن و به مسائل مهم تر بیندیش
عدو شود سبب...
عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد :
کسی را نزد دیگری بی اعتبار کردن .
سپاسگزارم
زمانه با تو نساخت، تو با زمانه بساز
درسته که کاری را انجام نمیدیم ولی دیگه اینقدر هم نیستیم که ندونیم چی به چیه؟ بر ماجرا اشراف کامل داریم
یک سر داره و هزار .....
یک سر داره و هزار سودا
مقصود از کسی است که خیلی گرفتار است .
یک حمام خرابه چند تا . . .
یعنی اینجا چند نفر صاحب اختیار است .
کوری عصاکش.....