سلام ضرب المثل ها رااینطوری نمیشود چراکه ممکن است تکراری شودزیرا صفحات زیاد است نمیشود همه صفحات را چک کردمثلامن خیلی ضزب المثل دارم بنویسم ولی نمیدانم در 27 صفحه قبل گفته شده یا نه .حق بدهید که دیدن همه صفحات وقت گیر است که ترجیح میدهم از بقیه مطالب سایت هم استفاده کنم در وقتی که دارم ولی برای ....
1-آشپز که دوتا شد آش یا شور یا بی نمک میشود
2-سحر خیز باش تا کامروا شوی......مزایای سحر خیزی خوشبختی و به آرزوها رسیدن است
3-گرمرد رهی میان خون باید رفت ......یعنی جوانمردی سختی دست وپنجه کردن دارد و حتی از جان گذشتن دارد
4-دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
5-قربون بند کیفتم تا پول داری رفیقتم
6-ادب از که آموختی از بی ادبان
7-مزن برسر ناتوان دست زور که روزی در افتی به پایش چو مور
8-ساز دیگری را زدن .....به نفع کسی حرف زدن وپشتیبانی از آن
9-ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است
10-صورت را با سیلی سرخ کردن
11-مار از پونه بدش می آید سر لونش سبز میشه
12-درناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سفید است
13-سواره از حال پیاده خبر نداره سیر از گرسنه خبر نداره
14-یه سوزن به خودت بزن یه جوالدوز به دیگران
15-تو به دم ، بمیر وبدم یعنی تو کار را انجام بده حتی اگر مرده باشی این ضرب المثل پاسخ برای افراد تنبل که فقط برای کارنکردنشان بهانه می آورند است
16-پایان شب سیه سپید است
17-تنبل نرو به سایه سایه خودش می آیه
18-همیشه مرغ همسایه غازه
19-دیگ به دیگ میگه روت سیاه
20-سگ زرد برادر شغاله
21-دزد که به دزد میزنه شاه دزده
22-کسی رو توقبر دیگری نمی گذارند.......یعنی دیگران در گناه دیگری شریک نمیشونداگر در آن گناه شریک نباشند
23-تا بچه گریه نکنه مادر شیر نمی دهد......یعنی احتیاج باید نشان داده شود تا دیگران بفهمند
24-سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند
25-زگهواره تا گور دانش بجوی
26دست بالای دست بسیار است
27-هرکه در این راه مقرب تراست جام بلا بیشترش میدهند
28-جوجه را آخر پاییز میشمارند
29-آب که از سرگذشت چه یک وجب چه هزار وجب
30-زبا ن سرخ سر سبز را مده بر باد..........به کسی که زبانش را نتواند نگه دارد وبخودش نهیب میزند که ممکن است اگر مواظب کلامت نباشی سر خودت را برباد دهی و جانت را از دست بدهی
31-کفش در پای بزرگان کردن
32-عروس نمیتونست راه بره میگفت حیاط مادر شوهر کجه
33-اگر حرف نزنی نمگن لالی
34-راه باز و جاده دراز
35-موها را درآسیاب سفید نکردن
36-هرکه بامش بیش برفش بیشتر
37- آفتابه خرج لحیم....یعنی کاری بیشتر و گرانتر کردن برای یک کار بی ارزش و بیهوده
38-از گرسنه گرفتن و به سیر دادن.....یعنی که انسان گرسنه عادت دارد به نخوردن ولی انسان سیر نمی تواند تحمل کند
39- پیراهن بیشتر پاره کردن....یعنی داشتن تجربه بیشتر
40-آش کشک خاله ته بخوری پاته نخوری پاته