در معرض سيل قرار گيرد.
ابن حجر مىگويد:
وقتى كه عبدالمطّلب با توسّل به رسول اكرم صلىاللهعليهوآله براى مردم طلب باران نمود، بزرگان قريش همانند: عبداللّه بن جدعان و حرب بن اميّه، به عبد المطلب اظهار داشتند: هنيئا لك! أبا البطحاء(1)؛ اى پدر حجاز، اين نوزاد بر شما مبارك باشد.
و هم چنين ابن حجر مىنويسد: شعرى كه ابوطالب سروده است مربوط به همين قضيّه است:
|
وأبيض يُسْتَسَقَى الغَمامُ بوجهِه |
ثِمالُ اليتامى عصمةٌ للأرامِل(2) |
آن سفيد رويى كه به آبروى او، باران رحمت الهى بر يتيمان و بيوه زنان و بيچارگان نازل مى شود.
3. توسّل ابوطالب به رسول اكرم صلىاللهعليهوآله در كودكى آن حضرت:
ابن عساكر و ديگران از شخصى به نام ابو عرفه نقل كردهاند كه گفته است: در زمان قحطى و خشكسالى وارد سرزمين مكّه شدم، مردم اطراف ابوطالب حلقه زده و به وى مىگفتند: اى ابوطالب، اينك قحطى سراسر سرزمين مكّه را فرا گرفته، خانوادهها در معرض نابودى قرار گرفتهاند، از خداوند طلب رحمت نما!
ابوطالب به همراه كودك خردسالى كه همان پيامبر گرامى بود و مانند خورشيد مىدرخشيد و اطراف او را غلامان حلقه زده بودند بيرون آمد و در كنار كعبه قرار گرفت، به رسول اكرم متوسّل شد و طلب باران نمود، همان
(1) الاصابة، ج 8، ص 136 شماره 11182، ترجمة رقيقة بنت أبى صيفى بن هاسم. (2) فتح البارى، ج 2، ص 412 و دلائل النبوة، ج 2، ص 126.
(219)
وقت ابرها از گوشه و كنار آسمان به هم پيوستند و بارش آغاز شد، بطورى كه تمام صحراها و درّهها انباشته از آب گرديد، در اين وقت بود كه ابوطالب آن شعر معروف خود را سرود.
|
وأبيض يستسقى الغمام بوجهه |
ثُمال اليتامى عصمة للأرامل(1) |
4. توسل يهوديان مدينه به حضرت قبل از بعثت:
مفسران و محدثان اهل سنّت در ذيل آيه 89 سوره بقره(2) از ابن عباس نقل كردهاند:
يهود خيبر در جنگ با قبيله غطفان كه احساس شكست مىكردند به نبى مكرم صلىاللهعليهوآله متوسل مىشدند و مىگفتند: إنّا نَسْألُك بِحَقِّ النَبِي الأُمِّي الَّذِي وَعَدْتَنا أنْ تُخْرِجَهُ لَنا فِي آخِرِ الزَّمانِ إلاّ تَنْصُرَنا عَلَيْهِمْ(3)؛ خدايا، تو را به حق پيامبر اُمّى كه بشارت بعثت آن را
(1) مختصر تاريخ دمشق ابن منظور، ج 1، جزء 1، ص 162؛ خصائص الكبرى سيوطى، ج 1، ص 86 و سيره نبويّه زينى دحلان، ج 1، ص 43. در صحيح بخارى باب «استسقاء» نيز به شعر ابوطالب اشاره شده است. صحيح بخارى، ج2، ص 15، باب سؤال الناس الإمام الاستسقاء إذا قَحَطُوا.
(2) وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ؛ و هنگامى كه از طرف خداوند، كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانههايى بود كه با خود داشتند، و پيش از اين، به خود نويد پيروزى بر كافران مىدادند (كه با كمك آن، بر دشمنان پيروز گردند) با اين همه، هنگامى كه اين كتاب، و پيامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او كافر شدند لعنت خدا بر كافران باد.
(3) تفسير طبرى، ج 1 ص 324، تفسير قرطبى ، ج 2 ، ص 27، العجاب في بيان الأسباب ابن حجر عسقلانى ، ج 1 ، ص 282، در المنثور سيوطى ، ج 1 ، ص 88، البداية والنهاية، ج 2 ص 378، مستدرك الصحيحين، ج 2، ص 263. (220)