سلسله مقالات زن در آیینه جمال و جلال آیت الله جوادی (مقاله اول )

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 70345
محل سکونت : تهران

سلسله مقالات زن در آیینه جمال و جلال آیت الله جوادی (مقاله اول )

سلسله مقالات زن در آیینه جمال و جلال (مقاله اول)

جمال آفرينش

آفرينش از نظر قرآن كريم با جمال وزيبايى آميخته است، هم جمال وزيبايى نفسى وهم جمال وزيبايى نسبى. خواه در قلمرو موجودهاى مادى وخواه در منطقه موجودهاى مجرد ومعنوى. استنباط جمال وزيبايى نفسى هر موجود در حد ذات خويش خواه ماده وخواه مجرد از انضمام دو آيه قرآن حاصل مى شود. اول: آيه الله خالق كل شي ء (1) خداوند آفريننده هر چيز است. كه دلالت دارد هر چيزى غير خدا، مخلوق ذات اقدس خداوند است خواه مجرد باشد وخواه مادى، خواه از ذوات باشد خواه از اوصاف. دوم: آيه الذي احسن كل شي ء خلقه (2) پروردگار تو همان كسى است كه هر چيزى را آفريده است نيكو ساخته است. كه دلالت دارد هر چيزى را كه خداوند آفريد جميل وزيبا خلق كرد وهيچگونه نقص وعيب نفسى در متن هستى يافت نمى شود، چه در نشئه ماده وچه در منطقه مجرد ونيز هم در قلمرو ذوات اشيا وهم در نشئه اوصاف آنها. استظهار جمال وزيبايى نسبى برخى از موجودات نسبت به بعضى از موجودات ديگر نيز از بررسى چند مورد به دست مى آيد، يكى آيه: انا جعلنا ما على الارض زينة لها... (3) يعنى ما آنچه را كه در روى زمين قرار دارد از مناظر طبيعى به عنوان زينت زمين قرار داده وكره ارض را بدان مزين نموديم، وديگرى آيه انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب (4) يعنى ما فضاى بالا را با ستاره هاى روشن زينت داديم. از اين آيات زينت وجمال نسبى موجودات مادى نسبت به يكديگر معلوم مى شود واز آيه: ... حبب اليكم الايمان وزينه في قلوبكم وكره اليكم الكفر والفسوق والعصيان... (5) خدا ايمان را براى شما دوست داشتنى گردانيد وآن را در دلهاى شما زينت داد وكفر وفسق ومعصيت را در نظرتان ناخوشايند ساخت. چنين بر مى آيد كه خداوند ايمان را محبوب دلها قرار داده وآن را زيور جان آدميان ساخته است. وچون روح انسانى مجرد است نه مادى ، وايمان نيز امرى معنوى است نه مادى واين امر معنوى يعنى ايمان، مايه جمال وزيبايى تكوينى از اعتبارى وامتياز جمال رحمانى از زينت شيطانى مبسوطا در قرآن كريم بيان شده است. تقسيم جمال به مادى ومعنوى كه در قرآن كريم آمده است، در سخنان صاحبان ولايت ومفسران اصيل آن نيز وارد شده است. چنانكه در كلمات حضرت اميرالمؤمنين... آمده است:

«حسن الصورة الجمال الظاهر» (6) نيكويى صورت زيبايى ظاهر است. «حسن النية جمال السرائر» (7) نيت نيكو زيبايى درون ها. ترغيب به جمال وتشويق به كار جميل در زبان قرآن وعترت مشهود است. چنانكه خداوند ضمن بر شمردن منافع اقتصادى دامدارى، به بهره بردارى از جمال آن اشاره كرده ومى فرمايد: ولكم فيها جمال حين تريحون وحين تسرحون (8) يعنى براى شما زيبايى است در كيفيت بازگشت شبانگاهى گوسفندان از چراگاه ونيز در نحوه رها كردن آنها در بامداد به سوى چراگاه. ودر سخنان حضرت على... آمده است كه: مردان با تقوى، در عبادت خاشع ودر عين فاقه وحاجت متجمل اند. (9) ودر توصيه به كميل چنين مى فرمايند: «معرفة العلم دين يدان به، به يكسب الانسان الطاعة في حياته وجميل الاحدوثة بعد وفاته » (10) دانش اندوزى تنها آيينى است كه بايد به آن پايبند بود، به وسيله آن هركس در حيات خود راه اطاعت پيمايد وبراى پس از مرگش ذكر خيرى به جاى گذارد. «التجمل من اخلاق المؤمنين » (11) آرايش از اخلاق مؤمنان است. واين تجمل كه از اوصاف مردان با ايمان است شامل هر دو قسم جمال خواهد بود، گرچه نسبت به جمال وزيبايى معنوى شمول بيشترى دارد. لذا حضرت على... به فرزندش حضرت حسن... چنين مى فرمايد: «...فلتكن مسالتك فيما يبقى لك جماله وينفى عنك وباله فالمال لايبقى لك ولاتبقى له » (12) يعنى خواست تو در كوششها ونيايشها چيزى باشد كه جمال آن بدون وبال براى تو بماند زيرا مال براى تو نمى ماند وتو نيز براى او نمى مانى، پس جمال انسان در همان معارف وفضائل خواهد بود.

جمال زنان ومردان

چون در مطالب ياد شده فرقى بين زن ومرد نيست، زيرا محور همه آنها انسان است وخصوصيت ذكورت وانوثت در حقيقت انسان وايمان ومانند آن تاثيرى ندارد، مى توان از حديث شريف علوى كه فرمود: «عقول النساء في جمالهن وجمال الرجال في عقولهم » معناى دستورى فهميد نه معناى وصفى. يعنى منظور آن نباشد كه حديث شريف در صدد وصف دو صنف از انسان باشد كه عقل زن در جمال او خلاصه مى شود تا جنبه نكوهش داشته باشد وجمال مرد در عقل او تعبيه شده است تا عنوان ستايش بگيرد، بلكه ممكن است معناى آن، دستور يا وصف سازنده باشد نه وصف قدح ونكوهش. يعنى زن موظف است ويا مى تواند عقل وانديشه انسانى خويش را در ظرافت عاطفه وزيبايى گفتار ورفتار وكيفيت محاوره ومناظره ونحوه برخورد وحكايت ونظاير آن ارائه دهد. چنانكه مرد موظف است ومى تواند هنر خود را در انديشه انسانى وتفكر عقلانى خويش متجلى سازد. مثلا زن بايد بتواند قداست همسر حضرت ابراهيم... وكيفيت برخورد او با فرشته ها ونحوه شنيدن بشارت مادر شدن وحالت تعجب وابراز انفعال نمودن ظريفانه را كه در آيه: فاقبلت امراته في صرة فصحكت وجهها وقالت عجوز عقيم (13) وزنش با فريادى سر رسيد وبر چهره خود زد وگفت: زنى پير نازا؟! وآيه: وامراته قائمة فضحكت فبشرناها باسحق ومن وراء اسحق يعقوب (14) وزن او ايستاده بود، خنديد. پس وى را به اسحاق واز پى اسحاق به يعقوب مژده داديم. اشاره شده است، متجلى سازد در صورتى كه هرگز اين ظرايف هنرى كه تمثل عين طرايف عقلى است ميسور مردان هنرمند نخواهد بود. چنانكه زن تحصيل كرده وآگاه به معارف شهادت وايثار ونثار توان آن را دارد كه در نقش مادر مهربان، فرزندش را تشويق به جهاد ودر بدرقه او هنگام عزيمت، عقل طريف را در جامه هنر ظريف ارائه دهد. يا هنگام استقبال فرزند نستوهش كه از ميدان رزم، پيروزمندانه برگشت، انديشه وزين عقلى را در لباس زيباى شوق وانتظار ونظاير آن نشان دهد. چنانكه مردان هنرمند توان مقابل آن را دارند كه هنرهاى ظريف را در جامه عقل طريف حكايت كنند. خلاصه آن كه زن بايد طرايف حكمت را در ظرايف هنر ارائه دهد ومرد بايد ظرايف هنر را در طرايف حكمت جلوه گر كند يعنى جلال زن در جمال او نهفته است وجمال رد در جلال او تجلى مى يايد واين توزيع كار نه نكوهشى براى زن است ونه ستايشى براى مرد. بلكه رهنمود ودستور عملى هريك از آنهاست، تاهركس به كار خاص خويش مامور باشد ودر صورت امتثال دستور مخصوص خود در خور ستايش گردد ودر صورت تمرد از آن، مستحق نكوهش شود. پس تفاوت زن ومرد در نحوه ارائه انديشه هاى درست ظهور مى نمايد. وگرنه زن نيز چون مرد شايستگى فراگيرى علوم ومعارف را داشته وبايسته تقدير وثناست; چه اين كه مرد شايسته ارائه هنرهاى ظريف بوده وبايسته ستايش وتقدير است.

1- زمر،62.

2- سجده،7.

3- كهف،7.

4- صافات،6.

5- حجرات، 24.

6- غرر و درر، ج 1:313.

7- همان، ج 2:382

8- نحل،6.

9- نهج البلاغه، خطبه 193

10- كلمات قصار، 147.

11- غرر و درر، ج 1:307.

12- نهج البلاغه، نامه 31.

13- ذاريات، 29.

14- هود:71.

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392  3:29 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها