ترانه های محلی مردم شهر لار در جشن های عروسی

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 6460
محل سکونت : اصفهان

ترانه های محلی مردم شهر لار در جشن های عروسی

 

فاطمه اردیش - لیلا فربود

اهمیت فولکور از آن روست که با تشریح زوایای تاریک و مبهم و مه آلود ، زندگی واقعی توده های مردم ، در سرزمین های مختلف ، آنان را به هم می شناساند . با توجه به این که زبان جزء لاینفک فرهنگ محسوب می شود و تغییر زبان ، تغییر فرهنگ را به دنبال خواهد داشت بنابراین حفظ زبان مادری و گویش ها و ترانه های محلی و عامیانه در ماندگاری فرهنگ نقش بسزایی دارد ، که البته متأسفانه در سالیان اخیر در منطقه لارستان شاهد رویکرد بسیاری از خانواده ها و والدین لاری به گویش زبان فارسی با فرزندانشان هستیم که این خود می تواند عاملی مهم در به فراموشی سپردن آداب و رسوم و گویش محلی باشد .

 

مقدمه

ترانه های محلی فارسی در اکثر قریب به اتفاق شهرها ، بخش و روستاها همانند و گاه آنچنان به یکدیگر درآمیخته اند که تفکیک ناپذیر می نمایند . می شود گفت که شعر ترانه ها و نوای خواندنشان ، چون موجی غنی همه این خطه را در برگرفته و تنها تفاوتشان در مناطق مختلف در حرکات ، لغات ، اسامی خاص و جغرافیایی ، اصطلاحات و گاه در بعضی از کلمات است . لذا جدا کردن و دسته بندی این مقولات از این حیث میسر نیست .

شهر لار یکی از شهرهایی است که با لهجه خاص خود ( اچمی ) فرهنگی پربار و غنی در زمینه سروده ها و ترانه های محلی دارد و این لهجه خاص آن را از دیگر شهرهای استان فارس متفاوت و منحصر به فرد ساخته است ، و نیز باعث دغدغه فکری پژوهشگران و دوستداران شعر و ادب لاری شده تا در این زمینه تحقیقاتی را انجام دهند . البته امروز به دلیل تبادل فرهنگی بین شهرهای مختلف این ترانه ها با ترانه های دیگر شهرها درآمیخته و دستخوش تغییر گردیده اند .

 

بیان مسأله

اهمیت فولکور از آن روست که با تشریح زوایای تاریک و مبهم و مه آلود ، زندگی واقعی توده های مردم ، در سرزمین های مختلف ، آنان را به هم می شناساند . با توجه به این که زبان جزء لاینفک فرهنگ محسوب می شود و تغییر زبان ، تغییر فرهنگ را به دنبال خواهد داشت بنابراین حفظ زبان مادری و گویش ها و ترانه های محلی و عامیانه در ماندگاری فرهنگ نقش بسزایی دارد ، که البته متأسفانه در سالیان اخیر در منطقه لارستان شاهد رویکرد بسیاری از خانواده ها و والدین لاری به گویش زبان فارسی با فرزندانشان هستیم که این خود می تواند عاملی مهم در به فراموشی سپردن آداب و رسوم و گویش محلی باشد .

البته کم نیستند کسانی که دغدغه ماندگاری فرهنگ و زبان لارستانی را داردند چرا که نمی خواهند یک زبان جای خود را به گویش های مختلف فارسی و شیرازی و... بدهد . در این راه تلاشهای زیادی صورت گرفته من جمله انتشار سروده هایی به زبان لاری و لهجه های گوناگون آن که بسیار ارزشمند ند ، ولی این تلاشها آنچنان گسترده نیستند که بتوان به آنها اکتفا کرد و خطر کمرنگ شدن زبان و گویش لارستانی را نادیده گرفت .

در این راستا با توجه به اهمیت فولکور و شناساندن آن به همشهریان گرامی و همچنین از آنجایی که مطالعه کتاب های فرهنگ عامیانه که در آن آداب و رسوم ، عقاید ، خرافات ، جشن ها ، ترانه ها و قصه های عامیانه و محلی جمع آوری شده اند همیشه برای من خاطره انگیز بوده است در نتیجه براین شدم تا به تدوین و جمع آوری بخشی از ترانه های محلی لاری در مراسم مختلف عروسی بپردازم که خالی از عیب و نقص نیست .

ارائه کارهای ناقص و نیمه تمامی مانند این مقاله احتیاج به متمم و مکمل دارد که امیدوارم همشهریان عزیز و فرهنگ دوستان آستین همت بالا بزنند و تحقیقات جامع و کاملی را گردآوری نمایند و از پرس وجو و تحقیق احساس خستگی نکنند .

اهداف تحتقیق

هدف کلی :

بررسی ترانه های محلی لاری در مراسم مختلف جشن عروسی .

اهداف جزئی :

1) گردآوری و تدوین و تنظیم ترانه های محلی شهر لار

2) آشنایی مردم و همشهریان عزیز به اهمیت این ترانه ها

3) زنده نگه داشتن این ترانه های محلی ، فرهنگ و زبان عامیانه و بومی

 

تعریف مفاهیم

فولکلور ( Folklor ) : از ترکیب Folk به معنی مردم و توده و Lor به معنی فرهنگ و دانش بوجود آمده است . بنابراین « در لغت به معنای دانش عامیانه است و در مردم شناسی به مطالعه هنرها ، رسوم ، سنن عامیانه ای که در جوامع متمدن و صهعتی رواج دارد اطلاق می شود » ( روح الامینی ، 1381: 193 )

فرهنگستان ایران فولکور را «توده شناسی خوانده و آن را در علم به عادات و رسوم و توده مردم و مجموع افسانه ها و ترانه های عوامانه» دانسته است .

واسونک : ترانه هایی که عموماً در مراسم مختلف عروسی خوانده می شود و آهنگ مطبوع و کشدار و ملایمی دارند .

آداب و رسوم : به شیوه های عملکرد مرسوم و خو کرده ، در داخل یک جامعه ، اطلاق می شود . (کوئن، 1381:39)

سنت : در ادبیات علوم اجتماعی سنت را شامل مجموعه ای از ذهنیت ها و ایده هایی دانسته اند که بار معنایی ویژه ای دارند ، در جامعه عمومیت دارند ، بیش از یک نسل را شامل می شوند و مبنای عمل و رفتار قرار می گیرند . ( غفاری و ابراهیمی لویه ، 1385 : 307 )

 

 

                            

علی کوچولو                   
       

دوشنبه 25 دی 1391  04:41 ب.ظ
تشکرات از این پست
mohammad_43 majid68 mkamali
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 6460
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ترانه های محلی مردم شهر لار در جشن های عروسی

پیشینه تحقیق

فولکور در اروپا بیش از ایران سابقه دارد و اروپائیان با مشاهده ی تمدن ماشینی و تأثیر آن بر عقاید و آداب و رسوم علاج واقعه را قبل از وقوع نموده و دانش عوام را بدون این که لطمه ای بخورد و نابود گردد گردآوری نمودند .

اما در ایران با آن قدمت و وضعیت تاریخی و جغرافیایی خاص که در هر دوره پذیرای مللی با فرهنگ های مختلف بوده دیرتر از سایر ممالک به فکر جمع آوری دانش عوام که در حقیقت همان شناسنامه ملت است افتادند در حالیکه چنین کشوری با آن گنجینه های با ارزش و فرهنگ بکر می بایست جهت حفظ اصالت و مصون ماندن از تهاجم فرهنگ های بیگانه زودتر از ملل دیگر اقوام به این امر مهم بنماید . زیرا بخش قابل توجهی از زندگی ما عادات و عقاید است که منشاء آنها ملی نیست بلکه بشری است و هر کجا باشد آداب و سنتی که از ابتدای بشریت وجود داشته اند خودنمایی می کند .

آیا گردآوری مطالبی پیرامون فرهنگ مردم کاری سهل است و انجام آن از عهده ی هرکس بر می آید ؟ به قول آقای سید ابوالقاسم انجوی این کار به ظرافت و دقت مرصع کاری است که هم ذوق می خواهد و هم مهارت و کوچکترین بی توجهی ضایعات جبران ناپذیر به بار می آورد .

در ایران نیز از حدود صد سال قبل افرادی پیرامون فولکور ایران تحقیقاتی انجام داده اند که عبارتند از :

1- آقای امیر قلی امینی کتاب فرهنگ عوام را به زبان محاوره منتشر نمود .

2- آقای محمد علی فروغی در مورد جمع آوری فولکور تصمیماتی داشت اما موفق نشد .

3- مرحوم کوهی کرمانی نیز به تشویق و راهنمایی شادروان ملک الشعرای بهار اقدام به چاپ 700 ترانه و 14 افسانه نمود که کارش درخور تقدیر است .

4- آقای سید محمد علی جمال زاده کتاب یکی بود یکی نبود را با زبان عامیانه به رشته تحریر درآورد .

افراد مذکور در رشته ادبیات عامیانه یعنی یک رشته فولکور کار کرده اند اما مرحوم صادق هدایت فولکور را تمام و کمال به علاقه مندان شناساند ، به طوری که هرکس به شکل و گونه ای درصدد ثبت و ضبظ آداب و سنن مردم شهر و زادگاهش برآمد و در گوشه و کنار ایران کتبی به نام « فرهنگ مردم » هر دیار به چاپ رسید .

یکی از ترانه سرایان محلی فارسی ( باقر ولی ) است که معمولاً در ترانه هایش تنها باقر را مورد استفاده قرار می دهد . وی در دهستان فداغ که از بخشهای لارستان فارس است به دنیا آمده ولی از این که در کدان آبادی متولد شده اطلاعی در دست نیست . وی از کودکی به دختر عموی خود دل می بندد ولی به وصال نمی رسد و این عشق ناکام تا آخر عمر گرمی بخش زندگی و درونش بوده است ، بالأخره در همان دهستان فداغ درگذشته است .

از ویژگی های ترانه های باقر لارستانی توجه عمیق اوست به ضرب المثلها و همین نکته سبب شده تا ضرب المثلها در ترانه های وی جای خاصی را اشغال نماید و از ترانه پردازان محلی فارسی گویی بعد از «بابا طاهر همدانی» و« فایز دشتستانی» ، باقر لارستانی نخستین ترانه سرایی است که اشعارش به صورت مجموعه مدون جمع آوری شده است . ( همایونی ، 1369 : 21 )

صادق همایونی متولد 1313 در سروستان ، استان فارس ، دانش آموخته دانشگاه تهران در رشته حقوق و وکیل دادگستری است . از وی کتاب های متعددی را به ویژه در زمینه فرهنگ محل اقامتش همچون آداب و رسوم مردم شیراز و ... منتشر شده است . کتاب « ترانه های محلی فارسی » یکی از تازه ترین آثار او در همین زمینه است که توسط انتشارات بنیاد پارسی شناسی در شیراز به چاپ رسیده است . ( همایونی ، 1353 : 50 )

 

 

مبانی و چارچوب نظری تحقیق

تبیین و دگرگونی از دیدگاه وبر :

زبان و گویش به عنوان یک عامل فرهنگی خیلی مهمی که بر ویژگی و سرعت تغییر مؤثر است ماهیت نظام های ارتباطی را تشکیل می دهد . به طوری که نگهداری گزارشها و آثار گذشته و کنترل بیشتر بر منابع مادی و توسعه سازمانهای بزرگ را امکان پذیر ساخت . افزون بر این خط درک مردم از رابطه بین گذشته ، حال و آینده را تغییر می توان داد . (گیدنز ، 1376 : 504 )

«مردمان کهنه و ملت های قدیمی بیش از ملت های جوان و تازه به دوران رسیده اعتقادات و خرافات عوامانه دارند به خصوص آنهایی که با نژادهای گوناگون اصطکاک پیدا کرده و در نتیجه آمیزش و تماس عادات و اخلاق و آیینشان افکار و خرافات تازه تری تراوش نموده که پشت در پشت سر زبان ها مانده است »( هدایت ، 1341 : 9 ) .

 دانیل لرنر که از پیشکسوتان نظریه نوسازی است ، رشد مراکز شهری جدید در جهان سوم را به عنوان عامل ترقی و تقویت کننده احساس فردگرای و تضعیف کننده سنت گرایی می داند .( گیدنز ، 1378 : 115 )

طبق نظریه نوسازس که به عنوان چارچوب نظری این تحقیق انتخاب شده است می توان گفت ک متأسفانه در سالیان اخیر در منطقه لارستان به دلایلی که از حوصله این متن خارج است ، شاهد روی آوری بسیاری از خانواده ها ی لاری در مراسم عروسی بیشتر به موسیقی و نوار و ضبط و CD های مبتذل می باشیم و دیگر مثل دوره های گذشته و سنتی از آهنگ  ترانه های محلی این سرزمین که با آهنگ مطبوع و به صورت دسته جمعی یا تکی که به نوای آن داریه (دف) می زدند و دیگران بات دست زدن ( کف زدن ) او را همراهی می کردند ، کمتر و در مراسم ها بی رنگ شده است .

 

 

 

                            

علی کوچولو                   
       

دوشنبه 25 دی 1391  04:41 ب.ظ
تشکرات از این پست
mohammad_43 reza5687 mkamali
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 6460
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ترانه های محلی مردم شهر لار در جشن های عروسی

 

فولکور

   (فرهنگ عامیانه لار)

 

 

ترانه های                               محلی لار

 

 

 

واسونک ها

مراسم حنابندان

 

کت و شلوار پوشاندن داماد

 

بردن عروس به خانه دام                                                                                                                              حمام رفتن داماد

روش و حوزه ی تحقیق

این مقاله به روش مشاهده (میدانی) و مصاحبه انجام شده است به این طریق که پس از شرکت در مراسم های عروسی و یا مصاحبه با افراد به جمع آوری ترانه های محلی پرداخته و آنها را آوانگاری نموده ایم . جامعه آماری این تحقیق شهر لار بوده است .

 

فولکلور

از نظر جهانی فولکلور هر ملتی در حقیقت سفیر حسن نیت و بشر دوستی و داد آن ملت نزد جهانیان است . فولکلور بهترین عاملی است که ملت ها را به هم می پیوندد و با هم آشنا و نزدیک می کند . فولکور ایجاد محبت و دوستی عمیقی می کند و از پیدای خصومت مانع می شود . کوشش بین المللی جهانی که در راه چاپ و نشر این آثار می بینیم به همین سبب است .

اما از نظر ملی فولکور هر ملتی شناسنامه ی آن ملت است . مردم نواحی مختلف هنگامی که با اخلاق و عادات و آداب و هنرها و افکار یکدیگر آشنا شدند وحدت و یکپارچگی آنان بهتر تحقق پیدا می کند.

« آهنگ ها و ترانه های عامیانه یک منبع غنی برای موسیقیدانان است . علاوه بر آنچه که یک ملت را از ملت دیگر متمایز می کند ویکی زبان اوست و دیگری فرهنگ او . اگر زبنا و فرهنگ ملتی را از او بگیرند به سهولت و آسانی می توانند او را ریشه کن کنند ...» (انجوی شیرازی ، 789 : 14 )

به نظر مهری مؤید محسنی (1381) « فولکور را در بین مللی می توان یافت که دارای دو پرورش عالی و عوامند و منشهای یک پرورش مثل قبایل بدوی و قبایل وحشی آفریقا که هیچگونه نوشته و کتابی در بین آنها رایج نیست و همچنین ملتی که تمام افرادش دارای پروش عالی معنوی و دور از اوهام و اعتقادات و خرافاتند فاقد فولکور می باشند ( مؤید محسنی ، 1381 :11 ) . فولکور یا فرهنگ عامیانه مردم : مجموعه ای از دانش ها شامل آداب و رسوم و خرافات و احساس و عواطف که حیات مادی و معنوی شخص را دربر می گیرد و انسان از بدو تولد تا هنگام مرگ با آنها در رابطه است ، فرهنگ مردم ( فولکور ) نام دارد . فولکور در بین علوم این زمان دانش جدیدی است که طرز و روحیات و چگونگی زندگی مردم عوام را مشخص نموده و گذشته را با امروز مرتبط می سازد و حقیقتاً که در بین علوم جایگاه والایی دارد و گنجینه ی ارزشمندی است با ریشه و اصل معتبر جهت بررسی علومی همچون جامعه شناسی و مردم شناسی و باستانشناسی و حتی تاریخ ، همانگونه که قشر تحصیل کرده جامعه با حکمت و فلسفه و شعر و منطق سروکار دارند عوام نیز دارای فرهنگی که مبین خصوصیات و عادات و طرز تفکر آنهاست می باشند . این فرهنگ عامل پیوند ملتها و یکی از راه های ایجاد محبت و بکپارچگی و وحدت به شمار می آید و علت این که ملل مختلف جهان با تلاش بی وقفه درصدد جمع آوری و نشر آن برآمده اند خود دلیل بارزی بر اهمیت این علم که جهانیان آن را سفیر حسن نیت و بشر دوستی می دانند می باشد (همان ، 10 ) .

فولکور به بنابر عقیده ی و.ج. توماس ، عتیقه شناس انگلیسی (1846) و آمبرواز مورتون (Amberwads Morton , 1885 ) آن را به معنای اعتقادات و دانش عوام بکار برده اند . فولکور از رشته های آنتروپولوژی است که از آنتروپولوس یونانی به معنای انسان و آدم گرفته شده و خود از رشته های سوسیو لوژی است ( گیدنز ، 1378 : 112 ) .

 

اهمیت فولکور

« اهمیت فولکور از آن روست که با تشریح زوایای تاریک و مبهم و مه آلود زندگی واقعی توده های مردم ، در سرزمین های مختلف و پراکنده و بیگانه و دور از هم ، آنان را به هم می شناساند و بستگی های ویژه اندیشگی آنان را باز می نماید و به ماوراء نیازها ، عطش ها ، عقده ها و سرگردانی های نسل پیشین دست می یازد و از راه ارتباط عمقی و همانندی اندیشه هایشان آنان را به هم آشتی می دهد و دست های مهرشان را به هم گره می زند » . ( همایونی ، 1379 : 14 )

 

ظرافت خیال و اندیشه

« اگر بگویم ترانه های محلی خون و سایه ی لرزان روح و طپش قلب و عصاره ی حیات معنوی و ذوقی پدران و مادران ماست بی گمان حقیقتی بزرگ را عنوان کرده ام .

در بعضی از ترانه ها رقت خیال و ظرافت اندیشه و قدرت تخیل و درون بینی و بیان خیال چنان اوج می گیرد که سرودن سهل است بلکه ترنم آن گونه اشعار هم از مردم عامی و بیگانه با دانش و اصول و فاقد فرهنگ هنری بعید می نماید » . ( همان ، 23 ) این ترانه ها و اشعار بیانگر این هستند که هر فرهنگی ذوق و سلیقه خاص خود را دارد و هرکس این ترانه ها را بخواند به روحیات آن فرهنگ پی خواهد برد .

 

دگرگونی و خاصیت اقلیمی ترانه ها

« مردم عامی این ترانه ها را از آن خود می دانند و از همین روست که بنا به ذوق و سلیقه ی خویش با تغییر بعضی از کلمات آنها را دگرگون می سازند . روابات همانندی که گاه با تفاوتی جرئی در یک ترانه شنیده می شود به همین علت است . ولی این تغییر کلمه هیچ گاه صرف تفنن نیست ، بلکه زاده شرایط محیط و اقلیمی نیز هست . از ویژگی های ترانه های محلی در هر محل تأثیر نوع درختان ، گرمی و سردی هوا ، تفاوت گونه ی گل ها ، حیوانات ، حتی آداب و رسوم آن ناحیه در ترانه هاست . مثلاً ترانه های مردم مناطق گرمسیری با ترانه های مناطق سردسیری کاملاً متفاوت و حتی نحوه بیان احساس در آنها فرق دارد . یک ترانه گرمسیری سوزنده ، پرالتهاب ، عمیق و آتشین است و یک ترانه سردسیری آرام ، ملایم و لطیف ، و یا ترانه های ساحل نشینان با کویر نشینان نیز فوق العاده متفاوتند . بعضی اوقات در چندین محل با ترانه های واحدی برخورد می کنیم که مارک یا مهر محل معینی در یک کلمه آنها را با هم متفاوت ساخته است » . ( همان ، 30 ) . بنابراین می توانیم بگوییم که با توجه به منطقه ای که ما در آن زندگی می کنیم یعنی منطقه گرمسیری و جنوب کشور در نتیجه ترانه های محلی مان نیز از این حیث با دیگر مناطق متفاوت است .

 

واسونک

این ترانه ها عموماً در مراسم متختلف عروسی خوانده می شوند . از زمان خواستگاری تا زفاف زنها آنها را می خوانند ، آهنگ مطبوع ، آرام ، کشدار و ملایمی دارند . دسته جمعی نیز ممکن است خوانده شود ولی معمولاً یکی می خواند و به نوای داریه ( دف ) می زند و دیگران با دستک زدن ( کف زدن ) او را همراهی می کنند . در تنظیم واسونک ها ، سعی شده است با توجه به متن واسونک ها رعایت تقدم و تأخر انجام سنتها بشود ، یعنی ترتیبی که مراسم مختلف از خواستگاری تا زفاف انجام می گیرد عرضه می گردد . به طوری که با مختصر دقتی ذهن خواننده با مراسم مختلف عروسی سنتی ، در شیراز و اکثر قریب به اتفاق شهرها و بخش ها و روستاهای فارس آشنایی یابد ، البته طبیعی است که این مراسم و این نواها در نقاط مختلف هرچند به هم شباهت داشته و به هم نزدیک باشند تفاوت هایی محسوس و نامحسوس دارند .

ناگفته نماند که هنگام عروسی در خواند واسونکها و شادی کردن به هیچ وجه رعایت مقدم و مؤخر نمی شود . تذکر این نکته نیز لازم است که در تمام ابیات واسونک ها می توان به جای داماد کلمات ( کاکا ) را گذاشت و عکس آن نیز صادق است . به علاوه بعد از خواندن هر بیتی می توان این جملات آهنگین را خواند یا نخواند . « ای مبارک بادا - ایشالا مبارک بادا » ( همایونی ، 1345 : 267 ) .

واسونکهای لار نیز اکثراً به زبان محلی است اما در میان آنها گاهی اوقات ترانه هایی به لهجه فارسی نیز دیده می شود که این به احتمال زیاد به دلیل ورود ترانه ها از شهرهای دیگر به شهر ماست ، حتی در بعضی از این ترانه ها می بینیم که یک یا دو بیت آن به زبان محلی است و ابیات دیگرش به زبان فارسی است .

 

انواع ترانه های محلی

گرچه ترانه های محلی انواع اشعار محلی و عامیانه یک ناحیه یک ناحیه را اعم یک بیتی ، دوبیتی یا چند بیتی ، لالایی ، واسونک ، ترانه های نمایشی ، کار روایی و حتی طنز و خوشمزگی ها و در کل همه نمودهای شعری آهنگدار با اوزان ساده آن ناحیه را در بر می گیرد ، و آهنگ هایی که از نسل های پیشین با گذر از قرون و اعصار و همراه با رنج ها و شادمانی ها سینه به سینه به امروز رسیده و طراوت ذاتی خود را همانند طراوت آبهای جاری چشمه ساران حفظ کرده است و چون خواننده ای به خواندن آنها با این آهنگ ها می پردازد هر شنونده ای را شدیداً تحت تأثیر قوای نادیدنی و تنها حس کردنی خود قرار می دهد گاه می گریاند ، گاه می خنداند و گاه به تفکر می کشاند . ( همایونی ، 1379 : 511 )

ترانه های محلی لار نیز به دسته های متفاوتی همچون ترانه های مخصوص عروسی ( واسونک ها ) ، ترانه هایی هنگام به دنیا آمدن نوزادان می خواندند ، لالایی ها ، ترانه های که در دوری و فراق یاران و دوستان سروده می شده و نیز آوازهایی که در عزاداری ها برای عزیزان شان خوانده می شده تقسیم می شوند و هریک دنیای از معانی را با خود به همراه دارند .

                            

علی کوچولو                   
       

دوشنبه 25 دی 1391  04:42 ب.ظ
تشکرات از این پست
mohammad_43 mkamali
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 6460
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ترانه های محلی مردم شهر لار در جشن های عروسی

یافته های تحقیق

*« به حمام رفتن داماد»

1) ای امومی،ای امومی اَوِ اََموم تازَ کُن

شازدِ دوماد دَر اَمومِ شَربَتُش آمادِکن

Ay amumi ,ay amumi,āow e amum tāza kon

šāzde dumād dar amume šarbatoš āmāda kon

فارسی: ای حَمومی ای حَمومی آب حموم تازه کن

شازده داماد در حموم شربَتِش آماده کن

2) یِک اَمومی اَزنَو بِسازِمچُون اَموم سِید مُرتِضی

گِلُش از گِلدو بیارم                 اَو اُش اَز اِمام رضا

Yak amumi az now besāzem čoneamume sayd mortezā

Geloš az goldu biyārem aow oš az amām rezā

فارسی: یک حمامی از نوبسازم مثل حمام سید مرتضی

گِل آن را از گلدان بیا,رم وآبش را از امام رضا

3)کاکا جونیم تِکِ اَموم ، رَفیقاش یاری کُنید

یکصدو سی ، شیشَهِ  عطر شَ روِ سِرَخالی کنید

Kākā junim teke amum ,rafiqāš yāri konid

Yaksado si šišaye atr ša roy sera xāli konid

فارسی:برادر جانم درحمام   دوستانش یاری کنید

یکصدوسی شیشه ی عطررا روی سرش خالی کنید.

*«ترانه هایی درمراسم حنابندان»

1) گُلَم یارگُلَم ، یارگُلابَتون [1]

پیرَن حَریرُ ،شَلوار کَتون

Golom yār golom yār golābatun

Piran hariro šalvāre katun

2) می خوام بِرَمُ و خونَهِ  وِلُم [2]    کسی نکنه معنایِ دِلُم[3]

Mixām beram o xunae velom

Kasi nakone manāy delom

می خوام بِرَم باغ شَفیع               توکُل ، بجینیُ من اشرفی[4]

Mixām  beram bāδe šafi

To gol béčini o man ašrafi

3) نَه َنه ی دَما گَدا اِ    تُخمَه ی کَدو شَ جا اِ

Nanay  damā gadāe toxmay kadu šajae

فارسی : مادرداماد گداست وتخمه ی کدو پنهان کرده است.

4) نَه نَه ی دَما گَرمُ گِنا              سِرِ کَچَلیش واخَرَنا

Nanay damā garmo gena sere kacliš vāxaranā

فارسی: مادر داماد دیوانه است وسر کچل خود را می خاراند.

5-) یَک مَ اِنَو یک مَ ماس     نَه نَه دَما باکلاس

Yak ma enow  yak ma mās

Nanay damā bā kelās

فارسی:یک من حنا، یک من ماست    مادر داماد با کلاس

6) اِشَو اِنا بَندونُشِ وُ یَک عالَمُوُی حیرونُ شِ

دَستِ عبّاسِ علی[5]    سیصد نفر فرمونُ شِ

Ešow enā bandunoše yak ālamoy hayrunoše

Daste abbāse ali sisad nafar farmunoše

فارسی: امشب حنا بندان اوست یک عالم حیران او ست

دست عباس علی سیصد نفر فرمانبردار اوست

7) دادا ،دادا جون دادا      چُو کُنِم دَرعیش تو

زَر بریزم گُل بِکارِم           شَوِ اِنا بَندونِ تو

Dādā dādā  june dādā ču konem dar ayše to

Zar berizem gol bekārem šowe enā bandone to

فارسی:خواهر جان خواهر جان چه کار کنم در عروسی تو

زر بریزم گل بکارم در شب حنابندون تو

*« کت وشلوار پوشیدن داماد »

1) شازدَ دوماد شازدَ دوماد اینقَدَر آبی مَپوش

رَختِ آبی دَر بیارُ   رَختِ دامادی بپوش

Šāzde dumād šāzda dumad inqadar ābi mapuš

Raxte ābi dar biyāro razte dāmādi bepuš

فارسی:شازده دوماد شازده دوماد اینقدر آبی نپوش

لباس آبی رادر بیاور ولباس دامای بپوش

*« هنگام جدا شدن عروس از خانه پدری»

1) اَی نَه نَه جونِ نَه نَه که آخِر اُت کِردِم جُدا

مَزِرِ قرآن اَدَر کُن تا اُچِم دَسِ خُدا

                                                                   Ay nana jone nana ke āxer ot kerdem jodā

Mazzere qorān adar kon tā očem  daste xodā

فارسی: ای مادر که آخر مرا جدا کردی   بیا مرا از زیر قرآن رد کن تا بروم در پناه خدا

2) نَنَه وَلا نَنَه بِلا خونَه بابا بِتر

بَبَه جونیم زندَه باشه اَصلِ کارِ شُو اَرِ

Nana vallā nana belā xunae baba betare

Baba junim zende bāše asle kare šuare

فارسی:مادر والله و بالله که خانه بابایم بهتراست اما بابا جانم زنده باشد اصل کار شوهر است.

*« هنگام رفتن عروس به خانه داماد»

1) بی بی لا لا اِ تَن تَلا لا چوُتِ چوُتِ بی بی آروس

سَر تَ لوی زانوت نَدِ  خَرسَ[6]  اَ ریزِش تا بِ دامن

پا تَ دالونِ شُو نَدِ

Bi bi lālā tan talālā čute čute bibi ārus

Sar ta loy zānut nade xars arizeš tā be dāman

Pā ta dālone šut nade

فارسی: بی بی لا لا .چطوری چطوری خانم عروس .سر روی زانو گذاشته ای، اشک می ریزی تا به دامن، پاگذاشتی به خانه ی شوهر  

*« کلیات ترانه های محلی درجشن عروسی:»

1) پَس ِقَعلَ، پِشِ قَعلَ کِشتُ کارِذُرَتِ

قَدُ بالای شازدَ دوماد چونِ تَختَ ی ِ نَمَکِ

Pase qala ,pešeqala kešto kaār zorat

Qado bālāy šāzda dumā čone taxtay namake

فارسی: پشت قلعه وجلوی قلعه زیر کِشت ذرت است

قدوبالای شازده داماد مانند تکه ای از نمک است.

2) مِرِسِرَی[7] گَپ اَما لَشت اُدای با شاغنی[8]

کِ بُخُوی کِ شاد وابوا شازَ دوماد نازنین

Mereseray gape ama lašt odāy bā šāqani

Ke boxoy ke šād vābu šaza dumād nāzanin

فارسی: درحیاط بزرگ خانه ما   نخل لَشت وشاهانی نشسته چه کسی بخورد وشاد شود شازده داماد نازنین

3-مِرِسِرَی گَپِ اَما چِ بَهارِ بوخَشِ

شازَ دوماد دَر اَجادا چِ جَوون دِلخشِ

Mereserāy qape amā če bāhare buxaše

Šāza dumād darajādā če javune delxaše

فارسی: درحیاط بزرگ خانه ی ما چه بوی بهار خوشی پیچیده وشاهزاده داماد

از در وارد می شود چه جوان سرحال وخوشحالی است .

4) اَما اَلوا مُخَ اَلوای تِکِ تاس[9]

 اَما دُت[10] م ُ گِرِت از بَندَرَباس

Ama alvā moxa alvāy teke tās

Amā dot mo geret az bandarabbās

فارسی:ما حلوای درون کاسه را خوردیم ودختراز بندرعباس گرفتیم

5) دُکُنِ کَلَبّاس بُلبُلو شُ اِ خُروسو وُ مُرغو ، کَفتَرو شُ اِ

وَختِ بَرو دا کوچی تَلَبو بُلبُل مُشاتو اَرزو وَ دَبو

بِچی اَیِ مَلَ وا خَیلی ببی بُلبُل مُشاتو اَز خُم بِخِلی

وَختِ بَرو دا کوچی تَلَبو چَکلَکِ بی بی پُرِ شَلَبو

Dokone kalbbaās bolbolu šoe Xorusu yo morδu kaftaru šo

Vaxte baru dā kuči tal abu bobol mošātu arzu vadabu

Beči ay mala vā xayli bebi Bobol mošātu az xom bexeli

Vaxte baru dā kuči tal abu čaklake bibi pore šal abu

فارسی : مغازه کربلایی عباس شیرینی و آبنبات دارند ، وقتی باران می بارد کوچه ها خیس می شوند و آن شیرینی ها ارزان تر می شود. بچه های محله جمع شوید و شیرینی را از خودم بخرید، وقتی باران می بارد کوچه ها خیس می شوند و کفش مادربزرگ پر از شل می شود.

6) دُتو اَز کَیدُنی دِلُش اَ خُت خُتِ              وَختِ گَپ بُ اِس دِگَ ن مُنِ خُتِ

Dodu az kaydoni deloš a xotxote

Vaxte gap boes dega ne monexote

فارسی : دختر از کوچکی دل نگران است و وقتی بزرگ شد دیگر مال تو نیست.

7) فَسیلِ سَیدِنی با درویشالی                     دِلِ پُر دَردِ مَن کَی میشِ خالی ؟

Fasile saydeni bā darvišāli

Dele por darde man kay miše xāli

فارسی: نخل های سیدنی و درویشانی1 دل دردمند من کی از غم آزاد می شود ؟

8) دَرِ خونَی اَما لولَ وَ لولَ                         کِ اَر کِ رَدَبو بُخُی گُلولَ

Dare xonay amā lula va lula

Ke ar ke radabu boxoy golula

فارسی : در خانه ی ما لوله به لوله است که هر کس عبور کند گلوله بخورد.

9) دَرِ خونَی اَما سُتونِ پیچِ                          کِ اَر کِ رَدَبو سِرَش اَ گیچِ

Dare xunay amā sotune piče

Ke ar ke radabu seraš a giče

فارسی : در خانه ی ما ستون پیچ دار است که هر کس از آنجا عبور می کند سرش گیچ می رود.

10) دَرِ خونَی اَما نَمَکِ تُوَرزَ                           اِلئی کور بوبو آدمِ اَرزَ

Dare xonay amā namake tovarza

Elaei kur bubu ādame arza

فارسی : در خونه ما نمک است ، الهی آدم هرزه کور بشود.

11) یَک دُتی اَز خور مُ آردِ چُنِ شیرُ شَکَرِ

تورَ بارَش مُ برازَت پَسِ کَلَّش کَچَلِ

Yak doti az xur mo ārde čone širo šakare

Tura bāraš mo barazat pase kallaš kačale

فارسی: دختری از خور آوردیم مثل شیر و شکر، توره های آن را بالا زدیم پشت سرش کچل است.

12) یَک دُتی شِ بَبَ جونیم گُلِ تِتِ اَمَنِ

مَوی یَک عَیشی شَبُکُنِم کِ مَ دِل نِ وامَنِ

Yak doti še baba junim a gole tete amane

Mavi yak ayši šabokonem ke madel ne vāmane

فارسی : پدرجانم دختری دارد که به گل .... شبیه است ، می خواهم برای او آواز بخوانم تا بعدا حسرت نخورم.

13) بادا بادا اَکُنَم سِرِ چَمِدو واز اَکُنَم                                                                                                                         

اَگَ خَلخَال شَی نی دَما رُسوا شَکُنَم

Bādā bādā akonam sere čamedu vāz akonam

Aga xalxāl say ni damā rosvā šakonam

فارسی : بادا بادا می گوییم و چمدان را باز می کنیم ، اگر خلخال در آن نیست، داماد را رسوا می کنیم.

14) حَلقِه ی دَستُم گُشادِ بابِ دَستِ دِلبَرِ

یَک بادِ سیاهی بیادُ نَه نَه شُوَّر بِبَرِ

Halqaye dastom gošade bābe daste delbare

Yak bāde siyahi biyādo nanasowwar bebare

فارسی : حلقه دستم گشاد و مناسب دست دلبر است امیدوارم باد سیاهی بوزد و مادر شوهر را با خود ببرد .

15) چارتا طاقُ چارتا تالار شَهرِ لار

اَز میونِ چار بَرادَر شازدَ دوماد سایَه دار

Čār tā tāq o čārtā tālār šahre lār

Az miyune čār barādar šāzda dumād saya dār

فارسی : چهار طاق و چهار تالار در شهر لار و از بین چهار برادر ، داماد بزرگتر است

16) سِ دَریُ پَن دَریُ دَریا سَخت آبَنی

تِکِ عَیشِ کاکا جونیم اِناوِّ نقش آبَنی

Se dariyo pan dariyo dariyā saxt ābani

Teke ayše kākā junim enāuwe naqš ābani

فارسی : تمام سه دری ها و پنج دری ها را محکم ببندید و در عروسی برادرم حنای نقش دار ببندید .

17) سالِ قَطی کِ مَروِتَر شُ کِ اَ دَوا

اَما اَیشَم وَلی اَ خونَی دَما

Sāle qati marvetar šo ke a davā

Amā ayšam vali a xunay damā

فارسی: سال قحطی که مرو تلخ را دارو به حساب آوردند، ما در عروسی هستیم ولی در خانه ی داماد.

18) کُنارکُنگُلو خوب سایَ دارِ

تَمَنّا بَر دُتِ اَمسایَ دارِ

Konare kongolu xub sāya dāre

Tamannā bar dote amsāya dāre

فارسی : کنار کوچک خوب سایه ای دارد و نیز به دختر همسایه تمنّا می کند.

19) اَلَ اَلَ که شاد اُت بُکُنِم  با چوب بادزن باد اَُت بُکُنِم

اَلَ اَلَ کِه گَو اَ شَل خَتِ شربت نارنج مُشک شَ تِک کَتِ

Ala ala ke šād ot bokonemBā čube bādzan bād ot bokonem

Ala ala ke gaw a šal xate Sarbate nāranj mošk ša tek kate

فارسی : سریع باش تا تو را شاد کنم و با چوب بادبزن تو را باد بکنم. سریع باش که گاو در گل گیر کرده و در شربت نارنج موش افتاده.

20) اِتیاط بُکُن کِه بَند پَتا نِزِن                         خَرِ مَزَّینَل پا اَ کا نِزِن

Etiyāt bokon ke band patā nezen

Xare mazzaynal pā a kā nezen

فارسی : احتیاط کن که در طناب گره نیفتد و خر مش زینل به کاه لگد نزند.

21) اَما اِنکِه اُدام چِقَدَ خَش اِسَّم

اَما سُرخُ سَفید اَ گَلِ یَک اِسَّم

Amā enke odām čeqada xaš essam

Ama sorxo safid a gale yak essam

فارسی: ما اینجا نشسته ایم و خوشحالیم، و ما سرخ و سفید پوست ها باهم هستیم.

22) ناچَم کِ ناچَم تا کَباب نِخورَم وا خونَ ناچَم

Nāčam ke nāčam tā kabāb nexoram vā xuna nāčam

فارسی : نمی رویم که نمی رویم، تا کباب نخوریم از اینجا نمی رویم.

23) اَر کِ شادِ شادَبو اَر کِ نِشادِ کور بوبو

اَر کِ بَدِنِ اَما شَدِل بو اَز چَشِ بینا بوبو

ar ke nešāde kur abu arke šāde šād abubu

Arke badene amā šādelbu az čase bina bubu

فارسی: هرکس شاد است شادتر شود و هرکس شاد نیست کور شود، و هر کسی که بدی ما به دل داشته باشد، چشم بینایش را از دست بدهد.

24) صَد تَگُیم سیصَد تَگُیم اَ دَرِ خُنَی جُفتی مَچُ

اَرَمی تَ رو اَدَیم اَ جَنگِ دادَی شو مَچُ

Sad tagoym sisad tagoym a adare xonay jofti mačo

Arami ta ru adaym a jange dādāy šu mačo

فارسی : صد بار و سیصد بار به تو می گویم که در خانه جفتی نروی اَرَمی(نوع پارچه) رویت می کشم تا با خواهر شوهر دعوا نکنی.

25) نابوکِ نابو رودُم اَ اِنکِ نی اَیش مَوَ نابو

Nābu ke nābu rudom a enke ni ayš mava nābu

فارسی: اینگونه نمی شود. چون فرزندم ایجا نیست عروسی به من خوش نمی گذرد.

26) شَلِ بِرکَ اَ گِلِ دوشت اَکُنَم

نَخودِ زِندَ اَ پَی گوشت اَکُنَم

šale berka a gele dušt akonam

Naxode zenda a pay gušt akonam

فارسی : گل برکه (آب انبار) را با کاه گل اندود می کنیم و با نخود نپخته خورشت درست می کنیم.

27) ماشینِ جیپِ کَیدونو اَز باغ دارِ اَوِشَ

شازَ دوماد شَ سُوارِ نَمَکُ و زاغ شَ کِسَ

Māšine jipe kaydunu az baδ dāre aveša

šāzda dumād ša sovāre namako zāδ ša kesa

فارسی: ماشین جیپ کوچک از باغ آویشن می آورد و شازده داماد سوار آن است و نمک و زاغ (شیئی برای جلوگیری از چشم زخم) در جیب اوست .

28) سوارِ ماشینِ خاوَر مَ نابِم  خاطر خواهِ پُسِ لاغَر مَ نابِم

Savāre māšine xāvar ma nābem

Xāter xā`e pose lāδar ma nābem

فارسی : سوار ماشین خاور نمی شورم و عاشق پسر لاغر نمی شوم.

29) اَی قَدَمگاهِ عَلی کِ روکَش اُت بُکُنِم زَری

مَردُمون اَ مال اَنازِن مَ بِ عباسِ عَلی

Ay qadamgāhe ali ke rukaš ot bokonem zari

Mardomun a māl anāzen ma be abbāse ali

فارسی : ای قدمگاه حضرت علی می خواهم ضریح تو را با پارچه زر دوزی شده روکش کنم که همه به ثروت افتخار می کنند و من به حضرت عباس (ع) افتخار می کنم .

30) بالاخونَی رو بَ قِبلَ خِشتُ و نیم خِشتُش طِلا

کاکا جونیم توش نِشَستِ می کُنِ شُکرِ خُدا

Bālā xunay ru ba qebla xešto nim xeštoš telā

Kākā junim tuš nešaste mikone šokre xodā

فارسی: بالا خانه ی رو به قبله، خشت و نیم خشتی از طلا داردو برادرم در آن نشسته و شکر خدای را به جا می آورد.

31) شَو تَگُفتَم روز تَگُفتَم خونَ داری خوب بکن

زِرِ دسِ مامُنِ شو چَشِ دشمن کور بُکُن

šow tagoftam ruz tagoftam xuna dāry xub bokon

Zere daste māmone ču čaše došman kur bokon

فارسی: شب و روز به تو می گفتم که خانه داری را درست انجام بده و زیر دست مادر شوهر چشم دشمن را کور کن.

32) اَرچِ دارَم سی تُ دارَم تُ عَزیزِ خونَمِش

دُورِ اَجلَت گُل بِکارَم تُ گُلِ راجونَمِش

Arče dāram si to dāram to azize xunameš

Doure ejlat gol bekāram to gole rājunameš

فارسی : هرچیزی دارم برای تو دارم تو عزیز خونه ی من هستی ، دور حجله تو گل بکارم تو گل راجونه ی من هستی.

33) اَی عَلی صَلِّ عَلی اَز دَستِ قُومِ بی وَفا

چَن رُزی صَب شُ نِ کِ رودُم اَز سَفَر بیا

Ay alā salle alā az dasse qowme bi vafā

Čan rozi sab šo ne ke rudom az safar biyā

فارسی : ای علی صل علی از دست قوم بی وفا که چند روزی صبر نکردند که عزیزم از سفر بیاید .

34) اَی رَسی اَی وارَسی خبرِ خوشالی وارَسی

تِکِ عَیشِ خانُم عَروس دَدَ جونیش وارَسی

Ay rasi ay vā rasi xabare xošāli vā rasi

Teke ayše xānom arus dada juniš vā rasi

فارسی : ای رسید و ای رسید خبر خوشحالی رسید در عروسی خانم عروس خواهر جانش رسید

35) از بَس کِ تُ تَمَ کِردِ بَدی                                      جوازُم مادِ تا اُچِم اَبوزَوی

Az bas ke to tama kerde bady

Javāzom māde tā očem abuzavi

فارسی : از بس که تو بر من بدی کردی      ویزایم را بده تا بروم ابوظبی

36) بَ بَ عروس بَ بَ عروس آینِه ی ریشُت طِلا

تُ کِ زن دادی به کاکام کَم نَشهِ سایه ی شُما

Baba arus baba arus āyiney rišot tela

To ke zan dādy be kākām kam naše sāye šomā

فارسی : پدر عروس پدر عروس آینه ی ریشت طلا ، تو که زن به برادرم دادی کم نشود سایه ی شم

37) این اَمهِ را اومَدیم هیچ کی نگفت خوش اومدید

مَزِّ خاطر خانم عروس این اَمهِ را اومدیم

In ame rā umadim hički nagoft xoš umadid

Maze xāter xāno aris in ame rā umadim

فارسی : این همه راه اومدیم هیچ کس به ما خوش آمد نگفت و فقط به خاطر عروس خانم این همه راه آمدیم

*« هنگام لباس پوشیدن عروس »

     خانم عروس گِر گِرفتِ نمی پوشِ رختِ ما

از خونَه ی باباش بیاری یَک قبای دکمهَ طِلا

Xāno arus ger gerefte nemipuše raxte mā

Az xunaey bābāš biyāri yak gabay dokma telā

فارسی : خانم عروس لج گرفته نمی پوشد لباس ما ، از خانه ی پدرش یک دست لباس دکمه طلا بیاورید

2) اُرسِنِ[11] چَرمِ فرنگی پایِ بُلوری شَوی

سِرِ گُپِّ[12] خانم عروس سُرخاب[13] اِندی شَوی

Orsene xarme farangi pāye bolury šavi

Sere goppe xānom arus sorxābe endy šavi

فارسی : کفش چرم فرنگی پای بلوری می خواهد و سرگونه خانم عروس سرخاب هندی می خواهد

*« هنگام به حجله رفتن عروس و داماد »

1) حجلَه خونَ یِ شازَ دوماد سه تا زن کِل می زَنَن

جار ایل و جار میخک ، جار فلفل می زَنَن

Hejla xunay šāza dumād se tā zan kēl mizanzn

Jāre il o jāre mixak , jāre felfel mizanan

فارسی : در حجله خانه ی شازده داماد سه تا زن کل می زنند و صدای هل و میخک و فلفل می زنند

2) از خدا مَ وایَ دارِم بادِ رویِ دریا بیا

شازَ دوماد میرِ حجلهِ ، شاد و خُرَّم در بیا

Az xodā ma vāya dārem bāde rowy daryā biyā

Šāza dumād mire hejle šād o xorram dar biya

فارسی : از خدا من یک آرزو دارم که باد از روی دریا بیاید و شازده داماد رفته حجله شاد و خرم بیرون بیاید

3) از خدا مَ وایَ دارِم پا بِشَم یَک صبحِ گا

توی حجلَهِ کاکا جونیم مَ کُنِم شُکرِ خُدا

Az xodā ma vāya dārem bāde pā bešam yak sobhe gā

Tuye hejlae kākā junim ma konem šokre xodā

فارسی : از خدا من یک آرزو دارم یک صبح زود بیدار شوم و در حجله ی کاکا جونیم من کنم شکر خدا

4) حجلَه خونَهِ رو بَ قِبلَ صَد تُمَن قیمَت بُدِ

رود جونیم توش نِشَستِ عالَمی رَوشَن بُدِ

Hejla xunae rub a gebla sad toman gimat bode

Rude junim tuš nešaste ālami rowšan bode

فارسی : حجله خونه ی رو به قبله صد تومان قیمت دارد و فرزندم در آن نشسته عالمی روشن شده

نتیجه گیری

این مقاله پژوهشی قسمتی از ترانه های محلی لار یعنی واسونک ها - اشعار ویژه مجالس شادمانی عقد و عروسی -  هستند که خود نوای خاصی دارند و معمولاً با کف زدن ، ضرب ، سازو نقاره و داریه (دف) توأم است . طبق پژوهش انجام شده و مصاحبه با افراد محلی و مقایسه اطلاعات جمع آوری شده به این نتیجه دست یافتیم که روز به روز کاربرد این واسونک ها در مجالس عقد و عروسی کمتر شده و نسل های جوان این سرزمین علاقه چندانی به خواندن این نمونه ها را ندارند و یا بهتر بگوییم کاربرد این نوع ترانه ها در مراسم ها تقریباً رو به منسوخ شدن دارند و آشنایی کافی در این باره وجود ندارد ، اگر هم در برخی از مجالس هنوز دو سه بیتی از این ترانه خوانده می شوند ، یا توسط قدیمی تر های فامیل خوانده می شوند و یا آن ترانه هایی است که با زبان فارسی درآمیخته است همانگونه که بخشی از این نوع ترانه ها را در متن ذکر نموده ایم . اگرچه در گذشته ترانه ها و اوسونک ها به زبان فارسی کما بیش رواج داشته اما امروزه نسبت به گذشته رواج بیشتری یافته است .

البته در این تحقیق بیشتر به تدوین و گردآوری آن دسته از ترانه های محلی پرداخته ایم که فقط مختص به مردم لار است ، تا همشهریان عزیز با این بخش از آداب و رسوم خود بهتر آشنا گردند و سینه به سینه به نسل های بعدی برسانند همانگونه که به ما رسیده است .

درآخر از خداوند بزرگ می خواهم این مجموعه مورد قبول و طبع لارستانی های خوش ذوق ، خونگرم و غیور قرار گیرد و موجب تشویق اهالی علم و قلم و وستداران فرهنگ کهن لارستان گردد .

منابع و مأخذ

انجوی شیرازی ، نجوا ( بی تا) . مجله سپید و سیاه ، شماره 789

غفاری ، غلامرضا و عادل ابراهیمی لویه(1385) . جامعه شناسی تغییرات ، تهران ، دانشگاه تهران

روح الامینی ، محمود (1381) . زمینه فرهنگ شناسی ، تهران ، انتشارات دانشگاه پیام نور

کوئن ، بروس(1381) . درآمدی بر جامعه شناسی ، ترجمه محسن ثلاثی ، تهران ، نشر توتیا

گیدنز ، آنتونی(1376) . جامعه شناسی ، ترجمه منوچهر صبوری ، تهران ، نشر نی

گیدنز ، آنتونی(1378) . تجدد و تشخص(جامعه و هویت شخصی در عصر جدید) ، ترجمه ناصر موفقیان ، تهران ، نشر نی

مؤید محسنی ، مهری(1381) . فرهنگ عامیانه سیرجان ، انتشارات مرکز کرمان شناسی

هدایت ، صادق(1341) . نیرنگستان ، تهران ، انتشارات امیر کبیر

همایونی ، صادق(1353) . گوشه هایی از آداب و رسوم مردم شیراز ، انتشارات اداره کل فرهنگ و هنر فارس

همایونی ، صادق(1369) . دوبیتی های باقر لارستانی ، شیراز ، انتشارات نوین

همایونی ، صادق(1379) . ترانه های محلی فارس ، شیراز ، انتشارات حافظ

همایونی ، صادق(1345) . ترانه هایی از جنوب ، چاپ وزارت و هنر

فاطمه اردیش دارای لیسانس علوم اجتماعی با گرایش پژوهشگری است که در طول تحصیل دانشگاهی خود تحقیق هایی در زمینه های مختلف انجام داده و اکنون نیز عضو انجمن نویسندگان امام جعفر صادق (ع) لار می باشد .

لیلا فربود دارای لیسانس ادبیات می باشد و علاقه مند به تحقیق در مسایل ادبی شهر لار و اکنون عضو انجمن نویسندگان امام جعفر صادق (ع) لار می باشد .

۱- درشب حنابندان ، هنگام بستن حنای داماد وآوردن خنچه از خانه عروس، شعر خاصی می خوانده اند.

[2]- وِلُم : به معنای یار

3- مَعنای: منع

[4]- اَشرَفی : نوعی سکه

5-عباس علی: حضرت ابالفضل

6- خَرس: اشک

7- مِرِسِری : حیاط

8- لشت وشاغنی: اسامی انواعی از درخت خرما

9-تاس: کاسه

10- دُت : دختر

[11] - اُرسی : کفش

[12] - گُپ : گونه ، صورت

[13] سرخاب : از لوازم آرایشی است
 

                            

علی کوچولو                   
       

دوشنبه 25 دی 1391  04:47 ب.ظ
تشکرات از این پست
mohammad_43 mkamali
دسترسی سریع به انجمن ها