0

همه چیز در ارتباط با زیارت عاشورا

 
maryamjoon
maryamjoon
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1178
محل سکونت : تهران

پاسخ به:همه چیز در ارتباط با زیارت عاشورا

تفسیر زیارت عاشورا


شیخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زیارت عاشورا ، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشاء و املاى معصومى باشد هر چند که از قلوب مطهره ایشان چیزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بیرون نیاید بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت جلت عظمته به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین صلى الله علیه و آله رسیده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضاى حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادى بى‏نظیر است [1][1]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ(السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا خِیَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِیَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ‏السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَالسَّلاَمُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمِیعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ

در اولین فراز زیارت عاشورا ، عبارات سلام جلوه گر است . با سلام بر امام حسین (ع) علاوه بر ادای احترام و خضوع و خشوع خود ،ارتباط با امام شهید را با گروهی از حق طلبان (جبهه حق)مشخص می کنیم تا اعتقاد خود را که همان محتوای سلام است اظهار نمائیم.
سلام بر حسین(ع) فرزند رسول خدا، علی مرتضی،زهرای اطهر (رهبران بزرگ نظام توحید و انسان های کامل)و سپس بر خونی که خدایش خونخواهی،خون تو خواهد کرد و پسر کسیکه خدا خونخواه اوست.
[2][2]
با فهم کلمه ثار در این زیارت و دیگر دعاها برجسته ترین جبهه گیری تاریخی اجتماعی را اعلام می نماییم و وراثت وی را بعنوان حجت خدا در زمین ،رهبر بزرگ نظام توحیدی وارث رسولان و ابلاغ کنندگان و پیام آوران نظام توحید را مطرح می نماییم.
و سلام بر کشته ای که خون کسانش ریخته شده است.این جمله می تواند ، ما رابه خصوصیات و چگونگی عمل رهروانش آگاه نموده، الگوی عملی ما در زندگی دنیوی باشد تا بفهمیم چگونه می توان یاور حسین شد و چه سان یاوری او را به انجام رساند .
ما در این زیارت به حسین (ع)بعنوان فرزند رسول خدا و فرزند امیرالمومنین و فرزند بهترین زنان عالم سلام می دهیم.
سلامی نه بر مبنای مسایل و خصوصیات خانوادگی و خونی ونژادی که در اسلام جایی ندارد و بلکه سلام در این مفهوم به حسین (ع)یعنی وارث ارثیه حقیقی و با شکوه و با عظمت آنها که رهبری الهی و امامت توحیدی آنها جز یقین ثابت ،اخلاص ، شرافت ، صبر و صفا و…. جایگاه دیگری ندارد .
زائر در این جا بیان می کند که جبهه اعتقادی وی در تاریخ کدام است ، از زمره ی چه کسانی است و از چه کسانی می خواهد باشد .
مفسرین نوشته اند این فراز از دعا فراز تصدیق است و منطبق بر قسمت اثبات و تصدیق کلی “ لا اله الی الله” ، چرا که در جملات بعدی از واقعه کربلا بعنوان بزرگ ترین مصیبت وارده بر خود و به جمیع مسلمانان از همان زمان تا زمان های بعدی و حتی تا فرداها وحتی به عنوان بزرگ ترین مصیبت برای اهل آسمان ها یاد می کند .
این تصدیق یک تصدیق عادی نیست بلکه یک اعتقاد قوی است که نفی و طرد کسانی را مطرح می کند که روبروی حسین (ع) و مکتب او قرار گرفته اند.
می خواهد بگوید : “ نمی شود گفت هم حسین حق بود و هم یزید ”
و هیچ توجیهی هم بر دغل کاری و نیرنگ های یزیدی نمی توان افزود تا اعتقادش به پوچی متمایل نشود .
بنابر این توجه است که با خاتمه فراز تصدیق ، فراز نفی خود را همزمان آغاز می کند .

یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَةُ بِکَ (بِکُمْ) عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُکَ فِی السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ

رزیه در اصل به معنی نقص است و مصیبت ، لابد به نقیصه در اموال و انفس و ثمرات خواهد شد .
زائر در این قسمت وسیع بودن حرکت و قیام را متذکر می شود و بر بزرگی مصیبت بر خود و جمیع اهل این مصیبت ( اهل اسلام )تا کید می کند و می خواهد اعلام کند قیام امامش ، قیام یک فرد و گروه اندک نیست ، که این مصیبت بر فرشتگان و گروه های طرفدار توحید که مقام قرب خداوند را دارند و بر تمام مسلمانان بسیار سنگین و غیر قابل تحمل است .
و اما فراز نفی که پس از فراز تصدیق شروع می شود با عبارت فَلَعَنَ اللَّهُ شروع می شود.
فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ‏وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقَامِکُمْ وَ أَزَالَتْکُمْ عَنْ مَرَاتِبِکُمُ الَّتِی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فِیهَاوَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ قِتَالِکُمْ‏بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِیَائِهِمْ‏
بلی نفی و بیزاری بر گروهی که طراح و بنیان گذار ظلم و جور هستند و نه تنها این برائت و بیزاری شامل سردمداران ظلم و جور می شود بلکه همه ی آنها که مقام و منزلت شما را ندیده گرفتند و بر کشتن اولاد و اکباد شما قیام کردند حتی زمینه چینان و نه تنها آنها ، که همه پیروان آنها ، و دنبال کنندگان مشی و مرام آنها و حتی دوستان آنها هستند .
و این تسلسل نه تنها زمان فرزند رسول خدا را شامل می شود ، بلکه همه اعصار و قرون ، هر جا که ندای مظلومیت است و آنها که با هر وسیله به یاری کفر می شتابند ، مورد نفرت من هستند و خود در این جبهه نمی خواهم باشم .
این اعلام ، آگاهی و قدرت تمیز فرد را به دنبال دارد ، یعنی من که بیان ظلم و جور را نفرین و لعنت می کنم ، و خود را حق طلب معرفی می کنم قدرت تشخیص دارم و معتقد به نظام توحیدی و عدل و داد خداوندی و معتقد به معاد هستم و این اعتقاد مرا به حراست و دفاع از آیین و نظام حق فرا می خواند ، اعتقادی که در زمان نمی گنجد بلکه تا روز قیامت ادامه خواهد داشت .
و حتماًدر کنار هر حق و هر بیداد افرادی هم هستند و من به عنوان یک مرید نه تنها با حق خواهان عالم موافقت دارم ، بلکه در صلح و سلامتم با هرکس که با شما در صلح باشد ، و جنگ و جهادم با کسانی است که با شما در مبارزه باشند .


یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ

این فراز هم در دنبال فراز های قبلی است و مؤید همان اصل توحیدی “لا الله الی الله” می باشد. مبتنی بر ایده و موازین قرآنی ، آنجا که می خوانیم :

محمد رسوال الله الذین اشداء علی الکفار رحماء بینهم

در این جا می خواهد بگوید که درمسیرحرکت کردن ، همان جهت حرکت به سوی خداوند را انتخاب نموده است ( کمال مطلق) و این همراهی و همکاری با حسین (ع) با هر کسیکه با حسین (ع) سر همکاری و همراهی داشته باشد ، ادامه خواهد داشت و مبازره دائمی ما با کسانی است که با حسین(ع) و با همراهان امام حسین (ع) سر مخالفت داشته باشند .
در واقع زائر می گوید :
“ در گیری دائمی پیروان حق با سر سپردگان باطل ، تا روز قیامت ادامه خواهد داشت ”.
قرآن کلام وحی هم، به صورت های گوناگون از این مبارزه حرف زده است و اورا به چنین کاری موظف و مسئولش دانسته است .

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِی أُمَیَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً)وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِکَ
در این فراز از دعا همان نفی و طرد را می بینیم ، اما این بار به نمونه های تاریخی ظلم و جور، اشاره می کند تا عینی تر با موضوع برخورد کنیم و به عنوان درس عبرتی در مقابل خود ، پویندگی و وابستگی خود را در راه حق و حقیقت قرار دهیم . اینجا می خواهد تسلسل باطل را از توطئه گران ، سردمداران و رده های ستادی کفر تا آنها که زمینه سازی شرکت نیروهای الحادی را در برابر حق داشته اند بنمایاند و با بیزاری از آنها به خود هشدار دهد که مبادا روزی در یکی از این منجلاب ها گرفتار شوی .

بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی‏لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِی بِکَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَ مَقَامَکَ وَ أَکْرَمَنِی (بِکَ)أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَکَ وَجِیهاً بِالْحُسَیْنِ علیه السلام فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِیَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ‏وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَیْکَ بِمُوَالاَتِکَ ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ‏وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِکَ وَ بَنَى عَلَیْهِ بُنْیَانَهُ‏وَ جَرَى فِی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَى أَشْیَاعِکُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ‏وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْکُمْ بِمُوَالاَتِکُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِیِّکُمْ‏وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ


این فراز در حقیقت در طول و ادامه ی فراز های اول و سوم است که در ابتدا نه تنها خود را فدائی محسوب می کند که بهترین عزیزانش ( پدر و مادر) را در راه ولایت او ، و در مصیبت بزرگ او فدا می آورد وآرزوی انتقامجوئی و خونخواهی آن امام شهید را از خداوند می خواهد ، در حالی که نمی داند این خود خداوند است که مقام حسین (ع) را بزرگ داشته و خونحواه اوست .
پس خود را در ولایت و زعامت امامی می خواهد ، پیروزمند و از خانواده ی عصمت و طهارت ، تا خدای نکرده ضعف و لغزش در این راه توحیدی با او قرین نشود .
زائر عزت و آبروی خویش را در حین تقرب خداوند به شفاعت و حق حسین (ع) طلب می کند و می خواهد با تقرب به خداوند و نزدیکی به رسول اکرم (ص) و امیر المومنین (ع) و فاطمه (س) و امام حسن (ع) پایه های اعتقادی و عملی رفتار خویش را مشخص و مؤید سازد و برای تصدیق بیشتر بر این مدعا با لعن و نفرین و بیزاری جستن از بنیانگذاران ظلم ، حرکت توحیدی و مشخصه پویندگی خویش را با قرار دادن الگوهای مجسم اعلام نماید ، تا همراه و همدل ظلم ستیزان گردد.
او پس از تمیزِ حق و باطل می خواهد محدوده ی عملی و رفتاری خود را هم اعلام و مبارزه ی دائمی خود را پیش رو داشته باشد تا وابستگی ها و علقه ها نتواند اورا بی تفاوت و بی احساس بار آورد ، بنابراین ملاک های دوستی و دشمنی خود را اعلام می نماید .
إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وَ وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاَکُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاکُمْ‏فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ‏أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِوَ أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏وَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی (ثَارَکُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِیٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ‏وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکُمْ عِنْدَهُ أَنْ یُعْطِیَنِی بِمُصَابِی بِکُمْ أَفْضَلَ مَا یُعْطِی مُصَاباً بِمُصِیبَتِهِ‏مُصِیبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلاَمِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ (الْأَرَضِینَ)
پس از تکرار جمله ی “‌من در صلح هستم با هر که مسالمت دارد با شما و در جنگم با هر که بجنگد با شما و … ” تأییدی دیگر بر انتخاب راه و جهت زندکی و حرکت اوست .
در اینجا زائر خود را یک گام جلو تر می بیند ، او خود را در حالی می بیند که محبت خداوند نصیب او شده و معرفت و شناخت ائمه و دوستان ائمه را شامل حال خود می بیند که به عنوان رزق و روزی او بهترین جهت گیری در زندگی ، به او اکرام شده است .
وی می خواهد بجهت این کرامت ، حرکت عاشقانه اش را در دنیا و آخرت در مسیر رضای خداوند قرار دهد یعنی حقیقتاً خود را به او بسپارد و قدم های صادق و مخلصانه ی خود را در راه اعتلای هدف راستینش ، که با ائمه مطابق و هم جهت است ، ثابت و استوار گرداند .
و حالا پس از این دوفیض عظمی ( شناخت و معرفت ائمه و بیزاری از دشمنان) از خداوند می خواهد مقام محمود و پسندیده ای برای او قرار دهدو اورا چون خود ، خون خواه خون حسین(ع) قرار دهد با هدایت گر و امامی ظاهر ، گویا و به حق ، از دودمان عترت و رسالت که در نهایت هدایت راه را به عهده داشته و رسالت بزرگشان راهنمائی انسان ها است .
مقام محمود طلب شده از خداوند همان ولایت مطلق محمدی است و هنگامی به دست می آید که هدف و غرض از بعثت از مسیر دایره ولایت مشخص و به یقین تبدیل شده و انتشار ایمان در قلوب مستعده جاری شود تا بتواند ظلم و عصیان را از قلب شخص ریشه کن سازد ،
طلب درک این مقام منجر به دولت سعیده و طلعت رشیده ای است که همواره آرزومندیم و سپس طلب خون خواهی که این حالت تقرب کامل به خداوند است و یا در اصطلاح “خدا گونه شدن” که وراثت ثارالله به او برسد .
این درخواست در نهایت تشویش و تضرع است و هنگامی که بهترین اجر و ثواب را برای این مصیبت بزرگ طلب می کند در حقیقت طلب شفاعت و توسل است که به حق شرف و فضل ثابت را برای این خانواده از جانب خداوند می بیند ،لذا می خواهد با توسل و ایجاد رابطه توسط مقربی مؤید به قرب بیشتر ذات باریتعالی نائل آید .
چه ارزشمند است این شناخت و این درخواست !! در حقیقت عاشق در طلب وصال مولا می سوزد و از سوختن دل ، حلاوت و طراوتی بدست می آید که هرکز به وصف نیاید.
اقرار مکرر به بزرگی مصیبت و نقصانی که در جامعه حادث شده و این مصیبت مطلق موجودات (جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ )را شامل شده است که بزرگی و گستردگی مصیبت دیدگان نشان از بزرگی مصیبت و عظمت مقامی است که با شهادت خود بزرگترین درس ها را آموخته است .
زائر در این مقام به وجد می آید و کراماتی را درک می کند و اکنون در جوشش و سوز عشق بی منتهایش درجات و عنایات بالاتر خداوند را طلب می کند که فراز آن دعا چنین است .
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی مَقَامِی هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْکَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
دراین فراز عارفانه ترین شناخت ها حاصل شده و می خواهد نتیجه ی عزاداری بر حسین(ع) را به دل سوختگان بشارت دهد .
بالاترین خیرها ، موقعیت و مقام رشیدی است که انسان را در عروج عاشقانه اش به سوی خدا خالص گرداند ، تا همچون پیامبر اکرم(ص) لایق صلوات خداوندی گردد و اکنون زائر مقامی از خداوند می خواهد که مورد تایید خداوند قرار گیرد.
این درود و سلام یک ذکر اختصاصی است که زائر می تواند با آن آمرزیده شود ورحمت خاص خداوندی را نصیب خود سازد که در حقیقت این نهایت کمال است ، وکمال بالاتری از قرار گرفتن در دایره رحمت خاص خداوندی را متصور نخواهیم بود.
در این مقام انسان به معنای خلیفه الهی خود می رسد وحتماً جایگاه متعالی خود را باید در این روش پیدا نماید تا در ادامه ی این مقام جاودانه شدن را از خدا بخواهد.
جاودانه شدن همراه با حیات و مرگی نشات گرفته از ایمان و عمل صالح همانند زندگی اسوه ی مخلوعات عالم حضرت نبی خاتم (ص).
چنین درک می شود که نهایت فیض و رحمت در جمله جمله ی این دعا همراه با اتکال به خداوند ، رسول گرامی اسلام (ص) و عترتش مطرح است تا زائر بداند راه سهمگین است و باید در این راه هادی و هدایت گری همراه داشت و آن راهنما ، همانند و همدلی جز برگزیده ی پیامبران حضرت خاتم الانبیاء نیست که خداوند انشاءالله به طالبان عطا نماید .


اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ (فِیهِ) بَنُو أُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الْأَکْبَادِاللَّعِینُ ابْنُ اللَّعِینِ عَلَى (لِسَانِکَ) وَ لِسَانِ نَبِیِّکَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)فِی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیُّکَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)
خدایا روز روزی است که جشن گرفته اند آنرا بنی امیّه
[3][3] ،پسر زن خورنده ی جگرهای انسان [4][4] و سپس انها را به صفت لعنت شده و پسر لعنت شده یاد میکند و این لفظ از کلام و حلقوم نبی اکرم (ص) مستفاد شده است که درود خدا برای اوست و در هر موقعیّت و مکانی که وی انتخاب نمود و این تاییدی است از زبان رسول امین حضرت محمد بن عبدالله(ص) بر لعن امّت کفر .
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْیَانَ وَ مُعَاوِیَةَ وَ یَزِیدَ بْنَ مُعَاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِینَ‏وَ هَذَا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ)اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِیمَ)
سپس لعن و نفرین جاو دانه ی خداوند را بر رده های ستادی کفر بیاد می آورد و این بار هم نام آنها را متذکّر می شود ، دو علّت این نفرین را هم می آورد که چه گوهرهای گرانبهایی در این روز به ظاهر کشته شده و آل زیاد و مروان بر این جنایت شادی کردند .
پس افزایش لعن و نفرین را و عذاب را از خداوند بر آنها می خواهد اینجا تأیید دیگری بر درک میزان فاجعه و مقدار تألم است .
زائر در اینجا دقیقاً آگاه است که چه ثلمه ای بر جهانیان وارد شده است و چگونه رکن و ستون استوار دین اسلام را ذبح شرعی کرده و بر آن تبلیغات راه انداخته اند.
اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی مَوْقِفِی هَذَا وَ أَیَّامِ حَیَاتِی‏بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ (عَلَیْهِ وَ) عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
زائر در اینجا باز هم درخواست تقرّب به خداوند دارد خاصّه در این روز (عاشورا)و در موقعیّت موجودی که واقع شده است .
او به آگاهی رسیده است و آینده ی خودرا که تو أم با عشق و سوز ولایت می باشد با بیزاری جستن از آنها (سران کفر)و با دوستی و ولایت پیغمبر (ص) و خاندان پیغمبر (ص) ترسیم می نماید .
او اکنون خط ظلم و جور را از حقیقت کاملاَ باز شناخته و به یقین کامل رسیده است و چنین است که عاشق باید بسوزد تا سوز ولایت در قلب و دل اوخاموش نگردد و پشتوانه ی محکمی بر ادامه ی راه او باشد .آنگاه باید با آمادگی تمام در لعن و نفرین اوّل ظالم بحقّ محمّد(ص) و آل محمّد بکوشی و این مرام را تبلیغ کنی تا به تبرّی رسیده باشی.
غرض از تولّی و تبرّی در این زیارت مشایعت و متابعت واقعی از اهل البیت و قوام به این دو رکن است که می بینیم بصورت متعدده ابراز شده است و خطاب های گوناگون را دارا می باشد.

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِکَ‏اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِی (الَّذِینَ) جَاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ وَ تَابَعَتْ (تَایَعَتْ) عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِیعاً

در این فراز لعنت اوّل را به ظالم و ظلم کننده برحقوق حقه پیامبر و آل او و در آخر بر پیروان گروه کفر ترسیم می کنیم و ریز و درشت همراهان ،همقطاران و همکاری کنندگان را لعنت می کنیم و از خداوند می خواهیم این مجموعه را قرین لعنت قرار دهد .
در اصل این بیان بعد از معرفت و شناخت کامل به اهل حق و باطل صورت می گیرد وآنقدر تکرار در بیانات زیارت هست که انسان را هدایت و مددکار باشد تا خدای را با معرفت عارفانه ی خویش یاد کند و این را کرامتی بزرگ و وسیله ای عظیم برای نیل به مقام ارزشمند انسانیّت بداند .
این فرازها در انسان احاطه به مقام حسین علیه السّلام ایجاد نموده او را بر اسرار و باطن ها و ضمائر مقام عصمت و طهارت به حدّی که طاقت بشر اقتضا کند آگاه می کندسپس با اطلاع بر مراتب کمالات و مدارج عالیه ی امامت از علم وحلم ،تقوی و شجاعت و…به یقین کامل می رسد و حقا مقام کمال الایمانی را در صورت صدق نیت و عمل به اخلاص پیدا می کند.
صفای روح و پاکی قلب مؤمن نیاز به ولایت و امامت و توسل به ایشان را ، اینک لمس نموده است و در فضای عرفانی خویش غرق است و اکنون باید با اعلام خلاصه ی اعتقاد خود از موقعیّت دعا خارج شده و تاثیر عاشقانه آنرا در روزهای آینده داشته باشد .
اما او از این اثر دست نخواهد کشید و باز در مجموعه ای منسجم باسلام بر اباعبدالله متن کوتاهی را چندین مرتبه تکرار می نماید.


السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ‏عَلَیْکَ مِنِّی سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُوَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ (لِزِیَارَتِکَ)السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَیْنِ ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر ابا عبدالله (ع) و ارواح مقدسی که به آستانت در آمدند ، درود خداوند همیشه بر تو باد ، تا هستم درهر شب و روز …
زائر علاوه بر این درخواست ، عهد ی که مخصوص زیارت است ، برای تقویت خود تقاضا می کند و می خواهد که خداوند این زیارت را آخرین زیارت او قرار ندهد .
در این فرازها ، زیارت معنی بعیدی دارد و در اصل زائر، معرفت ، آشنائی و ملاقات خداوند را برای همیشه می خواهد ، وی به شفاعت و رابطه ی امام بزرگوار خود تاسی می کند تا شاید جلای قلوب و شفاء صدور و روشنی ابصار بیابد .
او برای درک و کسب فیوضات از هدایت گری امامان غافل نبوده از امام رئوف خود امام حسین(ع)و زینت عبادت کنندگان علی بن الحسین(ع) و اصحاب پاک و دلاور سید شهیدان چنین درخواستی دارد . تاخود واقف شده باشد که چگونه فرزند آدمی نه در راه پدر، بلکه در راه خداوندکه پدر هم پیرو آن است ایثار و فداکاری دارد ، لذا او هم باید ولایت را به فهم و تعقل بپذیرد و ادامه دهنده ی آن باشد .
زائر سپس آخرین فراز دعا را می خواند .


اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ‏اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِی سُفْیَانَ وَ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ
هر چند مراد از این چهار نفر معلوم است ، ولی در اینجا قصه ی ظریفی است .
سیدِ محقق شهید ثالث ، قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المومنین در ذیل ترجمه شیخ الطائفه ابو محمدبن الحسن الطوسی ایراد کرده است که بعضی از مخالفان به گوش خلیفه ی عباسی رسانده که او و اصحاب او ، صحابه را سب می کنند و کتاب مصباح که دستور اعمال سنت متجهدان ایشان است ، بر آن گواهی می دهد .
خلیقه ، شیخ و کتاب را خواست و توضیح طلب کرد ، شیخ منکر شد و منظور اول ظالم را قابیل ، ثانی را عاقد کشنده ی ناقه ی صالح ، ثالث را قاتل یحیی بن ذکریا و رابع را ابن ملجم مرادی معرفی کرد .
زائر در این جا برای چندمین بار رده های ستادی کفر را مطرح کرده و از آنها بیزاری می جوید و لعن و نفرین ، برایشان آرزو می کند .


اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ لَکَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی‏اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِوَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ علیه السلام‏

آنگاه باید به سجده رفت و خداوند را به شکرانه ی فیض بزرگ زیارت و معرفت و شناخت ائمه و معصومین و انتخاب راه ، سپاس گفت ، سپاس و حمدی که اختصاص به شکر کنندگان واقعی دارد .
زائر در این لحظه که اوج درک و دریافت فیوضات ربانی است از یادآوری این مصیبت بزرگ غافل نمی ماند تابه درک عالیه معصومین نائل گردد وشفاعت آنان را به عنوان بالاترین پشتوانه در ورود به جهان آخرت همراه داشته باشد و بتواند ثابت قدمی خود را اثبات نماید .
او خلوص ، پاکی و صداقت خودرا به منشاء پاکی ها مربوط می کند و با حسین (ع) ، اصحاب ، همراهان و بذل کنندگان جان در راه معشوق (راه امام شهید) همراه می گرددو آخرین درود خویش را به برکت این همراهی نثار می کند . که براو سلام باد.
قدم صدق در این جا ، پای و سابقه فضل است که چون انسان به این راه رود به صدق ارادت و حق عقیدت در دنیا و آخرت ، رستگار خواهد بود و باید این رستگاری را در امتداد خط سرخ شهادت بجوید و ادامه دهنده ی آن باشد .
امید که خداوند ما را هم به لطف و کرم خود امیدوار نماید و اعمال خالصی برای ما روزی نموده و آن را ذخیره ی آخرتمان قرار دهد . بحق حسین (ع) که به یاد و مأ تمش این جریده ی ناقص نگاشته شد .

چهارشنبه 15 آبان 1392  9:51 AM
تشکرات از این پست
mohsen_alavi yarabyarabyarab
goodby
goodby
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 62

پاسخ به:همه چیز در ارتباط با زیارت عاشورا

سیره شیخ مرتضى انصارى

در شرح احوال مرحوم شیخ مرتضى ، نواده شیخ انصارى آورده اند که ؛ ((از جمله عاداتش خواندن زیارت عاشورا بوده که در هر روز، دو بار صبح و عصر آن را مى خواند و بر آن بسیار مواظبت مى نمود. بعد از وفاتش کسى او را در خواب دید و از احوالش پرسش کرد؛ در جواب سه مرتبه فرمود: ((عاشورا، عاشورا، عاشورا،))

سیره میرزاى قمى

این مرد بزرگ ، هرگز نماز شب و زیارت عاشورا و نماز جماعت را ترک نکرد، و هرگاه به مسجد نمى رفت ، در منزل با زن و فرزند خود نماز جماعت مى خواند. بسیار با انصاف بود و با افراد مستمند مواسات مى ورزید. و در اصلاح امور مسلمان ها، اهتمامى عجیب داشت . حاکم دهکده خوانسار دستور داد مخصوص وى ، یک مسجد جامع ساختند که همیشه نماز جمعه و جماعتش در آن مسجد برپا مى شد.

سیره شهید قدوسى

شهید آیت الله قدوسى (رحمة الله علیه ) به خاندان عصمت و طهارت عشق مى ورزید، به زیارت جامعه و عاشورا، و توسل به خاندان پیغمبر و شرکت در جلسات روضه و سوگوارى حضرت سید الشهداء مقید بود. مرحوم قدوسى مى فرمود: علامه طباطبایى ، به این معنا تاکید دارد و در ایام محرم و صفر، زیارت عاشورایش ترک نمى شود و به زیارت جامعه اهتمام دارد.

دریافت علوم خاص

یکى از دوستان مرحوم قدوسى مى نویسد: ... ظاهرا ایشان نسبت به ((زیارت عاشور)) مواظبت داشت . چون ، موقعى که دادستان کل بود، من در خواب دیدم که بر اثر خواندن زیارت عاشورا، به ایشان علوم خاصى داده شده ، وقتى به ایشان عرض کردم ، متاءثر شد و گفت : مدتى است توفیق پیدا نکرده ام . و این بر اثر کثرت کارشان در دادستانى بود، و آن کارها را ولى مى دانست ؛ از این رو بود که فرمود: مدتى است که به خواندن زیارت عاشورا، موفق نشده ام .

سیره میرزاى محلاتى

مرحوم میرزاى محلاتى سى سال آخر عمرش ، زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیمارى یا امرى دیگر نمى توانست بخواند، نایب مى گرفت .

رفع بیمارى و بلا

شهید دستغیب مى نویسد: از مرحوم آیه الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حایرى نقل شده است : اوقاتى که در سامراء مشغول تحصیل علوم دینى بودم ، اهالى سامراء به بیمارى وبا و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده اى مى مردند. روزى در منزل استادم مرحوم سید محمد فشارکى ، عده اى از اهل علم جمع بودند، ناگاه مرحوم آقاى میرزا محمد تقى شیرازى تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا شد که همه در معرض خطر مرگ هستند. مرحوم میرزا فرمود: اگر من حکمى بکنم آیا لازم است انجام شود یا نه ؟ همه اهل مجلس پاسخ دادند بلى . فرمود: من حکم مى کنم که شیعیان ساکن سامراء از امروز تا ده روز، همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند، و ثواب آن را به روح نرجس خاتون ، والده ماجده حضرت حجة ابن الحسن علیه السلام هدیه نمایند تا این بلا از آنان دور شود. اهل مجلس این حکم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شدند. از فرداى آن روز تلف شدن شیعه موقوف شد و همه روزه ، تنها عده اى از سنى ها مى مردند به طورى که بر همه آشکار گردید. برخى از سنى ها از آشنایان شیعه خود پرسیدند؛ سبب این که دیگر از شما کسى تلف نمى شود چیست ؟ به آنها گفته بودند زیارت عاشورا. آنها هم مشغول شدند و بلا از آنها هم بر طرف گردید. در منزل میرزاى شیرازى در کربلا ایام عاشورا، روضه خوانى بود و روز عاشورا به اتفاق طلاب و علما به حرم حضرت سید الشهدا و حضرت اباالفضل مى رفتند و عزادارى مى نمودند. عادت میرزا این بود که هر روز در غرفه خود، زیارت عاشورا مى خواند، سپس پایین مى آمد و در مجلس عزا شرکت مى کرد. یکى از بزرگان مى گوید: روزى خودم حاضر بودم که پیش از وقت پایین آمدن ، ناگاه میرزا با حالت غیر عادى و پریشان و نالان از پله هاى غرفه به زیر آمد و داخل مجلس شد و فرمود: امروز باید از مصیبت عطش ‍ حضرت سید الشهدا بگویید و عزادارى کنید. تمام اهل مجلس منقلب شدند و بعضى بیهوش شدند. سپس با همان حالت به اتفاق میرزا به صحن و حرم مقدس مشرف شدیم ، گویا میرزا به این تذکر مامور شده بود.

مداومت به خواندن زیارت عاشورا

یکى از بزرگان مى فرمود: مرحوم آیه الله حاج آقا حسین خادمى و حاج شیخ عباس قمى و حاج شیخ عبدالجواد مداحیان روضه خوان امام حسین را در خواب دیدم که در غرفه هاى بهشتى دور یکدیگر جمع بودند. از آیة الله خادمى احوالپرسى کردم و گفتم : با هم بودن شما یک آیة الله و آقاى حاج شیخ عباس قمى یک محدث و حاج شیخ عبدالجواد روضه خوان امام حسین علیه السلام چه مناسبتى دارد که با یکدیگر یک جا قرار گرفته اید؟ جواب دادند: ما همگى مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم .

توسعه رزق و روزى

عالم جلیل و زاهد مسلم حاج آقاى شیخ عبدالجواد حایرى مازندانى فرمود: روزى کسى آمد خدمت خلد مکان شیخ الطائفه زین العابدین مازندرانى (رحمة الله علیه ) شکایت از تنگى معاش خود کرده ، شیخ به او فرمود: برو حرم حضرت ابا عبدالله علیه السلام زیارت عاشورا بخوان رزق و روزى به تو خواهد رسید اگر نرسید بیا نزد من ، من خواهم داد. آن بنده خدا رفت . بعد از زمانى آمد خدمت آقا، آقا فرمود: چه کار کردى ؟ گفت : در حرم مشغول خواندن زیارت عاشورا بودم کسى آمد و وجهى به من داد و در توسعه قرار گرفتم .

بهترین عمل براى سفر آخرت

مرحوم آیة الله سید محمد حسین شیرازى نوه مرحوم آیة الله العظمى میرزاى شیرازى بزرگ بعد از وارد شدن به ایران و مسدود شدن راه عراق در اثر جنگ جهانى دوم به اینجا آمد و براى خانواده اش که در نجف بودند، فوق العاده ناراحت مى شود مراجعه مى کند به کسى که ارتباط با ارواح بر قرار مى کرده - نه به وسیله هیپنوتیزم ... دو سوال مى کند مطابق با واقع جواب مى آید، علاقمند مى شود، سوال سوم مى کند: بهترین عمل براى سفر آخرت چیست ؟ بعد از موعظه ها چنین جواب مى آید بهترین عمل براى سفر آخرت زیارت عاشورا است . بدین جهت مرحوم آیة الله سید محمد حسین شیرازى تا آخر عمر ملتزم و مداوم به زیارت عاشورا بود.

رفع گرفتارى

یکى از علما و حجج اسلام و از ذریه رسول الله صلى الله علیه و آله در یادداشتهاى خود چنین فرموده بود: شبى از طریقى به من الهام شد که مبلغ چهل و پنج هزار تومان بر درب مغازه یکى از بندگان خدا که مرد محترمى از اهل اصفهان است (و نخواسته اسمش گفته شود) صبح متحیر بودم چه کنم ، آیا آنچه فهمیدیم صحیح است یا نه و نمى دانستم چقدر پول دارم ؟ وقتى مراجعه کردم دیدم موجودى من چهل و پنج هزار تومان است ، اول وقت رفتم درب مغازه آن آقا که از محترمین آن شهر بود، دیدم دو نفر درب مغازه او ایستاده اند، به آن آقا گفتم : من با شما کارى دارم ، مى خواهم با هم برویم جایى و برگردیم . گفت : بسیار خوب . من ایشان را بردم مسجدالنبى واقع در خیابان جى ، آنجا عمله و بنا کار مى کردند، لب ایوان طرف قبله نشستیم . من به ایشان گفتم : من مامور هستم گرفتارى شما را اصلاح کنم ، مشکلى دارى بگو، هر چه اصرار کردم نگفت ، بالاخره آن مبلغ را به ایشان دادم ولى نگفتم چقدر است . ایشان بى اختیار به گریه افتاد و گفت : من چهل و پنج هزار تومان قرض داشتم ، چهل زیارت عاشورا نذر کردم بخوانم و امروز بعد از اذان آخر آن را خواندم و از آقا ابى عبدالله الحسین علیه السلام خواستم رفع گرفتاریم شود که بحمد الله گره باز گردید.

شفاى بیمار

یکى از فامیلهاى نزدیک آقا سید زین العابدین ابرقویى سخت دچار دل درد مى شود تا حدى که خون از گلوى او بیرون مى آید، دکترها مایوس شده و دستور حرکت به تهران و عمل جراحى را خبر دادند، خبر را به آقا سید زین العابدین رساندند و درخواست دعا و توسل نمودند، ایشان به فرزندان خود دستور دادند وضو بگیرند و در میان آفتاب مشغول مى شوند، پس از ساعتى ناگهان از اطاق خود بیرون آمده و گفتند: شفا حاصل شد، برخیزید و مژده دهید به مادرتان که خداوند برادرت را شفا داد. یکى از علماى اصفهان که از ملازمین ایشان بودند گفتند: آقاى سید زین العابدین ختم زیارت عاشورا برداشته بودند براى کمالات نفسانى و رسیدن به درجه یقین ، بدین جهت آن حالات براى ایشان پیدا شده بود. شرح حال سید زین العابدین ابرقویى طباطبایى مولف کتاب ولایة المتقین .

چهارشنبه 15 آبان 1392  10:05 AM
تشکرات از این پست
mohsen_alavi yarabyarabyarab
yarabyarabyarab
yarabyarabyarab
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مرداد 1390 
تعداد پست ها : 3539
محل سکونت : قزوین

پاسخ به:همه چیز در ارتباط با زیارت عاشورا

طلب ثاری یا طلب ثارکم ؟

یکی از فقرات زیارت شریفه عاشورا که معمولا اشتباه خوانده می شود همین فراز است که می فرماید : و أن یرزقنی طلب ثاری – کم – مع امام …

چرا که این دو ( ی و کم ) هر دو ضمیر مالکیت و در مکان مضاف الیه هستند و خواندن این دو پشت سر هم قطعا غلط است و حتی بدین گونه هم نیست که ضمیر کم ضمیر مفعولی باشد چون در آن صورت (( ثاری ایاکم )) درست بود .

اما چرا این دو را با هم می نویسند ؟

اینکه این دو را با هم می نویسند به خاطر بدل بودن است . یعنی از آنجا که در بعضی نسخ ثاری و در بعضی از نسخ ثارکم آمده ، خواننده یکی از این دو را بخواند . ویا در صورت احتیاط این کلمه را دوبار تکرار کند : ثاری و ثارکم .

اما کدام درست است ؟

بحث کامل و تحقیقی در این باره طولانی خواهد شد اما فعلا و درحد استفاده فوری خوانندگان ، اصل مطلب را اختصارا توضیح می دهم .

ثار به معنای انتقام و خونخواهی است و خواننده در این فراز از زیارت توفیق برای انتقام خواهی شهدای کربلا را از خداوند طلب می کند .

پس اصل کلمه همان ثار است که در بعضی از نسخ زیارت عاشورا به ضمیر متکلم وحده ( ی ) اضافه شده و این در منابعی همچون : المزار شهید اول – زاد المعاد علامه مجلسی و …  آمده .

از طرفی دیگر در برخی از نسخ زیارت عاشورا ، کلمه ثار به ضمیر مخاطب اضافه شده یعنی طلب ثارکم . ( منابعی همچون : کامل الزیارات ابن قولویه – مصباح المتهجد شیخ طوسی – البلد الامین کفعمی و جُنّة الامان (المصباح) کفعمی و … ) .

و از آنجا که منابع شامل ( ثارکم ) هم بیشتر و هم کهن تر و هم مهم تر و معتبر هستند و نیز اینکه (ثارکم ) با معنا بیشتر سازگار است پس بنابر ظاهر باید این قرائت درست تر باشد .

منتظران مهدی آگاه باشید!  

 

 حسین را منتظرانش کشتند...

شنبه 2 آذر 1392  4:49 PM
تشکرات از این پست
mohsen_alavi
yarabyarabyarab
yarabyarabyarab
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : مرداد 1390 
تعداد پست ها : 3539
محل سکونت : قزوین

پاسخ به:همه چیز در ارتباط با زیارت عاشورا

 11 معجزه بعد عاشورا : معتبرترین کتابها، احادیث و روایات معجزه هایی را از سالار شهیدان کربلا منعکس کرده اند تا حجت بر آنانیکه راه انکار را بر واقعه کربلا پیش گرفته اند به یقین تاریخی ترین حادثه عالم خلقت پی ببرند. معجزاتی که حتی در کتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

۱- برخورد ستارگان آسمان با یکدیگر

عن عیسى بن الحارث الکندی می گوید: هنگامی حسین بن على (علیه السلام) را شهید کردند، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را می خواندیم می دیدیم آفتابی که بر دیوارهاى خانه ها می تابید به قدری قرمز بود که گویا چادر های سرخ است که بر آن  کشیده اند ، و می دیدیم که برخی از ستارگان همدیگر را می زدند (با یکدیگر برخورد می کردند).

منبع: تهذیب الکمال، المزی، ج ۶، ص ۴۳۲ – ۴۳۳ و تاریخ الإسلام، الذهبی، ج ۵ ، ص ۱۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۷ .

۲- آسمان خون گریه کرد

نضره ازدیه گوید: هنگامى که حسین بن علی (علیهما السّلام) شهید شدند، آسمان خون بارید و ما همچنان می دیدیم که تمام اشیاء  و اسباب ما مملو از خون است.

همچنین جعفر بن سلیمان، روایت کرده که خاله‏ ام، ام سالم، گفت: بعد از شهادت مولا حسین(ع) بارانی همانند خون بر دیوارها و خانه ها می بارید. به من خبر داند که همین باران خون، در خراسان، شام و کوفه نیز باریده است.

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۳ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ ، ۳۱۳ و الثقات ، ابن حبان ، ج ۵ ، ص ۴۸۷ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۷ – ۲۲۸ .

۳- اشک ریختن آسمان

ابن سیرین گفت: آسمان برای هیچ کسی جز یحیی بن زکریا و حسین بن علی (علیهم السلام) گریه نکرده است.

منبع: سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۵ – ۲۲۶

۴- تاریک شدن دنیا

خلف بن خلیفه از پدرش نقل می کند که گفت : زمانی که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید ، آن قدر آسمان تاریک شد که هنگام ظهر ستاره های آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائی که ستاره  جوزا در عصر دیده شده و خاک سرخ از آسمان فرو ریخت.

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۱ – ۴۳۲  و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۶

علی بن مسهر از جده اش نقل می کند که می گفت: هنگامی که امام حسین به شهادت رسید من دختری نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود که گویا لخته خون بود.

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۲ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۶

۵- سرخ شدن آسمان

علی بن مدرک از پدر بزرگش اسود بن قیس نقل می کند که گفت: پهنه آسمان پس از شهادت امام حسین به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود که ما آن را شبیه خون در آسمان مشاهده می کردیم، علی بن محمد مدائنی از وی سؤال کرد: چه نسبتی با اسود داری؟ گفت: او جد مادری من است گفت: به خدا سوگند که او راستگو و امانتداری بزرگ ومیهمان نواز بود.

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۲ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۲ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۷ .

یزید بن ابی زیاد می گوید: من چهارده ساله بودم که حسین بن علی به شهادت رسید گیاه ورس در بین لشکر به خاکستر تبدیل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتری را لشکریان ذبح کردند آتش از گوشتش زبانه می کشید.

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۴ – ۴۳۵ و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۳ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۵ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۰٫

۶- دیوار دار الإماره خون گریه کرد

حدثنی أبو یحیى مهدی بن میمون می گوید: هنگامى که سر مبارک امام حسین علیه السلام را در برابر ابن زیاد نهادند، دیدم که از دیوارهاى دارالاماره خون جارى می ‏گشت‏.

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۳ – ۴۳۴ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۹ .

۷- گرفتن خورشید

هنگامى که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، خورشید گرفت و آن قدر تاریک شد که هنگام ظهر ستاره‏هاى آسمان ظاهر گردیدند . از این اتفاق چنین پنداشتم که قیامت برپا شده است!

منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۳  و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۸ و تلخیص الحبیر ، ابن حجر ، ج ۵ ، ص ۸۴ و السنن الکبرى ، البیهقی ، ج ۳ ، ص ۳۳۷ .

۸- جاری شدن خون تازه از زیر سنگ ها

ابو بکر بیهقى از معروف روایت کرده که ولید بن عبد الملک از زهرى پرسید سنگ‏هاى بیت المقدس در روز کشته شدن حسین بن على چه حالتى به خود گرفتند ، زهرى‏ گفت : به من خبر دادند که در روز شهادت حسین بن علی هر سنگى را که از زمین بر می داشتند در زیر او خون تازه می دیدند.

منبع: تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و تهذیب الکمال، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۴ و  سیر أعلام النبلاء، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۴ و تاریخ الإسلام، الذهبی ، ج ۵، ص ۱۶ و تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۹

از ام حیان نقل است که گفت: روز شهادت حسین اسمان سه شبانه روز تاریک شد وهر کس دست به زعفران می زد دستش می سوخت و زیر هر سنگی در بیت المقدس خون دیده می شد.

منبع: تهذیب الکمال، المزی ، ج ۶، ص ۴۳۴ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۹

۹- خاکستر شدن گیاه ورس

یزید بن ابی زیاد می گوید: من چهارده ساله بودم که حسین بن علی به شهادت رسید گیاه ورس در بین لشکر به خاکستر تبدیل شد .

منبع: تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۵ و تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۴ – ۴۳۵ و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج ۳ ، ص ۳۱۳ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۵ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۰ .

ابن عیینه از مادر بزرگ پدری اش نقل می کند که گفت: هنگام شهادت حسین گیاه ورس را دیدم که تبدیل به خاکستر شد و در گوشتها آتش می دیدم.

ورس:  گیاهى است شبیه به کنجد با برگ هاى سبز رنگ که از رنگ آن براى رنگ کردن لباس ها استفاده می ‏شود و در یمن زیاد می ‏روید و لباس ورسى ، لباس سرخ رنگ را گویند .

۱۰- تلخ شدن گوشت شتر غنیمت گرفته شده از امام

جمیل بن مره گوید: شترى از لشکرگاه حسین بن علی را در روز شهادت او غارت گرفتند ، و سپس او را نحر کرده و طبخ نمودند ، راوى گوید : گوشت او آن چنان تلخ شد که آنان نتوانستند از آن گوشت استفاده کنند.

منبع: تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج ۲ ، ص ۳۰۶ و تهذیب الکمال ، المزی ، ج ۶ ، ص ۴۳۵ – ۴۳۶ و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج ۵ ، ص ۱۶ و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۱ .

۱۱- دیده شدن آتش درگوشت شتر غنیمت گرفته شده

از حمید طحان روایت شده است که در قبیله خزاعه بودم، از جمله چیزهائى که از امام حسین علیه السلام چپاول شده بود و به آن قبیله آورده بودند، یک شتر بود. مردم آن قبیله گفتند: این شتر را نحر کنیم و یا معامله نمائیم ؟ کسى که شتر را آورده بود گفت: می خواهم آن را نحر کنید. حمیدگفت : سپر را براى نحر کردن آن حیوان آماده ساختم ، همین که شتر را خوابانیده و سپر را به زمین گذاشتم و آماده کشتن آن بودیم، ناگهان آتشى از آن سپر مانند آب فوران کرد !

منبع: وقال محمد بن عبد الله الحضرمی: حدثنا أحمد بن یحیى الصوفی، قال: حدثنا أبو غسان، قال: حدثنا، أبو نمیر عم الحسن ابن شعیب، عن أبی حمید الطحان، قال: کنت فی خزاعة فجاؤوا بشئ من ترکة الحسین فقیل لهم: ننحر أو نبیع فنقسم ؟ قالوا : انحروا ، قال : فجعل على جفنة فلما وضعت فارت نارا.

منتظران مهدی آگاه باشید!  

 

 حسین را منتظرانش کشتند...

شنبه 2 آذر 1392  4:51 PM
تشکرات از این پست
mohsen_alavi
ahmadfarm
ahmadfarm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1390 
تعداد پست ها : 7792
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:همه چیز در ارتباط با زیارت عاشورا

ما زيارت عاشورا را فقط ذره اي درك كرده ايم. اميدواريم دركمان به آنجا كه بايد برسد و در پس اشكهايمان همدردي با امام عصر(عج) موج زند.

   

تنها امید خلق جهان یابن فاطمه   ای منتهای آرزوی اولیاء بیا

بالا گرفته ایم برایت دو دست را  ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا

                                     

           برای ظهورش صلوات........ اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 
 
شنبه 2 آذر 1392  4:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها