0

پژوهشهاي زراعي ايران

 
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:پژوهشهاي زراعي ايران

 17 : پژوهشهاي زراعي ايران فروردين و ارديبهشت 1389; 8(1):128-137.
 
بررسي و مقايسه شاخص هاي مختلف گياهي با استفاده از تصاوير ماهواره اي ETM+ براي مطالعات پوشش گياهي دشت نيشابور، خراسان رضوي
 
قائمي مرجان*,قائمي مرجان*,ثنايي نژاد سيدحسين,ثنايي نژاد سيدحسين,آستارايي عليرضا,آستارايي عليرضا,ميرحسيني پريسا,ميرحسيني پريسا
 
* دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

يکي از مهمترين عوامل در مديريت بهتر خاک، شناخت وضعيت پوشش گياهي است. از طرفي مطالعه پوشش گياهي به ويژه در مناطق خشک و نيمه خشک با استفاده از روش هاي سنتي و عمليات ميداني دشوار و محدود مي باشد. استفاده از داده هاي سنجش از دور در بررسي خصوصيات طيفي پوشش گياهي اين مناطق مي تواند به صرف هزينه و زمان کمتر و دستيابي به اطلاعات دقيق تر منجر گردد. در اين راستا تحليل هاي مختلفي با هدف معرفي بهترين شاخص ترکيبي و شناسايي مناسبترين مولفه اصلي و باندهاي حاصل از تبديل تسلدکپ و نيز بررسي نقش و تاثير فيلتر هاي مختلف بر روي تصاوير ماهواره ايETM+  منطقه نيشابور اعمال شد. سپس روابط رگرسيوني و ضرايب تبيين متغيرهاي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و در انتها توانايي کاراترين شاخص ها و آناليزها با کلاس هاي حاصل از روش هاي طبقه بندي مورد بحث و مقايسه قرار گرفتند. نتايج حاصل نشان داد که فيلتر ميانگين 3×3 به دليل ايجاد همگني بيشتر، ضرايب تبيين بالاتري بين ارزش هاي رقومي تصوير و داده هاي زميني نشان مي دهد که همگي اين ضرايب در سطح 5% معني دار بودند. همچنين شاخص هاي MSR، VI5، VI6، VI1،RI ، BI1،SI ، NDVI،TVI NDSI ،SAVI ،MND ،MSAVI ، Complex Multirato،COSRI  و نيز مولفه هاي اول و سوم حاصل از تجزيه مولفه هاي اصلي و باندهاي روشنايي و سبزينگي حاصل از تبديل تسلدکپ امکان تشخيص و تفکيک پوشش گياهي منطقه را بيش از ساير شاخص ها فراهم مي نمايند.

 
كليد واژه: شاخص هاي پوشش گياهي، تجزيه و تحليل مولفه هاي اصلي، تبديل تسلدکپ، طبقه بندي تصاوير ماهواره اي، لندست
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:51 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي اثر تراکم پنبه (Gossypium hirsutum) و سلمه تره (Chenopodium album) بر برخي ويژگي هاي رشدي پنبه

 18 : پژوهشهاي زراعي ايران فروردين و ارديبهشت 1389; 8(1):147-156.
 
بررسي اثر تراکم پنبه (Gossypium hirsutum) و سلمه تره (Chenopodium album) بر برخي ويژگي هاي رشدي پنبه در منطقه بيرجند
 
ولايتي مجتبي,زماني غلام رضا,جامي الاحمدي مجيد*
 
* دانشكده كشاورزي، دانشگاه بيرجند
 
 

به منظور بررسي تاثير تراکم پنبه (Gossypium hirsutum)، رقم ورامين، و سلمه تره (Chenopodium album) بر برخي ويژگي هاي رشدي پنبه، مطالعه اي در سال 1385 در مزرعه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه بيرجند به صورت آزمايش فاکتوريل در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي انجام شد. علف هرز سلمه تره در چهار تراکم (0، 6، 9 و 12 بوته در متر مربع) و پنبه در سه تراکم (6، 9 و 12 بوته در متر مربع) کشت شدند. همچنين 3 کرت در هر بلوک به کشت خالص سلمه تره با تراکم هاي 6، 9 و12 بوته در متر مربع اختصاص يافت. نتايج تحقيق حاکي از کاهش سرعت رشد محصول پنبه تحت تاثير تراکم هاي مختلف سلمه تره بود، همچنين سرعت رشد نسبي و سرعت جذب خالص پنبه تحت تاثير تراکم هاي مختلف سلمه تره روند کاهشي نشان دادند. تجمع ماده خشک پنبه نيز تحت تاثير تراکم هاي مختلف سلمه تره، کاهش يافت. در کشت مخلوط پنبه با تراکم هاي 6، 9 و 12 بوته سلمه تره نسبت به تيمار فاقد علف هرز به ترتيب 35، 42 و 48 درصد کاهش در تجمع وزن خشک مشاهده شد. در اين آزمايش افزايش تراکم پنبه توانست مقداري از اثرات منفي مربوط به کاهش صفات مورد مطالعه تحت تاثير اثر حضور علف هرز سلمه تره را تقليل دهد. نتايج اين آزمايش نشان داد که احتمالا مي توان از افزايش تراکم گياه زراعي به عنوان يک ابزار مديريتي در جهت مبارزه با علف هاي هرز پنبه و جلوگيري از کاهش عملکرد ناشي از آن استفاده نمود.

 
كليد واژه: پنبه، تراکم، رقابت، آناليز رشد، تجمع ماده خشک
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:52 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تاثير تنش خشکي در مراحل مختلف فنولوژي بر خصوصيات مورفولوژيک و اجزاي عملکرد نخود (.Cicer arietinum L)

19 : پژوهشهاي زراعي ايران فروردين و ارديبهشت 1389; 8(1):157-166.
 
تاثير تنش خشکي در مراحل مختلف فنولوژي بر خصوصيات مورفولوژيک و اجزاي عملکرد نخود (.Cicer arietinum L) در شرايط گلخانه
 
اميري ده احمدي سيدرضا,پارسا مهدي*,گنجعلي علي
 
* دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

به منظور بررسي تاثير تنش خشکي در مراحل مختلف فنولوژي گياه نخود رقم جم آزمايشي در گلخانه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد در قالب طرح کاملا تصادفي با چهار تکرار انجام شد. تنش خشکي از طريق قطع آبياري تا زمان رسيدن رطوبت خاک به 20 درصد ظرفيت زراعي در مراحل گياهچه اي، رشد سريع، گلدهي، غلاف دهي و دانه بستن اعمال شد. در اين آزمايش صفاتي از قبيل طول وتعداد شاخه جانبي، وزن خشک برگ در طول دوره رشد اندازه گيري شدند. تنش خشکي در تمامي مراحل فنولوژي تاثير معني داري بر صفات فوق داشت. بيشترين وزن دانه در بوته، تعداد دانه در بوته، تعداد و طول شاخه هاي جانبي و وزن خشک برگ مربوط به تيمار شاهد بود و اعمال تنش در مرحله گلدهي بيشترين تاثير را بر صفات مورد بررسي بجاي گذاشت، نتايج فوق مويد حساسيت شديد گياه نخود به تنش خشکي در مرحله گلدهي است. تنش خشکي در مراحل گياهچه اي و رشد سريع اگرچه باعث کاهش تمام صفات مورفولوژيک، ماده خشک برگ و تعداد دانه در بوته شد، اما وزن دانه در بوته تفاوت معني داري با شاهد نداشت و وزن صد دانه بيشتر از شاهد و تفاوت آن معني دار بود.

 
كليد واژه: نخود (.Cicer arietinum L)، تنش خشکي، مراحل فنولوژي
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:52 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي اثر تراکم و نسبت هاي مختلف کشت بر عملکرد دانه و بيوماس در کشت مخلوط سورگوم دانه اي و لوبيا چيت

 20 : پژوهشهاي زراعي ايران فروردين و ارديبهشت 1389; 8(1):167-176.
 
بررسي اثر تراکم و نسبت هاي مختلف کشت بر عملکرد دانه و بيوماس در کشت مخلوط سورگوم دانه اي و لوبيا چيتي
 
بهشتي سيدعليرضا*,سلطانيان بيژن,صدرآبادي حقيقي رضا
 
* مركز تحقيقات كشاورزي خراسان رضوي
 
 

تراکم و نسبت کاشت دو عامل اساسي در ارزيابي کشت مخلوط لگوم ها و گرامينه ها در نظام هاي زراعي پايدار است. بدين منظور اثر تراکم و نسبت هاي مختلف کشت مخلوط رديفي سورگوم دانه اي لاين اميد بخش M 5 و لوبيا چيتي رقم تلاش بر عملکرد دانه و بيوماس اين دو محصول، در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي به صورت آزمايش فاکتوريل مورد بررسي قرار گرفت. تيمارها شامل 3 تراکم (کم 19.2 بوته لوبيا و 6.3 بوته سورگوم در متر مربع، متوسط 38.4 بوته لوبيا و 12.8 بوته سورگوم در متر مربع و زياد 59.17 بوته لوبيا و 25.6 بوته سورگوم در متر مربع) و 5 نسبت کاشت (33:67، 50:50، 67:33، 100:0، 0:100 سورگوم به لوبيا ) در 3 تکرار به روش مدل واکنش اجرا شد. تحليل داده ها از طريق تجزيه واريانس دو متغيره و مقايسه ميانگين ها با استفاده از محورهاي اريب انجام شد. نتايج تجزيه واريانس دو متغيره نشان داد، اثر تراکم بر عملکرد بيوماس و تعداد دانه در بوته معني دار (P<0.01) بود. نسبت هاي کاشت نيز اثر معني داري بر عملکرد دانه (P<0.01) و بيوماس (P<0.05) داشت ولي اثر آن بر وزن هزار دانه و تعداد دانه در بوته هر دو محصول معني دار نبود. زاويه باز بين دو محور حاکي از همبستگي مثبت اين دو محصول براي عملکرد دانه تحت تاثير دو منبع تغيير، تراکم ونسبت کاشت بود. تراکم زياد، بيشترين عملکرد دانه و بيوماس را براي هر دو محصول سورگوم و لوبيا به ترتيب 5063.12 و 2106.26 کيلوگرم در هکتار عملکرد دانه و 32966.11 و 16564.22 کيلوگرم در هکتار بيوماس نشان داد. نسبت کاشت (33:67، يک رديف سورگوم و 2 رديف لوبيا)، بالاترين عملکرد دانه و بيوماس سورگوم را به ترتيب به ميزان 5435 و 34545 کيلو گرم در هکتار و نسبت کاشت 50:50 بالاترين عملکرد دانه و بيوماس لوبيا را به ترتيب به ميزان 2831.75 و 17282 کيلو گرم در هکتار ارايه داد. نسبت برابري زمين در کليه تيمارهاي مورد بررسي بيشتر از يک بود و حداکثر مقدار آن در تراکم بالا و نسبت کاشت 67:33 (2 رديف سورگوم و 1 رديف لوبيا) به مقدار 1.4 بدست آمد.

 
كليد واژه: کشت مخلوط رديفي، مدل واکنش، روش تجزيه واريانس دومتغيره، محورهاي اريب
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:52 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

اثرات درجه حرارت بالا و مدت نگهداري بذر علف هاي هرز بر ماندگاري آنها در کود دامي

 1 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):335-345.
 
اثرات درجه حرارت بالا و مدت نگهداري بذر علف هاي هرز بر ماندگاري آنها در کود دامي
 
برومند مهدي,راشدمحصل محمدحسن,پارسا مهدي,قرباني رضا
 
 
 

مصرف کودهاي دامي يکي از مهمترين راه هاي آلوده شدن مزارع و باغات به بذر علف هاي هرز به شمار مي رود و دراين رابطه دما و رطوبت از مهمترين عوامل موثر برماندگاري بذور در کود دامي مي باشند. به منظور بررسي تاثير دما و مدت نگهداري بذر در کودهاي دامي، برماندگاري بذر علف هاي هرز آزمايشي به صورت فاکتوريل در قالب طرح کاملا تصادفي در 3 تکرار انجام شد. تيمارهاي آزمايش شامل دما در پنج سطح (25، 40، 50، 60 و 70 درجه سانتي گراد)، مدت نگهداري بذر در کود در شش سطح (0.25، 2.5، 0، 3، 5 و 7 روز)، گونه هاي علف هاي هرز (تاج خروس ريشه قرمز، فالاريس مينور، سلمه تره و خاکشير) و اثر وجود يا عدم وجود کود گاوي بودند. نتايج نشان دادند که در دماي C°50 در طي 5 روز نگهداري بذور در کود دامي، بذر همه گونه ها از بين رفتند. بذرهاي سلمه تره در دماي 60°C به مدت 12 ساعت زنده ماندند. همچنين دما باعث کاهش متوسط زمان جوانه زني بذور گرديد. بين گونه ها از نظر تحمل دما و مدت نگهداري در کود اختلاف معني داري مشاهده شد، که مي تواند ناشي از تفاوت در خصوصيات ساختماني و فيزيولوژيکي بذور باشد. بطور کلي دربين گونه ها از نظر تحمل دما و مدت نگهداري در کود دامي، سلمه تره مقاوم ترين و خاکشير حساس ترين گونه بودند.

 
كليد واژه: تاج خروس، خاکشير، سلمه تره، فالاريس، کمپوست، کود دامي، متوسط زمان جوانه زني
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

مطالعه اثرات سطوح شوري و نيتروژن بر محتوي نيتروژن ارقام گندم نان

2 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):347-355.
 
مطالعه اثرات سطوح شوري و نيتروژن بر محتوي نيتروژن ارقام گندم نان
 
پارسا سهيل,كافي محمد,نصيري محلاتي مهدي
 
 
 

اثرات منفي شوري بر جذب و تعادل عناصر غذايي در گياه، توسط پژوهشگران فراواني مورد تاکيد قرار گرفته است. زمانيکه گياه در معرض تنش شوري واقع مي شود، جذب نيتروژن بيش از ساير عناصر غذايي کاهش مي يابد. به نظر مي رسد با اعمال مديريت کودي مناسب در اراضي شور، مي توان ضمن افزايش عملکرد، خصوصيات کيفي محصول را نيز بهبود بخشيد. لذا طي آزمايشي اثرات مصرف نيتروژن بر محتوي نيتروژن ارقام گندم نان تحت تاثير تنش شوري مورد مطالعه قرار گرفت. تيمارهاي آزمايشي عبارت بودند از: شوري در چهار سطح (0، 100، 200 و 300 مول بر متر مکعب از مخلوط نمک هاي کلريدسديم و کلريد کلسيم به نسبت مولي 5 به 1)، نيتروژن در سه سطح (0، 2 و 4 مول بر متر مکعب نيترات آمونيوم) و سه رقم گندم هگزاپلوئيد بهاره بنام هاي قدس (رقم ايراني حساس به شوري)، کراس روشن 11 (ژنوتيپ ايراني مقاوم به شوري) و خارچيا - 65 (رقم استاندارد مقاوم به شوري). آزمايش در محيط کشت ماسه و شرايط محيطي نسبتا کنترل شده انجام گرفت. نتايج حاصله نشان داد که شوري عليرغم اينکه جذب نيتروژن را بويژه قبل ازگرده افشاني بطور معني داري کاهش داد، ولي غلظت نيتروژن در بخشهاي مختلف گياهي (ريشه، برگ، ساقه و دانه) لزوما کاهش نيافته و بسته به توانايي گياه در جذب نيتروژن و توليد ماده خشک، ارقام مورد آزمايش عکس العمل متفاوتي نسبت به تنش شوري نشان دادند. مصرف نيتروژن در سطوح پايين تا متوسط شوري (100 تا 200 مول) سبب بهبود محتوي نيتروژن بافتهاي گياهي و افزايش شاخص برداشت نيتروژن، افزايش راندمان جذب و راندمان بهره وري نيتروژن و نهايتا افزايش راندمان مصرف نيتروژن گرديد. در سطح حداکثر شوري (300 مول)، افزايش سطح نيتروژن در محيط رشد نه تنها اثرات سوء شوري را تعديل نکرد بلکه سبب کاهش محتوي نيتروژن گياه نيز گرديد. با اين حال، عليرغم کاهش تبعات شوري توسط نيتروژن، تعيين فرم و مقدار نيتروژن مصرفي در اراضي شور اهميت زيادي داشته و نيازمند مطالعه بيشتري است.

 
كليد واژه: شوري، کارآيي مصرف نيتروژن، گندم، محتوي نيتروژن
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

پيش بيني عملکرد گندم ديم در استان خراسان با استفاده از داده هاي بارندگي و خاک با به کارگيري انواع مد

 3 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):357-365.
 
پيش بيني عملکرد گندم ديم در استان خراسان با استفاده از داده هاي بارندگي و خاک با به کارگيري انواع مدلهاي رگرسيوني
 
تاتاري مريم,كوچكي عليرضا,نصيري محلاتي مهدي
 
 
 

توليد گندم ديم، به علت وابستگي به عوامل اقليمي، نوسانات زيادي نشان مي دهد. از آنجايي که گندم نقش اساسي را در امنيت غذايي کشور ايفا مي کند، تخمين پيش از موعد ميزان عملکرد گندم، کمک موثري در تصميم گيريهاي کلان خواهد بود. در مطالعه اي امکان پيش بيني عملکرد گندم ديم در استان خراسان به وسيله داده هاي بارندگي و خاکشناسي و با استفاده از مدل تجربي رگرسيوني مورد بررسي قرار گرفت. به اين منظور اطلاعات عملکرد گندم ديم مناطق عمده ديمکاري در استان خراسان (بجنورد، شيروان، فاروج، اسفراين، قوچان، درگز، مانه - سملقان و راز - جرگلان) در طي سالهاي 1362 تا 1383 از سازمان جهاد کشاورزي استان خراسان دريافت شد. از آمار بارندگي به صورت ساليانه (از مهر تا مهر)، ماهيانه فصل رشد گياه ( بارندگي ماهيانه از آبان تا خرداد) و مجموع بارندگي در فصل رشد گندم (مجموع بارندگي 8 ماهه از آبان تا خرداد) استفاده گرديد. براي تعيين بافت خاک، از خاک مزارع ديم در مناطق ياد شده 59 نمونه برداشت گرديد. براي محاسبه مقدار رطوبت خاک در نقاط ظرفيت زراعي و پژمردگي دايم از توابع انتقالي استاندارد استفاده گرديد. مقدار آب در دسترس خاک از تفاضل مقدار آب در نقطه ظرفيت زراعي و نقطه پژمردگي دايم به دست آمد. نتايج بررسي 10 مدل مختلف رگرسيوني بدست آمده نشان داد که بارندگي در ماههاي فروردين، خرداد، آبان و اسفند، مقدار رطوبت خاک در نقاط FC و PWP و درصد رس خاک مهمترين متغيرهاي تعيين کننده عملکرد گندم ديم بودند. بهترين معادلات بدست آمده بر اساس مقدار شاخصهاي آماري عبارت بودند از 1- مدل رگرسيوني مبتني بر بارندگي ماههاي فروردين، خرداد، آبان، ميزان رطوبت در نقطه  FC و pwp (RMSE=27.3، R2=0.78) و 2- مدل رگرسيوني پيش بيني عملکرد بر اساس مجموع بارندگي در فصل رشد گندم، درصد رس خاک و ميزان رطوبت در نقطه FC و PWP (RMSE=33.9، R2=0.71) در اين مطالعه مشخص شد که در صورت نياز، مي توان عملکرد گندم ديم را تنها بر اساس مقادير بارندگي در ماههاي فروردين و آبان نيز با دقت قابل قبولي تخمين زد.

 
كليد واژه: پيش بيني عملکرد، رگرسيون چند گانه خطي، گندم ديم، آب قابل دسترس
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:57 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

مطالعه تنوع آللي جايگاه ژني Glu-B3 در ارقام گندم زراعي ايران با استفاده از نشانگر مولکولي ALP (Ampli

4 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):367-374.
 
مطالعه تنوع آللي جايگاه ژني Glu-B3 در ارقام گندم زراعي ايران با استفاده از نشانگر مولکولي ALP (Amplicon Length Polymorphism)
 
تنهائيان عباس,شهرياري احمدي فرج اله,مرعشي سيدحسن,دهقان اسماعيل
 
 
 

پروتئين هاي ذخيره اي اندوسپرم دانه گندم از عمده ترين عوامل موثر بر کيفيت محصول اين گياه استراتژيک محسوب مي گردند. کشش پذيري بالا از معيارهاي مهم خمير مطلوب مي باشد، بنابراين در اصلاح گندم به اجزاي گلوتنين با وزن مولکولي پايين (LMW) که نقش بيشتري در کشش پذيري خمير دارد توجه بيشتري شده است و از آن جهت که گلوتنين هاي گروه B عمده ترين جزء تشکيل دهنده LMW بوده و از بيشترين تنوع آللي برخوردارند، در اين تحقيق به بررسي تنوع آللي اين زير واحد با نشانگر مولکولي ALP پرداخته شد. پس از به کارگيري پرايمر اختصاصي مکان ژني Glu-B3  و انجام واکنش زنجيره اي پليمراز باندهايي به طول 550 - 450 جفت باز با 6 گروه باندي مختلف بر روي ژل الکتروفورز مشاهده شد که حاکي از تنوع آللي در ارقام گندم زراعي ايران بود. در بين ارقام مورد بررسي بيشترين فراواني آللي مربوط به باند r2 با اندازه تقريبي 500 جفت باز و کمترين آن مربوط به باند r3 با اندازه تقريبي470 جفت باز بود. ارتباط بين تنوع آللي در Glu-B3 با پارامترهاي موجود مربوط به کيفيت نانوايي نشان داد که ارقام با بافت نرم تماما فاقد باند r3 بودند و در عوض حضور باند r2 با نرمي بافت ارتباط بيشتري داشت. نتايج تحقيق حاضر نشان داد که نشانگر  ALP قادر به بروز تنوع آللي قابل قبول در مکان ژني Glu-B3 مي باشد به نحوي که مي توان بين حضور الگوي باندي خاص و بعضي صفات مرتبط با کيفيت نانوايي ارتباط برقرار کرد. ازقام مورد مطالعه در تحقيق حاضر از حيث تنوع آللي در مکان ژني مذکور در 3 گروه مجزا قرار گرفتند.

 
كليد واژه: گندم، تنوع آللي، مکان ژني LMW ،Glu-B3
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:58 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

اثر کاربرد کودهاي زيستي بر برخي ويژگي هاي اگرواکولوژيکي ذرت در نظام هاي زراعي رايج و اکولوژيک

 5 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):375-390.
 
اثر کاربرد کودهاي زيستي بر برخي ويژگي هاي اگرواکولوژيکي ذرت در نظام هاي زراعي رايج و اکولوژيک
 
جهان محسن,كوچكي عليرضا,قرباني رضا,رجالي فرهاد,آريايي معصومه,ابراهيمي احسان
 
 
 

به منظور بررسي تاثير ميکوريزا و باکتري هاي آزادزي تثبيت کننده نيتروژن بر ويژگيهاي رشد و کارکرد جمعيت ميکروبي خاک در نظام هاي زراعي رايج و اکولوژيک، آزمايشي به صورت کرتهاي خرد شده در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي با سه تکرار در دو سال زراعي1384-85  و 86-1385در مزرعه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد اجرا شد. کرتهاي اصلي، چهار نظام زراعي مختلف کشت ذرت شامل: 1- نظام رايج با نهاده زياد، 2- نظام رايج با نهاده متوسط، 3- نظام رايج با نهاده کم و 4- نظام اکولوژيک، و کرتهاي فرعي شامل: 1- تلقيح با ميکوريزاGlomus intraradices ،2 - تلقيح با مخلوط باکتري هاي آزوسپيريلوم (Azospirillum brasilense) و ازوتوباکتر (Azotobacter paspali)،3 - تلقيح با مخلوط قارچ ميکوريزا و باکتري هاي آزوسپيريلوم و ازوتوباکتر و 4- شاهد (بدون تلقيح) بود. در هر کرت آزمايشي، دماي کانوپي (CT)، سرعت تنفس خاک (SRR)، درصد کلونيزاسيون طول ريشه (RLCP)، طول مخصوص ريشه (SRL)، درصد نيتروژن، فسفر و پتاس گياه، عملکرد ماده خشک (DM)، عملکرد دانه(SY)  و شاخص سطح برگ (LAI) اندازه گيري شد. نتايج نشان داد که اثر نظام هاي زراعي بر CT معني دار بود، به طوريکه کمترين CT مربوط به نظام اکولوژيک بود و از اين نظر، بين نظام هاي اکولوژيک با کم نهاده و پرنهاده با متوسط نهاده، تفاوتي وجود نداشت. نتايج مشابهي براي اثر انواع ميکروارگانيزم بر CT مشاهده شد.  SRR وRLCP  تحت تاثير نظام هاي زراعي قرار نگرفت، ولي اثر انواع ميکروارگانيزم بر SRR معني دار بود، و بيشترين SRR در اثر تلقيح دوگانه و بالاترين RLCP مربوط به تلقيح دوگانه و تلقيح باکتريايي بود. بيشترين SRL در تلقيح قارچي و تلقيح باکتريايي حاصل شد. اثر نوع ميکروارگانيزم بر درصد فسفر و پتاس گياه معني دار نبود. کمترين درصد نيتروژن گياه در تيمار تلقيح قارچي حاصل شد و بين سه تيمار ديگر از اين نظر تفاوتي وجود نداشت. بيشترين همبستگي بين DM و LAI  وجود داشت، همچنين بين DM و SY، عدد کلروفيل متر، RLCP، ارتفاع بوته و قطر ساقه همبستگي مثبت و معني دار به دست آمد. وجود رابطه مثبت و معني دار بين RLCP و LAI، بيانگر اين است که هر عاملي که سبب افزايش RLCP شود،LAI  و به تبع آن DM و SY را افزايش خواهد داد. وجود رابطه مثبت و معني دار بين SRL و SY مي تواند حاکي از اثر مثبت به کارگيري ميکروارگانيزم ها در اين تحقيق باشد. آناليز مدل رگرسيوني حاکي از آن است که SY به طور معني داري (R=0.86**) توسط متغيرهاي LAI، CT، عدد کلروفيل متر،SRL  و تعداد بلال کنترل مي شود. کاهش عملکرد دانه نظام اکولوژيک نسبت به پرنهاده 10 درصد بود. برتري نظام اکولوژيک نسبت به پرنهاده در مورد صفاتي از قبيل LAI، عدد کلروفيل متر،CT  و SRL قابل توجه بود و از نظرساير صفات تفاوت قابل ملاحظه اي مشاهده نشد. به طور کلي نتايج اين آزمايش نشان داد که ترکيب نظام هاي کم نهاده و اکولوژيک و تلقيح توام ميکوريزا و باکتري هاي آزادزي تثبيت کننده نيتروژن، مي تواند جايگزين مناسبي براي کودهاي شيميايي و نظام هاي پرنهاده باشد.

 
كليد واژه: ذرت، کودهاي زيستي، ميکوريزا، ازوتوباکتر، آزوسپيريلوم، نظام زراعي رايج، نظام زراعي اکولوژيک
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:58 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

مطالعه اثرات تداخلي جمعيت طبيعي علفهاي هرز بر شاخص هاي رشد ذرت دانه اي (Zea mays L) در تراکم گياهي م

 6 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):391-400.
 
مطالعه اثرات تداخلي جمعيت طبيعي علفهاي هرز بر شاخص هاي رشد ذرت دانه اي (Zea mays L) در تراکم گياهي مختلف
 
چعب عبدالنور,فتحي قدرت اله,سيادت سيدعطااله,زند اسكندر,عنافجه زينب
 
 
 

به منظور بررسي تاثير تداخل جمعيت طبيعي علف هاي هرز بر شاخص هاي رشد ذرت آزمايشي در سال زراعي 86-  1385 بلوک کامل تصادفي در مزرعه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي د انشگاه کشاورزي و منابع طبيعي رامين با چهار تکرار انجام شد. تيمارهاي آزمايشي شامل سه تراکم گياهي عاري از علف هرز (4، 7 و 10 بوته ذرت در مترمربع) و تداخل علف هاي هرز تا مرحله 9 و 13 برگي در، هر کدام از تراکم هاي مذکور اعمال گرديد، بطوري که علف هاي هرز روييده در هر کرت تا فرا رسيدن هر يک از مراحل رشدي مزبور باگياه زراعي رقابت مي کردند و سپس کنترل علف هاي هرز تا انتهاي فصل رشد به شکل دستي انجام گرفت. علاوه براين يک تيمار تداخل علف هاي هرز در سراسر فصل رشد با تراکم گياهي 7 بوته ذرت در مترمربع (تراکم معمول خوزستان) نيز به عنوان شاهد تداخل کامل علف هاي هرز در نظر گرفته شد. بر اساس نتايج بدست آمده علف هاي هرز کاهش معني داري در عملکرد ماده خشک، شاخص سطح برگ،سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبي ذرت ايجاد کرد، بگونه اي که بيشترين مقدار عملکرد ماده خشک، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبي به غير از مراحل ابتدايي رشد، از تيمارهاي شاهد عاري از علف هرز در سراسر فصل رشد (کشت خالص) در هر سه تراکم گياهي بدست آمد. بيشترين شدت کاهش عملکرد ماده خشک و شاخص سطح برگ نسبت به شاهد عاري از علف هرز، درتيمار تداخل علف هاي هرز در سراسر فصل رشد در تراکم گياهي 7 بوته در مترمربع حادث شد. کمترين شدت کاهش عملکرد ماده خشک و شاخص سطح برگ در تراکم گياهي عاري از علف هرز 10 بوته در مترمربع رخ داد. با توجه به نتايج حاصله به نظر مي رسد که علف هاي هرز با کاهش شاخص سطح برگ، منجر به کاهش عملکرد ماده خشک، سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبي در ذرت گرديده است.

 
كليد واژه: ذرت، جمعيت طبيعي علف هاي هرز، شاخص هاي رشد، تداخل و تراکم گياهي
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:58 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي تنوع توده هاي وحشي و زراعي زرشک استان هاي خراسان با استفاده از نشانگرهاي مورفولوژيکي و ارزيابي

 7 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):401-410.
 
بررسي تنوع توده هاي وحشي و زراعي زرشک استان هاي خراسان با استفاده از نشانگرهاي مورفولوژيکي و ارزيابي کارايي آن در مطالعات سيستماتيک
 
حيدري سميه,مرعشي سيدحسن,فارسي محمد,ميرشمسي كاخكي امين
 
 
 

زرشک بي دانه (Berberis vulgaris L. var. asperma) يکي از معدود گياهان زراعي است که فقط در کشور ايران و جنوب استان خراسان، کشت مي شود. با اين حال هيچگونه تحقيقاتي در زمينه شناسايي، بررسي تنوع و مطالعه ساختار ژنتيکي جمعيتهاي زرشک بي دانه و گونه هاي خويشاوند آن در کشور انجام نگرفته است. همچنين با وجود مطالعات کلاسيک انجام شده مبتني بر گياه شناسي و سيستماتيک در نقاط مختلف دنيا، ابهامات و اختلاف نظرهايي در خصوص با روابط خويشاوندي گونه هاي موجود در اين خانواده وجود دارد که اغلب ناشي از اختلاف کارايي روشهاي مختلف مي باشد. بدين منظور براي اولين بار در کشور از نشانگرهاي مورفولوژيکي و 39 صفت جهت بررسي تنوع و رابطه خويشاوندي 33 نمونه زرشک متعلق به 11 منطقه واقع در استان هاي خراسان استفاده شد و با داده هاي حاصل از نشانگرهاي مولکولي AFLP مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج نشان دادند که همبستگي بسيار کمي بين داده هاي نشانگرهاي AFLP و نشانگرهاي مورفولوژيکي وجود دارد. از آنجا که صفات مورفولوژيکي مورد بررسي، حدود 90% صفات موجود در کليد شناسايي فلور ايران را شامل مي شوند و اکثرا صفات رويشي هستند، ارزيابي ضعيف تنوع و همبستگي پايين بين نتايج حاصل از داده هاي مورفولوژيکي و نتايج بدست آمده از نشانگرAFLP  مي تواند دليل بر کارايي پايين کليد شناسايي فلور ايران در طبقه بندي و بررسي هاي فيلوژنتيکي خانواده زرشک باشد. بنابراين بررسي مولکولي بيشتر با هدف درک بهتر از روابط خويشاوندي بين جنسها و گونه هاي خانواده زرشک ضروري به نظر مي رسد.

 
كليد واژه: زرشک، نشانگر، AFLP، صفات مورفولوژيکي
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بهينه سازي شرايط کشت بافت در رقم گچساران عدس (.Lens culinaris Medik) جهت القاي شاخه زايي موثر

 8 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):411-419.
 
بهينه سازي شرايط کشت بافت در رقم گچساران عدس (.Lens culinaris Medik) جهت القاي شاخه زايي موثر
 
ذاكرتولايي فاطمه,باقري عبدالرضا,قره ياضي بهزاد,شارما كايران
 
 
 

بهينه سازي باززايي در عدس با استفاده از تکنيک کشت بافت در اصلاح اين گياه از طريق روش هاي جديد ضروري بنظر مي رسد. اولين قدم در باززايي، شاخه زايي کارا و موثر با استفاده از ريزنمونه مناسب است. در اين مطالعه با مقايسه درصد شاخه زايي در ريزنمونه هاي مختلف، بهترين نوع ريزنمونه انتخاب شد. سپس اثر وجود BAP در محيط کشت جوانه زني و توليد گياهچه ها، سن ريزنمونه و  pHهاي متفاوت محيط کشت شاخه زايي بر روي درصد شاخه زايي ريزنمونه ها بررسي شد. پس از آن تاثير غلظت ها و ترکيبات مختلف سيتوکينين هاي ip،Kin  و TDZ روي القاي شاخه زايي مورد مقايسه قرار گرفت. نتايج اين بررسي ها نشان داد که ريزنمونه لپه به همراه قسمت بسيار جزيي از محور جنيني مناسب ترين ريزنمونه براي باززايي عدس مي باشد. تاثير مثبت BAP در محيط جوانه زني و توليد گياهچه روي القاي شاخه زايي نيز تاييد شد. بعلاوه نتايج نشان داد که بهترين ترکيب محيط کشت براي القاي شاخه هاي چندگانه، محيط کشتMS  غني شده با 7.5 ميکرومولار 2ip،4  ميکرومولار Kin و 2 ميکرومولار TDZ مي باشد، به نحوي که تا بيش از 96 درصد القاي شاخه زايي و در بعضي موارد، از هر ريزنمونه تا 40 شاخه طويل شده بدست آمد. سن گياهچه در زمان تهيه ريزنمونه و همچنين pH محيط کشت نيز، در القاي شاخه زايي موثر بود. بررسي مقدماتي انتقال ژن با استفاده از اين روش شاخه زايي نشان داد که مي توان از اين روش براي بهينه سازي شرايط جهت باززايي و انتقال ژن به عدس استفاده کرد.

 
كليد واژه: عدس، شاخه زايي، تنظيم کننده هاي رشد گياهي، ريزنمونه
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

پي جويي يولاف وحشي (.Avena ludoviciana Dur) مقاوم به علف کش کلودينافوپ پروپارژيل در مزارع گندم خوزست

 9 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):421-430.
 
پي جويي يولاف وحشي (.Avena ludoviciana Dur) مقاوم به علف کش کلودينافوپ پروپارژيل در مزارع گندم خوزستان به روش زيست سنجي بذر
 
راستگو مهدي,راشدمحصل محمدحسن,زند اسكندر,نصيري محلاتي مهدي
 
 
 

بمنظور پي جويي يولاف وحشي مقاوم به علف کش کلودينافوپ پروپارژيل (تاپيک) در مزارع گندم خوزستان آزمايشي با استفاده از روش زيست سنجي بذر در سال 1385 در آزمايشگاه علفهاي هرز دانشکده کشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد بر روي توده هاي جمع آوري شده از 7 شهر استان خوزستان شامل اهواز، انديمشک، شوش، شوشتر، رامهرمز، سوسنگرد (دشت آزادگان)، و دزفول ( مجموعا 45 توده مشکوک به مقاومت) بهمراه يک توده حساس که از مناطق بدون سابقه مديريت شيميايي جمع آوري شده بود، انجام شد. آزمايش در سه مرحله شامل تعيين دز تفکيک کننده براي توده حساس، غربال توده هاي يولاف وحشي توسط دز تفکيک کننده و آزمايش پاسخ به دز توده هاي مشکوک به مقاومت، اجرا شد. در تمامي آزمايشها طول ساقه چه نسبت به شاهد 7 روز پس از تيمار با علف کش در داخل پتري ديش، بعنوان شاخص رشدي گياه در نظر گرفته شد. بر اساس آزمايش زيست سنجي بذر انجام شده، دز تفکيک کننده براي توده حساس به ميزان 0.02 ميلي گرم ماده موثره در ليتر بدست آمد. در آزمايش غربال توسط دز تفکيک کننده، 17 توده به عنوان توده هاي مشکوک به مقاومت تعيين شدند. بطور کلي نتايج اين آزمايش نشان داد که در برخي توده هاي يولاف وحشي مزراع گندم استان خوزستان مقاومت ايجاد شده است.

 
كليد واژه: يولاف وحشي (.Avena ludoviciana Dur)، مقاومت به علف کش، زيست سنجي بذر، کلودينافوپ، پروپارژيل (تاپيک)، دز تفکيک کننده
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

غربال گياهچه هاي جو مقاوم به تنش اسمزي

 10 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):431-442.
 
غربال گياهچه هاي جو مقاوم به تنش اسمزي
 
رامشيني حسين علي,پيغمبري سيدعلي,شاه نجات بوشهري علي اكبر,اميدي منصور,نيومن كرستين,شوايزر پاتريك
 
 
 

جو (Hordeum vulgare L.) يک گياه مدل براي پژوهش هاي ژنتيکي و فيزيولوژيکي بوده و سازگاري بالايي به شرايط مختلف نشان مي دهد. تنش خشکي در مرحله گياهچه اي باعث جلوگيري از استقرار مناسب گياه مي شود. مي توان از صفات مورفولوژيک و فيزيولوژيک براي گروه بندي ژنوتيپ هاي مقاوم و حساس استفاده کرد. هدف اين آزمايش شناسايي ژنوتيپ هاي مقاوم و حساس به تنش اسمزي از بين 9 ژنوتيپ جو ايراني و اروپايي بود. از پلي اتيلن گليکول (PEG) براي شبيه سازي شرايط تنش در اتاقک رشد استفاده شد و ژنوتيپ ها در دو شرايط تنش و بدون تنش کشت شدند. پژمردگي برگ در فاصله هاي زماني 3، 6، 9 و 12 روز پس از آغاز تنش يادداشت شد. محتواي نسبي آب برگ (RWC) و تعدادي از صفات مورفولوژيک به ترتيب 7 و 14 روز پس از آغاز تنش اندازه گيري شدند. تفاوت بسيار معني داري بين دو شرايط تنش و بدون تنش و بين ژنوتيپ ها مشاهده شد. براي همه صفات بجز سطح زير منحني پيشرفت درصد پژمردگي، ضريب حساسيت محاسبه شد. از بين ژنوتيپ هاي مورد بررسي در اين آزمايش دو ژنوتيپ نيوتانس و ارکتوم به ترتيب جز حساس ترين ژنوتيپ ها و ژنوتيپ هاي Dari-83-6 و L.527 به ترتيب به عنوان مقاوم ترين ژنوتيپ ها در مرحله گياهچه شناسايي شدند. ژنوتيپ EC-79-10 اگرچه از نظر صفات مورفولوژيک گياهچه در گروه ژنوتيپ هاي مقاوم جاي مي گيرد، اما در پايان آزمايش، درصد پژمردگي آن به طور معني داري از ژنوتيپ هاي مقاوم فاصله داشته و نيمه حساس است.

 
كليد واژه: پلي اتيلن گليکول (PEG)، تنش اسمزي، جو، صفات مورفولوژيک، گياهچه
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تاثير تنش کم آبي و نيتروژن بر خصوصيات رشدي و عملکرد گياه دارويي هميشه بهار (Calendula officinalis L)

 11 : پژوهشهاي زراعي ايران 1388; 7(2):443-450.
 
تاثير تنش کم آبي و نيتروژن بر خصوصيات رشدي و عملکرد گياه دارويي هميشه بهار (Calendula officinalis L)
 
رحماني نويد,دانشيان جهانفر,ولدآبادي علي رضا,بيگدلي محسن
 
 
 

به منظور اثر تنش کم آبي و کاربرد نيتروژن بر رشد رويشي و عملکرد گياه هميشه بهار آزمايشي به صورت کرتهاي خرد شده در قالب طرح بلوکهاي کامل تصادفي در چهار تکرار در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاکستان در سال 1385 اجرا گرديد. تيمارها شامل تنش کم آبي در سه سطح (آبياري پس از 40، 80 و 120 ميليمتر تبخير از سطح تشتک تبخير کلاس A) و نيتروژن در چهار سطح (60، 30، 0 و 90 کيلوگرم در هکتار نيتروژن خالص) بودند. نتايج نشان داد که تنش کم آبي بر ارتفاع گياه، ارتفاع ساقه اصلي، تعداد ساقه فرعي، عملکرد گل، درصد وزني گلبرگ به گل و نسبت وزن خشک گل به کل گياه معني دار (p£0.01) بود. بيشترين ارتفاع گياه، ارتفاع ساقه اصلي، تعداد ساقه فرعي، درصد وزني گلبرگ به گل، نسبت وزن خشک گل به کل گياه و عملکرد گل (2406 کيلوگرم در هکتار ) از سطح 40 ميليمتر تبخير بدست آمد. نيتروژن بر ارتفاع گياه، ارتفاع ساقه اصلي، تعداد ساقه فرعي و عملکرد گل تاثبر معني داري داشت. بالاترين ارتفاع گياه، ارتفاع ساقه اصلي، تعداد ساقه فرعي و عملکرد گل (1546 کيلوگرم در هکتار) از سطح 90 کيلوگرم در هکتار نيتروژن خالص بدست آمد. اثر متقابل تنش کم آبي و نيتروژن بر تعداد ساقه فرعي و عملکرد گل معني داري بود. به نظر مي رسد که در شرايط تنش کم آبي، مصرف کود نيتروژن تاثيرمحسوسي بر خصوصيات ريخت شناسي در گياه هميشه بهار نداشت.

 
كليد واژه: تنش کم آبي، نيتروژن، خصوصيات ريخت شناسي، گياه دارويي
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

پنج شنبه 27 مهر 1391  5:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها