0

پژوهشهاي زراعي ايران

 
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تاثير ميزان و تقسيط كود نيتروژن بر عملکرد و اجزا عملکرد برنج هيبريد بهار

 13 : پژوهشهاي زراعي ايران آذر و دي 1389; 8(5):845-854.
 
تاثير ميزان و تقسيط كود نيتروژن بر عملکرد و اجزا عملکرد برنج هيبريد بهار
 
نحوي مجيد,بابازاده شهريار,صبوري حسين*
 
* گروه توليدات گياهي، دانشكده كشاورزي و منابع طبيعي، مجتمع آموزشي عالي گنبد كاووس
 
 

به منظور دستيابي به مناسبترين مقدار و زمان تقسيط كود نيتروژنه بر اساس مراحل فنولوژيكي بهار 1 آزمايشي بصورت فاكتوريل در قالب طرح بلوک هاي كامل تصادفي با 3 تكرار در موسسه تحقيقات برنج كشور در سال هاي 1385 و 1386 اجرا گرديد. فاكتورهاي آزمايش شامل كود نيتروژنه در 3 سطح (90، 120 و 150 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار) و زمان هاي تقسيط نيتروژن در 6 سطح (:T1 استفاده از رنگ شماره 4 دياگرام رنگ برگ در طول دوره رشد، T2: يک سوم كود پايه + يک سوم مرحله جوانه اوليه در خوشه + يک سوم مرحله آبستني، T3: يک سوم كود پايه + يک سوم در مرحله اوليه پنجه ‌زني + يک سوم مرحله جوانه اوليه در خوشه در ساقه، T4: يک دوم كود پايه + يک چهارم مرحله اوليه پنجه ‌زني + يک چهارم مرحله آبستني، T5: يک سوم كود پايه + يک سوم مرحله اوليه پنجه‌ زني + يک سوم مرحله آبستني و T6: دو سوم كود پايه + يک سوم مرحله جوانه اوليه در خوشه) به همراه يک پلات شاهد در هر تكرار بود. نتايج تجزيه واريانس ساده در سال اول و دوم نشان داد كه زمان هاي تقسيط نيتروژن بر صفات مختلف در سال اول موثر بود. همچنين مقايسه ميانگين داده هاي آزمايش حاكي از تاثير تيمار زمان هاي تقسيط نيتروژن بر روي صفات مختلف مي باشد. تيمار پنجم با 8.373 و 7.920 تن در هكتار عملكرد دانه بالاتري را به ترتيب در سال هاي اول و دوم بخود اختصاص دادند. مقايسه ميانگين اثر متقابل زمان هاي تقسيط نيتروژن و مصرف مقادير نيتروژن نشان داد كه سطح دوم مصرف كود نيتروژنه در تيمار پنجم زمان هاي تقسيط نيتروژن از نظر عملكرد با 8.760 تن در هكتار بهترين شرايط را داشته است. تجزيه مركب داده ها نشان داد كه تاثير زمان هاي تقسيط نيتروژن بر عملكرد دانه و اجزاي عملكرد در سطح احتمال 5 درصد معني دار است. مقايسه ميانگين مركب نيز نشان داد که تيمار پنجم تقسيط (يک سوم كود پايه + يک سوم مرحله اوليه پنجه ‌زني + يک سوم مرحله آبستني) با 7.925 تن در هكتار و سطح دوم كود مصرفي (120 كيلوگرم نيتروژن خالص) با 7.514 تن در هکتار بالاترين عملکرد را موجب خواهند شد. بنابر نتايج حاصله مي توان مقدار 120 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار را با شيوه تقسيط يک سوم كود پايه + يک سوم مرحله اوليه پنجه ‌زني + يک سوم مرحله آبستني، را به عنوان مناسب ترين روش جهت مصرف کود نيتروژنه در برنج هيبريد رقم بهار 1 بکار برد.

 
كليد واژه: برنج هيبريد، دياگرام رنگ برگ، کود نيتروژنه
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:32 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي اثر مصرف اکسيد آهن (نانو و معمولي) همراه با کمپوست گرانوله گوگردي بر غلظت آهن و رشد گياه گندم

14 : پژوهشهاي زراعي ايران آذر و دي 1389; 8(5):855-861.
 
بررسي اثر مصرف اکسيد آهن (نانو و معمولي) همراه با کمپوست گرانوله گوگردي بر غلظت آهن و رشد گياه گندم رقم آتيلا
 
مظاهري نيا سيما*,آستارايي عليرضا,فتوت امير,منشي احمد
 
* گروه علوم خاك، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

به منظور بررسي اثر مصرف اکسيد آهن نانو و معمولي همراه با کمپوست گرانوله گوگردي بر ارتفاع گياه، طول سنبله، کل وزن خشک کاه و کلش گياه، وزن هزار دانه، وزن دانه در گلدان و غلظت آهن در گياه گندم رقم آتيلا (چمران)، يک آزمايش گلخانه اي شامل پنج سطح پودر اکسيد آهن معمولي (0.02-0.06 ميليمتر) (صفر، 0.05، 0.1، 0.5 و 1 درصد وزن خاک)، پنج سطح نانو اکسيد آهن (250-25 نانومتر) (صفر، 1.05، 5.0، 0.0 و 1 درصد وزن خاک) و دو سطح کمپوست پسماند شهري گرانوله گوگردي (صفر و 2 درصد وزن خاک) به صورت فاکتوريل در قالب طرح کاملا تصادفي با سه تکرار انجام شد. نتايج نشان داد کاربرد اکسيد آهن نانو نسبت به اکسيد آهن معمولي در خاک افزايش معني داري در غلظت آهن گياه، عملکرد و اجزاي عملکرد گياه داشت. متناسب با افزايش هر دو نوع اکسيد آهن، غلظت آهن، عملکرد و اجزاي عملکرد گياه افزايش يافت که اين افزايش معني دار بود. همچنين غلظت آهن در گياه، طول سنبله، ارتفاع گياه، وزن سنبله، کل وزن خشک کاه و کلش، وزن هزار دانه، وزن دانه در گلدان با کاربرد کمپوست پسماند شهري گرانوله گوگردي افزايش يافت، که اين افزايش در تيمار نانو اکسيد آهن حاوي کمپوست گرانوله گوگردي نسبت به ساير تيمارها به طور معني داري بيشتر بود.

 
كليد واژه: کمپوست پسماند شهري گرانوله گوگردي، اکسيد آهن نانو و معمولي، گندم
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:32 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

اثر زمان نسبي سبز شدن و تراکم علف هرز سلمه تره (.Chenopodium album L) بر عملکرد دانه و بيولوژيک ذرت

 15 : پژوهشهاي زراعي ايران آذر و دي 1389; 8(5):862-870.
 
اثر زمان نسبي سبز شدن و تراکم علف هرز سلمه تره (.Chenopodium album L) بر عملکرد دانه و بيولوژيک ذرت دانه‌ اي (.Zea mays L)
 
سرابي وحيد*,نصيري محلاتي مهدي,نظامي احمد,راشدمحصل محمدحسن
 
* گروه زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

به منظور ارزيابي توان رقابتي ذرت دانه اي در رقابت با علف هرز سلمه تره آزمايشي مزرعه اي در سال 1385 در شرايط آب و هوايي مشهد انجام شد. در اين تحقيق تاثير زمان نسبي سبز شدن سلمه تره بر عملکرد ذرت دانه اي سينگل کراس 704 در سطوح مختلف تراکم اين علف هرز مورد مطالعه قرار گرفت. آزمايش به صورت کرت هاي خرد شده در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار انجام شد. زمان سبز شدن سلمه تره با 3 سطح (سبز شدن سلمه تره به ترتيب 14 روز زودتر، 7 روز زودتر و همزمان با ذرت) به عنوان فاکتور اصلي و تراکم اين علف هرز با 6 سطح (به ترتيب صفر، 4، 8، 12، 16 و 20 بوته در مترمربع) به عنوان فاکتور فرعي در نظر گرفته شد. نتايج نشان داد که عملکرد دانه و بيولوژيک ذرت با تاخير در سبز شدن ذرت نسبت به سلمه تره کاهش مي يابد، بطوري که بيشترين کاهش در زمان سبز شدن 14 روز زودهنگام سلمه تره نسبت به ذرت و تراکم بالاي اين علف هرز (20 بوته در مترمربع) به ترتيب با 100 و 99 درصد کاهش روي داد و بوته هاي ذرت به طور کامل در سايه انداز بوته هاي سلمه تره قرار گرفتند. با سبز شدن زودتر علف هرز سلمه تره نسبت به ذرت سرعت کاهش عملکرد به ازاي اولين بوته علف هرز چندان زياد نبود، ولي هر چند روز که سلمه تره زودتر از ذرت سبز شد، با افزايش تراکم علف هرز عملکرد با سرعت بيشتري کاهش يافت. بر اساس يافته هاي اين تحقيق با افزايش تعداد روزهاي سبز شدن علف هرز سلمه تره نسبت به ذرت توان رقابتي ذرت کاهش يافته و افت شديدي در عملکرد مشاهده شد. با وجوديکه افزايش تراکم علف هرز سلمه تره باعث کاهش عملکرد دانه و بيولوژيک شد، ولي روند کاهش در تراکم هاي بالاي اين علف هرز چندان معني دار نبود.

 
كليد واژه: بيوماس، رقابت، کاهش عملکرد، مدل تداخل علف هرز
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:33 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي تحمل به خشكي در 16 ژنوتيپ گلرنگ (Carthamus tinctorius L)

16 : پژوهشهاي زراعي ايران آذر و دي 1389; 8(5):871-877.
 
بررسي تحمل به خشكي در 16 ژنوتيپ گلرنگ (Carthamus tinctorius L)
 
عظيم زاده سيدمرتضي*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي، واحد شيروان
 
 

به منظور بررسي مقاومت به خشكي 16 ژنوتيپ گلرنگ آزمايشي طي سال زراعي 85-1384 در مزرعه پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيروان اجرا شد. آزمايش در قالب طرح بلوک هاي كامل تصادفي و با چهار تكرار در دو محيط آبي و ديم به صورت جداگانه كشت شد. ابعاد كرت ها 1.5 در 5 متر، تراكم بذر 20 دانه در مترمربع و كشت با دست انجام شد. در طول دوره رشد و پس از برداشت تعداد طبق ها در هر بوته، عملكرد كل طبق ها در هر بوته، وزن هزار دانه و عملكرد دانه يادداشت برداري و محاسبه گرديد. با استفاده از شاخص تحمل به خشكي، شاخص حساسيت به خشكي، پايداري غشا سيتوپلاسمي و محتواي نسبي آب برگ ها، ژنوتيپ هاي متحمل به خشكي تعيين شدند. نتايج آزمايش نشان داد كه دو ژنوتيپ LRV-51-51 و CW-74 به ترتيب داراي شاخص تحمل به خشكي 1.22 و 1.18 بودند كه در مقايسه با بقيه ژنوتيپ ها بيشتر بود. شاخص حساسيت به خشكي در اين دو ژنوتيپ به ترتيب 0.80 و 0.49 و از بقيه ژنوتيپ ها كمتر بود. هر چند عملكر دانه دو ژنوتيپ مذكور در مقايسه با اكثر ژنوتيپ ها معني دار نبود ولي اين دو ژنوتيپ به ترتيب با توليدي معادل 1520 و 1452 كيلوگرم دانه در هكتار داراي عملكرد دانه بالاتري بودند. همه صفات مذكور مبين سازگاري بيشتر اين دو ژنوتيپ به شرائط خشک و كم باران بوده و براي كشت در اين گونه مناطق در مقايسه با ساير ژنوتيپ ها داراي برتري مي باشند.

 
كليد واژه: گلرنگ، شاخص تحمل به خشكي، شاخص حساسيت به خشكي، عملكرد
 
 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:33 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي نقش تقسيط نيتروژن بر الگوي تخصيص ماده خشک در چغندرقند

1 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):569-576.
 
بررسي نقش تقسيط نيتروژن بر الگوي تخصيص ماده خشک در چغندرقند
 
صحابي حسين,نصيري محلاتي مهدي*,كوچكي عليرضا
 
* گروه زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

به منظور ارزيابي اثرات ميزان كود نيتروژن و تقسيط آن بر الگوي تخصيص ماده خشک و خصوصيات كمي و كيفي چغندرقند، آزمايشي در سال 1379 در روستاي برات آباد شهرستان فريمان انجام گرفت. در اين آزمايش سه سطح كود نيتروژن (N1، 70؛ N2، 140؛ N3، 210 کيلوگرم نيتروژن خالص در هکتار) و چهار سطح تقسيط (S1، %100 مصرف كود، هنگام كاشت؛ S2، %75 مصرف كود هنگام كاشت و 25% در مرحله تنک كردن؛ S3، %50 مصرف كود هنگام كاشت و 50% در مرحله تنک كردن؛ S4، %25 مصرف كود هنگام كاشت و 75% در مرحله تنک كردن) به صورت آزمايش فاكتوريل و در قالب طرح بلوک هاي كامل تصادفي در چهار تكرار مورد ارزيابي قرار گرفت. برتري تخصيص ماده خشک بين اندام هوايي و زميني در تيمار 70 كيلوگرم نيتروژن در هكتار 66 روز بعد از سبز شدن (1350 درجه روز رشد) و در تيمار 210 كيلوگرم نيتروژن در هكتار 76 روز بعد از سبز شدن (1460 درجه روز رشد ) به نفع ريشه ذخيره اي جابجا شد. الگوي تقسيط S1 در تمام مراحل رشد نسبت بيشتري از ماده خشک را به ريشه اختصاص داد به طوريكه پس از 1400 درجه روز رشد (15 مرداد ماه) ميزان مواد فتوسنتزي اختصاص داده شده به ريشه و اندام هوايي مساوي و معادل 50% بود، در حاليكه در همين مرحله الگوهاي دوم، سوم و چهارم تقسيط به ترتيب 47%، 44% و 38% ماده خشک را به ريشه و بقيه آن را به اندام هوايي اختصاص دادند. نتايج آزمايش نشان داد كه كود نيتروژن اثر معني داري در تغييرات عيار، پتاسيم، سديم، خلوص شربت خام، درصد قند قابل استحصال، راندمان استحصال و درصد قند ملاس داشت اما تاثير آن بر عملكرد ريشه، عملكرد قند و نيتروژن مضره معني دار نبود. با افزايش مصرف كود نيتروژن ميزان عيار، درصد قند قابل استحصال و راندمان استحصال كاهش ولي عملكرد ريشه، مقدار پتاسيم، سديم، نيتروژن مضره و درصد قند ملاس افزايش يافت. بيشترين عملكرد قند خالص (4.4 تن در هكتار) مربوط به تيمار 70 كيلوگرم نيتروژن در هكتار بود. در اين مطالعه تاثير الگوهاي مختلف تقسيط و اثرات متقابل تقسيط و مقدار نيتروژن بر خصوصيات كمي و كيفي چغندرقند معني دار نبود. البته بالاترين عملكرد قند خالص (4.8 تن در هكتار) در تيمارN1S1  (حداقل ميزان كود نيتروژن و مصرف آن در زمان كاشت) به دست آمد.

 
كليد واژه: چغندرقند، تخصيص ماده خشک، عملکرد ريشه، عملکرد قند، تقسيط نيتروژن
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:46 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تاثير تاريخ كاشت بر عملكرد و اجزاي عملكرد سه رقم سورگوم دانه اي

2 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):577-585.
 
تاثير تاريخ كاشت بر عملكرد و اجزاي عملكرد سه رقم سورگوم دانه اي
 
صفري مرضيه,آقاعليخاني مجيد*,مدرس ثانوي سيدمحمدعلي
 
* دانشكده كشاورزي، دانشگاه تربيت مدرس
 
 

به منظور بررسي تاثير تاريخ كاشت بر عملكرد و اجزاي عملكرد ارقام سورگوم دانه آزمايشي در سال 1386 در مزرعه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه تربيت مدرس انجام شد. در اين تحقيق تاثير دو عامل تاريخ کاشت و رقم سورگوم دانه اي در قالب کرت هاي يکبار خرد شده با طرح پايه بلوک هاي کامل تصادفي در چهار تکرار مورد بررسي قرار گرفت. عامل تاريخ کاشت در سه سطح (هجدهم خرداد، هفتم تير و بيست و هفتم تير) به عنوان عامل اصلي و ارقام سورگوم دانه اي (پيام، سپيده و کيميا) به عنوان عامل فرعي در نظر گرفته شدند. صفات مورد بررسي شامل عملكرد بيوماس و اجزا تشكيل دهنده آن، وزن پانيكول، عملكرد دانه، درصد و عملكرد پروتئين، شاخص برداشت و اجزاي عملكرد دانه بود. نتايج نشان داد كه بيوماس کل و بيوماس شاخ و برگ تحت تاثير هيچ كدام از عوامل مورد بررسي قرار نگرفت. در حاليکه تفاوت ارقام از لحاظ وزن خشک پانيكول و شاخص برداشت در سطح 1 درصد و از نظر عملكرد دانه در سطح 5 درصد معني دار شد. وزن هزار دانه نيز تحت تاثير تاريخ كاشت و رقم (p£0.05) همچنين تحت تاثير برهمکنش تاريخ کاشت × رقم (p£0.01) قرار گرفت. با وجود معني دار نبودن اثر تاريخ كاشت در مورد عملكرد دانه بالاترين عملكرد دانه (6777.2 كيلوگرم در هكتار) به رقم سپيده در تاريخ كاشت هفت تير اختصاص يافت. در نتيجه پيشنهاد مي شود براي توليد سورگوم دانه اي در اين منطقه و مناطق با شرايط آب و هوايي مشابه، ‌از رقم سپيده و تاريخ کاشت اواخر خرداد تا اوايل تير ماه استفاده شود.

 
كليد واژه: سورگوم دانه اي، تاريخ کاشت، رقم، بيوماس شاخ و برگ، عملکرد دانه و اجزاي عملکرد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:47 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

اثر تنش يخ ‌زدگي بر نشت الکتروليت ها در گياه رازيانه (Foeniculum vulgare)

3 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):587-593.
 
اثر تنش يخ ‌زدگي بر نشت الکتروليت ها در گياه رازيانه (Foeniculum vulgare)
 
نظامي احمد*,عزيزي كلئومه,سياهمرگويي آسيه,محمدآبادي علي اصغر
 
* گروه زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

به منظور بررسي اثر تنش يخ زدگي بر نشت الكتروليت ها در دو توده بومي رازيانه، آزمايشي در سال زراعي 1383 به صورت فاكتوريل بر پايه طرح كاملا تصادفي با سه تكرار، در دانشكده كشاورزي دانشگاه فردوسي مشهد به اجرا درآمد. تيمارهاي مورد بررسي شامل دو توده بومي (خراسان و كرمان)، دو تاريخ كشت (16/7/1383 و 7/8/1383) و 6 تيمار دمايي (0، 3-، 6-، 9-، 12- و 15-) بودند. گياهچه هاي رشد يافته در مزرعه در مرحله 6-4 برگي از زمين خارج شده و پس از انتقال به آزمايشگاه با استفاده از فريزر ترموگراديان در معرض تيمارهاي يخ ‌زدگي قرار گرفتند و سپس از طريق ميزان نشت الکتروليت ‌ها در اندام ‌هاي مختلف گياهچه (ريشه، طوقه و برگ)، پايداري غشا سلولي مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان دادند كه با كاهش دماي يخ زدگي، درصد نشت الكتروليت در اندام ‌هاي مختلف، به طور معني دار تحت تاثير قرار گرفت. در بين دو توده مورد بررسي دماي 50 درصد کشندگي (LT50) بر اساس درصد نشت الکتروليت ‌ها در توده کرمان کمتر بود. LT50 در تاريخ کاشت دوم در هر دو توده بومي در مقايسه با تاريخ کاشت اول، کمتر بود. همچنين LT50 در طوقه در مقايسه با اندام ‌هاي ديگر پايين ‌تر بود. با توجه به اهميت خسارت سرما در گياه رازيانه انجام مطالعات بيشتر در اين زمينه ضروري به نظر مي رسد.

 
كليد واژه: تاريخ کاشت، توده بومي، پايداري غشا، 50 درصد کشندگي (LT50)
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:47 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي كارايي تعدادي از علف ‌كش ‌ها در كنترل بيوتيپ ‌هاي فالاريس (.Phalaris spp) مقاوم و حساس به علف

 4 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):594-605.
 
بررسي كارايي تعدادي از علف ‌كش ‌ها در كنترل بيوتيپ ‌هاي فالاريس (.Phalaris spp) مقاوم و حساس به علف ‌كش‌ هاي بازدارنده استيل كوآنزيم - آ - كربوكسيلاز
 
زند اسكندر*,باغستاني محمدعلي,پوربيگ محمدورجوي مريم,صوفي زاده سعيد,بناكاشاني فاطمه,دستاران فاطمه,خيامي محمدمهدي,لبافي حسين آبادي محمدرضا
 
* بخش تحقيقات علف هاي هرز، موسسه تحقيقات گياه پزشكي كشور، تهران
 
 

بررسي كارايي تعداي از علف ‌كش‌ ها در كنترل بيوتيپ ‌هاي فالاريس مقاوم و حساس به علف ‌كش‌ هاي بازدارنده استيل كوآنزيم - آ - كربوكسيلاز سه آزمايش جداگانه بر روي توده هاي حساس و مقاوم دو گونه فالاريس P. minor و P. paradoxa انجام شد. در هر آزمايش توده هاي حساس و مقاوم به صورت جداگانه با 19 تيمار علف‌ كشي در قالب طرح كاملا تصادفي با 8 تكرار در شرايط گلخانه مورد آزمايش قرار گرفتند. تيمارهاي آزمايشي شامل 10 تيمار از علف‌ كش‌ هاي بازدارنده استيل كوآنزيم كربوكسيلازACCase ، 6 تيمار از علف‌ كش ‌هاي بازدارند استولاكتات سينتاز ALS و علف ‌كش‌ هاي پروسولفوكارپ، فلم ‌پروپ - ام - ايزوپروپيل، ايزوپروترون + ديفلوفنيكان و تيمار شاهد بدون علف ‌كش بود. براي ارزيابي تاثير تيمار‌ها نيز خصوصياتي مانند درصد خسارت بر اساس EWRC در 15 و 30 روز بعد از سمپاشي، درصد تعداد باقيمانده بعد از سمپاشي نسبت به قبل از سمپاشي و درصد وزن تر و خشک تک بوته نسبت به شاهد مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. در مجموع نتايج نشان داد كه در بين علف كش هاي بازدارنده ACCase بهترين علف كش براي كنترل توده حساس گونه ‌هاي فالاريس، به ترتيب علف ‌كش ‌هاي كلودينافوپ پروپارژيل و پينوكسادن با دز 450 ميلي ‌ليتر در هکتار بود. و از بين علف ‌كش ‌هاي بازدارنده ACCase نيز فقط علف‌ كش پينوكسادن توانست توده مقاوم گونه P. minor را در حد كمي مطلوب كنترل كند و تاثير آن بر توده مقاوم گونه P. paradoxa نيز رضايت بخش نبود. در بين علف ‌كش ‌هاي بازدارنده ALS نيز علف کش‌ يدوسولفورون + مزوسولفورون (شواليه) توانست توده حساس هر دو گونه و توده مقاوم گونه P. minor را در حد بسيار مطلوب ولي توده مقاوم گونه P. paradoxa را ضعيف كنترل نمايد. همچنين علف ‌كش‌ هاي يدوسولفورون + مزوسولفورون (آتلانتيس) و سولفوسولفورون + متسولفورون (توتال) نيز توانستند توده‌ هاي حساس و مقاوم هر دو گونه فالاريس مورد مطالعه در حد مطلوب كنترل نمايند. تاثير علف کش ايزوپروتون + ديفلوفنيكان (پنتر) بر توده‌ هاي حساس و مقاوم گونه P. minor نيز بسيار خوب، ولي اثر آن بر توده مقاوم گونهP. paradoxa  ضعيف بود. بقيه علف ‌كش ‌ها نتوانستند هيچ يک از توده هاي حساس و مقاوم گونه‌ هاي فالاريس مورد مطالعه را كنترل نمايند. به طور كلي براي مبارزه شيميايي با گونه ‌هاي فالاريس P. paradoxaو  P. minor مي ‌توان از علف ‌كش ‌هاي يدوسولفورون + مزوسولفورون (شواليه)، يدوسولفورون + مزوسولفورون (آتلانتيس) و سولفوسولفورون + متسولفورون (توتال) و همچنين در صورتي كه توده مقاوم از گونه P. Minor باشد از علف ‌كش ايزوپروتون + ديفلوفنيكان (پنتر) استفاده نمود.

 
كليد واژه: مقاومت به علف ‌كش، بازدارنده‌ هاي ACCase، بازدارنده ‌هاي ALS
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:48 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

اثرات خودمسمومي کلزا (Brassica napus) روي خصوصيات جوانه زني و گياهچه هاي دو واريته کلزا

5 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):606-614.
 
اثرات خودمسمومي کلزا (Brassica napus) روي خصوصيات جوانه زني و گياهچه هاي دو واريته کلزا
 
مندني فرزاد*,احمدوند گودرز,گل زردي فريد,سرابي وحيد,نيرومند سيدمهدي
 
* گروه زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

خودمسمومي به اثرات زيانبار يک گونه روي خودش، از طريق توليد و رهاسازي مواد شيميايي مختلف اطلاق مي شود. به منظور تعيين اثرات خودمسمومي عصاره آبي بقاياي گياهي کلزا روي خصوصيات جوانه زني و رويش 2 واريته الايت و گل زرد، 2 آزمايش فاكتوريل در قالب طرح پايه كاملا تصادفي با 3 تكرار بطور جداگانه اجرا شد. تيمارهاي آزمايش شامل سطوح مختلف عصاره بخش هاي مختلف کلزا (اندام هوايي، ريشه و مخلوط اندام هوايي و ريشه) و غلظت هاي 0، 25، 50، 75 و 100 درصد عصاره بود. واحدهاي آزمايشي شامل پتري ديش هايي به قطر 9 و عمق 3 سانتي متر بودند. به منظور محاسبه خصوصيات جوانه زني در انتهاي دوره جوانه زني، درصد بازدارندگي از جوانه زني، وزن خشک ساقه چه، وزن خشک ريشه چه، طول ساقه چه، طول ريشه چه و وزن خشک کل گياهچه طبق دستورالعمل ايستا براي هر گياه زراعي جداگانه محاسبه شد. نتايج آزمايش نشان داد كه عصاره آبي بقاياي گياهي کلزا روي خصوصيات جوانه زني واريته هاي مذکور داراي اثرات خودمسمومي متفاوتي بود. افزايش غلظت عصاره به ترتيب باعث افزايش درصد باز دارندگي از جوانه زني (29.6 و 33.9) و کاهش طول ريشه چه (63.3 و 73.8) و ساقه چه (52.2 و 76.6)، وزن خشک ريشه چه (32.6 و 64.9) و ساقه چه (59.1 و 43.6) و وزن خشک کل (42.1 و 55.5) گياهچه واريته الايت و گل زرد شد. به استثناي وزن خشک ساقه چه در ساير صفات مورد بررسي واريته گل زرد نسبت به الايت در مجاور عصاره کلزا حساسيت بيشتري از خود نشان داد. شديدترين اثرات خودمسمومي به عصاره ريشه و ضعيف ترين آن به اندام هوايي کلزا مربوط بود.

 
كليد واژه: خودمسمومي، کلزا، خصوصيات جوانه زني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:48 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

بررسي تاثير سطوح مختلف شوري بر خصوصيات جوانه زني گياه خرفه (.Portulaca oleracea L)

 6 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):615-621.
 
بررسي تاثير سطوح مختلف شوري بر خصوصيات جوانه زني گياه خرفه (.Portulaca oleracea L)
 
كافي محمد*,رحيمي زينب
 
* گروه زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

به منظور بررسي تاثير تنش شوري بر خصوصيات جوانه زني بذور گياه خرفه، آزمايشي در قالب طرح کاملا تصادفي با شش سطح شوري (0، 7، 14، 21، 28 و 35 دسي زيمنس بر متر) با استفاده از کلريد سديم و پنج تکرار انجام گرفت. شاخص هاي درصد و سرعت جوانه زني، متوسط زمان جوانه زني، طول ريشه چه و ساقه چه اندازه گيري و نسبت طول ريشه چه به ساقه چه، وزن تر و خشک گياهچه و شاخص بنيه گياهچه محاسبه شدند. نتايج حاصل نشان داد درصد جوانه زني تا سطح شوري 28 دسي زيمنس بر متر تفاوت معني داري با شاهد (آب مقطر) نداشت ولي در سطح شوري 35 دسي زيمنس بر متر به 19 درصد کاهش يافت. سرعت جوانه زني با افزايش تنش شوري تا سطح 14 دسي زيمنس بر متر تفاوت معني داري نيافت، ليکن در سطوح بالاتر شوري اختلاف معني داري نسبت به شاهد مشاهده شد. متوسط زمان جوانه زني نيز تا سطح شوري 21 دسي زيمنس بر متر تفاوت معني داري با شاهد نداشت اما در غلظت هاي بالاتر شوري، متوسط زمان جوانه زني افزايش معني داري يافت. طول ريشه چه و ساقه چه، همچنين وزن تر و خشک گياهچه و شاخص بنيه گياهچه با افزايش سطوح شوري کاهش معني داري نشان دادند. نسبت طول ريشه چه به ساقه چه با افزايش شوري کاهش معني ‌داري يافت ولي در بين سطوح شوري تفاوت معني داري مشاهده نشد. از نتايج فوق استنباط مي شود که گياه خرفه تحمل نسبتا مطلوبي به سطوح بالاي شوري در مرحله جوانه زني داشته و به نظر مي رسد بتوان با اعمال مديريت مناسب در مزرعه، استقرار اين گياه را در شرايط وجود آب و خاک شور تضمين نمود.

 
كليد واژه: ريشه چه، ساقه چه، شوري و گياهچه خرفه
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:48 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تاثير تنوع گياهي بر تنوع و فراواني بندپايان در مزارع گندم

7 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):622-635.
 
تاثير تنوع گياهي بر تنوع و فراواني بندپايان در مزارع گندم
 
خداشناس عليرضا*,كوچكي عليرضا,رضواني مقدم پرويز,صادقي حسين,نصيري محلاتي مهدي
 
* مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي
 
 

توليدات گياهان و تنوع آنها نقش مهمي در گسترش سطوح مختلف تنوع زيستي، بويژه بندپايان، در هر اکوسيستم دارد. به منظور بررسي چگونگي تاثير گياهان بر تنوع و فراواني بندپايان، مطالعه ‌اي در سه منطقه متفاوت از نظر ميانگين درجه حرارت و بارندگي ساليانه در شهرستان ‌هاي شيروان، مشهد و گناباد روي جامعه گياهي و بندپايان انجام گرفت. با توجه به تاثير فعاليت ‌هاي کشاورزي بر تنوع گياهان، دو سيستم کشاورزي کم نهاده و پرنهاده گندم و يک سيستم طبيعي در هر منطقه به عنوان اکوسيستم‌ هاي مورد مطالعه انتخاب شدند. براي تعيين تنوع گياهان، در مرحله پرشدن دانه هاي گندم در هر منطقه، نمونه برداري با استفاده از كوادرات و با پنج تكرار از سيستم‌ هاي مورد مطالعه انجام شد و گياهان داخل كوادرات مورد سنجش و ارزيابي قرار گرفتند. نمونه برداري از بندپايان بوسيله تور حشره گيري و از سطح بوته هاي مزرعه يا منطقه طبيعي و به صورت هفتگي انجام گرفته و غناي گونه اي و فراواني حشرات و عنکبوت‌ هاي جمع آوري شده تعيين گرديد. فعاليت‌ هاي کشاورزي غناي گونه‌ هاي گياهي را کاهش داد اما تنوع و فراواني حشرات و عنکبوت ها در سيستم ‌هاي کشاورزي افزايش يافت. يافته‌ هاي اين پژوهش نشان داد که غناي گونه‌ اي گياهان ارتباط مستقيمي با غناي گونه‌ اي و فراواني حشرات و عنکبوت ها ندارد، بلکه زيست توده گياهان عامل مهم و موثر بر غناي گونه‌ اي و فراواني کل حشرات، عنکبوت ها و حشرات مفيد است. بر اساس نتايج اين مطالعه، توليدات گياهي در سيستم‌ هاي کشاورزي و وجود درختان در حاشيه مزارع نقش قابل توجهي در حفظ و بهبود تنوع گونه ‌اي بندپايان و کارکردهاي مفيد آنها دارد. بنابراين با کاهش غناي گونه‌ اي گياهان، که در اثر فعاليت ‌هاي کشاورزي اتفاق مي ‌افتد، غناي گونه ‌اي بندپايان کاهش نمي يابد بلکه مصرف بي رويه نهاده‌ هاي شيميايي، بويژه آفت کش ها نقش مهمي در کاهش غناي گونه‌ اي گياهان و بندپايان در سيستم ‌هاي کشاورزي دارد.

 
كليد واژه: تنوع گياهان، تنوع بندپايان، فراواني بندپايان، اثرات متقابل گياهان - حشرات، سيستم‌ هاي کشاورزي
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:48 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تاثير نيتروژن و کلرمکوات کلريد بر عملکرد دانه، زيست توده و کارآيي مصرف آب در چهار رقم گندم ديم

 8 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):636-645.
 
تاثير نيتروژن و کلرمکوات کلريد بر عملکرد دانه، زيست توده و کارآيي مصرف آب در چهار رقم گندم ديم
 
ميران زاده حجت اله,امام يحيي*
 
* گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشكده كشاورزي، دانشگاه شيراز
 
 

تغيير اقليم و پديده گرم شدن جهاني هوا، الگوي بارندگي را در بسياري از مناطق ديم خيز تغيير خواهد داد و ممکن است ريسک توليد در شرايط ديم بالا رود. در حال حاضر توليد در اغلب مناطق ديم خيز بدليل عدم مديريت مطلوب، از كارآيي مصرف آب مناسبي برخوردار نمي باشد. کمبود آب بر بسياري از جنبه هاي عملکرد محصول اثر مي گذارد و به منظور استفاده بيشينه از رطوبت موجود در خاک، تنظيم رشد ريشه و شاخساره با استفاده از مواد تنظيم کننده رشد (نظير کلرمکوات کلريد) از اهميت زيادي برخوردار خواهد بود. به منظور بررسي واکنش عملکرد دانه، زيست توده و کارآيي مصرف آب (WUE) چهار رقم گندم ديم به کند کننده رشد (كلرمكوات كلريد) و سطوح متفاوت کود نيتروژن، پژوهشي مزرعه اي در دو سال زراعي 86-1385 و 87-86 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز واقع در منطقه باجگاه انجام شد. نتايج نشان داد که در هر دو سال پژوهش بين ارقام از نظر عملكرد دانه، زيست توده و کارآيي مصرف آب تفاوت معني داري وجود داشت. اثر كلرمكوات کلريد و نيتروژن بر عملکرد دانه و زيست توده معني دار شد. بيشينه عملکرد دانه و زيست توده در سال اول (به ترتيب، 192.4 و 431.2 گرم بر مترمربع) از رقم نيک نژاد و در سال دوم از رقم آذر 2 (به ترتيب، 121.5 و 333.5 گرم بر مترمربع) با تيمار کلرمکوات کلريد و کاربرد 80 كيلوگرم نيتروژن در هكتار بدست آمد. کلرمکوات کلريد و سطوح نيتروژن تاثير معني داري بر کارآيي مصرف آب داشتند. برهمکنش کلرمکوات کلريد و سطح 80 کيلوگرم نيتروژن در هر دو سال پژوهش بر کارآيي مصرف آب معني دار شد (بترتيب در سال‌ هاي اول و دوم، 1.24 و 2.72 گرم بر مترمربع بر ميلي متر). اين موضوع ناشي از تاثير نيتروژن و کلرمکوات بر افزايش توسعه رشد ريشه و جذب بيشتر آب بود. به نظر مي رسد انتخاب ارقامي که نسبت به تنش خشکي انتهاي فصل مقاوم باشند، همراه با کاربرد كلرمكوات کلريد و كود نيتروژن اثر بارزي در بهبود بهره وري از آب باران داشته، و بتواند عملکرد دانه گندم را در شرايط ديم بهبود بخشد.

 
كليد واژه: ارقام گندم ديم، کند کننده رشد، WUE، تنش خشكي، عملكرد دانه
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:49 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

ارزيابي الگوي توزيع مکاني و پويايي علف ‌هاي هرز در يک مزرعه گندم

9 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):646-657.
 
ارزيابي الگوي توزيع مکاني و پويايي علف ‌هاي هرز در يک مزرعه گندم
 
باقري عليرضا*,راشدمحصل محمدحسن,رضواني مقدم پرويز,نصيري محلاتي مهدي
 
* گروه زراعت، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

نوع گياه زراعي و رژيم‌ هاي مديريتي در تناوب زراعي بر پويايي و توزيع مکاني علف ‌هاي هرز موثرند. به منظور ارزيابي الگوي توزيع مکاني علف‌ هاي هرز و پويايي آن در طي فصل رشد، آزمايشي طي زمستان سال 1385 و بهار سال 1386 در مزرعه نمونه آستانه قدس رضوي به اجرا درآمد. به اين منظور قطعه زميني به ابعاد يک هکتار و با سابقه تناوبي يونجه - آيش - گندم انتخاب شد. علف ‌هاي هرز موجود در مزرعه به روش نمونه برداري گسسته سيستماتيک و با استفاده از کوادرات 0.5×0.5 متر، طي سه مرحله به ترتيب قبل از کنترل شيميايي، پس از کنترل شيميايي و قبل از برداشت به تفکيک شمارش و تراکم هر گونه ثبت گرديد. مجموعا از در 195 نقطه نمونه برداري شده در مزرعه 24 گونه علف هرز مشاهده شد. در ابتداي فصل رشد گونه‌ هاي غالب مزرعه را شاه تره ايراني و هفت بند تشکيل مي ‌دادند. با ادامه فصل رشد بر اهميت گونه ‌هاي چند ساله بويژه پيچک صحرايي و خارلته افزايش و از اهميت برخي گونه ‌هاي يک ساله غالب ابتداي فصل، مانند شاه تره ايراني کاسته شد. به منظور توصيف توزيع مکاني علف ‌هاي هرز مزرعه توابع واريوگرام گونه ‌ها در هر مرحله محاسبه شدند. اجزا واريوگرام، بسته به گونه و مراحل نمونه برداري متفاوت بودند. در مورد گونه‌ هاي رايج و در مرحله اول و دوم نمونه برداري، کمترين و بيشترين ميزان اثر قطعه‌ اي به ترتيب معادل 0.16 و 1.001 بود، دامنه تاثير علف ‌هاي ‌هرز مزرعه نيز در محدوده ‌اي بين 93.48-3.6 متر متغير بود. از اجزا واريوگرام ‌ها در فرايند کريجينگ استفاده شد و نقشه‌ هاي توزيع مکاني علف‌ هاي هرز در مزرعه رسم شدند. نتايج نشان داد که فراواني و پويايي مکاني علف ‌هاي تحت تاثير سابقه تناوبي و عمليات زراعي متناسب با آن بوده، از سوي ديگر نقشه ها، توزيع لکه‌ اي علف ‌هاي هرز را تائيد کردند اين امر فرصت استفاده از مديريت متناسب با مکان علف ‌هاي هرز را فراهم مي ‌آورد.

 
كليد واژه: توزيع مکاني، نمونه ‌برداري گسسته، واريوگرام، نقشه علف ‌هاي ‌هرز
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:49 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

تابعيت روند رشد ارقام عدس (.Lens culinaris Med) از تاريخ كاشت و تداخل علف‌ هاي‌ هرز در استان لرستان

 10 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):658-667.
 
تابعيت روند رشد ارقام عدس (.Lens culinaris Med) از تاريخ كاشت و تداخل علف‌ هاي‌ هرز در استان لرستان
 
موسوي سيدكريم*
 
* مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي لرستان
 
 

پاسخ روند رشد ارقام عدس به تاريخ كاشت و تداخل علف ‌هاي ‌هرز در شرايط ديم شهرستان خرم ‌آباد طي سال زراعي 85-1384 مورد بررسي قرار گرفت. آزمايش به صورت فاكتوريل در قالب طرح بلوک ‌هاي كامل تصادفي با 4 تكرار به اجرا درآمد. فاكتورهاي آزمايش شامل تاريخ كاشت در سه سطح پاييزه، زمستانه و بهاره؛ ارقام عدس شامل رقم گچساران، ژنوتيپ پيشرفته فيليپ 92-12L و توده محلي لرستان و وضعيت تداخل علف‌ هاي‌ هرز در دو سطح کنترل و تداخل علف ‌هاي ‌هرز بود. وجين علف هاي هرز سبب افزايش 46.7 درصد عملکرد عدس شد. بر اساس معادلات سيگموييد برازش داده شده حداکثر ماده خشک توليدي عدس در کشت پاييزه به ترتيب 25 و 300 درصد بيشتر از آن در کشت ‌هاي زمستانه و بهاره بود. حداکثر وزن خشک تک بوته براي کشت پاييزه حدود 4 برابر کشت بهاره بود. کشت ‌هاي پاييزه و زمستانه به ترتيب با ميانگين عملکرد 1486 و 1161 كيلوگرم در هكتار داراي عملکردي حدود چهار و سه برابر کشت بهاره بودند. طول دوره زايشي براي كشت پاييزه بيش از سه برابر طول دوره زايشي در كشت‌ بهاره بود. بر اين اساس، دوره رشد كوتاهتر منجر به تجمع ماده خشک كمتر و به تبع آن نقصان عملكرد شد.

 
كليد واژه: عدس، تاريخ كاشت، رقم زراعي، رقابت علف هرز
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:49 PM
تشکرات از این پست
Nassersulduz
Nassersulduz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 2878
محل سکونت : آذربایجان غربی

اثر بقاياي کود شيميايي، دامي و کمپوست بر عملکرد، اجزاي عملکرد، برخي خصوصيات فيزيولوژيک و ميزان اسانس

11 : پژوهشهاي زراعي ايران مهر و آبان 1389; 8(4):668-676.
 
اثر بقاياي کود شيميايي، دامي و کمپوست بر عملکرد، اجزاي عملکرد، برخي خصوصيات فيزيولوژيک و ميزان اسانس بابونه تحت شرايط تنش خشکي
 
احمديان احمد,قنبري احمد*,سياه سر براتعلي,حيدري مصطفي,رمرودي محمود,موسوي نيك سيدمحسن
 
* گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشگاه زابل
 
 

اثر بقاياي انواع کودهاي آلي و شيميايي بر رشد و عملکرد گياهان در سال هاي پس از کاربرد، يکي از مسائل مهم و ضروري در مديريت تغذيه گياه مي ‌باشد. اين پژوهش به منظور بررسي اثرات بقاياي انواع کود بر ميزان رشد، عملکرد، اجزاي عملکرد، برخي شاخص ‌هاي فيزيولوژيکي، درصد و عملکرد اسانس گياه دارويي بابونه تحت سطوح مختلف تنش خشکي، به صورت کرت هاي خرد شده و در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار در سال زراعي 87-1388 در مزرعه تحقيقاتي دانشگاه زابل اجرا گرديد. تيمارهاي خشکي بصورت شاهد يا 90 درصد ظرفيت زراعي مزرعه (W1)،70  درصد رطوبت زراعي مزرعه (W2) و 50 درصد ظرفيت زراعي مزرعه (W3) به عنوان عامل اصلي و اثر بقاياي انواع کود شامل شاهد (بدون مصرف هيچ نوع کود (F1)) ، کود شيميايي (NPK) (F2)، کود دامي (25 تن در هکتار کود گاوي (F3)) و کمپوست حاصل از زباله شهري (25 تن در هکتار(F4) ) که در سال قبل در مزرعه بابونه استفاده شده بود، به عنوان عامل فرعي در نظر گرفته شدند. نتايج نشان داد که تنش خشکي در حد 50 درصد ظرفيت زراعي، عملکرد گل در بابونه را نسبت به تيمار شاهد کاهش مي دهد. در اين آزمايش خشکي سبب افزايش درصد اسانس شد اما بيشترين درصد و عملکرد اسانس در سطح خشکي 70 درصد رطوبت زراعي مزرعه بر دست آمد. با بالا رفتن سطح تنش، بر ميزان کربوهيدرات و پرولين در بافت سبز برگ افزوده شد. بقاياي کودهاي دامي و کمپوست در سال دوم بطور معني داري باعث افزايش عملکرد گل، درصد و عملکرد اسانس گلهاي بابونه آلماني نسبت به بقاياي کود شيميايي و شاهد گرديد. کودهاي آلي در شرايط تنش خشکي مي ‌توانند تا حدي از بروز اثرات سوء تنش بر عملکرد توليدي اين گياه بکاهد. در حاليکه کودهاي شيميايي در سال دوم تاثير بسيار کمي نسبت به شاهد بر عملکرد و اسانس بابونه داشتند. بطور کلي مصرف کود دامي و تنش ملايم تا 70 درصد ظرفيت زراعي جهت کسب حداکثر عملکرد کمي و کيفي گياه بابونه توصيه مي ‌گردد.

 
كليد واژه: تنش خشکي، کود، کربوهيدرات، پرولين، بابونه
 
 

 نسخه قابل چاپ

أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ. .

 

دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشکى براى تن، و نحو براى زبان.

 

سه شنبه 18 مهر 1391  5:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها