پس از گذشت قرنها از جنگهای صلیبی علیه مسلمانان باز هم اسلامستیزی آنها این بار به صورت انتشار فیلم و کاریکاتورهای موهن و با توجیه «آزادی بیان» نمود پیدا کرده است.
یک هفته پس از انتشار فیلم موهن به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، دومین فاجعه اهانت به مقدسترین و مطهرترین و برترین انسان تاریخ، این بار از کشور اروپایی مدعی احترام به ادیان و فرهنگها و به زعم خودشان مهد دمکراسی یعنی فرانسه سر برآورد.
تفاوت کاریکاتورهای موهن چاپشده در مجله شارلی هبدو با فیلم هتاک برائت از مسلمانان این است که در سناریوی ناکولا باسلی ناکولا تلاش شد روحیه مسلمانان مخدوش شود و عکسالعمل آنها نسبت به اهانت به عزیزتر از جانشان مشاهده شود ولی در قضیه کاریکاتورهای فرانسه نوعی لجبازی و خباثت و دریدگی دیده میشود.
هدف اصلی این هر دو اما این است که در راستای همان سخن پاپ بندیکت شانزدهم، اسلام بعنوان میراث پیامبر عظیمالشأن اسلام(ص) مترادف خشونت فرض شود.
چاپ کاریکاتورهایی موهن از حضرت رسولالله اعظم(ص) در یک هفتهنامه فرانسوی، 7 سال پس از انتشار کارتونهایی علیه آن حضرت در روزنامهای در دانمارک؛ آن هم بلافاصله پس از انتشار فیلم شرارتبار در آمریکا، رویدادی است که رویارویی بزرگ مسلمانان با جبهه سکولارهای متعصب آمریکا و اروپا را موجب خواهد شد.
با این اتفاق پاریس به جدیدترین ایستگاه موج اسلامستیزی پس از لندن (کتاب آیات شیطانی)، آمستردام (فیلم فتنه)، کپنهاگ (کاریکاتورهای توهینآمیز) و ایالات متحده (قرآنسوزی و فیلم موهن) تبدیل شد.
در میان مواضع پرتناقضی که دولت فرانسه اتخاذ کرد و از هراس واکنش مسلمانان، کاخ الیزه مخالفت خود با اقدام نشریه موهن را ابراز کرد؛ اما پس از انتشار آنها، با توجیه «آزادی بیان» ضمن زنهار مسلمانان این کشور از تظاهرات اعتراضآمیز و همچنین تهدید 6 میلیون مسلمان ساکن فرانسه، توصیه کرد هر کس به این اقدام معترض است، از این مجله به دادگاه شکایت کند(!)
رسم و انتشار کارتونهای موهن به پیامبر اسلام(ص) نخستین بار، دقیقاً هفت سال پیش در سپتامبر 2005 در روزنامه «یولاندز پستن» انجام شد. متأسفانه بسیاری از محافل اسلامی، ابتدا چنین فاجعهای را چندان جدی نگرفتند و آن را اتفاقی گذرا در نشریات سکولار دانمارک فرض کردند اما گذشت زمان ثابت کرد این ماجرا ریشهای عمیق در نسل متعصب صلیبیون دارد. چاپ مجدد آنها ابتدا در روزنامه سوئدی «سونسکا داگبلادت»، روزنامه نروژی «مگزینت» و سپس دیگر روزنامههای اروپایی، جای تردیدی باقی نگذاشت که جهان اسلام با یک تهاجم سازمانیافته به نبی مکرم خود، روبهرو شده است؛ به این صورت بود که اندک زمانی بعد از 3 کشور اسکاندیناوی، روزنامههای «فرانسسوآر» فرانسه، «دیولت» آلمان، «لا استامپا»ی ایتالیا و «ال پریودیکو»ی اسپانیا به تکرار چاپ این اوراق شیطانی و مشؤوم مبادرت کردند. همانند ماجرای تالیف و انتشار آیات شیطانی، این بار نیز برخی دولتهای مستقر در کشورهای اسلامی، راه مسامحه را در قبال این تهاجم شنیع، پیش گرفتند اما خیل مسلمانان از هیچ کوششی برای مقابله با این تهاجم دریغ نکردند.
موج غیرت و خشم مسلمانان دنیا در همه نقاط گیتی، فراگیر شد و همه خواستار مجازات کورت وسترگارد، کارتونیست اهانتکننده دانمارکی و عذرخواهی مقامات این کشور کوچک شمال اروپا بودند.
پس از انتشار کاریکاتورهای موهن، در اعتراضات امت اسلامی به این اقدام 60 مسلمان غیور در تظاهرات و اعتراضات در سطح جهان جان خود را فدای پیامبر اعظم(ص) کرده و به شهادت رسیدند. مردم در کشورهای عربی با تحریم محصولات دانمارکی فشار بیامانی را به اقتصاد این کشور وارد کردند. فروش محصولات ساخت دانمارک در خاور میانه کاملا متوقف شد. جبهه مسیحیان متعصب در هر دو حادثه برای بسیج هواداران خویش به مجموعهای از تاکتیکها توسل جستند.
ناشران کتاب آیات شیطانی در این راستا به ریسمان «آزادی ابراز عقیده» آویختند و منتشرکنندگان کاریکاتورهای موهن به یکی دیگر از مبانی جهان رسانه، «آزادی طنز» توسل جستند. اما آنها در برابر به ظاهر دلایلی که برای توجیه این کار در جهان رسانه خلق کردند، نقدها و پاسخهای قویتری دریافت کردند.
«دیولت» با چاپ یکی از جنجالیترین کاریکاتورها در نخستین صفحه خود مدعی شد در رسانههای غرب حق کفرگویی وجود دارد. «فرانس سوآر» در صفحه اول زیر عنوان «بله، ما حق داریم کاریکاتور خدا را هم بکشیم»، ادعا کرد در دنیای طنز آنها حتی حق هجمه به اعتقادات مجسم مذاهب را دارند.
حتی پیش از آنکه صاحبان قلم و متفکران جهان اسلام به این استدلالهای نخنما پاسخ دهند، جمع بزرگی از روشنفکران واقع بین اروپا و آمریکا در صدد ابطال ادعای مروجان کاریکاتورهای موهن برآمدند. در اینباره چندین بیانیه به امضای دانشگاهیان و اندیشهوران منصف مغربزمین منتشر شد که هر کدام کیفرخواستی علیه سوءاستفاده از دمکراسی و آزادی قلم بود.
این متفکران چاپ این نوع اثرها را مهلکترین ضربه به پیکر آزادی خوانده و از دستاندرکاران آن بهعنوان «اغواگران دنیای رسانه» یاد کردند. برخی دیگر از روزنامهنگاران اروپایی به رویهها و قوانین خود اروپا در نفی توهین و برخورد با اهانتکنندگان استناد کردند؛ چنانکه در این زمینه به فهرستی بلند از تنبیهها و مجازات دادگاهها و محافل اروپایی علیه منتقدان آموزههای یهودی و مسیحی اشاره کردند به نحوی که فقط چندین اندیشمند و پژوهشگر به صرف تحقیق درباره هولوکاست، انتشار اسناد دروغ بودن این افسانه و نقد آن مشمول مجازات محاکم اروپایی گشتند.
از نمونههای جالبی که در این باره فاش شد برخورد محافل اروپایی با مولف آثار تحریکآمیز علیه حضرت مسیح علی نبینا و آله و علیهالسلام بود. آنها به خاطر همگان آوردند که چند سال پیش «کازانترکیس» که «آخرین وسوسههای مسیح» را به رشته تحریر درآورده بود، بهدرستی دچار خشم مسیحیان شد تا حدی که حتی اجازه دفن وی را در گورستان مسیحیان ندادند.
اما نکتهای که پس از انتشار کارتونهای موهن در فرانسه، سیاستمداران و کارشناسان به آن اذعان میکنند، عمدی بودن انتخاب زمان چاپ آنهاست. به نظر میرسد هدف صلیبیون از این اقدام در هنگامه اوج خشم و نفرت مسلمانان از انتشار فیلم هتاک آمریکایی ـ اسرائیلی، تحریک و شوراندن بیشتر مسلمین عالَم برای گسترش اعتراضات و سپس دادن علامت به القاعده و سایر تروریستهای به ظاهر ضدغربی مواجببگیر آمریکا و اسرائیل برای انجام چند اقدام تروریستی مهیب و انجام عملیاتهای انتحاری و کشتن چند شهروند بیگناه آمریکایی و اروپایی و انداختن مسؤولیت آنها به گردن مسلمانان است تا بهانهای دیگر برای فشار بیشتر به جوامع اسلامی، ساکنان مسلمان غرب و همچنین تبلیغ علیه اسلام ایجاد شود.
* محمدمهدی تقوی