یاد شهدا...
مشب دلم هوای فکه و دو کوهه و هویزه و طلائیه و اروند کنار و شلمچه و .. .. کرده. آخ شلمچه چه روز ها و شب ها ی خوبی با تو داشتیم . اگر چه نبودم که جنگ را با تمام وجودم حس کنم ولی درد جدایی از تو را خوب چشیده ام، بد دردی است ، حق داشته اند آنان که نتوانند از تو دل بکنند، حق دارند آنان که مانده اند و هنوز از دل خاکهای چند بار زیر و رو شده ات هنوز به دنبال نشانه ای از حیات ابدی می گردند.
کجاست فکه ، کجاست مجنون ، کجاست شلمچه .... شهدا یادتان به خیر آن زمانی که در شبهای عملیات سر بر شانه هم می گذاشتید و خداحافظی آخر را می کردید. یاد آن گریه های ناب بخیر که صدایش تا عرش خدا بالا می رفت و آرزوی دیرینه صاحبش را برای خدا باز گو می کرد و خدا در جوابش می گفت : لبیک. بیا که منتظرت بودم ، بیا که خودم دیه تو را برعهده گرفتم ، بیا ، بیا ، و با صدایش تو را به سوی خود فرا می خواند و در یک آن تو را به نزد خود می برد.
شلمچه قدمگاه حضرت زهرا (س) نيز خوانده ميشود. راوي كاروان ميگفت، خيلي از رزمندهها بارها وجود مقدس حضرت را حس كردهاند. بچهها با نام مبارك زهرا (س) ميجنگيدند و با دعاي ايشان پيروز ميشدند؛ حال مگر ممكن است كه آن حضرت به شلمچه پا نگذارد.
آري! فاطمه (س) اين ياس عصمت، به شلمچه پا گذاشته است. اين را همة اهل دل ميدانند. از آنجا كه پيامبر (ص) پيوسته ميفرموده اند:
«من بوي بهشت را از فاطمه استشمام ميكنم»
شلمچه هم بوي بهشت ميدهد و من وقتي مينويسم: «شلمچه»، قلم خوشبو و معطر ميشود.
دنبال صدا می روم ، امن یجیب المضطر...... ، اللهم الزقنی توفیق زیارة قبر حسین..... صدا از سنگر بچه ها نمی آید .کمی دور تر میروم .. اللهم توفیق شهادة فی .... هوا تاریک است ساعت از نیمه شب هم می گذرد ، این صدای کیست ؟ نزدیک تر می روم ، نه اشتباه نکرده ام او درون یک قبر نشسته و مناجات می کند ، آخر شب عملیات است ، او خبر از فردا دارد، آخرین نماز شب و آخرین مناجات را باید با حال دیگری به جا آورد ......
عملیات شروع شد....... بچه ها در این عملیات پیروز شدند . به دنبال صاحب صدا می گردم، او را پیدا نکردم ، پرسیدم ، جستجو کردم ولی نیافتمش تا آخر ، ظهر در بین شهدا پیدایش کردم .. او به آرزویش رسید و مرا مسئول بار سنگین حفظ و حراست از آرمان و انقلابش کرد.
بیا ای دل عزیزم پر بگیریم ره کاشانه ای دیگر بگیریم
و در آخر:
کجائید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
کجائید ای سبکبالان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی
کجائی ای امام و رهبر ما کشی دست نوازش بر سر ما
همه رفتند و تنها مانده ام من ز خیل عاشقان جا مانده ام من
چهارشنبه 14 مرداد 1388 9:43 AM
تشکرات از این پست