0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

                   السلام علیك یا شمس الشموس

                          زلال عطر رضا(ع) می وزد زجانب طوس

                       و من گدای قدیمی ولی کمی مأیوس

                  هوا هوای زیارت، زیارت مخصوص

                           و من خمار حرم، بی پیاله ام، افسوس

 

 

 

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 5 تیر 1392  1:26 PM
تشکرات از این پست
a_sadri lvlakan salma57 tahmores
catcat
catcat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6699
محل سکونت : رنگین کمان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

سلام

سلام بر تو ای پاک فرزند پاک


سلام بر تو ای راست فرزند راستی


سلام بر تو ای گل فرزند گل

چهارشنبه 5 تیر 1392  4:51 PM
تشکرات از این پست
tahmores salma57
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

" مانند طفل دربه دری گریه میکنم "
آقا مرا حرم نبری گریه میکنم...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

چهارشنبه 5 تیر 1392  5:40 PM
تشکرات از این پست
salma57 tahmores
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

بیزار باش از معشوقی که اسم هرزه گی هایش را بگذارد آزادی . . .

اسم نگرانی هایت را بگذارد گیر دادن . . .

و برای بی تفاوتی هایش اعتماد داشتن به تو را بهانه کند . . .

بیزار باش رفیق

 

چهارشنبه 5 تیر 1392  7:15 PM
تشکرات از این پست
salma57 tahmores nazaninfatemeh iran313
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

ما ز یاران چشم یاری داشتیم...!!!!
حالمان بد نیست کم غم می خوریم/کم که نه ! هر روز کم کم می خوریم

آب می خواهم سرابم می دهند / عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب / از چه بیدارم نکردی آفتاب ؟؟؟؟؟؟؟؟

خنجری بر قلب بیمارم زدند / بی گناهی بودم و دارم زدند

 دشنه ای نامرد بر پشتم نشست / از غم نامردمی پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد / یک شبه بیداد آمد داد شد

عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام / تیشه زد بر ریشه اندیشه ام

عشق اگر این است مرتد می شوم / خوب اگر این است من بد می شوم

بس کن ای دل، نابسامانی بس است / کافرم دیگر مسلمانی بس است

در میان خلق سر در گم شدم / عاقبت آلوده مردم شدم

بعد از این با بی کسی خو می کنم / هرچه در دل داشتم رو می کنم

نیستم از مردم خنجر به دست / بت پرستم بت پرستم بت پرست

بت پرستم بت پرستی کار ماست / چشم مستی تحفه ی بازار ماست

درد می بارد چو لب تر می کنم / طالعم شوم است باور میکنم

من که با دریا تلاطم کرده ام / راه دریا را چرا گم کرده ام ؟؟؟

قفل غم بر درب سلولم مزن / من خودم خوش‌باورم گولم مزن

من نمی گویم که با من یار باش / من نمی گویم مرا غم خوار باش

من نمی گویم ... دگر گفتن بس است / گفتن اما هیچ نشنفتن بس است

روزگارت باد شیرین! شاد باش / دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

آه! در شهر شما یاری نبود / قصه هایم را خریداری نبود !!!

وای ! رسم شهرتان بیداد بود / شهرتان از خون ما آباد بود

از درو دیوارتان خون می چکد / خون من . فرهاد. مجنون می چکد

خسته ام از قصه های شومتان / خسته از همدردی مسمومتان

این همه خنجر دل کس خون نشد / این همه لیلی .کسی مجنون نشد

آسمان خالی شد از فریادتان / بی ستون در حسرت فرهادتان

کوه کندن گر نباشد پیشه ام / بویی از فرهاد دارد تیشه ام

عشق از من دور و پایم لنگ بود / قیمتش بسیار و دستم تنگ بود

گر نرفتم هر دو پایم خسته بود / تیشه گر افتاد دستم بسته بود

هیچ کس دست مرا وا کرد ؟ نه! / فکر دست تنگ ما را کرد ؟ نه!

هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه! / هیچ کس اندوه ما را دید ؟ نه!

هیچ کس اشکی برای ما نریخت / هر که با ما بود از ما میگریخت

چند روزی هست حالم دیدنی‌ست / حال من از این و آن پرسیدنیست

گاه بروی زمین زل می زنم / گاه بر حافظ تفائل میزنم

حافظ دیووانه فالم را گرفت / یک غزل آمد که حالم را گرفت

ما ز یاران چشم یاری داشتیم  / خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

 

پنج شنبه 6 تیر 1392  9:01 AM
تشکرات از این پست
salma57 tahmores nazaninfatemeh
catcat
catcat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6699
محل سکونت : رنگین کمان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

کجا باید رفت؟.....

ز که باید پرسید؟!!!

واژه عشق و پرستیدن چیست؟

جان اگر هست چرا در من نیست؟

من که خود می دانم ..

راه من راه فناست

قصه عشق فقط یک رویاست....

اه ای راه سکوت...

اه ای ظلمت شب....

من همان گمشده ی این خاکم

 

به خدا عاشق قلبی پاکم

پنج شنبه 6 تیر 1392  11:07 AM
تشکرات از این پست
tahmores salma57
catcat
catcat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6699
محل سکونت : رنگین کمان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

امروز به شدت گیجم و عصبی ... 

پرم از حس نفرت 

از حسادت 

از ... چیزی که نمیدانم چیست 

فقط میدانم حال خوبی ندارم

پنج شنبه 6 تیر 1392  11:10 AM
تشکرات از این پست
tahmores salma57 a_sadri
catcat
catcat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6699
محل سکونت : رنگین کمان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دیشب آمد به خوابم 

کاش رویایم واقعی میشد 

فکر کنم میداند خیلی دل تنگم 

 

پ.ن : مادرم را میگویم

پنج شنبه 6 تیر 1392  2:34 PM
تشکرات از این پست
tahmores salma57 a_sadri
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم

چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم

غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند

هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم

هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم

 

پنج شنبه 6 تیر 1392  8:32 PM
تشکرات از این پست
tahmores nazaninfatemeh salma57 a_sadri
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول mohsen_alavi

ای کاش ما هم مدیر یکی از تالار ها میشدیمfrown

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سلام   من  حدود 4   5   ماه پیش مثل شما  همچین  پستی زدم   و یک نفر  بهم گفت  تلاشت رو بالا ببر میتونی  منم تلاش کردم  و الان مدیر تالارم شما هم تلاش کنید


پنج شنبه 6 تیر 1392  9:04 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh salma57 a_sadri AliFanoodi
tahmores
tahmores
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 11998
محل سکونت : همین گوشه کنار

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

داداش حسین شاید ما خواهر برادر مجازی باشیم  اما  شک نکنید  دل تنگی شما  دل تنگیه منم هست

پنج شنبه 6 تیر 1392  9:05 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh salma57 a_sadri AliFanoodi
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دست همیشه برای زدن نیست ....

کار دست همیشه مشت شدن نیست .....


دست که فقط برای این کار ها نیست .....

گاهی دست میبخشد .....

نوازش میکند ..... احساس را منتقل میکند .....

گاهی چشمها به سوی دست توست .....

دستت را دست کم نگیر ....

جمعه 7 تیر 1392  12:33 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh salma57 a_sadri
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دارد زمان آمدنت دير مي شود ...

دارد جوان سينه زنت پير مي شود ...

تقصير گريه هاي غريبانه شماست ...

دنيا غروب جمعه چه دلگير مي شود...

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 7 تیر 1392  9:16 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام
جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام
از باد ها نشانی تان را گرفته ام
عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام
طی شد جوانی من و رؤیت نشد رخت
" شرمنده جوانی از این زندگانیم"
با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا
آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام
در این دهه اگر چه صدایت گرفته است
یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام
در روضه احتمال حضورت قوی تر است
شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام
هم پیر قد خمیدگی زینب توام 
هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام
این روزها که حال مرا درک می کنی
بگذار دست بر دل آتشفشانی ام
در به دری برای غلام تو خوب نیست
تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام

 

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

جمعه 7 تیر 1392  9:30 PM
تشکرات از این پست
09303495228
09303495228
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 8721
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دلتنگی هایم را چگونه گویم وقتی قلم نیز دلتنگی هایم را نمی نویسد...! تا جایی که خورشید به راهش ادامه دهد، من هم ادامه خواهم داد و تو را فراموش نخواهم کرد تا وقتی که دریا ساحل را فراموش نکرده... کاش می دانستی در دل شیشه ای من چه می گذرد؟؟؟ کاش می دانستی غروب های زندگیم دیگر طلوعی ندارد... کاش نسیم غروب  درد دل مرابه تو بگوید...

قلم در دستانم به سختی می نویسد

شنبه 8 تیر 1392  4:14 AM
تشکرات از این پست
a_sadri salma57 nazaninfatemeh sajjadsaleh
دسترسی سریع به انجمن ها