0

تفسير سوره حمد

 
hamed_yurdum
hamed_yurdum
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 35378
محل سکونت : آذربایجان غربی-سولدوز

تفسير سوره حمد

اعوذبالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمد لله رب العالمين ، الرحمن الرحيم ، مالك يوم الدين ، اياك نعبد و اياك نستعين ، اهدنا الصراط المستقيم ، صراط الذين ، انعمت عليهم ، غيرالمغضوب عليهم ولاالضالين

اعوذبالله پناه مى برم و التجاء مى كنم به معبود به حق و خداوند مطلق . من الشيطان الرجيم از شر وسوسه ديو فريبنده سركش ، يا دور مانده از رحمت رحمان ، يا رانده از رياض رضوان .

و گفتن اين كلمات به جهت آن است كه از شر وساوس وى محفوظ ماند و استعاذه فى الحقيقة پاك گرداندن زبان و رفتن خلوتسراى دل است از غبار اغيار، و صفا دادن آن از براى آن يگانه محبوب نهان و آشكار، و مثل كسى كه استعاذه مى كند و خاطرش متعلق است به غير حق و در دلش فكرهاى نفسانى و وسوسه هاى شيطانى است مثل كسى است كه بر در حصار استوارى ايستاده و ددى درنده درصدد است كه او را بگيرد و بدرد و او پى در پى به زبان گويد كه : پناه مى بردم از شر اين دد به اين قلعه محكم و همى بر جاى خود ايستد و درون آن نرود تا در را بربندد و از گزند او ايمن گردد:

تا  زهر  بد،  زبانت  كوته  نيست

يك  اعوذت  ،  اعوذبالله  نيست

بلكه  آن  نزد  صاحب  عرفان

نيست  الا  اعوذ  بالشيطان

گاه  گوئى  اعوذ  و  گه  لا  حول

ليك  فعلت  همه  مكذب  قول

بر  زبانت  اعوذ  ميرانى

يار  شيطانى  و  نمى  دانى

طرفه  حالى  كه  دزد  بيگانه

شده  ،  همراه  صاحب  خانه

مى  زند،  همچو  او  صلا  و  صفير

دربدر،  كوبكو،  كه  دزد  بگير

بسم الله بنام خداى سزاى پرستش . الرحمن الرحيم نيك بخشنده بر بندگان ، به هستى و حيات . الرحيم نكو بخشاينده برايشان به بقاء و حفظ از آفات الحمد هر ثنا و ستايش كه از ازل تا ابد موجود و معلوم بود و هست وخواهد بود، سراسر لله خداى راست كه مسمى و موصوف است به همه اسماء و صفات كماليه از جلاليه و جماليه :

آن  به  تسبيح  و  جلال  و  حمد  سبوحى  سزا

وان  به  تقديس  و  كمال  قدوسى  جدير

آن  سزاى  آفرين  ،  كز  حمد  او  زنده  ست  جان

وان  بديع  آفرين  ،  كز  شكر  وى  روشن  ضمير

رب العالمين آفريننده و پرورنده و دارنده و كارساز عالميان ، از ملائكه و جن و انس و وحوش و طيور و بهائم و سباع و انواع حيوانات و غير آن ... الرحمن بخشنده وجود، بار ديگر در آخرت پس از فناى جهانيان الرحيم بخشنده ديگر بار به راءفت و رحمت بر مؤمنان و جاى دادن ايشان در بهشت جاودان به امن و امان . مالك يوم الدين خداوند روز پاداش يا مالك و متصرف محض در روز رستاخيز، يا حافظ اعمال بندگان به روز بازپسين تا در دادن و ستدن ، كم و كاستى نشود و كارى بر غلط نرود، يا داور روز جزا كه ميان بندگان به حق حكم كند.

و بر قرائت ملك پادشاه روز جزا كه سلطنت در آن روز، جز او را نباشد لمن الملك اليوم ، لله الواحد القهار

اياك نعبد تو را مى پرستيم و بس ، كه غير تو، در خور عبادت نيست بيان حقيقت عبادت در شهادت به توحيد گذشت و در اين موضع چون بر عبوديت خود، مرخداى را تصريح كند و اين امر را منحصر به او جل شاءنه نمايد و طرف خطاب وى خداى علام الغيوب است ، پس دروغ در آن افحش و اشنع است .

لاجرم بايد همه دم ، ترك هوس كرد و كركس مردار خوار هواى نفس را در قفس آورد:

چون  شمع  به  سوز،  زنده  مى  بايد  بود

دل  سوخته  ،  سر  فكنده  مى  بايد  بود

تا  كامروا  شوى  ز  انجامى  خوش

ناكامى  كش  كه  بنده  مى  بايد  بود

و بندگى از بهر او بايد كرد، نه از براى خود:

تو  بندگى  چو  گدايان  به  شرط  مزد  مكن

كه  خواجه  خود  روش  بنده  پروى  داند


پل ارتباطی :  [email protected]

سه شنبه 9 اسفند 1390  12:59 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها