بررسی اجمالی نظر علامه حسینی طهرانی و آیت الله جوادی آملی
امتیاز تشیع نسبت به سایر فرقه ها اطاعت بی چون و چرا از امام معصوم علیه السلام است .
از آنجا که هدف یک شیعه رسیدن به معرفت امام علیه السلام است باید تمام اعمال و رفتار خود را منطبق با اعمال و رفتار امام معصوم علیه السلام قرار دهد تا به آخرین و عالی ترین نقطه شناخت بشری یعنی حقیقت توحید برسد.
یکی از مواردی که اهل علم باید در مورد آن در کلام و سیره ائمه معصوم علیهم السلام به تحقیق بپردازند اینست که آیا اربعین فقط اختصاص به سید الشهداء دارد یا اینکه هر فردی می تواند برای متوفای خود اربعین (چهلم ) برگزار کند؟
در این مقاله به بررسی اجمالی نظر علامه حسینی طهرانی و آیت الله جوادی آملی در مورد اربعین پرداخته می شود.
علامه حسینی طهرانی از علمائی هستند که قائل به اختصاص داشتن اربعین برای سید الشهداء بوده و فرزندشان در کتاب "اربعین در فرهنگ شیعه" به تبیین و تحلیل و ارائه ادله پدرشان در اثبات موضوع پرداخته و بیان می کنند :
"يکي از شعائر مختصّ شيعه که در هيچ مکتب و ملّتي نظير و مشابهي براي او نميتوان يافت مسأله اربعين حضرت أباعبدالله الحسين عليه السّلام است؛ و اين از اختصاصات فرهنگ تشيّع است. زيارت مخصوصة آن حضرت در روز اربعين شعار مخصوص شيعه است، و براي هيچ فردي از ساير معصومين عليهم السّلام حتّي براي رسول اکرم صلّي الله عليه و آله و سلّم اين مسأله وجود ندارد. زيارت حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در روز اربعين و اقامه مجلس عزا براي آن حضرت فقط و فقط اختصاص به ايشان دارد!
... متأسّفانه امروزه مسأله اربعين از دائره شعار تشيّع و ويژگيهاي او پا فراتر نهاده، و به ساير افراد از هر طبقه و هر مرتبه سرايت نموده است، و به عنوان يک سنّت و روش تخلّف ناپذير و عادت حتميّه در بين شيعه در آمده؛ چيزي که حتّي در بين ساير افراد از ملل اسلام وجود ندارد. و خصوصيّت اين موضوع و انتسابش به حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام طبعاً از ميان رفته است. و اين موضوعي است که قطعاً مخالف با مباني مکتب تشيّع و اصول معتقده مذهب و رِضاي اهل بيت عليهم السّلام است." [1]
در مقابل، نظر آیت الله جوادی آملی قرار دارد و همان طور که از کلامشان بر می آید قائل به عدم اختصاص اربعین برای امام حسین بوده و در کتاب "شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی" بدون اینکه استدلالی را ارائه دهند، فرمودند:
"گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همه ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل می کنند .
در میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم علیهم السلام در نخستین اربعین آنان مراسم گرامیداشت انجام می شده است؛ ولی شهادت امام حسین علیه السلام این ویژگی را دارد که روز اربعین حسینی هر ساله تا قیامت ادامه خواهد داشت." [2]
از آنجایی که راقم سطور با بضاعت قلیل علمی خود به بررسی این نظرات پرداخته، نتوانست برای نظر آیت الله جوادی آملی دلیل و مؤیدی در سیره اهل بیت و نقل تواریخ بیابد و بر این اساس نظر ایشان قابل تأمل است؛ زیرا :
اولا: از مجموع روايات وارده[3]، و همچنین سيرة مستمرّه در زمان رسول خدا و نيز پس از آن در بين مسلمين مسلّم ميشود که: سنّت پيامبر اسلام و شرع مقدّس در موضوع عزاداري و برپائي مجالس ترحيم براي متوفّي فقط سه روز بوده است نه بيشتر! و رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم تهديد فرموده است کسی را که بيش از سه روز براي شخصي اقامه عزاء نمايد. و در بين مسلمين اين سنّت رائج بوده است و هيچ تغيير و تحوّلي در زمان ائمّه عليهم السّلام ننموده است.
جالب توجّه اينکه: بنا بر نقل برخي از آثار، اهل بيت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم پس از ورود به مدينه بيش از سه روز اقامة عزاي سيّد الشّهداء را ننموده، و به سنّت مرسوم و متداول از زمان رسول خدا اکتفاء کردند. [4]
ثانیا: هیچ خبر و حدیثی از ائمه معصوم علیه السلام بر اقامه اربعین برای اموات نیامده و این مسئله فقط اختصاص به امام حسین علیه السلام داشته و از اختصاصات شیعه است، اما اگر اين عمل از ناحية شارع مورد تایید ميبود، قطعاً در طول بيش از دويست و پنجاه سال زمان امامت و ولايت معصومين عليهم السّلام به اين موضوع توجّه ميشد، و از ناحية آنان نسبت به اين مطلب توصيه و سفارشی بیان می گردید؛ درحاليکه ابداً اين چنين نبوده ، و حتّي يک مورد (چه به صورت تصریحی و چه به صورت اشاره) اسمي از اين مسأله برده نشده است! درحاليکه اين موضوع از موضوعاتي نيست که ظرف وقوع آن پس از زمان حضرات معصومين عليهم السّلام بوده باشد؛ بلکه درست به عکس از موضوعاتي است که هر سال و ماه و هفته براي آنها و اصحاب و اقوامشان پيش ميآمده است، و در عين حال هيچ اثري از اينکه آنان اصحاب را تشويق و ترغيب و يا حدّاقلّ مجاز در تشکيل اين مجلس دانسته باشند وجود ندارد. بنابراين ميتوان قاطعانه ادّعا کرد که تشکيل مجلس چهلم براي فوت شدگان مورد رضايت ائمه عليهم السّلام نبوده است، و نظر آنان بر انحصار أربعين براي حضرت أباعبدالله الحسين عليه السّلام ميباشد.
به عبارت دیگر آنکه اگر قرار شود که چهلم گرفتن براي مردگان به صورت يک سنّت درآيد، ديگر چگونه ميتوان آن را براي سيّد الشّهداء بعنوان يک شعار و علامت و امتياز درآورد! و اگر از ناحيه شرع دلیلی براي اقامة اربعين نسبت به ساير افراد ميبود، پس چرا اين دلیل و رجحان براي ساير ائمّه عليهم السّلام، بلکه رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم نبود؟ با اينکه اين بزرگواران از هر جهت در اين مسأله لایق تر بودند. و حتّي إقامه مجالس ذکر اهل بيت عليهم السّلام که اين همه راجع به آن تأکيد شده است، اقتضاء ميکرد که اربعين أئمّه عليهم السّلام را هم بپا داريم و از فيوضات و برکاتش بهرهمند گرديم؛ با اينکه هيچ اثري از ائمّه نسبت به اين موضوع به چشم نميخورد و اين مسأله نشان ميدهد که اقامة اربعين قطعاً براي غير سيّد الشّهداء عليه السّلام مورد رضايت آنان نبوده است؛ زيرا آنان امر به احياء ذکر و تشکيل مجالس نمودهاند ولي نسبت به اربعين هيچ سخن نگفتهاند.
متاسفانه امروزه مسأله اربعين حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام ديگر آن امتياز و ويژگي و حيثيّت شعارگونه خود را از دست داده است، و در ميان مردم بصورت يک امر عادي مانند ساير اربعین هایی که براي ساير اموات گرفته ميشود در آمده است، و در ميان ساير ملل نيز ديگر آن توجّه و عطف نظر را ندارد.
اما سخن آخر:
در اربعین حضرت سید الشهداء چه حقیقتی رخ داده است که این روز به عنوان یک روز شاخص در آمده است؟
آیا روز اربعین صرفا یک نماد سمبلیک برای سید الشهداء در نظر گرفته شده است؟ یا آنکه با توجه به عدد چهل به عنوان حرکت رشد و کمال در فرهنگ اسلام ، حرکت کمالیه ای در حقیقت باطنی و نفس امام حسین علیه السلام رخ داده که شارع چهل روز بعد از واقعه عاشورا ، مجددا اربعین را شاخص و مختص به سید الشهداء قرار داده است؟ یا ....