داستان دکترنون زنش رابیشتر از مصدق دوست دارد
توضیحات:
دکتر نون یکی از سیاستمداران باسواد کابینه مصدق است که پس از سقوط او به زندان می افتد و تحت شکنجه از او می خواهند تا بر علیه مصدق سخنرانی کند اما او راضی نمی شود تا اینکه به او می گویند در حال شکنجه همسرش هستند و او عقب نشینی می کند . اما بعد از ازادی احساس خشم و شرم از خیانتکاری در او اوج می گیرد به یاد قولش به دکتر مصدق می افتد و خودش و همسرش را عذاب می دهد
خیلی داستان قشنگیه … یک جورایی قشنگ نشون می ده چه عشق عمیقی به همسرش داره دکتر وبعد به خاطر اون تموم شرف سیاسیش را از دست می ده اما بعد …..توی تمام لحظاتی که زنش رو عذاب می ده عاشقشه …. یا وقتی با خودش می گه کاشک در قبال این همه عذاب و بی اعتنایی من می ذاشت می رفت مهرش را کمتر می کرد شاید بار عذاب وجدانم کمتر می شد اما زن نمی ره …. وقتهایی که خانمش گریه می کنه یاد روزهای گذشته است و خاطراتشون را مرور می کنه و دکتر می گه نه یادم نمی یاد...
نویسنده : شهرام رحیمیان
.
پسورد : www.irtanin.com