0

مطالب علمی - پزشکی

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

لوسمی سرطانی است که در مغز استخوان ( قسمت داخلی نرم استخوان ها ) شروع می شود و سریعا به داخل خون می رود و می تواند به نقاط دیگر بدن مانند گره های لنفاوی ، کبد ، طحال ، سیستم عصبی مرکزی ( مغز و طناب نخاعی ) و بیضه ها گسترش یابد .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،   حاد بدین معنی است که لوسمی سریع گسترش می یابد و اگر درمان نیابد در طی چند ماه احتمال مرگ وجود دارد .

مغز استخوان و بافت لنفوئید

مغز استخوان قسمت داخلی نرم بعضی از استخوان ها مانند جمجمه ، شانه ، دنده ها ، لگن و استخوان های پشت می باشد که از سلول های هماتوپونتیک ( تشکیل دهنده خون ) ، سلول های چربی و بافت های حمایتی که به رشد سلول های هماتوپونتیک کمک می کند تشکیل می شود ؛ این ها شامل سلول های اصلی هماتوپونتیک که به طور مرتب سلول های جدید را ایجاد می کنند می شود ، بعضی از این سلول های جدید به عنوان سلول های اصلی باقی می مانند تا زمانی که بقیه سلول ها دست خوش یک سری تغییرات شوند . به هنگام این مراحل سازندگی سلول های اصلی هماتوپونتیک متوقف می شود و سرانجام یکی از سه نوع سلول خونی ، سلول های قرمز خون ، سلول های سفید خون یا پلاکت ها را ایجاد می کنند .

سلول های قرمز خون حاوی هموگلوبین هستند که اکسیژن را از ریه ها به بافت های دیگر بدن حمل می کنند و دی اکسید کربن را به ریه ها بر می گردانند . کم خونی ( کاهش تعداد سلول های قرمز خون ) به طور مشخص باعث ضعف ، خستگی و کوتاهی نفس می شود .

معمولا پلاکت ها به عنوان نوعی سلول خونی طبقه بندی می شوند اما در واقع پلاکت ها در ترمیم نواحی آسیب دیده رگ های خونی به علت بریدگی یا کبودی با اهمیت می باشند . کاهش تعداد پلاکت ها را ترومبوسیتوپنی می نامند که در صورت صدمه رگ های خونی موجب افزایش خونریزی می شود .

سلول های سفید خونی که لکوسیت نامیده می شوند در دفاع بدن در مقابل ویروس ها و باکتری ها بااهمیت هستند . دو نوع اصلی سلول های سفید لنفوسیت ها و گرانولوسیت ها هستند . در گروه گرانولوسیت ها چندین نوع متفاوت سلول وجود دارند که به عنوان گروه میلوئید نامیده می شوند و شامل نوتروفیل ، ائوزینوفیل و بازوفیل هستند . سلول دیگر منوسیت می باشد که تقریبا مشابه با انواع دیگر است .

 گرانولوسیت ها گروهی از سلول های سفید خونی هستند که وظیفه اصلی آن ها انهدام باکتری هاست با توجه به رنگ و اندازه گرانول ها ، سه نوع گرانولیست نوتروفیل ، بازوفیل و ائوزینوفیل را می توان تشخیص داد ( نقاطی در داخل سلول ها که زیر میکروسکوب دیده می شوند ) . این گرانول ها حاوی آنزیم ها و دیگر موادی هستند که موجب تخریب باکتری هایی که عفونت را به وجود می آورند می شوند . گرانولوسیت ها در حین دوره تکامل چندین تغییر را می گذرانند در واقع آن ها از میلوبلاست نابالغ تبدیل به سلول های بالغ مهاجم در برابر عفونت می شوند .

منوسیت ها هم در محافظت بدن در مقابل باکتری ها نقش مهمی را به عهده دارند . در ابتدا آن ها در مغز استخوان به صورت منوبلاست نابالغ می باشند و بعد از بلوغ منوسیت ها را تشکیل می دهند . در طول یک روز گسترش خون در بدن ، منوسیت ها داخل بافت ها می شوند تا ماکروفاژها را ایجاد کنند . آن ها بعضی از باکتری ها را با احاطه کردن و بلعیدن از بین می برند . ماکروفاژها به لنفوسیت ها در تشخیص میکروب ها و تولید آنتی بادی جهت مقابله با میکروب ها کمک می کنند .

بافت لنفوئیدی که بافت لنفاتیک هم نامیده می شوند قسمت اصلی سیستم ایمنی است که از چندین نوع متفاوت سلولی که با عفونت ها مقابله می کنند تشکیل می شوند . هم چنین بافت لنفوئید نقش دفاعی در برابر بعضی از انواع سرطان دارند . این بافت در گروه لنفاوی ، تیموس ، طحال ، لوزه ها ، مغز استخوان و به صورت پراکنده در سیستم دستگاه گوارش و تنفس وجود دارد . سلول اصلی بافت لنفوئید لنفوسیت ها هستند که شامل دو نوع سلول B و سلول T می باشد .

سلول های B با تغییر به سلول های پلاسما از تهاجم باکتری ها به بدن جلوگیری می کنند و آنتی بادی ها را تولید می کنند این آنتی بادی ها به میکروب های مهاجم می چسبند . در نتیجه گرانولوسیت ها و ماکروفاژها قادر به شناسایی میکروب ها و انهدام آن ها می شوند . سلول های T سلول های عفونی شده توسط ویروس ها را تشخیص داده در انهدام آن ها توسط ماکروفاژها کمک می کند .

هر سلول لنفوئید یا هماتوپونتیک که در مغز استخوان تشکیل می شود می تواند به سلول سرطانی ( لوسمیک ) تبدیل شود . اگر این اتفاق روی دهد اولین سلول سرطانی تقسیم می شود و تعداد زیادی سلول سرطانی ایجاد می کند و سرانجام این سلول ها سراسر مغز استخوان را می پوشانند و به داخل گردش خون نفوذ کرده در اعضاء دیگر بدن پخش می شوند .

انواع لوسمی

لوسمی ها به چهار گروه اصلی با زیر گروه های متفاوت تقسیم می شوند تا پیش بینی پیش آگهی هر بیمار آسان تر صورت گیرد و به پزشک در تقسیم بهترین درمان برای هر بیمار کمک شود .

لوسمی حاد در مقابل لوسمی مزمن : اولین عامل برای تقسیم بندی یک بیمار لوسمیک این است که مشخص شود سلول های غیر طبیعی بالغ هستند ( مشابه سلول های سفید خون در گردش خون نرمال ) یا نابالغ.

در لوسمی حاد ، سلول های مغز استخوان بلوغ مناسبی ندارند . سلول های لوسمیک نابالغ اغلب بلاست نامیده می شوند . به تولید مثل و تجمع ادامه می دهند .

در لوسمی مزمن سلول ها بالغ می شوند . هر چند سلول های لوسمی مزمن به نظر بالغ هستند اما کاملا طبیعی نیستند و نمی توانند مانند سلول های سفید خون با عفونت ها مقابله کنند .

لوسمی میلوژن در برابر لوسمی لنفوسیتیک :

فاکتور دومی که در طبقه بندی لوسمی ها در نظر گرفته می شود نوع سلول های مغز استخوان است . اگر گرانولوسیت ها یا منوسیت ها درگیر باشند لوسمی میلوژن نامیده می شود .

اگر سرطان لنفوسیت های مغز استخوان را درگیر کند لوسمی لنفوسیتیک نامیده می شود . لنفوم بدخیم نوعی سرطان لنفوسیتیک است اما بر خلاف لوسمی لنفوسیتیک که مغز استخوان را درگیر می کند لنفوما لنفوسیت های گره های لنفی و اعضای بدن را درگیر می کند .

چهار نوع اصلی لوسمی :

·                   لوسمی حاد میلوژن (AML )

·                   لوسمی مزمن میلوژن (CML )

·                   لوسمی حادلنفوستیک (ALL )

·                   لوسمی مزمن لنفوستیک (CLL )

نکات آماری در مورد لوسمی حاد بزرگسالان :

در طول سال ۲۰۰۲ ، حدود ۳۰۸۰۰ مورد جدید لوسمی در آمریکا تشخیص داده شد . تقریبا نیمی از این موارد لوسمی حاد بودند شایع ترین نوع لوسمی بزرگسالان ، لوسمی حاد میلوژن می باشد که حدود ۱۰۶۰۰ مورد بوده است .

در حدود ۸۸۰۰ مورد مرگ در نتیجه لوسمی حاد درسال ۲۰۰۲ در امریکا اتفاق افتاد .

متوسط سن برای ابتلا به لوسمی حاد میلوژن (AML ) 65 سال می باشد .

لوسمی حاد لنوستیک (ALL ) در میان اطفال شایع تر است . سن کودکان مبتلا بهبیماری معمولا کمتر از ۱۰ سال است . سفید پوستان دو برابر نژاد آمریکایی – آفریقایی به ALL مبتلا می شوند .

عوامل خطر برای لوسمی حاد بزرگسالان :

عوامل خطر ، عواملی هستند که احتمال ابتلا فرد به سرطان راافزایش می دهد این عوامل با شیوه زندگی محیط و ژنتیک ( وراثت) در ارتباط است .

عوامل خطر مرتبط با نحوه زندگی در انواع سرطان ها شامل سیگار یا نورشدید خورشید می باشد . تنها عامل مرتبط به شیوه زندگی که جزء عوامل خطر ثابت شده لوسمی است سیگاراست .

عوامل محیطی ، عواملی هستند مانند رادیاسیون ، مواد شیمیایی و عفونت ها که در محیط اطراف ما قرار دارند . در محیط کار در معرض بنزن ( یک نوع ماده شیمیایی ) بودن به مقدار زیاد به مدت طولانی از عوامل خطر AML به حساب می آید . رادیاسیون به مقدار زیاد ( بازماندگان بمب اتمی یا حوادث راکتورهای هسته ای ) بیش از دیگران در معرض AML یا ALL قرار دارند .

بیمارانی که نوع دیگری سرطان دارند و با داروهای شیمی درمانی خاصی درمان می شوند بیشتر درگیر AML می گردند . داروهایی که اغلب همراه با لوسمی ثانویه ( بعد از درمان ) هستند شامل مکلروتامین ، پروکاربازین ، کلرامبوسیل ، اتوپوساید ، تنیپوساید و به میزان کمتر سیکلوفسفاماید می باشد . ترکیب این داروها با رادیو تراپی میزان خطر را افزایش می دهد . اکثر لوسمی های ثانویه AML هستند و در طول ۹سال بعد از درمان بیماری هوچکین ، لنفوم نان هوچکین یا ALL اطفال اتفاق می افتند .

در بیماران مبتلا به بیماری های نادری مانند کم خونی فانکونی ، سندرم وسیکویت آیدریچ ، سندرم بلوم ، سندرم لی فرامنی یا آتاکس تلالژکتاری احتمال ابتلا به لوسمی حاد بسیار زیاد است .

لوسمی حاد بزرگسالان چگونه تشخیص داده می شود ؟

علایم و نشانه های لوسمی حاد

غلب علایم و نشانه های لوسمی حاد به علت کاهش تعداد گلبول های خونی نرمال و هم چنین به علت کاهش تراکم سازنده های سلول های خونی در مغز استخوان ایجاد می شوند و در نتیجه فرد از عملکرد مناسب گلبول های قرمز خون ، گلبول های سفید و پلاکت ها برخوردار نیست .

آنمی یا کاهش گلبول های قرمز خون موجب کوتاهی تنفس ، خستگی و زودرس و ( رنگ پریدگی ) پوست می شود .

کاهش تعداد گلبول های سفید خون ( لکوپنی ) خصوصا کاهش گرانولوسیت های بالغ ( نوتروپنی یا گرانولوسیتوپنی ) خطر ابتلا به عفونت را افزایش می دهد .

ترومبوسیتوپنی ( کاهش تعداد پلاکت های خون که برای فرآیند انعقاد خون در رگ های آسیب دیده لازم است ) موجب کبودی ، خونریزی ، خونریزی بینی مکرر و شدید و خونریزی از لثه ها می شود .

با گسترش سلول های لوسمی به خارج از مغز استخوان ( گسترش اکسترامدولدی ) ، سیستم عصبی مرکزی ( مغز و نخاع ) ، بیضه ها ، تخمدان ها ، کلیه ها و دیگر اعضاء بدن درگیر می شوند . علائم سیستم عصبی مرکزی لوسمی عبارتند از : سردرد ، ضعف ، تشنج ، تهوع ، اختلالات تعادل ، تاری دید . بعضی از بیماران با دردهای استخوانی یا درد مفاصل به پزشک مراجعه می کنند که در این گروه بیماری ، به علت گسترش سلول های لوسمی در استخوان یا به داخل مفاصل است .

غالبا در نتیجه لوسمی کبد و طحال که در دوطرف راست و چپ شکم قرار دارند بزرگ می شوند و بزرگی این دو عضو منجر به احساس پری و برآمدگی در حفره شکم می شود .

تورم گره های لنفی داخل قفسه سینه یا شکم هم ممکن است ایجاد شود ، اما فقط با انجام CT اسکن یا MRI قابل تشخیص است .

در لوسمی میلوژنیک حاد (AML) خصوصا در نوع M5 یا منوستیک ، درگیری لثه ها را هم خواهیم داشت که موجب تورم ، درد و خونریزی لثه ها می شود . درگیری پوست موجب ایجادتجمعات رنگی کوچکی به صورت دانه های رنگی می شود . تجمع غده ای سلول های AML در زیر پوست یا دیگر نقاط بدن کلروما یا سارکوم گرانولوستیک نامیده می شود .

غالبا نوع سلول T لوسمی لنفوستیک حاد (ALL) موجب درگیری تیموس می شود . بزرگ شدگی تیموس بر روی نای ( تراشه ) فشار می آورد و موجب سرفه ، کوتاهی تنفس و حتی خفگی می شود .

رشد سلول های لوسمی می تواند موجب فشار بر روی SVC و تورم سر و بازوها شده و سندرم SVC را ایجاد کند . در این صورت بیماری می تواند زندگی افراد را تهدید کند .

نمونه گیری هایی که برای تشخیص و ارزیابی لوسمی استفاده می شوند .

شمارش گلبول های خون

آزمون های مغز استخوان

در آسپیراسیون از مغز استخوان یک سوزن نازک و یک سرنگ برای برداشت مقدار اندکی از مایع مغز استخوان ( حدود یک قاشق چایخوری ) استفاده می شود .

آزمون های بیوشیمی خون :

در بیماران با تشخیص قبلی لوسمی این آزمون ها برای تشخیص درگیری کبد با کلیه به علت گسترش لوسمی یا عوارض ناشی از داروهای شیمیایی انجام می گیرد .

بیوپسی خارجی گره لنفی

پونکسیون کمری

آزمون های آزمایشگاهی برای تشخیص و طبقه بندی لوسمی

شیمی سلولی : بعد از نمونه برداری سلول های به روی ورقه های میکروسکوپی شیشه ای به نام اسلاید قرار گرفته و در معرض رنگ های شیمیایی ( دای ) قرار داده می شوند تا این رنگ را جذب و یا منعکس کنند . به عنوان مثال یک رنگ شیمیایی موجب می شود که گرانول های اکثر سلول های AML به صورت نقاط سیاهرنگی در زیر میکروسکوپ دیده شوند اما در سلول های ALL تغییر رنگی ایجاد نمی کند.

فلوسیتومتری : از این تکنیک برای بررسی سلول های مغز استخوان ، گره های لنفاوی و نمونه های خون استفاده می شود . این روش برای تعیین نوع لوسمی بسیار دقیق است . یک نمونه سلولی که با آنتی بادی های خاصی درمان شده است از مقابل دسته نور لیزر عبور داده می شود هر آنتی بادی به نوع خاصی از سلول های لوسمیک متصل می شود . اگر در نمونه مورد نظر این سلول ها وجود داشته باشند لیزر سبب خواهد شد که از این سلول ها نوری منعکس شود که توسط یک کامپیوتر اندازه گیری و تجزیه می شود . گروه هایی از سلول ها توسط این روش می توانند جدا شده و شمارش شوند .

ایمونوسیتوشیمی : مانند روش فلوسیتومتری سلول هایی که از آسپیراسیون با بیوپسی مغز استخوان به دست می آیند توسط آنتی بادی هایی اختصاصی درمان می شوند ، اما به جای لیزر و کامپیوتر برای تجزیه ، نمونه های درمان شده دچار تغییر رنگ های خاصی خواهند شد که در زیر میکروسکوپ قابل دیدن است .

ژنتیک سلولی :

مطالعات ژنتیک مولکولی : مواد اختصاصی به نام های گرنده های آنتی ژنی بر روی سطح لنوسیت ها وجود دارند .

سلول های لنفوئید طبیعی تعداد زیادی از گیرنده های آنتی ژنی متفاوت را دارند که در پاسخ بدن به انواع بسیاری از عفونت ها کمک می کنند .

لوسمی لنفوستیک مانند ALL از یک سلول غیر طبیعی لنفوسیت شروع می شود بنابراین همه سلول ها در بیمار لوسمیک گیرنده آنتی ژنی مشابهی دارند .

مطالعات تصویری :

اشعه X

CT اسکن

اسکن گالیوم و استخوان

سونوگرافی

MRI

عوامل پیش آگهی کننده AML حاد

زیر گروه M3 یا M4 بهترین پیش آگهی را دارند .

بعضی از تغییرات کروموزومی مانند ترانسلوکاسیون ( ۱۷و ۱۵) معکوس شدن (۱۶) و ترانسلوکاسیون (۲۱و۸) پیش آگهی بهتری دارند .

تغییرات کروموزمی دیگر مانند ترانسلوکاسیون (۱۱و۹) و اضافه شدن (۸) و اختلالات کروموزمی ۵ یا ۷ پیش آگهی بدتری دارند .

بیماران جوان تر از ۵۵ سال پیش آگهی بهتری دارند .

شمارش گلبول سفید اولیه کمتر از ۱۰۰۰۰۰پیش آگهی بهتری دارند .

شرایط پره لوسمیک اولیه و یا لوسمی ثانویه که بعد از درمان سرطان دیگری ایجاد می شود پیش آگهی بدتری دارد .

عوامل پیش آگهی کننده ALL بزرگسالان

بیماران جوان تر پیش آگهی بهتری دارند .

شمارش گلبول های سفید اولیه کمتر از ۵۰۰۰۰پیش آگهی بهتری دارند .

شکل L3، FAB پیش آگهی بدتری دارند .

تغییر کروموزمی به نام کروموزوم فیلادلفیا ، ترانسلوکاسیون (۲۲و۹) پیش آگهی بدتری دارند .

ALL سلول T بهترین پیش آگهی را دارد . ALL سلول B بالغ بدترین و ALL سلول پره B پیش آگهی متوسط دارد .

بیمارانی که بیش از ۴-۵ هفته درمان به رمیسیون کامل می رسند پیش آگهی بدتری دارند .

ندرتا برای تشخیص لوسمی از جراحی استفاده می شود چون اسپیراسیون مغز استخوان معمولا برای تشخیص و طبقه بندی لوسمی به کار می رود .

رادیوتراپی :

گاهی اوقات رادیوتراپی برای درمان سلول های لوسمیک در مغز و مایع نخاعی و یا بیضه ها استفاده می شود . البته به ندرت به طور اورژانس برای درمان فشار بر روی نای هم استفاده می شود حتی در این شرایط هم شیمی درمانی جایگزین رادیوتراپی می شود .

شیمی درمانی :

به طور کلی در درمان AML از دوزهای بالاتری از شیمی درمانی در مدت زمان کوتاه تری استفاده خواهد شد و در ALL دوره های کمتر شیمی درمانی در دوره طولانی تری مورد استفاده قرار می گیرد .

از آن جایی که درمان بیماران لوسمیک در بیمارستان انجام می شود می توان با دستورات زیر میزان عفونت را کاهش داد :

·                   تمام افرادی که با بیمار تماس دارند باید دست های خود را بشویند .

·                   پوشیدن گان و ماسک هم مفید است .

·                   میوه جات و سبزیجات خام مصرف نشوند ، چون دارای باکتری هستند .

·                   هیچ گل و گیاهی در اتاق نباشد ، چون آن ها هم ممکن است با خود باکتری داشته باشند .

·                   محیط اتاق سرد نباشد .

سندرم لیزر تومور عارضه ای از شیمی درمانی است که در نتیجه تخریب سریع سلول های لوسمی ایجاد می شود .

این شرایط با دریافت مایعات فراوان و داروهای خاص مانند بی کربنات و آلوپورینول که به بدن در دفع این مواد کمک می کند جلوگیری می شود .

یکی از عوارض بسیار وخیم شیمی درمانی ALL درگیری احتمالی با لوسمی ثانویه ، AML می باشد . در موارد کمتر شایع ، بیمار لوسمیک درمان می شود اما مدتی بعد دچار لنفوم نان هوچکین و یا دیگر سرطان ها خواهد شد .

درمان AML

درمان AML به دو بخش تقسیم می شود ؛ القارمیسیون و درمان پس از رمیسیون ( تکنسین موقتی ) .

القارمیسیون :

قسمت اول درمان رهایی از لوسمی بارز می باشد و معمولا از دو داروی سیتارابین (Ara-c) و یک داروی آنتراسیکلین مانند دانوروبیسین یا ایداروبیسین استفاده می شود . این درمان شدید که معمولا در بیمارستان انجام می شود یک هفته طول می کشد . اکثر سلول های طبیعی مغز استخوان مانند سلول های لوسمیک تخریب می شوند . به هنگام شیمی درمانی و پس از دو هفته شمارش سلول های خونی بیمار به طرز خطرناکی کاهش می یابد و اندازه گیری های حمایتی برای حفاظت از این عوارض انجام می شود . معمولا بیمار در بیمارستان بستری می ماند . اگر القا موفقیت آمیز باشد سلول های طبیعی مغز استخوان در طی دو هفته به حالت اولیه باز می گردند و شروع به خون سازی می کنند و هیچ سلول لوسمی در جریان خون یا مغز استخوان باقی نمی ماند . اگر یک هفته درمان القا تسکین موقتی را ایجاد نکرد . یک یا دو بار این مرحله تکرار می شود القا در ۷۰% موارد AML موفقیت آمیز خواهد بود . اما در بعضی از گروه های بیماران مانند افراد بالای ۶۰ سال و یا آن ها که پیش آگهی های نامطلوب داشته اند ، میزان موفقیت حدود ۴۰% می باشد .

درمان استحکامی (Consolidation Therapy) :

این درمان پس از القا تسکین موقتی برای تخریب سلول های باقیمانده لوسمیک و جلوگیری از عود انجام می شود . انتخاب هایی که برای درمان aml پس از رمیسیون وجود دارد :

۱٫                  چندین دوره شیمی درمانی با سیتارابین با دوز بالا .

۲٫                  پیوند سلول زایای آوژنیک

۳٫                  پیوند سلول زایای اتوژنیک .

درمان لوسمی پرومیلوستیک (m3):

اگر چه القای رمیسیون با مصرف ATRA به تنهایی هم انجام می شود اما ترکیب شیمی درمانی و ATRA نتیجه بهتری می دهد .

عوارض این درمان از درمان استاندارد شیمی درمانی AML متفاوت است چون در این حالت سندرم اسید رتینوئیک اتفاق می افتد در این سندرم اختلالات تنفسی به علت تجمع مایع در ریه ، کاهش فشار خون ، آسیب کلیه و احتباس شدید مایع ایجاد می شود .

درمان ALL:

درمان در چهار مرحله صورت می گیرد :

·                   القارمیسیون

·                   درمان استحکامی

·                   درمان نگهدارنده

·                   درمان پیشگیری کننده برای سیستم عصبی مرکزی

بر اساس عوامل پیش آگهی کننده بیمار برنامه شیمی درمانی القا کننده رمیسیون عموما شامل بعضی از داروهای سیتوکسان ، وین کریستین ، پردنیزون ، L آسپارژنیاز و دوکسوروبین می باشد .

اولین باری که بیمار به رمیسیون رسید در فاز بعد درمان استحکامی شامل درمان متناوب با یک رژیم دارویی شبیه درمان القایی خواهد بود اما شاید داروهای دیگری مانند ۶MP، ۶TG و سیتارابین اضافه شود که ممکن است یک دوره حدود یک ماه یا بیش از ۳ دوره حدود ۳ ماه به طول انجامد . بعد از درمان استحکامی بیمار معمولا بر روی یک برنامه نگهدارنده با متوتروکسات همراه با MP – ۶ گذاشته می شود که غالبا با وین کریستین و پردنیزون ترکیب می شود درمان نگهدارنده ۲ سال طول می کشد . از آنجایی که ALL غالبا به مغز و طناب نخاعی گسترش می یابد به طور اختصاصی بیمار شیمی درمانی پیشگیری کننده ( پروفیلاکتیک ) در مایع نخاعی ( معمولا متوتروکسات) دریافت می کند . گاهی اوقات رادیوتراپی سر هم اضافه می شود به طور کلی یک بیمار بزرگسال با عود ALL به عنوان نامزدی برای انجام پیوند مغز و استخوان در نظر گرفته می شود . البته فقط در صورتی که به شیمی درمانی جدید پاسخ دهد .

در صورتی که لوسمی به درمان پاسخ ندهد و یا بعد از درمان بازگشت کند چه اتفاقی می افتد ؟

اغلب لوسمی ها در مغز استخوان و خون بازگشت می کنند گاهی مغز با مایع نخاعی اولین محل عود بیماری هستند. اگر لوسمی با اولین درمان از بین نرفته باشد درمان بیشتر کم تاثیر تر خواهد بود ، حتی اگر با داروهای جدیدتری انجام شود اگر لوسمی با درمان اولیه از بین برود اما دوباره برگشت کند نیاز به انجام یک دوره القا رمیسیون می باشد اگر چه اکثر پزشکان معتقدند که این رمیسیون گذرا خواهد بود . در این شرایط اکثر پزشکان معتقد به انجام پیوند سلول زایا بعد از شیمی درمانی القایی هستند .

تحقیقات و درمان های جدید در لوسمی حاد :

ژنتیک لوسمی : بر طبق این اطلاعات ممکن است ژن درمانی هم زمانی به کار گرفته شود تا DNA غیر طبیعی سلول های سرطانی با DNA طبیعی از سلول های طبیعی که ذخیره شده اند جایگزین شوند .

تشخیص بیماری باقیمانده ناچیز : آزمون هایی مثل واکنش رشته پلیمراز(PCR) می تواند سلول های لوسمیک حاد را بر اساس ترانسلوکاسیون ها یا قرارگیری ژن های آن ها بیابد . با این روش می توان یک سلول لوسمی را در میان میلیون ها سلول پیدا کرد . یک آزمون PCR می تواند در تعیین میزان تخریب کنندگی شیمی درمانی بر روی سلول های لوسمیک و احتمال عود لوسمی کمک کننده باشد.

پیوند سلول زایا : مطالعاتی در جهت تصفیه مراحل برای افزایش تاثیر پذیری کاهش عوارض و تعیین میزان مفید بودن این روش درمان ادامه دارد .

مصرف آرسنیک برای لوسمی پرومیلوستیک حاد : داروی جدیدی به نام آرسنیک تری اکسید در درمان لوسمی موثر واقع شده است . مطالعاتی در زمینه چگونگی ترکیب این دارو ، با درمان های دیگر برای تامین اثر دهی بیشتر درمان ادامه دارد .

داروی جدید برای لوسمی میلوستیک مزمن (CML) : گلیوک (ST1571) یک قرص می باشد که در بیماران AML موثر واقع شده همچنین در بعضی بیماران CML را به AML تغییر داده است . بسیار زود است که دریابیم این دارو چه مدت کارآیی خواهد داشت اما عوارض جانبی بسیار کمی دارد و می تواند با درمان دیگر ترکیب شود .

آنتی بادی های منوکلوتال : این پروتئین ها در آزمایشگاه ساخته و برای چسبیدن به سلول های لوسمیک حاد طرح ریزی می شوند . مواد شیمیایی رادیواکتیو یا سموم سلولی به این آنتی بادی های می چسبند زمانی که این آنتی بادی ها به بدن فرد لوسمیک تزریق می شوند به سلول های لوسمیک می چسبند و رادیواکتیویته یا سم سلولی این سلول ها را می کشد . میلوتارگ یک آنتی بادی منوکلوتال است که با یک سم سلولی در هم آمیخته شده و اخیرا برای افراد مسن مبتلا به لوسمی میلوستیک حاد که قادر به تحمل عوارض جانبی شیمی درمانی نیستند توصیه می شود اما مانند شیمی درمانی با کشتن سلول های خون ساز طبیعی موجب کاهش بسیار شمارش گلبول های خونی می شود .

مطالعات برای استفاده بهتر از این دارو هم چنان ادامه دارد .

سرطان لوسمی مزمن

لوسمی مزمن چیست ؟

لوسمی مزمن نوعی سرطان است که در سلول های تشکیل دهنده خون ، مغز استخوان شروع و سپس در تمام بدن از جمله گره های لنفاوی ، طحال ، کبد ، پوست و مغز گسترش می یابد . انواعدیگر سرطان که از اعضا دیگر مثل ریه ها ، روده بزرگ و یا پستان شروع می شوند و بعد به مغز استخوان گسترش می یابند لوسمی نیستند .

انواع لوسمی :

لوسمی ها شبیه هم نیستند و به چهار گروه اصلی با چندین زیر گروه تقسیم می شوند .

مقایسه لوسمی حاد و مزمن : اولین مسئله در طبقه بندی یک بیماری لوسمی ، بالغ ( شبیه گلبول های سفید خون طبیعی موجود در گردش خون ) یا نابالغ بودن سلول هاست .

در لوسمی حاد ، سلول های مغز استخوان توانایی بلوغ را ندارند و این سلول های نابالغ لوسمیک به تولید و تجمع ادامه می دهند . در صورت عدم درمان اکثر بیماران لوسمی حاد در کمتر از چند ماه فوت می کنند . بعضی از زیرگروه های لوسمی حاد پاسخ خوبی به درمان می دهند و در بیشتر موارد از سرطان رهایی می یابند .

اما در بعضی موارد پاسخ به درمان نامطلوب است . در لوسمی مزمن سلول ها بالغ هستند . هر چند سلول های لوسمی مزمن به نظر بالغ هستند ، اما عملکرد مناسبی ندارند و مانند گلبول های سفید طبیعی قدرت مقابله باعفونت ها را ندارند . افزایش سلول ها مشکل اصلی لوسمی مزمن نیست بلکه مسئله این است که سلول های لوسمی مزمن نسبت به گلبول های سفید طبیعی عمر طولانی تری دارند .

بنابراین در تجمعات آن ها تعداد بسیار زیادی گرانولوسیت یا لنفوسیت بالغ مشاهده می شود .

مقایسه لوسمی میلوژنیک و لنفوژنیک : دومین فاکتور در تقسیم بندی لوسمی نوع سلول های مغز استخوان درگیر در لوسمی می باشد . اگر گرانولوسیت ها یا منوسیت ها درگیر باشند لوسمی میلوژنیک نامیده می شود .

با در نظر گرفتن حاد یا مزمن بودن و میلوژنیک یا لنفوستیک بودن لوسمی ها به چهار گروه تقسیم می شوند :

·                   لوسمی میلوژنیک حاد (AML)

·                   لوسمی میلوژنیک مزمن (CML)

·                   لوسمی لنفوستیک حاد (ALL)

·                   لوسمی لنفوستیک مزمن (CLL)

آمارهایی در مورد لوسمی مزمن :

انجمن سرطان امریکا تخمین زده است که ۳۰۸۰۰ مورد جدید لوسمی در سال ۲۰۰۲ در آمریکا تشخیص داده شده است حدود ۲۱۷۰۰ کودک و بزرگسالان در امریکا در سال ۲۰۰۲ به علت لوسمی فوت کرده اند .

تقریبا ۱۱۴۰۰ مورد جدید لوسمی مزمن در سال ۲۰۰۲ مشخص شده است . دو نوع اصلی لوسمی مزمن شامل CLL با ۷۰۰۰ مورد جدید و CML با ۴۴۰۰ مورد جدید لوسمی سلول مویی حدود ۲% لوسمی ها را هر ساله تشکیل می دهند .

عوامل خطر در لوسمی مزمن :

مثال هایی از عوامل خطر مرتبط با نحوه زندگی برای سرطان شامل سیگار کشیدن ، رژیم کم فیبر ، در معرض مستقیم نور خورشید بودن می باشد و تنها مورد ثابت شده مرتبط با نحوه زندگی برای لوسمی سیگار می باشد .

عوامل محیطی مانند تشعشعات ، مواد شیمیایی و عفونت ها هم جزء عوامل خطر محیطی سرطان به حساب می آیند . مقادیر زیاد تشعشعات ( مانند بازماندگان بمب اتمی یا حوادث راکتورهای هسته ای ) موجب افزایش خطر ابتلا به CML می شوند . اما روی CLL تاثیری ندارند . تماس طولانی با آفت کش ها و یا علف کش ها در کشاورزی موجب افزایش ابتلا لوسمی لنفوستیک مزمن اکتسابی می شود.

تنها عامل خطر ارثی برای لوسمی مزمن به این صورت است که اعضاء درجه یک خانواده بیماران مبتلا به CLL 2 تا ۴ برابر بیش از دیگران در معرض ابتلا به سرطان هستند .

عوامل ایجاد کننده سرطان مزمن :

گاهی اوقات اختلالات DNA از والدین به ارث می رسد و موجب افزایش احتمال ابتلا به نوع خاصی از سرطان می شود . البته جهش های ارثی که موجب لوسمی مزمن می شوند بسیار نادر هستند .

چگونه لوسمی مزمن تشخیص داده می شود ؟

علایم و نشانه های لوسمی مزمن :

حداقل یک پنجم بیماران با لوسمی مزمن در زمان تشخیص هیچ علامتی ندارند . علایم لوسمی مبهم و غیر اختصاصی می باشند و عبارتند از ضعف ، خستگی ، کاهش قدرت فعالیت ، کاهش وزن ، تب ، درد استخوانی ، و درد یا احساس پری در شکم ( خصوصا پس از یک وعده غذایی کم حجم ) .این علایم را می توان در سرطان های دیگر و یا بیماری های غیر سرطانی هم مشاهده کرد .

بسیاری از علایم و نشانه های لوسمی مزمن زمانی بروز می کند که سلول های لوسمیک جایگزین سلول های طبیعی مغز استخوان شده باشند . در نتیجه گلبول های قرمز ، سفید و پلاکت های بیمار فعالیت مناسبی نخواهند داشت .

شایع ترین عبارت در این مورد نوتروپنی می باشد که اشاره به مقدار کم نوتروفیل ( که نوعی گرانولوسیت است ) می باشد .

لوسمی غالبا موجب بزرگ شدگی کبد و طحال ( اعضایی که در قسمت چپ و راست بالای شکم قرار دارند ) می شود . بزرگی این اعضا با احساس پری و یا حتی برآمدگی شکم خود را نشان می دهد .

لوسمی غدد لنفاوی را هم درگیر می کند در این صورت اگر درگیری مربوط به غدد لنفاوی سطحی بدن مانند غدد لنفی ناحیه گردن ، کشاله ران ، زیر بغل و بالای ترقوه ) باشد به صورت برآمدگی در این مناطق لمس می شود . بزرگ شدگی غدد لنفاوی داخل قفسه سینه یا شکم هم گاهی اتفاق می افتد اما تنها می توان با انجام CT اسکن یا MRI آن را مشخص کرد . بزرگ شدگی غدد لنفاوی غالبا در CLL اتفاق می افتد اما به ندرت در میان بیماران مبتلا به CML یا HCL هم دیده می شود .

انواع نمونه هایی که برای تشخیص و ارزیابی لوسمی استفاده می شود .

·                   شمارش سلول های خونی .

·                   آزمایشات بیوشیمیایی خون.

·                   آزمایش های مغز استخوان .

·                   بیوپسی اکسژینال غدد لنفاوی .

·                   پونکسیون کمری .

روش های آزمایشگاهی برای تشخیص و تقسیم بندی لوسمی :

·                   آزمایش معمول میکروسکوپی : همه نمونه ها ( مغز استخوان ، غدد لنفی ، خون و مایع مغزی نخاعی ) ، زیر میکروسکوپ توسط یک پاتولوژیست مشاهده می شوند . بر اساس اندازه شکل و گرانول ها سلول های مغز استخوان به انواع خاصی طبقه بندی می شوند . یک امر مهم در تقسیم بندی سلولی بالغ بودن ( شبیه سلول های طبیعی در گردش خون که توانایی تولید مثل و مقابله با عفونت ها را دارند ) و نابالغ بودن ( ظاهری متفاوت از سلول های طبیعی گردش خون بدون توانایی مقابله با عفونت ها و تولید مثل ) می باشد . سلول های غیر بالغ سلول های بلاست نامگذاری می شوند .

·                   شیمی سلولی .

·                   فلوسیتومتری .

·                   ایمونوسیتوشیمی.

·                   ژنتیک سلولی .

·                   مطالعات ژنتیکی مولکولی .

مطالعات تصویری :

·                   اشعه X

·                   CT اسکن

·                   MRI

·                   سونوگرافی

مرحله بندی لوسمی میلوژنیک مزمن (CML) :

CML به سه گروه تقسیم می شود این گروه های لوسمی زا پزشکان فازها می نامند :

فاز مزمن :

در این فاز بیماران کمتر از ۵% بلاست و پرومیلوسیت ( سلول های نابالغ با قدرت تکثیر ) در خون و مغز استخوان دارند . معمولا این گروه از بیماران علایم خفیفی دارند و به درمان استاندارد پاسخ می دهند .

فاز تشدید یافته :

مغز استخوان و خون بین ۵% تا ۳۰% بلاست دارد . در اغلب موارد بیماران تب ، فقدان اشتها و کاهش وزن دارند و علایم و شمارش گلبولی مانند فاز مزمن به درمان پاسخ گو نیستند . سلول های لوسمیک تغییرات کروموزمی جدیدی غیر از کروموزوم فیلادلفیا دارند .

فاز بلاست :

در مغز استخوان و یا در خون بیمار بیش از ۳۰% بلاست دیده می شود . این بلاست ها به بافت ها و اعضاء وابسته به مغز استخوان پخش می شوند در این مرحله لوسمی مزمن بسیار تهاجمی به سمت لوسمی حاد پیش می رود .

مرحله بندی لوسمی لنفوستیک مزمن (CLL) :

مرحله ۰ رای : لنفوسیتوز ( تعداد لنفوسیت های خون بسیار افزایش می یابد و در هرمیلی متر مکعب ۱۵۰۰۰لنفوسیت وجود دارد .

مرحله I رای : لنفوسیتوز همراه با لنفاد نوپاتی ( بزرگ شدگی گره های لنفاوی ) .

مرحله II رای : لنفوسیتوز همراه با هپاتومگالی ( بزرگ شدگی کبد ) یا اسپلنومگالی ( بزرگ شدگی طحال ) لنفادنوپاتی ممکن است باشد و یا نباشد .

مرحله III لنفوسیتوز و کم خونی(کاهش شدید گلبول های قرمز خون ) لنفاد نوپاتی ، هپاتومگالی یا اسپلنومگالی هم ممکن است باشد و یا نه .

مرحله IV رای : لنفوسیتوز و ترومبوسیتوپنی ( کاهش شدید پلاکت ها )

در سیستم بینت (BINET) CLL ، بر اساس تعداد گروه های بافت لنفوئید درگیر ( گروه های بافت لنفاوی که در غدد لنفی گردن ، کشاله ران ، زیر بغل و طحال ) و وجود کم خونی و یا ترومبوسیتوپنی ( کاهش شدید پلاکت ها ) طبقه بندی می شود .

مرحله A بینت : بزرگ شدگی بافت لنفاوی در کمتر از ۳ منطقه .

مرحله B بینت : بزرگ شدگی قابل لمس بافت لنفاوی در بیش از ۳ منطقه .

مرحله C بینت : کم خونی و کاهش پلاکت .

مرحله بندی لوسمی سلول مویی (HCL) :

مرحله I  : بدون کم خونی و یا با کم خونی خفیف و بزرگ شدگی متوسط طحال یا کم خونی متوسط و اندازه طحال طبیعی .

مرحله II: بدون کم خونی و یا باکم خونی خفیف و بزرگ شدگی زیاد طحال و یا کم خونی متوسط و بزرگ شدگی متوسط طحال و یا کم خونی شدید و اندازه طحال طبیعی .

مرحله III : کم خونی متوسط و بزرگ شدگی زیاد طحال یا کم خونی شدید و بزرگ شدگی متوسط یا زیاد طحال .

هیچ انکولوژیستی از این سیستم مرحله بندی استفاده نمی کند .

عوامل پیش آگهی کننده برای لوسمی مزمن :

عوامل پیش آگهی کننده نامساعد برای لوسمی میلوژنیک مزمن :

·                   فاز بلاست یا فاز تشدید یافته .

·                   بزرگی طحال .

·                   مناطق صدمه دیده استخوان به علت گسترش لوسمی .

·                   افزایش تعداد بازوفیل ها ( نوعی از گرانولوسیت ) در نمونه خون محیطی .

·                   افزایش یا کاهش شدید پلاکت ها .

·                   سن بالای ۶۰ سال .

·                   تغییرات کروموزومی متعدد .

·                   فقدان کروموزم فیلادلفیا ( ترانسلوکاسیون بین کروموزوم ۹و۲۲) .

عوامل پیش آگهی کننده نامساعد برای لوسمی لنفوستیک مزمن :

·                   درگیری منتشر مغز استخوان ( جایگزینی شدید سلول های طبیعی با سلول های لوسمیک ) .

·                   تغییرات غیر طبیعی کروموزومی .

·                   افزایش سطح خونی بعضی موادمانند B2 میکروگلوبولین .

·                   افزایش لنفوسیت های غیر طبیعی یا بزرگ در نمونه خون .

لوسمی مزمن چگونه درمان می شود ؟

شیمی درمانی : شیمی درمانی استفاده از داروهای ضد سرطان از طریق رگ به داخل مایع مغزی نخاعی (CSF) و یا از راه خوراکی می باشد .

درمان با اینترفرون : اینتر فرون – آلفا شایع ترین نوع آن هاست و در درمان لوسمی مزمن مصرف می شود این ماده از رشد و تقسیم سلول های لوسمی می کاهد و این امکان را به سیستم ایمنی می دهد تا به سلول های لوسمیک حمله کند . اینتر فرون به سه روش وریدی ، عضلانی و یا زیر پوستی قابل تزریق است . شایع ترین فرم استفاده تزریق روزانه زیر جلدی است . عوارض جانبی احتمالی شامل درد عضلانی ، درد استخوان ،سر درد ، اختلالات تفکر و تمرکز ، خستگی ، تهوع و استفراغ می باشد .

رادیوتراپی ؛

جراحی : از آن جاییکه سلول های لوسمیک در سراسر مغز استخوان و بسیاری از اعضاء داخلی بدن پخش می شوند ، درمان این نوع سرطان با جراحی امکان پذیر نیست .

اسپلنکتومی ( برداشتن طحال ) تنها عمل جراحی شایع در درمان لوسمی است .

پیوند سلول زایا ؛

درمان لوسمی میلوژنیک مزمن :

فاز مزمن CML : شیمی درمانی بامیزان بالا و رادیوتراپی کل بدن (TBI) و در ادامه پیوند سلول زایا (SCT) موثرترین درمان CML می باشد و بیشترین احتمال برای درمان بیمار ، خصوصا در بیماران با نمره بالا در درجه بندی سوکال ، عوارض جانبی (SCT) بسیار وخیم هستند و منجر به مرگ بیمار می شوند .

در بیماران مبتلا به CML که به درمان با اینترفرون جواب نمی دهند یا به علت شدت عوارض جانبی این درمان متوقف شده است . انتخاب بعدی شیمی درمانی است و هیدروکسی اوره داروی مناسبی است که موثرتر از داروهای قدیمی مانند لوسولفان ( میلوژن ) می باشد .

فاز تشدید یافته CML: درمان CML فاز تشدید یافته شبیه درمان CML فاز مزمن می باشد . اما در این فاز مدت زمان دوره رمیسیون ( دوره بدون بیماری ) پس از درمان کوتاه تر است . ۱۵% بیماران در این فاز چندین سال پس از پیوند سلول زایا زنده می مانند . اینتر فرون در این فاز تاثیری نخواهد داشت . ۲۰% بیماران به شیمی درمانی پاسخ می دهند اما کمتر از ۶ ماه رمیسیون خواهند داشت .

فاز بلاست CML:در اکثر موارد CML فاز بلاست سلول های لوسمی شبیه سلول های لوسمی میلوئید حاد (AML) هستند و در برابر داروهای شیمی درمانی که غالبا در AML استفاده می شوند مقاوم خواهند بود .

پیوند سلول زایا آوژنیک ( از فرد دهنده ) به ندرت در فاز بلاست CML موفقیت آمیز است و بقا طولانی مدت کمتر از ۱۰% می باشد .

CML با درگیری مغز و طناب نخاعی : در بیشتر موارد علایم CML با درگیری سیستم عصبی ، انجام شیمی درمانی تزریقی به مایع مغزی نخاعی و یا با رادیوتراپی مغز کاهش می یابد .

درمان لوسمی سلول مویی(HCL) :

بیماران بدون علامت نیاز به درمان ندارند و فقط باید هر چند ماه از جهت پیشرفت بیماری و بروز علایم جدید تحت معاینه قرار گیرند .بیمارانی که احساس ناراحتی به علت بزرگ شدگی طحال دارند باید تحت عمل جراحی برداشت طحال قرار گیرند . این عمل اسپلنکتومی نام دارد و یکی از درمان های اصلی در بیماران HCL همراه با عوارض کاهش تعداد سلول های خونی مانند خستگی ، عفونت مکرر و کبود شدگی و یا خونریزی آسان می باشند .

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:47 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

  بیماری پارکینسون (Parkinson’s Disease یا PD) برای اولین بار توسط دانشمند بریتانیایی دکترجیمز پارکینسون (James Parkinson) در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد و لذا نام این بیماری به او تعلق یافت.  
 
    
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، ارتعاش دست و پا در حالت استراحت از علائم احتمالی پارکینسون است. این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:

• ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)

• آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia)

• سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن

• تعادل بد (تعادل ضعیف)

در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصا ً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می کند. اولین نشانی های پارکینسون مجموعه ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولا ً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می کنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهرا ً احساسات کمی بر چهره نمایان می شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.

از هر صد نفر بالای سن شصت سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می شود، و معمولا ً این بیماری در حدود سن شصت سالگی آغار می شود. افراد جوانتر هم می توانند مبتلا به پارکینسون شوند. تخمین زده می شود که افراد جوان مبتلا به پارکینسون (مبتلا شده در سن چهل یا کمتر) ۵ تا ۱۰ درصد کل این بیماران را تشکیل می دهند.

● پیشرفت بیماری پارکینسون

بعد از بیماری آلزایمر (Alzheimer)، بیماری پارکینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب (neurodegenerative) به حساب می آید. پارکینسون یک بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بین رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلول های عصبی در مغز میانی (سوبستانتیا نیگرا – substantia nigra) است. این سلول های عصبی ماده ای به نام دوپامین، ترشح می کنند. دوپامین پیام های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام کارپوس استراتوم (corpus stratum)، می برد. این پیام ها به حرکت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول های ترشح کننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا (substantia nigra) می میرند، مراکز دیگر کنترل کننده حرکات بدن نامنظم کار می کنند.

این اختلال ها در مراکز کنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علایم پارکینسون می شوند. اگر ۸۰% سلول های ترشح کننده دوپامین از بین بروند، علامتهای پارکینسون پدیدار می شوند. علایم پارکینسون در مراحل اولیه بیماری ملایم و بیشتر اوقات در یک سمت بدن دیده می شوند و گاه حتی احتیاج به درمان پزشکی ندارند. ارتعاش در حالت استراحت یک علامت ویژه بیماری پارکینسون است، که یکی از معمولترین علایم های پارکینسون به حساب می آید. ولی بعضی از مبتلایان پارکینسون هیچ وقت با این مشکل برخورد نمی کنند. بیماران ممکن است دست لرزان خود را در جیب یا پشت پنهان کنند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش می تواند بیشتر از هر محدودیت جسمی دیگر اثر منفی روحی داشته باشد.

با مرور زمان علایم اولیه بدتر و وخیم تر می شوند. یک رعشه ملایم تبدیل به یک ارتعاش مزاحم و ملموس می شود. ممکن است تکه کردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت تر شود. برادیکینسیا (آرام شدن حرکت) به مشکلی کاملا محسوس بدل می شود که محدود کننده ترین علامت و اثر پارکینسون است. آرام شدن حرکت می تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشیدن، ریش زدن و یا حمام کردن ممکن است وقت بسیار زیادی از روز را بگیرند. تحرک ضعیف می شود و مشکلاتی بوجود می آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلی یا اتومبیل، و یا غلتیدن در رختخواب. راه رفتن آهسته تر می شود و بیمار حالت قوز پیدا می کند ( سر و شانه به طرف جلو تمایل پیدا می کند). صدای بیمار یک نواخت می شود. کمبود تعادل می تواند باعث افتادن بیمار شود. دست خط ریزتر (میکروگرافیا – micrographia) و ناخوانا می شود. حرکات غیرارادی مانند حرکت دست در حال پیاده روی کم می شود.

علایم پارکینسون معمولا ًدست یا پای یک طرف بدن اختصاص دارد ولی با مرور زمان به دست یا پای سالم همان طرف هم سرایت می کند. این علایم پیشرفت می کند تا سمت دیگر بدن را هم تحت تأثیر قرار دهد. معمولا ً این پیشرفت تدریجی است اما سرعت این پیشرفت از بیمار تا بیمار تفاوت دارد. مهم است که بیماران پارکینسون در حال پیشرفت علایم با پزشک خود صحبت و مشورت کنند تا پزشک بتواند درمان را برای بیمارش فراهم کند زیرا بدن هر بیمار به طور مختلف و متفاوت به داروهای گوناگون واکنش نشان می دهد. هدف از درمان برای بیماران از بین بردن علایم نیست بلکه تحت کنترل درآوردن عوارض است. این امر می تواند به بیمار کمک کند تا مستقل عمل کند و یک کنترل مناسب برای این بیماری مزمن بوجود آورد. این بیماری از بین نخواهد رفت ولی کنترل عوارض آن می تواند تا حد زیادی جلوی ناتوان کردن و از کار افتادگی را بگیرد.

بیماران پارکینسون اغلب از این موضوع که بیماری آنها همواره در حال پیشرفت است، آگاه هستند و این موضوع می تواند باعث نگرانی شدید آنها شود. مبتلایان پارکینسون ممکن است بخواهند خود و مشکلات خود را بیش از حد نیاز تحت کنترل درآورند و خود را با دیگر افراد مبتلا مقایسه کنند. نگرانی در مورد پیشرفت بیماری و امکان ادامه کار هم غیرعادی نیست.

پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یک بیمار مشخص غیر ممکن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است. نوعی راهنمایی برای تشخیص پیشرفت این بیماری در بیماران مختلف بر اساس پیشروی بیماری از زمان تشخیص وجود دارد ولی این تنها در حد یک پیشنهاد است.

وقتی محدودیتهای جسمی پارکینسون به حدی برسد که کارهای روزمره سخت شوند، درمان علایم پارکینسون آغاز می شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:47 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

گشایش بزرگترین مرکز تحقیقاتی ـ درمانی سرطان در پرتغال

این ساختمان پیشرفته با نام  “مرکز تحقیقات و توسعه بنیاد شامپـالیمـو”، با هزینه میلیاردری احداث شده است که بیش از یک چهارم از ثروت خود را پس از مرگش در سال ۲۰۰۴  وقف تحقیقات پزشکی کرده بود.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  در این مرکز، پژوهش و درمان همزمان، و شیمی درمانی در فضایی دلبـاز و آرام بخش انجام می شود.

بیش از ۵۰۰  پژوهشگر قادر به تحقیق در این مرکز هستند.

مرکز شامپـالیمـو، مدرن ترین مرکز درمانی جهان به شمار می رود، و ارتباطی مستقیم میان تحقیقات، یافته های محققان، و روش های درمانی بیمارستان برقرار می کند.

بیشتر لابراتورهای تحقیقاتی این مرکز به یکدیگر مربوط هستند تا پژوهشگران تعاملی کامل باهم داشته باشند.

بیماری که وارد بیمارستان می شود از پنجره ای بزرگ فعالیت پژوهشگران را مشاهده می کند و به همین علت این پنجره، “پنجــره امیــد” نام دارد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:48 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

نور خورشید، مهم ترین منبع تامین کننده ویتامین دی
انجمن پزشکی کودکان و جوانان آلمان اعلام کرد : ”  بهتر است کودکان حتی در روزهای پائیزی، ساعاتی را در هوای آزاد و زیر نور خورشید بگذرانند تا نیاز بدن آنها به ویتامین دی تامین شود ” .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان  بدون مرز   ،  همچنین بنابر اعلام این انجمن، بیش از هشتاد درصد از “ویتامین دی”مورد نیاز بدن از طریق پوست و درنتیجه تابش اشعه ماورای بنفش از خورشید یا منابع مصنوعی جذب می شود و کافی است روزانه پانزده تا بیست دقیقه صورت، دست ها و آرنج خود را زیر نور خورشید قرار دهید تا دچار کمبود ویتامین دی نشوید.

این انجمن همچنین تاکیدکرده است،کمبود جدی این ویتامین ممکن است به عدم جذب کلسیم در استخوان ها و اختلالات رشدی ناشی از نرمی استخوان منجر شود.

موسسه رابرت کخ (Robert Koch) در آلمان نیز که مسئولیت کنترل و پیشگیری از بیماری ها را در آلمان بر عهده دارد،اعلام کرده است ، کمبود ویتامین دی به مدت طولانی،مشکلات ماهیچه ای،ناراحتی های قلبی، اختلال در گردش خون و همچنین ضعف دستگاه ایمنی بدن را به دنبال دارد.

بنابر اعلام این موسسه قارچ و ماهی هایی چون سالمون از منابع غنی ویتامین دی محسوب می شوند.

کودکان بزرگ تر از یک سال، به پنج میکروگرم کلسیفرول (ویتامین دی) نیاز دارند که این نیاز از طریق مصرف ۱۵۰ گرم ماهی در هفته، دویست و پنجاه گرم قارچ و یا سی گرم ماهی سالمون در روز تامین می شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:48 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

نور خورشید، مهم ترین منبع تامین کننده ویتامین دی
انجمن پزشکی کودکان و جوانان آلمان اعلام کرد : ”  بهتر است کودکان حتی در روزهای پائیزی، ساعاتی را در هوای آزاد و زیر نور خورشید بگذرانند تا نیاز بدن آنها به ویتامین دی تامین شود ” .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان  بدون مرز   ،  همچنین بنابر اعلام این انجمن، بیش از هشتاد درصد از “ویتامین دی”مورد نیاز بدن از طریق پوست و درنتیجه تابش اشعه ماورای بنفش از خورشید یا منابع مصنوعی جذب می شود و کافی است روزانه پانزده تا بیست دقیقه صورت، دست ها و آرنج خود را زیر نور خورشید قرار دهید تا دچار کمبود ویتامین دی نشوید.

این انجمن همچنین تاکیدکرده است،کمبود جدی این ویتامین ممکن است به عدم جذب کلسیم در استخوان ها و اختلالات رشدی ناشی از نرمی استخوان منجر شود.

موسسه رابرت کخ (Robert Koch) در آلمان نیز که مسئولیت کنترل و پیشگیری از بیماری ها را در آلمان بر عهده دارد،اعلام کرده است ، کمبود ویتامین دی به مدت طولانی،مشکلات ماهیچه ای،ناراحتی های قلبی، اختلال در گردش خون و همچنین ضعف دستگاه ایمنی بدن را به دنبال دارد.

بنابر اعلام این موسسه قارچ و ماهی هایی چون سالمون از منابع غنی ویتامین دی محسوب می شوند.

کودکان بزرگ تر از یک سال، به پنج میکروگرم کلسیفرول (ویتامین دی) نیاز دارند که این نیاز از طریق مصرف ۱۵۰ گرم ماهی در هفته، دویست و پنجاه گرم قارچ و یا سی گرم ماهی سالمون در روز تامین می شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:48 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

شیوع بیماری های لثه در افراد مبتلا به دیابت بیشتر است .

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بیماری دیابت  سبب تشدید بیماری های پریودنتال (بیماری های مربوط به بافت های نگهدارنده دندان) می شود.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  کنترل قند خون در مبتلایان به بیماری های لثه و بافت های نگهدارنده دندان به سختی انجام می شود. وجود عفونت های پریودنتال، کنترل قند خون را با دشواری همراه می سازد.

به گفته متخصصان؛افراد مبتلا به دیابت نیز مانند افراد سیگاری در معرض خطر بروز بیماری های لثه قرار دارند.
      
از جمله این بیماری ها می توان به خونریزی،افتادگی لثه و تحلیل استخوان های فک اشاره کرد.

به گفته متخصصان؛بیماران دیابتی همچنین در معرض از دست دادن دندانهایشان هستند.

رعایت بهداشت مناسب می تواند تجمع پلاک ها و باکتری ها را در این بیماران تاحد زیادی کنترل کند.

آنها همچنین باید از مصرف زیاد هیدرات کربن در رژیم غذاییشان پرهیز کنند.

همچنین درمان عفونت های پریودنتال تأثیر مثبتی در بهبود دیابت دارد.

تحقیقات جدید نشان می دهند که بیماری های لثه، فقط خسارت های لثه ای ایجاد نمی کنند، بلکه در سلامت عمومی بدن نیز اختلال ایجاد می کنند.

 به طور مثال اگر کسی به طور همزمان هم دیابت و هم بیماری لثه ای داشته باشد، کنترل قند خونش نسبت به فرد دیابتی که بیماری لثه ای ندارد، دشوار تر است. از طرف دیگرخود بیماری دیابت هم می تواند موجب تشدید بیماری لثه شود .

لثه بیمار موجب دگرگونی وضعیت سوخت و ساز بدن می شود که این مساله می تواند به کم شدن تحمل بدن نسبت به قند خون منجر شود.

طبق تحقیقاتی که روی ۲۹۲۳ نفر صورت گرفت مشخص شد که ۹۳ درصد از افراد مبتلا به بیماری دندان و لثه در مقایسه با ۶۳ درصد از افرادی که به این بیماری مبتلا نیستند، در معرض ابتلا به دیابت قرار دارند و باید مورد بررسی قرار گیرند.
به گفته محققان بهتر است در مطب های دندانپزشکی، پزشک معالج فرد مبتلا را از لحاظ ابتلا به دیابت نیز مورد بررسی قرار دهد.
علاوه بر این، فشار خون بالا و سابقه خانوادگی در افراد درجه یک مبتلا به دیابت هم در افراد مبتلا به بیماری دندان و لثه می تواند نقش مؤثری در ابتلا به دیابت داشته باشد.
در سال ۲۰۰۷ حدود ۷/۵ میلیون امریکایی مبتلا به دیابت شناسایی شدند که انتظار می رود این آمار در سال آینده افزایش یابد.
با تشخیص زودهنگام این مشکل، پیشگیری و درمان دیابت آسان تر خواهد بود

گفتنی است؛بیماری دیابت بر روی همه ارگان های بدن تاثیر می گذارد.بیماری های لثه نیز خطر سکته قلبی و مغزی و بروز التهابات ریه و آرتریت را افزایش می دهد .

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

دکتر ابوالحسن ندیم

دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده بهداشت
مقدمه

 با توجه به اینکه پزشکی و بهداشت را نمی‌توان از یکدیگر جدا نمود بنابراین می‌توان تعریف تاریخ پزشکی را که عبارتست از مطالعه وقایع و شخصیت‌های مرتبط با پزشکی به بهداشت عمومی نیز تعمیم داده در تاریخچه بهداشت عمومی نیز به مطالعه وقایع و شخصیت‌های مرتبط با این علم و هنر، پرداخت. بهداشت عمومی در جهان تاریخچه چند هزار ساله دارد. علاقمندان به تاریخچه بهداشت عمومی در جهانی می‌توانند به کتاب History of public health نوشته Rosen مراجعه نمایند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دانش بهداشت عمومی (  http://phealth.blogfa.com  )  ،   در کشور ما نیز در روزگاران قدیم اقدامات بهداشت عمومی در بعضی زمینه ها اجرا می‌شده است، مرحوم ملک الشعرای بهار در یکی از نوشته های خود یادآور می‌شود که طبق مدارک تاریخی در زمان داریوش که ایران لشگرکشی‌های عمده ای انجام می‌داده است به تمام اردوها دستور داده شده بود که شب به هر محلی می‌رسند آب آشامیدنی برای روز بعد تهیه کرده و آنرا بجوشانند و بعد در ظرف‌های سربازان بریزند تا روز بعد آب جوشیده بیاشامند و این امر برای جلوگیری از بیماری‌های منتقله بوسیله آب بوده است. ولی به قول یک شاعر روانشاد “ما، راویان قصه های رفته از یادیم” در حقیقت پس از حمله اعراب و به دنبال آن حملاتِ قبایل ترک، تاتار و مغول شیرازه حکومتی سراسری به جز در فواصل زمانی کوتاه از هم پاشیده شد و حتی در زمان حکومت‌های قویّ مرکزی نیز مسائلی تحت عنوان بهداشت عمومی به مفهوم نوین آن مطرح نبود و علیرغم وجود مباحث بهداشتی در کتب طبّی نیاکان، بهداشت، منحصر به بهداشت فردی و تا حدودی خانوادگی بوده که بیشتر بر پایه آموزش‌های دینی استوار بوده است.

دارالفنون
            در حقیقت تاریخچه بهداشت عمومی نوین در ایران را باید با افتتاح دارالفنون توسط میرزاتقی خان امیرکبیر آغاز کرد. او برای تدریس علوم پزشکی دکتر پولاک اتریشی و دکتر شلیمر هلندی را استخدام کرد. کتاب دکتر پولاک تحت عنوان “سفرنامه دکتر پولاک ـ ایران و ایرانیان” ترجمـه شده و کتاب دکتر شلیمر تحت عنوان “اصطلاحات پزشکی، دارویی و مردم شناسی” به زبان فرانسه نوشته شده است. هر دو کتاب شامل اطلاعاتی در باره بیماری‌های بومی رایج در ایران و نحوه مقابله با آن‌هاست. چندی پس از قتل میرزاتقی خان امیر کبیر، دکتر کلوکه فرانسوی که به عنوان طبیب دربار، استخدام شده بود واکسیناسیون ضد آبله را پیشنهاد کرد.

            دکتر تولوزان فرانسوی در سال ۱۲۴۳ شمسی به تهران آمد، او هم طبیب ناصرالدین شاه و هم استاد دارالفنون بود. پس از چندی به دنبال قحطی‌های مکرر و اپیدمی‌های وبا به پیشنهاد دکتر تولوزان سازمانی به نام مجلس حفظ‌الصحه شروع به کارکرد که در حقیقت اوّلین سازمان کشوری در زمینه بهداشت عمومی بود. ریاست عالیه این سازمان با وزیر فوائد عامه و ریاست اجرایی آن با دکتر تولوزان بود. او نه تنها مجلس حفظ‌الصحه را بنیان گذاشت بلکه سازمان قرنطینه را نیز که بعدا در باره آن بحث خواهد شد تاسیس کرد و واکسیناسیون ضد آبله را که قبلا توسط دکتر کلوکه فرانسوی پیشنهاد و شروع شده بود احیا کرد. در حقیقت در آن زمان وظایف اصلی مجلس حفظ‌الصحه عبارت بود از اقدامات قرنطینه و واکسیناسیون که ذیلا به طور اختصار به شرح تاریخچه فعالیت‌ها در این دو زمینه می‌پردازیم.

قرنطینه
            به علت افزایش مبادلات تجاری توسط کشتی‌ها و نیز بروز اپیدمی‌های بیماری‌های مهمی مانند طاعون و وبا، مسئله قرنطینه مورد توجّه تمامی کشور‌های درگیر تجارت دریایی بین المللی بود و به همین دلیل یکی از وظایف اصلی مجلس حفظ‌الصحه برقراری سرویس‌های قرنطینه بود. به دنبال شیوع طاعون در سال ۱۲۵۵ شمسی فکر ایجاد مراکز قرنطینه از طرف کشور‌های اروپایی مطرح گردید ولی دنبال نشد تا اینکه در مرداد ۱۲۷۸ شمسی اپیدمی بسیار شدید طاعون در منطقه خلیج فارس حادث شد و به دنبال آن مقامات دولت انگلستان پیشنهاد تاسیس مراکز قرنطینه و اجرای مقررات آنرا نمودند و اقدامات خود را در بوشهر آغاز کردند. این امر با مخالفت مردم و روحانیون محلّی مواجه و عملا منجر به بلوایی شد ولی با پشتیبانی مجلس حفظ‌الصحه و توضیحاتی که داده شد انگلیسی‌ها به کار خود ادامه دادند.

در سال ۱۲۸۳ شمسی در پاریس کنفرانسی در مورد قرنطینه برگزار شد و به علت اپیدمی‌های طاعون و وبا در منطقه خلیج فارس و عدم توانایی دولت ایران در کنترل آن‌ها قرار شد کلیّه پزشکان هیئت‌های نمایندگی سیاسی خارجی در ایران نیز عضو مجلس حفظ‌الصحه باشند و قرار شد دولت ایران پست قرنطینه در جزیره هنگام، تاسیس کند ولی بعدا طبق توافقی که بین دولت‌های اروپایی و اختصاصا دولت انگلیس و دولت ایران به عمل آمد قرار شد در بنادر جنوب ایران (بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه، آبادان و بندر جاسک) مراکز قرنطینه ایجاد گردد.

 مجهزترین این مراکز در بوشهر بود که در آن زمان مهمترین بندر تجاری ایران به حساب می‌ آمد و این مرکز مستقیما و تماما توسط هیات پزشکی انگلستان اداره می‌شد ولی حقوق و دستمزد کارکنان عادی را دولت ایران می‌پرداخت. در سال ۱۲۸۵ شمسی یعنی سال صدور فرمان مشروطیت، دکتر نلیگان انگلیسی به عنوان کفیل ریاست مجلس حفظ‌الصحه تعیین شد و همانگونه که بعدا خواهیم گفت فعالیت‌های واکسیناسیون عمومی زیر نظر او یکبار دیگر آغاز شد.

            در سال ۱۳۰۰ شمسی پس از کودتای ۱۲۹۹ وزارت امور خارجه ایران از دولت انگلیس درخواست کرد گزارشی در باره مراکز قرنطینه بنادر خلیج فارس در اختیار دولت ایران بگذارد چون در دوران جنگ جهانی اول دستگاه های کار آن‌ها عملا همه خراب شده و از کار افتاده بود و همان طور که قبلا نیز ذکر شد در پست‌های قرنطینه بنادر بوشهر، آبادان، بندر عباس و جاسک، کلیه امور بوسیله کارکنان انگلیسی سرپرستی می‌شد ولی به جز پزشک کنسولگری انگلیس در بوشهر و دستیارانش دستمزد تمامی کارکنان از محل درآمد گمرکات ایران پرداخت می‌شد.

            در همان سال ۱۳۰۰ نام مجلس حفظ‌الصحه به شورای عالی صحیّه تبدیل شد و بعدا اداره صحیه عمومی در وزارت فوائد عامه تاسیس شد و شورای عالی صحیه عملا تعطیل گردید.

            به دنبال مذاکرات طولانی با مقامات انگلیسی بالاخره در تیر ماه ۱۳۰۷ شمسی پزشکان ایرانی پست‌های قرنطینه بنادر را تحویل گرفته وکلید اداره مرکزی نیز به نماینده ایران واگذار شد و از همان سال کلّیه امور قرنطینه مستقیما زیر نظر اداره صحیّه عمومی دولت ایران قرار گرفت.

واکسیناسیون
            همانطور که قبلا ذکر شد، مایه کوبی (واکسیناسیون) آبله را دکتر کلوکه فرانسوی پیشنهاد کرد. ابتدا واکسن برای مایه کوبی از تاول‌های آبله کودکان مبتلا گرفته می‌شد و در کتاب دکتر پولاک شرح نسبتا کاملی در زمینه توصیه های لازم برای انتخابِ دهندة مایه (واکسن)، داده شده است بعدا مایه آبله به نوع آبله گاوی که در تمام دنیا رایج بود تبدیل شد. پس از اینکه نلیگان در ۱۲۸۵ کفیل ریاست مجلس حفظ‌الصحه شد فعالیت‌های واکسیناسیون عمومی آبله را توسعه داد و حتی سعی شد که مایه آبله در خود ایران تهیه شود ولی در آن زمان موفقیتی در این زمینه حاصل نشد و قرار شد مایه آبله از اروپا فراهم شود.

            تاریخچه برنامه های واکسیناسیون به عنوان برنامه های بهداشت عمومی در حقیقت با شروع به کار انستیتو پاستور ایران شروع می‌شود. در سال ۱۲۹۹، قبل از کودتای سوّم اسفند، کنفرانس صلح تشکیل شد و نمایندگان ایران در این کنفرانس عبارت بودند از فروغی، لقمان ادهم و شاهزاده نصرت الدوله فیروز. هیئت نمایندگی ایران در این سفر به ملاقات دکتر رو (Raux) رئیس انستیتو پاستور رفتند و از او درخواست کردندکه شعبه ای در ایران افتتاح کند. این تقاضا مورد قبول واقع شد و دکتر مسنارد (Mesnard) به ایران آمد. لازم به ذکر است که جانشین او دکتر گراندل بود بعدا دکتر ابوالقاسم بهرامی که مترجم گراندل بود به ریاست انستیتو پاستور، منصوب شد و کار اصلی انستیتو پاستور در این زمان ساخت واکسن هاری با نخاع آلوده خرگوش بود که بزودی به واکسن فرموله ـ فنوله مغز برّه که هنوز هم در بعضی نقاط دنیا استفاده می‌شود تبدیل شد. در سال ۱۳۱۴ شمسی تولید واکسن آبله نیز در انستیتو پاستور شروع شد.

            تا حدود سال ۱۳۲۴ شمسی دکتر ابوالقاسم بهرامی رئیس انستیتو پاستور بود. فعالیت‌های انستیتو پاستور در این مدت عبارت بود از تهیه واکسن هاری، واکسن حصبه و بسیاری از مواد آزمایشگاهی دیگر. در تمام این مدت یکی از اعضای انستیتو پاستور فرانسه به نام پرفسور لوبرو سرپرست افتخاری فعالیت‌های انستیتو پاستور ایران می‌شود که هر دو سال یکبار به ایران می‌آمد. در آن سال تصمیم گرفته می‌شود که یک فرانسوی را به طور دائمی به عنوان رئیس انستیتو پاستور به ایران بفرستند و به این منظور دکتر بالتازار به ایران اعزام شد. او حدود ۶ ماه در حصارک زیر نظر دکتر دلپی کار می‌کرد و بعدا دکتر ابوالقاسم بهرامی به کنار رفت و دکتر بالتازار جانشین او شد یعنی در بیست و پنجمین سال تاسیس انستیتو پاستور دکتر بالتازار رئیس و دکتر قدسی معاون او شد. با آمدن دکتر بالتازار، دامنه فعالیت‌های تحقیقاتی و تولیدی انستیتو پاستور وسعت پیدا کرد که بحث مفصّل آن از حوصله این نوشته خارج است.

            تاریخچه تولید بیشتر واکسن‌ها و سرم‌های بیماری‌های انسانی به تاریخچه تاسیس و فعالیت‌های انستیتو رازی مربوط می‌شود وقتی دکتر بهرامی رئیس انستیتو پاستور شد همه گیری شدید حیوانی طاعون گاوی اتفاق افتاد که تلفات وسیعی در گاوها ایجاد کرد. در نوشته های آن زمان این همه گیری حیوانی را ” گاومیری” نامیده اند به هر حال کنترل این بیماری نیز به عهده انستیتو پاستور گذاشته شد ولی در سال ۱۳۰۹ شمسی اداره کل خلافت، دکتر فاتح را به فرانسه فرستادند که شخصی را به منظور تاسیس موسسه ای برای بیماری‌های دامی استخدام کند و او دکتر دلپی را استخدام کرد. دکتر دلپی در سال ۱۳۰۹ شمسی که به تهران آمد حصارک را که یک مزرعه دولتی بود و مقابل آن نیز مرتع بود به عنوان محل انستیتو رازی انتخاب کرد و کسانی را که در انستیتو پاستور برای مبارزه با طاعون گاوی کار می‌کردند به آنجا منتقل کرد.

بیشتر فعالیت‌های انستیتو رازی بین سال‌های ۱۳۱۰ و۱۳۲۰ در زمینه تولید واکسن‌های بیماری‌های حیوانی بود. در سال ۱۳۲۱ شمسی به علت اپیدمی دیفتری به توصیه دکتر قریب و دکتر اقبال قرار شد سرم ضد دیفتری در انستیتو رازی تهیه شود و دکتر میرشمسی به اینکار اقدام کرد. گرچه قرار بود پس از پایان جنگ جهانی دوّم انستیتو رازی کارهای مربوط به تولید محصولات انسانی را تعطیل کند ولی به پیشنهاد دکتر اقبال قرار شد این فعالیت حفظ شود.

از ۱۳۳۳ به بعد واکسن سه گانه دیفتری، کزاز، سیاه سرفه برای اداره کلّ بهداشت ساخته شد. بعدا واکسن‌های سرخک و فلج اطفال به تولیدات انسانی انستیتو رازی اضافه شد که تولید آن‌ها به طور عمده مدیون فعالیت‌های دکتر میرشمسی و همکاران وی می‌باشد.

            سازمان‌های اداری بهداشت عمومی  وزارت بهداری در ایران به عنوان یک وزارت مستقل از سال ۱۳۲۱ شروع به کار کرد ولی وزرا اغلب یا جراح بودند و یا متخصص بیماری‌های داخلی و فعالیت‌های بهداشت عمومی محدود به کار اداره صحیّه عمومی که بیشتر به امور قرنطینه و واکسیناسیون می‌پرداخت.

            در سال ۱۳۳۰ اصل چهارم ترومن در ایران شروع به فعالیت عملی کرد و یکی از فعالیت‌های آن تاسیس “سازمان همکاری بهداشت” با همکاری وزارت بهداری بود. در حقیقت این سازمان پایه و اساس سازمان‌های بهداشت و پیشگیری از بیماری‌ها در ایران است. سازمان همکاری بهداشت، دارای شاخه های متعدد فعالیت بهداشتی از قبیل مهندسی بهداشت، پرستاری بهداشت، بهداشت مادر و کودک و غیره بود. این سازمان در بسیاری از استان‌ها اقدام به تاسیس شعبه نمود که بخصوص در زمینه تهیه آب سالم آشامیدنی فعالیت داشتند.

            بعد از چند سال فعالیت “سازمان همکاری بهداشت” منحل و اداره کل بهداشت در وزارت بهداری تاسیس شد. در همان اوان چون سازمان جهانی بهداشت اجرای برنامه ریشه کنی مالاریا را در قاره های مختلف به جز آفریقا توصیه کرده بود بخشی از فعالیت‌های مبارزه با مالاریا که در “سازمان همکاری بهداشت” انجام می‌شد از اداره کل بهداشت جدا شد و اداره کل ریشه کنی مالاریا تاسیس گردید ضمنا تصمیم گرفته شد که فعالیت‌های اداره مهندسی بهداشت نیز جزو همین اداره کل باشد. نیروی انسانی کارشناس مورد نیاز کار در این اداره کل، بیشتر در انستیتو مالاریولوژی که شرح فعالیت‌های آن بعدا خواهد آمد تعلیم می‌گرفتند و کادر صحرایی لازم برای ادارات استان‌ها اعم از میکروسکوپیست، تکنسین‌های حشره شناسی، مامورین مراقبت و غیره نیز آموزش داده شدند. وجود همین کادر صحرایی آموزش دیده و مجرّب بود که بعدا به موفقیت راه اندازی شبکه های بهداشتی در سراسر کشور کمک کرد.

            در سال ۱۳۴۳ با روی کار آمدن حسنعلی منصور، دکتر جمشید آموزگار که خود متخصص بهداشت (در زمینه آب) بود به وزارت بهداری منصوب شد و وی اقدام به تعیین یک معاون بهداشتی (دکتر قاسم معتمدی) نمود و در سطح استان‌ها ادارات کل بهداشت به موازات ادارات کل بهداری تاسیس شد و پس از یکی دو سال هر دو اداره کل در هر استان ادغام شدند ولی در اغلب استان‌ها مسئولیت به عهده مدیران کل بهداشتی گذاشته شد. بعدها اداره کل ریشه کنی مالاریا نیز منحل شد و ادارات تابعه آن ضمیمه ادارات کل بهداری استان شدند.

            در سطح کشوری یک اداره کل مبارزه با بیماری‌های واگیر تاسیس شد که مسئولیت مبارزه با بیماری‌‌های واگیر در سطح کشور به عهده آن اداره بود ولی در سال ۱۳۵۱ به موازات آن اداره کل مبارزه با بیماری‌های غیرواگیر تاسیس و قرار شد که به امر مبارزه با بیماری‌های قلب و عروق، سرطان‌ها، بیماری‌های متابولیک، بهداشت روانی و بهداشت حرفه ای بپردازد. چون در این تاریخچه فقط به مسائلی که تا انقلاب اسلامی اتفاق افتاده می‌پردازیم، لذا این بحث را در اینجا خاتمه می‌دهیم و اکنون مختصری نیز به تاریخچه تحقیقات بهداشتی در کشور می‌پردازیم.

تاریخچه تحقیقات بهداشتی در ایران
            همانطور که قبلا ذکر شد انستیتو پاستور ایران در سال ۱۲۹۹ به منظور راه انداختن برنامه های واکسیناسیون ‌هاری و آبله و حصبه راه اندازی شد که بعدا به فعالیت‌های عمده ای در زمینه تحقیقات بیماری‌های بومی بخصوص در زمینه هاری و طاعون پرداخت و از این نظر در سطح سازمان‌های تحقیقاتی بین المللی قرار گرفت. انستیتو رازی که همانطور که قبلا گفته شد در ابتدا به عنوان شاخه ای از انستیتو پاستور جدا شده مسئولیت تهیه واکسن برای بیماری‌های حیوانی را به عهده داشت از سال ۱۳۲۱ به تولید فراورده های سرم و واکسن برای بعضی بیماری‌های انسانی پرداخت که به موازات آن تحقیقات ارزنده ای در زمینه این محصولات انجام داد ولی تاریخچه بخش اعظم تحقیقات بهداشتی کشور به تاریخچه انستیتو مالاریولوژی که بعدا به دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی تبدیل شد بر می‌گردد. که در باره آن شرح بیشتری داده می‌شود. علت تکیه بیشتر بر این موسسه تنها نقش آن در تحقیقات بهداشتی نیست بلکه اهمیت آن بیشتر مربوط به آموزش و تربیت کادر بهداشتی کارشناس در رشته های مختلف است که اجرای برنامه های بهداشتی را در سراسر کشور به عهده گرفتند.

تاریخچه فعالیت‌های دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی
            در سال ۱۳۳۱، به دنبال تصمیم دولت برای شروع برنامه های مبارزه با مالاریا طبق قراردادی که بین گروه انگل شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و وزارت بهداری وقت منعقد شد انستیتو مالاریولوژی به ریاست دکتر ناصر انصاری استاد کرسی انگل شناسی تاسیس گردید که وظایف اصلی آن عبارت بودند از انجام بررسی‌های مقدماتی مالاریومتریک در سراسر ایران، تعلیم مالاریولوژیست و حشره شناس مالاریا برای خدمت در سراسر کشور و تعلیم پرسنل ارائه خدمات مبارزه با مالاریا. این فعالیت‌ها پس از تشکیل اداره کل ریشه کنی مالاریا توسعه و دامنه بیشتری به خود گرفت و تمامی فعالیت‌های مربوط به تعلیم نیروی انسانی و نیز تحقیقات مالاریا به عهده این موسسه گذاشته شد.

طی سال‌های بعد، به علت گسترده تر شدن زمینه های فعالیت انستیتو ابتدا اسم آن به انستیتو مالاریولوژی و پارازیتولوژی، بعدا به انستیتو مالاریولوژی، پارازیتولوژی و بیماری‌های گرمسیری و بالاخره در سال ۱۳۴۳ به انستیتو تحقیقات بهداشتی تبدیل شد و امر اخیر هنگامی صورت گرفت که گروه علوم بهداشتی در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از ادغام گروه های انگل شناسی، بیماری‌های گرمسیری و بهداشت تشکیل شد و در حقیقت در این سال بود که انستیتو تحقیقات بهداشتی در عمل به صورت انستیتوی ملی تحقیقات بهداشتی شروع به فعالیت کرد. در طی تمامی این ادوار دکتر شمس الدین مفیدی ابتدا به عنوان کفیل و بعدا به عنوان رئیس، مسئولیت کارهای این موسسه را به عهده داشت.

            از ابتدا نحوه کار انستیتو به این صورت بود که بخشی از کار‌ها در بخش‌ها و آزمایشگاه های مرکز، بخشی از آن در ایستگاه های تحقیقات پزشکی و بخشی توسط سیستم‌های سیّار صورت می‌گرفت و در همان ابتدا، اغلب فعالیت‌های انستیتو با همکاری واحد‌های مختلف سازمان بهداشت جهانی انجام می‌شد.

            اولین بخش‌های مرکزی انستیتو بخش‌های تک یاخته شناسی، کرم شناسی و حشره شناسی بودند که به سرعت بخش‌های دیگر مانند اپیدمیولوژی، آمار زیستی و بهداشتی، باکتریولوژی، مسائل جمعیتی، تغذیه، ویروس شناسی، ایمونولوژی و غیره به آن اضافه شد.

            اوّلین ایستگاه های تحقیقاتی در کازرون (برای مطالعات و آموزش مالاریا)، دزفول (برای مطالعات و آموزش بیلارزیوز (شیستوزومیاز هماتوبیوم) و سبزوار (برای طرح مبارزه با بیماری‌های منتقله بوسیله بندپایان) بود، ولی به تدریج ایستگاه های دیگر تاسیس شدند و بعضی از ایستگاه های قبلی را به محل‌های دیگر منتقل کردند.

            انستیتو ابتدا به صورت سازمان مشترک بین دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و وزارت بهداری عمل می‌کرد ولی پس از تشکیل سازمان امور اداری و استخدامی کشور به انستیتو تکلیف شد که یا باید جزو وزارت بهداری باشد یا جزو دانشگاه تهران. به علت اینکه اغلب کادر فنی اصلی انستیتو اعضاء هیئت علمی دانشگاه بودند مدیریت انستیتو تصمیم گرفت که انستیتو از لحاظ اداری جزئی از دانشگاه تهران باشد ولی در عمل همچنان به مثابه انستیتوی ملی تحقیقات بهداشتی عمل کند.

            در سازمان پیشنهادی به سازمان امور اداری و استخدامی، غیر از آزمایشگاه ها و بخش‌های مرکزی، هشت ایستگاه تحقیقات پزشکی در نظر گرفته شد که عبارت بودند از ایستگاه های اصفهان، اهواز شهسوار، کازرون، بندر عباس، مشهد، کرمان و بابل ـ در سال ۱۳۴۹ ایستگاه مشهد تعطیل شد و پرسنل آن به رضائیه (ارومیه) منتقل گردید ـ هر یک از این ایستگاه ها به تحقیقات در باره یک یا چند مسئله ملی می‌پرداختند که ذکر آن‌ها از حوصله این مختصر، خارج است ولی شایان ذکر است که طرح مهم سیستم ارائه خدمات بهداشتی اوّلیه و خانه های بهداشت در ایران با همکاری وزارت بهداری، سازمان جهانی بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی در ایستگاه ارومیه در استان آذربایجان غربی از سال ۱۳۵۱ یعنی حدود شش سال قبل از کنفرانس آلماآتا آغاز شد که تجربیات حاصل از این طرح و یکی دو طرح کوچک دیگر که در فارس و لرستان انجام می‌شد پایه راه اندازی شبکه خدمات بهداشتی اوّلیه در کشور گردید.

            گروه علوم بهداشتی در سال ۱۳۴۵ به دانشکده بهداشت تبدیل شد و از آن زمان به ترتیب نیروی انسانی بهداشتی در سطح فوق لیسانس و بالاتر در رشته های مختلف بهداشتی پرداخت که همانطور که قبلا ذکر شد امر سرپرستی آموزش و ارائه خدمات بهداشتی در سراسر کشور را به عهده گرفتند. امری که قبل از آن به طور محدود توسط تحصیل کرده های خارج کشور انجام می‌شد.

منابع
۱ ـ سریل الگود : تاریخ پزشکی ایران، ترجمه محسن جاویدان، نشر اقبال تهران ۱۳۵۲ .

۲ ـ یاکوپ ادوارد پولاک : سفر نامه پولاک، ایران و ایرانیان ترجمه کیکاوس جهانداری چاپ تنی آلمانی ۱۸۵۲ سال ترجمه ۱۳۶۱، تهران انتشارات خوارزمی.

۳ ـ شلیمر، فرهنگ شلیمر : اصطلاحات پزشکی، دارویی و مردم شناسی (به زبان فرانسه) سال تالیف ۱۸۷۴ سال چاپ مجدد ۱۳۳۵ توسط دانشکده پزشکی دانشگاه تهران.

۴ ـ میرشمسی، حسین : کتاب واکسیناسیون.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

ترشحات  مهبل  معمولا روشن یا سفید رنگ هستند. در حین تخمک گذاری (حدود ۲ هفت پس از قاعدگی) ممکن است این ترشحات چسبناک و لغزنده شوند. تغییر در رنگ و میزان ترشح همراه با سایر نشانه های آن می تواند بیانگر این باشد که شما عفونت دارید.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  مهبل به طور طبیعی حاوی باکتری است. رشد این باکتریها کنترل شده است و توسط بسیاری عوامل مانند سطح اسید و هورمونها تحت تأثیر قرار می گیرد. هر چیزی این تعادل را به هم بزند، می تواند خطر عفونتها یا افزایش رشد هر یک از باکتریهای طبیعی یا مخمرها را افزایش دهد. تحریک کننده های احتمالی موارد زیر هستند:
- استفاده از آنتی بیوتیکها
- داروهای جلوگیری از بارداری
- دوش مهبلی گرفتن
- دیابت
- حاملگی
- استرس
- زیرپوشهای تنگ یا استفاده از پارچه های صناعی
ترشح مهبلی ممکن است از عفونت با موارد زیر ناشی شود:

- مخمرها : که به کاندیدا نیز معروف است و نوعی قارچ که بخشی از میکربهای طبیعی پوست انسان است اما می تواند ایجاد عفوت نیز کند.

- گاردنرلا : که نوعی باکتری است که به طور طبیعی در راههای تناسلی زنانه یافت می شود و عامل التهاب باکتریایی مهبل است.

- تریکومونا : نوعی تک یاخته است (جانداری که فقط از یک سلول ساخته شده است)

- بیماریهای منتقله از راه جنسی : مانند سوزاک یا کلامیدیا هم می توانند باعث ترشحات مهبلی شوند.

- دیگر علل احتمالی غیر عفونی ترشحات مهبلی : شامل التهاب مهبل تحلیل رفته (التهاب مهبل که معمولاً پس از یائسگی رخ می دهد)، دیابت ، (به طور شایعی با عفونتهای عود کننده مخمری همراه است، یا تحریک ناشی از محصولات معطر مانند صابون، دوشهای مهبلی، پد یا پنبه قاعدگی است.

نشانه ها ی عفونت
ممکن است متوجه تغییر رنگ ترشحات میزان یا بوی ترشحات شوید. یک ترشح سفید دلمه ای که شبیه پنیر روستایی باشد علامت مشخصه عفونت مخمری است. ترشح زرد، سبز یا خاکستری معمولاً علامت عفونت تریکومونایی یا التهاب باکتریایی مهبل است. این عفونت معمولاً با بوی غیر معمول ماهی مشخص می شود.

خارش معمولاً با عفونت مخمری همراه است، گر چه ممکن است با هر یک از انواع عفونتها یا تحریکات همراه باشد. آستر تحریک شده مهبل که بخصوص می تواند حین ارتباط جنسی خارش دار یا دردناک شود،این حالت معمولاً بر جسته ترین علامت التهاب مهبل تحلیل رفته است. ترشح جدید مهبلی همراه با تب، درد شکمی یا درد هنگام ارتباط جنسی، می تواند نشانه یک عفونت منتقله از راه جنسی مانند سوزاک یا کلامیدیا باشد. به هر حال سوزاک و کلامیدیا معمولاً هیچ علامتی ایجاد نمی کنند.

تشخیص عفونت
در ابتدا کارشناس بهداشتی سوالات متفاوتی را به منظور کمک به تعیین دقیق علت ترشحات، شامل سوالاتی در مورد استفاده اخیر از آنتی بیوتیک، اینکه آیا متأهل هستید یا نه ( آیا شریک جنسی دارید یا خیر )، علائم یائسگی، علائم دیابت و سایر تغییراتی که اخیراً در سلامتی یا شیوه زندگی شما رخ داده است،از شما می پرسد.

کارشناس بهداشتی با استفاده از وسیله ای به نام اسپکولوم معاینه لگنی برای شما انجام می دهد تا مستقیماً دهانه رحم را مشاهده کند.

در حین معاینه لگنی، یک نمونه از ترشحات برای آزمایش در آزمایشگاه جمع آوری می شود. با بررسی ترشحات در زیر میکروسکوپ، کارشناس بهداشتی می تواند تشخیص عفونت مخمری، التهاب باکتریایی مهبل یا عفونت تریکومونایی را بلافاصله بگذارد و درمان را شروع کند. کارشناس بهداشتی بر اساس ظاهر دیواره های مهبل، می تواند التهاب مهبل تحلیل رفته راتشخیص بدهد.
یک امتحان دستی برای تشخیص حساس بودن دهانه رحم، رحم و تخمدانها انجام می گیرد. در طی این آزمایش، آزمایش کننده انگشت خود را وارد مهبل شما می نماید. حساسیت می تواند نشانه حضور بیماریهای منتقله از راه جنسی یا بیماریهای التهابی لگن باشد. تشخیص سوزاک و کلامیدیا نیاز به تستهای آزمایشگاهی دارد که ممکن است چند روزی طول بکشد.

ترشحات مهبلی ناشی از عفونت مخمری یاباکتریها بین چند روز تا یک هفته به درمان پاسخ می دهد. بیماریهای منتقله از راه جنسی نیز در عرض یک هفته باید به درمان آنتی بیوتیکی جواب بدهند. اگر عفونت به سمت بیماری التهابی لگن بالاتر از ناحیه مهبل گسترش یابد، ممکن است درمان طولانی تری نیاز داشته باشد.

التهاب مهبل تحلیل رفته، بهتر از همه به درمان هورمونی با کرمهای مهبلی یا درمان ماهانه جایگزینی با هورمونها پاسخ می دهد. معمولاً چند هفته طول می کشد تا این حالت از بین برود. نشانه های خفیف امکان دارد در عرض چند روز با استفاده از مواد لغزنده کننده آبکی از بین بروند. اگر نشانه ها به وسیله تحریک ایجاد شده اند، شناسایی ماده تحریک کننده و برداشت آن می تواند علائم را در طی یک هفته از بین ببرد.
شیوه پیشگیری

کار با کارشناس بهداشتی عواملی را که منجر به عفونت می شود، مانند استفاده از آنتی بیوتیکها، پوشیدن لباس زیرهای غیرپنبه ای، پوشیدن لباسهای زیر تنگ در حین ورزش، استفاده از محصولات معطرکه مخاط مهبل را تحریک می کند یا استفاده از داروهای جلوگیری از بارداری مشخص می کند. اگر از قرصهای جلوگیری از بارداری استفاده می کنید، برای جلوگیری از عفونتهای مکرر نیازی به قطع دارو نیست. تغییر نوع هورمون یا قدرت آن می تواند برای جلوگیری از بازگشت مشکل کافی باشد.

اگر مبتلا به دیابت هستید، کنترل سطح قند خون می تواند به جلوگیری از عفونتهای راجعه بخصوص عفونتهای مخمری کمک کند.

شیوه درمان
عفونتها با آنتی بیوتیک درمان می شوند. غالباً فقط یک دوز آنتی بیوتیک در ماه کافی است. به عنوان جایگزین می توانید از کرمهای آنتی بیوتیکی مهبلی خصوصاً اگر عوارض جانبی قابل توجهی از استفاده خوراکی آنتی بیوتیکها نشان می دهید، استفاده کنید. همچنین کرم مهبلی میتواند برای التهاب و یا مخاط زخمی مهبل تسکین دهنده باشد. اگر برای شما تشخیص التهاب باکتریایی مهبل گذاشته شده است، امکان دارد برایتان ا آنتی بیوتیکی به نام مترونیدازول (فلاژیل) تجویز شود. اگر پزشک شما بر اساس یافته های شرح حال و معاینه تان شک کند که ممکن است شما بیماری منتقله از راه جنسی داشته باشید، ممکن است قبل از آماده شدن نتایج آزمایشها برایتان به روش تزریقی و خوراکی آنتی بیوتیک شروع کند.

اگر عفونت راجعه مخمری دارید و علائم را شناسایی کرده اید، می توانید از کرمهای ضدقارچ بدون نسخه استفاده کنید. اگر نشانه های شما بهتر نشدند، می توانید به کارشناس بهداشتی خود مراجعه کنید تا معاینه انجام شده، و تشخیص را تأیید کرده و در مان را تغییر دهد.

التهاب مهبل تحلیل رفته می تواند با تغییرات هورمونی ایجاد شود، مثلاً بعد از بارداری یا در هنگام استفاده از قرصهای جلوگیری از بارداری بروز کند. به طور شایعتر این مشکل در طی و بعد از یائسگی ایجاد می شود. پس از یائسگی، درمان جایگزین هورمونی میتواند از راه خوراکی یا مهبلی تجویز شود. تجویز مهبلی کرم باعث می شود در معرض سطح کمتری از هورمون قرار بگیرید. در موارد خفیف استفاده از یک لغزنده کننده می تواند کافی باشد. اگر از قرصهای جلوگیری از بارداری استفاده می کنید، تغییر نوع قرص یا قدرت آن می تواند به شما کمک کند که از التهاب مهبل تحلیل رفته خلاصی یابید.

نیازی به درمان شریک جنسی نیست مگر آنکه تشخیص داده شود که دچار بیماری منتقله از راه جنسی هستید یا مبتلا به عفونتهای مکرر می باشید و هیچ عامل مستعد کننده دیگری وجود ندارد. اگر شریک جنسی شما دچار ترشحات یا ناراحتی جدیدی در حین ادرار کردن یا ارتباط جنسی شده است، بایستی توسط یک کارشناس بهداشتی ویزیت شود.

چه وقت باید به کارشناس مراجعه کنیم ؟

اگر عفونت مخمری قبلی داشته اید و علائم تکرار شونده مشابهی دارید، می توانید از داروهای ضدقارچ استفاده کنید. اگر علائم شما بهبودی نمی یابد به کارشناس مراجعه کنید. در هنگام مواجهه با هر ترشح جدیدی که با توقف استفاده از تحریک کننده های باقوه مهبل بهبودی نمی یابند به کارشناس مراجعه کنید. اگر دچار درد شکمی یا تب در همراهی با هر ترشح جدید مهبلی شدید، باید در همانروز به کارشناس مراجعه کنید.

معمولاً حالاتی که منجر به ترشحات مهبلی می شوند در عرض چند روز به درمان پاسخ می دهند. ممکن است چند هفته طول بکشد تا التهاب مهبل تحلیل رفته به درمان هورمونی پاسخ بدهد، چرا که مخاط مهبل برای تقویت شدن به زمان نیاز دارد. گاهی عفونت بر می گردد در این صورت کارشناس بهداشتی ممکن است، دوره درمانی موثرتری را شروع کند، راههای برای خود درمانی در خانه را پیشنهاد کند یا به شما کمک کند که علل بالقوه عفونت را حذف کنید.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

پژوهشگران می‌گویند هر اضافه وزنی، اضافه وزن نیست! به عنوان مثال در حالی که چاقی در برخی از قسمت‌های بدن مانند بازو، ران و باسن خطر جدی برای سلامت انسان ندارد، چربی انباشته شده در محوطه شکم ضریب خطر مرگ را افزایش می‌دهد.‌

 

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله  ،   لذت خوردن غذا از فاکتورهای تأثیرگذار در بقای نسل انسا‌ن‌های اولیه بود. اشتها به شیرینی یعنی کربوهیدارت‌ها یا علاقه به طعم گوشت یا همان پروتئین و چربی موجب جذب و ذخیره کافی انرژی برای بدن بود. انسان‌های اولیه با خوردن این خوراکی‌ها، برای شکار و زادولد انرژی ذخیره می‌کردند. ‎مهم‌ترین ارگان مصرف کننده انرژی، یعنی مغز نیز این پروسه را هدایت می‌کرد.

اما اشتهای انسان به خوراکی‌های خوشمزه در طول تاریخ تکامل، رفته رفته تغییر کرد و تا جایی پیش رفت که تبدیل به بلای جان انسان‌های پراشتها و خوش‌خوراک  شد. در حالی که ابتدا تصور می‌شد، اضافه وزن در مجموع برای سلامت انسان خوب نیست، نتیجه تحقیقات گسترده و طولانی مدت ثابت کردند که انباشته شدن چربی در برخی از نقاط بدن خطرناک‌تر است. مثلأ چربی ناحیه شکم.

ارتباط شکم بزرگ با افزایش خطر مرگ

پژوهشگران می‌گویند شکم بزرگ حتی در مورد افرادی که در مجموع چاق به حساب نمی‌آیند هم، خطرناک است. چربی شکم  خطر ابتلا به بیماری دیابت، بیماری‌های عفونی و کلسترول بالای خون را افزایش می‌دهد.

پژوهشگران آمریکایی موسسه اریک جاکوب در آتلانتا که در مورد بیماری‌های سرطانی پژوهش می‌کنند می‌گویند شکم بزرگ، حتی در آدم‌هایی با وزن متعادل نیز خطرناک است و احتمال بروز برخی از بیماری‌ها را افزایش می‌دهد. این پژوهشگران در تحقیقات خود علت مرگ ۱۴ هزار و ۶۴۷ فردی را که در معاینات تشخیص زودهنگام سرطان شرکت کرده بودند، بررسی کردند
بر اساس این تحقیق افرادی که دور شکم‌شان از اندازه مشخصی بیشتر است دو برابر بیشتر از دیگران در خطر مرگ قرار دارند. این خطر شامل زنانی است که دور شکمشان از ۱۱۰ و مردانی که دور شکم‌شان از ۱۲۰ سانتیمتر بیشتر است. طول عمر و سلامت این گروه، در مورد زنان در مقیاس با زنانی که دور شکمشان کمتر از ۷۵ سانتیمتر و در مورد مردان و در مقایسه بامردانی که دور شکم‌شان کمتر از۹۰ سانتیمتر است به مراتب کوتاه‌تر و بدتر است. ‎این اثر حتی در مورد زنان و مردانی که در مجموع چاق به شمار نمی‌آیند نیز مشاهده شده است.

البته چاقی شکم علت  مرگ  ۱۴ هزار و ۶۴۷ نفری که پرونده آنها بررسی شده، نبوده است اما بیماری‌ها و مرگ این افراد با چاقی شکم آنها ارتباط داشته است. پژوهشگران معتقدند انباشته شدن چربی در فضای میان ارگان‌های درون شکم موجب تولید نامنظم دسته‌ای از هورمون‌ها و موجب بروز فاکتورهایی می‌شوند که حتی احتمال بیماری‌های عفونی را نیز افزایش می‌دهند. این چربی رسوب در جداره رگ‌ها را تسهیل و موجب سخت شدن آنها و در نتیجه بروز سکته‌های قلبی و مغزی می‌شود. در مقایسه با چربی شکم، چربی انباشته شده در ران، باسن و بازو خطر شناخته شده‌ای برای سلامت انسان ندارند.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

پژوهشگران می‌گویند هر چند که بوی عرق چندش‌آور است اما عرق کردن پروسه‌ای مفید برای حفظ سلامت بدن است و بدن زنان دیرتر از مردان عرق می‌کند و این خوب نیست! 

بسیاری از خانم‌ها حاضرند به هر شیوه ممکنی مانع عرق کردن بدنشان شوند. برخی هم به قول خود خوش‌شانس هستند و بدنشان به طور طبیعی کم عرق می‌کند. پژوهشگران ژاپنی که در مورد فعالیت غدد عرق بدن انسان پژوهش می‌کنند می‌گویند که عرق کردن برای حفظ سلامت بدن مفید است و کم عرق کردن از توانایی‌های بدنی می‌کاهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله  ،  غدد عرق به سیستم تهویه بدن تعبیر می‌شوند. با ترشح عرق از دمای بدن هنگام فعالیت‌های بدنی و در هوای گرم کاسته می‌شود. به نظر پژوهشگران ژاپنی فعالیت غدد عرق در بدن زنان، در مقایسه با مردان در دمای بالاتری شروع می‌شود.

این پژوهشگران که با دانشگاه اوساکا همکاری می‌کنند از داوطلبان شرکت‌کننده در یک تحقیق خواستند روی دستگاه‌های دوچرخه ثابت، تا مرز عرق کردن رکاب بزنند. پژوهشگران دمای بدن داوطلبان رادر مدت رکاب‌زنی اندازه گرفتند و زمان آغاز فعالیت غدد عرق را ثبت کردند.

مقاومت در برابراز دست دادن مایعات

نخستین نتیجه حاکی از آن است که تمرین پیوسته موجب ترشح سریع‌تر عرق می‌شود. به عبارت دیگر بدن ورزشکاران یا افرادی که مرتب ورزش می‌کنند سریعتر عرق می‌کند.

نتیجه دیگری که پژوهشگران ژاپنی در این تحقیق یافتند حاکی از آن است که فعالیت غدد عرق در بدن زنان در دمای بالاتری نسبت به مردان آغاز می‌شود. احتمال داده می‌شود که هورمون تستوسترون در آغاز فعالیت غدد عرق نقش موثری داشته باشد.

گذشته از تأثیر تستوسترون، پژوهشگران ژاپنی می‌گویند که بدن زنان در مقایسه با بدن مردان حجم کمتری مایعات دارد. از آنجا که خطر کمبود آب در صورت عرق کردن، بدن را تهدید می‌کند بدن زنان در برابر از دست دادن آب مقاومت می‌کند.

پژوهشگران ژاپنی می‌گویند که بدن زنان در طول تاریخ تکامل راه‌کارهایی برای حفظ تعادل خود یافته است که یکی از آنها دیرتر عرق کردن است. نکته مهم اما اینجاست که هنگام فعالیت و افزایش دمای درونی بدن، هر چه عرق‌کردن دیرترآغاز شود توان عمومی بدن برای ادامه فعالیت کمتر می‌شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

ترکیبی از آمینو اسیدها عمر موش ها را افزایش داد

ترکیبی از آمینو اسیدها – مصالح ساختمانی پروتئین ها – تازه ترین کشف در زمینه دستیابی به اکسیر حیات توصیف می شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ،  دانشمندان سه آمینو اسید را که در آب مخلوط شده بود به موش ها دادند. به گفته آنها این جوندگان به طور قابل توجهی بیش از دیگر موش هایی که از یک رژیم عادی برخوردار بودند عمر کردند.

این تحقیقات  هنوز به روی انسان انجام نشده است.

سرپرست تحقیقات گفت تحقیقات بزرگی به روی انسان لازم است تا شواهدی قانع کننده در اختیار پزشکان بگذارد.

در آزمایش ها، به موش های نر میانسال و سالم، آب حاوی سه آمینو اسید لیوسین، ایسولیوسین و والین داده شد.

دکتر انزو نیسولی، از دانشگاه میلان و همکارانش، گفتند که این باعث شد طول عمر موش ها به طور متوسط ۱۲ درصد افزایش یابد.

آنها در مقاله خود که در نشریه “متابولیسم سلولی” منتشر شد نوشتند: “مطالعه ما دلیلی منطقی را برای تحقیقات عمیق درباره نقش آمینو اسیدها در کنترل و جلوگیری از اختلالات مربوط به پیری در انسان فراهم می کند.”

قبلا معلوم شده بود که این آمینو اسیدها – سه عدد از ۲۰ آمینو اسیدی که پروتئین ها را می سازند – عمر مخمرها را زیاد می کند.

با این حال نقش دقیق اینها در انسان نامعلوم است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

پوکی استخوان (Osteoprosis)یک بیماری شایع متابولیک استخوان بوده و در آن کاهش عمومی و شدید در توده استخوانی (پوک شدن استخوان) بوجود می‌آید. پوکی استخوان شرایط جدی و گاهی ساکت می‌باشد که به تدریج سبب ضعیف شدن استخوان‌ها می‌شود و در بعضی مواقع موجب شکستگی استخوان‌ها می‌گردد. بیشتر مواقع می‌توان با شناخت دقیق از ابتلا به آن جلوگیری به عمل آورد. یا اینکه می توانیم تشخیص دهیم که چه افرادی در معرض ابتلا می‌باشند.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، در کارگاه بین المللی  پیشگیری کشور ایران ، مسئولین بهداشتی گزارشی از وضعیت استئوپروز ( پوکی استخوان ) در کشور را ارائه دادند .
وزیر بهداشت ،‌درمان و آموزش پزشکی ایران  گفت : حدود دو میلیون زن در معرض خطر شکستگی ناشی از استئوپروزدر کشور هستند که نیاز به توجه جدی دارند.  
   
 

مرضیه وحید دستجردی در پیامی به کارگاه بین المللی پیشگیری ، تشخیص و درمان استئوپروز که با حضور نمایندگان ECO در سالن ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شده بود افزود:پوکی استخوان در ناحیه گردن و ران در گروه های سنی بالا به شدت افزایش می یابد به طوری که نزدیک یک چهارم افراد بالای۶۰ سال به آن مبتلا هستند.
وی ادامه داد: ضعف استخوان یا استئوپنی هم در بیش از نیمی از افراد بالای۶۰ سال مشاهده می شود .
دستجردی اظهار داشت :آمارها نشان می دهدکه مشکلات ناشی پوکی و یا ضعف استخوان در زنان بیش از مردان است تا جایی که حدود دو میلیون زن در معرض خطر شکستگی ناشی از استئو پروز در کشور هستند که نیاز به توجه جدی دارند.
وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ایران در بخشی از پیام خود با اشاره به اینکه در سال های اخیر در مراکز درمانی کشور توجه ویژه ای به بیماری پوکی و ضعف استخوان شده است گفت :به عنوان نمونه پژوهشکده علوم و غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران با کمک وزارت بهداشت و همکاری دانشگاه های علوم پزشکی مشهد ، شیراز ، تبریز و بوشهر ، طرح جامع پیشگیری ، تشخیص و درمان استئوپروز را در کشور بر روی نزدیک به شش هزار نفر انجام داده است .
دستجری ادامه داد: این مطالعه که مهم ترین و معتبر ترین بررسی در این زمینه در منطقه نیز می باشد نشان داد که به طورکلی شیوع پوکی استخوان یعنی وجود استئو پروز در یکی از نواحی لگن و یا مهره های کمری در افراد بالای۵۰ سال در زنان/۴/۵ درصد و در مردان۲/۳ درصد است و حداقل شیوع ضعف استخوان یعنی وجود استو پنی در یکی از نواحی مهره های کمری در زنان۴۰ و در مردان۲/۳۵ درصد می باشد .
وی افزود: پوکی استخوان یا استئوپروز شایع ترین بیماری متابولیک استخوان است که به واسطه کاهش قدرت استخوان ها انسان را مستعد شکستگی می نماید به همین دلیل آنچه استئو پروز را برای نظام سلامت کشور حایز توجه و اهمیت کرده است شکستگی های ناشی از پوکی استخوان آن و به تبع تحمیل هزینه های مادی و معنوی حاصل از آن است به که مرگ ناشی از شکستگی های استئو پروتیک بیش از مرگ و میر ناشی از سرطان پستان گزارش شده است .
دستجردی اضافه کرد :از سویی دیگر با افزایش امید به زندگی در سالهای اخیر در کشورمان ایران تعداد افراد سالخورده و در نتیجه شیوع استئوپروز در جامعه روبه افزایش است در نتیجه انتظار می رود شیوع استئو پروز در دهه آینده شدیدا افزایش یابد .
وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی در پیام خود یادآور شد :با توجه به اهمیت بیماری پوکی استخوان و نقش محوری پیشگیری در مقابله با این بیماری بدیهی است توجه و حساسیت نسبت به این بیماری در تمامی سطوح نظام ارایه خدمات بهداشتی درمانی کشور و همچنین عموم جامعه به خصوص زنان و دختران ضروری و حائز اهمیت است.
وی افزود: بنیاد بین المللی پوکی استخوان روز ۲۸ مهرماه را روز جهانی پوکی استخوان نامیده است و هدف از این نامگذاری افزایش آگاهی جامعه و کادر درمانی وجلب توجه سیاستگذاران بهداشتی در مورد این بیماری خاموش است .
وزیربهداشت درمان و آموزش پزشکی ادامه داد: از آنجا که مهمترین عارضه و علامت پوکی استخوان شکستگی است اغلب در مهره های ستون فقرات رخ می دهد و باعث خمودگی و کوتاهی تدریجی قد افراد سالمند می شود.شعار امسال روز جهانی پوکی استخوان توجه به سلامت ستون فقرات در نظر گرفته شده است .
دستجردی افزود: روز جهانی پوکی استخوان فرصتی است تا ضمن افزایش آگاهی عمومی نسبت به این معضل خاموش توجه سیاستگذاران سلامت ،پزشکان و پرستاران و سایر حرف پزشکی را نسبت به این بیماری جلب نماییم .
وی گفت : انتظار می رود کلیه دست اندر کاران نظام سلامت در تمامی سطوح با ارزیابی فعالیت های پیشین خود در زمینه پیشگیری از این بیماری هدف گذاری های آتی خود را به گونه ای تنظیم نمایند که گروه های هدف این برنامه که در راس آن دختران ،زنان میان سال و یائسه قراردارند از خدمات مربوطه بالاترین بهره مندی را داشته باشند.
دستجردی افزود:در این میان انجمن های علمی پوکی استخوان و سازمان های مردم نهاد ، می توانند نقش موثری در افزایش آگاهی و تغییر رفتار و شیوه زندگی آحاد جامعه داشته باشند و امید است با تلاش تمامی مجموعه های مرتبط با این بیماری شاهد شکل گیری و تقویت الگوی مناسب در زمینه پیشگیری ، درمان و توانبخشی این بیماری باشیم.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران:  دو میلیون نفر در ایران به پوکی استخوان مبتلا هستند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: دو میلیون نفر در ایران به علت پوکی استخوان در معرض خطر شکستگی استخوان هستند و پوکی استخوان سالانه ۳۶ هزار سال از عمر مفید مردم را از بین می برد.
   
 
دکتر محمد باقر لاریجانی به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی پوکی استخوان و همزمان با برگزاری پنجمین کارگاه بین المللی استئوپروز افزود: ابتلای ۴۰ درصد افراد ۲۰ تا ۶۹ سال کشور به درجه‌های مختلف پوکی استخوان و کمبود ویتامین دی در کشور لزوم توجه به تغذیه مناسب را می طلبد.
لاریجانی اضافه کرد: ۴۰ تا ۸۰ درصد از مردم کشور هم با درجه‌های مختلف دچار کمبود ویتامین دی هستند.
وی با اعلام راه‌اندازی شبکه ملی پوکی استخوان در کشور گفت: یکی از بزرگترین پروژه‌های تحقیقاتی پژوهشکده غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران پروژه غنی‌سازی شیر با ویتامین دی است که با کمک وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در دست انجام است.
رئیس دانشگاه با اعلام راه‌اندازی یک سایت برای ارایه اطلاعات در زمینه پوکی استخوان به مردم افزود: تاکنون توسط این مرکز ۱۵۰ مقاله علمی به چاپ رسیده و دو برابر این تعداد مقاله در کنفرانس‌های علمی عرضه شده است.همچنین درمانگاه پوکی استخوان و دو مرکز سنجش پوکی استخوان هم راه‌اندازی شده است.
دکترلاریجانی با اشاره به همکاری گسترده این مرکز با انجمن استئوپروز ایران افزود: دو سمینار بین‌المللی در زمینه پوکی استخوان امسال در تهران برگزار می‌شود.
وی با اشاره به این که بیماری پوکی استخوان یکی از جدی ترین بیماریهای متابولیک است به دلایل ایجاد این بیماری پرداخت و گفت: مصرف غذاهای فست فود، کمبود مصرف ویتامین دی و نداشتن تحرک، پوکی استخوان را به یکی از مسایل اصلی بهداشتی کشور تبدیل کرده و با توجه به این که جامعه ما در مسیر سالمندی قرار دارد، توجه به این مساله از اهمیت بیشتری برخوردار است.

بیشترین میزان پوکی استخوان در شهر تهران و کمترین در بوشهر است .

همچنین معاون مرکز تحقیقات پوکی استخوان دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت : بیماری پوکی استخوان یا استئوپروز در تمامی نقاط کشور پراکنده است اما بیشترین میزان این بیماری در تهران و کمترین در بوشهر گزارش شده است . 
   
 
دکتر حمید رضا آقایی میبدی روز یکشنبه در حاشیه کارگاه بین المللی پیشگیری ، تشخیص و درمان پوکی استخوان ( استئوپروز) که با حضور نمایندگان بهداشت کشورهای عضو اکو در دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد در جمع خبرنگاران افزود: شیوع بیماری پوکی استخوان در زنان بیشتر از مردان است و شکستگی ناشی از این بیماری در زنان ۴ برابر مردان است .
وی اظهار داشت : پراکندگی این بیماری خاموش در تمامی شهرهای ایران مشاهده شده است اما میزان پوکی استخوان به لحاظ وضعیت آلودگی هوای تهران بیشترین و بوشهر کمترین است .
آقایی با اشاره به اهمیت بیماری پوکی استخوان و فراگیری آن در کشور ادامه داد:افزایش آگاهی متخصصان بهداشت و آگاهی بخشی به مردم از اهداف برگزاری این کارگاه بین المللی است .
دبیر علمی کارگاه بین المللی پیشگیری ، تشخیص و درمان پوکی استخوان خاطر نشان کرد :مصرف بیش از اندازه داروهای کورتون باعث تسریع پوکی استخوان در افراد می شود که باید توجه خاصی در این بخش صورت گیرد . همچنین استعمال سیگار ، کمبود ویتامین D و بیماریهای غدد روند بروز این بیماری را در افراد سرعت می بخشد .‌
وی ادامه داد:مصرف سیگار از جمله عواملی است که نقش آن در بروز پوکی استخوان ثابت شده است و استفاده طولانی از برخی داروها نظیر کورتون، کاربامازپین (داروی ضد تشنج) و هپارین (داروی رقیق کردن و جلوگیری از تشکیل لخته خون ) سبب کاهش تراکم استخوان‌ها می‌شوند.
آقایی با اشاره به اینکه روند کاهش تراکم استخوان در مردان از سرعت کمتری نسبت به زنان برخوردار است اضافه کرد : پس از سنین ۶۵ تا ۷۰ سالگی، این روند در زنان و مردان برابر می‌شود و ‌با افزایش سن احتمال بروز پوکی استخوان بیشتر می‌شود.
معاون پژوهشی مرکز تحقیقات پوکی استخوان دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد: در زمان یائسگی تولید هورمون استروژن از تخمدان‌ها متوقف می‌شود و پس از یائسگی سرعت کاهش توده استخوانی بالا می‌رود.
وی گفت : زنانی که قبل از سن ۴۵ سالگی یائسه می‌شوند یا کسانی که تخمدان‌هایشان با جراحی برداشته می‌شود، بیشتر در معرض پوکی استخوان قرار دارند.
آقایی با اشاره به نقش وراثت در بروز این بیماری اظهار داشت :وراثت بر تراکم توده استخوانی و سرعت کاهش آن اثر دارد و استخوان‌بندی ظریف و کوچک، داشتن قد کوتاه و لاغر بودن، فرد را مستعد پوکی استخوان می‌سازد.
وی بابیان اینکه برخی از نژاد‌ها مانند ساکنان اروپای شمالی یا آسیای جنوب شرقی، بیشتر در معرض پوکی استخوان هستند گفت : ابتلا به برخی از بیماری‌هایی نظیر بیماری غده تیروئید ( پرکاری تیروئید)، بیماری غده پاراتیروئید ( پرکاری یا کم کاری)، بیماری غدد جنسی ( کم کاری) و بیماری غدد فوق کلیوی ( کم کاری یا پرکاری) می‌توانند فرد را در معرض ابتلا به پوکی استخوان قرار دهند.
دبیر علمی کارگاه بین المللی پیشگیری ، تشخیص و درمان پوکی استخوان خاطر نشان کرد: کم وزنی بیش از حد طبیعی در افراد لاغر باعث کاهش استحکام استخوان‌ها آنان می‌شود.
وی عدم تحرک و فعالیت و ورزش مستمر در طول روز ، مصرف ناکافی کلسیم و ویتامین D به مقدار لازم را از عوامل افزایش روند پوکی استخوان بر شمرد.
آقایی اضافه کرد: شناخت بیماری پوکی استخوان ، چرایی مبتلا به این بیماری ، نحوه غربالگری ، عوارض پوکی استخوان ، بررسی آزمایش هایی بر روی این بیماری ، نحوه پیشگیری و درمان بیماری پوکی استخوان و بررسی روش های مختلف تصویر برداری از پوکی استخوان از محورهای این کارگاه بین المللی است.
معاون مرکز تحقیقات پوکی استخوان دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: نمایندگان و متخصصانی از ایران ، ترکیه ، پاکستان ، افغانستان ، جمهوری آذربایجان ، ترکمنستان ، قرقیزستان ،قزاقستان ، ازبکستان و تاجیکستان در این کارگاه حضور دارند و در آن ۱۶ سخنرانی به شکل آموزش های عملی در این کارگاه برگزار می شود .
آقایی ادامه داد: ۲۸ مهر ماه به عنوان روز جهانی پوکی استخوان نامگذاری شده است وبه علت اهمیت پوکی استخوان ، دهه۲۰۰۰نیز به عنوان دهه سلامت استخوان در نظر گرفته شده است.
وی افزود: چهارشنبه این هفته نیز همزمان با روز جهانی پوکی استخوان ، آموزش های عمومی در فرهنگسراها برای عموم مردم و آموزش های تخصصی در مراکز درمانی کشور برای متخصصان پزشکی داده خواهد شد.

۷۰ درصد زنان و ۵۰ درصد مردان در معرض ابتلا پوکی استخوان قرار دارند

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت :۷۰ درصد زنان و ۵۰ درصد مردان در معرض ابتلا به استئوپروز قرار دارند که فرهنگ سازی و گسترش اطلاعات عمومی در پیشگیری از این بیماری بسیار اهمیت دارد.  
   
 

دکتر محمد پژوهی در پنجمین کارگاه پیشگیری ، تشخیص و درمان استئوپروز که در آن کارشناسانی از کشورهای عضو ‘اکو’ حضور داشتند افزود: دانشگاه علوم پزشکی تهران با راه اندازی یک سایت، اطلاعات مختلفی در زمینه پوکی استخوان به مردم ارایه داده و تاکنون این مرکز اقدام به چاپ ۱۵۰ مقاله علمی نموده و دو برابر این تعداد در کنفرانس‌های علمی مقاله عرضه شده است .
در این کارگاه دکتر سید محمود طباطبایی رئیس انجمن پوکی استخوان ایران، از پوکی استخوان به عنوان یک بیماری خاموش نام برد و گفت: پوکی استخوان بیماری عمومی، فراگیر و بی‌سر و صدایی است که گریبان تقریباً تمامی افراد جامعه را می‌گیرد و اگر دقت نشود در کودکان هم عوارض آن دیده می‌شود.
وی یادآور شد: اگر در دوران جنینی، استخوان‌سازی خوب انجام نشود و مادر از تغذیه خوب به خصوص شیرغنی شده استفاده نکند، نوزاد با راشیتیسم به دنیا می‌آید.
وی همچنین افزود: انجمن پوکی استخوان ایران با کمک انجمن‌های دیگر به خصوص مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران در صدد است با افزایش آگاهی مردم جلوی این معضل جدی بهداشتی کشور را بگیرد.
در این مراسم دکتر نیکنام، قائم مقام وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در امور بین الملل ضمن قدردانی از فعالیت های دانشگاه علوم پزشکی تهران به ویژه دکتر لاریجانی در زمینه پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز گفت: به عنوان مسئول هماهنگی ملی سلامت در سازمان ‘اکو’ بسیار خوشحالم که از میان ۶ فعالیتی که در طول یکسال گذشته بر عهده جمهوری اسلامی ایران نهاده شد، امروز شاهد شروع برگزاری پنجمین فعالیت هستیم.
وی حضور چشمگیر افراد در کارگاه را مثبت ارزیابی کرد و افزود: در شرایطی که اکثر کارگاه ها و اجلاس عموما با مشکل نرسیدن به حد نصاب مواجهند اما خوشبختانه کارگاه های برگزار شده در ایران با حضور چشمگیر اعضا همراه بوده است.
دکتر حمید رضا آقایی، فوق تخصص غدد و دبیر علمی این کارگاه نیز با اشاره به اقدام دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان تنها مرکز معین سازمان بهداشت جهانی در زمینه پوکی استخوان در منطقه EMRO گفت: به منظور افزایش آگاهی و آموزش حرفه ای کشورهای سطح منطقه و به مناسبت روز جهانی پوکی استخوان، کارگاه پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز در ایران برای ۱۰ کشور عضو ECO برگزار شد.
وی افزود: این کارگاه شامل ۱۶ سخنرانی کلیدی با محورهای غربالگری، دلایل ایجاد پوکی استخوان، فیزیوپاتولوژی آن، عوارض پوکی استخوان و تظاهرات بالینی آن است . همچنین نحوه انجام سنجش تراکم استخوان و آزمایش هایی که در مورد پوکی استخوان انجام می شود به صورت عملی در این کارگاه آموزش داده می شود.
در پایان دکتر مصداقی نیا با قرائت متن پیام وزیر بهداشت به مناسبت روز جهانی پوکی استخوان گفت: پوکی استخوان یا استئوپروز شایع‌ترین بیماری متابولیک استخوان است که به‌واسطه کاهش قدرت استخوانها انسان را مستعد شکستگی می‌نماید. به‌همین‌دلیل آنچه استئوپروز را برای نظام سلامت کشور حایز توجه و اهمیت کرده است. شکستگی‌های ناشی از آن و به تبع تحمیل هزینه‌های مادی و معنوی حاصل از آن است به طوری‌که مرگ‌ ناشی از شکستگی‌های استئوپروتیک بیش از مرگ و میر ناشی از سرطان پستان گزارش شده است.
وزیر بهداشت در این پیام ابراز امیدواری کرد: روز جهانی پوکی استخوان (۲۸ مهرماه) فرصتی است تا ضمن افزایش آگاهی عمومی نسبت به این معضل خاموش، توجه سیاستگذاران سلامت، پزشکان، پرستاران و سایر حرف پزشکی را نسبت به این بیماری جلب کنیم .
وی در پیام خود ابراز امیدواری کرد کلیه دست‌اندکاران نظام سلامت در تمامی سطوح با ارزیابی فعالیت‌های پیشین خود در زمینه پیشگیری از این بیماری هدفگذاری‌های آتی خود را به‌گونه‌ای تنظیم نمایند تا گروه‌های هدف این برنامه که در رأس آن دختران، زنان میانسال و یائسه قرار دارند از خدمات مربوطه بالاترین بهره‌مندی را داشته باشند.
پنجمین کارگاه پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز برای کشورهای عضو ECO صبح امروز با پیام وزیر بهداشت و با حضور نمایندگان کشورهای عضو ‘اکو’ در دانشگاه علوم پزشکی تهران آغاز به کار کرد. 
 
کارگاه بین المللی و پیشگیری ، تشخیص و درمان استئوپروز پوکی استخوان با حضورنمایندگان ۱۰کشور عضو اکو به میزبانی کشورمان در ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

بی‌خوابی ناشی از آرتروز در میان سالمندان شایع است
پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات نشان می دهد بیماری آرتروز روی کیفیت خواب بیماران تأثیر منفی می‌گذارد، به طوری که زمانی که درد این بیماری کنترل نشود فرد را عصبی و دچار استرس می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  آرتروز یا استئوآرتریت شایع‌ترین بیماری از دسته التهاب مفاصل است.در این بیماری غضروف مفصل صدمه دیده و کم‌کم از بین می‌رود.

آرتروز ممکن است هر مفصلی را درگیر کند اما مفاصل بزرگ که وزن بدن را تحمل می‌کنند مثل مفاصل زانو و ران و ستون فقرات بیشتر در معرض ابتلا هستند.

آرتروز یک بیماری مفصلی است که در نتیجه واکنش های پیچیده عوامل سلولی ، بیوشیمیایی و بیومکانیکی موثر بر روی غضروف ،سنیویوم و نیز استخوان زیر غضروفی ایجاد شده و به مرور منجر به از دست دادن کارکرد مفصلی و بروز علائم می شود . در این بیماری عمدتا غضروف و استخوان زیر غضروف مفاصل محیطی و ستون فقرات درگیر می شود .
 

اینک محققان می گویند بی‌خوابی شایع‌ترین مشکل بیماران مبتلا به آرتروز و ورم مفاصل است.

پژوهشگران می گویند مهم‌ترین نکته برای بیماران مبتلا به آرتروز به ‌کارگیری روش‌هایی است که باعث کاهش درد و ناراحتی‌شان شود .

این تحقیقات نشان می‌دهد که ۲۳ درصد افراد مبتلا به بیماری آرتروز از بی‌خوابی و مشکلات مربوط به خواب رنج می‌برند در حالی که این مشکل در ۱۶ درصد افراد بدون بیماری ورم مفاصل دیده می‌شود.

لویی به همراه همکارانش در مؤسسه ملی سلامت گفت: ما این تحقیقات را برای شناخت بهتر از ارتباط بیماری آرتروز با مشکل خواب انجام دادیم در حالی که پیش از این تحقیقات زیادی در این زمینه انجام نشده بود.

این گروه تحقیقاتی ۲۳ هزار و ۱۳۴ فرد بالغ از سن ۱۸ سال به بالا را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند و این افراد را از نظر مصرف دخانیات، مصرف الکل، وزن، انجام ورزش روزانه و سلامت مورد مطالعه قرار دادند.

در این تحقیقات ۲۰ درصد افراد مبتلا به بیماری ورم مفاصل و آرتروز بودند.

این محققان اعلام کردند که مشکل خواب در سایر بیماران مبتلا به دیابت و بیماری‌های قلبی نیز دیده می‌شود، اما مشکل خواب در بین بیماران مبتلا به آرتروز شدیدتر و حادتر از بیماران دیگر است.

این محققان معتقدند که اصلی‌ترین مشکل بی‌خوابی در افراد مبتلا به آرتروز به دلیل دردهای مفاصل آن‌ها است.
مهم‌ترین علت به وجود آورنده آرتروز زانو چیست؟

- افزایش سن مهمترین عامل این بیماری است. با افزایش سن ساختمان غضروف دچار تغییر و تحول می شود، به طوری که آب زیادتری داخل غضروف می رود و در نتیجه، تقریباً تمامی افراد مسن در صورت عکسبرداری متوجه آرتروز در مفاصل شان می شوند.عامل دیگر آرتروز، ارث است؛ به خصوص آرتروزهایی که در خانم ها دیده می شود و به خصوص آرتروز بند انگشتان، زمینه ژنتیک دارند. بنابراین کسانی که در خانواده خود افراد مبتلا به آرتروز بند انگشت داشته اند در معرض ابتلا به آرتروز هستند.

آیا چاقی در به وجود آوردن آرتروز مؤثر است؟

- باید بدانیم که آرتروز به خصوص در مفاصل، لگن و زانو و بند انگشتان دست با چاقی نسبت دارد. مسلماً  با چاق شدن، فشار روی مفاصل زانو و لگن زیادتر می شود و امروزه ثابت شده که هر ۵کیلوگرم افزایش وزن بیش از حد نرمال، می تواند ۱۰ تا ۲۰درصد، عمر زانوها را کاهش دهد.

این اختلال با جنسیت و شغل چه ارتباطی دارد؟

- آرتروز شغلی در آقایان بیشتر دیده می شود. بعضی از مشاغل هستند که خطر ابتلا به آرتروز را بیشتر می کنند. به  طور کلی، آرتروزهای اولیه در خانم ها بیشتر است. به خصوص در ناحیه بند انگشتان و در ناحیه لگن، ولی به طور کلی آرتروز در آقایان بیشتر دیده می شود.

افزایش دامنه حرکات تاندون ها در افزایش آرتروز تاثیر دارد؟

- این حرکات خصوصاً در خانم ها زیاد است و منجر می شود که مفاصل، بیش از حد معمول حرکت کنند. نمونه خیلی ساده ای که افراد می توانند تشخیص دهند دامنه حرکات تاندون هایشان به چه صورت است، این است که انگشت شست را وقتی در داخل مشت قرار می دهند، نباید نوک آن از مشت خارج شود. امروزه ثابت شده کسانی که دامنه حرکات تاندونهایشان (هایپرموبیلیتی) زیاد است خطر ابتلا به آرتروز در آنها بیشتر است.

آیا آسیبهای وارده به مفصل و ناهنجاریهای مفصلی باعث ایجاد آرتروز می شوند؟

- یکی از عوامل مهم به وجود آورنده آرتروز، آسیب های مفصلی است. ما قوانین خاصی برای محافظت از مفاصل داریم و باید به مفاصل بها داده و آسیب های آن را جدی بگیریم. افرادی که به دنیال ضربه فوتبال، مچ پایشان متورم می شود، اگر آن را جدی نگیرند ممکن است به تدریج دچار آسیب های مفصلی شوند. ضربات به صور مختلف می توانند آسیب هایی را به تاندون، لیگامان و دیسک وارد کنند. از عوامل خیلی مهمی که شاید آموزش عمومی می طلبد، ناهنجاری های مفصلی است؛ خصوصاً در ناحیه زانو، دو بیماری داریم که افراد را به شدت مستعد آرتروز می کند و متأسفانه بدون علامت است. این دو بیماری پاپرانتزی و پاضربدری است. وقتی که دو تا مچ پا در حالت ایستاده به هم چسبیده می شوند، زانوها هم باید به همدیگر بچسبند. اگر فاصله ای بین دو زانو باشد، فرد دچار بیماری پاپرانتزی است و اگر این فاصله بیش از سه انگشت باشد، حتماً  نیاز است که فرد به پزشک مراجعه کند.
تمام این عوامل می توانند منجر به تشدید آرتروز بشوند ولی مهمترین عاملی که می تواند آرتروز را تشدید کند، وزن بالا، عدم استفاده صحیح از مفاصل و تحلیل عضلات است.

آرتروز، چه مفاصلی را بیشتر درگیر می کند؟

- مفاصلی که در آرتروز دچار درگیری می شوند، خیلی اهمیت دارند؛ به خصوص آرتروز اولیه، فقط در مفاصل خاصی دیده می شود. به عنوان مثال آرتروز اندام فوقانی، بند انتهایی و میانی انگشتان دست و قاعده شست را درگیر می کند و در اندام فوقانی، هیچ مفصل دیگری که مبتلا به آرتروز اولیه شود وجود ندارد. پس اگر کسی بگوید آرتروز مچ دست یا آرتروز شانه دارم، غلط است.در اندام تحتانی، زانو،  لگن و شست پا دچار آرتروز می شوند. آرتروز مچ پا نیز در اندام تحتانی وجود ندارد و ناحیه ستون مهره، ناحیه گردن و ناحیه کمری می توانند دچار آرتروز  شوند.

مهمترین علامتی که فرد را به پزشک می کشاند چه علامتی است؟

- درد مهمترین علامت است. درد آرتروز در ابتدا حالت مکانیکی دارد یعنی با راه رفتن و استفاده از مفصل، این درد بدتر می شود و با خوابیدن و استراحت، بهتر می شود. این، برخلاف دردهای روماتیسمی است؛ در این دردها با استراحت، درد بدتر می شود و با راه رفتن، آرام آرام درد التیام پیدا می کند. اما گاهی اوقات در آرتروز، حالت ژله ای در مفصل به  وجود می آید که بعد از مدتی بی تحرکی، فرد باید راه برود تا دردش آرام شود. این حالت را با سفتی صبحگاهی نباید اشتباه گرفت. سفتی صبحگاهی مشخصه بیماری های روماتیسمی است که معمولاً بیش از یک ساعت طول می کشد، در حالی که ژله ای شدن با برداشتن چند قدم برطرف می شود.گاهی اوقات سفتی در مفاصل باعث می شود که فرد به پزشک مراجعه کند؛ مثلاً در ناحیه انگشتان دست ممکن است فرد بیدار شده و متوجه شود انگشتانش سفت هستند یا در ناحیه گردن احساس خشکی کند. گاهی اوقات نیز آرتروز به صورت برجستگی های بدون درد در استخوان ها جلوه می کند؛ به عنوان مثال در انگشتان دیده می شود؛ برجستگی هایی که خصوصاً در زنان، بعد از یائسگی در بندهای انتهایی یا میانی انگشتان دیده می شود و معمولاً بدون درد هستند. گاهی اوقات نیز آرتروز، خودش را به  صورت صداهای غیرمعمولی وخرت  خرت در مفاصل نشان می دهد که در افراد مسن بیشتر است.

آیا این بیماری قابل درمان است؟

- بله، درمان های آرتروز شامل درمان های غیردارویی، دارویی و جراحی است. درمان های غیردارویی در مرحله اول شامل آگاهی دادن به بیمار است. خیلی از بیماران از آرتروز می ترسند و هراس دارند که این بیماری ظرف یکی- دو سال، آنها را زمین گیر کند. آرتروز آهسته پیشرفت می کند و باید بدانیم که اگر درمان نشود می تواند منجر به زمین گیرشدن بیمار شود و مهمترین چیزی که در قسمت آگاهی دادن باید به بیماران انتقال بدهیم، تغییر در وضعیت زندگی آنها و فرم ورزش کردنشان است. چون مفصل مبتلا به آرتروز یک مفصل سالم تلقی نمی شود و فشارهای بیش از حد، منجر به آسیب مفصلی می شود، آموزش دادن اینکه فرد از مفصل مبتلا به آرتروز چگونه استفاده کند، بسیار مهم است. بسیاری از بیماران با همین آموزش ها به مقدار قابل توجهی جلوی پیشرفت آرتروزشان گرفته می شود.

این آموزش‌ها شامل چه توصیه‌هایی هستند؟

- به عنوان مثال در ناحیه زانو؛ ما به بیمارانی که دچار آرتروز زانو هستند توصیه می کنیم که چهار زانو یا دو زانو ننشینند و از حرکاتی که منجر به خم و راست شدن مکرر زانو می شود پرهیز کنند، از سربالایی و سر پائینی کمتر بالا و پائین بروند،  خصوصاً سرازیری. به خصوص، در مراحل پیشرفته تر آرتروز به بیماران توصیه می کنیم که فرم نمازخواندن شان را تغییر بدهند،  از خم کردن زانو پرهیز کرده و از توالت فرنگی استفاده کنند. یا در ناحیه گردن که امروزه آرتروز به خاطر نوع مشاغل خیلی زیاد در افراد به وجود می آید، پرهیز از خم نگه داشتن گردن و نرمش های حین کار برای پیشگیری از آرتروز گردن بسیار مهم است؛ به خصوص به راننده ها توصیه می کنیم که رانندگی های طولانی  نکنند. امروزه ما توصیه می کنیم که در اماکن کاری به خصوص کامپیوترها را در یک موقعیت مناسب قرار بدهند و هم سطح گردن باشد؛ به طوری که فرد برای نگاه کردن به کامپیوتر گردنش را خم نکند یا از صندلی های گردان یا میزهای شیب دار استفاده کنند و به خصوص کسانی که آرتروز گردن دارند، برای دیدن تلویزیون درست روبه روی تلویزیون قرار بگیرند و از پهلو به آن نگاه نکنند.

زانوبند، گردن بند و گرما و سرمای موضعی تاچه حد در درمان آرتروز مؤثرند؟

- بیماران می توانند از زانوبند و گردن بند در مواردی که پزشک شان صلاح می داند، استفاده کنند. امروزه می دانیم که استفاده بی رویه و مفرط از زانوبند و گردن بند منجر به تحلیل عضلات می شود و در نتیجه شدت روند آرتروز پیشرفت خواهد کرد؛ در حالی که تمام سعی ما بر این است که مفاصل اطراف ناحیه آرتروز را به نحوی درست تقویت کنیم. بعضی مواقع بیماران متوجه می شوند که گرما یا سرمای موضعی می تواند دردشان را تخفیف دهد؛ به خصوص در دردهای مزمن، بیماران بیشتر تمایل به استفاده از گرمای موضعی دارند و در دردهای حاد، سرمای موضعی می تواند التهاب ناحیه آسیب دیده را کاهش دهد.در استفاده از گرمای موضعی باید بدانیم که گرما باید بین ۴۰ تا ۴۵ درجه و بین ۳ تا ۳۰ دقیقه باشد. در مفاصلی که خونریزی کرده اند، استفاده از گرمای موضعی صحیح نیست.استفاده از کفی های داخل کفش و استفاده از کفش مناسب، کمک زیادی به کنترل علائم آرتروز می کند.

رژیم‌های غذایی چطور؟

- امروزه ثابت شده بعضی از رژیم های غذایی می تواند روند آرتروز را آهسته تر کند؛ به عنوان مثال استفاده از سویا، ویتامین d ، آووکادو و ترکیباتِِِی مثل آن، روند پیشرفت آرتروز را کاهش می دهد. استفاده از این مواد باید کنترل شده باشد. مثلاً مصرف خیلی زیاد سویا می تواند اثرات مضری روی تیروئید یا لخته شدن خون در پا داشته باشد. استفاده از زنجبیل، کرفس و غضروف کوسه نیز توصیه می شود.

درمان‌های دارویی شامل چه اقداماتی هستند؟

- درمان های دارویی به سه صورت موضعی، داخل مفصلی و خوراکی تجویز می شوند. در استفاده از درمان های موضعی، از مدت ها پیش مشخص بود که وقتی فرد ناحیه مبتلا به درد را ماساژ می دهد و گرم می کند، کمی از دردش تخفیف می یابد، به خاطر اینکه ماساژ رفلکس درد به سمت پوست را منحرف می کند و درد، در عمق کاهش می یابد. اما استفاده از موادی که خاصیت ضد درد دارند را اگر اضافه کنند، تأثیر ماساژ بیشتر می شود. به عنوان مثال استفاده از کرم های ضد التهاب یا استفاده از عصاره کرفس برای کنترل دردهای آرتروز یا فلفل موضعی نیز در کاهش درد مؤثرند.در مورد ترکیبات داخل مفصلی در بیماران، تزریق مواد خاص کورتون دار است که باید استفاده از آنها محدود باشد؛ مثلاً ۲ تا ۳ بار در سال. امروزه ما ترکیبی از غضروف های ساخته شده داریم که در داخل مفصل تزریق می شود و درد بیمار را کاهش می دهد و عمر مفصل را افزایش می دهد.در نهایت، آخرین قسمت درمان آرتروز، استفاده از جراحی است. جراحی برای اصلاح انحرافات داخل مفصل است و گاهی در مراحل پیشرفته، استفاده از تعویض در داخل مفصل، کمک کننده است. درمان های نویدبخش نیز شامل کاشت غضروف است که تا کامل شدن این روش ها نیاز به زمان است.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند با ارائه این شیوه جدید و افزایش توانایی در پیوند رحم  زنان نابارور به زودی می توانند صاحب فرزند شوند.  پزشکان پس از آزمایش های موفقیت آمیز بر روی حیوانات امیدوارند این پیوند را طی دو سال آینده بر روی انسان انجام دهد.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دیلی میل ،  دکتر “سزار دیاز گارسیا ” از مجریان این طرح می گوید: این یک پیشرفت است و برای بیمارانی که رحم کارا و فعال ندارند و می خواهند بارور شوند، خبر خوبی است.
وی با اشاره به اینکه تا کنون هیچکس نتوانسته امکان باروری پس از پیوند را ثابت کند افزود: ما توانسته ایم بر یکی از این چالش ها غلبه کنیم و هدفمان استفاده از این شیوه طی دو سال آینده برای بارور سازی انسان است.

این پزشک که با محققان دانشگاه والنسیا در اسپانیا همکاری دارد، پیش بینی کرد، در آینده می توان رحم را از افراد دچار مرگ مغزی، اهدا کنندگان زنده و حتی خویشاوندان برای کاهش خطر پس زنی پیوند به دست آورد.

رحم پیوندی با دستگاه گردش خونی گیرنده مرتبط می شود و از نظر زمانی تا هنگامی که زن بخواهد باردار شود می تواند در بدن فرد گیرنده باقی بماند.

 
نوزادان رحم های پیوندی از طریق زایمان سزارین متولد می شوند، چرا که بعید به نظر می رسد چنین رحمهایی بتوانند در برابر زایمان طبیعی مقاومت کنند.

 احتمالا رحم پیوندی نیز همزمان با عمل سزارین از بدن مادر خارج می شود، از این رو خطر عوارض جانبی استفاده طولانی مدت از داروهای ضد پس زنی عضو پیوندی نیز کاهش می یابد.

نتایج این تحقیقات در نشریه پزشکی زنان و مامایی منتشر خواهد شد.

اولین مورد از پیوند رحم به سال ۲۰۰۲ در عربستان سعودی برمی‌گردد که نتیجه آن موفقیت‌آمیز نبوده است .

در این جراحی، پزشکان رحم یک زن ۴۶ساله را به یک زن ۲۶ساله پیوند زدند که هرچند بعد از ۱۴هفته به دلیل لخته‌شدن خون، ناچار شدند عضو پیوندی را از بدن گیرنده خارج کنند، اما اعلام کردند که از لحاظ تکنیکی به موفقیت قابل توجهی در این زمینه دست یافته‌اند.

چندی پیش نیز، گروه جراحی دکتر جوزپه دل پیرو عمل موفقی را روی یک میمون انجام داد. میزان موفقیت این عمل مشخص نیست زیرا این میمون آبستن نشده است. با این حال سیستم خون‌رسانی رحم سالم بوده و سیستم ایمنی رحم دریافتی را دفع نکرده است.

اما برخی از پزشکان و پژوهشگران از خطراتی که می‌تواند برای زنان و جنین احتمالی آنان در آینده به وجود آید ابراز نگرانی کرده‌اند زیرا معتقدند که قبل از پیوند رحم روی انسان، این کار روی حیوانات به اندازه کافی آزمایش نشده است.

زنانی که قادر به بچه‌دار شدن نیستند ممکن است به شدت از لحاظ عاطفی و روحی دچار مشکل شده و حتی زندگی خانوادگی خود را از دست بدهند. اما |زشکان امیدوارند  روش جدید بتواند امیدهای تازه‌ای را در میان زنانی که دیگر هیچ راهی برای داشتن فرزند برایشان باقی نمانده است به وجود بیاورد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:49 PM
تشکرات از این پست
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:مطالب علمی - پزشکی

ممکن است مصرف هندوانه به کاهش فشار خون کمک کند .
هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است که نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلکه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد که برای ما نا شناخته است. اکنون دانشمندان علوم  تغذیه در دانشگاه ایالتی ‘فلوریدا’  امریکا می گویند: هندوانه حاوی ماده ای است که به پایین آوردن فشار خون کمک می کند.  
   
 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از یونایتدپرس ،  دکتر ‘آرتور فیگارو’ و ‘بهرام ارجمندی’ محققان دانشگاه ایالتی ‘فلوریدا’ می گویند: هندوانه حاوی آمینو اسید L-citrulline/L-arginine است که عملکرد شریان ها را تقویت می کند و می تواند به کاهش فشار خون آئورت کمک کند.
فیگارو در بیانیه ای اعلام کرد: هندوانه غنی ترین منبع طبیعی خوراکی L-citrulline است که ارتباط نزدیکی با L-arginine دارد. این آمینو اسید برای تشکیل اکسید نیتریک که برای تنظیم تون عروقی و فشار خون سالم ضروری می باشد لازم است.
فیگارو می گوید: L-citrulline در بدن به L-arginine تبدیل می شود.
به گفته محققان: با این حال مصرف L-arginine به عنوان یک مکمل غذایی توصیه نمی شود زیرا می تواند باعث تهوع، ناراحتی دستگاه گوارش و اسهال شود.
در این مطالعه پایلوت که در مجله آمریکایی Hypertension منتشر شده است، ۹ بزرگسال ۵۱ تا ۵۷ ساله که شامل چهار مرد و پنج زن می شدند به مدت شش هفته هر روز دوزهای درمانی هندوانه مصرف می کردند.
در این مطالعه دیده شد که مصرف هندوانه موجب تقویت عملکرد شریان می شد و فشار خون آئورت را در تمام این افراد کاهش می داد.
فیگارو می گوید: هندوانه یا عصاره هندوانه بهترین منبع طبیعی برای L-citrulline است با این وجود این ماده به شکل مصنوعی در قرص ها نیز در دسترس است. 
 

هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است که نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلکه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد که برای ما نا شناخته است. به همین دلیل سعی کرده ایم طی این مطلب، فواید بی شمار آن را برای شما بیان کنیم .
هندوانه منبع غنی ویتامینA( به شکل بتاکاروتن ) و ویتامینC می باشد. این میوه پرفایده التهاباتی را که در بیماری هایی مثل آسم، تصلب شرائین، سرطان روده و التهاب مفاصل وجود دارد، از بین می برد.
همچنین منبع خیلی خوبی از آنتی اکسیدان کاروتنوئیدی بنام لیکوپن می باشد. لیکوپن یک رنگدانه شیمیایی است که باعث ایجاد رنگ قرمز در هندوانه می شود و اثرات ضد اکسیدانی قوی دارد. این آنتی اکسیدان به تمامی نقاط بدن رفته و رادیکال های آزاد را خنثی می کند.
رادیکال های آزاد مولکول هایی هستند که باعث تخریب بسیاری از بافت های بدن می شوند.

هندوانه از ۹۲ درصد آب و ۸ درصد قند طبیعی تشکیل شده است و فاقد چربی است ولی سرشار از ویتامین‌های A، B، C، پروتئین، منیزیم، آهن، کلسیم، فسفر، پتاسیم، سدیم و لیکوپن می‌باشد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

جمعه 9 اردیبهشت 1390  5:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها