مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

میراث گذشته در سرزمین فرهاد
 
 
 

میراث گذشته در سرزمین فرهاد

اینجا سرزمین كردهای غیور است. اینجا رنگ عشق قرمز است و گرم. هنوز هم هستند كسانی كه زندگی...
     
كرمانشاه دیار تاریخ و اساطیر است. سرزمین عاشقانه‌های جاوید. سرزمین شیرین و فرهاد، قلم برای توصیف استان كرمانشاه و غنای تاریخی و فرهنگی آن عاجز است؛ به همان اندازه عاجز و سخت كه بخواهیم به سادگی به بنای قدیمی ‌«فرهادتراش» نگاه كنیم. به همان اندازه سخت كه بخواهیم به آرامی‌و بدون تفكر از كنار بزرگ ترین كتیبه جهان بگذریم.
اینجا سرزمین كردهای غیور است. اینجا رنگ عشق قرمز است و گرم. هنوز هم هستند كسانی كه زندگی ماشینی آنها را بی روح و دل آزرده نكرده است و بر سر مسائل انسانی و آنچه عنوانی به نام غیرت دارند سر می‌دهند.
 
تاق بستان، قلعه یزدگرد، مجموعه آثار قصر شیرین (بان قلعه، عمارت خسرو، چهارقابی)، مجموعه آثار بیستون (كاخ خسرو، پل خسرو و فرهادتراش)، مجموعه آثار هرسین (ساعت آبی، دروازه سنگی و...) در این مجموعه به همراه صدها اثر تاریخی و طبیعی مكانی خوب برای بازدید مسافران است.
 به طور كلی در استان ۳ هزار اثر تاریخی برآورد شده است كه حدود ۷۱۶ اثر آن به ثبت آثار ملی و یك اثر به ثبت آثار جهانی رسیده است. آثار متعددی به صورت طبیعی مانند سراب‌ها، تالاب‌ها و مناطق كوهستانی وجود دارد و می‌توان به سراب صحنه بیستون، كنگاور، نیلوفر، تالاب هشیلان، آبشار پیران، یاوری، گیلانغرب، غار قوری قلعه، كوه‌های پرآو، دالاهو، سفیدكوه، شاهو، دالاخانی، آتشكده، نوا، بمو، قلاجه، دشت‌های صحنه، بینوار، بیستون، هرسین، اسلام آباد، كرند و رودهای قره سو، گاماسیاب، دینور، رازآور، مرگ، جامیشان، سیروان و الوند اشاره كرد.

 بیستون
اما در میان آثار تاریخی جایگاه ویژه و متفاوتی دارد. كمیته میراث جهانی یونسكو در سی امین اجلاس خود در لیتوانی، مجموعه باستانی بیستون را در فهرست آثار جهانی ثبت كرد. بیستون پس از ثبت تخت جمشید، چغازنبیل، نقش جهان، تخت سلیمان، پاسارگاد، بم و منظر فرهنگی آن و سلطانیه، هشتمین اثر ایرانی است كه در فهرست جهانی یونسكو به ثبت می‌رسد.
بیستون در ۳۰ كیلومتری شرق شهر كرمانشاه بر سر راه همدان - كرمانشاه قرار دارد. كوه بهستان در ۳۰ كیلومتری شرق كرمانشاه استوار شده است. كوه بهستان در ادوار مختلف به صورت‌های بغستان، بگستان، بهستان، بهستون، بهیستون، بگیستان و بیستون در متون تاریخ آمده و امروز نیز به بیستون مشهور است. در محوطه بیستون ۲۹ اثر به ثبت ملی رسیده است. 

تپه نادری

تپه نادری نخستین اثر (از سمت شرق) در این مجموعه بزرگ محسوب می‌شود. درازای این تپه یك هزار و ۲۰۰ متر و پهنای آن ۳۰۰ متر است. علاوه بر آن كه این تپه قدمتی ۵ هزار ساله دارد، بقایای سفال‌های قدیمی‌و قلعه ای كه در دوره نادرشاه ساخته شده، روی این تپه قابل مشاهده است. 

پل معروف به صفوی بیستون
 
بالادست پل بتونی كنونی كه بر سر راه صحنه به كرمانشاه واقع است، پل آجری عظیمی ‌از بناهای عصر صفوی دیده می‌شود. این پل بر سر راهی است كه در زمان صفویه از قزوین به همدان و كرمانشاه كشیده شده بود و به بغداد می‌رسید. درازای پل بیستون ۱۱۵ متر و پهنای آن با احتساب جان پناه دوطرف ۶۹۰ سانتیمتر است. پهنای جان پناه هر یك ۳۷ سانتیمتر و بلندی آنها از سطح پل ۵۰ سانتیمتر است كه از آن فقط قسمتی باقی است. در طول پل
 ۲ دهنه اصلی و ۲ دهنه كوچك تر در شرق دهانه‌های اصلی قرار دارد. 

غار مرخِر

مرخر در اصطلاح ادبی به معنای غاری است كه فضای ورودی آن گرد است و به غلط غار خُر نامیده می‌شود. این غار در نزدیكی روستای بیستون به طول ۲۷ متر قراردارد كه قدمت بقایای باستانی آن حداقل به دوره پارینه سنگی میانی موستری Mousterian))تا عصر حاضر می‌رسد. این غار مقابل رودخانه گاماسیاب بر دامنه كوه بیستون واقع شده است.

غار مرتاریك

این غار در حد فاصل دامنه و دیواره ای مرتفع واقع شده و مشرف بر یك سكوی طبیعی است. دهانه غار در ارتفاع ۳ متری دیواره واقع شده است.

غار مرآفتاو

این غار در نزدیكی غار مرتاریك واقع شده، ۲۶ متر عمق دارد و دهانه آن به سمت شمال شرقی است. دهانه غار حدود ۶ متر ارتفاع دارد و به تدریج از ارتفاع آن كاسته می‌شود تا جایی كه در انتهای غار به ۲ متر می‌رسد.

غار مردودر

مرتفع ترین غار با بقایای دیرینه سنگی در این بخش بیستون است. این غار ۲۰ متر عمق و حدود ۱۷۰ متر مربع مساحت دارد. ارتفاع سقف غار بین یك تا ۳ متر است. غار مردودر ۲ دهانه دارد. دهانه اصلی در جهت جنوب - جنوب غربی مشرف بر دره ای پر شیب و كم عرض است كه به پرتگاهی منتهی می‌شود. دهانه دیگر غار جهت شرقی - جنوب شرقی مشرف بر كوره راهی است كه به غارهای مر آفتاب و مرتاریك منتهی است.

آتشدان پارتی
 در شمال حجاری داریوش در بیستون، بنایی از دوره پارتی باقی مانده است. به عقیده پروفسور لوشای، رئیس هیأت حفاری ایران و آلمان، این بنا پرستشگاهی است كه در زمان اشكانیان همزمان با آثار دیگر این دوره در بیستون ساخته شده است. این پرستشگاه دوره پارتی كه بر تخته سنگ منقوش اشكانی قرار دارد، از ۲ صفه به وسیله ۱۰ پله كه از سنگ كوه در آورده شده ، به هم مربوط می‌شود. درازای هریك از پله‌ها حدود ۸۰ سانتیمتر است و به طور نامنظم تا نقش ولگش ادامه دارند. در دوره اسلامی‌قسمتی از این محل برای قبرستان استفاده شده است.

شهر اشكانی بغستان

در دامنه كوه بیستون، در شمال شرقی دریاچه، یك چشمه ، دژ مادها و نقش برجسته داریوش، یك منطقه مسكونی اشكانی به طول ۸۰۰ متر و به عرض قریب به۳۰۰ متر قراردارد كه با توجه به بقایای مكشوفه، اشكانی بودن آن به ثبوت رسیده است.

سنگ بلاش

در دامنه كوه بیستون، در حدود چهارصد متری شرق گودرز، تخته سنگ بزرگی هست كه بر آن نقش‌هایی كنده شده است. تخته سنگ چهارضلعی نامنظمی‌است به بلندی ۲۵۰ سانتیمتر كه گرداگرد آن به ۶ متر می‌رسد. در ۳ طرف آن نقش‌هایی با برجستگی كم حجاری شده است. نقش میانی این سنگ، یكی از جانشینان گودرز دوم یعنی ولگش (ولخش = ولاش) است.

مجسمه هركول

در بهمن ماه سال ۱۳۳۷ هنگامی‌كه كارگران شركت شوسه برای ساخت راه جدید همدان به كرمانشاه در دامنه كوه بیستون مشغول خاكبرداری و خروج سنگ از پای كوه و تسطیح جاده بودند، در حین كار به مجسمه نسبتاً بزرگی برخورد كردند كه قسمتی از شانه آن از زیر خاك نمایان شد. در دوران پارتی، ورثرغنه یكی از محبوب ترین خدایان بود كه اغلب به صورت پیكره‌های گلی و سنگی نشان داده شده است. یك نمونه از این دست پیكره هركول (ورثرغنه) است. هركول به صورت شخص نیرومند عریانی با مو و ریش مجعد در حال استراحت بر پوست شیری نشان داده شده كه بر سكویی به طول ۲‎/۲۰ متر به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تكیه داده است.

غار شكارچیان
بر دامنه كوه بیستون، بالای سر مجسمه هركول، غاری معروف به «غار شكارچیان» است. چنین به نظر می‌رسد كه این غار پیش از این كه یك پناهگاه باشد؛ غار شكارچیان و مخفیگاهی برای آنها بوده است چون موقعیت مكانی غار طوری است كه تا به آن نزدیك نشویم دیده نمی‌شود.

نقش برجسته میتریدات دوم

در بیستون اثر یادگاری از میتریدات دوم موجود است. این بنای یادگاری در فاصله هركول و كتیبه داریوش حجاری شده است. متأسفانه كتیبه شیخ علیخان زنگنه مقداری از این نقش را محو كرده است ولی هنوز می‌توان در طرف چپ آن ۲ صورت بزرگ را به خوبی تشخیص داد. بقایای كتیبه یونانی بالای آن نقش و همچنین اثر نقش دیگری در طرف راست آن مشهود است. در طرف چپ آن تصویر ۳ اسب سوار با یك كتیبه كوتاه یونانی دیده می‌شود.

پروفسور گیرشمن
معتقد است كه انتخاب جای این نقش برجسته در پایین نقش برجسته داریوش شاهنشاه هخامنشی اتفاقی نیست؛ شاه اشكانی می‌خواسته خود را اعقاب سلسله شكوهمند هخامنش بنمایاند و سلسله جدید اشكانی را به آن پیوند دهد.
در جهت شرقی نقش برجسته میتریدات دوم، روی همان صخره یكی از جانشینان او - گودرز دوم (۴۶-۵۱ م) - یك كتیبه و نقش به جا گذاشته است. در این نقش پیروزی گودرز دوم بر رقیبش، مهرداد نشان داده شده است.

كتیبه وقفنامه شیخ علیخان زنگنه

شیخ علیخان اعظم زنگنه شاه سلیمان صفوی در زمان حیات خود برای سادات فاطمی ‌و تعمیرات كاروانسرای بیستون رقباتی چند را وقف كرده و وقفنامه خود را روی یكی از حجاری‌ها (نقش گودرز و مهرداد) كنده است.

كتیبه بیستون (كتیبه داریوش)

در ۳۰ كیلومتری شرق كرمانشاه و در ارتفاع ۱۰۰ متری روی صخره ای داریوش كتیبه مشهور خود را حك كرده است كه تا سال ۱۳۸۵ كسی از راز آن آگاه نبود. نخستین كسی كه این صخره را درنوردید راولینسون انگلیسی بود كه از ستون اول متن فارسی باستان نسخه برداری كرد. او، افسر انگلیسی مأمور تربیت سربازان شاهی در ایران بود. مطالعات وی در سال ۱۸۵۷ مورد توجه انجمن آسیایی پادشاهی لندن و همچنین دانشمندان زیادی قرار گرفت. سپس در سال ۴۹-۱۹۴۸ ژرژكامرون كتیبه را مجدداً و به طور كامل مورد مطالعه قرار داد. نتیجه مطالعات این دانشمند درباره كتیبه بیستون این بود كه دارای ۳ نوع خط فارسی باستان، عیلامی‌نو، بابلی نو یا اكدی است. پس از رمزگشایی فارسی باستان، این نتیجه به دست آمد كه تصاویر به داریوش، ۲ سردارش و ۱۰ شورشگر كه در اوایل سلطنت او قیام كرده بودند تعلق دارد و شرح سركوب این یاغیان را نقل كرده است. 
مجموع سطحی كه این كتیبه در برگرفته به طول ۲۰ متر و ۵۰ سانتی متر و عرض ۷ متر و ۸۰ سانتیمتر است. مجموع خطوط و نقوش برابر با ۱۲۰ مترمربع مساحت دارد. گفته می‌شود كتیبه بیستون مهم‌ترین دلیل ثبت جهانی این محوطه است.

سراب بیستون

اگر چنانچه گفته شده ایران را دروازه آسیا بدانیم، كناره سراب بیستون یكی از اتراق گاه‌های مهم كاروان‌هایی است كه از این دروازه می‌گذشتند. گرچه آثار به جای مانده در اطراف این سراب نشان از گذشته‌های بسیار دورتری دارد. این سراب شواهدی در كنار و كف خود دارد كه تاكنون چنان كه شایسته این اثر تاریخی است بررسی نشده است. تنها در سال ،۱۳۷۸ هنگام گمانه زنی در حاشیه سراب، بقایای راهی قدیمی‌پدیدار شد.

جاده تاریخی حاشیه سراب
با توجه به روایات موجود، جاده آسفالت كنونی تا قبل از دهه ۳۰ راه ارتباطی بین كرمانشاه - همدان بوده است. بدون شك این جاده آسفالت روی جاده‌های ادوار قدیمی‌تر ساخته شده است، در حین حفاری در گوشه و كنار این جاده هنوز بقایایی از دیواره‌های گلی و خشتی دیده می‌شد. حفاری‌های صورت گرفته نشان می‌دهد كه یك جاده قدیم مربوط به دوران اسلامی‌وجود دارد كه در زیر آن به احتمال زیاد لایه‌های آثار فرهنگی- تاریخی قبل از اسلام هست.

فرهاد تراش

بر دیواره حجاری شده ای در كوه بیستون فرهاد تراش دیده می‌شود. این دیواره در میان مردم به فراتاش یا فرهاد تراش معروف است. درازای فراتاش ۱۸۰ متر و بلندی آن ۳۳ متر است. در هیچ نقطه ای از ایران هیچ كوهی را به این اندازه نتراشیده اند.

كاخ نیمه تمام ساسانی و بقایای كاروانسرای ایلخانی
در منطقه تاریخی بیستون در فاصله كاروانسرای صفوی و حاشیه چشمه آب سراب بیستون بنایی است كه به دوره ساسانی و ایلخانی نسبت داده می‌شود.
شالوده این بنا در دوران ساسانی بر خاك بكر نهاد شده است، ولی به دلایل مختلف ساختمان آن به پایان نرسیده و در همان مراحل اولیه كار ساخت و سازش متوقف مانده است. 
در دوره ایلخانی این بنا با استفاده از دیوارهای سنگی بنای ساسانی و با استفاده از آجر و چیدن آنها روی سنگ‌های ساسانی تبدیل به یك كاروانسرا شده است. به علت ریختن سقف‌های آجری اتاق‌ها، گمان می‌رود واقعه غیرمترقبه ای مانند زلزله در آن زمان اتفاق افتاده باشد. در این محوطه، تنورها احتمالاً مربوط به دوره تیموری، خرابه ای از یك مسجد ایلخانی و محراب آن نیز وجود دارد كه بعد از چند حفاری، مرمت شده است. متأسفانه این مرمت از لحاظ ساختار بنا كاملاً اشتباه است.

دیوار عظیم دوره ساسانی

در ساحل راست رودخانه گاماسیاب، در اراضی جنوبی بیستون، دیواری طولانی از سنگ تراش و قلوه سنگ و ملات بنا شده است. درازای دیوار یك هزار متر و قطر آن ۲۵۰ سانتیمتر است. نمای خارجی دیوار با سنگ تراشیده شده است و پشت سنگ‌ها را با قلوه سنگ‌های ریز و درشت پر كرده اند. بلندی دیوار ۴ تا ۵ متر است. با توجه به سرستون‌های پیدا شده در بیستون، این تصور به وجود می‌آید كه منظور از بنای آن شاید ایجاد كاخی بزرگ به بزرگی قصر شیرین بوده است كه نتوانسته اند ساختمان آن را به پایان برسانند. نظریه دیگری نیز وجود دارد كه طرفداران آن معتقدند؛ این دیوار سدی برای شكارگاه سلطنتی كه تصاویر آن در تاق وسان وجود دارد بوده است. بر دیوار سمت چپ تاق بزرگ نیزاری است كه گراز ماهی و مرغابی فراوان در آن دیده می‌شود. روی این دیوار ساسانی بقایای بنایی از دوره ایلخانی و مغول دیده می‌شود.

پل خسرو

سنگ‌های پراكنده ای در كنار رودخانه گاماسیاب وجود دارد كه به نظر می‌رسد سد ساسانی است. در تحقیقات سال ۱۳۵۰ - ۱۳۳۹ مؤسسه باستان شناسان آلمان آمده است: «پل زمان ساسانیان در این نقطه كه از ۹ پایه تشكیل می‌شود و اهالی محل آن را پل خسرو می‌نامند، روی رودخانه گاماسیاب ساخته شد.» سراسر بستر رودخانه در زیر پل، سنگفرش شده و از این لحاظ با شیوه ساختمانی پل‌هایی كه به دست ساسانیان در خوزستان ساخته شده است، مطابقت دارد. این پل‌ها در عین حال وظیفه تنظیم و تقسیم آب را نیز به عهده داشته و تا حدودی عمل سد بندهایی كنونی را انجام می‌داده است.

سنگ‌های تراش خورده ساسانی

در سراسر دهكده بیستون و اراضی اطراف آن، روی سنگ‌های تراش خورده، یك یا چند علامت و یا خط مربوط به دوره ساسانی را می‌توان دید. حدود ۴۲۷ علامت حجاری شده (از حجاران ساسانی و سوریانی) شناسایی شده است. شگفتی‌های مجموعه تاریخی بیستون آنقدر زیاد بوده كه موجب شد نماینده ایكوموس ثبت جهانی طبیعت بیستون در فهرست میراث طبیعی را پیشنهاد دهد.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 5 اسفند 1389  4:13 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

نگاهی به تنها مسجد چوبی جهان
 
 
 

نگاهی به تنها مسجد چوبی جهان

آیا تاکنون از نخستین و تنها مسجد چوبی دنیا شنیده‌اید؟! مسجد چوبی بخش عمده‌ای از مجتمع فرهنگی، سیاحتی و اقامتی موسم به دهکده چوبین...

 

نیشابور را می‌توان "مینی پایتخت فرهنگی"، ایران لقب داد. شهری که غالبا آن را با عطار، خیام، کمال الملک و فضل بن شاذان و البته «قدمگاه» می شناسیم. اما جالب است بدانیم در کنار مفاخر و آثار باستانی متعدد این مرکز فرهنگی شرق ایران، جاذبه توریستی منحصر به فردی قرار دارد که از قضا ریشه در تاریخ معصر این منطقه دارد و علیرغم جذابیت منحصر به فرد و بی نظیرش متاسفانه تا حد زیادی ناشناخته مانده و حتی بسیاری از شهروندان نیشابوری نیز خود علیرغم کوتاهی مسیر تاکنون این اثر را مشاهده نکرده‌اند!.
آیا تاکنون از نخستین و تنها مسجد چوبی دنیا شنیده‌اید؟! مسجد چوبی بخش عمده‌ای از مجتمع فرهنگی، سیاحتی و اقامتی موسم به دهکده چوبین نیشابور است که هر صاحب سلیقه‌ای را مجذوب به خود می نماید و استعداد بالقوه‌ای است که در صورت اندکی توجه و عنایت دست اندرکاران سازمان میراث فرهنگی نیشابور می‌تواند به فعلیت رسیده و توانایی جذب هزاران توریسم را دارد.
ماهنامه بین المللی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی «جاده ابریشم» در صفحه 115ضمیمه شماره 57 خود، در مرداد 1382، از مسجد چوبی نیشابور، چنین نوشته است: "مسجد چوبی" برای اولین بار در سال 1325 با دیوارهای کاه‌گلی و سقف چوبی، با وسعت فعلی و در همین مکان بنا شد و در سال 1378 پس از مخروبه شدن مسجد اولیه، مسجد فعلی با شکل و شمایل جدید و با شیوه‌ای نوین در همان مکان احداث گشت.
این مسجد اولین مسجد چوبی مقاوم در برابر زلزله در جهان و به وسعت200متر مربع و سقف آن به صورت شیروانی می‌باشد و دارای دو مناره هر کدام به ارتفاع 13متر از سطح زمین و وزن تقریبی 4تن می‌باشد و شکل ظاهری آن به صورت کشتی‌ای است که گویی بطور وارونه روی زمین قرار گرفته است.
در مجموع 40تن چوب در بنای آن بکار برده شده و ساخت آن حدود دو سال به طول انجامیده است.
سه درب ورود و خروج، و 5 پنجره در ساختمان بنا وجود دارد. اسکلت آن از نوع سازه‌های مقاوم در برابر زلزله و با ماندگاری طولانی و به شیوه Twobyfour یا Double ساخته شده است و آبدارخانه این مسجد، دارای کابینت‌ها، دیوارها و حتی سینی‌های چوبی است، کف و بخشی از دیوار آن به دلیل رعایت مسائل بهداشتی با کاشی و سرامیک پوشیده شده است.
چوب‌های مختلفی از درختان مثمر و غیرمثمر هم در ساختمان و هم در تزئینات داخلی از قبیل کتیبه‌ها، محراب و ... به کار رفته است نظیر انواع کاج‌ها، اشن، سپیدار، گیلاس، گلابی، زبان گنجشک، گردو و توت. نورپردازی آن هارمونی ویژه‌ای از رنگ‌های شاد است که به شب‌های آن محوطه، جلوه خاصی بخشیده است».
مسجد چوبی در فاصله 7 کیلومتری نیشابور بنا شده و سازنده آن فردی بنام مجتهدی می باشد. این مجتمع دارای موزه و کتابخانه، رستوران، فروشگاه،نانوایی، الاچیق‌های منحصر بفرد چوبی و سوئیت‌هایی است که دیدن آن تداعی کننده پیوند و امتداد هنرمندان حال نیشابوری با نسل گذشته فرهیخته خود می‌باشد.
 
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 5 اسفند 1389  5:08 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

گزارش تصویری از شهر تاریخی یزد
 
 
 

شهر یزد

یزد نخستین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی (پس از ونیز) در جهان است. یزد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و قرار گرفتن در مرکز ایران و نیز در میانه دشتهای وسیع...
 
 یزد نخستین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی (پس از ونیز) در جهان است. یزد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و قرار گرفتن در مرکز ایران و نیز در میانه دشتهای وسیع کمتر در طول تاریخ مورد هجوم دشمنان ایران قرار گرفته و در نتیجه نسبت به سایر نقاط کشور خصوصیات ایرانی بیشتری در فرهنگ، گفتار و آداب و سنن یزدیها دیده می‌شود.
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
یزد
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
پنج شنبه 5 اسفند 1389  5:17 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

  گزارش تصویری: موزه حمام علی قلی آقا در اصفهان  

موزه حمام علی قلی آقا

  حمام های بزرگ و كوچك علیقلی آقا در محله بیدآباد اصفهان توسط "علیقلی آقا" از درباریان دو پادشاه عصر صفوی، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین در مجموعه ای كه خود، بانی آن بوده ،به سال 1125 هـ.ق برپا شده و وقف مسجد و مدرسه شده است...  

 
 
 
 
موزه حمام علی قلی آقا
 
موزه حمام علی قلی آقا
 
موزه حمام علی قلی آقا
 
 
 
 
 
 
 
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 7 اسفند 1389  7:42 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

  گزارش تصویری حمام وكيل در شيراز  

 

گزارش تصویری حمام وكيل در شيراز

  این حمام كه به عنوان حمام عمومی ‌شهر شناخته می‌شد، دارای چهار قسمت مرتبط با یكدیگر است. مدخل ورودی این حمام هم اینك..  

 
حمام وکیل از بناهای دوران كریم خان زند (1172-1193) در شیراز است كه به دستور وی در محله میدان شاه، جنب مسجد وكیل (خیابان طالقانی) ساخته شد.
این حمام كه به عنوان حمام عمومی ‌شهر شناخته می‌شد، دارای چهار قسمت مرتبط با یكدیگر است. مدخل ورودی این حمام هم اینك یك هشتی است كه در ابتدا وجود نداشته و دوره پهلوی احداث شده است. این هشتی دارای سقفی با گچ‌كاری برجسته است. پس از آن سر بینه حمام به شكل هشت ضلعی منظم و وسیعی دیده می‌شود كه بیشترین تزیینات را داراست. آهك‌بری‌های سقف و دیوارهای این قسمت مربوط به دوران كریم خانی بوده كه بیشتر به شكل طرح‌های گلدانی است اما در زمان قاجاریه، آثار زندیه كلنگی شده و قاجاریان بر روی آن آهكب‌ری‌هایی به شكل داستان‌های اساطیری (داستان شیرین و فرهاد، پیرزن و سلطان سنجر، بیژن و منیژه و معراج حضرت رسول) انجام داده‌اند، در حال حاضر نیز به جهت تنوع بیشتر طرح‌های قاجاری، یكی دو طرح زندی مرمت شده و در بقیه قسمت‌ها طرح‌های قاجاری حفظ شده‌اند. هورنور یا جامخانه‌هایی كه در سقف تعبیه شده اند، روشنایی این بخش را تأمین می‌كنند.
در اطراف این سربینه، سكوهایی برای تعویض لباس ساخته شده و چهار حوض سنگی نیز جهت استحمام در آن وجود دارد.
ستون‌های این حمام از جنس سنگ گندمك گوگرددار و سخت است. این ستون‌ها یك پارچه هستند و بر روی آنها به فرم هندسی، مقرنس گچی كم عمق دیده می‌شود ولی مقرنس آن برجسته است.
در وسط محوطه سر بینه حوض كثیرالاضلاعی از سنگ ساخته شده و در یك سمت آن راهرویی است كه به هشتی دوم منتهی می‌شود. در كف حمام چندین رج آجر آب خروده كار شده و بین آنها ساروج ریخته اند تا فشار آب را تحمل كند.
 
در دوران پهلوی حمام به دو بخش تقسیم شد. بخشی از آن سربینه حمام بود كه به زورخانه تبدیل شد. در برزخ یا هشتی دوم كه به گرم خانه می‌رود، قسمتی وجود داشته (در سمت راست ورودی هشتی دوم) كه دیواری ضخیم، قطور و توپر بوده و در بالای آن (در پشت بام) حوض آبی بوده كه آب حمام از آغاز تأمین می‌شده، پس از تبدیل سر بینه به زورخانه، این دیوار برداشته شده و راهی به خیابان طالقانی گشوده شد كه به در ورودی حمام تبدیل گشت. هم اینك این در مسدود و به دیوار تبدیل شده است.
پس از عبور از هشتی دوم به گرمخانه حمام وارد می‌شویم كه دارای سه خزینه آب گرم، آب سرد و آب ولرم است. در زیر این خزینه‌ها كانال‌هایی به نام گربه رو جهت گرم كردن حمام وجود دارد.
 
آب رسانی به این حمام از طریق چاهی در ضلع غربی (گاو چاه) صورت می‌گرفت. در زیر خزینه اصلی (آب گرم) تون حمام قرار دارد. در كف حمام نیز گربه روهایی وجود دارد كه در بدنه دیوار به دودكش‌ها منتهی می‌شود. این گربه روها علاوه بر آن كه گرمای اضافی را به كف حمام منتقل می‌كند، دوده‌های ناشی از سوخت را نیز به بیرون هدایت می‌كند.
 
در زمان پهلوی برخی از قسمت‌های حمام به نمره خصوصی تبدیل شد. چنان كه از دو شاه نشین قرینه با دو حوض سنگی موجود در فضای حمام، شاه نشین سمت راست به نمره خصوصی تبدیل شد. هم اینك حوض سنگی آن از بین رفته است. دو شاه نشین اختصاصی دیگر پس از این دو شاه نشین وجود دارد كه شاه نشین سمت راست در طرفین خزینه‌ها، به نمره خصوصی تبدیل شده بود.
حمام وكیل كه به علت تغییر وضع حمام‌های عمومی ‌از صورت قبلی خارج شده بود، در سال 1351 توسط اداره باستان شناسی مورد مرمت قرار گرفت.
این بنا با شماره 917 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 7 اسفند 1389  7:43 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

  گزارش تصویری از غار دیدنی "شاپور"  

 

گزارش تصویری از  غار دیدنی

  این مجسمه تنها مجسمه سنگی بازمانده از دوران باستان است كه حدود 6 متر ارتفاع دارد. سنگ حجاری شده این مجسمه از سقف غار تا كف آن ادامه داشته و...  

 

در انتهای تنگه چوگان، در سینه كوه و در ارتفاع حدود 800 متری از سطح زمین غار بزرگی وجود دارد كه قطر دهانه آن حدود 30 متر می‌باشد و به واسطه قرار گرفتن مجسمه شاپور بر دهانه آن به غار شاپور معروف شده است. پرفسور گیرشمن باستان شناس شهیر فرانسوی احتمال می‌دهد آرامگاه شاپور در این غار باشد. مجسمه شاپور بر دهانه این غار، شاهكار پیكر تراشی ایران باستان است كه بعد از حدود 1700 سال هنوز با وجود وارد شدن آسیب های جدی به آن، باقی مانده است. این مجسمه تنها مجسمه سنگی بازمانده از دوران باستان است كه حدود 6 متر ارتفاع دارد. سنگ حجاری شده این مجسمه از سقف غار تا كف آن ادامه داشته و هنرمندان عصر ساسانی با تلاش و كوشش بسیار موفق به آفرینش این اثر هنری گردیده اند. این مجسمه كه در گذشته های بسیار دور و به احتمال در اثر زلزله واژگون گردیده بود، در سال 1336 هجری شمسی توسط ارتش ایران و بدون در نظر گرفتن اصول تعمیر كاری آثار باستانی، تعمیر و مرمت گردید كه همین امر باعث از بین رفتن ظرافت‌های هنری دربرخی از قسمت های مجسمه شده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 
 

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 7 اسفند 1389  7:53 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

هزار آبگیر در سرزمین تالاب ها


  ۱۱ هزار آبگیر در سرزمین تالاب هااستان همیشه سرسبز گیلان که به سرزمین تالاب ها و آبگیرها لقب گرفته و جاذبه های سحرآمیز تالابها چشم هر بیننده ای را خیره و محصور می کند. استان گیلان دارای انواع تالابها و آبگیرها از قبیل، تالاب بین المللی انزلی، تالاب بین المللی امیر کلایه لاهیجان، تالاب استیل آستارا، تالاب کیا کلایه لنگرود، تالاب زربیجار املش، تالاب سیاه درویشان، نرگستان صومعه سرا، تالاب خطیب گوران، کهنه گوراب فومن و تالاب سیاه کیشم است.
در گیلان ۱۱ هزار آبگیر و آبندان وجود دارد و جاذبه های سحر آمیز این تالابها همه ساله شمار زیادی از گردشگران رابه خود می خواند. تالابها و آبگیرها در استان گیلان مظهر گردشگری هستند از این رو در بین تالابهای استان، تالاب بین المللی انزلی وسعتی معادل ۲۰۰ کیلومتر مربع همانند نگینی درخشان در سطح منطقه پرتو افشانی می کند و در حاشیه جنوب غربی دریای خزر و در شمال غربی شهر رشت و جنوب شهر انزلی واقع شده است.
از ویژگیهای طبیعی و زیبای تالاب انزلی می توان به لاله تالاب و وپرندگان مهاجر و زیبایی از قبیل قو، پلیکان، تننجه و سایر مرغابی سانان را نام برد، این تالاب سالیانه در زمستان محل گذر دهها هزار قطعه پرنده مهاجر نیز است. تالاب بین المللی امیر کلایه یکی دیگر از تالابهای منحصر به فرد در گیلان است که با وسعتی معادل هزار و ۲۳۰ هکتار در ناحیه شمالی لاهیجان واقع شده و در محل زمستان گذرانی هزار قطعه پرنده مهاجر از جمله قو، پلیکان و سایر مرغابی سانان است، از دیگر زیبایی های طبیعی تالاب انزلی می توان به نیلوفر آبی سفید اشاره کرد که جلوه خاصی به آن بخشیده است. یکی از ویژگیهای منحصر به فرد تالاب بین المللی امیر کلایه لاهیجان در مقایسه با دیگر تالابهای گیلان این است که این تالاب از معدود محیط های تالابی آب شیرین است که تنها در یک کیلومتری دریا قرار دارد. این تالاب زیستگاه گونه از انواع ماهیان نظیر سوف، حاجی ترخان، اسبوله، اردک ماهی، کپور و گونه های دیگر است که در تنوع بخشی به این اکوسیستم آبی نقشی موثر دارند. لای ماهی از مهمترین گونه آبزیان در این تالاب است که از نظر کارشناسان شیلاتی حیات آن حائز اهمیت است. علاوه بر وجود انواع گونه های جانوری در این تالاب، این محیط آبی، زیستگاه گونه های گیاهی آبزی بی نظیر نیلوفر آبی، لاله تالابی، مریم آبی و عدسک است. پسته دریایی که در زبان محلی به آن ثعله باقلی می گویند یکی از گیاهان زیبایی است که در این تالاب می روید و محصول آن لاله تالابی است.
این گونه گیاهی با کلاهک سبز رنگ و دانه های کوچک به رنگ سبز دارای خاصیت های دارویی و درمانی است و در طب سنتی مورد استفاده قرار می گیرد، مصرف این گیاه برای گردشگران نیز از جذابیت خاصی برخوردار است.
تالاب امیر کلایه را با توجه به اهمیت اکوسیستمی آن، می توان از نگاه های مختلف مورد ارزیابی قرار داد، این بخش از طبیعت گیلان دارای جاذبه های مختلفی است که نقش مهمی در حیات گونه های دیگر موجودات آبزی و غیرآبزی منطقه داشته و در کنار آن اثرات اکولوژیکی، اقتصادی و گردشگری تالاب امیر کلایه نیز حائز اهمیت است.
نقش این تالاب به دلیل وجود انواع آبزیان اعم از گیاهی و جانوری در آن ها و اهمیتشان از جهت برخورداری موقعیت ویژه زیستگاهی برای پرندگان مهاجر، نکته ای است غیرقابل انکار و از نظر کارشناسان بسیار مهم و حیاتی است. از نظر موقعیت طبیعی و اکولوژیکی این تالاب علاوه بر تامین نیازهای آبی بسیاری از اراضی کشاورزی، از نظر تامین منابع غذایی و تنوع زیستی نیز بسیار حائز اهمیت است زیرا وجود دهها گونه گیاهی و جانوری در آن و حضور هزاران پرنده مهاجر نقش تعیین کننده ای در اقتصاد مردم منطقه دارند. تالاب زیبای استیل یکی از جاذبه های طبیعی شناخته شده و مهم شهر آستارا به شمار می رود، این تالاب در ۷ کیلومتری شهر آستارا در حاشیه جاده لوندویل به آستارا قرار دارد.
اهمیت اکو توریستی این تالاب از جهت نزدیکی به جاده، تنوع چشم اندازهای طبیعی همچون کوهستان، جنگل و مزارع و کشتزارهای اطراف دوچندان می شود. تالاب استیل یکی از مهمترین قطب های گردشگری در شهر آستارا محسوب می شود که افزون بر کارکردهای زیستی و طبیعی از جنبه های اقتصادی - اجتماعی نیز بسیار مهم است.
قرار گرفتن این تالاب در بین جاده و کوه استیل و همجواری با هتل بین المللی از جاذبه های توریستی آن است و تالاب استیل سالانه پذیرای هزاران پرنده مهاجر و جوجه آوری این پرندگان در این تالاب است. همچنین وجود درختان شناور توسکا در این دریاچه از ویژگی های منحصر به فرد این تالاب است.
۱۳۰آبگیر از مجموع ۱۱هزار آبگیر گیلان تحت پوشش طرحهای حفاظتی قرار گرفته اند به طوری که هر ساله افزون بر چهار میلیون قطعه پرنده برای زمستان گذرانی در آبگیرهای امن استان استقرار می یابند. اما به نظر می رسد ضروری است برای حفط و تقویت سایر تالابهای استان نیز باید برنامه های حفاظتی صورت گیرد زیرا استان گیلان به لحاط اقلیم خاص توانایی حفظ این تالابها را دارد.    

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 اسفند 1389  2:30 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)


۲۰۰ چشم انداز تاریخی و دیدنی فارس

 
۲۰۰ چشم انداز تاریخی و دیدنی فارسفارس با بیش از ۲۰۰ چشم انداز و آثار تاریخی یکی از استان های دیدنی کشور محسوب می شود.
وجود جاذبه های طبیعی مانند آب و هوای مطلوب، غارهای طبیعی، تنوع ناهمواری ها، وجود مناطق ییلاقی و قشلاقی، دریاچه ها، رودخانه ها، چشمه های آب معدنی، نواحی جنگلی، پارک های حفاظت شده، حیات وحش و زیبایی پوشش گیاهی این استان از جمله پدیده هایی محسوب می شوند که می توانند در جذب گردشگر و مسافران به استان مؤثر باشند و موجب توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان شود. مناظر و چشم اندازهای موجود در فارس و آثار باستانی به جا مانده از ایران پیش از اسلام که جزو میراث جهانی محسوب می شوند از چنان جاذبه هایی برخوردارند که گردشگران خارجی را از نقاط مختلف دنیا به سوی خود جلب می کنند . با توجه به این شرایط، حفظ و نگهداری جاذبه های طبیعی، میراث فرهنگی و تاریخی استان که پاره ای از آن جزو میراث فرهنگی جهان به شمار می رود، بسیار ضروری به نظر می رسد.
● جاذبه های گردشگری استان
سرزمین فارس به عنوان مهد تمدن و فرهنگ ایران قبل و بعد از اسلام مطرح و همواره از اهمیت و اعتبار فراوانی برخوردار بوده است. این خطه نخستین مرکز بسط و گسترش تمدن و فرهنگ پارسی در نقاط مختلف جهان به شمار می رود، چنان که طرح منشور حقوق بشر برای نخستین بار ازسوی پارسیان (کورش هخامنشی) نوشته شد. در طلوع فجر اسلام نیز سلمان فارسی (که عده ای از مورخان بر این باورند که از حوالی کازرون برخاسته است) از نخستین یاوران حضرت محمد صلی الله و علیه و آله و سلم بود که به آن حضرت ایمان آورد. بعد از اسلام بزرگانی چون شیخ روزبهان، ابن مقفع، باباکوهی، ملاصدرا، سیبویه و عبدالله خفیف نیز در این دیار پرورده شدند. علاوه بر این نام آوران می توان به کلام گهربار و مسرور کننده حافظ و سعدی اشاره کرد که از آسمان این سرزمین به سراسر عالم طنین انداز شد.
زبان فارسی که مردم ایران با آن صحبت می کنند و در ادبیات جهان نیز جایگاه مهمی دارد از همین سرزمین برخاسته و گسترش یافته است. آثار و ابنیه های کهنی مانند تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، شهر استخر، تخت ابونصر، بیشاپور، غار شاپور، کاخ و آتشکده اردشیر، قلعه ضحاک، مجموعه زندیه و صدها اثر و مکان بازمانده از دوره های مختلف تاریخی، جلوه خاصی به این استان داده و سبب جذب جهانگردان از نقاط مختلف دنیا به سوی فارس شده است. علاوه بر این فارس از نظر مذهبی و زیارتی نیز دارای جاذبه های خاصی است که می توان به اماکن متبرکه ای مانند مرقد حضرت احمد بن موسی علیه السلام، حضرت سید علاءالدین حسین علیه السلام و سید میر محمد علیه السلام و نیز مساجد تاریخی چون مسجد جامع عتیق، مسجد نو و یا مسجد وکیل اشاره کرد. این جاذبه های مذهبی و زیارتی توانسته زائران بسیاری را از سایر استان ها و حتی برخی کشورهای مسلمان به فارس جذب کند. با توجه به آنچه گفته شد، استان فارس از توان قابل توجهی برای گردشگری برخوردار است به طوری که مسئولان می توانند با برنامه ریزی صحیح و توجه خاص به معیارهای اسلامی و گرفتن تدابیر مختلف، گردشگری فارس را مورد توجه قرار داده و با این کار کمک بزرگی به اقتصاد استان کنند. در اینجا می توان به جاذبه های فرهنگی و تاریخی اشاره ای مختصر کرد.
▪ شهر استخر
خرابه های شهر استخر در ۷ کیلومتری شمال تخت جمشید واقع شده و براساس مستندات آتشکده «آناهید» در این شهر بوده است .
▪ تخت ابونصر
در ۶ کیلومتری شیراز واقع شده و دارای آثاری از دوره اشکانیان و ساسانیان است که اکنون تنها ویرانه های آن باقی است.
▪ کاخ و آتشکده اردشیر
نخستین بنای طاق دار سبک ایرانی است که از دوران ساسانی به جا مانده و در فیروز آباد قرار دارد.
▪ قلعه ضحاک در فسا
این قلعه در مجاورت ویرانه های ماقبل تاریخ ساخته شده است و مربوط به عهد ساسانی است. در کتیبه های هخامنشی، نام «فسا» «پسله یا پیشی» بوده که نشان دهنده تاریخ باستانی این شهر است.
▪ پاسارگاد
کورش بنیانگذار سلسله هخامنشی در سال ۵۴۶ (ق.م) پایتخت جدید خود را در ۱۳۰ کیلومتری شمال شیراز کنونی به نام پاسارگاد بنا نهاد. از پاسارگاد جز مقبره کورش که اکنون در ۳ کیلومتری غرب جاده شیراز - اصفهان واقع شده اثری باقی نمانده است اما براساس حفاری های انجام شده چنین برمی آید که در بنای پاسارگاد ترکیبی از معماری های آناتولی و بین النهرین و ایران به طرز ماهرانه ای با یکدیگر تلفیق شده است. محلی را که آرامگاه کورش درآن واقع شده است «مشهد مرغاب» می نامند.
▪ نقش رستم
نقش رستم در ۶ کیلومتری شمال غرب تخت جمشید واقع شده است و در آن نقش های مختلفی از دوران پیش از هخامنشی تا دوران اسلامی، در دامنه کوه مشاهده می شود.
▪ بیشاپور و غار شاپور
این شهر که بقایای آن امروزه در نزدیکی کازرون، کنار رودخانه شاپور، قرار دارد دارای نقش هایی از شاپور ساسانی است که تسلط وی را بر «والریانوس» امپراتور روم، نشان می دهد.
▪ مجموعه زند
این مجموعه عبارت است از ارگ کریم خان زند، بازار وکیل، حمام وکیل، آب انبار وکیل، مسجد وکیل، باغ نظر یا موزه پارس که به عمارت «کلاه فرنگی» معروف است.
▪ حمام وکیل
در جنب مسجد وکیل ، حمام وکیل قرار گرفته است که از آثار دوره زندیه به شمار می رود. این بنا بر اثر تغییر وضع حمام های عمومی تا حدی از صورت اصلی خارج شده است.
▪ ارگ کریم خان
بنای افراشته ارگ کریم خان نظر هر تازه واردی را به خود جلب می کند. ۴ برج و باروی نسبتاً بلند، با دیوارهای ستبرکه ارگ کریم خانی را در برگرفته اند. بخش داخلی ارگ شامل اتاق ها و ایوان های نقاشی شده است و آبنما ها و باغچه های بخش بیرونی آن نیز از زیبایی و ظرافت ویژه ای برخوردار است.
▪ بازار وکیل
این بازار که در ایران کم نظیر است به دستور کریم خان زند در امتداد و مجاورت مسجد، حمام و آب انبار وکیل ساخته شده است . بازار وکیل در گذشته همواره قلب اقتصاد شهر بوده و امروزه نیز یکی از مراکز بزرگ اقتصادی شیراز محسوب می شود.
▪ مسجد وکیل
مسجد وکیل از مساجد معروف به ۲ ایوان است که ایوان شمالی آن به «طاق مروارید» معروف است. در اطراف ایوان چندین رواق با سقف های عرقچین به رواق های ممتد، اضلاع غربی و شرقی متصل می شوند.
 
امید نوش آذر
 
روزنامه ایران

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 اسفند 1389  2:33 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)


۷ نقطه از گیلان که نباید نبینید!

 
۷ نقطه از گیلان که نباید نبینید!اگر خدای ناكرده تصمیم داشتید تشریف بیاورید رشت (خودتان هم می‌دانید گیلانیها در میهمان‌نوازی در سراسر ایران تكند، در نتیجه خدای ناكرده از این جهت كه اگر بیایید، حداقل میزبانتان در صورت آشنا یا فامیل بودن، چند میلیون تومانی پیاده می‌شود!) دست پر بروید و همه جا را بگردید.
۷) رشت:
رشت آخرین جایی است كه توصیه می‌كنم تشریف ببرید. هرچند به اندازه‌ی خودش زیباست ولی نه اندازه‌ی مركز یك استان. به آرامگاه میرزا كوچك جنگلی فرزند میرزابزرگ، مبارز نامدار گیلانی در سلیمانداراب سر بزنید، بر سر مزار شهدای مشروطه در خیابان پرستار یك فاتحه بخوانید، به عمارت كلاه‌فرنگی در پارك محتشم بروید و آكواریوم بزرگ رشت (می‌گویند اندازه‌ی آكواریوم كیش است!) در پارك ملت را ببینید. اگر دلتان خواست، خانه‌ی جهانگرد نزدیك همین پارك ملت را هم سیر كنید و دیگر اگر خیلی اهل ذوق بودید، موزه‌ی رشت كه گنجینه‌ی مردم‌شناسی گیلان است و همینطور مجموعه‌ی شهرداری رشت را ببینید.
۶) ماسوله:
ماسوله اینقدر معروف است كه دیگر نیازی به معرفی ندارد. یك گروه فیلمبرداری از سی‌سی‌تی‌وی چین و همینطور خبرنگاران آساهی شیمبون برای مخابره كردن عكس و گزارش و متن از ماسوله، چند ماهی اینجا اطراق كردند. شبكه‌ی ملی ژاپن هم از "بهشت گمشده"ی گیلان یك فیلم ساخت. شهركی كه خانه‌هایش روی همدیگر قرار دارند و بام هر خانه، حیاط خانه‌ی دیگری است... یك شیرینی‌پزی خیلی تمیز دارد و امكان ندارد هردفعه یك گروه آدم خارجی داخلش پیدا نكنید!
۵) صومعه‌سرا:
باور كنید خودم هم اینجا نرفتم. ضیابر از توابع صومعه‌سراست... ولی عكسهایش را دیدم و از پدرم هم شنیدم. درختهای آلوچه‌یی كه سرتاسر خیابانهای صومعه‌سرا بزرگ می‌شوند، منظره‌های فوق‌العاده‌یی به این شهر می‌دهند. زیباترین مزارع برنج ایران اینجا واقع شدند. باور كنید. شهری در غرب گیلان با مردمی بسیار آرام و كم‌حرف...
۴) چابسكر:
اگر اهل صفا كردن، خوش‌گذراندن و خلاصه اهل دل هستید، بروید چابسكر. تنها شهری در گیلان (غیر از رشت) كه بیشتر از یك هتل دارد و ویلاهای متعدد و خانه‌های دم ساحلش، مسافر زیاد جذب می‌كند. شهردار این شهر، پارسال شهردار نمونه‌ی گیلان شد. اصول زیباسازی شهر حداقل اینجا بیشتر از هرجای دیگر گیلان رعایت می‌شود. جدولهای هر خیابان، رنگهای خاص خودشان را دارند، داخل فضای سبز بلوارها، تندیسهای بزرگی از صنایع دستی هست و باغ‌ها و گلخانه‌های فراوانی برای دیدن هست.
۳) دهكده‌ ساحلی انزلی:
فكر می‌كنم با كل گیلان متفاوت باشد. حتماً شنیدید كه می‌گویند محرومیتهای گیلان پشت طبیعت سبز و اغواكننده‌ی این دیار گم و پنهان شده‌اند. این قسمت از گیلان آنقدر توسعه پیدا كرده (معلوم نیست چرا) كه بتواند فردا ادعای خودمختاری كند! معماران اكثر ویلاها و ساختمانهای این دهكده، غیرایرانی و اكثراً آلمانی، اتریشی یا سوییسی هستند و تمامی ساختمانها را با سبك كشورهای خودشان ساخته‌اند. خیابانهای زیبایی كه سرتاسرشان از سبزه و گل و درختهای گوناگون پر شده... لطفاً فكر اجاره كردن ویلا در این دهكده نباشید اگر از اقشار آسیب‌پذیر هستید!
۲) لاهیجان:
درست حدس زدید. شهر كلوچه و چای. كاشف‌السلطنه اولین بار وقتی در هندوستان بود، بذر چای را در جوف عصای خودش پنهان كرد و به ایران آورد. موزه‌ی تاریخ چای ایران اینجاست. مجهزترین تله‌كابین ایران كه بهترین دوپن‌مایرهای اتریشی برای ساختنش بسیج شدند اینجاست. تله‌كابین احرار. رفت و برگشت برای هر نفر سه‌هزار تومان! از بالای لاهیجان رد می‌شوید و برمی‌گردید سر جایتان. بهترین كلوچه‌ی ایران هم كه می‌دانید اینجا طبخ می‌شود. اگر بخواهید، در عرض سی دقیقه عكس شما یا دلبندانتان!! روی جعبه‌ی كلوچه‌یی كه می‌خواهید ببرید، چاپ می‌شود!!
۱) تالش:
متاسفانه بعضی‌ها دوست دارند یك طوری بین اقوام این شهر و گیلك‌ها تفرقه بیندازند به این بهانه كه از روند توسعه‌ی استان غافلشان گذاشته‌ایم! یكی نیست بیاید بگوید خود استان كجا بود كه روند توسعه‌اش باشد...؟ باغ گلهای لاله‌ی آق‌اولر، به قول اهالی خود اینجا تكه‌یی از بهشت روی زمین خداست... پربیراه هم نمی‌گویند. بیشترین پرورش‌دهندگان زنبور عسل مملكت هم اینجا هستند.
اگر می‌خواهید ببینید عسلتان اصل است یا نه، بریزید روی یك زمین خاكی، بعد فوت كنید، اگر خاكها از روی عسل كنار رفتند، بدانید كارتان درست است! مزارع توت‌فرنگی و خانه‌های روستایی ماسال را از یاد نبرید كه اگر در سریالهای تلویزیونی سبزی و طراوت شمالی می‌بینید، بدانید همینجاست. اكثر كارگردانهای ایرانی، فیلمهای شمالی‌شان را در تالش و كمی اینطرفتر ماسال و رضوانشهر می‌سازند. تنها مناطق سنی‌نشین و غیرگیلك استان. شاد باشید!
 
سید ایمان ضیابری

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 اسفند 1389  3:11 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)


۷ نقطه از گیلان که نباید نبینید!

 
۷ نقطه از گیلان که نباید نبینید!اگر خدای ناكرده تصمیم داشتید تشریف بیاورید رشت (خودتان هم می‌دانید گیلانیها در میهمان‌نوازی در سراسر ایران تكند، در نتیجه خدای ناكرده از این جهت كه اگر بیایید، حداقل میزبانتان در صورت آشنا یا فامیل بودن، چند میلیون تومانی پیاده می‌شود!) دست پر بروید و همه جا را بگردید.
۷) رشت:
رشت آخرین جایی است كه توصیه می‌كنم تشریف ببرید. هرچند به اندازه‌ی خودش زیباست ولی نه اندازه‌ی مركز یك استان. به آرامگاه میرزا كوچك جنگلی فرزند میرزابزرگ، مبارز نامدار گیلانی در سلیمانداراب سر بزنید، بر سر مزار شهدای مشروطه در خیابان پرستار یك فاتحه بخوانید، به عمارت كلاه‌فرنگی در پارك محتشم بروید و آكواریوم بزرگ رشت (می‌گویند اندازه‌ی آكواریوم كیش است!) در پارك ملت را ببینید. اگر دلتان خواست، خانه‌ی جهانگرد نزدیك همین پارك ملت را هم سیر كنید و دیگر اگر خیلی اهل ذوق بودید، موزه‌ی رشت كه گنجینه‌ی مردم‌شناسی گیلان است و همینطور مجموعه‌ی شهرداری رشت را ببینید.
۶) ماسوله:
ماسوله اینقدر معروف است كه دیگر نیازی به معرفی ندارد. یك گروه فیلمبرداری از سی‌سی‌تی‌وی چین و همینطور خبرنگاران آساهی شیمبون برای مخابره كردن عكس و گزارش و متن از ماسوله، چند ماهی اینجا اطراق كردند. شبكه‌ی ملی ژاپن هم از "بهشت گمشده"ی گیلان یك فیلم ساخت. شهركی كه خانه‌هایش روی همدیگر قرار دارند و بام هر خانه، حیاط خانه‌ی دیگری است... یك شیرینی‌پزی خیلی تمیز دارد و امكان ندارد هردفعه یك گروه آدم خارجی داخلش پیدا نكنید!
۵) صومعه‌سرا:
باور كنید خودم هم اینجا نرفتم. ضیابر از توابع صومعه‌سراست... ولی عكسهایش را دیدم و از پدرم هم شنیدم. درختهای آلوچه‌یی كه سرتاسر خیابانهای صومعه‌سرا بزرگ می‌شوند، منظره‌های فوق‌العاده‌یی به این شهر می‌دهند. زیباترین مزارع برنج ایران اینجا واقع شدند. باور كنید. شهری در غرب گیلان با مردمی بسیار آرام و كم‌حرف...
۴) چابسكر:
اگر اهل صفا كردن، خوش‌گذراندن و خلاصه اهل دل هستید، بروید چابسكر. تنها شهری در گیلان (غیر از رشت) كه بیشتر از یك هتل دارد و ویلاهای متعدد و خانه‌های دم ساحلش، مسافر زیاد جذب می‌كند. شهردار این شهر، پارسال شهردار نمونه‌ی گیلان شد. اصول زیباسازی شهر حداقل اینجا بیشتر از هرجای دیگر گیلان رعایت می‌شود. جدولهای هر خیابان، رنگهای خاص خودشان را دارند، داخل فضای سبز بلوارها، تندیسهای بزرگی از صنایع دستی هست و باغ‌ها و گلخانه‌های فراوانی برای دیدن هست.
۳) دهكده‌ ساحلی انزلی:
فكر می‌كنم با كل گیلان متفاوت باشد. حتماً شنیدید كه می‌گویند محرومیتهای گیلان پشت طبیعت سبز و اغواكننده‌ی این دیار گم و پنهان شده‌اند. این قسمت از گیلان آنقدر توسعه پیدا كرده (معلوم نیست چرا) كه بتواند فردا ادعای خودمختاری كند! معماران اكثر ویلاها و ساختمانهای این دهكده، غیرایرانی و اكثراً آلمانی، اتریشی یا سوییسی هستند و تمامی ساختمانها را با سبك كشورهای خودشان ساخته‌اند. خیابانهای زیبایی كه سرتاسرشان از سبزه و گل و درختهای گوناگون پر شده... لطفاً فكر اجاره كردن ویلا در این دهكده نباشید اگر از اقشار آسیب‌پذیر هستید!
۲) لاهیجان:
درست حدس زدید. شهر كلوچه و چای. كاشف‌السلطنه اولین بار وقتی در هندوستان بود، بذر چای را در جوف عصای خودش پنهان كرد و به ایران آورد. موزه‌ی تاریخ چای ایران اینجاست. مجهزترین تله‌كابین ایران كه بهترین دوپن‌مایرهای اتریشی برای ساختنش بسیج شدند اینجاست. تله‌كابین احرار. رفت و برگشت برای هر نفر سه‌هزار تومان! از بالای لاهیجان رد می‌شوید و برمی‌گردید سر جایتان. بهترین كلوچه‌ی ایران هم كه می‌دانید اینجا طبخ می‌شود. اگر بخواهید، در عرض سی دقیقه عكس شما یا دلبندانتان!! روی جعبه‌ی كلوچه‌یی كه می‌خواهید ببرید، چاپ می‌شود!!
۱) تالش:
متاسفانه بعضی‌ها دوست دارند یك طوری بین اقوام این شهر و گیلك‌ها تفرقه بیندازند به این بهانه كه از روند توسعه‌ی استان غافلشان گذاشته‌ایم! یكی نیست بیاید بگوید خود استان كجا بود كه روند توسعه‌اش باشد...؟ باغ گلهای لاله‌ی آق‌اولر، به قول اهالی خود اینجا تكه‌یی از بهشت روی زمین خداست... پربیراه هم نمی‌گویند. بیشترین پرورش‌دهندگان زنبور عسل مملكت هم اینجا هستند.
اگر می‌خواهید ببینید عسلتان اصل است یا نه، بریزید روی یك زمین خاكی، بعد فوت كنید، اگر خاكها از روی عسل كنار رفتند، بدانید كارتان درست است! مزارع توت‌فرنگی و خانه‌های روستایی ماسال را از یاد نبرید كه اگر در سریالهای تلویزیونی سبزی و طراوت شمالی می‌بینید، بدانید همینجاست. اكثر كارگردانهای ایرانی، فیلمهای شمالی‌شان را در تالش و كمی اینطرفتر ماسال و رضوانشهر می‌سازند. تنها مناطق سنی‌نشین و غیرگیلك استان. شاد باشید!
 
سید ایمان ضیابری

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 اسفند 1389  3:13 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

آذربایجان غربی


  آذربایجان غربیدر كناره لاجوردی دریاچه ارومیه استان آذربایجان غربی رخ می‌نمایاند تنها استان كشور كه با سه كشور همسایه مرز مشترك دارد. استان آذربایجان غربی به وسعت۴۳ هزار و ۴۶۰ كیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) از شمال به كشورهای جمهوری آذربایجان و تركیه، از غرب به تركیه و عراق، از جنوب به استان كردستان و از شرق به استان های آذربایجان شرقی و زنجان محدود می‌شود.
آذربایجان غربی كه بخش شمال غربی فلات ایران را تشكیل می‌دهد در دوران سوم زمین شناسی پوشیده از آب دریای بزرگی بوده كه تیتس نامیده شده است. در دوران سنوروتیك كه دوران سوم و چهارم زمین شناسی را در بر می‌گیرد در نتیجه دگرگونی‌های عظیم در پوسته زمین، حركات كوه زایی و فعالیت‌های آتشفشانی شدید كوه‌های بلندی چون آرارات، قفقاز، زاگرس، سبلان، سهند و كوه‌های دیگر سر برآوردند و فلات آذربایجان شكل نهایی خود را پدیدار ساخت.
آذربایجان در فارسی میانه آتورپاتكان در آثار كهن فارسی آذربادگان در فارسی كنونی آذربایجان نامیده می‌شود و تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم ماد در آمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران قسمت‌های غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف كرد، بعد از غلبه اسكندر مقدونی به ایران سرداری به نام آتورپات در آذربایجان ظهور كرد كه این سرزمین بنام آتورپاتكان معروف شد. در زمان حكومت سلوكی‌ها ناحیه آتورپاتكان پناهگاه زردشتیان و تكیه گاه ایرانیت در مقابل یونابیت شد.
حكومت‌های محلی متعددی قدرت را در آذربایجان به دست گرفتند كه آخرین حكام مقتدر این ایالت ساجیان بودند. پس از تصرف آذربایجان به دست شاه اسماعیل اول صفوی آذربایجان مركز عمده گردآوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شده و در زمان صفویه آذربایجان محل جنگ‌های خونین میان سپاهیان ایران و عثمانی شد كه جنگ چالدران از عمده‌ترین آن‌ها به شمار می‌رود در آن جنگ سید صدرالدین وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی به شهادت رسیده و مقبره آن در حال حاضر یكی از مكان های دیدنی آذربایجان است كه در چهار كیلومتری شهر چالدران در روستای سعدل واقع است.
از این رو آذربایجان غربی بیش از سایر استان‌ها مورد توجه اقوام گذشته قرار گرفته است و شاهد آن بناهای تاریخی است كه گاه هزارها سال چشم ناظرانش را متحیر ساخته و هزاران هزار چشم انداز بدون شرح و تفصیل دیگر نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌كند.
مدیركل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان غربی می‌گوید: از یك هزار و ۱۷۰ اثر شناسایی شده حدود یك هزار اثر تاریخی و فرهنگی استان در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسیده كه ۵۰۰ اثر و بنا درسال جاری به ثبت رسیده است.
محمد اشتری در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما گفت: آثار به ثبت رسیده شامل محوطه‌های تاریخی، قلعه‌ها، مساجد و حسینیه‌ها، گوردخمه، خانه های قدیمی و یخچال‌های قدیمی از جمله مسجد ذهبیه، یخچال قدیمی چورس، قیزقلعه ایواوغلی، تپه قزل داش، آتشكده دوزبلاغی خوی، گورستان‌های قدیمی قره شعبان و ارامنه خوی، سلماس، چالدران و شهرهای شمالی هستند.
وی با اشاره به جایگاه استان در جذب گردشگر اظهار داشت: یك میلیون و ۴۰۰ هزار نفر سالانه از طریق این استان وارد كشور می‌شوند كه ۳۵ درصد آن را اتباع خارجی تشكیل می‌دهند.
بنا به گفته اشتری شاخه‌های اصلی و فرعی جاده ابریشم در این استان بوده و آذربایجان غربی محل تلاقی اندیشه‌ها و تمدن‌ها در طول تاریخ بوده است.
وی تصریح كرد: مجموعه آثار شگفت انگیز تاریخی استان از چنان ارزشی برخوردار هستند كه می توانند در فرآیند توسعه استان همانند ذخیره‌ای پایان ناپذیر به اهرم مؤثر توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان تبدیل شوند.
وی در عین حال اظهار تأسف كرده و متذكر شد: نسبت به تاریخ، گذشته و زحمات خود بی‌توجه هستیم كه بی احترامی به تاریخ و گذشته نتیجه ای جز تباهی یك جامعه ندارد.
اشتری اذعان می دارد: در حال حاضر در معماری ها و گسترش شهرها نماد فرهنگی و اصیل ایرانی وجود ندارد كه تبعات آن فراموش شدن فرهیختگان و سمبل‌های زیبایی ایرانی است.
● جاذبه‌های باستانی
كلیساهای سیر و ننه مریم در ارومیه، مسجد مطلب خان، مناره شمس تبریزی، دروازه سنگی، قلعه باستانی بسطام و حجاری‌های خان تختی، كاخ موزه باغچه جوق، دخمه سنگی فرهاد در ماكو، مقبره سید صدرالدین در چالدران، غار فخریگاه در مهاباد، تخت سلیمان، كوه زندان و دژ ساری قوریخان در تكاب، تپه های گوی تپه، حسنلوی نقده، حاجی فیروز، جلبر، اهرنجان در ارومیه از جمله اماكن تاریخی استان هستند كه تاریخی را در خود نهفته دارند، نشان از قدمت دیرینه سكونت انسان، شكل گیری فرهنگ و تمدن در این منطقه بوده و عنصر ممتاز توریستی محسوب می‌شوند كه بعضی از آنها علی رغم این‌كه فاقد امكانات جذب توریست هستند، اما مورد بازدید توریست‌های متعدد خارجی و داخلی قرار می‌گیرند.
نگاهی گذرا به گوشه‌ای از موجودی آثار طبیعی استان نیز ما را متوجه توانمندی‌های این استان خواهد كرد.
استان آذربایجان غربی با رشته كوه‌های سر به فلك كشیده و رودخانه‌های پر آب دایمی، مراتع، جنگل های سرسبز و خرم، هوای ملایم و معتدل، باغات میوه، دشت ها و دامنه های پر از گل‌های وحشی و تالاب ها، مرداب‌ها، سواحل و جزایر دریاچه كه میعادگاه صدها نوع پرنده وحشی، بومی و مهاجر و رودخانه هایی كه محل زندگی آبزیان مختلف است از زیباترین و خوش آب و هواترین مناطق ایران بویژه در فصول مسافرت بهار و تابستان می باشد؛ استانی كه از كرانه های ارس در شمال تا دره زاب در جنوب سراسر پوشیده از لاله و شقایق، نرگس، نسترن، سوسن و سنبل است.
دریاچه مارمیشو، تفرجگاه بند و پارك جنگلی ارومیه، تفرجگاه فیروق در خوی، آب گرم ایستی سو در سلماس، چشم ثریا و سد ارس در ماكو، غار آبی سهولان در مهاباد، چمن متحرك در تكاب، آبشار شلماش، چشمه گراو و تفرجگاه پردانان در پیرانشهر، نیز از چشم اندازها و شگفتی انگیزترین جلوه های طبیعت زیبای آذربایجان است كه می تواند برای هر توریستی جالب توجه باشد.
● آذربایجان غربی؛ محل مواجهه فرهنگی اقوام مختلف
آذربایجان غربی از دیرباز محل مواجهه اقوام مختلف بوده كه شاهد این مدعا وجود كلیساهای متعدد است.
آیین و مذهب مسیح از قرن اول میلادی در نواحی غرب امپراطوری ایران وارد شد.این نفوذ از دو راه صورت پذیرفت یكی از راه بین النهرین و دیگر از جانب ارمنستان، مسیحیان ایران از آغاز مسیحیت در ایران همواره شامل دو قوم آشوری و ارمنی هستند.
آشوری ها معتقدند كه مسیحیت را حضرت توما یكی از دوازده حواریون حضرت عیسی پس از سال سی و سی میلادی در میان آنها تبلیغ و ترویج كرده است و كلیسای حضرت مریم شهر ارومیه را به او نسبت می دهند.
ارامنه نیز بر این اعتقادند كه مسیحیت را طاطائوس یكی از حواریون حضرت مسیح بین آنها تبلیغ و ترویج نموده و بنای كلیسای طاطائوس مقدس (قره كلیسا) را به او نسبت می‌دهند.
كلیسای طاطائوس در میان ارامنه جهان از جایگاه خاصی برخوردار بوده و همه ساله در اوایل مرداد مراسم سالانه آن با حضور هزاران مسیحی برگزار می‌شود و در این مراسم ویژه نوزادان مسیحی غسل تعمید و زوج های جوان به عقد یكدیگر در می‌آیند.
این كلیسا كه به نام تادی مقدس معروف است در روستای قره كلیسا از توابع سیه چشمه (چالدران) قرار دارد و مزار تادی مقدس است.
▪ تخت سلیمان تكاب
تخت سلیمان در زمره آثار ثبت شده جهان از نكات قابل ذكر بخش میراث فرهنگی و گردشگری استان است.
مدت بیست سال گروهی از آلمان مشغول تحقیق و اكتشاف در آتشكده تخت سلیمان در زندان سلیمان بوده اند، آتشكده‌ای كه یكی از با اهمیت‌ترین، وسیع ترین و باشكوه‌ترین تأسیسات ساسانی است كه تا كنون شناسایی و از زیر خاك بیرون آورده شده است و یكی از با اهمیت‌ترین نمادهای مذهبی، سیاسی و فرهنگی اواخر دوره ساسانی در قرن ششم میلادی به شمار می‌رود، ارزش‌های معماری در این منطقه تأثیر بسیاری در دوره‌های بعد و حتی دوره اسلامی گذاشته است و اهمیت آن تا حدی است كه در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده است.
تخت سلیمان در محال افشار و ۴۵ كیلومتری شمال شرق بخش تكاب شهرستان میاندوآب قرار دارد و جاده دسترسی به آن آسفالته است.
این محل كه مورخان آن را كنژك عهد ساسانی یا شیز و گنجك دوره اسلامی دانسته‌اند رومیان آن را گزكا و اشكانیان آن را فراآسپا نامیده‌اند با استناد به آثار به دست آمده از كاوش‌های باستان شناسی یكی از سه آتشكده مهم و معتبر دهه ساسانی یعنی آتشكده آذرگشسب بوده و خسرو پرویز دوم نیز كاخی در جوار آن بنیان نهاده بود و ایامی از سال را در آن اقامت می‌كرد.
اگر چه آثار بازسازی و مرمت از دوره خلفای عباسی در این منطقه دیده شده و نمونه سفال‌های پیش از قرن هفتم هجری قمری نیز ضمن كاوش‌های این مجموعه به دست آمده است، اما دوره رونق و عمران مجدد آن مربوط به زمان حكمرانی دومین ایلخان مغول و برادر زاده هلاكوخان یعنی آباقاخان است كه آن را برای قصر تابستانی خود مناسب تشخیص داده بود.
▪ غار سهولان
یكی دیگر از مناطق دیدنی آذربایجان غربی غار سهولان است. غار سهولان از شگفتی‌‌های آفرینش و شگفت انگیزترین جلوه‌های طبیعت زیبای استان است. آثار حیات بشری در غار سهولان از شش تا هفت هزار سال گذشته وجود دارد و بعد از غار علی صدر همدان دومین غار آبی ایران است.
این غار در ۴۶ كیلومتری جنوب غربی شهر زیبای مهاباد و در جنوب دریاچه ارومیه بر سر جاده بوكان كه به طور میان بر مهاباد را به شهر بوكان متصل می‌كند قرار دارد.
هر چند كه از نظر آغاز پیدایش به دوره دوم زمین شناسی (كرتاسه) برمی‌گردد، اما در هیچ یك از كتب فارسی، كردی و تركی نامی از آن برده نشده است. تنها ژاك دمورگان جهانگرد مشهور فرانسوی بین سال های ۱۸۹۲ تا ۱۸۹۶ كه در ایران مشغول نوشتن كتاب جغرافیای غرب ایران بوده غار را دیده و با كمك ساكنان روستا به وسیله كلك از راه آبی وارد غار شده و از راه خشكی بیرون آمده است. سپس در سال ۱۳۵۰ هجری شمسی یك هیئت غارنورد از دانشگاه اكسفورد با تجهیزات كاملی از غار دیدن كرده و درباره آن نوشتند كه غار سهولان یكی از عجیب‌ترین غارهای آبی جهان به شمار می‌آید.
سرانجام در سال ۱۳۷۰ هیئتی برای شناسایی از غار دیدن كرده و اقدامات اولیه را انجام دادند و در نهایت سال ۷۶ اقدام به بازگشایی مسیرهای دیگر غار كردند و در سال ۷۹ توسط شهرداری مهاباد مورد استفاده قرار گرفت.
▪ كاخ موزه باغچه جوق ماكو
كاخ موزه باغچه جوق ماكو در ۲ كیلومتری جاده ماكو، بازرگان و در روستای باغچه جوق قرار دارد. در جوار این روستا و بر دامنه كوه مرتفعی در داخل باغ بزرگی ساختمان مجلل و تاریخی قصر سردار ماكو ار آثار با ارزش و منحصر به فرد شمال غرب كشور قرار دارد.
قصر باغچه جوق توسط اقبال السلطنه ماكویی از حكام مقتدر اواخر دوره قاجاریه و یكی از سرداران مظفرالدین شاه قاجار احداث شده است.
در حال حاضر این موزه شامل اشیاء و لوازم زندگی سردار ماكو است كه به لحاظ موقعیت و نفوذ قابل توجه وی در این خطه از كشور به ویژه در زمان حكومت پرآشوب مظفرالدین شاه از طرف حكام و دربار روسیه برای ایشان ارسال شده بود.
این اشیاء در نوع خود جالب توجه و دیدنی است. به همین جهت اسباب و اثاثیه مذكور شامل انواع و اقسام مبل ها و صندلی‌های لوكس از جنس چوب‌های جنگلی نی و خیزران با تزئینات برجسته برنزی و رویه مخمل و نقوش كنده كاری شده ساخت كشورهای لهستان، فرانسه، اتریش و روسیه، آیینه های سنگی با قاب‌های طلایی و استیل مشكی منبت كاری شده، پرده های رنگین اطلس، پشمی و تودوزی با طرح‌های مختلف، كمد و جالباسی از چوب گردو با منبت كاری و روكش اطلس ساخت اتریش و لوسترهای برنزی هیجده شاخه ساخت فرانسه در اتاق‌های طبقات اول و دوم ساختمان مركزی در معرض تماشای بازدیدكنندگان قرار داده شده است.    
  خبرگزاری فارس
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 16 اسفند 1389  8:29 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

آرامش باد در بادگیرها


  آرامش باد در بادگیرهاما ایرانی ها از همان اول اینقدر بی سلیقه نبودیم که در معماری این روزهایمان می بینید. حالا بزرگترین هنرمان شده خانه های قوطی کبریتی ساختن با نماهای زمخت و بی معنی.
یک زمانی اما مبتکر بودیم.
خلاق بودیم. زیبا می ساختیم. ما آن زمانها برای زندگی وقت داشتیم.
اگر می خواهید واقعا با چشمهای خودتان ببینید که ما چقدر با سلیقه بوده ایم یک سر بروید تا دل کویر. هیچ شوخی در کار نیست. ما داریم شما را درست وسط همین هوای داغ به دل کویر دعوت می کنیم. به یزد.
در یزد می توان با مردمی دمخور شد که گرچه به لهجه ای از فارسی سخن می گویند، اما اگر تنها کمی غلیظ حرف بزنند، شما باید از یک مترجم استفاده کنید. لهجه ای شیرین با هجاهای کشیده و مقطع و آنقدر تاثیرگذار که ناگهان می فهمید دارید با ته لهجه یزدی حرف می زنید. اما در یزد از گرمای سوزان خبری نیست. فقط یک توصیه را حتما جدی بگیرید، از بافت قدیمی شهر خارج نشوید چون آفتاب کبابتان می کند. بی دریغ بی دریغ.
بافت قدیمی شهر اما بوی کهن هنر معمارهای ایرانی را دارد. آمیخته ای از سلیقه و ظرافت در قامت بادگیرهایی که سر بر آسمان افراشته اند و طاقی هایی که حفاظ کوچه ها شده اند. سایه ای مدام و بادی که زیر طاقی ها می وزد تا خنکای جان باشد. انسان ایرانی سالها پیش در معماری اش انگار به نبرد با گرما رفته است.
این بادگیرها و طاقی ها تنها هوا را خنک نمی کرده اند. از آنها برای خنک کردن سرداب ها، آب انبارها، خانه های بزرگ اعیانی و مساجد هم بهره می برده اند. چنین است که معروفترین بادگیرهای جا مانده از گزند روزگار متعلق به چنین اماکنی است. کارکرد دیگر بادگیرها تهویه هواست. یزد در واقع ریه هایش را با همین بادگیرها جلا می داده ، اینها سیستم تنفسی شهر بوده اند. معماری کهن ایرانی انگار شهر را ارگانیسمی زنده می پنداشته که برای تنفسش راهی اندیشیده است.
بادگیرهای خانه های اعیانی را معمولا در ضلع جنوبی حیاط خانه ، یعنی سمت تابستان نشین آن می ساخته اند که هوای تالار، حوض خانه ، کلاه فرنگی و زیرزمین را تهویه و خنک می کرده اند.
حالا می بینید که در همین تابستان سوزان هم می شود به دل کویر زد. این شهر کویری زیبا از یک سیستم خنک کننده اساسی بهره می گیرد. این سیستم خنک کننده از خشت خام ، آجر، گل ، گچ و چوب شورونه ساخته شده است. انسان ایرانی سالها بعد که می شود همین امروز ما در سایه پیشرفت تکنولوژی خانه هایی ساخته است که در آنها تیرآهن های بزرگ و بلوکهای بتونی هم به کار رفته ، اما نه از آن خنکای دلچسب ، نه از آن ایمنی پایدار در آن اثری نیست.
این بادگیرها را بر حسب سرعت و جهت باد طراحی می کردند و آنها را در شکلهای مختلفی از یک بادگیری تا هفت بادگیری می ساختند. آن روزها معماران ایرانی به کشف و شهود دست یافته بودند. آنها خشت و گل را زندگی می بخشیدند. در ضمن این بادگیرها در کنار همه کارکردهای مفیدشان نشانه تشخص و منزلت اجتماعی صاحبان خانه های بادگیردار هم بوده است. آنهایی که لابد به تعبیر آن روز متشخص تر بوده اند، اشراف قدیم که باید راهی به خاندان های قجری می داشته اند، بادگیرهای بلندتری ساخته اند که بر فراز آن تزئینات بیشتری به کار می رفته است. علاوه بر این گردش در یزد دست کمی از یک سفر اکتشافی ندارد.
کوچه هایی که به هم راه دارند و آنقدر پیچ می خورند روی تن شهر تا شبکه پیچیده ای را به هم وصل کنند. فراموش نکنید که وقتی در این کوچه های در هم پیچ گردش می کنید به درها دقت کنید. هنوز از درهای قدیمی آثاری برجاست با آن دق الباب های شگفت. دق الباب هایی که گاه شبیه حیوانات اند و گاه با آیه ای از قرآن تزئین شده اند. اگر از آنهایی نیستید که سفر می روند بعد در خانه یا مسافرخانه یا هتلی که در آن اقامت دارند می مانند، اگر از آنهایی نیستید که فکر می کنید همه شهر را می شود در یک سفر دید، اگر از آنهایی نیستید که تنها برای خرید سوغاتی های رنگارنگ برای دوست و آشنا و فامیل سفر می روند می توانید اولین سفرتان به یزد را اختصاص دهید به پرسه زدن در کوچه ها و بازدید از بادگیرها.
اگر چنین بود می توانید از بادگیرهای خانه لاری ها، باغ دولت آباد، محراب مسجد ریگ ، محراب مسجد ملااسماعیل ، آب انبارهای عصرآباد، حسین آباد و کلیمیان دیدن کنید. در این میان بادگیر باغ دولت آباد با ۳۳ متر ارتفاع به عنوان بلندترین بادگیر جهان یگانه است و نیز بادگیرهای شش بادگیری و هفت بادگیری عصرآباد و حسین آباد.
● سوغات یزد
اگر از دیدن بادگیرها فارغ شده اید و می خواهید به رسم یادگار تحفه ای ماندگار از یزد داشته باشید، فراموش نکنید که مهمترین و ماندگارترین سوغات یزد ترمه است. ترمه های بته جقه که از طرحهای متنوع آن بعد از این همه سال تنها سروهای خمیده بر جای مانده. اما یک توصیه جدی: مردمان شرق جهان که ما هم در شمار آنها باشیم ، اعتقاد دارند دست انسان یکی از راههای انتقال انرژی است. همین است که شرق را سرزمین رازها نام نهاده اند. سرزمینی که در آن انرژی انسانی و روح ، تاثیر شگفتی در گذران روزمره زندگی دارد. از این مقدمه اما باید نتیجه گرفت دقت کنید ترمه ای را بخرید که دست بافت باشد. در این ترمه های جدید ماشینی هیچ اثری از انرژی و روح نیست.
بادگیرهای خانه های اعیانی را معمولا در ضلع جنوبی حیاط می ساخته اند تا هوای تالار، حوض خانه ، کلاه فرنگی و زیرزمین را تهویه و خنک کند ترمه های دست بافت اما اگر دقیق شوید در لابه لای پودها و تارهایش عشق و هنر و مکاشفه دارد. هر چند ترمه بافی سنتی و دستی در سایه بی مبالاتی سکان داران صنایع دستی کشوری در طول سالیان مسیری دردناک را تا مرز انقراض پیموده و کارگاه های ماشینی ترمه بافی جای آنها را گرفته است اما با کمی جستجو، با کمی پیگیری و سماجت هنوز می توانید ترمه های دست بافت پیدا کنید. یادتان باشد هنوز می توانید و این هنوز شاید تا چند سال بعد تبدیل شود به هیچگاه.
پارچه های یزد هم معروف است. بازار یزد که خود مجموعه ای دیدنی و تاریخی است یک راسته بزرگ خود را در اختیار پارچه فروش ها گذاشته تا مسافران بتوانند در دهها مغازه پارچه فروشی آنچه را می خواهند بیابند. راسته ای سرشار از رنگهای گوناگون ، سرشار از ضیافت رنگ و نخ.
اما این اشتباه محض است اگر وقتی هنوز همه جای شهر را ندیده اید به بازار بروید. مطمئن باشید دل کندن از آن حجره های سنتی و البته حالا مغازه های نئون دار مدرن آنقدر سخت است که بقیه زمانتان را اشغال کند. به خصوص اگر یکی از همراهان تصمیم بگیرد به سنت تخطی ناپذیر خرید ایرانی هی همه پارچه ها را ببیند تا مبادا گزینه بهتری هم برای خریدن بوده باشد. مغازه دارهای پارچه فروش یزدی هم آنقدر خوش برخوردند که بدون کوچکترین گله ای همه طاقه های پارچه را روی پیشخوان پهن می کنند. یادتان باشد صحبت یکی دو مغازه نیست.
دهها مغازه کیپ هم در این راسته پارچه می فروشند و خودتان حساب کنید اگر همین بساط در هر مغازه تکرار شود چقدر از زمانتان را باید با بوی پارچه نوبافت سر کنید.
اگر از آنهایی هستید که دنبال خوراکی های سوغاتی هم می گردید شیرینی یزدی را فراموش نکنید. معروفترین شیرینی یزد باقلواست و البته تعداد زیادی شیرینی کوچک خوش طعم. قطاب ، لوز بیدمشک ، حاجی بادام و لوز پسته در میان آنها نامی ترند. این شیرینی ها چند فایده دارند. اگر تنها خودتان قرار است آنها را بخورید دلتان را نمی زند. آنها آنقدر کوچکند که هر چقدر هم شیرین باشند تنها شیرین کامتان می کنند. فایده دیگر شیرینی یزدی آن است که اگر آن را برای مهمان های رودرواسی دارتان بیاورید، مهمان های مقیدی که هر بار وارد اتاق می شوید از جای خود برمی خیزند، می توانید اطمینان داشته باشید که بیشتر از یکی دو شیرینی نخواهند خورد.
شیرینی های یزدی البته به غیر از باقلوا برای بیماران مبتلا به مرض قند هم مناسب است. اگر کسی در اطرافتان از حواریون بی دریغ شیرینی به این بیماری مبتلاست ، می توانید یک بسته کوچک شیرینی برایش ببرید و بدانید که اگر هر روز تنها یکی از آن شیرینی ها را بخورد هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد. اما فغان از مهمان هایی که آنقدر صمیمی اند که هی با شما حرف می زنند و لابه لای خنده های بلندشان یکی دو تا از آن شیرینی های یزدی را داخل دهان مبارک می اندازند. البته اگر درست نگاه کنید حتی این هم به نفع شماست.
شما تا زمانی که مهمانتان تصمیم بگیرد دخل بقیه شیرینی ها را درنیاورد آنقدر حرص می خورید که لاغر می شوید. حالا اگر خودتان لاغرید یا انگیزه مناسبی برای لاغر شدن ندارید، شیرینی های یزدی را از گزند چنین مهمانانی دور نگاه دارید و فراموش نکنید تا دفعه بعد که بتوانید به یزد بروید و شیرینی یزدی بخرید ممکن است زمانی طولانی سپری شود.
البته می شود باقلوا را در خانه هم درست کرد. اگر باقلوا را تجزیه کنید، در واقع از سه بخش تشکیل شده است. لواش باقلوا که چیزی است مشابه خمیر نان ، مواد درون باقلوا و دست آخر شربتی که روی باقلوا می ریزند. برای تهیه لواش باقلوا باید از تخم مرغ ، روغن مایع ، شیر، کره ، نمک ، گلاب و آرد سفید استفاده کنید. در بخش دوم ، یعنی همان درونیات لذیذ از پودر بادام ، پودر پسته ، پودر قند و مقدار کمی هل بهره بگیرید و شربت باقلوا را هم با شکر و گلاب و آب درست کنید. اما اگر به نصیحت دیگران گوش می دهید یادتان باشد که هر کاری فوت و فنی دارد و فوت و فن پختن باقلوا را شیرینی پزهای یزدی سینه به سینه منتقل کرده اند. تا بخواهید این فوت وفن پخت باقلوا را یاد بگیرید مقدار زیادی ماده اولیه را هدر داده اید و مطمئن باشید دست آخر هم آن باقلوای معروف حاج خلیفه چیز دیگری است.
پس یک بار دیگر، در یک تابستان دیگر به شهر کولرهای سنتی سفر کنید و در شگفتی از معماری غریب بادگیرها و آب انبارها و کوچه های طاقی دار، کامتان را با باقلوای یزدی شیرین کنید.     هژیر پلاسچی
  روزنامه جام‌جم

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 16 اسفند 1389  8:31 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

آرامگاه شاهچراغ


  آرامگاه شاهچراغآرامگاه سید میراحمدبن موسی الكاظم (ع) برادر حضرت رضا (ع) - معروف به شاه چراغ در مركز شیراز و كنار میدانی به نام احمدی قرار دارد.
گنبد نیلوفری شاه چراغ به سبك بسیار زیبایی كاشی كاری شده و از دور پیداست. این آرامگاه در نزد شیرازی ها دارای شكوه و قداست خاصی است و به همین مناسبت همیشه زیارتگاه مؤمنین و مؤمنات بوده است.
درون حرم را با به كار بردن آینه های ریز رنگین، به سبكی هنرمندانه، آینه كاری كرده و انواع خط های زیبای فارسی و عربی، تزیین كننده نمای اطراف آینه ها و كاشی ها است.
بنای حرم، مشتمل بر ایوانی در جلو و حرمی گسترده در پشت ایوان است كه در چهار جانب حرم، چهار شاه نشین قرار گرفته و مسجدی نیز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضریح مطهر در شاه نشین زیر گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.
حیاط شاه چراغ دارای دو در اصلی ورودی است كه در سمت جنوب و شمال حرم از زیر دو سر در بزرگ كاشی كاری شده گذشته و وارد حیاط وسیع حرم می شویم. در میان حیاط، حوض بزرگ فواره داری ساخته شده و در اطراف حوض درختكاری شده است. حرم مطهر شاهچراغ در سمت غرب حیاط و حرم سید میر محمد(ع)- برادر شاه چراغ - در سمت شمال شرقی حیاط قرار دارد.
غیر از دو در اصلی، دو در فرعی دیگر نیز وجود دارد كه یكی به بازار حاجی و دیگر به مسجد جامع عتیق می رود درگاه مانندی نیز از ضلع شمال حیاط وارد بازار شاه چراغ می شود.
در دور تا دور حیاط، اتاق هایی دو طبقه ساخته شده كه در پیشانی و جرزهای جلو آنها كاشی كاری شده است. ستون های آهنی ایوان حرم به وسیله چوب های نفیس پوشش داده شده و در سقف مسطح آن نیز چوب منبت كاری شده به كار رفته است. امكانات وسیعی مثل پاسگاه انتظامی، دفتر پست و مخابرات، كتابخانه و موزه در این حیاط وسیع برای رفاه مردم ایجاد شده است.
● ویژگی های شخصیت احمد(ع)
حضرت احمد (ع) در نزد پدرش امام موسی كاظم(ع)، از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردار بوده است. نوشته اند كه حضرت احمد، مردی كریم، جلیل القدر، بزرگوار و پارسا بود. حضرت امام موسی كاظم (ع) به دلیل علاقه ای كه به حضرت احمد (ع) داشت، ملكی به نام یسیره را به او هدیه كرد، ملكی كه بعدها حضرت احمد (ع) آن را فروخت و به وسیله آن هزار اسیر را آزاد كرد.
● پیشنهاد شیعیان برای امامت حضرت احمد بعد از امام موسی كاظم (ع)
اعتبار و جایگاه احمد(ع) در بین فرزندان امام موسی (ع) تا اندازه ای بود كه پس از شهادت امام موسی كاظم (ع)، گروهی از مردم به حمایت از امامت احمد (ع) برخاستند و فرقه ای به نام امامیه را پدید آوردند.
● شهادت احمدبن موسی(ع)
بنا به دستور قتلغ، سربازان وی به پناهگاه حضرت احمدبن موسی(ع) حمله ور شدند آن حضرت، شجاعانه در برابر سربازان به دفاع از خود پرداخت. دشمنان كه از پس او برنمی آمدند، دیوار پشتی مخفی گاه حضرت را خراب كرده و به درون خانه او نفوذ كردند و از پشت سر با شمشیر، فرق مبارك آن حضرت را شكافتند و سپس خانه را بر بدن مطهر او ویران كردند، این واقعه در تاریخ ۱۷ رجب رخ داده است.
● پیدایش قبر احمدبن موسی(ع)
تاریخ نویسان، زمان پیدایش قبر حضرت احمد را یكسان ننوشته اند. گروهی آن را در زمان امیر عضدالدوله دیلمی (۳۷۳-۳۳۸) و گروهی دیگر، در زمان امیر مقرب الدین مسعودبن بدر (متوفی به سال ۶۶۵ ه.ق) نوشته اند.
● تاریخچه آرامگاه احمدبن موسی(ع)
در سال ۷۴۵ (ه.ق) مادر شاه شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه فارس، ملكه تاشی خاتون اقدامات نیكویی بر بارگاه آن حضرت انجام داد. این بانوی نیكوكار، اقدام به بهسازی بارگاه كرد و در عرض ۵ سال از سال ۷۴۵ تا ۷۵۰ (ه.ق) آرامگاهی وسیع و گنبدی بلند بر آن ساخت. همچنین در جنب آرامگاه، مدرسه ای وسیع بنا كرد. او همچنین تعداد زیادی از مغازه های بازار نزدیك حرم و ملك میمند فارس را وقف بر این آستان مقدس كرد.
ابن بطوطه جهانگرد مراكشی كه در سال ۷۴۸ (ه.ق) برای بار دوم به شیراز سفر كرده، در سفرنامه خود درباره اقدامات ملكه تاشی خاتون و توصیف آرامگاه، چنین نوشته است:
این آرامگاه در نظر شیرازی ها احترام تمام دارد و مردم برای تبرك و توسل به زیارتش می روند. تاشی خاتون، مادر شاه ابواسحاق، در جوار این بقعه بزرگ، مدرسه و زاویه ای ساخته است كه در آن به اطعام مسافران می پردازند و عده ای از قاریان پیوسته بر سر تربت امام زاده، قرآن می خوانند شب های دوشنبه، خاتون به زیارت آرامگاه می آید و در آن شب قضات و فقها و سادات شیراز نیز حاضر می شوند. این جمعیت در بقعه جمه می شوند و با آهنگ خوش به قرائت قرآن مشغول می شوند. خوراك و میوه به مردم داده م یشود و پس از صرف طعام، واعظ، بالای منبر می رود و تمام این كارها در بین نماز عصر و شام انجام می گیرد.
خاتون در غرفه مشبكی كه مشرف به مسجد است، می نشیند. در آخر هم (به احترام این بقعه) همانند سرای پادشاهان طبل و شیپور و بوق می نوازند.
در سال ۹۱۲ (ه.ق) به دستور شاه اسماعیل صفوی، بهسازی گسترده ای بر آرامگاه انجام گرفت. ۸۵ سال بعد بر اثر زلزله سال ۹۹۷ (ه.ق)، نیمی از گنبد آرامگاه ویران شد كه دوباره در سال های بعد بازسازی گردید.
در سال ۱۱۴۲ (ه.ق) نادرشاه افشار بهسازی گسترده ای بر این آرامگاه انجام داد و به دستور او قندیل بزرگی در زیر سقف و گنبد آویزان كردند. نادرشاه پیش از گرفتن شیراز و غلبه بر افغان ها، پیمان بسته بود كه اگر در جنگ پیروز شود، بهسازی شایسته ای بر این بقعه انجام دهد. بنابراین پس از پیروزی بر افغان ها و تسلط شیراز، ۱۵۰۰ تومان پول آن زمان را صرف بهسازی شاه چراغ كرد و قندیل او ۷۲۰ مثقال وزن داشته كه از طلای ناب و زنجیر نقره ای ساخته بوده اند. این قندیل تا سال ۱۲۳۹ (ه.ق) همچنان آویزان بود.
در زلزله سال ۱۲۳۹ (ه.ق) شیراز با خاك یكسان شد و این آرامگاه نیز به كلی مخروبه گردید، نویسنده تذكره دلگشا كه خود شاهد این زلزله بوده است چنین می نویسد:
گنبد بقعه (شاه چراغ) كه از غایت ارتفاع، آفتاب جهان تاب هر روز در نیم روز خود را در سایه آن كشیدی به یك دفعه چنان بر زمین خورد كه زمین شكافته و در اعماق خاك فرو رفت... و آن عمارات عالی ... تو گویی همیشه ویران بوده ... .
پس از زلزله، قندیل اهدایی نادرشاه را فروختند و صرف بازسازی آرامگاه كردند.
در سال ۱۲۴۳ (ه.ق) به دستور فتحعلی شاه قاجار، حسینعلی میرزا فرمانفرما، پی گیر شد تا كف بقعه را یك متر از سطح زمین بلندتر بسازد. این كار صورت گرفت و به جای استفاده از سنگ و ساروج، آن را از سنگ و آجر و گچ بنا كردند و در آخر ضریحی نقره ای بر مزار مطهر نصب كردند. در سال ۱۲۶۹ (ه.ق) بر اثر زلزله، گنبد آرامگاه شكست و فرو ریخت. در همان سال محمدناصر ظهیرالدوله آن را نوسازی كرد.
در سال ۱۲۸۹ (ه.ق) مسعود میرزا ظل السلطان دری نقره ای بر ورودی حرم نصب كرد و در سال ۱۲۹۲ (ه.ق) شاهزاده ظل السلطان، ساعت زنگ دار بزرگی بر برج جنوبی بقعه نصب كرد.
در سال ۱۳۰۶ (ه.ق) آینه كاری مفصلی بر دیوارهای داخل حرم انجام گرفت.
در سال ۱۳۳۶ خورشیدی، آخرین گنبد قدیمی آرامگاه برچیده شد و اولین گنبد با بتون آرمه ای توسط انجمن آثار ملی و اداره باستان شناسی فارس ساخته شد.
در سال ۱۳۶۰ خورشیدی با حكمی از سوی حضرت امام خمینی (ره) سید محمد مهدی دستغیب به تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی منصوب شدند.
● از نخستین سال های پس از انقلاب اسلامی، تاكنون كارهای زیر انجام گرفته است:
▪ توسعه مجموعه فرهنگی مذهبی حرم در زمینی به مساحت ۱۰۰ هزار متر مربع.
▪ ایجاد ۱۶۲ حجره در دور تا دور حیاط در دو طبقه كه پیشانی و تاق نمای این حجره ها تماماً كاشی كاری شده است.
▪ نصب سنگ مرمر در كف حرم مطهر و دیوارهای اطراف.
▪ ساخت سر در جنوبی كه اسكلت این در، بتون آرمه است و قسمتی از وصیت نامه امام بر روی كاشی معرق به خط نستعلیق
زینت بخش فضای درونی آن است. دو لنگه در وروردی آن از چوب ساج تهیه شده و به وسیله ورق و قبه های هشت پر برنزی آراسته شده است.
▪ در غرب حرم، سالنی زیبا ساخته شده كه كف آن و دیوارهای اطراف تا ارتفاع ۱.۵ متر سنگ مرمر شده و اسامی الهی با خط زیبا و به رنگ طلایی بر سطح آن نوشته شده اتس. پنجره های مشبك چوبی و شیشه های رنگی در شكل مختلف، زیبایی آن را دوچندان كرده است. آینه كاری و گچ بری آن به سبك سنتی انجام گرفته است.
▪ ساخت گلدسته جنوبی، این گلدسته شبیه و قرینه گلدسته شمالی است. كاشی كاری آن دارای رنگ طبیعی است. اگر چه بدنه آن و نوشته هایش شبیه گلدسته شمالی است اما سطح گلدسته شمالی به نام های خداوند مزین شده و حال آن كه بر بدنه این گلدسته،
نام های امامان و لقب های آنها با هنرمندی خاصی نوشته شده است.
▪ در سقف ایوان، چوب ساج به كار رفته و اسامی الهی و ائمه اطهار با چوب نارج و افرا بر آن نوشته شده است.
▪ حوض بزرگی در میان حیاط با الهام از سبك مذهبی ساخته شده است. سنگ های بزرگ این حوض از جنس چینی است و از معادن نی ریز فارس تهیه شده است.
▪ در دور تا دور آرامگاه، خارج از محوطه، بازارهایی دوطبقه ساخته شده اند. ساختمان این بازارها اگر چه با مصالح نوین ساخته شده، اما در ساخت آن، شیوه سنتی و معماری اصیل ایرانی محفوظ مانده است.    
  سایت شیراز
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 16 اسفند 1389  8:34 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

آرامگاهی صدساله برای شاعری هزارساله


  آرامگاهی صدساله برای شاعری هزارسالهحضور روزانه چهل هزار نفر بازدیدکننده در ایام نوروز در آرامگاه شاعر حماسه‌سرای توس، می‌تواند باعث شود که فردوسی به خود ببالد که پس از گذشت ۱۰ قرن هنوز داستان‌های شاهنامه در بین مردم زنده است،‌چرا که این مجموعه با حدود پانصدهزار نفر بازدیدکننده در ایام نوروز پس از بارگاه مقدس امام هشتم شیعیان بیشترین گردشگر را در میان جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی استان خراسان رضوی به خود اختصاص داده است.
در کیلومتر ۲۰ جاده مشهد به قوچان، بلواری به نام پردیس از جاده اصلی جدا می‌شود. این بلوار که هفت کیلومتر بیشتر طول ندارد راه دسترسی به شهر تاریخی توس است. در این مسیر بیشتر اهالی توس گردشگران داخلی و حتی خارجی تردد دارند. شاید اصلی‌ترین دلیل حجم بالای تردد گردشگران در این مسیر وجود آرامگاه فردوسی توسی در انتهای این بلوار است.
با اینکه بیش از هزار سال از درگذشت این شاعر پرآوازه می‌گذرد اما قدمت مقبره‌اش به صدسال نمی‌رسد. حکیم ابوالقاسم فردوسی را پس از مرگ به دلیل شیعه‌بودنش در گورستان مسلمانان خاک نمی‌کنند و به ناچار وی را در باغ شخصی‌اش به خاک می‌سپارند و با گذشت سالیان دراز مدفنش مهجور می‌افتد.
اما در سال ۱۳۰۴ همزمان با برپایی جشن هزاره فردوسی تصمیم ساختن آرامگاه مقبره یادبود برای فردوسی گرفته می‌شود. از بانیان اصلی این حرکت ماندگار انجمن آثار ملی بوده است. در ابتدا باید که محل دقیق مدفن فردوسی مشخص می‌شد. تنها منبع نیز برای این کار چهارمقاله نظامی عروضی بود. نظامی عروضی مدفن فردوسی را جایی نزدیک دروازه توس خوانده بود. اما در سال ۱۳۰۵ عده‌ای از رجال دولتی برای شناسایی محل دفن فردوسی به توس می‌روند و مکان دقیق آن را مشخص می‌کنند و از آن پس مراحل طراحی و ساخت بنا آغاز می‌شود. نقشه این بنا که شبیه به آرامگاه کوروش است توسط آندره گدار و پروفسور هرتسفلد طراحی می‌شود و ساختن آن به حسین لرزاده معمار معروف سپرده می‌شود و پس از گذشت ۸ سال یعنی در سال ۱۳۱۳ آماده و افتتاح می‌شود. این مجموعه حدود ۳۵ سال بعد در سال ۱۳۴۸ توسط هوشنگ سیحون براساس طرح اولیه گسترش پیدا کرده و باغ و موزه آن ساخته می‌شود که آنچه امروزه ما مشاهده می‌کنیم از سال ۴۸ تاکنون بدون تغییر باقی مانده است.
مجموعه آرامگاه فردوسی همه روزه از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵ بعدازظهر و در ایام شلوغی مسافر مانند نوروز و تابستان تا ساعت ۶ بعدازظهر پذیرای علاقه‌مندان است و فقط در تعطیلات رسمی و ایام سوگواری تعطیل است. هزینه ورودی به این مجموعه ۳۰۰ تومان است که برای دانش‌آموزان و دانشجویان نیم‌بها محاسبه می‌شود.
در بدو ورود به فضای باغ‌گونه مجموعه استخر مستطیل‌شکل و بزرگی قرار دارد. در انتهای این استخر بنایی چهارگوش و ساخته شده از سنگ مرمر خودنمایی می‌کند که مدفن شاعر حماسه‌سرای توس در زیر آن قرار دارد.
این بنا روی سکویی که کمی از سطح زمین بلندتر است، ساخته شده و از ۴ سمت با حدود ۲۰ پله می‌توان به کنار سازه اصلی رسید.
روی دیواره‌های این بنا که به دست حجاران هنرمند ایرانی ساخته شده، گوشه‌هایی از اشعار شاهنامه نقش بسته است. پس از بازدید از قسمت بیرونی و اصلی آرامگاه تقریباً همگان به طبقه زیرین بنا می‌روند. ورودی زیرزمین در ضلع غربی واقع است و به‌وسیله دو راه‌پله می‌توان به آن رسید. در این زیرزمین و درست در زیر سازه بنا مدفن فردوسی قرار دارد.
البته ویترین‌های نیمه‌قد به دیوارهای گرداگرد زیرزمین نصب شده نیز گردشگران را به سوی خود می‌کشاند. در این ویترین‌ها نقش برجسته‌هایی ساخته شده در دوران معاصر با مضمون داستان‌های شاهنامه ازجمله پیکار رستم و سهراب، جنگ ایران و توران، نبرد رستم و اشکبوس، پناه آوردن پادشاه هندوستان به دربار ساسانی و ... قرار دارد.
در جانب غربی بنای آرامگاه موزه مجموعه واقع است که موزه توس و فردوسی نام دارد.
پرتعدادترین آثار این موزه به تابلوهای نقاشی مربوط به داستان‌های شاهنامه اختصاص دارد که به دیوارهای موزه نصب شده‌اند. بخش دیگر آثار موزه مربوط به ادوات رزمی و پهلوانی چون تیر و کمان و زره و سپر و بازوبند پهلوانی و... و نسخ خطی شاهنامه با قدمت تاریخی است که در ویترین‌های ایستاده‌ای در اتاق‌ها و سالن موزه مهیا شده به نمایش گذاشته شده‌اند. بخش دیگر این موزه غرفه فروش محصولات فرهنگی است. در این غرفه می‌توان شاهنامه‌های متعدد با قطع‌ها و قیمت‌های مختلفی را پیدا کرد و صدالبته فراموش نکنید که بهترین سوغات و یادگار از آرامگاه حکیم توس چند بیتی از کاخ عظیم شاهنامه است. این نکته را نیز یادآور می‌شود که برای بازدید از این موزه باید جداگانه بلیت تهیه کنید و بلیت آن نیز ۳۰۰ تومان است.
در سمت شرقی بنای اصلی آرامگاه، سنگ قبر کوچکی نظر علاقه‌مندان به شعر ادب پارسی را به خود جلب می‌کند. اینجا مدفن مهدی اخوان‌ثالث، سراینده توانمند شعرنوی پارسی است.
امکانات رفاهی و خدماتی مجموعه نیز در این قسمت واقع است. در این بخش از مجموعه یک رستوران و چایخانه قرار دارد که در ساعات بازدید مجموعه از مهمانان پذیرایی می‌‌کند. به شما پیشنهاد می‌کنیم اگر قصد صرف غذا در توس را داشتید ناهار را در همین مجموعه میل بفرمایید چرا که توس با داشتن تاریخی کهن از امکانات گردشگری چنان بهره‌ای نبرده است.
در قسمت دیگر بنای آرامگاه که در واقع پشت به ورودیه مجموعه قرار دارد، قسمتی از بقایای شهر تاریخی توس بازسازی شده و در معرض دید همگان قرار دارد. اما این قسمت به دلیل علاقه شدید مردم (!!!) به تاریخ از سیل عظیم یادگاری و نقاشی در امان نمانده و جای جای آن مزین به این نقوش شده است.
در انتها نیز بد نیست بدانید که چطور به توس بروید. همان‌طور که ذکر آن رفت شهر تاریخی توس به لحاظ امکانات اقامتی و پذیرایی بسیار ضعیف است و تقریبا تمام کسانی که به دیدار فردوسی می‌روند در مشهد اقامت گزیده و یک برنامه گشت نیم‌روزی را برای بازدید از آرامگاه فردوسی در نظر می‌گیرند. حالا برای رسیدن به آرامگاه فردوسی از مشهد چند راه پیش‌رو دارید اگر با وسیله شخصی به مشهد سفر کردید از طریق جاده مشهد ـ قوچان با حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه رانندگی به آرامگاه فردوسی می‌رسید. راه دوم استفاده از تاکسی و مسافربرهای شخصی است.
مسیر مشهد به توس تاکسی‌های به اصطلاح خطی ندارد و تنها به وسیله ماشین‌های دربستی می‌توانید به توس بروید. این تاکسی‌ها برای رفتن از مشهد به توس و بازگشت و همچنین ۲ تا ۳ ساعت توقف ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان دریافت می‌کنند. ناگفته نماند راه ارزان‌تری نیز برای رسیدن به توس هست. خطوط ۲۰۲ و ۲۰۳ شرکت واحد اتوبوسرانی مشهد از میدان فردوسی این شهر مسافران را به توس می‌رسانند. ایستگاه ابتدایی این خط میدان فردوسی و ایستگاه انتهایی آن آرامگاه فردوسی است.
● دهقان حماسه سرا
از زندگی ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ حماسه‌سرای ایران به دو دلیل شواهد روشنی در دست نیست و کتب تاریخ و ادبیات، زمان‌های مختلفی را برای تولد، فوت، سرودن شاهنامه و دیگر تواریخ مهم زندگی فردوسی بیان می‌کنند. دلیل اول شیعه مذهب بودن فردوسی است.
فردوسی در زمان حکومت سنی مذهب غزنوی زندگی کرد و در همین دوره از دنیا رفته است. بنابراین تا سالیان دراز توجهی به نگاشتن و حفظ زندگینامه فردوسی نشده است. دلیل دوم نیز شاهنامه‌خوانی نقالان بوده است.نقالان که داستان‌های شاهنامه را سینه به سینه یاد گرفته‌اند، برای جلب توجه بیشتر شنوندگان ناخواسته شاخ و برگ‌هایی به زندگی فردوسی داده و قسمت‌هایی از آن را حذف کرده‌‌اند.به هر روی، فردوسی توسی در سال ۳۲۹ هجری قمری در روستای پارنه توس متولد شد.
وی از خانواده‌ای دهقان و صاحب مکنت بوده بنابراین تحصیلات مناسبی را گذرانده است.حس میهن‌پرستی و شنیدن داستان‌ها و افسانه‌ها از تاریخ نیاکان وی تحریک به نگاشتن شاهنامه کرد. آغاز دقیق نظم شاهنامه ظاهرا از نیمه دوم قرن چهارم هجری (حدودا ۳۷۰ یا ۳۷۱ هجری) بود. شاهنامه دقیقی توسی موثرترین امر در سرودن شاهنامه فردوسی بوده. فردوسی که گویا طبع خود را در نظم داستان‌های حماسی چندین بار آزموده بود، پس از به قتل رسیدن دقیقی و خواندن شاهنامه وی به فکر می‌افتد کار شاعر جوان دربار سامانی را پایان ببرد.
طبق اشاره خود فردوسی که از رنج سه ساله در نظم شاهنامه سخن می‌گوید قریب به یقین تاریخ اتمام شاهنامه سال ۴۰۱ هجری قمری بوده است. فردوسی در طول زندگی و عمر خود هیچ پادشاهی را لایق نمی‌بیند تا شاهنامه‌اش را به او بدهد. تنها در زمان پیری به علت تنگدستی و فقر مالی شاهنامه را به نام سلطان محمود غزنوی می‌زند که سلطان محمود نیز هیچ استقبالی از این امر نمی‌کند و زمانی که متوجه ارزش‌های شاهنامه شده و هدایای خود را به توس روانه می‌کند، حکیم توس دار فانی را وداع گفته است.     سعید حبیب‌اله

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 16 اسفند 1389  8:36 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 36642
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

 

آستارا شهر بام های سفالی


  آستارا شهر بام های سفالیبندر آستارا شهری زیبا و مرزی است که در کنار ساحل غربی دریای خزر و در شمالی ترین نقطه استان گیلا ن واقع شده است. این بندر تنها شهر استان گیلا ن بوده که هم مرز خاکی و هم مرز آبی با کشور همسایه یعنی جمهوریآذربایجان دارد که این امر باعث رونق در مبادلا ت و تجارت شده است. معمولا مسافرانی که به این شهر سفر می کنند بعید به نظر می رسد که بازار ساحلی و سقف های پوشیده شده از سفال خانه های ویلا یی آن را به یاد نیاورند.
شاید به خاطر همین است که این بندر زیبا را به شهر بام های سفالی تشبیه کرده اند. شهری که وقتی وارد آن می شوی تابلوهای کوچکی را که در دست بچه های کوچک می بینی که قصد اجاره ویلا ها یا سوئیت را به مسافران از راه رسیده دارند. درباره نامگذاری این منطقه روایت های بسیاری وجود دارد.
بنا به یکی از این روایات شهری که دراین منطقه ساخته شده درگذشته آهسته رو نامیده شده بود به دلیل این که در روزگار قدیم وقتی مسافران به این شهر ساحلی میآمدند به دلیل زیبایی آن ناچار به حرکت آهسته و آرام می شدند که بعدها به نام آستارا تغییر کرده روایت دیگری وجود دارد بر این که آستارا برگرفته از دو قسم است: آست+آرا; آنست در ترکی به معنای پایین یا فرودست و آرا به معنای سرزمین است به همین دلیل این منطقه به دشت هموار یا سرزمین کم ارتفاع هم نامگذاری شده. هوای دشت آن در تابستان گرم و مرطوب است و زمستان ملا یمی دارد و هوای کوهستان در تابستان معتدل و حتی خنک و در زمستان سرد است.
در منطقه ساحلی آستارا می توان به بازار ساحلی آن اشاره کرد بازاری که همان طور از اسمش پیداست در کنار ساحل زیبای خزر واقع شده و به طور متفاوتی غرفه بندی شده است. این بازار بزرگ به واسطه تنوع کالا و قیمت های مناسب همه ساله با استقبال فراوان گردشگران مواجه بوده به طوری که محال است به این بازار بیایی و دست خالی برگردی. درست است که آستارا شهر بازار خرید است ولی نقاط توریستی فراوانی هم دارد که همه ساله مسافران زیادی به خاطر این جذابیت ها به آستارا سفر می کنند.
یکی از این جاذبه های زیبای طبیعت خدادادی جلوه های منحصر به فرد گردنه حیران است. اگر به این منطقه سفری داشته باشید تازه متوجه می شوید که چرا این نام را به منطقه نسبت دادند چون واقعا از زیبایی های آن حیرت زده می شویم جاده ای که مثل یک مار تنومند به یک کوه بزرگ پیچیده شده، تا ارتفاع بسیار زیادی بالا رفته و ماشین ها را می بینیم که سوار بر روی این مار دراز در آن ارتفاع بلند در حرکت هستند. وقتی که این مسیر زیبا را طی می کنی هر چند دقیقه با یک پیچ تندی روبه رو می شوی که باید دور بزنی، وقتی بالا تر می روی در طول مسیر رستوران ها و سالن های غذاخوری و پذیرایی زیادی را می بینی که اکثر آنها با یک تابلوی سفید و نوشته مشکی پررنگ شما را به خوردن یک آش دوغ گرم دعوت می کنند، هر چند که به هوای خوردن آش دوغ ممکن است وسوسه شده و یک عسل طبیعی هم خریداری کنید. انتهای این جاده پرپیچ و خم به شهر نمین و استان اردبیل ختم می شود. در چندین سال اخیر این جاده کوهستانی پیشرفت های بسیاری داشته اما در زمان های نه چندان دور، دو خودرو در این جاده به سختی از کنار هم رد می شدند.
همان طور که قبلا هم به آن اشاره شد آستارا آخرین شهر و گردنه حیران آخرین منطقه حفاظتی استان گیلان است. مرداب استیل آستارا که در ورودی جنوبی شهر آستارا واقع شده یکی دیگر از دیدنی های این شهر محسوب می شود که یک تالاب منحصر به فرد است، تالابی که در آن درخت های سبز و کوتاه قدی رشد کرده که به زیبایی آن افزوده است. در بعضی از روزهای گرم تابستان آب این تالاب پایین می آید ولی همیشه کمبود آب آن در پاییز و زمستان جبران می شود.
در یک صبح زود بهاری وقتی به این مرداب نظری بیندازی مثل یک زمین تنیس رنگ قهوه ای به خود گرفته و با طلوع خورشید و گرم شدن آن در ظهر دوباره به حالت اول خود بر می گردد. شهرستان آستارا همچنین از بخش هایی تشکیل شده است. یکی از این بخش ها شهر لوندویل بوده که حدودا در ۱۵ کیلومتری جاده آستارا به انزلی واقع شده است. از این شهر می توانیم به طرف دریاو طرح ساحلی صدف یا برعکس به سمت کوه و روستای کوته کومه برویم. آبشار لوندویل و آبگرم علی داشی و کوته کومه در این منطقه معروف هستند و جاده ای باریک و بسیار زیبا دارد که در تمام فصل های سال دیدنی است.
سفر کردن به کشور جمهوری آذربایجان از طریق آستارا به دلیل داشتن مرز خاکی بسیار راحت است.
مرزی که با یک رودخانه از هم جدا شده است و با سیم های خاردار عبور از آن ممانعت به عمل میآید. شهر آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ خورشیدی، یک بخش از شهرستان اردبیل بود و در سال ۱۳۳۷ تابع آذربایجان شرقی شد و سرانجام در سال ۱۳۳۹ جزو استان گلستان گردید. این شهر در محل تقاطع راه بازرگانی و ترانزیت واقع شده و مبادلا ت تجاری بین بازار باکو و روسیه، بازار آذربایجان و بازار رشت و ایروان از این طریق انجام می گیرد. همچنین از نخستین شهرهای استان گیلا ن بوده که اداره گمرک در آن جا تشکیل شده و هم اکنون یکی از منابع عمده درآمدی برای اهالی و حتی استان گیلا ن است. از اماکن تفریحی و مذهبی و گردشگری آستارا به طور خلا صه می توان به مرقد مطهر امامزاده ابراهیم(ع) و قاسم(ع)، قبرستان قدیمی بالا ی دهکده حیران، بازار ساحلی وسایل روسی، مجتمع طرح دریا، مرداب استیل، منطقه سرسبز حیران، باغ عباسآباد، پناهگاه حیات وحش، آبگرم کوته کومه و علی داشی، طرح ساحلی صدف، بقعه پیر قطب الدین و بهشت کاکتوس ها اشاره کرد.     نویسنده : حسام شکوهی
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 16 اسفند 1389  8:38 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها