0

خاورمیانه پسا آمریکا در مسیر بالندگی/ پیش‌بینی نشریه هیل

 
458ttyu
458ttyu

خاورمیانه پسا آمریکا در مسیر بالندگی/ پیش‌بینی نشریه هیل

خاورمیانه پسا آمریکا در مسیر بالندگی/ پیش‌بینی نشریه هیل

 
 
خاورمیانه پسا آمریکا در مسیر بالندگی/ پیش‌بینی نشریه هیل

شفقنا آیندهنشریه هیل– ارگان غیر رسمی کنگره آمریکا- در مطلبی درباره خاورمیانه بعد از خروج آمریکا؛ در پاسخ گروهی از کارشناسان سیاسی که با نگاهی بدبینانه خروج آمریکا از خاورمیانه را مقدمه افزایش آشوب و درگیری و ویرانی در این منطقه می‌دانند؛ تحلیلی متفاوت از وضعیت منطقه ارائه داده و از دیگر تحلیلگران سیاسی نیز خواسته از زوایای دیگری هم به شرایط حاکم بر این منطقه نگاه کنند.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، این نشریه در این راستا این پرسش را مطرح کرده- که «اگر خاورمیانه پسا آمریکا، برخلاف پیش‌بینی‌ها، کارآیی مثبتی از خود نشان داده و عملاً به صلح و ثبات دست یابد، چه؟»؛ و در ادامه پیش‌بینی کرده که بعد از خروج آمریکا، به احتمال زیاد رقابت هژمونیک خاورمیانه به موازنه قدرت ختم خواهد شد- و در حالی که چین و ایران هم مشتاقانه به دنبال پر کردن جای خالی آمریکا هستند، این امر می‌تواند منجر به نوعی صلح و ثبات در این منطقه شود.

مقاله نشریه هیل که با امضای رابرت مانینگ منتشر شده، با این پرسش بنیانی و حساس آغاز می‌شود- که آیا واقعاً ممکن هست که خاورمیانه پس از خروج آمریکا بتواند به بالندگی برسد؟

هیل البته در ادامه مسایل و رخدادهایی مانند توافق آبراهام، مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با عربستان سعودی و البته روابط سازشکارانه اردوغان با سعودی‌ها، اماراتی‌ها و اسراییل را نشانه‌ها و الگوهایی تازه عنوان می‌کند که روابط قدرت‌های بزرگ منطقه را در آستانه تغییر قرار داده و همزیستی قطب‌های قدرتمند را با سرعتی گیج‌کننده پیش برده و به ایجاد چندقطبی‌های جدیدی منجر می‌شود.

هیل در ادامه با پرداخت به طرز تلقی اکثر کشورهای خاورمیانه در مورد آمریکا- که این کشور را نوعی سپر و ضامن امنیتی قابل اتکا قلمداد می‌کنند- یک بار دیگر این احتمال را مطرح می‌کند که چه بسا کشورهای خاورمیانه با مشاهده خروج آمریکا در نتیجه خستگی از بیست سال جنگ بی‌حاصل، در طرز تلقی‌شان از این کشور تجدیدنظر کرده و با فعالیت بیشتر در زمینه حفاظت از خود، تلاش کنند تهدیدهای امنیتی را در منطقه کاهش دهند.

در ادامه می‌خوانیم:

البته این گرایش منحصر به خاورمیانه نیست و چنین تغییر آشکاری را در اروپا و البته منطقه هند و پاسیفیک هم شاهد هستیم. حتی شاید بتوان گفت که چه‌بسا این ویژگی جهان پساجنگ سرد است که بار امنیت کشورها و مناطق مهم جهان را به جای این که تنها و تنها از ایالات متحده آمریکا بخواهد، آن را بر دوش شرکا و متحدان آمریکا می‌گذارد. نسخه نوینی از “دکترین گوآ”ی ریچارد نیکسون که در پی شکست آمریکا در جنگ ویتنام سازوکاری نوین برای یک جهان چندقطبی ارائه کرد.

با این حال، به رغم این طرز فکر اشتباه در واشنگتن- که بر این باور است که آمریکا با خروج از جایگاه همیشگی‌اش به عنوان ضامن امنیتی منطقه، منافع خود و ثبات خاورمیانه را به خطر انداخته و خلائی برای استفاده چین و ایران به وجود می‌آورد؛ کتمان نمی‌توان کرد که سیاست آمریکا در ربع قرن اخیر، به رغم تلف شدن جان و سرمایه‌های فراوان (حدود ۶.۴ تریلیون دلار) نه به صلح انجامیده و نه به ثبات و پایداری- و بلکه تنها و تنها فاجعه به بار آورده است. بگذریم از این که این کشور با حمله به عراق و افغانستان و لیبی نقش مهم و پررنگی هم در بی‌ثبات کردن منطقه داشته است.

ولی با این حال بسیاری از کارشناسان سیاسی بر این باورند که آمریکا همراه با کاهش ملایم حضورش در خاورمیانه- نیاز دارد و باید- برای پایین آوردن بهای نفت و وارد کردن فشار بر روسیه دست به یک معامله تازه با عربستان بزند و متعهد شود در ازای تولید بیشتر نفت، خاتمه جنگ یمن و هم‌چنین شناسایی اسراییل، این کشور را از نظر امنیتی حمایت کند. اما آیا عمیق‌تر رفتن در باتلاق خاورمیانه عاقلانه است؟!

این‌جاست که نویسنده هیل عقیده‌اش را ابراز می‌کند- که منطقی است آمریکا به تحولات طبیعی منطقه اعتماد کرده و اجازه دهد ماهواره‌های اماراتی و سرمایه‌گذاری انبوه عربستان و امارات در انرژی‌های تجدیدشونده و شهرهای تکنولوژیک نقش خود را در تاثیرگذاری بر روابط قدرت‌های منطقه ایفا کنند. روندی که فعلاً به کمپین سازشی اردوغان با عربستان سعودی، امارات و اسراییل؛ همگرایی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی؛ و در کل پیوندهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی و همگرایی درون منطقه‌ای بین کشورهای مختلف منجر شده است.

البته برای برخی، نفوذ فزاینده چین و روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا مایه هول و هراس است- و این گروه نگران‌اند که این نفوذ به منافع آمریکا آسیب بزند. ولی در یک ارزیابی منطقی، چشم‌انداز دستیابی به نوعی موازنه بین چین، روسیه، ترکیه، ایران و عربستان سعودی محتمل‌تر از تبدیل یکی از این کشورها به هژمونی غالب منطقه است.

از این منظر؛ چین به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان، با این که به سرعت در پی تعمیق و توسعه نفوذ اقتصادی‌اش در خاورمیانه است، ولی این که این کشور از دخالت نظامی خودداری می‌کند، برای تحلیلگران غربی تسکین‌دهنده است. هم‌زمان، روسیه هم که بعد از ماجرای حمله به اوکراین تبدیل به یک کشور یاغی شده، با این پرسش تردیدآمیز دست و پنجه نرم می‌کند که تا کجا توان حفظ حضورش را در خاورمیانه دارد؟
در این میان مشکل بزرگ آمریکا جمهوری اسلامی ایران و بلندپروازی‌های منطقه‌ای و هسته‌ای این کشور است. این نگرانی را نیز، اما، این واقعیت که جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر هیچ‌گاه دنبال رویکرد جنجالی و تهاجمی نبوده، تسکین می‌دهد.

خلاصه شده از: هیل

 

سه شنبه 3 خرداد 1401  6:17 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها