0

روابط دختر و پسر(19)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8657
محل سکونت : اصفهان

روابط دختر و پسر(19)

رابطه با نامحرم

رابطه با نامحرم چه حکمی دارد؟

اگر رابطه دختر و پسر به صورت سخن گفتن باشد، اشکال ندارد، مگر آن که از روی لذت و شهوت باشد. از آن جا که به طور طبیعی سخن گفتن دختر و پسر جوان به واسطه قوی بودن غریزه شهوانی، در معرض شهوت و تهریک شهوانی قرار دارد، باید سعی شود حتی المقدور جز در موارد ضروری از این کار دوری شود.

هر گونه ارتباط و تماس بدنی دختر و پسر نامحرم از نظر شرعی حرام است.

نگاه مرد به بدن زن (چه با قصد لذت یا بدون آن) اشکال دارد و حرام است؛ هم چنین نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم، ولی نگاه کردن به صورت و دست های زن نامحرم تا مچ، اگر به قصد لذت نباشد و مایه فساد و گناه نگردد، هم چنین نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم(به آن مقداری که معمولاً نمی پوشانند) مانند سر و صورت و گردن و مقداری از پا و دست اشکال ندارد.(1)

بنابر این رابطه دختر و پسر به انحای مختلف اگر مفسده ای نداشته باشد و ترس وقوع در حرام نباشد و از روی شهوت صورت نگیرد، اشکالی ندارد، ولی خلوت کردن دختر و پسر نامحرم اعم از فامیل و غیر فامیل در اتاق یا خانه دربسته که محل رفت و آمد دیگران نباشد، حرام است. چه به عبادت یا به بحث و جدل علمی اشتغال داشته باشند، یا نه؛ زیرا غریزه جنسی

ص: 181


1- ناصر مکارم، مجموعه استفتائات جدید، ص 227 مسئله 805؛ فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ص 482، مسئله 1715.

و وسوسه شیطانی ممکن است هر لحظه انسان را از مسیر خارج بکند.

قرآن در دو جا یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با نامحرم برحذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید … «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید (به شرط آنکه) پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.

در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید « … ولا متخذی اخدان … »

بنابراین یک دختر یا یک پسر مسلمان که هر روز با یاد خدا روز را آغاز می کند و معتقد به دستورات الهی و قرآن کریم است هرگز این سخن خداوند را زیر پا نخواهد گذاشت،

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: » الشهوات سموم قاتلات؛(1) شهوت ها و خواهش های نفسانی زهرهای کشنده اند» و نیز فرمود: » طهروا انفسکم من دنس الشهوات تدرکوا رفیع الدرجات؛ نفس خود را از پلیدی شهوت رانی پاک سازید تا به درجه های بلند آخرت دست یابید» .(2)

قال رسول اللَّه(ص): » جاهدوا انفسکم علی شهواتکم تحلّ قلوبکم الحکمه؛(3) با شهوت تان مبارزه

ص: 182


1- غررالحکم، ج 1، ص 30.
2- همان، ج 2، ص 472.
3- مجموعه ورام، ج 2، ص 122.

کنید تا حکمت و دانش در دل های شما وارد گردد».

صیغه ازدواج

مقدمه

صیغه ازدواج، الفاظی که با گفتن آنها زن و مرد به همسری هم درمی آیند. به نظر بسیاری از فقیهانِ شیعه، صیغه ازدواج باید به عربی صحیح خوانده شود. صیغه ازدواج موقت شبیه صیغه ازدواج دائم است با این تفاوت که در صیغه موقت علاوه بر مهریه، مدت ازدواج نیز باید بیان شود. گاهی اوقات صیغه ازدواج فقط برای محرمیت (بدون بهره جنسی) خوانده می شود که به آن صیغه محرمیت می گویند. در صحیح بودن چنین صیغه ای بین فقها اختلاف نظر است.

صیغه ازدواج

صیغه ازدواج عبارت است از الفاظی که به واسطه آن زن و مرد به ازدواج یکدیگر در می آیند.(1) صیغه عقد ازدواج تنها با کلماتی که زن و مرد بر زبان می آورند، ثابت می شود و صرف رضایت باطنی کافی نیست.(2)

زن الفاظ ایجاب را می خواند(3) که عبارت اند از: «زَوَّجْتُکَ» یا «أنْکَحْتُکَ».(4) برخی از فقها لفظ «مَتَّعْتُکَ» را نیز صحیح دانسته اند.(5) مرد نیز الفاط قبول را می خواند(6) که عبارت اند از: «قَبِلْتُ التَزْویج»، «قَبِلْتُ النِّکاح»، «قَبِلْتُ التَزْویج و النِّکاح» یا «تَزَوَّجْتُ».(7)

اقسام

اشاره

صیغه عقد ازدواج بر دو قسم است: دائم و موقت.(8)در صیغه عقد دائم تنها باید مهریه ذکر شود؛ اما در صیغه عقد موقت علاوه بر مهریه، مدت ازدواج نیز باید بیان شود.(9)

دائم

در صیغه عقد دائم اگر خود زن و مرد صیغه را بخوانند، ابتدا زن می گوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی عَلیَ الصِّداقِ الْمَعْلُومِ» یعنی خودم را بر طبق مهریه تعیین شده، به همسری تو درآوردم. مرد نیز بلافاصله بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ عَلیَ الصِّداقِ المَعْلُوْمِ» یعنی این ازدواج را بر طبق مهریه معین شده، قبول کردم. یا اینکه فقط بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ»و قصدش همان ازدواج با مهر معین باشد.(10)

در صورتی که زن و مرد فردی را وکیل کنند که

ص: 183


1- 1.نگاه کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص578.
2- 2.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص851.
3- 3.نگاه کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص581.
4- 4.شوشتری، النجعه فی شرح اللمعه، 1369ش، ج8، ص336.
5- 5.شوشتری، النجعه فی شرح اللمعه، 1369ش، ج8، ص336.
6- 6.نگاه کنید به: امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص581.
7- 7.شوشتری، النجعه فی شرح اللمعه، 1369ش، ج8، ص336.
8- 8.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص578.
9- 9.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص578.
10- 10.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص581.

صیغه عقد را بخواند، چنانچه اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد، وکیل زن می گوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِی فاطِمَهَ مُوَکِّلَکَ أَحْمَدَ عَلیَ الصَّداقِ الْمَعْلُومِ» یعنی موکلم فاطمه را به عقد موکل تو احمد با مهریه معلوم درآوردم. و بلافاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ لِمُوَکِّلِی أَحْمَدَ عَلَی الصِّداقِ المَعْلُومِ» یعنی این ازدواج را برای موکلم احمد با مهریه معلوم قبول کردم.(1)

موقت

در صیغه ازواج موقت اگر خود زن و مرد صیغه را بخوانند، بعد از آنکه مدت ازدواج و مهریه را معین کردند، زن می گوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی فِی المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلَی المَهْرِ المَعْلُومِ». یعنی خودم را در مدت معین و مهریه معین به همسری تو درآوردم. بعد بدون فاصله مرد بگوید: ««قَبِلْتُ».(2)

اگر زن و مرد برای خواندن صیغه عقد وکیل انتخاب کنند، اول وکیل زن به وکیل مرد می گوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِی مُوَکِّلَکَ فِی المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلَی المَهْرِ المَعْلُومِ» یعنی موکل خود را به عقد موکل تو با مدت معلوم و مهریه معلوم درآوردم. سپس بدون فاصله وکیل مرد می گوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ لِمُوَکِّلِی هکَذا» یعنی این ازدواج را به صورتی که گفته شد، قبول کردم.(3)

اگر زن، مردی را که با او قصد ازدواج موقت دارد، برای خواندن صیغه عقدشان وکیل کند یا اگر مردی از زنی که با او قصد ازدواج موقت دارد، برای خواندن عقدشان وکالت بگیرد، اول آن مرد می گوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِی مِنْ نَفْسی فِی المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلَی المَهْرِ المَعْلُومِ» یعنی موکل خود را برای مدت و مهریه تعیین و توافق شده، به همسری خودم درآوردم. سپس مرد بدون فاصله می گوید: «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ لِنَفْسی» یعنی این ازدواج را به صورتی که گفته شد، برای خودم قبول کردم.(4)

خطبه عقد

 

ص: 184


1- 11.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص581.
2- 12.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص583.
3- 13.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص583.
4- 14.صیمری، غایه المرام، 1420ق، ج2، ص355 و ج3، ص30.

ز مستحبات صیغه عقد، خواندن خطبه پیش از صیغه عقد است.(1) در این خطبه، حمد و ستایش خدا و درود و ثنای پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) ذکر می شود.(2) خطبه های ازدواج پیامبر(ص) با خدیجه، علی(ع) با فاطمه(س) و سایر امامان شیعه در کتاب های فقهی و حدیثی نقل شده است.(3)

پیامبر اسلام(ص) قبل از ازدواج علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) خطبه زیر را خواند:

«الحمدلله الذی رفع السمآء فبناها، وبسط الارض فدحاها، وأثبتها بالجبال فأرسیها، أخرج منها ماءها و مرعیها، الذی تعاظم عن صفات الواصفین...أیها الناس إنما الانبیاء حجج الله فی أرضه، الناطقون بکتابه، العاملون بوحیه، إن الله عزوجل أمرنی أن ازوج کریمتی فاطمه بأخی وابن عمی و أولی الناس بی علی بن أبی طالب، و [أن] قد زوجه فی السماء بشهاده الملائکه، وأمرنی أن ازوجه واشهدکم علی ذلک؛ «سپاس از آنِ خدایی است که آسمان را ساخت و برافراست و زمین را پهن کرد و گستراند و با کوه های میخ آسا استوارش کرد و از آن آب و چراگاه هایش را بیرون آورد همان خدایی که از صفاتی از وصف کنندگان در وصف او می گویند، برتر است ... ای مردم پیامبران حجت های خدا در زمین او و گویندگان از کتاب او و عمل کنندگان به وحی اویند خداوند عزوجل به من دستور داده که فاطمه را به ازدواح برادرم و پسرعمویم و نزدیکترین مردمان به من یعنی علی بن ابی طالب در آورم خداوند بلندمرتبه او را در آسمان به همسری فاطمه درآورد و فرشتگان را بر آن گواه گرفت و به من دستور داد که در زمین نیز او را به ازدواج فاطمه درآورم و شما را بر آن گواه گیرم.»».(4)

شرایط صیغه عقد

 

ص: 185


1- 15.بابازاده، مراسم عروسی، 1379ش، ص108.
2- 16.بابازاده، مراسم عروسی، 1379ش، ص108.
3- 17.برای نمونه نگاه کنید به: مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج103، ص 269؛ کلینی، الفروع من الکافی، 1367ش، ج5، ص370.
4- 18.مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج103، ص269-270.

یغه عقد چند شرط دارد:

صیغه عقد ازدواج باید به عربی خوانده شود.(1) هر چند برخی فقها صیغه غیرعربی را نیز درست دانسته اند مشروط به اینکه از کلماتی استفاده شود که معنای «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» را برساند.(2)

کسی که صیغه را می خواند، باید قصد انشاء (قصد ایجاد همسری میان زن و مرد) داشته باشد.(3) و بالغ و عاقل باشد.(4)

کسی که صیغه عقد را می خواند در موقع عقد، زن و شوهر را معین کند. مثلا اسم آنها را ببرد یا به آنها اشاره کند.(5)

زن و مرد باید به خواندن صیغه عقد رضایت داشته باشند.(6)

صیغه عقد باید به صورت صحیح خوانده شود.(7) اگر در عقد یک حرف اشتباه خوانده شود که معنا را عوض کند، عقد باطل است.(8)

واجب نیست لفظی که مرد می گوید با لفظی که زن می گوید مطابق باشد، مثلا اگر زن «زَوَّجْتُ» می گوید مرد هم «قَبِلْتُ التَزْوِیجَ» بگوید.(9) اما بین صیغه ایجاب و قبول نباید فاصله بیافتد.(10)

صیغه محرمیت

نوشتار اصلی: صیغه محرمیت

صیغه عقد ازدواجی که هدف از خواندن آن صرف ایجاد محرمیت (بدون بهره جنسی) است. به عنوان مثال مردی برای مَحرَم شدن با زنی، با دختر او -که معمولا در این گونه موارد دختربچه انتخاب می شود- با اذن ولیّ، برای مدتی کوتاه -مثلا یک ساعت- صیغه ازدواج موقت می خواند تا مادر این دختر مادرزن او به شمار رود و برای همیشه به او محرم گردد.(11)

در اینکه آیا چنین عقدی صحیح است یا صحیح نیست، بین فقها اختلاف وجود دارد.(12) برخی آن را صحیح دانسته اند.(13)در مقابل برخی دیگر این نوع صیغه را یا به کلی صحیح ندانسته اند(14) و یا با وجود شرایطی مانند امکان بهره جسنی(15) و یا مصلحت داشن عقد برای دختربچه(16) آن را صحیح

ص: 186


1- 19.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص851.
2- 20.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص585.
3- 21.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص852.
4- 22.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص853.
5- 23.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص854.
6- 24.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص851.
7- 25.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص587.
8- 26.امام خمینی، توضیح المسائل(مُحَشّی)، 1392ش، ج2، ص587.
9- 27.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص852.
10- 28.طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، 1409ق، ج2، ص853.
11- 29.هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، 1392ش، ج5، ص124.
12- 30.هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، 1392ش، ج5، ص125.
13- 31.بحرانی، الدرر النجفیه، 1423ق، ج3، 205-220؛ نجفی، جواهر الکلام، دار احیاء التراث العربی، ج29، 213-214.
14- 32.میرازی قمی، جامع الشتات، 1371ش، ج4، ص462-468.
15- 33.شیخ انصاری، صراط النجاه، 1373ش، ص244.
16- 34.نراقی، رسائل و مسائل، 1380ش، ص98.

دانسته اند.

 

صیغه عقد موقت

صیغه عقد موقت

سوال:

من صیغه عقد موقت ازدواج را می خواهم که بتوانم با نامزدم عقد موقت کنم .

منبع پاسخ: پایگاه حوزه4755، 4755

پاسخ:

اگر نامزد شما باکره باشد باید اذن پدر یا پدر بزرگ پدری او را لحاظ کنید و بدون اذن والد اشکال دارد (1) به هر تقدیر صیغه موقت را باید کسی اجرا کند که بتواند آن را به عربی صحیح (2) قرائت کند و معنای آن را هم اراده کند و اگر خودتان می خواهید جاری کنید به رساله عملیه مرجع تقلید خود رجوع کنید و در هر صورت بعد از تعیین مدت و مهریه که حتما باید پرداخته شود مگر آنکه همسر شما آن را هبه کند زن می گوید:

"زَوَّجتُکَ یا مَتَّعْتُکَ یا أنْکَحْتُکَ نَفسِی فِی المُدَّهِ المَعلُومَهِ عَلَی المَهرِ المَعلُومِ" و مرد هم بلافاصله می گوید" قَبِلْتُ" و عقد موقت درست است.

و اگر وکیل بگیرند وکیل زن می گوید: " مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی مُوَکلَکَ فِی الْمُدَّهِ الْمَعْلُومَهِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُوم" و وکیل مرد می گوید: "قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی هکَذَا"

و اگر وکیل هر دو نفر یکی است به جای زن می گوید: "مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی ُمُوَکِّلَی فِی المُدَّهِ المَعلُومَهِ عَلَی المَهرِ المَعلُومِ" و به جای مرد می گوید: "قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی هکَذَا "

و اگر مرد خود وکیل زن است و او را برای خود عقد می کند می گوید: "مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی نَفسِی فِی المُدَّهِ المَعلُومَهِ عَلَی المَهرِ المَعلُومِ " و بلافاصله می گوید: " قَبِلْتُ هکَذَا "

و با این حساب عقد موقت جاری می شود.(3)

ص: 187


1- توضیح المسائل مراجع،مسأله، 2376.
2- توضیح المسائل مراجع،مسأله، 2370 .
3- توضیح المسائل مراجع، مسأله 2369.

 

 

احکام جنابت

احکام جنابت

345 به دو چیز انسان جنب می شود: اول: جماع. دوم: بیرون آمدن منی، چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، با اختیار باشد یا بی اختیار.

346 اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند منی است یا بول یا غیر اینها چنانچه با شهوت و جستن بیرون آمده و بعد از بیرون آمدن آن بدن سست شده، آن رطوبت حکم منی دارد، و اگر هیچ یک از این سه نشانه یا بعضی از اینها را نداشته باشد، حکم منی ندارد. ولی در زن و مریض، لازم نیست آن آب با جستن بیرون آمده باشد، بلکه اگر با شهوت بیرون آمده باشد، در حکم منی است و لازم نیست بدن او سست شود.

347 اگر از مردی که مریض نیست، آبی بیرون آید که یکی از سه نشانه ای را که در مساله پیش گفته شد داشته باشد و نداند نشانه های دیگری را داشته یا نه،چنانچه پیش از بیرون آمدن آن آب وضو نداشته، باید وضو بگیرد.

348 مستحب است انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند، و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون آید، که نداند منی است یا رطوبت دیگر حکم منی دارد.

349 اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد، در قبل باشد یا در دبر، بالغ باشند یا نابالغ اگر چه منی بیرون نیاید هر دو جنب می شوند.

350 اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.

351 اگر نعوذ

ص: 188

بالله حیوانی را وطی کند یعنی با او نزدیکی نماید و منی از او بیرون آید غسل تنها، کافی است. و اگر منی بیرون نیاید، چنانچه پیش از وطی وضو داشته باز هم غسل تنها کافی است، و اگر وضو نداشته، احتیاط واجب آن است که غسل کند، وضو هم بگیرد.

352 اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید یا انسان شک کند که منی ازاو بیرون آمده یا نه غسل بر او واجب نیست.

353 کسی که نمی تواند غسل کند ولی تیمم برایش ممکن است، بعد از داخل شدن وقت نماز، بدون جهت با عیال خود نزدیکی کند، اشکال دارد. ولی اگر برای لذت بردن یا ترس از برای خودش باشد اشکال ندارد.

354 اگر در لباس خود منی ببیند و بداند که از خود او است و برای آن غسل نکرده، باید غسل کند و نمازهایی را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده قضا کند، ولی نمازهایی را که احتمال می دهد بعد از بیرون آمدن آن منی خوانده، لازم نیست قضا نماید.

چیزهایی که بر جنب حرام است

355 پنج چیز بر جنب حرام است: اول: رساندن جایی از بدن به خط قرآن یا به اسم خدا و اسامی مبارکه پیامبران و امامان علیهم السلام، به احتیاط واجب حکم اسم خدا را دارد. دوم: رفتن در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، اگر چه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود. سوم: توقف شود، یا برای برداشتن چیزی برود مانعی ندارد. و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان هم توقف نکند. چهارم: گذاشتن چیزی

ص: 189

در مسجد. پنجم: خواندن سوره ای که سجده واجب دارد و آن چهار سوره است: اول: سوره سی و دوم قرآن (الم تنزیل) دوم: سوره چهل و یکم (حم سجده) سوم: سوره پنجاه و سوم (و النجم) چهارم: سوره نود و ششم (اقرا) و اگر یک حرف را به قصد یکی از این چهار سوره هم بخواند حرام است.

چیزهای که بر جنب مکروه است

356 نه چیز بر جنب مکروه است: اول و دوم: خوردن و آشامیدن، ولی اگر وضو بگیرد مکروه نیست. سوم: خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره هایی که سجده واجب ندارد. چهارم: رساندن جایی از بدن به جلد و حاشیه و بین خطهای قرآن. پنجم: همراه داشتن قرآن. ششم: خوابیدن، ولی اگر وضو بگیرد یا به واسطه نداشتن آب، بدل از غسل تیمم کند، مکروه نیست. هفتم: خضاب کردن به حنا و مانند آن. هشتم: مالیدن روغن به بدن. نهم: جماع کردن بعد از آن که محتلم شده،یعنی در خواب منی از او بیرون آمده است.

غسل جنابت

357 غسل جنابت به خودی خود مستحب است، و برای خواندن نماز واجب و مانند آن واجب می شود. ولی برای نماز میت و سجده شکر و سجده های واجب قرآن غسل جنابت لازم نیست.

358 لازم نیست در وقت غسل نیت کند که غسل واجب یا مستحب می کنم و اگر فقط به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم غسل کند، کافی است.

359 اگر یقین کند وقت نماز شده و نیت غسل واجب کند بعد معلوم شود که پیش از وقت غسل کرده، غسل او صحیح است.

 

ص: 190

ادامه دارد...  

چهارشنبه 21 اردیبهشت 1401  4:49 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها