مقدمه:
یکی از عوامل تاثیر گذار در گرایش نوجوانان و جوانان به اعتیاد، نحوه تربیت آنها در محیط خانواده می باشد و همینطورکیفیت ارتباط والدین با فرزندان سهم مهمی در این خصوص دارد.والدینی که دارای تفکر منطقی بوده و در رفتار خود از معیار های اصولی خاصی پیروی می نمایند سهم بسزایی در پیشگیری از اعتیاد فرزندان خود دارند.در این مقاله پس از بررسی اسناد موجود در این زمینه و مقایسه ی دیدگاه های مختلف در خصوص اعتیاد و نقش خانوده ها در پیشگیری یا دامن زدن به آن ،ضمن تایید اثر گذاری و نقش والدین در گرایش یا عدم گرایش فرزندان به اعتیاد ، نکات مهمی در خصوص کمک به نقش تربیتی والدین در راستای پیشگیری از اعتیاد فرزندان استخراج شده که تقویت اعتماد به نفس نوجوانان و جوانان ، ایجاد پل عاطفی با آنها ، پرهیز از مقایسه دوران نوجوانی خود با فرزندان ، پرهیز از هرگونه سخت گیری یا سهل گیری در برخورد با آنها( تسامح و تساهل رفتاری) ، ایجاد مسیولیت پذیری در آنان ، ایجاد شادابی و برانگیختن جو منزل و ... از مهم ترین آنها می باشد..
اعتیاد چیست اعتیاد را به عادت کردن، خو گرفتن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنا کرده اند; به عبارت دیگر تسلیم به ماده مخدر .که از نظر جسمی و یا اجتماعی زیان آور شمرده می شود، اعتیاد نام دارد در سال 1950 سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارایه کرد: اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می شود و به حال شخص و اجتماع زیان آور است. اگر نیم نگاهی به پیامدها و عوارض اعتیاد به مواد مخدر بیندازیم خواهیم دید که پیامدهای اعتیاد جامعه، فرد و خانواده را از نظر اقتصادی، اجتماعی، روانی و جسمی در برمی گیرد.
از مهم ترین عوارض جسمی اعتیاد به مواد مخدر می توان به ناراحتی های عصبی، بی اشتهایی، .اضطراب، ریزش مکر6ر آب از بینی و چشم، ناراحتی عضلانی و فشار شدید در ستون فقرات، لاغر شدن و مانند آن اشاره کرد در گستره اقتصادی برخی پیامدهای ناشی از اعتیاد به مواد مخدر عبارتند از: بیکاری، ضعف مالی در ازای خرید و مصرف مواد، لطمه به اقتصاد .و جامعه و خانواده اما عوارض روانی و شخصیتی ناشی از اعتیاد به مواد مخدر فراوانند; از جمله: ضعف اراده، بی توجهی به مسیولیت های فردی، ضعف شخصیت، ضعف عاطفه، عصبی بودن، به هم خوردن تعادل روانی، شخصیت نامتعادل و متزلزل، و ضعف اعتماد به نفس. همچنین در زمینه اجتماعی می توان به عوارضی مانند بی توجهی به مقر6رات جامعه، ضعف نیروی کار جامعه، بی نظمی و بی اعتمادی در جامعه، ضعف بنیاد خانواده، افزایش .انحرافاتی مانند: دزدی، فحشا و تکدی گری اشاره کرد
.مهم ترین هدف و محور علل گرایش به اعتیاد ، که می توان در سه حیطه فردی، اجتماعی و خانوادگی به .آن ها پرداخت. مشکلات روانی، کنجکاوی، ضعف اراده، فرار از زندگی تکراری، انگیزه های درمانی، و شخصیت نابهنجار فرد مهم ترین علل فردی گرایش به .اعتیاد می باشنددر قسمت علل خانوادگی می توان به کمبود محبت در خانواده، تبعیض بین فرزندان، آزادی بی حد، محدود کردن بی حد فرزندان، رفاه بی حد اقتصادی در خانواده، فقر، و نابسامانی های خانواده اشاره کرد.
همچنین برخی از علل اجتماعی گرایش به اعتیاد عبارتند از: در دسترس بودن مواد مخدر، بیکاری، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی، محیط جغرافیایی و محله زندگی نامناسب، ضعف قوانین و ضعف اجرای آن، دوست .ناباب، و ضعف دینداری در جامعه از آن رو که دامنه علل گرایش به اعتیاد و دامنه و گستردگی عوارض ناشی از آن بسیار وسیع و فراگیر می باشد، پیشگیری، شناسایی و از بین بردن علل گرایش به اعتیاد ضروری است; زیرا همان گونه که گذشت، پیامدهای ناشی از اعتیاد بسیار خانمانسوز و بنیان شکن هستند و درمان پس از اعتیاد نسبت به پیشگیری کاری به صرفه نخواهد بود. البته این بدان معنا نیست که افراد معتاد را درمان نکنیم، بلکه بدان معناست که پیش از ایجاد اعتیاد در فرد، زمینه های گرایش به آن شناسایی شوند و با استفاده از مطالعات کارشناسانه در ابعاد و تخصص های گوناگون، در از بین بردن زمینه ها تلاش نماییم. اگر به ب9عد اقتصادی توجه کنیم خواهیم دید که هزینه پیشگیری از درمان کمتر خواهد بود; چرا که برای تهیه مواد مخدر ارز هنگفتی از کشور خارج می شود. همچنین برای کشف و مبارزه با آن و نیز مداوای معتادان هزینه های بالایی صرف می گردد. مقاله حاضر با توجه به اهمیت و مفید بودن پیشگیری نسبت به درمان، به بررسی علل گرایش به اعتیاد در سه ب9عد فردی، اجتماعی و خانوادگی می پردازد،
سياستهاي كلي مبارزه با مواد مخدر مصوب ۵/۹/۱۳۸۵مقام معظم رهبري
۱- مبارزه فراگير و قاطع عليه كليه فعاليتها و اقدامات غيرقانوني مرتبط با مواد مخدر و روانگردان و پيشسازهاي آنها از قبيل كشت، توليد، ورود، صدور، نگهداري و عرضه مواد.
۲- تقويت، توسعه، تجهيز و استفاده فراگير از امكانات اطلاعاتي، نظامي، انتظامي و قضايي براي شناسايي و تعقيب و انهدام شبكهها و مقابله با عوامل اصلي داخلي و بينالمللي مرتبط با مواد مخدر و روانگردان و پيشسازهاي آنها.
۳- تقويت، تجهيز و توسعه يگانها و مكانيزه كردن سامانههاي كنترلي و تمركز اطلاعات به منظور كنترل مرزها و مبادي ورودي كشور و جلوگيري از اقدامات غيرقانوني مرتبط با مواد مخدر و روانگردان و پيشسازهاي آنها و تقويت ساختار تخصصي مبارزه با مواد مخدر در نيروي انتظامي و ساير دستگاههاي ذيربط. ۴
- اتخاذ راهكارهاي پيشگيرانه در مقابله با تهديدات و آسيبهاي ناشي از مواد مخدر و روانگردان با بهرهگيري از امكانات دولتي و غيردولتي با تأكيد بر تقويت باورهاي ديني مردم و اقدامات فرهنگي، هنري، ورزشي، آموزشي و تبليغاتي در محيط خانواده، كار، آموزش و تربيت و مراكز فرهنگي و عمومي.
۵- جرمانگاري مصرف مواد مخدر و روانگردان و پيشسازهاي آنها جز در موارد علمي، پزشكي، صنعتي و برنامههاي مصوب درمان و كاهش آسيب.
۶- ايجاد و گسترش امكانات عمومي تشخيص، درمان، بازتواني و اتخاذ تدابير علمي جامع و فراگير با هدف: ۱- درمان و بازتواني مصرفكنندگان. ۲- كاهش آسيبها. ۳- جلوگيري از تغيير الگوي مصرف از مواد كم خطر به مواد پرخطر.
7- اتخاذ تدابير لازم براي حمايتهاي اجتماعي پس از درمان مبتلايان به مواد مخدر و انواع روانگردان در زمينه اشتغال، اوقات فراغت، ارايه خدمات مشاور و پزشكي و حمايتهاي حقوقي و اجتماعي براي افراد بازتواني شده و خانوادههاي آنها.
۸- تقويت و ارتقاي ديپلماسي منطقهاي و جهاني مرتبط با مواد مخدر و روانگردان در جهت: ۱- هدفمند كردن مناسبات. ۲- مشاركت فعال در تصميم سازيها، تصميمگيريها و اقدامات مربوط. ۳- بهرهبرداري از تجارب و امكانات فني، پشتيباني و اقتصادي كشورهاي ديگر و سازمانهاي بينالمللي. ۴- فراهم كردن زمينه اقدام مشترك در جلوگيري از ترانزيت مواد مخدر
۹- اتخاذ تدابير لازم براي حضور و مشاركت جدي مردم و خانوادهها در زمينههاي پيشگيري، كاهش آسيب و درمان معتادان.
۱۰- توسعه مطالعات و پژوهشهاي بنيادي، كاربردي و توسعهاي در امر مبارزه با مواد مخدر و روانگردان و پيشگيري و درمان معتادان با تكيه بر دانش روز دنيا و استفاده از ظرفيتهاي علمي و تخصصي ذيربط در كشور
. ۱۱- ارتقا و اصلاح ساختار مديريت مبارزه با مواد مخدر و روانگردان به منظور تحقق سياستهاي كلي نظام و سرعت بخشيدن به فعاليتها و هماهنگي در اتخاذ سياستهاي عملياتي و كليه اقدامات اجرايي و قضايي و حقوقي.
راهکارهای بومی
ورود جدی تر دستگاه های فرهنگی در حوزه پیشگیری،
باید در بازه زمانی بلندمدت معضل اعتیاد را کنترل کرده و شیب آن را نزولی کنیم تا جامعه در مسیر سلامت قرار گیرد که در این راستا باید از راهکارهای بومی استفاده کنیم. خرید و فروش مواد مخدر تجارتی سود آور است و قاچاقچیان با تولید مواد جدید و بکار گیری شیوه های حرفه ای توزیع تلاش می کنند توسط نیروی انتظامی دستگیر نشوند.تولیدکنندگان، در عرضه انواع موادمخدر شیمیایی برای آلوده کردن نسل جوان به عنوان آینده سازان مملکت کوتاهی نمیکنند و تا دورترین نقاط دنیا شبکه مویرگی ایجاد کرده اند. همچنین مردم باید احساس مسئولیت کنند و پای کار باشند تا ضمن کنترل کردن فضا، بتوانیم جامعه را سالم نگه داریم. ارائه برنامه های عملیاتی منسجم توسط دستگاه های تخصصی و باید در برنامه های گذشته بازنگری داشته باشیم و اعتباراتی که در اختیار دستگاه ها قرار می گیرد، با محوریت فرماندار ی باشد تا دستگاه هایی که عملکرد خوبی دارند از اعتبار بیشتری بهره مند شوند. اعتیاد، مادر و ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی است که به قشر خاصی اختصاص ندارد و اکثر اقشار جامعه با آن درگیر هستند.اجرای طرح یاری گران زندگی در دست کار است که بنا داریم آن را در میان اقشار مختلف جامعه اجرا کنیم.محس باید تلاش خود را صرف پیشگیری و آگاه سازی خانواده ها و جامعه کنیم. ریشه یابی علل پایین بودن میزان کارکرد جلسات شورا ی مبارزه با مواد مخدرضروری است و همه اعضای این شورا باید در حوزه کاری خود و اقدامات انجام شده پاسخگو باشند.
همکاری و مشارکت نهادهای جامعه مدنی
از قبیل سازمان های مردم نهاد و برنامه های اجتماع محور است. در قوانین جاری کشور ما نیز، اشاره های مستقیم و غیرمستقیم فراوانی به ضرورت انجام اقدامات پیشگیرانه در حوزه های مختلف از جمله اعتیاد شده است. تصویب و ابلاغ سیاست های کلی نظام در امر مبارزه با مواد مخدر در مهر ١٣٨٥ خورشیدی از طرف مقام معظم رهبری گام مثبت دیگری بود که در زمینه تدوین اسناد قانونی به منظور، پیشگیری از اعتیاد برداشته شد.
پیشگیری از اعتیاد در حقیقت به معنای پیشگیری اولیه از فرایند منجر به اعتیاد، شامل گرایش به مصرف، مصرف آزمایشی، مصرف گاه گاهی، سوءمصرف و وابستگی است. بر همین اساس با توجه به اهمیت موضوع، باید گفت که در ایران تاکنون راهکارهای مبارزه با این پدیده خانمان سوز بیشتر سخت افزاری و مبارزه های نظامی و انتظامی را دربرمی گرفته در حالی که کشوری مانند ایران آن هم با توجه به فرهنگ غنی و ظرفیتهای خاص خود نیازمند مبارزه نرم افزاری با این پدیده است که اجتماعی کردن یکی از شیوه های این مبارزه و راهکاری جهانی به شمار می رود که از خانواده و جامعه آغاز میشود. اجتماعی کردن و مسوولیت پذیری به معنای درونی کردن یک موضوع محسوب می شود که باید از خانواده شروع و در سیستم آموزشی بخشی از سرفصل ها شود. از این رو کنفرانس بین المللی مبارزه با اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در ۱۹۸۷ میلادی در شهر وین به منظور ابراز عزم سیاسی ملتها در امر مبارزه با پدیده خانمانسوز و شوم مواد مخدر تشکیل شد و در آن سندی با عنوان C.M.O به تصویب کشورهای شرکت کننده رسید و ۲۶ ژوئن برابر با پنجم تیر را به عنوان روز جهانی مبارزه با مواد مخدر نام نهادند. این سند خط مشی همهجانبه اقدامات در امر کنترل مواد مخدر را از طرف کشورهای شرکتکننده مشخص و آنان را متعهد کرد تا اقدامات بینالمللی در خصوص مبارزه با قاچاق مواد مخدر را قاطعانه دنبال کنند. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، شعار «حقایق درباره مواد مخدر را به اشتراک بگذاریم تا زندگیها را نجات دهیم» را برای ۲۰۲۱ میلادی برگزید.
کاهش آسیب اعتیاد با همکاری سازمان های مردم نهاد
تنوع و گستره فعالیتهای سازمان های غیردولتی، گفت: تعاریف مختلف و متنوعی برای سازمان های مردم نهاد ارایه شده است، حمایت و مشارکت فعال سازمان های مردم نهاد و تشکل های مردمی و غیردولتی در عرصه درمان اعتیاد و کاهش آسیب، موجب تحقق اهداف نظام و انقلاب در بخش درمان، بازتوانی و حمایت های اجتماعی از معتادان و خانواده های آنان شده و دستاوردهای زیادی مانند سلامت اجتماعی و به تبع آن امنیت و رفاه اجتماعی را برای جامعه به ارمغان آورده است. این اقدام ارزشمند با توجه به ظرفیت وسیع بخش خصوصی در کشور، بیانگر وقوع تحولاتی شگرف در عرصه درمان، بازتوانی و کاهش آسیب معتادان از نظر کمی و کیفی است. اتخاذ راهبرد کاهش تقاضای مواد مخدر و اجرای برنامه های درمان معتادان و پیشگیری از اعتیاد موجب تحقق اهدافی همچون تضعیف حلقه ارتباطی میان معتادان و قاچاقچیان، مهار رشد اعتیاد در کشور، مهار شیوع بیماری ایدز و هپاتیت، کاهش جمعیت زندانیان مواد مخدر، کاهش جرایم و بزهکاری اجتماعی و جلوگیری از بی سرپرستی خانواده های در معرض خطر می شود.
پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر
یکی از مهمترین اهداف مبارزه با مواد مخدر در کشور را در طول دهه چهارم انقلاب به خصوص سال های اخیر، جلوگیری از ورود افراد جدید به چرخه ویرانگر اعتیاد به مواد مخدر و روان گردانها دانست و اظهار داشت: تحت پوشش قرار دادن حدود ۲۰ میلیون تن از جمعیت کشور در قالب اجرای برنامه های پیشگیری به تفکیک گروههای سنی، سطوح و محیط های مختلف اجتماعی نشان دهنده جهش بزرگ به وجود آمده در عرصه کاهش تقاضای مواد مخدر در کشور بوده که همسو با سیاست های جهانی و برخاسته از نگرش انقلابی- اسلامی در کشور است. ستاد مبارزه با مواد مخدر بر اساس اعتبارات اختصاص یافته در این بخش ضمن تمرکز برنامه ها و فعالیت های پیشگیرانه توانسته تا جنبش فراگیر پیشگیری از اعتیاد را در جامعه راه اندازی کند. برون داد حاصل از این جنبش نرم افزاری در کشور تحقق ۱۵۷ درصدی اهداف کمی مندرج در برنامه چهارم توسعه است. ایجاد جنبش نرم افزاری در عرصه مبارزه با مواد مخدر در نتیجه تقویت و توسعه تحقیقات بنیادی، پژوهش های کاربردی، آینده پژوهشی و تولید پشتوانه های علمی، تغییر نگرش در انجام مبارزه از عملیاتی به اطلاعاتی- عملیاتی از جمله عملکرد مبارزه با مواد مخدر، پیامدها و آثار اجتماعی مطلوب در سطح جامعه است.
مبارزه با مواد مخدر، نیازمند فرهنگسازی وبرنامهریزی کارآمد است
ابعاد مبارزه با مواد مخدر
مبارزه با مواد مخدر نیازمند عزم ملی و بین المللی است. این پدیده دارای ابعاد اقتصادی، جامعه شناسی، روان شناسی، مددکاری و مشاوره اجتماعی، عملیاتی، انتظامی و ... است. بنابراین ضروری به نظر می رسد با استفاده از نظر صاحب نظران و متخصصان این رشته ها به صورت منسجم و نظام مند نسبت به انجام بررسی و پژوهش های علمی به عنوان پایه های برنامه ریزی دراز مدت و میان مدت از سوی دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر اقدام لازم به عمل آید.
دلایل گرایش نوجوانان به مصرف مواد دخانی و مخدر و راهکارهای پیشگیری از این معضل
نوجوانی دورهای است که با تغییرات شناختی، زیستی و روانشناختی همراه است و بسیاری از افراد در این دوره رشد، درگیر رفتارهای پرخطر از قبیل مصرف مواد دخانی مانند سیگار و سایر مواد میشوند. پژوهشهای مختلف نشان داده است که شیوع استعمال سیگار در نوجوانان و جوانان در حال افزایش است. در ایران نیز مصرف مواد دخانی از شایعترین موارد مصرف در میان دانشآموزان ایرانی است. علتهای مختلفی برای گرایش به مصرف مواد وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به سابقه مصرف الکل در خانواده، رویدادهای استرس زای زندگی، رفتارهای پرخطر همسالان، عزت نفس پایین، پیوند ضعیف میان والدین و فرزندان، مهارت حل مسأله ضعیف و خودکارآمدی پایین، افسردگی، اضطراب و خودکنترلی ضعیف اشاره کرد. وابستگی به دخانیات امری پیچیده با دلایل متعدد است که به ابعاد شخصیتی فرد و گروههای اجتماعی و اقتصادی مرتبط است.
خانواده نخستین و مهمترین نقش را در اعتیاد نوجوانان و جوانان به سیگار دارد، پس از خانواده اطرافیان و دوستان دارای نقش پر رنگتری هستند. سرگرم کردن نوجوانان به ورزش، مطالعه، سرگرمیها و تفریحهای مفید و نشاط آور بهترین و موثرترین راه جلوگیری از اعتیاد به مواد مخدر محسوب میشود. پایین بودن سطح سواد سلامت در جامعه و خانواده و گسترش باورهای غلط میتواند انگیزه و گرایش به مصرف مواد مخدر را افزایش دهد. مواردی از جمله اینکه مصرف دخانیات اعتیاد و وابستگی نیست یا سلامت فرد را به خطر نمیاندازد و زمینهساز بیماریهای دیگری از نظر جسمی و روانی نیست از باورهای غلط رایج در جامعه است. باید توجه داشت که گروههای نوجوان و جوان، گروههایی هستند که به دنبال تخلیه هیجانات خود هستند و گاهی به غلط تصور میکنند با مصرف سیگار و مواد مخدر صنعتی مانند گل و شیشه هیجانات شان تخلیه میشود، لذت میبرند یا به آن ها خوش میگذرد.
آموزشهای خودمراقبتی از دوران کودکی
نهادهای مختلف از خانواده و آموزش و پرورش تا رسانه و دانشگاه، همه و همه در انتقال این آموزشها نقش دارند. درمانهای مورد نیاز این حوزه از جنس آموزشهای روانشناختی مثل آموزش مهارتهای زندگی و سبک زندگی سالم است و میتوان با ارایه آموزشهای روانشناختی و تغییر سبک زندگی مصرفکنندگان دخانیات، رفتارشان را تغییر داد؛ همچنین برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر و دخانی در سایر افراد باید سبک و مهارتهای زندگی از دوران کودکی آموزش داده شود. مهارت خودآگاهی، تصمیمگیری، حل مساله، ارتباطات، نه گفتن، تفکر خلاق، مدیریت استرس و مدیریت خشم که آموزش این مهارتها متناسب با گروه سنی باید از کودکی و توسط نهادهایی، چون خانواده، مهدهای کودک، مدرسه و … انجام شود و هر چه قدر از این موضوع مهم چه توسط خانواده و چه توسط حاکمیت غفلت شود، در آینده شاهد بیشتر شدن آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد به مواد مخدر خواهیم بود و جامعهای افسرده همراه با آسیبهای اجتماعی فراوان را خواهیم داشت.
برای پیشگیری از معتاد شدن می توان راهکارهای مختلفی را برشمرد که هم در سطح فردی و هم اجتماعی قابل طرح است:
1- آگاه کردن خانواده ها مخصوصا پدران و مادران دررابطه با رفتار فرزندان و تربیت و کنترل صحیح آنها دراجتماع و آشنایی آنها با مضرات اعتیاد به وسیله رسانه های گروهی به خصوص صدا و سیما.
2- ایجاد تحول در آموزش و پرورش و تقویت کادر آموزشی و مربیان پرورشی مخصوصا در روش ها و ایجاد فضای آموزشی مناسب که مسلما می شود مضرات مواد مخدر را به نحو ظریفی در کتب درسی عنوان کرد.
3- ایجاد مراکز فرهنگی نظیر کتابخانه ها و مراکز هنری، فنی و حرفه ای، پارک ها، فضاهای ورزشی و تربیتی برای ارتقاء سطح فرهنگی نوجوانان و جوانان و گذراندن اوقات فراغت آنان که این امکانات با توجه به رشد جمعیت و پراکندگی روستاها نسبتا ضعیف می باشد که عامل بسیار مهمی جهت پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر خواهد بود.
4- اغلب معتادین بی سوادند ویا پدر و مادر بی سواد و یا کم سواد بوده اند. دست اندر کاران تعلیم و تربیت باید با تلاش بیشتری در جهت افزایش سواد مردم گام بردارند و سطح آگاهی مردم برای مقابله با پدیده اعتیاد بالا برود.
5- ایجاد اشتغال بیشتر از طریق توسعه صنایع دستی و روستایی مخصوصا سرمایه گذاری و اعطاء امکانات و امتیازات برای ریشه کن کردن بیکاری که همانا یکی از علل عمده اعتیاد و گرایش به قاچاق است.
6- نقش تبلیغات در دنیای امروز برهیچ کس پوشیده نیست و با نیروی تبلیغات و رسانه گروهی می توان پدیده و عقاید مختلف را دربین توده مردم انداخت و آنها را روشن ساخت.
متاسفانه رسانه ها، مخصوصا صدا و سیما اکنون به جز برنامه های محدودی در زمینه اعتیاد نداشته اند. لذا باید برنامه هایی که تمام اقشار بتوانند از آنها استفاده نمایند درمورد مضرات اعتیاد تهیه و برروی آنتن قرار گیرد. نقش تبلیغات ائمه جمعه و جماعات و سخنرانان در مراسم و موقعیت های مختلف، می تواند بدلیل حرف شنوی مردم از آنان بسیار موثر بوده و طریق مناسبی جهت پیشگیری از اعتیاد در جامعه می باشد.
7- در دسترس بودن مواد مخدر یکی از علل عمده اعتیاد است که کنترل و عدم ورود آنان از پیشنهادات خود معتادین بوده است. بنابراین پاکسازی جامعه از مواد مخدر و بستن مرزها به عنوان یکی از مهمترین راه های پیشگیری است.
8- اشاعه تقویت هرچه بیشتر معنویات در جامعه و آگاه نمودن مردم از مضرات مصرف مواد مخدر.
9- توصیه به خانواده ها که شامل کنترل فرزندان، تقویت جهانی مذهبی و اعتقاد، چگونگی گذراندن اوقات فراغت، جلوگیری ازشرکت فرزندان در مجالس بی بند و بار و ایجاد سرگرمی و مشغولیت سالم، مبارزه با اعتیاد در منشاء و مبداء وجود مواد مخدر، محیط اعتیاد زا و انسان اعتیاد پذیراست.
10- مردمی کردن مبارزه با مواد مخدر به شکل کامل.
11- توجه به مسئله توزیع داخلی به خصوص در سطح شهر و معتادین.
12- دقت در گزینش و انتخاب مامورین مبارزه با مواد مخدر.
13- استفاده از تجارب علمی و عملی کشورهایی که در زمینه مبارزه با مواد مخدر موفق شده اند. همچنین از طریق کنترل درون مرزی و برون مرزی از حمل و نقل مواد مخدر جلوگیری به عمل آید تا از دسترس قرار گرفتن مواد مخدر پیشگیری شود. مبارزه قاطع و پیگیر با عوامل و قاچاقچیان مواد مخدر به خصوص در استان های مرزی کشور به ویژه خراسان و سیستان و بلوچستان.
اعتیاد یک بیماری است وهر بیماری قابل درمان است و تنها راه جلوگیری از فعال شدن مجدد اعتیاد، خودداری از مصرف، در همان بار اول است.
منابع»
https://civilica.com/doc/594654/
https://www.irna.ir/news/83606785
https://www.irna.ir/news/84381844
https://www.mehrnews.com/news/1705782/13
https://dotic.ir/news/4338