0

آیا کتاب رساله ذهبیه امام رضا(ع) معتبر است؟

 
hosinsaeidi
hosinsaeidi
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1394 
تعداد پست ها : 12027
محل سکونت : کرمانشاه

آیا کتاب رساله ذهبیه امام رضا(ع) معتبر است؟

آیا کتاب رساله ذهبیه امام رضا(ع) معتبر است؟

پاسخ اجمالی

رساله ذهبیّه یا مذهّبه، نوشتاری در دانش پزشکی و منسوب به امام رضا(ع) است. نتیجه بررسی‌ها در اسناد، شواهد تاریخی و نسخه‌های موجود این است که حتی اگر بتوان کتابی به نام «الرسالة الذهبیّه» را به امام رضا(ع) نسبت داد، اما انتساب نسخه‌های موجود فعلی به حضرتشان ثابت نبوده و نمی‌توان با عنوان «سنّت» بدان عمل کرد.

پاسخ تفصیلی

طب الرضا با نام «رساله ذهبیّه» یا «مذهّبه»،[1] نوشتاری در دانش پزشکی و منسوب به امام رضا(ع) است. برخی از مباحث این کتاب عبارت است از:
1. تمثیلات زیبایى درباره اعضاء مهم بدن؛ مانند قلب، رگ‌ها، دماغ، دست‌ها، پاها، چشم‌ها، گوش‌ها، زبان و ... ؛
2. مطالب متنوعى پیرامون بهداشت، بیماری‌ها، خواص خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها و گیاهان، و شیوه پیشگیرى از بیمارى و درمان آنها؛
3. بیان منشأ دردها و بیماری‌هایى که بر هر یک از اعضاء بدن وارد می‌شود؛
4. نام ماه‌هاى سال: ماه آزار، نیسان، ایار، حزیران، تموز، آب، ایلول، تشرین اول، تشرین آخر، کانون اول، کانون آخر و شباط و  ارائه دستور العمل‌هایی متناسب با شرایط آب و هوایى در هر یک از این ماه‌ها ؛
5. بیان حالات طبیعى انسان در ادوار عمر، وقت و چگونگی حجامت و فصد، چگونگی حمام گرفتن و ... .
سبب تألیف
چنان‌که از آغاز رساله ذهبیّه مشخّص است؛ این متن، به درخواست مأمون عبّاسی به نگارش درآمده[2] و نام‌گذاری آن به ذهبیّه و یا مذهبّه، به جهت دستور او به نگارش این رساله با آب طلا بوده است.[3]
در سند این رساله نقل شده است: در نیشابور، در نشستی علمی در حضور مأمون و با شرکت پزشکان و فیلسوفان برجسته و نامور آن روزگار؛ نظیر یوحَنّا بن ماسَوَیه، جبرئیل بن بَختیشوع، صالح بن سِلهِمَه(بهلمه) هندی و تنی چند از دانشمندان و اهل نظر، سخن از طبّ و تندرستی و تدبیر خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها به میان آمد و درباره آن به بحث و نظر نشستند و از چگونگی تکوین و ساختار بدن انسان و طبایع چهارگانه متضاد در آن و سود و زیان غذاها سخن راندند. در این میان، امام رضا(ع) ساکت نشسته بود. مأمون از ایشان ‌خواست که وارد گفت‌وگو شود و درباره موضوع بحث سخن بگوید. امام رضا(ع) ‌فرمود: «من در این‌باره تجربیاتی دارم که درستی آن‌را با آزمایش، گذشت زمان و بهره‌مندی از دانش گذشتگان دریافته‌ام که عُذری برای ندانستن و وانهادن این تجربیات وجود ندارد. آن مطالب را همراه برخی دیگر از نکته‌های مربوط به آن - که آگاهی از آن مورد نیاز است - مکتوب خواهم کرد».
آورده‌اند که مأمون در آن روز عازم بَلخ بود و شتابان بدان دیار رفت و امام(ع) در نیشابور ماند. آن‌گاه، مأمون از بلخ نامه‌ای به امام نوشت و از ایشان خواست که به وعده‌اش عمل کند. امام رضا(ع) پس از دریافت نامه، رساله‌ای در این‌باره نگاشت.[4]
انتساب رساله ذهبیّه به امام رضا(ع)
آنچه سبب انتساب این رساله به امام رضا(ع) شده است، گفته‌های علما و نسخه‌های موجود این رساله است:
۱. شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰ق) در کتاب «الفهرست» خویش و در معرفی آثار محمّد بن حسن بن جمهور عمّی بصری، از کتاب «الرسالة المذهبّه» نام می‌بَرَد که محمّد بن حسن بن جمهور، آن‌را از امام رضا(ع) روایت کرده است.[5]
2. ابن شهر آشوب مازندرانی(متوفای ۵۸۸ق) در کتاب معالم العلماء، در معرّفی آثار محمّد بن حسن بن جمهور می‌نویسد: «الرسالة المذهّبة عن الرضا - صلوات الله علیه - فی الطب».[6]
3. شیخ منتجب الدین علی بن عبید الله بن بابویه(متوفای 600ق) نیز در کتاب «الفهرست» خویش و در ضمن ترجمه فضل الله بن علی راوندی، از اثری با نام «ترجمة العلوی للطبّ الرضوی» نام می‌بَرَد.[7] برخی احتمال داده‌اند که این کتاب، ترجمه و یا شرح رساله ذهبیّه باشد؛[8] ولی ما تنها از نام کتاب آگاهیم و بدان دسترسی نداریم.
4. علاّمه مجلسی در توثیق مصادر «بحار الأنوار»، این کتاب را با نام «طب الرضا» معرفی کرده[9] و آن‌را از کتب مشهور برشمرده است.[10]
5. نسخه مشهور رساله ذهبیّه‌ای که اکنون چاپ شده و در دسترس ماست، دست نوشته محقّق کرکی(متوفای ۹۴۰ق) است. این نسخه در اختیار علاّمه مجلسی بود و ایشان متن کامل آن‌را در کتاب «بحار الأنوار» وارد کرد.
نسخه‌های دیگر این رساله، با این نسخه، تفاوت‌هایی دارند؛ برخی از آنها متونی را اضافه آورده‌اند و برخی دیگر، مقداری از متون را ندارد. تفاوت‌های جزئی فراوان دیگری نیز در اجزای این رساله به چشم می‌خورد.
از رساله ذهبیّه، سه نسخه کهن‌تر از نگارش مرحوم محقّق کرکی تاکنون یافت شده است؛ ولی بعد از نگارش ایشان، نسخه‌های این کتاب فراوان شده‌اند.[11]
ارزیابی سندی رساله ذهبیه
ارزیابی سندی رساله ذهبیّه، نیازمند شناخت کامل طُرُق و بررسی رجالی افراد واقع در اسناد آن است. علاّمه مجلسی گزارش نسبتاً جامعی از مجموعه اسناد فراهم آورده است.[12] برخی از گزارش‌های موجود از رساله ذهبیّه، از جمله گزارش مرحوم محقّق کرکی، مُرسل است. تمامی گزارش‌های مُرسل و مسند هم در نهایت، به یک نفر؛ یعنی محمّد بن جمهور عمّی منتهی می‌شود. مشکل اصلی در میزان اعتبار سند نیز همین راوی است که در میان رجالیان، توثیق ندارد و متّهم به غلوّ می‌باشد.[13]
افزون بر مشکل موجود درباره راوی اوّل رساله ذهبیّه، طُرُق موجود در نسخه‌ها و فهرست‌ها هم معمولاً دچار مشکل هستند. بیشتر نسخه‌های موجود از رساله، سند متّصل به امام رضا(ع) ندارند و مرسل محسوب می‌شوند.[14]
ارزیابی متنی رساله ذهبیه
ممکن است برخی با ادّعای تساهل و سخت‌گیری نکردن در مطالب غیر فقهی، ضعف سندیِ رساله ذهبیّه را توجیه کنند. در جواب می‌گوییم که این ادّعا در موردی صحیح است که قراین متنی؛ اعتبار متن حدیث یا مضمون آن‌را اثبات کنند.
در این موارد، بررسی شواهد و قراین درون‌متنی و برون‌متنی - که سبب کاهش یا افزایش اعتماد بر متن می‌گردد - اهمیت بیشتری می‌یابد. که علامه مجلسی هم به آنها پرداخته است و نسبت به اعتبار این رساله تردید داشته و این تردید را با قدری تأمل در بیان ایشان می‌توان دریافت،[15] و با آن‌که مجلسی تلاش می‌کند، ابتدا شهرتی از این رساله در میان علما به دست دهد، اما به نظر می‌رسد ناخواسته از همان آغاز، رگه‌هایی از تردید در لابه‌لای سخنانش ظاهر می‌شود.[16]
در این نوشتار به برخی از تردیدهای ایشان و قراین کاهنده اعتماد به متن این رساله اشاره می‌شود:
۱. مشابهت با متون طبّی معاصر با امام رضا: مقایسه متن رساله ذهبیّه با دیگر متون طبّی دوره هارون و مأمون، معلوم می‌کند که این رساله نیز نوشتاری همانند آنها است و مطلب خاصی افزون بر آنها ندارد.
2. عدم امکان حضور ابن بختیشوع: این جلسه در هر کجا که تشکیل شده باشد، ‌باید در حدود سال‌های ۲۰۱ تا ۲۰۳ق؛ یعنی پس از حرکت امام رضا(ع) از مدینه به سمت خراسان و قبل از شهادت ایشان اتّفاق افتاده باشد؛ در حالی که بنا بر گزارش‌های تاریخی، جبرئیل بن بختیشوع در این سال‌ها به دستور مأمون و به اتّهام همکاری با امین، در «حضرة»[17] زندانی بوده است. او در همان سال‌ها از زندان آزاد شد؛ ولی هنگام ورود مأمون به «حضرة» در سال ۲۰۵ ق، او از کار پزشکی نیز ممنوع شد.[18]
3. سیّد ابن طاووس در کتاب «الأمان من اخطار الأسفار و الأزمان»، دو رساله در باره حفظ الصحّة گزارش کرده است:
الف. رساله قسطا بن لوقای بعلبکی؛ ب. رساله برء الساعة نگاشته محمد بن زکریای رازی؛
با این وجود، جناب سید ابن طاووس رساله ذهبیّه را - که در همین موضوع است و بخشی از آن، مشابه رساله قسطا بن لوقا است - نقل نکرده و حتّی بدان اشاره نیز ننموده است. با توجّه به کُرنش جناب سیّد ابن طاووس در مقابل متون نقلی، می‌توان اطمینان یافت که ایشان این رساله را از امام رضا نمی‌شمرده است.
۴. محقّق کرکی(متوفای ۹۴۰ق) - که نسخه رساله ذهبیّه توسط ایشان استنساخ شده و به دست علاّمه مجلسی رسیده است - نیز در کتاب فقهی گسترده خویش؛ یعنی «جامع المقاصد»، به این رساله استناد نکرده است.
۵. همگام با این بزرگواران، هیچ‌یک از فقیهان قبل از دوره علاّمه مجلسی، به این رساله استناد نکرده‌اند. این نکته، بسیار عجیب می‌نماید که نگاشته‌ای از معصوم وجود داشته باشد و در طول حدود هفتصد سال، هیچ گزارشی از آن در مصادر حدیثی نقل نشود.
تنها پس از انتشار این رساله در «بحار الأنوار»؛ برخی از فقیهان همچون فاضل هندی (متوفای ۱۱۳۷ق)،[19] سید على بن محمد طباطبایى حائرى(متوفای 1231ق)،[20] ملّا احمد نراقی (متوفای ۱۲۴۵ق)،[21] و محمّد حسن نجفی (متوفای ۱۲۶۶ق)،[22] به این رساله استناد کرده‌اند.
6. خوردن تِریاق اکبر: یکی از بخش‌های بحث برانگیز رساله ذهبیّه، سفارش نویسنده به مأمون در باره خوردن تِریاق اکبر بعد از حجامت است.[23] تریاق اکبر (فاروق)، دارویی ترکیبی است که از اثر درمانی خارق العاده‌ای برخوردار است.[24] اجزای اصلی این دارو، عبارت‌اند از: شراب، گوشت مارِ افعی و جندبیدستر که بیضه یک نوع سگ است.[25] خوردن این دارو به سبب دارا بودن اجزای نجس و حرام، جایز نیست.[26]
نکته جالب، آن‌که محقّق کرکی نیز تریاق اکبر را حرام شمرده و آن‌را فاقد مالیت دانسته است.[27]
علاّمه مجلسی در توجیه این قسمت از رساله ذهبیّه نوشته است: تریاق اکبر را ‌باید بر تریاقی حمل کرد که دارای اجزای حرام نباشد.[28]
برخی دیگر از شارحان رساله ذهبیّه نیز نوشته‌اند: در حالت غیر اضطرار، باید تریاق اکبر بدون اجزای حرام مصرف شود.[29]
به نظر می‌رسد که این توجیه، تمام نباشد؛ زیرا: اولاً، تریاق اکبر، نامی مشهور برای دارویی خاص است. اگر مراد نویسنده رساله از آن، نبودن اجزای حرام و نجس باشد، ‌باید به صراحت بیان شود. ثانیاً، بو علی سینا در باره این دارو نوشته است: پزشکان بسیاری تلاش کردند تا اجزای تریاق فاروق را کم و زیاد کنند و ترکیب جدیدی تولید نمایند و نام خود را جاودانه سازند، ولی موفق نبودند؛ زیرا اثر جادویی و معجزه‌آسای آن فقط در همان ترکیب اوّلیه وجود دارد.[30]
از این سخن معلوم می‌شود که ترکیب این دارو، با چنین خواصّی غیر قابل تغییر است.
نتیجه‌گیری
با توجه به این‌که به رساله‌ای با نام «رساله ذهبیّه» یا «طبّ الرضا» در مصادر کهن شیعی اشاره شده است، احتمال صدور رساله‌ای این‌گونه از امام رضا(ع) منتفی نیست؛ ولی انتساب نسخه‌های موجود کتاب «الرسالة الذهبیّه» به امام رضا(ع) ثابت نیست و نمی‌توان با آن به عنوان «سنّت» روبه‌رو شد و بدان عمل کرد؛ زیرا افزون بر تضعیف راوی اوّل، افتادگی در اسناد نیز دارد و ممکن است به تحریف یا تصحیف دچار شده باشد.
قراینی نیز اعتماد به متن این رساله را کاهش می‌دهد؛ مانند تنافی برخی از مطالب آن با یافته‌های روایی و پزشکی، تجویز خوردن «تریاق فاروق» در غیر حالت ضرورت و اضطرار با وجود آن‌که از اجزای حرام و نجس تشکیل شده است و... از قراینی است که اعتماد بر این متن را کاهش می‌دهد.

 


[1]. آقا بزرگ تهرانی‏، الذریعة إلى ‏تصانیف ‏الشیعة، ج ‏15، ص 141، قم، اسماعیلیان‏، 1408ق.

[2]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏59، ص 306 – 308، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[3]. همان، ص 356.

[4]. همان، ص 307.

[5]. شیخ طوسى، الفهرست، ص 413، قم، کتابخانه محقق طباطبائى، چاپ اول، 1420ق.

[6]. ابن شهرآشوب مازندرانى، محمد بن على، معالم العلماء، ص 103 – 104، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، 1380ق.‏

[7]. منتجب الدین قمّى، على عبید الله بن حسن بن بابویه‌، الفهرست(فهرست أسماء علماء الشیعة و مصنفیهم‌)، ص 96، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، 1408ق.

[8]. الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج ‏13، ص 364.

[9]. بحار الانوار، ج ‏1، ص 11.

[10]. همان، ص 30.

[11]. ر.ک: صدرایی خویی، علی، فهرستگان نسخه‌های خطّی حدیث و علوم حدیث شیعه، ج ۴، ص ۷۳ – ۷۵، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۲ش.

[12]. بحار الأنوار، ج ‏59، ص 306 – 307.

[13]. ر.ک: نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال نجاشی)، ص 337، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق؛ شیخ طوسی، محمد بن حسن، الأبواب(رجال طوسی)، ص 364، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، 1427ق؛ علامه حلى‏، الخلاصة(رجال العلامة الحلی‏)، ص 251، نجف اشرف، منشورات المطبعة الحیدریة‌، چاپ دوم، 1381ق.

[14]. ر.ک: طباطبایی، سید محمدکاظم، نصیری، هادی، پژوهشی در اعتبار رساله ذهبیّه، مجله علوم حدیث، ص 3 – 21، شماره 63، بهار 1391ش.

[15]. ر.ک: عابدی، احمد، نکونام، جعفر، نصیری، هادی، تردیدهای آشکار و نهان علامه مجلسی درباره اعتبار رساله ذهبیه، مجله پژوهش دینی، ص 125 – 145، شماره 23، پاییز و زمستان 1390ش.

[16]. مثلاً می‌گوید: «...لَکِنْ کَانَ فِی نُسْخَتِهَا الَّتِی وَصَلَتْ إِلَیْنَا اخْتِلَافٌ فَاحِشٌ أَشَرْنَا إِلَى بَعْضِهَا»؛ ولى نسخه‌اى که به ما رسیده اختلاف فراوان دارد که ما به برخى از آنها اشاره کردیم. بحار الأنوار، ج ‏59، ص 309.

[17]. «حِضرة» - به کسر حاء و سکون ضاد - اسم مکانی در تهامه است و «الحَضر» - به فتح حاء و سکون ضاد - اسم شهری است که بین تکریت و موصل و فرات واقع شده است. یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبد الله، معجم البلدان، ج ‏2، ص 267 – 268، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، 1995م.

[18]. ابن أبی أصیبعة، أحمد بن القاسم، عیون الأنباء فی طبقات الأطبّاء، ص 188 - 189، بیروت، دار مکتبة الحیاة، بی‌تا.

[19]. ر.ک: فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحکام، ج ‌7، ص 19، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1416ق.

[20]. طباطبایی حائری، سید علی، ریاض المسائل، ج ‌11، ص 35، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1418ق.

[21]. نراقی، ملا احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، ج ‌14، ص 123، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1415ق.

[22]. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ‌ ج ‌29، ص 58، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، 1404ق.

[23]. بحار الأنوار، ج ‏59، ص 320.

[24]. ر.ک: نورانى، مصطفى، دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى‏، ج ‏1، ص 488، قم، ارمغان یوسف‏، چاپ اول‏، 1384ش.

[25]. صدیقی هندی، محمد طاهر بن علی، مجمع بحار الأنوار فی غرائب التنزیل و لطائف الأخبار، ج 5، ص 479، مطبعة مجلس دائرة المعارف العثمانیة، چاپ سوم، 1387ق.

[26]. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج ‌12، ص 140، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، بی‌تا.

[27]. کرکی(محقق ثانی)، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج ‌4، ص 21، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ دوم، 1414ق.

[28]. بحار الأنوار، ج ‏59، ص 346.

[29]. مشهدی، محمّد بن حسن، الفوائد الرضویه، ص ۹۶، قم، العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.

[30]. ابن سینا، القانون فی الطب، ج ‏4، ص 425، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، 2005م

پنج شنبه 27 شهریور 1399  12:41 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها