0

با ذکر صلوات مجذوب همه نزدیکان و منتخب حضرت باری تعالی شد

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 74456
محل سکونت : تهران

با ذکر صلوات مجذوب همه نزدیکان و منتخب حضرت باری تعالی شد

با ذکر صلوات مجذوب همه نزدیکان و منتخب حضرت باری تعالی شد

این مرد خدایی کلاسهای آموزشی خود را با آیه ای از قرآن شروع و با ذکر صلوات خاتمه می داد. عشق و علاقه نیروهای تحت فرمان شهید سعیدی به ایشان چنان آنها را مجذوب و عاشق او کرده بود که درس و مدرسه و خانه و کاشانه خود را فراموش کرده بودند و شبانه روز در خدمت بسیج و انقلاب بودند.

 

تا شهدا؛ در تقویم جمهوری اسلامی ایران روز ۲۲ اسفندماه به نام روز شهید ثبت شده است که هر ساله برنامه های متنوعی برای این روز اجرا می شد اما به دلیل وجود بیماری کرونا امسال برنامه ها کاهش داشته است.

پایگاه خبری تحلیلی سپاس به مناسبت روز شهیید بخشی از زندگی نامه سردار شهید محمد جعفر سعیدی بازخوانی می کند.

سردار سرلشکر پاسدار شهید محمد جعفر سعیدی : معاون ناوتیپ۱۳امیرالمومنین(ع)سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان بوشهر زندگینامه بسیاری از اختران پر فروغ و حماسه آفرین آذین بند تاریخ دوباره اسلام نامشان تا هستی هست و بر زبان خواهد ماند و بیانگر رشادت ابناء نوع بشر خواهد بود .

سخن از سردار رشید اسلام، شهید «محمد جعفر سعیدی» است که با عروجش چون خزان ناگهانی گل، عندلیبان را حیران کرد و به راه راستین ایزد و رسولش فرا خوانده شد . اینک شمه ای از زندگی پر بار همراه با موفقیت در زمینه خدا شناسی را بر صفحه ذهن به تصویر می کشیم تا با الهام گرفتن از زندگی کوتاه اما پر ثمرش، راه پاکش را هر چه مستدام تر بداریم .

شهید محمد جعفر سعیدی در سال ۱۳۳۴ در روستای «احشام قایدها» از توابع شهرستان دشتی دراستان بوشهر و در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. زندگیش مثل زندگی بزرگ مردان اسلام ساده و خالی از تجملات و تشریفات بود . او را به گونه ای پرورش دادند که همواره در مقابل مشکلات چون کوه محکم و پر صلابت باشد و با تند بادهای زندگی دست و پنجه نرم کند و هیچ گاه برای متاع دنیا، ایمان خود را از کف ندهد .

در سن ۶ سالگی به دبستان وارد شد و با جدیت به تحصیل مشغول گردید . پس از اتمام دوره ابتدایی بر اثر فشار مشکلات زندگی که آن روزگار بیشتر خانواده های ایرانی با آن روبه رو بودندو برای کمک به هزینه های زندگی خانواده اش به کشور کویت سفر کرد و پس از گذشت ۲ سال دوباره به وطن بازگشت و در سن ۱۸ سالگی به خدمت سربازی در کرمان اعزام شد. بعد از پایان دوره سربازی در شرکت« فرجام» بوشهر مشغول به کار شد.

این دوران مصادف بود با مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت پهلوی. اوکه ظلم ونابرابری حکومت ستمگر شاه را با پوست وگوشت واستخوان خود لمس کرده بود،دوشادوش مردم وارد این مبارزات شد.اومردانه در مبارزات خود پافشاری کردتا انقلاب اسلامی به پیروزی رسید . رشادتهای این انسان وارسته قبل از پیروزی انقلاب برای براندازی حکومت پهلوی جای خود را دارد.

این مرد بزرگوار با عشق عجیبش به امام همراه با مسلمانان غیور کشورمان در اعتراض به رژیم منحوس پهلوی جهت بر اندازی این خاندان و بر پایی حکومت به حق جمهوری اسلامی ایران به مبارزه بر خواست . در پی فرمان رهبر کبیر انقلاب مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین با پیوستن به نیروهای آموزش دیده ،جوانان دیگر را نیز ترغیب می کرددراین عرصه ها حضور داشته باشند.

این انسان سخت کوش با وجود تمام مشکلات توانست تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه ادامه دهد و مدرک دیپلم را بگیرد. با آغازطرح «لبیک یا امام» به جمع آوری نیرو ، سازماندهی و آموزش نظامی و عقیدتی نیروها پرداخت و با برگزاری مراسم نماز جماعت ، دعاهای کمیل ، توسل ، زیارت پر فیض عاشورا در بین بسیجیان روحیه خدایی و علاقه توحیدی به آنان می بخشید. ایشان با علاقه شدید به انقلاب و روحانیت، به دعوت روحانیون برای برگزاری نماز جماعت در مساجد می پرداخت تا با این کار علاقه و اشتیاق مردم را به مسجد و انقلاب بیشتر کند و پیوند بین مردم و روحانیت را مستحکم تر گرداند .

این مرد خدایی کلاسهای آموزشی خود را با آیه ای از قرآن شروع و با ذکر صلوات خاتمه می داد. عشق و علاقه نیروهای تحت فرمان شهید سعیدی به ایشان چنان آنها را مجذوب و عاشق او کرده بود که درس و مدرسه و خانه و کاشانه خود را فراموش کرده بودند و شبانه روز در خدمت بسیج و انقلاب بودند.

با شروع جنگ تحمیلی با جمع آوری نیروهای مردمی در شهرستان و حتی در روستاها و بر گزاری کلاسهای آموزشی و سازماندهی این نیروها ، آنها را به جبهه های حق علیه باطل بدرقه می کرد ، شوق و اشتیاق و شایستگی این مبارز به انقلاب آنقدر زیاد بود که با در دست گرفتن فرماندهی بسیج در بندر ریگ فعالیت پایگاههای مقاومت را بیشتر کرد و توانست با روحیه خدایی خود مردم را عاشق انقلاب و اسلام کند تا جایی که پایگاههای مقاومت مملوو از جمعیت بود.

در سال ۱۳۶۱ حکم فرماندهی سپاه «بندر ریگ» را به او واگذار کردند. ایشان با دعوت نیرو ها به بسیج و سازماندهی و آموزش نظامی و عقیدتی بسیجیان غیور این شهر پرداختند و با اجتماع شبانه روزی در مساجد بندر ریگ و روستاهای اطراف آن، هدف انقلابی خود را پیگیری می کردند . بعد از گذشت حدود ۲ سال به فرماندهی سپاه« جزیره خارک» برگزیده شد ، با وجود اینکه جزیره خارک خود منطقه جنگی بود ولی این فرمانده مبارز توانست نیروهای تحت آموزش خود در این جزیره را حتی به جبهه های دیگر اعزام کند .

بعد از جزیره خارک به فرماندهی سپاه شهرستان «دشتی» انتخاب شد. ایشان با شناختی که از قبل با مردان این خطه دلیر پرور داشت، توانست آنان را مجذوب بسیج و انقلاب کند و به آموزش آنان بپردازد و آنان را بیش از پیش به جبهه های حق علیه باطل اعزام کند .این فرمانده عزیز در حین انجام این مسئولیت ها چندین بار به جبهه های غرب و جنوب اعزام شدند که یکبار در منطقه پاوه اتومبیل ایشان مورد حمله ضدانقلاب قرار و آتش گرفت.

این فرمانده بزرگ بعد از پایان مسئولیت در منطقه ،دشتی در شهرستان« گناوه» به فعالیت پرداختند. ایشان مثل گذشته اهداف انقلابی خود را در این شهرستان پی گیری کردند. آخرین مسئولیت شهید سعیدی بعنوام معاون تیپ ۱۳ امیرالمومنین (ع) بود. اخلاص و ایمان این پاسدار رشید به حدی بود که با دل کندن از خانه و کاشانه ، همسر و فرزندان خردسال خود ،به دنبال معشوق خود خدای یگانه ، اسلام وانقلاب اسلامی رفت و به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)در سال ۱۳۶۵ در صف سپاهیان محمد (ص) به سوی جبهه ها اعزام شدند تا اینکه در عملیات کربلای چهار همدوش بسیجیان خود به عنوان فرمانده گردان ابوالفضل (ع) جانانه جنگیدند و شربت شیرین شهادت را نوشیدند .

پیکر معطر و پاک این دلباخته بعد از گذشت ۱۰ سال با رجعت به خاک کشورمان در تاریخ ۱۳۷۵/۱۱/۱۸ فضای ایران بزرگ را عطر آگین وملکوتی کرد. ا و دوباره خاطرات جنگ را برای همرزمان خود و تمام ملت ایران تازه کرد و به تمام بسیجیان پیام داد که باید همیشه پیرو انقلاب و اسلام باشند و اگر لازم شد هم جان و هم تن خود را فدای اسلام وانقلاب وولایت فقیه کنند.

چند خاطره همرزمان شهیید و اشاره به خصوصیات اخلاقی آن:

شهید سعیدی بسیار کم حرف بود اما اهل عمل. قلبی پاک، بدون کینه، آرام و متین داشت. در جبهه با جسارت فراوان خود به دشمن یورش می برد. خانواده خود را بسیار دوست داشت. ساده پوش و بی آلایش بود. اگر کسی دست یاری به سمت او دراز می کرد با گرمی ان را می فشرد و پای سفره ساده آنها می نشست.

با اطاعت از فرماندهی، تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار می داد. سر وقت در جلسات حاضر می شد اما خود را در چارچوب دیسپلین اداری قرار نمی داد.

نیروهای خود را بسیار دوست داشت. با جوانان و نوجوانان بسیار دمخور و برای انها بسیار ارزش قائل بود. قراءت قرآن را هیچ وقت ترک نمی کرد.

با صوت زیبا قرآن می خواند و اذان سر می داد. در هر فرصتی به خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران سرکشی می کرد.

راوی : سرهنگ پاسدار‌ حبیب خدری

از دیگر خصایص شهید سعیدی نحوه اخلاق و رفتار او در محیط کاریش بود ، وجودش برای همکاران مایه دلگرمی و خلا او بشدت نمایان و مایه دلتنگی ،
هر جا بود ، آنجا صفا ، صمیمیت ، یکرنگی ، عشق و مهر و وفا موج می زد ، در کلامش بوی صداقت بمشام می رسید و در نگاهش آرامش و سکون فریاد می کشید ، در حفاظت از بیت المال زبانزد بود و از انقلاب سهمی برای خود قائل نشد ، لباسش معمولا پیراهنی سفید و شلواری ساده و پارچه ای که همواره زینت اندامش بود ، روزی هم که خداحافظی کرد و رفت سبکبار بود و آسوده دل و روزی هم که پر کشید تیز پرواز بود و مطمئن .

راوی : سرهنگ پاسدار عباس لیراوی

سلام بر شهیدان سلام بر روح بزرگ سردار شهید سعیدی
چقدر زود دیر گذشت و باز هم بهانه ای شد یادی کنیم از شهید والا مقام از انسانی که از نظر خصوصیات هیچ کم نداشت گنجینه ای کامل انسانی اسمانی که در اخر هم به اسمان پر کشید اخلاق نیکو برخورد متواضع بی ریا بشاش و خنده رو کوچک نفس انسان را محو سیرت خود میکرد که بیشتر با ان همسخن شود و این ما بودیم که قدرش را ندانستیم برای تشکیل بسیج و اموزش نیروی رزمنده شبانه روز زحمت میکشید خستگی را خسته کرده بود برای ارج نهادن جهت زحماتش همیشه صلوات نثار روحش هدیه کنیم خنده هایش هنوزم در ذهنم مجسم میشود و برایم تازگی دارد انگار همین دیروز بوددر موقع اموزش شعری میخواند و ما هم همنوا میشدیم رفتم جبهه خنجر کشیدم سینه دشمن دریدم هنوزم این صدا در گوشم میپیچد و بیادش هستم
راوی داریوش عرب زاده

شهید محمد جعفر سعیدی ازخودشناسی به خداشناسی رسیده بود روی خودسازی کارکرده بود آنهم درابعاد مختلف اخلاقی وازرذایل اخلاقی نظیر خودبزرگ بینی وبرتربینی بدور بود اهل تکبر ورزی نبود برعکس فروتن وکوچک نفس به معنی حقیقی بود درحفظ بیت المال وشئونات پاسداری وحفظ حرمت لباس سپاه بسیاردقت داشت درصداقت ودلسوزی وشجاعت سعیدی کم نظیربود البته الگویی بود که هرجاخدمت کرده ملاک ومعیار اخلاقی همکارانش بوده است.
شهید اخلاق حسنه ای که اسلام تاکید کرده را کسب کرده بود نرم خو ولی قاطع خیلی ازرزمندگان گناوه بعدازاجرای فرمان امام مقدمات اعزام اولیه راشیوایی سخنان این سردار وجذبه معنوی اومیدانند.

راوی سرهنگ پاسدار طالب احمدی

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

پنج شنبه 7 فروردین 1399  7:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها