مرد شماره يك كربلاي پنج به روايت سردار قاسم سليماني
گروه ويژه نامه ها / حوزه حماسه و مقاومت
89/10/25 - 00:05
شماره:8910240539
ويژه نامه «شب هاي قدر كربلاي 5 »
مرد شماره يك كربلاي پنج به روايت سردار قاسم سليماني
خبرگزاري فارس: حاج قاسم سليماني مي گويد: در آن جا هر كس كنار بود زخميشد. در آن وضعيت ناگهان فردي روي دژ توجه ام را جلب كرد. خوب كه چشمانم را باز كردم شناختمش، «طياري» با سرِ باندپيچي شده آن جا ايستاده بود.
به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاري فارس، سردار حاج قاسم سليماني در يكي از خاطراتش از عمليات كربلاي پنج عنوان مي كند:
در طول عمليات كربلاي پنج، براي سركشي نيروها و كانال ماهي رفته بودم. خدا شاهد است ما از توي كانال تكان نميتوانستيم بخوريم، آن قدر آتش سنگين بود كه تصورش غير ممكن است. چنانچه آنتن بي سيم يك ذره از لبه ي كانال بالا ميزد، حداقل سي تانك همزمان شليك ميكرد.
در آن جا هر كس كنار بود زخميشد. در آن وضعيت ناگهان فردي روي دژ توجه ام را جلب كرد. خوب كه چشمانم را باز كردم شناختمش، «طياري» با سرِ باندپيچي شده آن جا ايستاده بود. فكر كردم نكند موجي شده باشد. انسان عاقل جرأت آن كار را نداشت. او را به حرف گرفتم تا عقل و هوشش را آزمايش كنم. ببينم سرجايش هست يا نه؟ عجب شجاعتي داشت. اصلاً اعتنا به تيرهاي دشمن نميكرد. مثل باران از خط عراق تير ميآمد. ترسيدم طوريش بشود. دستش را گرفتم و او را به دورن كانال كشاندم. كمي با او حرف زدم و توجيهش كردم كه دست از آن كارهاي خطرناك بردارد. همان جا، گروهاني را به او دادم تا به طرف نيروهاي عراقي حركت كند و ادامه عمليات را دنبال كند. بدون درنگ نيروها را از داخل كانال، به سوي عراقي ها حركت داد. نيروها از كنار دژ حركت ميكردند، اما خودش از روي دژ ميرفت.
طياري، آن كارها را ميكرد تا ترس را از وجود نيروها دور كند. آن ها را براي نبردي قهرمانانه آماده سازد. در آن جا جنگ عجيبي در گرفت. تا آن زمان جنگ جانانه آن طور نديده بودم. هيچ وقت توي جنگ، فرماندهي با تهور و شجاعت طياري واقعاً نديده بودم. من در آن جا نديدم اين آدم در مقابل دشمن نيم خيز برود و اعتنايي به گلوله ي دشمن بكند. او به سوي گلوله ميدويد نه پشت به گلوله...
در همان عمليات كربلاي پنج حاج مهدي طياري ناجي عمليات، در محدوده ي لشكر ثارالله بود. عملكرد او بعد از غواص ها، در گرفتن سرپل، كه تاثير بسيار عميقي در سرنوشت كل عمليات داشت، تعيين كننده بود.
ميتوان او و حاج يونس را مردان شماره ي يك كربلاي پنج ناميد. كربلاي پنج، وضع بسيار سخت و نا اميد كننده داشت. عمليات كربلاي چهار با شكست مواجه شده بود. شرايط روحي بدي بوجود آمده بود. بخش از منطقه را انبوهي از ميدان مين پر كرده بود و بخش ديگر از گل و شل كه قابل عبور نبود.
خط اول را سه گردان غواص گرفته بودند. اولين گردان عمل كننده بعد از غواص ها گردان حاج مهدي بود. آن ها ميبايست از يك جنگل پانصد متري سيم خاردار، عبور ميكردند. كار بزرگي بود.
حاج مهدي از ابتداي عمليات، طوري در بي سيم صحبت ميكرد كه انگار نه انگار در خط مقدم، ميان آتش و خون قرار گرفته است. گويي در خيابان هاي جيرفت مشغول حرف زدن و شوخي كردن است. ذره اي ترس و نگراني در وجودش درك نميشد. چنان سرعتي در پيشروي داشت كه تصورش براي انسان دشوار بود.
حاج مهدي در طول عمليات اعتنايي به چپ و راست محدوده ي گردان نداشت. او فقط به فكر كار خود بود و سعي داشت ماموريتش را به نحو احسن هر چه سريعتر انجام بدهد. ما در خط مقدم درگير بوديم و ذهنمان در آن جا بود كه ناگهان حاج مهدي طياري از پشت بي سيم اعلام كرد، من از كانال ماهيگيري عبور كردم. من آن طرف كانال هستم. وقتي خبر را به آقا محسن دادم، طولي نكشيد روي خط بي سيم ما آمد و شروع به تشويق حاج مهدي كرد.
كسي باورش نميشد كه حاج مهدي، از كانال ماهي عبور كرده باشد. همه در شك و ترديد به سر ميبرديم. براي اطمينان، بار ديگر رمز پل را چندين بار براي حاج مهدي تكرار كردم، در آخر گفتم شايد رمز را فراموش كرده باشد، و يا اشتباهي فهميده است. بطور معمولي به حاج مهدي گفتم: طياري از روي پل ماهيگيري عبور كردي؟
طياري از پشت بي سيم گفت: بله، از روي پل ماهي عبور كرده ام آمدم اين طرف.
اشك در چشمان همه جمع شده بود. باور كردنش بسيار دشوار بود به طياري گفتم: خوب، ديگر جلو نرو...
*راوي: حاج قاسم سليماني
ويژه نامه « شب هاي قدر كربلاي 5 » در خبرگزاري فارس(10)-2
تشکرات از این پست